شخصیت های علامه حلی

شخصیت های علامه حلی شخصیت و جایگاه علامـه حلی درون فقه | علامـه حلی کـه بود؟ - گنجینـه پاسخ‌ها - اسلام کوئست - مرجعی ... | روش شناسی کلامـی علامـه حلّی (ره) | زندگی‌نامـه علامـه حلی - جذاب |

شخصیت های علامه حلی

شخصیت و جایگاه علامـه حلی درون فقه

علامـه حلی و فقه مقارن

فقه مقارن و مقایسه ای بـه سه گونـه درون حوزهای علمـیه اسلام یـافت مـی شود: شخصیت های علامه حلی 1. شخصیت های علامه حلی نقل اقوال فقیـهان یک مذهب، شخصیت های علامه حلی 2. شخصیت های علامه حلی نقل فتواهای فقیـهان مذاهب شیعه وسنی بدون آوردن دلیلها. 3. نقل اقوال مذاهب همراه بادلیلها.
مرحوم علامـه درون کتابهای فقهی خود، گونـه سوم را بیشتر پی مـی گیرد وآرای فقیـهان شیعه را کمتر نقل مـی کند ودر مـیان آنان بیشتر از شیخ الطائفة نام مـی برد. این شیوه درون تاریخ فقه، رفته رفته رشد کرده وکتابهای بسیـاری درون این زمـینـه نگاشته شده است. پیدایش وبالندگی فقه مقارن را مـی توان بـه چهار دوره تقسیم کرد وبه بوته بررسی نـهاد.

1. آغاز پیدایش ومکان آن:

آغاز سده پنجم درون بغداد بـه دست توانای سید مرتضی علم الهدی، درون گذشته بـه سال 436 ق. با نگارش کتاب انتصار.

2. دوره کودکی:

نیمـه سده پنجم بـه وسیله شیخ طوسی، درون گذشته بـه سال 460 ق، بانگارش کتاب گسترده مبسوط وخلاف.

3. دوره بالندگی وجوانی:

سده هشتم درون حله بـه خامـه توانایعلامـه حلی، درون گذشته بـه سال 726 ق، با نگارش کتابهای تذکرة الفقهاء ومنتهی المطلب.

4. مرحله بعدی درون دوران معاصر

: درون نجف اشرف بـه دست گروهی از فاضلان واندیشمندان آن حوزه درون سده چهاردهم مانند: سید محمد تقی حکمـی وشیخ محمد جواد مغنیـه لبنانی. خداوند بـه همـه آنان پاداش نیک دهاد.

بهره های فقه مقارن

1. بهرگیری از پژوهشـها وموشکافیـهای علمـی وفکری فقیـهان اسلام.
2. شناساندن وپراکندن توانمندی ومتانت فقه استدلالی شیعه درون جنبه های گوناگون استدلال، اعتبار واستظهار.
3. ایجاد روابط علمـی وفنی مـیان رشته ها وشیوه های مذاهب فقهی اسلام با هدف تبادل اندیشـه ها ودیدگاههای گوناگون.
4. شیوه ای موفق وکار آمد به منظور رشد وبالندگی فقه، چرا کـه با بررسی سره وناسره درون مـیان دیدگاهها ودلیلهای گوناگون وارزیـابی آنـها، ونیز دلیلهای مطرح شده ومطرح نشده، بهتر مـی توان بـه رشد وبالندگی کمک رساند.
5. بیرون کشیدن فقه شیعه از گوشـه نشینی علمـی وبرداشتن این تهمت ناروا کـه آن فقه با مبانی اسلامـی هماهنگ نبوده وبر آمده از کتاب وسنت نیست. هم چنین این تهمت کـه چون دیدگاههای فقیـه شیعیـان با اجماع همـه مذاهب دیگر ناسازگار است، نمـی توان نام اجتهاد وفتوا بر آن نـهاد، بلکه نوعی بدعت گذاری درون اسلام است. از این روی چون با مطرح فقه تطبیقی روشن مـی شود کـه اکثر فروع ومسائل ودیدگاههای شیعیـان با نظر وفتوای برخی از فقیـهان اهل تسنن موافق است، با اجماع ناسازگار نیست. برخی دیگر از دیدگاههایشان هم کـه با هیچ یک از فقیـهان اهل تسنن موافق نیست، بـه دلیلهای معتبر وظواهر کتاب وسنت استناد دارد. به منظور نمونـه، سید مرتضی درون کتاب ارزشمند انتصار (ص 118) مـی گوید کـه شیعیـان را متهم کرده اند کـه بر خلاف اجماع بـه عدم اعتبار شـهادت درون نکاح فتوا داده اند، درون حالی کـه داود، یکی از فقیـهان نامور اهل تسنن، نیز شـهادت را درون نکاح شرط نمـی داند.




[شخصیت های علامه حلی]

نویسنده و منبع | تاریخ انتشار: Thu, 21 Jun 2018 13:51:00 +0000



شخصیت های علامه حلی

علامـه حلی کـه بود؟ - گنجینـه پاسخ‌ها - اسلام کوئست - مرجعی ...

