ستاره ای درون تو on Instagram
Unique profiles
Most used tags
Total likes
0Top locations
Bandar-E Kong, Hormozgan, Iran, Iran, Isfahan ProvinceAverage media age
209.1 daysto ratio
7.3Media Removed
دارا جهان ندارد، سارا زبان ندارد
بابا ستارهای درون هفت آسمان ندارد
کارون زچشمـه خشکید، البرزفروبست
حتی دل دماوند آتشفشان ندارد
دیو سیـاه دربند آسان رهیدو بگریخت
رستم دراین هیـاهو گرز گران ندارد
روز وداع خورشید، زاینده رود خشکید
زیرا دل سپاهان نقش جهان ندارد
برنام پارس دریـا نامـی دگر نـهادند
گویی کـه آرش ما تیرو کمان ندارد
دریـای مازنیها برکام دیگران شد
نادر زخاک برخیز مـیهن جوان ندارد
دارا کجای کاری دزدان سرزمـینت
بربیستون نویسند دارا جهان ندارد
آئیم بـه دادخواهی فریـادمان بلند است
اما چه سود اینجا نوشیروان ندارد
سرخ و سپید و سبز هست این بیرق کیـانی
اما صد آه و افسوس شیر ژیـان ندارد
کو آن حکیم توسی شـهنامـهای سراید
شاید کـه شاعر ما دیگر بیـان ندارد
هرگز نخواب کوروش ای مـهر آریـایی
بی نام تو وطن نیز نام و نشان ندارد
سیمـین بهبهانی
Media Removed
تو که تا رسیدی ستاره ای افتاد
از دریـاها گذشتی رها شدی درون باد
دیدمت، بوییدمت، بوسیدمت درون خواب...
رها شدن درون درنادئون و لمس دلپذیر انگشت های مـهرداد مـهدی بر کلاویـه های آکاردئون و نغمـه های ویولن آسوی دوست داشتنی، نغمـه های زندگی
و لوریس چکناواریـان و شـهرام ناظری
من او بُدم من او شدم
با او بُدم بی او شدم
در عشق او چون او شدم
زین رو چنین بی سو شدم...
و زیباتر، همنوایی نت های حسین علیزاده با صدای همـیشـه سبز و گرم مرتضی احمدی و جادوی آیدا، یگانـه همدم احمد شاملوی بزرگ
...یـه وقتی بود تو این ده، دلا پر از امـید بود
پیرَن آسمونش تنگ شبام سفید بود
رسم و مرام مردمش یـه رنگی بود یـه رنگی
هر کی مث خودش بود نـه رومـی بود نـه زنگی
آوَخ ازون باغ و بهار و مستی
آوَخ ازون شبای مـی پرستی
و.... عباس کیـارستمـی بزرگ
وقتی آمد
آمد
وقتی بود
بود
وقتی رفت
بود
_ پ. ن : اهنگ اسپانیایی تو ببویی فارغ از همـه ی این دلبستگی ها، زیباترین شـهر #شـهر_من_بجنورد
#فروغ #علیرضا_قربانی
#درنادئون #مـهرداد_مـهدی #آسو_کهزادی
#لوریس_چکناواریـان #شـهرام_ناظری
#سرمست #محمد_معتمدی
#کلاغ_سفید #دالبند #دال_بند
#غمنومـه_فريدون #حسین_علیزاده #مرتضی_احمدی #آیدا_شاملو #احمد_شاملو #کتاب_کوچه
#عباس_کیـارستمـی
Advertisement
ویدئو #شب_توی_راهه از #شـهزام_شبپره آلبوم #تابستان_92 . اینم انتخاب آخر امشب از شـهرام شبپره . امـیدوارم سلامت باشن ایشون همـیشـه . شب همگی خوش ️ . شب توی راهه واویلا شبی سیـاه واویلا ستاره ای نیست چاره ای نیست تو این شبا شبی سیـاهه بدون ماه واویلا شب توی راهه واویلا شبی سیـاه واویلا راه ... 🎧 ویدئو #شب_توی_راهه از #شـهزام_شبپره آلبوم #تابستان_92
.
اینم انتخاب آخر امشب از شـهرام شبپره 👌😍
.
امـیدوارم سلامت باشن ایشون همـیشـه 🙏
.
شب همگی خوش ✋️ .
شب توی راهه واویلا شبی سیـاه واویلا
ستاره ای نیست چاره ای نیست تو این شبا
شبی سیـاهه بدون ماه واویلا
شب توی راهه واویلا شبی سیـاه واویلا
راه درازی درون پیشـه چه جوری امشب سر مـیشـه
دل به منظور دیدار یـار که تا به سحر پرپر مـیشـه
تابه سحر پر پر مـیشـه
آخ موهاش کمند قدش بلند ابروش کمون
شیرین زبون ولی نامـهربون واویلا
نامـهربون واویلا
آیـا دیده اید??? سیـاهی ، درخشش یک ستاره را بـه خاموشی کشاند
تو ستاره ای بـه نام بارین کوبانی
جایی کـه دست هیچ ناپاکی بـه روح بلند کورد سرزمـینم نمـیرسد،
Media Removed
استادمازیـار , ساقی امشب دلی شکسته دارم ساقی چشمـی بـه خون نشسته دارم ساقی دردی کـه جز مـی تو درون مان نیست حرفی کـه دیگر ازی پنـهان نیست امشب دلی شکسته دارم ساقی چشمـی بـه خون نشسته دارم ساقی امشب دلم سبو سبو مـی خواهد گیرا تر از دو چشماومـی خواهد امشب دلی شکسته دارم ساقی چشمـی بـه خون نشسته دارم ساقی ... 🎵 استادمازیـار , ساقی 📜
امشب دلی شکسته دارم ساقی
چشمـی بـه خون نشسته دارم ساقی
دردی کـه جز مـی تو درون مان نیست
حرفی کـه دیگر ازی پنـهان نیست
امشب دلی شکسته دارم ساقی
چشمـی بـه خون نشسته دارم ساقی
امشب دلم سبو سبو مـی خواهد
گیرا تر از دو چشماومـی خواهد
امشب دلی شکسته دارم ساقی
چشمـی بـه خون نشسته دارم ساقی
ای وای اگر شکسته دل برگردم
در پیشتم اگر خجل برگردم
دیگر ستاره ای ندارم ساقی
صبح دوباره این دارم ساقی
امشب دلی شکسته دارم ساقی
چشمـی بـه خون نشسته دارم ساقی
Media Removed
پرفروشترین کتابهای نشر آموت درون نـهمـین روز نمایشگاه کتاب تهران؛
۱. #خاما / یوسف علیخانی
۲. #ما_تمامش_مـی_کنیم / کالین هوور / آرتمـیس مسعودی
۳. #من_پیش_از_تو / جوجو مویز / مریم مفتاحی
۴. #پس_از_تو / جوجو مویز / مریم مفتاحی
۵. #یک_بعلاوه_یک / جوجو مویز / مریم مفتاحی
۶. #نحسی_ستاره_های_بخت_ما / جان گرین / آرمان آیتاللهی
۷. #نامـه_به_کودکی_که_هرگز_زاده_نشد / اوریـا فالاچی / عباس زارعی
۸. #پروژه_شادی / گریچن رابین / آرتمـیس مسعودی
۹. #اتاق / اما دوناهو / علی قانع
۱۰. #بیوه_کشی / یوسف علیخانی
۱۱. #تمام_چیزهایی_که_نمـی_گوییم / کری لانزدیل / سارا نجمآبادی
۱۲. #اسب_ان / جوجو مویز / مریم مفتاحی
۱۳. #الینور_آلیفنت_کاملا_خوب_است / گیل هانیمن / آرتمـیس مسعودی
۱۴. #پیرزنی_که_تمام_قوانین_را_زیر_پا_گذاشت / کترینا اینگلمن سوندبرگ / کیـهان بهمنی
۱۵. #دروغ_های_کوچک_بزرگ / لیـان موریـارتی / سحر حسابی
۱۶. #زن_همسایـه / شاری لاپنا / عباس زارعی
۱۷. #مـیوه_خارجی / جوجو مویز / مریم مفتاحی
۱۸. #پیش_از_آنکه_بخوابم / اس.جی. واتسون / شقایق قندهاری
۱۹. #_خوب / ماری کوبیکا / فرشاد شالچیـان
۲۰. #زندگی_دوم / اس. واتسون / شقایق قندهاری
۲۱. #خدمتکار_و_پروفسور/ یوکو اوگاوا /کیـهان بهمنی
۲۲. #زبان_گل_ها / ونسا دیفنباخ / فیروزه مـهرزاد
۲۳. #شازده_کوچولو / آنتوان دوسنت اگزوپری / مـهسا تیرانی
۲۴. #غریبه_ای_در_خانـه / شاری لاپنا / عباس زارعی
۲۵. #اولین_تماس_تلفنی_از_بهشت / مـیچ آلبوم / آرتمـیس مسعودی
۲۶. #صدای_آرچر / مـیا ش / منا اختیـاری
۲۷. #الیزابت_گم_شده_است / اما هیلی / شبنم سعادت
۲۸. #ی_که_پادشاه_سوئد_را_نجات_داد / یوناس یوناسون / کیـهان بهمنی
۲۹.پیرزن_دوباره_شانس_مـی_آورد / کترینا اینگلمن سوندبرگ / کیـهان بهمنی
۳۰. راز شوهر / لیـان موریـارتی / سحر حسابی
۳۱. جاناتان مرغ دریـایی / ریچارد باخ / عباس زارعی
۳۲. نامـه / کاترین هیوز / سودابه قیصری
۳۳. وقتی خاطرات دروغ مـیگویند / سیبل هاگ / آرتمـیس مسعودی
۳۴. مردی از انادانا / فریبا کلهر
۳۵. ایراندخت / بهنام ناصح
#با_آموت_در_بهشت_روشن_کلمات همراه باشیم.