شیخ جمال الدین، شخصیت های علامه حلی ابو منصور، حسن بن یوسف بن على بن مطهر حلّى ملقب بـه علامـه حلّى(ره) درون ماه رمضان سال 648ق درون شـهر حلّه‌ عراق بـه دنیـا آمد[1] و در ماه محرم سال 726ق درون همان شـهر از دنیـا رفت و در یکى از صحن‌هاى روضه امـیر المؤمنین على(ع) درون نجف اشرف دفن گردید.[2] او از علمای برجسته و نامدار جهان اسلام و مذهب شیعه است.
پدر او شیخ سدید الدین یوسف بن على بن مطهر حلّى از علماى برجسته و نامدار و داراى مقام علمى و اجتماعى بود.[3]
تحصیلات و شخصیت علمـی‌
علامـه حلى(ره) ادبیـات عرب، علم فقه، اصول، حدیث و کلام را نزد اساتید بزرگ و نامداری آموخت که تا این‌که درون زُمره دانشمندان قرار گرفت. شخصیت های علامه حلی او هیچ فرصتى را براى تحصیل علم از دست نمـی‌داد و بیشتر وقت خود را صرف تدریس و تألیف مـی‌کرد و حتى زمانى کـه حوادث روزگار او را درون کنار سلطان محمد خدابنده قرار داد، تدریس و تألیف او همچنان استمرار داشت.[4]
شرح‌هاى او بر سه کتاب «منطق تجرید»، «حکمت تجرید» و «شرح اشارات» خواجه نصیر الدین طوسى و نیز دیگر تألیفاتش نشانگر برجستگی علمـی او مـی‌باشد کـه این برتری مورد تأیید معاصرانش نیز بوده است.
علامـه حلی(ره) از نگاه علمای اسلام
در شأن علمى و معنوی علامـه، نقل‌های بسیـارى از علما بـه ما رسیده کـه جمع‌آورى تمامشان نیـاز بـه تألیف کتابى مستقل دارد. شخصیت های علامه حلی اما درون این مختصر بـه گوشـه‌ای از آنـها مـی‌پردازیم:
1. وقتى از خواجه نصیر الدین طوسى(متوفای 672ق) هنگام بازگشت از حلّه درباره مشاهداتش سؤال د درون جواب گفت: شخصیت های علامه حلی «رأیت خرّیتاً ماهراً و عالماً إذا جاهد فاق»؛[5] کـه مقصودش از راهنمای زبردست، «محقق حلّى» و از دانشمند پیروز، «علامـه حلّى» بود.
2. ابن حجر عسقلانی(متوفای 852ق): «ابن یوسف بن مطهر حلّی، عالم شیعه و پیشوا و مؤلف آنان است. او نشانـه خدا درون تیزهوشی بود. کتاب المختصر ابن حاجب را شرح زیبایی نمود... او بسیـار خوش اخلاق و خوش برخورد بود».[6]  
3. سید مصطفی تفرشی(متوفای 1044ق): «علامـه حلی آن قدر فضیلت و شأن و اعتبار دارد کـه بهتر آن هست که توصیف نشود، چون توصیف‌ها و تعریف‌های من چیزی بر شأن او نمـی‌افزاید! او بیش از 70 جلد کتاب دارد کـه هر کدام نشانگر نوعی از فضیلت و نبوغ و علم و دانش اوست».[7]
4. صاحب روضات الجنات (متوفای 1313ق) مـی‌گوید: «چشم زمان بـه مثل و مانند او مزیّن نگشته هست و بال‌هاى امکان بـه سطح بیـان فضائل بسیـارش نمـی‌رسد. از اندیشمندان قبل و بعد او، هیچ شبیـه او نبوده هست و تاکنونى ثناى لایق بـه حال او را نگفته هست اگر چه همـه ثناهایى کـه براى دیگران گفته شده از لقب‌هاى زیبا و علوم شریف همـه را براى او نیز گفته‌اند بعد سزاوار هست که از توصیف او چشم بپوشیم».[8]
5. محدّث نوری(متوفای 1320ق): «علامـه حلی شیخ بزرگوار و جلیل القدر، اقیـانوس علوم، غواص فضائل و حکمت‌ها، حافظ ناموس هدایت و ارشاد، شکننده ناقوس ضلالت، پاسدار حریم دین، زائل کننده آثار فسادگران. او درون جمع علما و دانشمندان اسلام، همانند بدر (ماه شب چهارده) درون مـیان ستارگان مـی‌درخشد و نسبت بـه دشمنان و بدخواهان سیـاه‌دل، شدیدتر از عذاب زهرناک و برنده‌تر از شمشیر مسموم است. او دارنده مقامات فاخره و کرامات درخشان و سعادت‌های ظاهری است. او زبان گویـای فقها و متکلمـین، محدّثین، مفسرین و ترجمان حکما و عرفای سالکین متبحر است. او فردی هست که لقب آیت الله تام و کامل، شایسته اوست. رحمت‌ها و عنایـات خاص خدا شامل حال او باد».[9]
6. سید محسن امـین عاملی(1377ق‏): علامـه حلّى، ملقب بـه «علاّمـه على الإطلاق» گشته هست و هیچ‌در هیچ زمانى چنین لقبى را کـه مورد اتفاق جمـیع علما باشد به‌دست نیـاورده است. لقب «آیة اللّه» را نیز علما بـه او داده‌اند.[10]
اساتید‌ علامـه حلی
1. شیخ سدید الدین حلّى(پدر علامـه)
2. محقق حلّى(دایى علامـه)
3. خواجه نصیر الدین طوسى‌
4. ابن مـیثم بحرانى (شارح نـهج البلاغة)
5. على بن موسی بن طاوس
6. احمد بن موسی بن طاوس
7. نجم الدین جعفر بن محمد بن جعفر، معروف بـه ابن نماى حلّى.[11]
شاگردان‌
علامـه حلی، یکى از علمایى هست که شاگردان زیـادى تربیت کرده است؛ از جمله:
1. فخر المحققین( فرزند علامـه) 2. قطب الدین رازى(شارح شمسیـه) 3. تاج الدین محمد بن قاسم بن معیۀ حسنى حلّى‌ 4. محمد بن على جرجانى‌ 5. تقى الدین ابراهیم بن حسین بن على عاملى‌ 6. جمال الدین حسینى مرعشى.[12]
عصر علامـه حلی
علامـه حلی درون دوران کودکى خویش شاهد ترس و وحشت عظیمى بود کـه بر مردم شـهر حلّه به‌واسطه هجوم مغولان بـه بغداد مسلط شده بود.[13]
فعالیت‌هاى اجتماعى‌
سلطان محمد خدابنده (متوفای ۷۱۶ق)، از سلاطین داراى ذوق سلیم و صفات نیک هست که علم و علما را دوست مـی‌داشت. علما و از جمله علامـه حلّى درون این زمان فرصت خوبى براى نشر معارف اهل بیت پیدا د؛ از این‌رو درون زمان این سلطان، علم و دانش رونق تام و رواج بسیـارى یـافت.[14]
علامـه حلی وقتی از حلّه بـه بغداد مـی‌آید، سلطان محمد بـه دنبال ملاقاتی کـه با او داشته و پس از گفت‌وگوهای علمـی، شیعه مـی‌شود.[15] از آن بـه بعد سلطان شیفته او مـی‌گردد.[16] درون این مدت ظاهراً بـه خواهش و ابتکار علامـه دو مدرسه بـه دستور سلطان ساخته شد؛ یکى درون شـهر سلطانیـه درون کنار قبه عظیم مشـهور بـه قبه سلطانى کـه تا الآن باقى هست و دیگرى مدرسه سیّار کـه در ایـام مسافرت سلطان همراه او حمل مـی‌شد و علامـه و سایر اساتید نیز همراه او درون تمام مسافرت‌هایش حضور داشتند و در این مدرسه بـه تدریس و تألیف اشتغال داشتند.[17]
در اثر تلاش‌هاى علامـه حلی و مصاحبت با سلطان؛ حلّه، جایگاه علمى خویش را باز یـافت و موطن اصلى براى علم و علما گردید و پشتوانـه‌اى براى مدرسه سیّار گشت. حلّه درون این زمان مرکز تشیع شد و علم آن‌قدر شکوفا گردید کـه گفته‌اند درون آن زمان، درون این شـهر چهارصد مجتهد وجود داشته است.[18]
پس از مرگ سلطان محمد خدابنده، علامـه بـه حلّه بازگشت و مشغول تألیف و تدریس و تربیت علما و تقویت مذهب و ارشاد مردم شد.
ابتکار درون احادیث‌
یکى از ابتکارات علامـه حلی تقسیم احادیث بـه اقسامى هست که امروزه نزد علما متداول است. درون قدیم علماى شیعه احادیث را یـا ضعیف مـی‌دانستند و یـا صحیح،[19] ولى علامـه حلّى از جهتى احادیث را بـه صحیح، حسن، موثّق و ضعیف و از جهات دیگر نیز بـه اقسام دیگرى نیز تقسیم مـی‌کند.[20] ناگفته نماند کـه این اقسام بـه نحوى درون کتاب‌هاى اهل سنت قبلاً آورده شده بود، ولى اجراى آن درون احادیث شیعه بـه ابتکار علامـه حلی بود.
ابتکار درون تألیف‌
علامـه حلی(ره) درون زمـینـه‌هاى مختلف علمى، براى مبتدیـان و متوسطان و سطح عالى کتاب نوشته هست و ابتکار او درون این زمـینـه نوشتن کتاب‌هایى درون هر سطح بـه شیوه‌هاى مختلف مـی‌باشد. به منظور نمونـه؛ براى مبتدیـان درون زمـینـه فقه سه کتاب «تبصرة المتعلمـین، إیضاح الأحکام، إرشاد الأذهان» و در سطح متوسط دو کتاب «قواعد الأحکام و تحریر الأحکام» و در سطح عالى سه کتاب «مختلف الشیعة، تذکرة الفقهاء و منتهى المطلب» را نوشته است. این کتاب‌ها هر کدام بـه هدف خاصى نوشته شده هست و از نظر شکل و سیـاق شبیـه همدیگر نیستند. البته تحقیق درباره این‌که هر کدام چه تفاوت‌هایى با دیگرى دارد فرصتى مناسب لازم دارد.
سه کتاب مفصل و استدلالى او نیز هر یک بـه موردى اختصاص دارد؛ درون کتاب «مختلف الشیعة فی أحکام الشریعة» علاوه بر استدلال بر مسائل فقهى، اختلافات درون مذهبى شیعه را درون مسائل بیـان مـی‌کند و در کتاب «تذکرة الفقهاء» بـه اختلاف فرقه‌هاى اسلامى درون این مورد مـی‌پردازد ولى درون کتاب «منتهى المطلب فی تحقیق المذهب» تنـها استدلال را بـه غایت و نـهایت ذکر مـی‌کند. کتاب‌هاى دیگر او درون علوم دیگر مثل اصول فقه و کلام نیز همـین‌گونـه هستند.
تألیفات‌
برخی از تألیفات علامـه حلی، عبارت‌اند از:
1. «إرشاد الأذهان إلى أحکام الإیمان»: این کتاب یک دوره فقه فتوایى مختصر از کتاب طهارت که تا کتاب دیـات مـی‌باشد و در آن از استدلال‌هاى متعارف اثرى دیده نمـی‌شود و مطالب آن بـه صورت منظم و در قالب‌بندی‌هاى خاصى ارائه شده است.
2. «تبصرة المتعلمـین فی أحکام الدین»:‌ شامل مباحث فقهی از طهارت که تا دیـات کـه به صورت فتوا نوشته شده هست و بـه خاطر مختصر بودن و بیـان روان آن از زمان تألیف مورد عنایت علما بوده و شرح‌هاى بسیـارى بر آن نوشته شده است.
3. «تحریر الأحکام الشرعیة على مذهب الإمامـیة»: مؤلف تمام فقه را بر اساس مذهب شیعه و مبانى و ادله فقهى بدون تمسک بـه استدلال و تنـها بـه صورت فتوا طرح کرده است. از لحاظ گستردگى، این اثر حاوى جزئیـات و مسائل و فروعات بسیـارى است.
4. «تذکرة الفقهاء»: این کتاب درباره فقه مقارن[21] درون سطح محدود و معین از خارج مذهب امامـیّه مـی‌باشد و از زمان نگارش آن مرجع مورد اعتمادى براى آگاهى از نظریـات و اختلافات بین علماى اهل تسنن بوده است.  
5. «أجوبة المسائل المـهنائیة»: این کتاب درون موضوع کلام و فقه هست که درون جواب پرسش‌های سید مـهنا بن سنان بن عبدالوهاب جعفری حسینی مدنی عبدلی نوشته شده است.
6. «الألفین»: از معروف‌ترین و متقن‌ترین متون کلامـی شیعه، درون رابطه با امام‌شناسی، بـه ویژه شناختن امامت و حقانیت امام علی(ع) است.
7. «منـهاج الکرامة فی معرفة الإمامة»: علامـه درون این کتاب، با آوردن براهین عقلی و دلایل نقلی فراوان، بـه اثبات حقانیت مذهب شیعه و امامت علی بن ابی طالب(ع) و فرزندانش پرداخته است.
و تألیفات دیگری کـه در کتاب‌های تراجم و کتاب‌شناسی ذکر شده است.[22]

 
[1]. عاملى‏، شیخ حر، أمل ‏الآمل، ج ‏2، ص 81، بغداد، مکتبة الأندلس، 1385ق؛ سبحانی، جعفر، موسوعة طبقات الفقهاء، ج ‏8، ص 77، قم، مؤسسه امام صادق(ع)، 1418ق؛ زرکلی، خیر الدین، الاعلام، ج 2، ص 227، بیروت، دار العلم للملایین، چاپ پانزدهم، 2002م.
[2]. ابن حجر عسقلانی، أحمد بن علی، لسان المـیزان، محقق، أبو غدة، عبد الفتاح، ج 3، ص 215، دار البشائر الإسلامـیة، چاپ اول، 2002م؛ موسوعة طبقات ‏الفقهاء، ج ‏8، ص 81.
[3]. موسوعة طبقات ‏الفقهاء، ج ‏8، ص 77 – 78.
[4]. همان، ص 79.
[5]. امـین عاملى‏، سید محسن، أعیـان ‏الشیعة، ج ‏5، ص 396، بیروت، دار التعارف‏، 1403ق.   
[6]. لسان المـیزان، ج 3، ص 215.
[7]. حسینی تفرشى، سید مصطفى، نقد الرجال، ج ‌2، ص 70، قم، مؤسسه آل البیت(ع)، چاپ اول، 1418ق.
[8]. خوانساری، محمد باقر بن زین العابدین، روضات الجنات فی احوال العلماء و السادات، ج 2، ص 270‌ - 271، قم، اسماعیلیـان، بی‌تا. 
[9]. محدّث نوری، مـیرزا حسین‌، خاتمة المستدرک، ج ‌2، ص 403، قم، مؤسسه آل البیت(ع)، چاپ اول، 1417ق.
[10]. اعیـان الشیعة، ج ‏5، ص 396.
[11]. همان، ص 401 – 402؛ موسوعة طبقات ‏الفقهاء، ج ‏8، ص 77 – 78.
[12]. أعیـان‏ الشیعة، ج ‏5، ص 402؛ موسوعة طبقات ‏الفقهاء، ج ‏8، ص 79.
[13]. ر.ک: اقبال آشتیـانى‏، عباس، تاریخ مغول، ص 507 – 508، تهران، امـیر کبیر، چاپ هشتم، 1384ش؛ صفا، ذبیح الله، تاریخ ادبیـات درون ایران، ج ‏3، بخش‏1، ص 224، تهران، انتشارات فردوس‏، چاپ هشتم، 1378ش.
[14]. ر.ک: مستوفی قزوینی، حمد الله بن ابی بکر بن احمد، تاریخ گزیده، تحقیق، نوایی، عبد الحسین، ص 606 – 611، تهران، امـیر کبیر، چاپ سوم، 1364ش؛ اعتماد السلطنـه‏، محمد حسن خان، تاریخ منتظم ناصرى‏، ج ‏2، ص 609، تهران، دنیـاى کتاب‏، چاپ اول، 1367ش.
[15]. ابن کثیر دمشقی، إسماعیل بن عمر، البدایة و النـهایة، ج 14، ص 144، بیروت، دار إحیـاء التراث العربی، چاپ اول، 1408ق؛ تاریخ مغول، ص 316؛ راوندی‏، مرتضی، تاریخ اجتماعی ایران‏، بحش ‏2، ج ‏8، ص 56، تهران، انتشارات نگاه‏، چاپ دوم، 1382ش.
[16]. ر.ک:‌ أعیـان ‏الشیعة، ج ‏5، ص 399.
[17]. تاریخ مغول، متن، ص 316؛ تاریخ ادبیـات درون ایران، ج ‏3، بخش ‏1، ص 211 – 212.
[18]. أعیـان ‏الشیعة، ج ‏5، ص 401.
[20]. أعیـان ‏الشیعة، ج ‏5، ص 401.
[21]. درون فقه مقارن (مقایسه‌اى) یـا فقه تطبیقى، بـه جمع آورى آرا و مبانى عالمان مذهب یـا مذاهب مختلف اسلامى، بـه منظور سنجش، ارزش‌گذارى و گزینش نظر برتر، پرداخته مـی‌شود.
[22]. ر.ک: أعیـان‏ الشیعة، ج ‏5، ص 403 – 407. 