نشر آموت؛ ناشر تخصصی رمان ایرانی و رمان خارجی
Advertisement
Media Removed
پرفروشترین کتابهای نشر آموت درون هفتمـین روز نمایشگاه کتاب تهران؛
۱. #خاما / یوسف علیخانی
۲. #ما_تمامش_مـی_کنیم / کالین هوور / آرتمـیس مسعودی
۳. #من_پیش_از_تو / جوجو مویز / مریم مفتاحی
۴. #پس_از_تو / جوجو مویز / مریم مفتاحی
۵. #اتاق / اما دوناهو / علی قانع
۶. #نحسی_ستاره_های_بخت_ما / جان گرین / آرمان آیتاللهی
۷. #پروژه_شادی / گریچن رابین / آرتمـیس مسعودی
۸. #بیوه_کشی / یوسف علیخانی
۹. #یک_بعلاوه_یک / جوجو مویز / مریم مفتاحی
۱۰. #الینور_آلیفنت_کاملا_خوب_است / گیل هانیمن / آرتمـیس مسعودی
۱۱. #نامـه_به_کودکی_که_هرگز_زاده_نشد / اوریـا فالاچی / عباس زارعی
۱۲. #زن_همسایـه / شاری لاپنا / عباس زارعی
۱۳. #مـیوه_خارجی / جوجو مویز / مریم مفتاحی
۱۴. #پیرزنی_که_تمام_قوانین_را_زیر_پا_گذاشت / کترینا اینگلمن سوندبرگ / کیـهان بهمنی
۱۵. #دروغ_های_کوچک_بزرگ / لیـان موریـارتی / سحر حسابی
۱۶. #اسب_ان / جوجو مویز / مریم مفتاحی
۱۷. #پیش_از_آنکه_بخوابم / اس.جی. واتسون / شقایق قندهاری
۱۸. #تمام_چیزهایی_که_نمـی_گوییم / کری لانزدیل / سارا نجمآبادی
۱۹. #_خوب / ماری کوبیکا / فرشاد شالچیـان
۲۰. #زندگی_دوم / اس. واتسون / شقایق قندهاری
۲۱. #صدای_آرچر / مـیا ش / منا اختیـاری
۲۲. #خدمتکار_و_پروفسور/ یوکو اوگاوا /کیـهان بهمنی
۲۳. #غریبه_ای_در_خانـه / شاری لاپنا / عباس زارعی
۲۴. #نامـه / کاترین هیوز / سودابه قیصری
۲۵. #الیزابت_گم_شده_است / اما هیلی / شبنم سعادت
۲۶. #شازده_کوچولو / آنتوان دوسنت اگزوپری / زهرا تیرانی
۲۷. #اولین_تماس_تلفنی_از_بهشت / مـیچ آلبوم / آرتمـیس مسعودی
۲۸. #وقتی_خاطرات_دروغ_مـیگویند / سیبل هاگ / آرتمـیس مسعودی
۲۹. زبان گلها / ونسا دیفنباخ / فیروزه مـهرزاد
۳۰. ایراندخت / بهنام ناصح
۳۱. بودن / یرژی کاشینسکی / مـهسا ملکمرزبان
۳۲. پشت سرت را نگاه کن / سیبل هاگ / آرتمـیس مسعودی
۳۳. گل لاله /مارگارت دیکنسون/ سودابه قیصری
۳۴. مزرعه حیوانات / جورج اورول / عباس زارعی
۳۵. ی کـه پادشاه سوئد را نجات داد / یوناس یوناسون / کیـهان بهمنی
#با_آموت_در_بهشت_روشن_کلمات همراه باشید.
Media Removed
داشتیم بهم پیـام مـیدادیم صداش کردم عشق من؟؟؟ گفت جونم؟؟؟ گفتم راستش ترس اینکه یـه روزی نداشته باشمت همـیشـه تو جونمـه،نگرانم،دلواپسم... گفت راستش امکانش هست یـه روزی منو نداشته باشی،پس انقدر وابسته نشو کـه بعدا ضربه نخوری... اول دلم لرزید بعد دستم لرزید بعد تمام وجودم شروع کرد بـه لرزیدن بدون ... داشتیم بهم پیـام مـیدادیم
صداش کردم عشق من؟؟؟
گفت جونم؟؟؟
گفتم راستش ترس اینکه یـه روزی نداشته باشمت همـیشـه تو جونمـه،نگرانم،دلواپسم...
گفت راستش امکانش هست یـه روزی منو نداشته باشی،پس انقدر وابسته نشو کـه بعدا ضربه نخوری...
اول دلم لرزید
بعد دستم لرزید
بعد تمام وجودم شروع کرد بـه لرزیدن
بدون اینکه خودم بخوام جفت چشمام پرِ اشک شد...
یـه چند دقیقه ای فقط رامش خیره شده بودم...
بعد چند دقیقه پیـام داد الهی قربونت بشم کـه دلت لرزید
منظورم این بود شاید یـه روزی مُردم دیوونـه
حالا اشکاتو پاک کن ببینم
گفتم تو از کجا فهمـیدی دارم اشک مـیریزم؟؟؟
پیـام داد مگه مـیشـه دلِ یـه بلرزه و اشک نریزه،من ا رو خوب مـیشناسم...
حالا نیستی عشقم...
فقط مـیخوام بهت بگم عزیز دلم
تو کـه به قول خودت ا رو خوب مـیشناختی
تو کـه تا دلم لرزید فهمـیدی دارم اشک مـیریزم
نمـیدونی ا رو اگه تو اوج عشق و وابستگی ترکشون کنی چی بـه سرشون مـیاد...
لعنتی با یـه جمله دلم لرزید که تا صبح اشک ریختم
حالا فکرش رو دلم شکست،منو ترکم کردی
صبح که تا شب دارم اشک مـیریزم
تو خودت گفتی ا رو خوب مـیشناسی
لعنتی مگه نمـیدونی اگه بشکنـه یـه عمری زمان مـیبره که تا دوباره رو پاهای خودش وایسه
اگه واقعا ا رو مـیشناختی و باز این بلا رو سر من آوردی
خیلی بی انصافی کردی...خیلی... 👑 #مـیکائیل🌟
❤از_زبان_یک_💜
📷@mikilove351 💫
.
.
.
💫✨💫
خداوندا🙏
دنیـاے آشفتہ ے درونم را
کہ تنـها از نگاه تو پیداست
با لالائے مـهربان خود،آرام ڪڹ
بگذار نزدیڪ بودنت
از رگ گردڹ را بہ وضوح
احساس ڪنم
شب چادر خواب سیـاهش را باز کرد ✨🌙
یک دنیـا ستاره ریخت درون آسمان
جشن شبانـه آغاز شد ° 。☆゚ *🌸。 。🌺* ∵☆。☆∵ ゚*🌼。。*゚ *☆ ° 。☆゚ *🌸。 。🌺* ∵☆。☆∵ ゚*🌼。。*゚ *☆ (¸.•´ (¸.• ¤ ❤❤❤❤❤
❤❤❤❤❤❤ ──────◥◤────
🔲🔲🔲🔥♣🔥🔲🔲🔲
⬛⬛⬛⬛⬛⬛⬛⬛⬛ ✨🌟✨🌟✨🌟✨🌟✨
Advertisement
Media Removed
.
.
.
.
.
مرا هزار امـید هست و هر هزار تویی
شروع شادی و پایـان انتظار تویی
بهارها کـه ز عمرم گذشت و بی تو گذشت
چه بود غیر خزانـها اگر بهار تویی
دلم ز هرچه بـه غیر از تو بود خالی ماند
در این سرا تو بمان ! ای کـه ماندگار تویی
شـهاب زود گذر لحظه های بوالهوسی است
ستاره ای کـه بخندد بـه شام تار تویی
جهانیـان همـه گر تشنگان خون منند
چه باک زان همـه دشمن، چو دوستدار تویی
دلم صراحی لبریز آرزومندی است
مرا هزار امـید هست و هر هزار تویی.
.
.
.
.
.
.
.
.
#سیمـین_بهبهانی #شعرمعاصرفارسی #صبح_بخير #موسسه_انتشارات_نگاه #عکس_ازآرشیواختصاصی @_vintage_blossom_ 🌼🌿🕊🌸 #پنجشنبه۲۸تیر۱۳۹۷
#یـادتان_گرامـی #غزلبانو #تولدتان_مبارک .
.
.
Media Removed
ای بهار ای بهار
تو پرنده ات رها
بنفشـه ات بـه بار
مـی وزی پر از ترانـه
مـی رسی پر از نگار
هرکجا رهگذار تست
شاخه های ارغوان شکوفه ریز
خوشـه اقاقیـا ستاره بار
بیدمشک زرفشان
لشکر ترا طلایـه دار
بوی نرگسی کـه مـی کنی نثار
برگ تازه ای کـه مـی دهی بـه شاخسار
چهره تو درون فضای کوچه باغ
شعر دلنشین روزگار
آفرین آفریدگار
Media Removed
. #قفس وقتی رها شدم ز قفسِ، پَر نداشتم شوقی به منظور رفتنِ از دَر، نداشتم دل داشتم، چه سود! كه دلبر نداشتم سر داشتم، چه سود! كه همسر نداشتم وقتی زمانـه، جام مرا پُر زِ باده كرد ميلی بـه باده و مـی و ساغر نداشتم اميد و عشق و شور و پر و بال داشتم که تا چشمِ خود بـه هم زده، ديگر نداشتم وقتی زمانـه درب قفس را گشوده ... .
#قفس
وقتی رها شدم ز قفسِ، پَر نداشتم
شوقی به منظور رفتنِ از دَر، نداشتم
دل داشتم، چه سود! كه دلبر نداشتم
سر داشتم، چه سود! كه همسر نداشتم
وقتی زمانـه، جام مرا پُر زِ باده كرد
ميلی بـه باده و مـی و ساغر نداشتم
اميد و عشق و شور و پر و بال داشتم
تا چشمِ خود بـه هم زده، ديگر نداشتم
وقتی زمانـه درب قفس را گشوده بود
ميلِ گريز درون دل و در سر نداشتم
از درس های خوب و بدِ روزگارِ خويش
جز «عشق» و «رنج» واژه ای از بَر نداشتم
تا عمرِ خود، بـه پای محبت نريختم
دست از سرِ زمين و زمان بر نداشتم
مجنون ربود گوی جنون را، و گر نـه من
چيزی درون اين مقايسه كمتر نداشتم
گل ها بسی بـه روی زمين ريخت، دست باد
من نيز چون تو، هيچ گلی برنداشتم
در كهكشانِ بخت، دريغ از ستاره ای! .
«كيوان» خويش بودم و اختر نداشتم
#مرتضی_کیوان_هاشمـی
.️🧡🌳🇮🇷📸️🧡 . . حصاری داریم بـه نامِ سِن!!! از این عدد ناچیز به منظور خودمان دیوار چین ساخته ایم! چه فرقی مـیکند چند باشد؟؟! ۱۸٬۲۱٬۲۹... و یـا حتی ۸۳ و بیشتر... درون هر سِنی مـیتوانی عاشق شوی! عاشق چیزهای خوب، مثل رنگهای مداد رنگی، دنبالههای بادبادک، عروسکها و ماشینهای کوچکی کـه ... .💛❤️🧡💙💚❤💦🌳💧🇮🇷📸❤️🧡💙💚
.
.
حصاری داریم بـه نامِ سِن!!!
از این عدد ناچیز به منظور خودمان دیوار چین ساخته ایم!
چه فرقی مـیکند چند باشد؟؟!
۱۸٬۲۱٬۲۹... و یـا حتی ۸۳ و بیشتر...
در هر سِنی مـیتوانی عاشق شوی!
عاشق چیزهای خوب، مثل رنگهای مداد رنگی،
دنبالههای بادبادک، عروسکها و ماشینهای کوچکی کـه زمانی شاید هم قَد و اندازه خودت بودند و حالا... درون هر سنی مـیتوانی پُفک بخوری و آخرسر انگشتانت را با لذتبزنی، مـیتوانی بجای اینکه فقط نیمکتهای پارک را حق خودت بدانی مانند ۷-۸ سالگیات تاپ سوار شوی و تاپ تاپ عباسی بخوانی،
مـیتوانی قبل از خواب ستارهها یـا حتی ها را بشماری!
نگرانِ چه هستی؟!
مَردُم؟!؟
بگذار دیوانـه خطابت کنند
اما تو زندانیِ یک عدد نباش!
بگذار بین تمامِ ناباوریها، دروغها،
تنـهاییها و
آلودگیهای این شـهر لحظاتی مانند کودکیات بخندی!
تو هنوز همانی! چیزی جز یک سِن درون تو تغییر نکرده!
فقط چند سال بیشتر اسیرِ زندگی شدهای!
فقط چندسال...!
هیچوقت دیر نیست
برای "یک لبخند"...
برای "یک عشق" 🌳❤زندگي رو بايد زندگي كرد❤🌳 #سجاد_صفاری .
.
شبتوووووووون بهشـــــت 💜 💛🧡💙❤️🧡💙💚💜
.
Location : Iran, Mazandaran, Motelghoo , .
VIDEO by : @sajjadsaffari .
. . .
#شمال #مازندران #ایران #متلقو #سلمانشـهر #ساقیکلایـه #متل_قو #دریـاگوشـه #تیلاکنار #دانیـال #لاکوده #دهکده_شیرین
#shomal #mazandaran #north #iran #caspian #everydayiran #natgeo #instagram #traveling #shomal #mazandaran #motelghoo #beautiful #city #live #sunset #sajjadsaffari
Advertisement
Media Removed
. به منظور بدست آوردن آن چشم ها روی هیچ چیزی نمـی توانم حساب کنم! نـه آسمان پر ستاره ای دارم کـه به شوق چیدنشان سراغم را گیری، نـه چشم هایی دارم کـه افسونشان شوی! تحفه ی من به منظور داشتنت لبخندی بیش نیست، کاش مـی دید یَش! مـی دانی، من هیچوقت تو را نداشتم! از اول بـه شوق رفتن آمده بودی..... #سینا_آرین . . . photo: ... .
برای بدست آوردن آن چشم ها روی هیچ چیزی نمـی توانم حساب کنم!
نـه آسمان پر ستاره ای دارم کـه به
شوق چیدنشان سراغم را گیری،
نـه چشم هایی دارم کـه افسونشان شوی!
تحفه ی من به منظور داشتنت
لبخندی بیش نیست،
کاش مـی دید یَش!
مـی دانی،
من هیچوقت تو را نداشتم!
از اول بـه شوق رفتن آمده بودی..... #سینا_آرین
.
.
.
photo: @fatholahi
#_ax_honari_
caption: @sina7arian 💛لينك كانال: درون بيو پيج💛
.
اپلیکیشن صنعت عکاسی مرجع کامل عکاسان و علاقه مندان بـه عکاسی
دانلود رایگان از بازار و سیب اپ
@sanateakkasi
Media Removed
. شبیـه یک #رویـا کـه مـیرسد از راه تو که تا رسیدی ستاره ای افتاد از #دریـاها گذشتی #رها شدی درون باد . دیدمت بوییدمت بوسیدمت درون خواب از تو دنیـا زنده مـیشد آن شب #مـهتاب دیدمت بوییدمت بوسیدمت درون خواب از تو دنیـا زنده مـیشد آن شب مـهتاب . @kadreabi.studio @atajan_tayyeb @omid.yarmohammadi @rahimkoucheki @mousa_bayramzadeh @milad.shirii Music: ... .
شبیـه یک #رویـا
که مـیرسد از راه
تو که تا رسیدی
ستاره ای افتاد
از #دریـاها گذشتی
#رها شدی درون باد
.
دیدمت
بوییدمت
بوسیدمت درون خواب
از تو دنیـا زنده مـیشد
آن شب #مـهتاب
دیدمت بوییدمت
بوسیدمت درون خواب
از تو دنیـا زنده مـیشد
آن شب مـهتاب
.
@kadreabi.studio
@atajan_tayyeb
@omid.yarmohammadi
@rahimkoucheki
@mousa_bayramzadeh
@milad.shirii
Music: @daalband .
#kadreabi #music #sonyfs5 #filmmaker #video #gonbad #turkmen #videography #night #canon5dmarkiv #cinematic #colorgrading #vlog
Media Removed
.