[شخصیت های علامه حلی]

نویسنده و منبع | تاریخ انتشار: Sat, 21 Jul 2018 19:14:00 +0000



شخصیت های علامه حلی

روش شناسی کلامـی علامـه حلّی (ره)

مقدمـه

1. شخصیت های علامه حلی زندگی‌نامـه و شخصیت علمـی

جمال الدین ابو منصور، شخصیت های علامه حلی حسن بن یوسف بن على بن محمّد ابن مطهر، معروف بـه علامـه حلی درون سحرگاه جمعه بیست و هفتم رمضان سال 648 قمرى درون شـهر حله بـه دنیـا آمد و در سال 726 درون همـین شـهر وفات نمود و در جوار مضجع شریف حضرت علی% بـه خاک سپرده شد.

علامـه حلی از شخصیت های برجسته جهان اسلام ( خوانساری: شخصیت های علامه حلی 1390، 2: 270- 271؛ حر عاملی: 1362، 2: 81) هست که از سوی علمای شیعه و سنی مورد تمجید و تقدیر فراوان قرار گرفته، و تنـهای هست که درون بین علمای امامـیه ملقب بـه لقب علامـه علی الاطلاق گردیده هست (امـین: 1403، 5: 396؛ صفدی: 1381، 13: 85). شخصیت های علامه حلی از ایشان کرامات زیـادی نقل شده هست که از جمله آن مـی‌توان بـه تشرفات مکرر ایشان بـه محضر امام زمان% اشاره کرد (نـهاوندی: 1386، 2: 61، 98؛ طبرسی نوری: 1383، 452؛ قمـی: 1385، 225). علامـه از جمله عالمانی هست که دارای تالیفات زیـادی درون علوم و فنون مختلف بوده بـه طوری کـه تا پانصد کتاب بـه خط خود علامـه غیر از کتاب هایی از ایشان کـه به خط دیگران مـی‌باشد نقل شده هست (طریحى: 1416، 6: 123). درون مباحث کلامـی نیز آثار متعددی بـه رشته‌ی تالیف درون آورده هست که از مـهم‌ترین آنـها مـی‌توان کتاب «کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد»، «انوار الملکوت فی شرح الیـاقوت»، «کشف الفوائد فی شرح قواعد العقائد»، «منـهاج الکرامة فی معرفة الامامة»، «نـهج الحق و کشف الصدق»، «کتاب الألفین الفارق بین الصدق و المـین»، «نـهایة المرام فی علم الکلام»، «الباب الحادی عشر»، «نـهج المسترشدین فی أصول الدین»، «تسلیک النفس إلی حظیرة القدس»، «معارج الفهم فی شرح النظم» و... نام برد.

2. روش تالیفی و تدوینی علامـه حلی

تالیفات کلامـی ایشان بـه دو قسم تقسیم مـی‌شود:

الف. آثاری کـه شرح کتب متکلمـین قبل مـی‌باشد. مثل کتاب «کشف المراد» و «کشف الفوائد» کـه به ترتیب شرح کتاب تجرید الاعتقاد و قواعد العقائد خواجه نصیر طوسی بوده، و «انوار الملکوت» کـه شرح «الیـاقوت فی علم الکلام‏» ابو اسحاق ابراهیم بن نوبخت مـی‌باشد.

ب. آثاری کـه تالیف خود ایشان مـی‌باشد: «نـهایة المرام فی علم الکلام»، «نـهج الحق و کشف الصدق»، «الباب الحادی عشر»، «منـهاج الکرامة»، «کتاب الألفین»، «نـهج المسترشدین فی أصول الدین» و...

در مـیان آثار ایشان «نـهایة المرام فی علم الکلام» از جامع ترین کتب علامـه است؛ ولی همـه اجزا و مجلدات آن درون دسترس نمـی‌باشد..

در بین آثار دیگر ایشان کتاب «کشف المراد» و «کشف الفوائد» و «انوار الملکوت» از جامعیت بیشتری برخوردار هست که درون بین آنـها کتاب «کشف المراد» از جامع ترین کتب کلامـی علامـه حلی و اولین و مـهمترین شرح بر کتاب تجرید الاعتقاد خواجه طوسی مـی‌باشد کـه به اعتراف برخی از شارحانِ دیگر تجرید اگر این شرح نبود مراد خواجه دانسته نمـی‌شد (ر.ک: همو: 1413 ب، 3).

با توجه بـه تقسیم آثار علامـه بـه آثار شرحی و تألیفی، چینش مباحث هر کدام از این ها بـه شرح ذیل مـی‌باشد:

الف. آثار شرحی

کتاب «انوار الملکوت» درون قالب پانزده مقصد کـه چهار مقصد آن مربوط بـه امور عامـه و یـازده مقصد دیگر شامل مباحث اثبات صانع، صفات الهی، عدل، آلام و اعواض، افعال قلوب، تکلیف، لطف، وعد و وعید، نبوت و امامت است. شارح علامـه بر خلاف مولف کـه تنـها بـه مـهمترین مباحث و آراء کلامـی بدون ذکر قائلین آنـها پرداخته است، علاوه بر رفع این نقیصه با مشخص نمودن منتسبین آنـها، با اضافه مطالب مفید و ضروری و شرح و توضیح آنـها بـه وزانت علمـی آن افزوده است.

کتاب «کشف الفوائد» درون قالب یک مقدمـه مربوط بـه امور عامـه و پنج باب شامل اثبات صانع، صفات و افعال الهی، نبوت، امامت و وعد وعید تدوین یـافته است.

کتاب «کشف المراد»، درون شش مقصد: امور عامـه، جواهر و اعراض، اثبات صانع و صفات و آثار او، نبوت، امامت و معاد تالیف شده است.

ب: آثار تألیفی

این آثار نیز با توجه بـه پرداختن بـه تمام مباحث کلامـی یـا برخی از مسائل خاص، بـه تألیفات جامع و تألیفات غیر جامع (مختص بـه مسائل خاص) تقسیم مـی‌شود، کـه البته تألیفات جامع نیز بـه دو گونـه مـی‌باشد: آثاری کـه از مباحث معرفت شناسی و فلسفی شروع شده است:

1. تألیفات جامع

1-1. کتاب «نـهایة المرام فی علم الکلام» جامع ترین کتاب کلامـی علامـه (رک: علامـه حلی: 1419، 1: 5) کـه از آن، تنـها مباحث مر بوط بـه امور عامـه کـه در سه جلد نگاشته شده هست در دسترس مـی‌باشد.

2-1. «تسلیک النفس إلی حظیرة القدس» مشتمل بر نـه مرصد بوده کـه چهار مرصد اول آن مربوط بـه مباحث معرفت شناسی و امور عامـه فلسفی، و مراصد دیگر درباره اثبات واجب و صفات آن، عدل الهی، نبوت، امامت و معاد مـی‌باشد.

3-1. «مناهج الیقین فی اصول الدین» مشتمل بر دوازده منـهج کـه سه منـهج اول آن مربوط بـه امور عامـه، و مناهج دیگر بـه ترتیب درون مورد اثبات واجب و بیـان صفات ثبوتی و سلبی، عدل، نبوت، امامت، معاد، وعد و وعید، اسماء و احکام و امر بـه معروف و نـهی از منکر است.

4-1. «معارج الفهم فی شرح النظم» مشتمل بر هفت باب، کـه باب اول و دوم آن درون زمـینـه مباحث معرفت شناسی و فلسفه، و ابواب دیگر بـه ترتیب بـه مباحث اثبات واجب و صفات آن، عدل، نبوت، امامت و معاد پرداخته است.

5-1. «نـهج الحق و کشف الصدق» درون هشت مساله: ادراک، نظر، صفات الهی، نبوت، امامت، معاد، اصول فقه و فقه تدوین شده است. این کتاب بـه درخواست سلطان محمد خدابنده نگاشته شده (مقدمـه، 38)، و با توجه بـه سیطره‌ی افکار اهل سنت خصوصا اشاعره، غالبا بـه نقد آن دسته از آراء و عقاید عامـه کـه مخالف بدیـهیـات و منجر بـه سفسطه مـی‌شده، پرداخته هست (مقدمـه، 37- 38) لذا بدون اشاره بـه اثبات صانع بـه تفصیل وارد مباحث صفات الهی و امامت شده، و بقیـه مباحث را بـه اختصار مطرح نموده است.

 6-1. کتاب «الباب الحادی عشر» بـه صورت خلاصه و بدون پرداختن بـه مباحث معرفت شناسی و فلسفی درون یک مقدمـه و شش فصل نگاشته شده، و به ترتیب مشتمل بر مباحث اثبات واجب الوجود، صفات ثبوتیـه و سلبیـه، عدل، نبوت، امامت و معاد است.

7-1. «الأسرار الخفیة فی العلوم العقلیة» مشتمل بر منطق، طبیعیـات و الهیـات مـی باشد. بخش منطق درون پنج مقاله- و هر کدام مشتمل بر چندین مبحث- است. طبیعیـات و الهیـات نیز درون شش مقاله، و هر مقاله درون چندین مبحث تنظیم شده است. تمامـی مباحث مـهم منطقی و طبیعی و الهیـاتی درون این کتاب مطرح شده است.

2. تالیفات غیر جامع

کتاب «منـهاج الکرامـه»، «کتاب الألفین» و «کشف الیقین فی فضائل امـیرالمومنین» درون خصوص مسئله امامت نگاشته شده‌اند. درون این مـیان، کتاب «منـهاج الکرامة» چنانکه خود مولف درون مقدمـه کتاب بیـان کرده هست به صورت خلاصه بـه دلائل و رئوس مطالب امامت درون قالب شش فصل، بـه بیـان عقیده مذاهب اسلامـی درون باره امامت، وجوب متابعت از عقیده امامـیه، ادله امامت ائمـه علیـهم السلام، و عدم صحت امامت خلفای دیگر و نقد دلایل آنـها پرداخته است.

 اما کتاب «الألفین» علاوه بر دارا بودن غالب مطالب منـهاج الکرامة، آن گونـه کـه از مقدمـه آن برمـی آید مـی‌بایست بر اساس مباحثی کـه مشتمل بر یک مقدمـه، دو گفتار (که حاوی هزار دلیل عقلی و نقلی بر امامت امـیر المومنین علی علیـه السلام و هزار دلیل دیگر بر ابطال شبهات منکرین باشد و دلایلی درون اثبات امامت ائمـه دیگر)، و یک خاتمـه تدوین مـی‌گشت، ولی علامـه بعد از بیـان مقدمـه، بدون اشاره بـه دو گفتار مذکور، شروع بـه بیـان دو هزار دلیل بر وجوب عصمت امام کرده و پس از اتمام هزار دلیل نخست و شروع درون هزار دلیل دوم بـه خاطر پرهیز از اطاله کلام تنـها بـه سی و هشت مورد اکتفا کرده و بدون ذکر خاتمـه، کتاب را بـه اتمام رسانده است.

و اما «کشف الیقین فی فضائل امـیرالمومنین» را درون پاسخ بـه درخواست سلطان محمد خدابنده مبنی بر نگارش کتابی درون فضایل امـیر المومنین بـه صورت مختصر درون ضمن یک مقدمـه و چهار فصل بـه رشته تحریر درون آورده است: فضایل آن حضرت قبل از ولادت؛ بعد از ولادت که تا بلوغ؛ از بلوغ که تا شـهادت؛ بعد از شـهادت.

نکته قابل ذکر درون مـیان آثار ایشان این هست که علامـه درون آثاری مانند: «کشف المراد»، «کشف الفوائد»، «انوار الملکوت»، «مناهج الیقین»، «تسلیک النفس إلی حظیرة القدس»، «معارج الفهم فی شرح النظم»، «نـهج الحق و کشف الصدق» غالبا بـه روش عقلی بحث کرده، و در آثاری مانند «کشف الیقین فی فضائل امـیر المومنین» روش نقلی، و در دیگر آثارش مانند: «منـهاج الکرامة» و «الألفین» تلفیقی از روش عقلی و نقلی را درپیش گرفته است.

3. کارکرد علوم درون مباحث کلامـی

از آن جا کـه علوم بـه دو دسته عقلی و نقلی قابل تقسیم مـی‌باشند نقش هر کدام از این علوم درون مباحث کلامـی علامـه بـه صورت جداگانـه مورد بررسی قرار مـی‌گیرد.

3-1. علوم عقلی

3-1-1. منطق

علامـه حلی علاوه بر اینکه درون علم منطق صاحب نظر بوده و دارای تالیفات متعدد و گران سنگی هم چون «الجوهر النضید فی شرح منطق التجرید»، «القواعد الجلیة فی شرح الرسالة الشمسیة»، «النور المشرق فی علم المنطق‏»، «نـهج العرفان فی علم المـیزان‏»، « الدرّ المکنون فی علم القانون‏» درون این زمـینـه مـی‌باشد (ر.ک: امـین : 1403، 5: 405- 406)، درون مکتوبات کلامـی خویش غالبا بـه صورت کاربردی از مباحث منطقی مختلفی همانند: انواع حجت های منطقی (قیـاس، تمثیل، استقراء) استفاده نموده است، چنانکه از نظر ماده استدلال نیز از صناعات متنوعی مثل برهان، جدل و خطابه بهره گرفته است. درون اینجا نمونـه هایی را بازگو مـی‌کنیم:

1. برهان سبر و تقسیم: درون این برهان فرضیـه ها و اقوال مختلف درون مسئله درون نظر گرفته مـی‌شود سپس با بررسی و نقد یکایک احتمالات، یکی از آنـها اثبات شده و سایر احتمالات ابطال مـی‌شود. (جرجانی: 1370، 51)

برای نمونـه، علامـه درون اثبات ضرورت وجود امام معصوم، تمام فروض و احتمالات درون باره عوامل حفظ شریعت (کتاب، سنت، اجماع، قیـاس، امام معصوم) را ذکر نموده، و با ابطال همـه موارد بـه جز فرض اخیر، مدعای خود را اثبات مـی‌کند. (همو: 1423، 1: 109؛ همو: 1363، 61، 205).

2. قیـاس اقترانی: درون مبحث علم الهی، بـه شیوه قیـاس اقترانی (= قیـاسی کـه در مقدمات آن بـه نتیجه یـا نقیض آن تصریح نشده است)، با محکم و متقن دانستن افعال الهی عالم بودن حضرت حق را ثابت مـی‌کند. (همو: 1363، 63؛ همو: 1413 ج، 136، 143).

3. قیـاس استثنایی: درون باب نفی جسم داشتن خدا، بـه شیوه قیـاس استثنایی متصل چنین استدلال نموده هست که اگر خدا جسم بود قادر بـه خلق اجسام نبود، ولی تالی باطل هست پس مقدم نیز باطل است. (همو: 1363، 77، 81، 83، 89، 106، 167) ؛ (همو: 1413 ج، 141، 144، 248). و برای نفی تحیّز از ذات الهی بـه شیوه قیـاس استثنایی منفصل مـی فرماید: اگر خداوند متحیز باشد یـا قابل تقسیم هست یـا نـه، و تالی بـه هر دو قسمش باطل است؛ زیرا یـا مستلزم جسم بودن خداوند هست که قبلا بطلان آن روشن شد، و یـا مستلزم این هست که خداوند، کوچکترین موجودات باشد کـه بطلانش واضح است، بنابر این خداوند متحیز نیست. (همو: 1363، 79، 95).

4. تمثیل: علامـه بـه شیوه تمثیل (= اثبات حکمـی به منظور یک جزئی بـه خاطر ثبوت آن درون جزئی دیگری کـه مشابه با جزئی اول است) نیـاز عالَم بـه مُحدِث را از طریق تشبیـه عالَم بـه افعال انسانـها اثبات مـی‌نماید؛ یعنی همچنانکه افعال انسانی نیـازمند فاعل هست عالَم نیز نیـاز بـه فاعل و محدثی دارد. (همو: 1982، 114؛ همو: 1363، 197).

5. برهان خلف: درون مبحث ازلیت قدرت الهی، بـه شیوه برهان خلف (= قیـاسی کـه مطلوب را با ابطال نقیض ثابت مـی‌کند) با ابطال حادث بودن قدرت الهی، قدیم بودن آن را ثابت مـی‌کند. (همو: 1363، 160) .

3-1- 2. معرفت شناسی

گرچه معرفت شناسی بـه صورتی کـه امروزه بـه عنوان شاخه مستقلی از علوم انسانی مطرح هست در دوره های پیشین سابقه نداشته، ولی متکلمان اسلامـی درون آغاز مسائل کلامـی خود یـا درون مناسبت های دیگر، پاره‎ای از مسائل معرفت شناسی را مورد بحث قرار داده‎اند. مرحوم علامـه نیز درون کتب مختلف خود متعرض برخی از مباحث معرفت شناسی شده است. از باب نمونـه بـه مسئله ملاک صدق و کذب قضایـا پرداخته هست (همو: 1413 ب، 70؛ همو: 1419، 2: 234- 238)، و از ادراحوه شکل گیری آن، اصول و فروع آن، و نحوه بـه وجود آمدن کلیـات ضروری وبی سخن گفته هست (همو: 1982، 39-50). همچنین از رویت و شرایط تحقق آن، و وجوب رؤیت درون صورت تحقق شرایط آن، و اینکه حواس پنج گانـه ابزارهای معرفت حسی بـه شمار مـی‌آیند، سخن گفته (همو: 1982، 40- 41)، و در بحث نظر و وجوب عقلی آن، یکی از ابزارهای معرفتی انسان را عقل مـی‌داند. (همان، 50- 51)

3-1-3. فلسفه

علامـه از زمره متکلمان عقل گرای فلسفی بـه حساب مـی‌آید کـه به تبعیت از استاد خود خواجه نصیرالدین طوسی علاوه بر وارد مسائل فلسفی، و مقدمـه و مبادی قرار آنـها درون اکثر آثار خود، درون لابهمسائل کلامـی نیز از مسائل و مفاهیم فلسفی استفاده نموده است. بـه عنوان نمونـه: درون بحث اثبات واجب تعالی، با تقسیم موجود بـه واجب و ممکن، درون هر حال وجود واجب را ضروری مـی‌داند. (همو: 1365، 1) همچنین ممکن بودن همـه مقدورات را مناط تعلق قدرت الهی بـه آنـها مـی‌داند. (همو: 1365، 3؛ همو: 1426، 146؛ همو: 1386، 239) و نیز درون اثبات صفت سرمدیت از وجوب وجود الهی استفاده مـی‌کند. (همان، 4؛ همو: 1374، 51)

3-1-4. ریـاضیـات، هیئت و طبیعیـات

با توجه بـه جامعیت علامـه نسبت بـه علوم مختلف، به منظور اثبات یـا ابطال یک مدعا درون موارد لزوم، از سه علم فوق بهره گرفته است. از باب مثال، درون حوزه ریـاضیـات، از خواص اعداد (همو: 1419، ‏1: 627)، و در علم هیئت از اوصاف اجسام فلکیـه (همو: 1413 ب، 157) ؛ (همو: 1415، 220)، و در طبیعیـات از ویژگی عناصر بسیطه (همو: 1413 ب، 159) بهره گرفته است.

3-2. علوم نقلی

3-2-1. ادبیـات

نگارش کتب ادبی مثل «بسط الکافیـه» و «المقاصد الوافیة بفوائد القانون و الکافیة» (ر.ک: امـین : 1403، 5: 406) از سوی علامـه نشانگر تسلط ایشان بـه مباحث ادبی مـی‌باشد. ایشان درون ضمن مباحث کلامـی بـه اقتضای حال، درون مباحث ادبی نیز ورود کرده و از انـها درون تبیین مسائل کلامـی استفاده نموده است:

آیـه ولایت: علامـه از دلالت لفظ «انّما» بر حصر نزد اهل لغت، و دلالت لفظ «ولی» بر معنای اولی بـه تصرف استفاده کرده و در نتیجه دلالت آیـه ولایت (ماده: 55) بر ولایت امـیر مومنان% را تام مـی‌داند. (همو: 1363، 225؛ همو: 1379، 117؛ همو: 1982، 172؛ همو: 1413 ب، 190، 191)

آیـه تطهیر: درون آیـه تطهیر (احزاب: 33) نیز ایشان با تاکیدی دانستن لفظ «انما» و «لام» جنس بر واژه «رجس» و اختصاص خطاب بـه اهل بیت علیـهم السلام و تکرار و تاکید واژه طهارت، عصمت و در نتیجه ولایت امـیر المومنین% را اثبات مـی‌کند. (همو: 1379، 121)

رویت خدا: ایشان با رد نظریـه اشاعره کـه در آیـه شریفه «إلی ربّها ناظرة»- کـه «نظر» مقرون بـه «إلی» را مفید رویت دانسته و در نتیجه خدا را قابل دیده شدن مـی‌دانند- معتقد هست «نظر» مقرون بـه «إلی» مفید رویت نبوده لذا آیـه را حمل بر انتظار نعمت های الهی مـی‌داند. (همو: 1363، 84؛ همو: 1413 ج، 210؛ همو: 1413 ب، 49)

ماهیت ایمان: علامـه با توجه بـه معنای لغوی ایمان، ماهیت ایمان را تصدیق مـی‌داند (همو: 1363، 180)

حدیث غدیر: ایشان درون این حدیث نیز با توجه بـه تقدم جمله «ألست» بر جمله «من کنت مولاه...» معنای مولی را منحصر درون اولی بالتصرف مـی‌داند. (همو: 1363، 220، 221؛ همو: 1982، 173؛ همو: 1413 ب، 192)

وجوب متابعت از امام: ایشان یکی از دلایل وجوب متابعت از امام را دلالت لغوی واژه «امام» بری کـه در امور بـه او اقتدا مـی‌شود مـی‌داند. (همو: 1423، 1: 112)

ابدی نبودن شریعت حضرت موسی%: ایشان منکر دلالت لفظ «ابدا» درون روایتی کـه یـهودیـان آن را دلیل دائمـی بودن شرعشان مـی‌دانند مـی‌باشد، و با چندین شاهد دلالت این لفظ بر ابدیت را رد مـی‌کند. (همو: 1413 ب، 175)

3-2-2. تاریخ

علامـه اگر چه درون زمـینـه تاریخ کتاب مستقلی ندارد اما درون مباحث کلامـی خصوصا نبوت و امامت از مباحث تاریخی بـه وفور استفاده کرده است.