قهوه ات را بنوش
روزنامـه ات را بخوان
در صفحه ی ادبی
کسی برایت شعر تازه ای گفته است
در صفحه ی حوادث
کسی خودش را با عتو بـه رود انداخته است
و اما تو
قهوه ات را بنوش
و بـه جواب چهار حرفی جدول فکر کن
به پیـامبری کـه صدایی خوش داشت
و ستاره اش درون آسمان تو
بی فروغ بود . . .
#داود_جهانوند
#یـادم #شعر #شعر_خوب #شعر_سپید #سپید #نیمایی #شعر_نو
#sher #Qazal #Farsi #Iran #Persian #poem #poetry #Love #yadameh
Advertisement
Media Removed
تو ستاره ای هستی درون آسمان دلمان کـه هیچگاه خاموش نمـیشوی تو خاطره ای هستی ماندگار درون دفتر دلمان کـه فراموش نمـیشوی تو ستاره ای هستی درون آسمان دلمان کـه هیچگاه خاموش نمـیشوی
تو خاطره ای هستی ماندگار درون دفتر دلمان کـه فراموش نمـیشوی
Media Removed
"حصاری داریم بـه نام سِن!" از این عدد ناچیز به منظور خودمان دیوار چین ساخته ایم! چه فرقی مـیکند چند باشد؟؟! ۱۸٬۲۱٬۲۹... و یـا حتی ۸۳ و بیشتر... درون هر سِنی مـیتوانی عاشق شوی! عاشق چیزهای خوب، مثل رنگهای مداد رنگی، دنبالههای بادبادک، عروسکها و ماشینهای کوچکی کـه زمانی شاید هم قَد و اندازه خودت ... "حصاری داریم بـه نام سِن!"
از این عدد ناچیز به منظور خودمان دیوار چین ساخته ایم!
چه فرقی مـیکند چند باشد؟؟!
۱۸٬۲۱٬۲۹... و یـا حتی ۸۳ و بیشتر...
در هر سِنی مـیتوانی عاشق شوی!
عاشق چیزهای خوب، مثل رنگهای مداد رنگی،
دنبالههای بادبادک، عروسکها و ماشینهای کوچکی کـه زمانی شاید هم قَد و اندازه خودت بودند و حالا... درون هر سنی مـیتوانی پُفک بخوری و آخرسر انگشتانت را با لذتبزنی، مـیتوانی بجای اینکه فقط نیمکتهای پارک را حق خودت بدانی مانند ۷-۸ سالگیات تاپ سوار شوی و تاپ تاپ عباسی بخوانی،
مـیتوانی قبل از خواب ستارهها یـا حتی ها را بشماری!
نگرانِ چه هستی؟!
مَردُم؟!؟
بگذار دیوانـه خطابت کنند
اما تو زندانی یک عدد نباش!
بگذار بین تمام ناباوریها، دروغها،
تنـهاییها و
آلودگیهای این شـهر لحظاتی مانند کودکیات بخندی!
تو هنوز همانی! چیزی جز یک سن درون تو تغییر نکرده!
فقط چند سال بیشتر اسیر زندگی شدهای!
فقط چند سال...!
هیچوقت دیر نیست ...
#persian_chefs #ashpazi_shoma #matbakh_khatoon #ashpazi_melal #kish #kishvand #yumyumy #instagram #instafood #instamosbat #جگر #عکاسی #خوراک_گوشتی #ناهار #شام ☘️
خوراک جگر
نیم کیلو جگر خلالی برش زدم داخل تابه داغ ریختم بهمراه ۴ ق غ روغن مایع و یک ق غ کره و با حرارت بالا سرخ کردم که تا آب جگر بره و شروع کنـه بـه سرخ شدن ۵ که تا پیـاز خلال نازک کردم بهمراه یک ق غ سیر له شده بـه جگرها اضافه و مرتب هم زدم که تا سرخ بشن و ادویـه زدم ( نمک ، فلفل سیـاه ، کاری ، پودر تخم گشنیز ، پودر زیره ، زردچوبه ) بعد یک فلفل دلمـه خلال شده و سه که تا فلفل سبز تند بـه خوراک اضافه کردم بهمراه یک گوجه خلالی شده و رنده سه که تا گوجه و یک ق غ سس کچاپ یـا رب گوجه خوراک هم زدم درب تابه گرفتم با حرارت کم جگر بپزه و در آخر یک پیمانـه گشنیز خرد شده اضافه و مخلوط کردم و حرارت خاموش کردم .
Media Removed
ستاره: من و تو چی؟ ما هم تموم مـیشیم؟ نوید: تموم هم مـیشیم این نـه بیـانیـه سیـاسیت،نـه نامـه ای به منظور تشویش اذهان عمومـی این فقط و فقط دلنوشته ایست کـه چهار ساله دارم هِی مـینویسم و پست مـیذارم اما نـه حمایتی مـیبینم ،نـه گوش شنوایی ،نـه چشم بینایی !نوید و بارانِ #عصبانی_نیستم دارن تمامِ هم مـیشن و سنگ قبر #عصبانی_نیستم ... ستاره: من و تو چی؟ ما هم تموم مـیشیم؟
نوید: تموم هم مـیشیم
این نـه بیـانیـه سیـاسیت،نـه نامـه ای به منظور تشویش اذهان عمومـی این فقط و فقط دلنوشته ایست کـه چهار ساله دارم هِی مـینویسم و پست مـیذارم اما نـه حمایتی مـیبینم ،نـه گوش شنوایی ،نـه چشم بینایی !نوید و بارانِ #عصبانی_نیستم دارن تمامِ هم مـیشن و سنگ قبر #عصبانی_نیستم درون قبرستان وزارت ارشاد داره گذاشته مـیشـه،نمـیدونم چجوری و چگونـه فقط مـیخوام حامـی عصبانی نیستم باشید ،حامـی رضا درمـیشیـان کـه به معنای واقعی پیر شد و جوونیشو از دست داد به منظور اکران فیلمش،برای نوید و باران و همـهانی بخشی از خودشون رو توی این فیلم مـیبینن و برای حمایتایی کـه جونشون از دست دادند به منظور گفتن نظر و دیدگاهشون ،برایـایی کـه ستاره دار شدند.به قول نوید درون فیلم کـه مـیگه اونا فکر مـیکنن افراد رو بردن درون حصر درون حالیکه ذهن خودشونو بردن توی حصر،توقیف فیلم فقط و فقط توقیف آزادی بیـان است.
عصبانی نیستم شاید شاهکار سینمای ایران نباشـه اما این رو بدونید با اکران این فیلم مـیتونستن آبی بر روی آتش خشم معترضانی کـه خودشون را درون نوید و باران و دیگر شخصیت های فیلم یـافته بودند،باشد.
درد و دلی از مرداد سال نود و دو که تا الآن کـه اسفند نود و شش است
@rezadormishian
@navidmohamadzadeh
@baranari
@reza_behboudi
@rezakoolaghani
@miladrahimi.a
@tinosalehi
@bahramafshariofficial
@sajadtabesh
@misaghzare14
@aminmiri1979
@minakarimijebeli
@kiarash_khodashenas
@abas_jamali
@marjanghamar
@amirrezamiragha
@nezam_kiaie
@reza_delpak
@asabaninistamthemovie
Advertisement
Media Removed
.
من سیـاره ای سراغ دارم کـه یک آقای سرخ رو درون آن هست.او هرگز گلی بو نکرده است.هرگز ستاره ای را تماشا نکرده است.هرگزی را دوست نداشته است.هرگز جز جمع زدن عددها کار دیگری نکرده هست و تمام روز مثل تو تکرار مـی کند :"من آدم جدی هستم! من آدم جدی هستم!" و باد بـه غبغب مـی اندازد و به خودش مـی بالد.
ولی او آدم نیست، قارچ است. .
.
.
.
#شازده_كوچولو - آنتوان دو سنت اگزوپری .
#جغدونـه #جغدونـه_كيف #كيف #كيف_زنانـه #كيف_انـه #ونـه #كيف_لوازم_آرايش #جامدادي #لوازم_التحریر #هنر #خيلطي #تيكه_دوزي #تصويرسازي #owl #art #pencilcase #bag #purse #hanmade #art #sewing #cute #owlsofinstagram
Media Removed
. . انگار دستی ماه را چیده بود نشاند رشانی ات یـا حتی نور ستاره ای را از دور دست ها پاشید درون چشم هایت دستی، گل های بهاری را نشاند روی دامنت سیـاهی شب را کشید روی موهایت تو تصویر هزار فصل خدایی و من آن برگِ تنـهای پاییزی آخرین برگ وفادار کاش تو همان دستی باشی کـه مرا از بلندترین شاخه مـی ... .
.
انگار دستی ماه را
چیده بود
نشاند رشانی ات
یـا حتی نور ستاره ای را
از دور دست ها
پاشید درون چشم هایت
دستی، گل های بهاری را
نشاند روی دامنت
سیـاهی شب را
کشید روی موهایت
تو تصویر هزار فصل خدایی
و من آن برگِ تنـهای پاییزی
آخرین برگ وفادار
کاش تو
همان دستی باشی که
مرا از بلندترین شاخه مـی چیند...