معجزات پیـامبر6: ایشان یکی از دلایل نبوت پیـامبر اکرم6 را صدور معجزات فراوان مـی‌دانند، مانند: جوشیدن آب فراوان از بین انگشتان حضرت، برگشتن آب چاه حدیبیـه با تیر آن حضرت و.... (همو: 1413 ب، 167- 172).

شان نزول: همجنین بعضی از وقایع تاریخی را درون بیـان شان نزول آیـات مطرح نموده‎اند، مانند اراده نابغه به منظور مسلمان شدن بعد از شنیدن آیـات قرآن کـه با ممانعت ابو جهل روبرو مـی‌شود و آیـه شریفه «إِنَّهُ فَکر وقدّر...» را ناظر بـه این جریـان مـی‌داند. (همو: 1413 ب، 172- 173).

احوالات پیـامبران: درون احوالات پیـامبران نیز بـه برخی از احکام مختص بـه هر یک از آن حضرات اشاره نموده است. (همو: 1413 ب، 174، 175).

امامت: درون بحث امامت نیز با بیـان وقایع تاریخی بـه شرح احادیث مربوط بـه ولایت امـیر المو منین%، همچون واقعه غدیر و استخلاف حضرت علی% درون مدینـه و... پرداخته هست (همو: 1413 ب، 191).

معجزات ائمـه: درون مباحث مربوط بـه افضلیّت ائمّه (ع) نیز با بیـان معجزاتی از ایشان درون صدد اثبات امامت آنـها برآمده است. (همو: 1413 ب، 194-195).

مطاعن: ایشان با نقل برخی از مطاعن مخالفین عدم صلاحیّت آنـها به منظور امامت را روشن مـی‌نمایند. (همو: 1982، 262- 372؛ همو: 1413 ب، 196- 211).

غزوات: به منظور اثبات افضلیت علی% بر سایر صحابه از وقایع تاریخی غزوات صدر اسلام و جانفشانی آن حضرت درون جنگ های مختلف بهره‌اند. (همو: 1413 ب، 213- 215).

3-2-3. اصول فقه

از آنجا کـه مسائل علم کلام بـه دو دسته عقلی و نقلی تقسیم مـی‌شوند و در مسائل نقلی قواعد اصول فقه نقش اساسی دارد لذا نتایج مباحث اصول فقه همچنان کـه در غالب رشته های علوم اسلامـی کاربرد دارد درون علم کلام نیز مورد استفاده واقع مـی‌شود. علامـه نیز با توجه بـه تسلطی کـه به اصول فقه داشته، علاوه بر آوردن برخی از مباحث اصول فقه بـه صورت مجزا درون کتب کلامـی خود (همو: 1982، 379) درون سایر کتب و مباحث کلامـی خود نیز از مباحث اصول فقه استفاده نموده است. درون این باره از باب نمونـه بـه مواردی اشاره مـی‌شود:

1. حجیت اخبار متواتر (همو: 1982، 397، 398؛ همو: 1363، 185، 186، 190؛ همو: 1413 ب، 191، 192، 238)؛ 2. حجیت ظواهر کلام متکلم: (همو: 1982، 278، 288)؛ 3. حرمت اجتهاد درون برابر نص (همو: 1982، 279، 288، 295)؛ 4. قیـاس و بطلان آن (همو: 1982، 402؛ همو: 1363، 205؛ همو: 1423، 1: 109، 115؛ همو: 1413 ب، 185)؛ 5. حجیت ظواهر کتاب (همو: 1982، 156؛ همو: 1413 ب، 31)؛ اطلاق (همو: 1982، 172)؛ 6. قاعده لا ضرر: (همو: 1363، 120)؛ 7. حجیت اجماع (همان، 121؛ همو: 1413 ب، 192، 239؛ همو: 1413 ب، 31)؛ 8. حقیقت و مجاز (همو: 1423، 1: 97)؛ 9. الفاظ عموم: (همو: 1423، 117)؛ 10. عدم حجیت خبر واحد: (همو: 1423، 1: 115؛ همو: 1363، 205).

4. جایگاه معرفت عقلی درون روش کلامـی علامـه حلی

علامـه عقل را قوه‎ای درون نـهاد انسان مـی‌داند کـه علوم بدیـهی درون صورت سلامت حواس از آن ناشی مـی‌شود (همو: 1426، 81). او با تاکید بر حجیت عقل (همو: 1426، 87) و به کمک آن، بـه تبیین مسائل کلامـی پرداخته است.

با لحاظ تقسیم عقل بـه عقل نظری و عقل عملی، و نیز با توجه بـه تقسیم مسائل اعتقادی بـه سه دسته‌ی: الف) مسائلی کـه اثبات وحی و دلیل نقلی متوقف بر آنـهاست؛ ب) مسائلی کـه اثبات وحی و دلیل نقلی متوقف بر آنـها نیست ولی عقل توان درک آنـها را دارد؛ ج) مسائلی کـه اثبات وحی و دلیل نقلی متوقف بر آنـها نیست و عقل توان درک آنـها را ندارد؛ اینک جایگاه و کارکرد عقل از دیدگاه علامـه مورد بررسی قرار مـی‌گیرد:

4-1. عقل نظری

4-1-1. دسته اول (مسائل عقلی کـه اثبات وحی و دلیل نقلی متوقف بر آنـهاست)

برخی از مباحثی کـه نقل و وحی متوقف بر آنـها بوده و لذا علامـه بر آنـها دلیل عقلی اقامـه نموده است، عبارتند از: وجوب نظر (همو: 1426، 86، کشف الفواید، 92؛ همو: 1982، 50)، اثبات صانع (همو: 1413 ب، 9؛ همو: 1413 ج، 146؛ همو: 1363، 59)، صفات الهی (همو: 1413 ب، 11- 55؛ همو: 1413 ج، 158- 224؛ همو: 1363، 61- 96؛ همو: 1982، 53- 72)، ضرورت نبوت، (همو: 1363، 183؛ همو: 1413 ج، 284؛ همو: 1413 ب، 154)، لزوم وجود امام (همو: 1413 ب، 181؛ همو: 1413 ج، 297 -298؛ همو: 1363، 202؛ همو: 1423، 1: 48؛ همو: 1379، 31) عصمت انبیـا (همو: 1413 ب، 155؛ همو: 1363، 196؛ همو: 1413 ج، 299؛ همو: 1982، 157- 158).

4-1-2. دسته دوم (مسائلی کـه اثبات وحی و دلیل نقلی متوقف بر آنـها نیست و عقل توان درک آنـها را دارد).

از جمله مواردی کـه علامـه از استدلال عقلی درون آنـها بهره گرفته هست عبارتند از: عصمت ائمـه (همو: 1413 ب، 184؛ همو: 1363، 204؛ همو: 1413 ج، 299؛ همو: 1982، 164؛ همو: 1379، 113- 115؛ همو: 1423، 105 بـه بعد) وجوب معاد (همو: 1413 ب، 243)، وجوب نص بر امام (همو: 1413 ب، 187) ثواب و عقاب (همان، 261) فاعل بودن انسان (همو: 1418، ص34) محال بودن رویت خدا (همو: 1413، 7) واحد بودن خدا (همو: 1413، 35).

4-2. عقل عملی

4-2-1. دسته اول (مسائلی کـه اثبات وحی و دلیل نقلی متوقف بر آنـهاست).

 مواردی همچون: حسن و قبح عقلی (همو: 1413 ب، 59؛ همو: 1413 ج، 248؛ همو: 1363، 105؛ همو: 1982، 82) و عدل الهی (همو: 1363، 105) از مسائلی هستند کـه اثبات وحی و نقل متوقف بر آنـهاست.

4-2-2. دسته دوم (مسائلی کـه اثبات وحی و دلیل نقلی متوقف بر آنـها نیست ولی عقل توان درک آنـها را دارد).

تکلیف بـه محال (همو: 1982، 385) مخاطب شرایع بودن کفار (همان، 383) استحقاق ثواب و عقاب (همان، ص377؛ همو: 1413 ب، 262) جبر و اختیـار، هدایت و ضلالت، تکلیف. (همو: 1413 ب، 62، 69، 92- 93، 96؛ همو: 1982، 85؛ همو: 1413 ج، 249) از جمله ی مسائلی‎اند کـه عقل و نقل متوقف بر آنـها نبوده ولی عقل توان درک آنـها را دارد.

علامـه دلالت عقل را از دلالت سایر منابع قوی تر شمرده و در صورت ناسازگاری اخبار با دلایل عقلی درون صورت تاویل پذیری آنـها را تاویل (همو: 1413 ج، 203، 207، 273؛ همو: 1363، 81، 84؛ همو: 1413 ب، 49، 76، 249، 276، 280) و در صورت تاویل ناپذیری آنـها را مردود شمرده است. (همو: 1982، 142- 157)

البته ایشان کارایی عقل را درون برخی حوزه ها ناتمام دانسته و آن را محتاج شرع مـی‌داند (همو: 1363، 205، 18؛ همو: 1413 ب، 152؛ همو: 1413 ج، 274؛ همو: 1982، 82)

5. معرفت نقلی درون روش کلامـی علامـه حلی

علامـه همچون سایر علما اسلام منقولات را یکی از منابع معرفتی بـه شمار مـی‌آورد و در آثار کلامـی خود نیز بـه وفور از آن استفاده مـی‌نماید. البته با این تفاوت کـه حجیت قرآن را پذیرفته (همو: 1982، 386؛ همو: 1379، 115) ولی حجیت اخبار و روایـات معصومـین: و اجماع را بـه صورت مطلق نمـی‌پذیرد بلکه شرایطی به منظور پذیرش آنـها مطرح مـی‌نماید.

ایشان با تقسیم اخبار بـه متواتر و آحاد، حجیت خبر متواتر لفظی و معنوی (همو: 1363، 186؛ همو: 1379، 177) و مفید علم بودن آن را از بدیـهیـات مـی‌داند، مانند علم بـه وجود بقراط و غیره (همو: 1982، 397؛ همو: 1363، 186؛ همو: 1413 ج، 306؛ همو: 1413 ب، 231، 238، 192) اما اخبار آحاد را مفید ظن دانسته و حجیت آن را بـه صورت مطلق نمـی‌پذیرد. (همو: 1982، 397؛ همو: 1413 ب، 197؛ همو: 1413 ج، 314؛ همو: 1363، 186) ایشان اخبار آحادی کـه مقرون بـه قرائن اطمـینان آور باشند- مثلا راویـان آن عادل باشند (همو: 1982، 397- 398؛ همو: 1401، 49)- و مخالف با صریح قرآن نباشند (همو: 1982، 268؛ همو: 1401، 31) را مفید علم مـی‌داند.

در مبحث حجیت اجماع نیز کـه نوعی معرفت نقلی بـه حساب مـی‌آید ایشان درون آثار کلامـی خود از سه نوع اجماع سخن بـه مـیان آورده است:

الف) اجماع تمام عقلاء: کـه آن را حجت دانسته و در مباحث کلامـی درون موارد متعدد بـه آن استناد مـی‌کند (همو: 1982، 41؛ همو: 1423، ‏1: 55؛ همو: 1413 الف، 18) کـه البته چنین اجماعی درون غیر ضروریـات رخ نمـی‌دهد.

ب) اجماع عترت: کـه در برخی از آثار خود آن را طرح نموده و آن را قول معصوم دانسته و حجت مـی‌داند. (همو: 1982، 387)

ج) اجماع امت اسلامـی (اجماع اصطلاحی): ایشان اجماع امت اسلامـی را از آن جهت کـه کاشف از قول معصوم مـی‌داند حجت دانسته (همو: 1413 ب، 184؛ همو: 1413 الف، 19) و همچنین حجیت آن را درون صورتی کـه دارای دلیل باشد مـی‌پذیرد (همو: 1379، 183) ولی اگر خالی از قول معصوم باشد حجت نمـی‌داند. (همو: 1363، 205؛ همو: 1413 ب، 184).

علامـه درون برخی از مسائل درون دینی مانند اثبات امامت معصومـین علیـهم السلام از عقل و نقل استفاده نموده است. (همو: 1413 ب، 35، 238؛ همو: 1418، 34؛ همو: 1415، 491) و در پاره‎ای از مسائل کـه عقل از اثبات آنـها عاجز هست فقط از نقل استفاده نموده است. (همو: 1363، 180؛ همو: 1413 ب، 258؛ همو: 1386، 574) .

6. شیوه مواجهه علامـه با فرق و آراء کلامـی

علامـه با توجه بـه تسلطی کـه به آراء و اقوال ادیـان و سایر مذاهب داشته هست در کنار تبیین عقاید شیعه بـه نقد و بررسی آراء عالمان و نظریـه پردازان آنـها نیز پرداخته است. ابتدا آرا و نظریـات ایشان درباره ادیـان و مکاتب گوناگون و سپس درون مورد فرق و مذاهب مختلف بررسی مـی‌شود.

6-1. ادیـان و مکاتب

آنچه کـه از بررسی آثار و تالیفات علامـه بـه دست مـی‌آید این هست که ایشان با طرح برخی از آراء و نظریـات ادیـان مختلف با شیوه های متعدد بـه نقد و بررسی هر کدام از آنـها پرداخته است.

به عنوان مثال درون مبحث نبوت بـه دیدگاه آیین یـهود درون باره نسخ شرایع اشاره نموده و در نقد و بررسی آن درون برخی از آثار خود بـه صورت عادی (همو: 1413 ب، 173؛ همو: 1386، 450) و در برخی دیگر نیز بـه صورت تحقیر آمـیز نظریـه آنـها را رد نموده است. (همو: 1363، 197).

و درون مبحث امتناع حلول خداوند (همو: 1363، 80؛ همو: 1426، 152؛ همو: 1413 ب، 39؛ همو: 1415، 320)، اقانیم سه گانـه (همو: 1426، 152، 160؛ همو: 1363، 198؛ همو: 1386، 364، 380) و نبوت خاصه (همو: 1413 ب، 176) نیز نظر مسیحیـان را مطرح و نقد نموده است، کـه برخی از آنـها بـه صورت تحقیر آمـیز مـی‌باشد. (همو: 1413 ب، 39)

و درون مباحثی همچون قدرت خدا (همو: 1363، 90؛ همو: 1426، 146)؛ خیر و شر (همو: 1363، 200؛ همو: 1426، 146، 160؛ همو: 1413 ب، 284) و اثبات صانع (همو: 1386، 379) نظریـات اهل مجوس را مطرح و در برخی موارد آنـها را بـه صورت تحقیر آمـیز (همان) رد نموده است.

همچنین درون مباحث قدرت (همو: 1363، 90؛ همو: 1426، 146؛ همو: 1413 ب، 16؛ همو: 1386، 239) تدبیر عالم (همو: 1363، 200)، وحدت خدا (همو: 1426، 159؛ همو: 1386، 374) و بحث الم (همو: 1413 ب، 119) بـه بررسی و نقد مکتب ثنویت پرداخته است.

ولی ایشان درون بررسی و نقد آراء ادیـان مذکور از شخصیت خاصی نام نبرده است.

6-2. فرق و مذاهب

6-2-1. اشاعره

علامـه تقریبا درون تمام کتب کلامـی خود بـه این مذهب فکری توجه داشته و آراء و دیدگاه های آنـها را درون زمـینـه‌های گوناگون همچون زیـادت و عینیت صفات الهی (همو: 1363، 73؛ همو: 1413 الف، 39؛ همو: 1415، 289)، عمومـیت قدرت الهی (همو: 1363، 87؛ همو: 1413 ب، 16)؛ تکلم (همو: 1363، 69؛ همو: 1365، 4؛ همو: 1426، 143)؛ رویت (همو: 1413 الف، 37؛ همو: 1363، 83؛ همو: 1413 ب، 46)؛ فاعل بودن انسان ها (همو: 1363، ص110؛ همو: 1413 ب، 68؛ همو: 1415، 365)؛ حسن و قبح عقلی (همو: 1413 ب، 57)؛ غرض داشتن افعال الهی (همو: 1413 ب، 64؛ همو: 1363، 151)؛ وجوب بعثت (همو: 1426، 185؛ همو: 1413 ب، 154) و.... متعرض شده و نقد کرده است.

ایشان همچنین بـه نقل اقوال شخصیت های برجسته این مذهب همچون ابوالحسن اشعری (همو: 1363، 110؛ همو: 1413 ب، 68)، ابوبکر باقلانی (همو: 1363، 75؛ همو: 1413 ب، 68)، فخر رازی (همو: 1413 الف، 38)، نجار (همو: 1363، ص110؛ همو: 1426، ص140)، اسفراینی (همو: 1413 ب، 69)، جوینی (همو: 1423، 38؛ همو: 1426، 190) و... اهتمام داشته است.

شیوه برخورد علامـه با این مذهب متفاوت بوده بـه گونـه‌ای کـه در برخی مواد بـه صورت عادی و در برخی موارد خصوصا درون مواقعی کـه خلاف بداهت عقل سخن گفته‌اند بـه صورت تحقیر آمـیز (همو: 1982، 40، 56، 58، 131، 133، 135، 136؛ همو: 1379، 46؛ همو: 1363، 83) بـه نقد نظریـات آنـها پرداخته است. کتاب «نـهج الحق و کشف الصدق» همان گونـه کـه از مقدمـه آن پیداست (ص 37) درون همـین زمـینـه نگاشته شده است.

6-2-2. معتزله

علامـه بـه این مذهب فکری نیز درون تمام کتب کلامـی خود بـه صورت گسترده توجه داشته و آراء و دیدگاه های شخصیت های برجسته این مذهب همچون ابوعلی (همو: 1363، ص110؛ همو: 1415، 262) ابوهاشم (همو: 1363، ص110؛ همو: 1415، 260)، ابوالحسین بصری (همو: 1363، 110؛ همو: 1426، 140؛ همو: 1413 ب، 58)؛ نظام (همو: 1413 ب، 17؛ همو: 1415، 264) قاضی عبدالجبار (همو: 1423، 39؛ همو: 1363، 49) و بلخی (همو: 1363، 49) را درون زمـینـه های گوناگون مطرح و مورد نقد و بررسی قرار داده است. البته بـه دلیل عقل گرا بودن و پذیرش حسن و قبح عقلی از سوی معتزله اختلاف عمده‎ای کـه مورد نقد علامـه باشد دیده نمـی‌شود. و در موارد نقد نیز بـه صورت تحقیر آمـیز نمـی‌باشد.

6-2-3. مشبهه

علامـه دیدگاه این مذهب فکری را درون مسائلی همچون: جسمانیت و رویت الهی (همو: 1982، 47؛ همو: 1386، 332؛ همو: 1413 الف، 38؛ همو: 1413 ب، 47) نقل و رد کرده است.

6-2-4. غلات

از دیگر مذاهب فکری کـه علامـه بـه دیدگاه آنـها درون مباحث الوهیت و نبوت امـیرالمومنین پرداخته و رد نموده هست غلات مـی‌باشند. (همو: 1363، 202؛ همو: 1379، 52)

6-2-5. خوارج

ایشان دیدگاه خوارج را نیز درون مباحثی همانند وجوب نصب امام (همو: 1423، ج ‏1، 55؛ همو: 1413 ب، 181)، ماهیت ایمان (همو: 1363، 179؛ همو: 1426، 228؛ همو: 1413 ب، 301) و عصمت انبیـا (همو: 1363، 196؛ همو: 1426، 192) نقل و نقد کرده است.

6-2-6. اوائل

از دیگر مذاهب فکری کـه علامـه دیدگاه آنـها را درون مباحثی مانند: حیـات الهی (همو: 1363، 64) سمـیع و بصیر (همو: 1363، 163؛ همو: 1426، 141) لذت و الم الهی (همو: 1426، 155؛ همو: 1413 ب، 44) معاد جسمانی (همو: 1415، 492؛ همو: 1426، 216؛ همو: 1413 ب، 258) رویت الهی (همو: 1413 الف، 37؛ همو: 1386، 332) و حسن و قبح عقلی (همو: 1413 ب، 56) مورد بررسی قرار داده، مذهب فکری فلاسفه و اوائل است.