.
.
از کتاب مجموعه شعر جایی حوالی باران #علیرضا_اسفندیـاری
. .
🆔 CHANNEL: @AliReza_Esfandiyarii
.
Media Removed
۱. #من_پیش_از_تو / جوجو مویز / مریم مفتاحی
۲. #پس_از_تو / جوجو مویز / مریم مفتاحی
۳. #خاما / یوسف علیخانی
۴. #ما_تمامش_مـی_کنیم /کالین هوور / آرتمـیس مسعودی
۵. #غریبه_ای_در_خانـه / شاری لاپنا / عباس زارعی
۶. #یک_بعلاوه_یک / جوجو مویز / مریم مفتاحی
۷. #اسب_ان / جوجو مویز / مریم مفتاحی
۸. #اتاق / اما دوناهو / علی قانع
۹. #الینور_آلیفنت_کاملا_خوب_است / گیل هانیمن / آرتمـیس مسعودی
۱۰. #پروژه_شادی / گریچن رابین / آرتمـیس مسعودی
۱۱. #نحسی_ستاره_های_بخت_ما / جان گرین / آرمان آیتاللهی
۱۲. #تمام_چیزهایی_که_نمـی_گوییم / کری لانزدیل / سارا نجمآبادی
۱۳. #مـیوه_خارجی / جوجو مویز / مریم مفتاحی
۱۴. #تماشای_یک_رویـای_تباه_شده_باغ_سرخ / بیژن بیجاری
۱۵. #عرصه_های_کسالت_پرگار_قصه_های_مکرر / بیژن بیجاری
۱۶. #دروغ_های_کوچک_بزرگ / لیـان موریـارتی / سحر حسابی
۱۷. #پیش_از_آنکه_بخوابم / اس.جی. واتسون / شقایق قندهاری
۱۸. #زن_همسایـه / شاری لاپنا / عباس زارعی
۱۹. #همسر_خاموش / ای اس هریسون / مریم مفتاحی
۲۰. #_خوب / ماری کوبیکا / فرشاد شالچیـان
۲۱. #صدای_آرچر / مـیا ش / منا اختیـاری
۲۲. #بیوه_کشی / یوسف علیخانی
۲۳. #خدمتکار_و_پروفسور/ یوکو اوگاوا /کیـهان بهمنی
۲۴. #پشت_سرت_را_نگاه_کن / سیبل هاگ / ارتمـیس مسعودی
۲۵. #زبان_گل_ها / ونسا دیفنباخ / فیروزه مـهرزاد
۲۶. #قصه_ی_اساطیر / محمدعلی علومـی
۲۷. #یک_پرونده_کهنـه / رضا جولایی
۲۸. پیرزنی کـه تمام قوانین را زیر پا گذاشت / کترینا اینگلمن سوندبرگ / کیـهان بهمنی
۲۹. راز شوهر /لیـان موریـارتی / سحر حسابی
۳۰. پرتقال خونی / پروانـه سراوانی
۳۱. عاشقانـه / فریبا کلهر
۳۲. زندگی دوم / اس. جی واتسون / شقایق قندهاری
۳۳. زندگی اسرارآمـیز /سومانک کید / عباس زارعی
۳۴. نامـه / کاترین هیوز / سودابه قیصری
۳۵. ی کـه پادشاه سوئد را نجات داد / یوناس یوناسون / کیـهان بهمنی
۳۶. الیزابت گم شده هست / اما هیلی / شبنم سعادت
۳۷. نامـه بـه کودکی کـه هرگز زاده نشد / اوریـانا فالاچی / عباس زارعی
۳۸. رز گمشده / سردار ازکان / بهروز دیجوریـان
۳۹. بودن / یرژی کاشینسکی / مـهسا ملکمرزبان
۴۰. صعود زندگی من / لارا ایوانز / علی ایثاریمایی
کدامیک از کتابهای پرمخاطب این لیست درون مجموعه کتابهای محبوب شما قرار دارد؟
Media Removed
این رد ستاره ای مربوط بـه ۳۵دقیقه حرکت ستاره ها درون یک شب مـهتابی هست.
هرکدوم از خطوط یک ستاره هست کـه بر اثر حرکت تو اسمون از خودش ردی بجا گذاشته
عمشترک منو هومن مـیر رحیمـی
You #mustseeiran
#wonderful_places for a feature @instagram #beautifulsky #akasimagazine #1x #mefeatureshoot
#liveoutdoors #adventure
#beautifuldestinations #ourplanetdaily #Nightsky @thebest_capture @beautifuldestinations @ourplanetdaily @wonderful_places @IranIsSafe
@gardeshgari_e_iranian @thebest_capture @campingofficial @ourcamplife @theprintswap
@tourism @skyglowproject @special_shots
@master_shots #nat_geo #special_shots #nakedplanet @nakedplanet #worldprime @worldprime @aksiine
@skyglowproject
#astrophotography
#twan
#twanight
#astrography
#everydayiran @everydayiran #bbctravel #ig_travel #livetravelchannel
@longexpo_addiction #longexpo_addiction
#artisticmindsmagazine #art_amm @artisticmindsmagazine
#amazing_longexpo
#longexposure_shots
#longexposure
@qazvini.city
@qazvingram
@qazvin_foods
@qazvin_tour
@qazvini.ha
@qazvin_bax
@qazvin_beauty
@qazvin.photo
@mr.qazviniii
Media Removed
وقتی یـه سری آدم نفهم بی سواد بیشعور مـیان تو شبکه مجازی مسابقه حماقت مـیزارن همـین مـیشـه یکی نیست بگه ادمـین بی عقل! نزدیک ترین ستاره بعد خورشید ۴ سال نوری از ما فاصله داره کـه اگه با سرعت نورهم حرکت کنـه ۴ سال دیگه مـیرسه حالا چه جوری ۱ ماه دیگه قراره بیـاد برخورد کنـه بـه زمـین و چه ستاره ای کـه هنوز کـه اینقدر نزدیک ... وقتی یـه سری آدم نفهم بی سواد بیشعور مـیان تو شبکه مجازی مسابقه حماقت مـیزارن همـین مـیشـه یکی نیست بگه ادمـین بی عقل! نزدیک ترین ستاره بعد خورشید ۴ سال نوری از ما فاصله داره کـه اگه با سرعت نورهم حرکت کنـه ۴ سال دیگه مـیرسه حالا چه جوری ۱ ماه دیگه قراره بیـاد برخورد کنـه بـه زمـین و چه ستاره ای کـه هنوز کـه اینقدر نزدیک شده ما نورش رو نمـی بینیم بـه کنار و اینکه نـه تو سایت ناسا نـه هیچ آژانس فضایی دیگه ای هیچ خبری درون باره تین چرت و پرتا نیست
Read moreMedia Removed
سهم من از شب ستاره ای این جا ️️️ستاره ای آن جاست پاره ابری این جا پاره ابری آن جاست و خیـالی کـه مـی وزد به دنیـا شب بخیر مـی گوید و ما با چمدانی از بابونـهُ باران در کهکشان عشق راهیِ چشم های تو مـی شویم️️️ سهم من از شب 💗💗💗ستاره ای این جا ❤️❤️❤️ستاره ای آن جاست🌹🌹🌹 پاره ابری این جا😍😍 پاره ابری آن جاست 😘😘 و خیـالی کـه مـی وزد به دنیـا شب بخیر مـی گوید و ما با چمدانی از بابونـهُ باران در کهکشان عشق راهیِ چشم های تو مـی شویم❤️❤️❤️
: حالا کـه نیستی اما اگر بودی باز هم دوست داشتم بگم "بیـا" هنگام وصال را نمـیدانم اما درون لحظههای جدایی "بیـا" پر تکرارترین کلمـهی نشسته درون ذهن من است.ی چه مـیداند شب چقدر زیباست وقتی بـه آن نگاه مـیکنم و تو تنـها "ستاره" مـیشوی و حرفهای من قصه مـیشوند از ما به منظور دیگران روی کاغذی ، کنار ساز من ، بغض آواز ... :
حالا کـه نیستی
اما اگر بودی باز هم دوست داشتم بگم "بیـا"
هنگام وصال را نمـیدانم
اما درون لحظههای جدایی "بیـا" پر تکرارترین کلمـهی نشسته درون ذهن من است.
کسی چه مـیداند شب چقدر زیباست وقتی بـه آن نگاه مـیکنم و تو تنـها "ستاره" مـیشوی و حرفهای من قصه مـیشوند از ما به منظور دیگران روی کاغذی ، کنار ساز من ، بغض آواز من....
.
حالا کـه نیستی
اما اگر بودی مـیکشاندمت اینجا بـه تماشای شب
و تو را بـه تو نشان مـیدادم درون پهنای شبی کـه تمام نیست و تا سر مـیچرخاندی بـه سان بچهای کـه مادرش را گم کرده و پیدا مـیکند داد مـیزدم "بیـا" و تا تو سر برمـیگرداندی بـه سوی من با تعجب کـه به من نگاه مـیکردی مـیخواندم ترانـهای کـه از تو به منظور تو نوشتم درون لحظههای بی امان جدایی:
مثل ستاره بیـا تو آسمونم...
.
.
.
.
با تشکر از خانم نسرین عزیز به منظور تهیـه و ارسال این ویدیو کـه سبب شد کمـی به منظور شما قصه بگم از ترانـهای کـه هیچوقت درون من پایـان نخواهد گرفت...
.
.
.
.
#محسن_یـاحقی #عاشقانـه #ستاره
#mohsenyahaghi
#mohsen_yahaghi
Media Removed
مدل ستاره ای کـه در پست قبلی راجع بهش حرف زده بودم و در سن پترزبورگ عکاسی شده بود با کمـی تغییر رنگ تو پارچه ها و نوارهاش دوباره دوخته شد و این بار درون تجریش عکاسی شد. . #حس_زیباتر_بودن #نیکو_جامـه_گان_آلامدا #آلامدا . #specialedition #summercollection #Aallaamoda مدل ستاره ای کـه در پست قبلی راجع بهش حرف زده بودم و در سن پترزبورگ عکاسی شده بود با کمـی تغییر رنگ تو پارچه ها و نوارهاش دوباره دوخته شد و این بار درون تجریش عکاسی شد. .
#حس_زیباتر_بودن
#نیکو_جامـه_گان_آلامدا
#آلامدا
.
#specialedition
#summercollection
#Aallaamoda
نگاه کن کـه غم درون دیده ام
چگونـه قطره قطره آب مـی شود
چگونـه سایـه سیـاه سرکشم
اسیر دست آفتاب مـی شود
تو آمدی ز دور ها و دور ها
ز سرزمـین عطر ها و نور ها
نشانده ای مرا کنون بـه زورقی
ز عاجها،ز ابرها،بلور ها
مرا ببر امـید دلنواز من
ببر بـه شـهر شعر ها و شور ها
به راه پرستاره مـی کشانی ام
فراتر از ستاره مـی نشانی ام
چه دور بود پیش از این زمـین ما
به این کبود غرفه های آسمان
کنون بـه گوش من دوباره مـی رسد
صدای تو
صدای بال برفی فرشتگان
نگاه کن کـه من کجا رسیده ام
به کهکشان بـه بی کران بـه جاودان
کنون کـه آمدیم که تا به اوج ها
مرا بشوی با موج ها
مرا بپیچ درون حریر بوسه ات
مرا بخواه درون شبان دیر پا
مرا دگر رها مکن
مرا از این ستاره ها جدا مکن
نگاه کن
تو مـی دمـی و آفتاب مـی شود
#فروغ_فرخزاد
#نور
#آفتاب
#tunnel #light
Media Removed
دلتنگی های آدمـی را ، باد ترانـه ای مـی خواند
رویـاهایش را آسمان پر ستاره نادیده مـی گیرد
و هر دانـه ی برفی بـه اشکی نریخته مـی ماند
سکوت سرشار از سخنان ناگفته است
از حرکات ناکرده
اعتراف بـه عشق های نـهان
و شگفتی های بر زبان نیـامده
در این سکوت حقیقت ما نـهفته است
حقیقت تو و من
برای تو و خویش چشمانی آرزو مـی کنم
که چراغ ها و نشانـه ها را درون ظلماتمان ببیند
گوشی کـه صداها و شناسه ها را درون بیـهوشی مان بشنود
برای تو و خویش روحی کـه این همـه را درون خود گیرد و بپذیرد
و زبانی کـه در صداقت خود ما را از خاموشی خویش بیرون کشد
و بگذارد از آن چیزها کـه در بندمان کشیده است
سخن بگوییم
#مارگوت_بيكل
ترجمـه #احمدشاملو✨
Media Removed
#withgalaxy #russia #shotons9 راستش من فکر مـیکنم وقتی ما بـه جایی به منظور مدت کوتاهی سفر مـیکنیم درست مثل این مـیمونـه کـه به اقیـانوس برسیم و یک پامون رو بـه آب بزنیم. با سفر کوتاه نـه وارد جامعه مـیشیم و نـه مـیتونیم با اقشار مختلف جامعه همصحبت شیم نـه از وضع زندگی و از مشکلات اجتماعی خبردار شیم و نـه حتی از روی ... #withgalaxy #russia #shotons9
راستش من فکر مـیکنم وقتی ما بـه جایی به منظور مدت کوتاهی سفر مـیکنیم درست مثل این مـیمونـه کـه به اقیـانوس برسیم و یک پامون رو بـه آب بزنیم. با سفر کوتاه نـه وارد جامعه مـیشیم و نـه مـیتونیم با اقشار مختلف جامعه همصحبت شیم نـه از وضع زندگی و از مشکلات اجتماعی خبردار شیم و نـه حتی از روی ظاهر آدمها مـیتونیم بـه نتیجه ای برسیم ،چون حتی لباس و ظاهر و حال آدمها بستگی بـه حال و روز و فصل و موقعیتی کـه ما شاید اتفاقی اونجا بوده باشیم داره.
اما ما با سفر بـه یـه نقطه شروع مـیکنیم درون خودمون جستجو . پیش فرضها و تصوراتمون رو از انبار ذهنمون بیرون مـیکشیم و مثل یـه آلبوم تو منطقه ورقشون مـیزنیم.
#روسیـه به منظور من پیش فرضهای متفاوتی داشت و این تصاویر بـه سه دلیل وارد اون انباری شده بودن. یکی کتابهای دوران نوجوونی بود. رمانهای قطور روسی کـه برای اون دوران ما درون دسترس ترین بودن و من چه شبها کـه جلد جلد این کتابها رو تو ورق نمـیزدم. تصاویری از کمونیسم ، سرما و جنگ از منطقه عجیب و با قدمت تاریخی بـه اسم شوروی.
یکی دیگه، همکلاسهای روسم بودن. دوستان نوجونی مثل خودم کـه پوست و مو و چشمانی روشن داشتن و قدهای بلند، و به غیر از اسم و فامـیلی کـه نشون مـیداد از این منطقه هستن هیچ فرقی با بقیـه نوجونهای کلاس نداشتن. سومـین روش رسیدن تصاویر هم عموی جوانم بود کـه از سال فروپاشی شوروی وارد مسکو شده بود، با خانمـی روس ازدواج کرده بود و چند وقت یکبار با عکسها، سوغاتیها و داستانهای روسی از زندگیاش درون مسکو بـه ما سر مـیزد. داستانهایی کـه از خونگرمـی و خجالتی بودن این مردم، غذاهای متفاوت و شکل زندگیشون مـیگفت.
این چند هفته سفر درون روسیـه با ورق زدن این آلبوم و ساعتها درون شـهر راه رفتن گذشت و برای من این تصاویر رو ساخت کـه نـه تمام مردم روس بلوند و قدبلند هستن و نـه همـه بـه یـه شکل. از موی بلوند چشم آبی گرفته که تا موهای مشکی و چشمان بادومـی. نـه همـه لاغر و خوش اندامن و نـه همـه صبح که تا شب مشغول نوشیدن ودکا! نـه همـه مردم بـه ادبیـات کلاسیک علاقه دارن و نـه همـه مدرن و خوش لباس.
تو این چند روز غریبهها بدون داشتن زبون مشترک کمکن و اون تصویر مردم سرد و اخمو رو از توی ذهنم برداشتن. مسکو خیلی شـهر تمـیزی بود و مردم با ریتم تندی زندگی مـی درون حالی کـه سنپترزبورگ برام زیباتر بود و آروم تر بود با شبهای روشن تابستونی. کازان شـهر مسلمونها و تاتارها و مساجد بود و سارانسک جایی کوچیک و بی سر و صدا با زنان مسیحی کـه با روسری بـه کلیسا مـیرفتن. همـه درون کشور ستارهی سرخ.
پ.ن ممنون به منظور همـه کامنتها و توضیحات پست قبل :)
Media Removed
چه فکر مـیکنی؟
که بادبان شکسته، زورق بـه گل نشستهایست زندگی؟
درین خراب ریخته
که رنگ عافیت از او گریخته
به بن رسیده راه بستهایست زندگی؟
چه سهمناک بود سیل حادثه
که همچو اژدها دهان گشود
زمـین و آسمان زهم گسیخت
ستاره خوشـه خوشـه ریخت
و آفتاب درون کبود درههای آب غرق شد.
هوا بد است
تو با کدام باد مـیروی؟
چه ابر تیرهای گرفته ی تو را
که با هزار سال بارش شبانـه روز هم
دل تو وا نمـیشود.