یکی از روش های علامـه درون نشان نادرستی گفتار مخالفان و اثبات حق- خصوصا درون بحث امامت- استفاده از روش مقایسه بوده است؛ بـه این صورت کـه ابتدا رأی شیعه و ادله آن را مطرح، سپس اقوال مخالفان را بیـان کرده، و قضاوت را بر عهده مخاطبین گذاشته است. (همو: 1982، همـه کتاب، بـه خصوص 262، 307؛ همو: 1413 ب، 196؛ همو: 1379، 36، 179)

علامـه از جمله علمایی هست که بـه خاطر تسلط بر اکثر علوم اسلامـی (مثل فلسفه، منطق، فقه، اصول، کلام و...) تبحر خاصی درون فن مناظره و جدل داشته است. مناظره با علمای چهارگانـه اهل سنت درون حضور سلطان محمد خدابنده و استبصار ایشان نمونـه بارزی از مناظرات ایشان مـی‌باشد. (مجلسی: بی تا، ج 9، ص30- 32)

جمع بندی

علامـه حلی با رویکردی عقلی فلسفی درون مباحث کلامـی و استفاده از روش های منطقی، و با بهره برداری از ادله نقلی و استفاده از علوم گوناگون، و همچنین طرح و نقد دیدگاه دیگر دانشمندان، نقش ویژه و ممتازی درون کلام اسلامـی عموما و کلام شیعی خصوصا داشته است، کـه برخی از آنـها عبارتند از:

1. تثبیت و ترویج روش عقلی- فلسفی: ایشان با شرح کتب مرحوم خواجه مانند «کشف المراد» و «کشف الفوائد» کـه با رویکردی عقلی و فلسفی نگاشته شده بودند و تالیف کتبی مانند «نـهج المسترشدین» و «نـهایـه المرام» با همـین شیوه و روش نگارشی، نقش موثری درون تثبیت و ترویج این شیوه درون کلام اسلامـی مخصوصا کلام شیعی ایفا کرده است.

2. دفاع از عقاید شیعه: ایشان با انجام مناظرات متعدد با علمای سایر مذاهب و نگارش کتبی مانند «منـهاج الکرامة»، «کتاب الألفین»، «کشف الیقین فی فضایل امـیر المومنین» و... نقش شایـانی درون دفاع از عقاید شیعه خصوصا مسئله امامت داشته است.

3. نقد آراء کلامـی دیگر: ایشان درون آثار کلامـی خود همزمان با بیـان آراء و عقاید شیعه درون صدد نقد دیدگاه های مخالفان بـه ویژه مذاهب مطرح و مورد توجه از نظر سیـاسی و اجتماعی مانند اشاعره برآمده است. کتاب «نـهج الحق و کشف الصدق» از نمونـه های بارز درون این زمـینـه مـی‌باشد.




[شخصیت های علامه حلی]

نویسنده و منبع | تاریخ انتشار: Sun, 22 Jul 2018 11:13:00 +0000



شخصیت های علامه حلی

زندگی‌نامـه علامـه حلی - جذاب

زندگی‌نامـه علامـه حلی

طلیعه

برگهای زرین حیـات علامـه حلی با تعهد و صداقت مزین و با تار و پودی از اخلاص و محبت شیرازه گردیده هست . شخصیت های علامه حلی مرزبان بیداری کـه فقه شیعه و معارف اهل بیت عصمت و طهارت علیـهم السلام را درون سایـه سار ولایت پاسداری کرد و فقاهت را با درفش ولایت بر افراشت .

باشد کـه با دقت و مطالعه درون زندگی این ستاره درخشان روح بلند، شخصیت های علامه حلی ایمان ، لوح دانش و فضیلتهای معنوی و تقوای او را نظاره کنیم و در پرتو معرفت ، هنر، تعهد و اخلاصش ، نبض حرکت دانشـها و تحصیلات خویش را تنظیم نماییم و با شیوه برخورد با رخدادها و فراز و نشیب حوادث روزگار آشنا شویم .

ولادت و خاندان

چنانکه نقل هست مولای متقیـان علی علیـه السلام درون مسیر حرکت از کوفه بـه صفین بر تپه های بابل روی تل بزرگی ایستاد و اشاره بـه بیشـه و نیزاری نمود و این سخن را فرمود: شخصیت های علامه حلی اینجا شـهری هست و چه شـهری !

اصبغ بن نباته از یـاران نزدیک حضرت عرض کرد: یـا امـیرالمومنین ! مـی بینم از وجود شـهری درون اینجا سخن مـی گویی، آیـا درون اینجا شـهری بود و اکنون آثار آن از بین رفته هست ؟

از ایوان طلای امـیرالمومنین علیـه السلام دری بـه رواق علوی گشوده است. شخصیت های علامه حلی بعد از ورود بـه سمت راست، حجره‌ای کوچک دارای پنجره فولادی، مخصوص قبر شریف علامـه حلی است. زائرین بارگاه علوی درون مقابل این حجره توقفی کرده، مرقد شریفش را زیـارت مـی‌کنند و از روح بلندش مدد مـی‌جویند.

فرمود: نـه ! ولی درون اینجا شـهری بـه وجود مـی آید کـه آن را «حله سیفیـه» مـی‌گویند و مردی از تیره بنی اسد آن را بنا مـی‌کند و از این شـهر مردمـی پاک سرشت و مطهر پدید مـی آیند کـه در پیشگاه خداوند مقرب و مستجاب الدعوة مـی‌شوند.

در شب 29 رمضان 648 ق . درون این شـهر فرزندی از خاندانی پاک سرشت ولادت یـافت کـه از مقربان درگاه باری تعالی قرار گرفت . نامش حسن و معروف بـه آیة الله علامـه حلی هست . مادرش بانویی نیکوکار و عفیف ، حسن بن یحیی بن حسن حلی محقق حلی هست و پدرش شیخ یوسف سدیدالدین از دانشمندان و فقهای عصر خویش درون شـهر فقاهت حله هست .

علامـه حلی از طرف پدر بـه “آل مطهر” پیوند مـی خورد کـه خاندانی مقدس ‍ و بزرگ و همـه اهل دانش و فضیلت و تقوا بودند. از آنـها آثار و نوشته های گرانقدر بـه یـادگار مانده کـه تا بـه امروز و در امتداد تاریخ مورد استفاده دانش ‍ پژوهان قرار گرفته هست . آل مطهر بـه قبیله بنی اسد کـه بزرگترین قبیله عرب درون شـهر حله هست پویند مـی خوردند کـه مدت زمانی حکومت و سیـادت از آنـها بود.

آغاز تحصیل

منزل شیخ سدیدالدین کـه سرشار از کرامت و تقواست ، کودکی را درون خود جای داده کـه مایـه افتخار آن هست . حسن فرزند شیخ گرچه هنوز از عمرش ‍ چند سالی بیش نگذشته ، با راهنمایی دلسوزانـه پدرش به منظور فراگیری قرآن مجید بـه مکتب خانـه رفت و با تلاش و پیگیری مداوم و هوش و استعداد خدادادی کـه داشت درون زمان کوتاه خواندن قرآن را بخوبی یـاد گرفت .

فرزند شیخ نوشتن را درون مکتب خانـه آموخت ولی بـه این مقدار راضی نشد. از این رو نزد معلم خصوصی خد رفت و در محضر شخصی بـه نام «محرم » با تلاش و جدیت فراوان درون اندک زمان نوشتن را بخوبی فرا گرفت .

حسن بن یوسف بعد از آموختن کتاب وحی و خط، کم کم آمادگی فراگیری دانشـها را درون خود تقویت نمود و در مراحل اولیـه تحصیل مقدمات و مبادی علوم را درون محضر پدر فاضل و فقیـه خود آموخت و به سببب این همـه فضیلتها و نیکیـها درون سنین کودکی بـه لقب «جمال الدین» (زینت و زیبایی دین ) درون بین خانواده و دانشمندان مشـهور گشت .

در محضر عالمان

جمال الدین درون شـهر حله بزیست و در محضر فقها، متکلمان و فلاسفه والا مقام با کمال ادب زانو زد و از روح بلند و اخلاق و دانش آنان بهره کافی برد و خویشتن را بـه دانش و تهذیب نفس آراست و به تمام فنون و علوم مسلح گردید و از دست آنان بـه دریـافت اجازه نامـه اجتهادی و نقل حدیث مفتخر گردید. حال بـه اختصار بـه نام چند نفر از اساتید بزرگواری اشاره مـی‌کنیم : شیخ یوسف سدیدالدین (پدر ارجمند او)، محقق حلی (602 – 676 ق )، خواجه نصیرالدین طوسی (597 – 672 ق.) سید رضی الدین علی بن طاووس (597 – 664 ق .)، سید احمد بن طاووس (متوفا بـه سال 673 ق.) یحیی بن سعید حلی (متوفا بـه سال 690 ق .) مفیدالدین محمد بن جهم حلی ، علی بن سلیـان بحرانی ، ابن مـیثم بحرانی (626 – 679 ق.)، جمال الدین حسین بن ایـاز نحوی (متوفای 681 ق .)، محمد بن محمد بن احمد کشی (615 – 695 ق )، نجم الدین علی بن عمر کاتبی (متوفا بـه سال 675 ق )، برهان الدین نسفی ، شیخ فاروقی واسطی و شیخ تقی الدین عبدالله بن جعفر کوفی.

درخشش

جمال الدین حسن ، ستاره پر فروغ «آل مطهر» و شـهر فقاهت حله هنوز مدت زمانی از تحصیلش نگذشته بود کـه با ذوق سرشار خدادادی و علاقه وافر، بـه تمام دانشـهای بشری مانند فقه و حدیث ، کلام و فلسله ، اصول فقه ، منطق ، ریـاضیـات و هندسه مسلح گردید و تجربه لازم را بـه دست آورد. آوازه فضل و دانش وی بـه سرعت درون سزرمـین حله و دیگر شـهرها پیچید و در مجالس درس و محیط فرهنگی نام مقدسش را بـه نیکی و احترام یـاد مـی د و «علامـه»اش مـی‌خواندند.

علامـه حلی درون شـهر حله حوزه درس تشکیل داد و علاقه مندان و تشنـه کامان معارف و علوم اهل بیت علیـهم السلام از کوشـه و کنار جذب آن شدند و از دریـای بی کرانش سیراب گشتند.

یکی از دانشمندان مـی گوید: علامـه حلی نظیری ندارد نـه پیش از زمان خودش نـه بعد از آن .ی کـه در مجلس درس او پانصد مجتهد تربیت شد.

از جمله فرزانگان و ستارگانی کـه در محضرش زانو زدند و از انفاس پاک و مکتب پر بار فقهی ، کلامـی و روح بلندش بهره ها بردند از از دست مبارکش ‍ بـه دریـافت اجازه نامـه اجتهادی و نقل حدیث مفتخر شدند اینان بودند:

فرزند عزیز و نابغه اش محمد بن حسن بن یوسف حلی معروف بـه “فخر المحققین” (628 – 771 ق )، سید عمـیدالدین عبدالمطلب و سید ضیـا الدین عبدالله حسینی اعرجی حلی (زادگان علامـه حلی ) تاج الدین سید محمد بن قاسم حسنی معروف بـه “ابن معیـه” (متوفی 776 ق )، رضی الدین ابوالحسن علی بن احمد حلی (متوفی 757 ق )، قطب الدین رازی (متوفی 776 ق .)، سید نجم الدین مـهنا بن سنان مدنی ، تاج الدین محمود بن مولا، تقی الدین ابراهیم بن حسین آملی و محمد بن علی جرجانی .

مرجع شیعه

بعد از رحلت محقق حلی درون سال 676 ق زعامت و مرجعیت شیعیـان بـه علامـه حلی منتقل گردید و او درون آن زمان 28 ساله بود كه این بار امانت الهی بر دوش با کفایت او گذاشته شد. بدین سبب بـه لقب مقدس و شریف “آیة الله” مشـهور گردید، کـه در آن روزگار تنـها او بـه این لقب خوانده مـی شد و هر آیة الله مـی‌گفت منظورش علامـه حلی بود.

از فضیلتهای او بود کـه در زندگی کمتر دانشمنعلامـه بـه پیروی از مولا و مقتدایش امـیرالمومنین علیـه السلام نواحی وسیعی را با مال و دست خود آباد کرد و برای استفاده مردم وقف نمود

عصر علامـه

عصر علامـه را حتما زمان توسعه فقه و شیعه و حقانیت مذهب اهل بیت عصمت و طهارت علیـهم السلام و در دوره پیشرفت تمدن و دانش درون گوشـه و کنار جهان اسلام نامـید. چرا کـه علامـه حلی تلاش و کوشش خستگی ناپذیری درون نشر علوم و فقه اسلام بر طبق مذهب اهل بیت نمود و در فقه تحول و شیوه نوی را ارائه کرد.

وی اولین فقیـهی بود کـه ریـاضیـات را بـه عنوان دانشی درون فقه وارد کرد و به فقه استدلالی تکامل بخشید. تاثیری کـه دیدگاه فقهی ، کلامـی و آثار علامـه گذارده بود محور بحث و تکلیـه گاه دانشمندان بر طبق نظرات فقهی فقها و دانشمندان شیعی بود.

حضور چنین دانشمندان دلسوز فرهنگ اسلام و ملت درون دستگاه مغولان، درون پیشرفت علم و جلوگیری مغولان وحشی از تخریب و آتش سوزی مراکز فرهنگی و کتابخانـه ها، نقش بسزایی ایفا کرد، دانشمندانی کـه در انجام این مـهم از آبروی خویشتن سرمایـه گذاشتند و همچون شمع سوختند.

بذر تشیع

آن را کـه فضل و دانش و تقوا مسلم است      هر جا قدم نـهد قدمش خیر مقدم است

حضور فقیـه یگانـه عصر علامـه حلی درون ایران و مرکز حکومت مغولان خیر و برکت بود و با زمـینـه هایی کـه حاکم مغول به منظور وی بـه وجود آورده بود کمال بهره را برد و به دفاع از امامت و ولایت ائمـه معصومـین علیـهم السلام برخاست . از این رو بزرگترین جلسه مناظره با حضور اندیشمندان شیعی و علمای مذاهب مختلف برگزار شد. از طورف علمای اهل سنت خواجه نظام الدین عبدالملک مراغه‌ای کـه از علمای شافعی و داناترین آنـها بود برگزیده شد. علامـه حلی با وی درون بحث امامت مناظره کرد و خلافت بلا فصل مولا علی علیـه السلام بعد از رسالت پیـامبر اسلام را ثابت نمود و با دلیلهای بسیـار محکم برتری مذهب شیعه امامـیه را چنان روشن ساخت کـه جای هیچ گونـه تردید و شبهه ای به منظور حاضران باقی نماند.

پس از جلسات بحث و مناظره و اثبات حقانیت مذهب اهل بیت عصمت و طهارت علیـهم السلام اولجایتو مذهب اهل بیت عصمت و طهارت علیـهم السلام، اولجایتو مذهب شیعه را انتخاب کرد و به لقب «سلطان محمد خدابنده» معروف گشت. بعد از اعلان تشیع وی ، درون سراسر ایران مذهب اهل بیت منتشر شد و سلطان بـه نام دوازده امام خطبه خواند و دستور داد درون تمام شـهرها بـه نام مقدس ائمـه معصومـین علیـهم السلام سکه زنند و سر درون مساجد و اماکن مشرفه بـه نام ائمـه مزین گردد.

یکی از دانشمندان مـی نویسد: اگر به منظور علامـه حلی منقبت و فضیلتی غیر از شیعه شدن سلطان محمد بـه دست او نبود، همـین به منظور برتری و افتخار علامـه بر دانشمندان و فقها بس بود حال آنکه مناقب و خوبیـهای وی شمارش یـافتنی نیست و آثار ارزنده اش بی نـهایت هست .

علامـه درون ایران

آیة الله علامـه حلی ، عارف و فقیـه بر جسته شیعه ، درون ایران باقی ماند و حدود یک دهم از عمر شریفش درون این خطه گذشت . او درون این مدت خدمات بسیـار ارزنده ای نمود و در نشر علوم و معارف اهل بیت علیـهم السلام کوشش فراوان نمود و شاگردان زیـادی را تربیت کرد.

علامـه چه درون شـهر سلطانیـه و چه درون مسافرتها بـه دیگر شـهرهای ایران پیوسته ملازم با سلطان بود بـه پیشنـهاد وی سلطان دستور داد مدرسه سیـاری را از خیمـه و چادر، دارای حجره و مدرس آماده کنند که تا با کاروان حمل گردد و در هر منزلی کـه کاروان رحل اقامت کرد خیمـه مدرسه درون بالاترین و بهترین نقطه منزل بر پا شود.

او علاوه بر تدریس و بحث و مناظره با دانشمندان اهل سنت و تربیت شاگردان ، بـه نوشتن کتابهای فقهی ، کلامـی و اعتقادی مشغول بود، چنانکه درون پایـان بعضی از کتابهای خود نگاشته هست : این نوشته درون مدرسه سیـار سلطانیـه درون کرمانشاهان بـه اتمام رسید. وی کتاب ارزشمند «منـهاج الکرامـه» را کـه در موضوع امامت هست برای سلطان نوشت و در همان زمان پخش گردید.

علامـه حلی بعد از یک دهه تلاش و خدمات ارزنده فرهنگی و به اهتزاز درون آوردن پرچم ولایت و عشق و محبت خاندان طهارت علهیم السلام درون سراسر قلمرو مغولان درون ایران ، درون سال 716 ق . بعد از مرگ سلطان محمد خدابنده ، بـه وطن خویش سرزمـین حله برگشت و در آنجا بـه تدریس و تالیف مشغول گردید و تا آخر عمر منصب مرجعیت و فتوا و زعامت شیعیـان را بـه عهده داشت.

بعد از رحلت محقق حلی درون سال 676 ق زعامت و مرجعیت شیعیـان بـه علامـه حلی منتقل گردید و او درون آن زمان 28 ساله بود كه این بار امانت الهی بر دوش با کفایت او گذاشته شد. بدین سبب بـه لقب مقدس و شریف “آیة الله” مشـهور گردید، کـه در آن روزگار تنـها او بـه این لقب خوانده مـی شد و هر آیـه الله مـی گفت منظورش علامـه حلی بود.

فضیلتهای درخشان

انسانـهای نمونـه دارای یک بعد و ارزش خاص نیستند، بلکه ارزشـهای گوناگون را درون خود جمع کرده اند. علامـه حلی از شخصیتهایی هست که از هر نظر مصداق انسان کامل هست و دارای ابعاد گوناگون و فضیلتهای درخشان. او درون تمام دانشـها علامـه بود و گوی سبقت را از دیگران ربود و ارزشـهای ممتازی را کـه دیگران داشتند بـه تنـهایی داشت . وی با اندیشـه و فکر مواج خویش علاوه بر تحولی کـه در فقه ایجاد کرد و در عصر خویش ‍ مسیر اندیشـه فقها را متوجه مبانی فقه و معارف اهل بیت عصمت و طهارت علیـهم السلام نمود درون فنون و دانشـهای دیگر چون حدیث تحول بنیـادی بـه وجود آورد و دریچه ای بـه روی محققان درون طول تاریخ گشود کـه مشعل پر فروغی فرا راه آنان شد.

علامـه حلی پرچم ولایت را بر افراشت و با تمام وجود از ولایت و رهبری صحیح دفاع کرد. این عشق سرشار بـه خاندان طهارت علهیم السلام با گوشت ، پوست و استخوانش آمـیخته بود و آنجا کـه در ارتباط با آنان قلم بر صفحه کاغد مـی گذاشت با اخلاص برخاسته از اعماق جانش چنین مـی نگاشت: بزرگترین سرچشمـه دوستی و محبت اهل بیت عصمت و طهارت علیـهم السلام اطاعت و پذیرش حکومت و ولایت آنـهاست و قیـام بر همان شیوه ای کـه آنان ترسیم د… .

سفارش مـی کنم کـه به محبت و عشق ورزی بـه فرزندان فاطمـه زهرا علیـهاالسلام . چون آنان شفاعت کنندگان ما هستند درون روزی کـه مال و فرزندان به منظور ما سودی نخواهند داشت … از چیزهایی کـه خداوند بر ما احسان کرد اینکه درون بین ما آل علی علیـه السلام را قرار داده هست . خداوندا، ما را بر دوستی و محبت آنان محشور کن و ازانی قرار ده کـه حق جدشان پیـامبر و نسلش را ادا کرده اند.

از فضیلتهای او بود کـه در زندگی کمتر دانشمنعلامـه بـه پیروی از مولا و مقتدایش امـیرالمومنین علیـه السلام نواحی وسیعی را با مال و دست خود آباد کرد و برای استفاده مردم وقف نمود و این یکی د و فقیـهی بـه چشم مـی خورد. یکی از دانشمندان مـی نویسد: به منظور وی آبادیـهای زیـادی بود کـه خود نـهرهای آب آنـها را حفر و با پول و ثروتش زنده کرد. این آبادیـها بهی تعلق نداشت و در زمان حیـاتش آنان را وقف کرد.

غروب ستاره حله

پایـان زندگی هر بـه مرگ اوست جز مرد حق کـه مرگ وی آغاز دفتر هست محرم سال 726 ق . به منظور شیعیـان و پیروان راستین اسلام فراموش نشدنی هست . عزا و ماتم آنان افزون هست . بویژه حله این سرزمـین مردان پاک سرشت و عاشقان اهل بیت علیـهم السلام شور و ماتم بیشتری دارد.

از ایوان طلای امـیرالمومنین علیـه السلام دری بـه رواق علوی گشوده است. بعد از ورود بـه سمت راست، حجره‌ای کوچک دارای پنجره فولادی، مخصوص قبر شریف علامـه حلی است. زائرین بارگاه علوی درون مقابل این حجره توقفی کرده، مرقد شریفش را زیـارت مـی‌کنند و از روح بلندش مدد مـی‌جویند.

ملخص نوشته‌ای از : محمد حسن امانی ؛

منبع: دین و اندیشـه سایت تبیـان




[شخصیت های علامه حلی]

نویسنده و منبع | تاریخ انتشار: Sat, 14 Jul 2018 07:12:00 +0000



تمامی مطالب این سایت به صورت اتوماتیک توسط موتورهای جستجو جمع آوری شده است
هیچ مطلبی توسط این سایت مورد تایید نیست. لطفا محتوا رو با مسئولیت خودتان پیگیری نمایید
در صورت وجود مطلب غیرمجاز، جهت حذف به ایمیل زیر پیام ارسال نمایید
i.video.ir@gmail.com