تو از هزارههای دور آمدی
در این درازنای خون فشان
به هر قدم نشان نقش پای توست،
برین درشتناک دیولاخ
ز هر طرف طنین گامهای رهگشای توست،
بلند و پست این گشاده دامگاه ننگ و نام
به خون نوشته نامـهی وفای توست،
به گوش بیستون هنوز
صدای تیشـههای توست.
چه تازیـانـهها کـه با تو تاب عشق آزمود
چه دارها کـه با تو گشت سر بلند
زهی شکوه قامت بلند عشق
که استوار ماند درون هجوم هر گزند.
نگاه کن
هنوز آن بلند دور،
آن سپیده آن شکوفهزار انفجار نور
کهربای آرزوست،
سپیدهای کـه جان آدمـی هماره درون هوای اوست،
به بوی یک نفس درون آن زلال دم زدن
سزد اگر هزار بار
بیفتی از نشیب راه و باز
رو نـهی بدان فراز
چه فکر مـیکنی؟
جهان چه آبگینـه شکستهایست
که سرو راست هم درون او شکسته مـینمایدت.
چنان نشسته کوه درون کمـین درههای این غروب تنگ
که راه بسته مـینمایدت.
زمان بیکرانـه را
تو با شمار گام عمر ما مسنج
به پای او دمـیست این درنگ درد و رنج.
به سان رود
که درون نشیب دره سر بـه سنگ مـیزند
رونده باش
امـید هیچ معجزی ز مرده نیست،
زنده باش... #هوشنگ_ابتهاج #ه_الف_سایـه
Media Removed
به مناسبت سالروز بزرگداشت پروین اعتصامـی، استاد شـهریـار درون شعری منتشرنشده درباره پروین اینطور مـینویسند:
.
...به یـادم هست که استاد نامدار بهار
مرا بـه همره خود بار اول آنجا برد
از آن سپس من و او آشنای هم بودیم
خیـال مـیکنم او بیست سال کمتر داشت
سنین بنده هم از آن حدود بیش نبود
تولد من و او هر دو درون یکی سال است
به چند جلسه من و او چکامـه هم خواندیم
در آنزمان من و او کفو یکدیگر بودیم
به کفه ای غزل عاشقانـه بود از من
به کفه دگر از وی قصاید حکمـی
که هردو مایـه اعجاب اوستادان بود
متاع او همـه عقل و متـاع من همـه عشق
اگر چه عشق حقیقی آن بود کو داشت
قیـافه بود عفیف و موقر و سنگین
نبوغش از وجنات و نگاه پیدا بـود
هزار حیف کـه من رشد عقلیم کم بود
وگرنـه عقد من و او بـه عرش مـیبـستند
چه چاره بود کـه دیگر نوشته بود قضا
برای هر دوی ما سرنوشت ناکامـی...
⚘⚘⚘
و درون شعری دیگر اینگونـه مـیسرایند:
سپهر سخن راست پروين ستاره
جهانی سوی اين ستاره نظاره
سرايندگان، سينمای ادب را
هنرپيشگانند و پروين ستاره
به ابر كفن که تا نـهان شد، عيان شد
كه دل ها ربوده هست اين ماه پاره
عروسی هست در حجلهی طبع پروين
كه از ماه و پروين كند طوق و ياره
همايون عروسی كــه نوزاد او راست
فلك دايه و كهكشان گاهواره
بلند آسمانی هست ديوان پروين
بلند اخترانش برون از شماره
دو صد رشته گوهر كه هر يك چو پروين
به گوش سپهری سزد گوش واره
سزد چون بلندآيتی آسمانی
بدان سو كنند اهل تفسير اشاره
چو داغ پدر آتشش زد بـه خرمن
خود از آتش آمد برون چون شراره
چه بد ديدی از بلبلان هم آواز
كه از طرف گلزار كردی كناره
به آثار خود عمر جاويد دادی
چه بود ار تو را بود عمر دوباره
به هر درد و داغی توان چاره جستن
دريغا بـه داغ اجل نيست چاره
بهل شـهريار آتش شوق پروين
كه اين جا دلی بايد از سنگ خاره
.
#استاد_شـهریـار #شـهریـار #شعر #شعر_فارسی #پروین_اعتصامـی #اختر_چرخ_ادب
تو بیـا ای یـار دیرین... تو بیـا ای شور شیرین کـه به صحراها و دریـاها بباریم🌧 تو بیـا ای باد و باران🌦 بـه تن خشک خیـابان🛣 شاخه ای از باغ فردا ها بکاریم تو بیـا با هم دوباره درون شب سرخ ستاره آسمانی از کبوتر ها بپاشیم🕊 تو بیـا ای خنده ی دور درون سحرگاهان پرنور سرخوش و خندانو دیوانـه باشیم تو بیـا با من ... تو بیـا ای یـار دیرین...
تو بیـا ای شور شیرین💟
که بـه صحراها و دریـاها بباریم🌧
تو بیـا ای باد و باران🌦
به تن خشک خیـابان🛣
شاخه ای از باغ فردا ها بکاریم🌱
تو بیـا با هم دوباره
در شب سرخ ستاره⭐
آسمانی از کبوتر ها بپاشیم🕊
تو بیـا ای خنده ی دور😄
در سحرگاهان پرنور🎆
سرخوش و خندانو دیوانـه باشیم
تو بیـا با من نگارا💑
تازه کن هوای ما را❄
تو بیـا ای جان کـه با تو
ب دل را بـه دریـا🌩
تو بیـا ای یـار دیرین💝
تو بیـا ای شور شیرین💫
تو بیـا که تا شب دوباره🌃
سرزند ماه و ستااره🌛🌟
تمام کهکشان نشانـه از تو دارد🌌
زمان بدون تو سر گذر ندارد⏳
جهان بـه اعتبار خنده ی تو زیباست😊
بیـا تمام ناتمام ما همـین جاست...🙃
دیدار با امـید نعمتی و صادق تسبیحی به منظور آلبوم حرمان درون پردیس کتاب مشـهد💜💙💚💛
@omidnemati
Read more
Media Removed
#D_518 نگاه کن کـه غم درون دیدهام چگونـه قطره قطره آب مـیشود چگونـه سایـهٔ سیـاه سرکشم اسیر دست آفتاب مـیشود نگاه کن تمام هستیم خراب مـیشود شرارهای مرا بـه کام مـیکشد مرا بـه اوج مـیبرد مرا بـه دام مـیکشد نگاه کن تمام آسمان من پر از شـهاب مـیشود ** تو آمدی ز دورها و دورها ز سرزمـین عطرها و نورها نشاندهای ... #D_518
نگاه کن کـه غم درون دیدهام
چگونـه قطره قطره آب مـیشود
چگونـه سایـهٔ سیـاه سرکشم
اسیر دست آفتاب مـیشود
نگاه کن
تمام هستیم خراب مـیشود
شرارهای مرا بـه کام مـیکشد
مرا بـه اوج مـیبرد
مرا بـه دام مـیکشد
نگاه کن
تمام آسمان من
پر از شـهاب مـیشود
**
تو آمدی ز دورها و دورها
ز سرزمـین عطرها و نورها
نشاندهای مرا کنون بـه زورقی
ز عاجها، ز ابرها، بلورها
مرا ببر امـید دلنواز من
ببر بـه شـهر شعرها و شورها
به راه پر ستاره مـیکشانیم
فراتر از ستاره مـینشانیم
نگاه کن
من از ستاره سوختم
لبالب از ستارگان تب شدم
چو ماهیـان سرخ رنگ ساده دل
ستاره چین برکه های شب شدم
چه دور بود پیش از این زمـین ما
به این کبود غرفههای آسمان
کنون بـه گوش من دوباره مـیرسد
صدای تو
صدای بال برفی فرشتگان
نگاه کن کـه من کجا رسیدهام
به کهکشان، بـه بیکران، بـه جاودان
کنون کـه آمدیم که تا به اوجها
مرا بشوی با موجها
مرا بپیچ درون حریر بوسهات
مرا بخواه درون شبان دیر پا
مرا دگر رها مکن
مرا از این ستارهها جدا مکن
* *
نگاه کن کـه موم شب براه ما
چگونـه قطره قطره آب مـیشود
صراحی سیـاه دیدگان من
بهلای گرم تو
لبالب از خواب مـیشود
به روی گاهوارههای شعر من
نگاه کن
تو مـیدمـی و آفتاب مـیشود... پی اس: عادت بـه نوشت کپشن خیلی طولانی ندارم ولی این شعرو دوس دارم..این عکس،این شعر حال و هوامو بهتر مـیکنـه..بعد این همـه اتفاق..
Media Removed
هان ای شب شوم وحشت انگیز
تا چند زنی بـه جانم آتش ؟
یـا چشم مرا ز جای بركن
یـا پرده ز روی خود فروكش
یـا بازگذار که تا بمـیرم
كز دیدن روزگار سیرم
دیری ست كه درون زمانـه ی دون
از دیده همـیشـه اشكبارم
عمری بـه كدورت و الم رفت
تا باقی عمر چون سپارم
نـه بخت بد مراست سامان
و ای شب ،نـه توراست هیچ پایـان
چندین چه كنی مرا ستیزه
بس نیست مرا غم زمانـه ؟
دل مـی بری و قرار از من
هر لحظه بـه یك ره و فسانـه
بس بس كه شدی تو فتنـه ای سخت
سرمایـه ی درد و دشمن بخت
این قصه كه مـی كنی تو با من
زین خوبتر ایچ قصه ایچ نیست
خوبست ولیك حتما از درد
نالان شد و زار زار بگریست
بشكست دلم ز بی قراری
كوتاه كن این فسانـه ،باری
آنجا كه ز شاخ گل فروریخت
آنجا كه بكوفت باد بر در
و آنجا كه بریخت آب مواج
تابید بر او مـه منور
ای تیره شب دراز دانی
كانجا چه نـهفته بد نـهانی ؟
بودست دلی ز درد خونین
بودست رخی ز غم مكدر
بودست بسی سر پر امـید
یـاری كه گرفته یـار درون بر
كو آنـهمـه بانگ و ناله ی زار
كو ناله ی عاشقان غمخوار ؟
در سایـه ی آن درخت ها چیست
كز دیده ی عالمـی نـهان هست ؟
عجز بشر هست این فجایع
یـا آنكه حقیقت جهان هست ؟
در سیر تو طاقتم بفرسود
زین منظره چیست عاقبت سود ؟
تو چیستی ای شب غم انگیز
در جست و جوی چه كاری آخر ؟
بس وقت گذشت و تو همانطور
استاده بـه شكل خوف آور
تاریخچه ی گذشتگانی
یـا رازگشای مردگانی؟
تو آینـه دار روزگاری
یـا درون ره عشق پرده داری ؟
یـا شدمن جان من شدستی ؟
ای شب بنـه این شگفتكاری
بگذار مرا بـه حالت خویش
با جان فسرده و دل ریش
بگذار فرو بگیرد دم خواب
كز هر طرفی همـی وزد باد
وقتی ست خوش و زمانـه خاموش
مرغ سحری كشید فریـاد
شد محو یكان یكان ستاره
تا چند كنم بـه تو نظاره ؟
بگذار بخواب اندر آیم
كز شومـی گردش زمانـه
یكدم كمتر بـه یـاد آرم
و آزاد شوم ز هر فسانـه
بگذار كه چشم ها ببندد
كمتر بـه من این جهان بخندد
امروز درون #استادیوم_آزادی از نمایش تیم محبوبم لذت بردم. آنچه مشخص هست با حضور #برانکو_ایوانکوویچ سه فصل هست که از نمایش تیم محبوبم لذت مـیبرم و این به منظور یک هوادار کافی است. گرچه فوتبال نتیجه گرای ایران که تا حدودی فضا را به منظور لذت بردن از یک نمایش سطح بالا مسموم کرده اما هیچ چیز بیشتر از اینکه مـیبینی تیم محبوبت چه فوتبال سطح بالایی بازی مـیکند باعث نمـی شود کـه شما بخاطر داشتن چنین تیمـی احساس غرور کنید. #پرسپولیس ما سه سال تمام با اختلاف بهترین تیم ایران بوده و تمام رکوردهای #فوتبال_ایران را جا بـه جا کرده است. پرسپولیس ما بهترین خط دفاع و خط حمله تاریخ لیگ برتر را بـه نام خود کرده است. پرسپولیس ما طی این سه سال سه عنوان #آقای_گل و دو عنوان #آقای_پاس_گل را از آن خود کرده است. پرسپولیس ما #۶۵_هفته_صدرنشین_فوتبال_ایران شده و دو سال عنوان #بهترین_تیم_ایران را از آن خود کرده است. پرسپولیس ما تیمـی هست که فوتبال را مالکانـه بازی مـیکند و به لحاظ مـیزان دوندگی، تعداد پاس، سرعت تیمـی و حرکات ترکیبی بـه استانداردهای فوتبال حرفه ای نزدیک شده است. براستی کدام تیم چنین درون یک سوم دفاعی حریف پاسکاری کرده و با حرکات ترکیبی بـه عمق دفاع حریف مـیزند؟ کدام تیم درون فوتبال ایران چنین اصل پرس را رعایت مـیکند؟ بـه خدا جدایی #محسن_مسلمان #سروش_رفیعی #وحید_امـیری #رامـین_رضائیـان #فرشاد_احمدزاده #صادق_محرمـی و #مـهدی_طارمـی طی دو سال اخیر مـی توانست هر تیمـی را وارد بحران کند. بـه این اسامـی نگاه کنید، درون بدترین حالت دو نفر از این بازیکن ها #مرد_سال_فوتبال ایران بودند.اما پرسپولیس ما یک تیم هست که ساختار فنی قوی دارد. این تیم اصول دارد و متفکرانـه فوتبال بازی مـیکند. بازیکنان این تیم با اعتماد بـه نفس بالا بـه توپ ضربه زده و هر حریفی را مدیریت مـی کنند.تمامـی این موارد بخاطر حضور مربی بی نظیر و بزرگی مثل برانکو ایوانکوویچ است. مـهدی طارمـی مـیرود #علی_علیپور ستاره مـی شود، محسن مسلمان و وحید امـیری مـی روند #سیـامک_نعمتی و #امـید_عالیشاه ستاره مـی شوند. اینـها همـه بـه دلیل ساختار فنی درست و تمرینات کادرفنی است. درون پایـان خوشحالم کـه هوادار چنین تیمـی هستم و به داشتن این تیم افتخار مـیکنم. دست مریزاد مربی، عجب تیمـی ساختی، بـه احترام تو و شاگردانت کلاه از سر برمـیدارم و تا آخرین نفس پشت تو و بازیکنانت خواهم بود
نظرتون درباره بازی با فولاد خوزستان؟
#فوتبال_با_فواد #لیگ_برتر #هفته_دوم #فولاد_خوزستان #صدرنشینی #هتریک_قهرمانی
Read more
Media Removed
هر سفر ثانیـه راه من بـه شماره رفته ام
هزار پنجره نگاه درون انتظار ساخته ام
روح غرور مرده را درون اشک خود شناخته ام
جان جوانی مرا پیر ترانـه کرده ای
زبان احساس مرا تو عاشقانـه کرده ای
دوست دارم عزیزم...
Media Removed
مـی گویند"دست و پا مـیزند که تا دیده شود"
مـی گویم"دستشان را گرفت که تا دیده شوند"
مـی گویند"از حسادت نمـیتواند ببیند کـه رقیب دارد"
مـی گویم"از رقابت خوشحال مـیشود و سالهاست کـه با خودش رقابت مـیکند بس کـه رقیبی ندارد"
مـی گویند"دیده ست کـه حریف نیست و زنک بازی درون مـیاورد"
مـی گویم"نگاه کن و ببین چهی حریف چهی نیست؟"
با ما از سابقه حرف بزنید!
از درخشندگی ها حرف بزنید.از ماه عسل ها ،عاشقانـه ها،نوستالژی های کنسرتش،تور های بین المللی،آلبوم انگلیسی،از فستیوال جهانی حرف بزنید!
اما همـه این ها بـه کنار.
من به منظور تو حمایت را از سالیـان پیش شروع کرده ام😇 @farzadfarzin1 ✨
آلبوم خاطراتت را بار دیگر برداشته ام.
مـیدانی؟نوزده سال خاطره ات را درون یک آلبوم جمع کرده ام.
با برگ برگش چشمانم برق مـیزنند و اشک شوق مـیبارند.
و وجودم پر مـیشود از حسِ صدایِ تو!
صدایی کـه با من حرف مـیزند،
با من مـیخندد،
با من اشک مـیریزد.
صدایی کـه انگار،جایِ خون درون رگ هایم جاریست.
یـا بهتر هست بگویم،
قلبم درون هر هشت دهُمِ ثانیـه صدای تو را برایم زنده مـیکند.
تو به منظور من هفت شین ساختی.
من از تو جان گرفتم.اصلا به منظور همـین هست که اینجا هستم.
تو به منظور من مـیخوانی و من به منظور تو،مـیسازم لبخندت را.
من اینجا هستم که تا به اندازه ی ابد و یک روز کنار صدایت بمانم.تا سازِ لحظه لحظه ات را کوک کنم.
من اینجا هستم که تا برای تو،لبخند بسازم.لبخندی بـه بلندای یلدا،
به ژرفای اطلس،
به درخشندگی آفتاب اولین روز بهار!
تا آب کند دل هر آنکه را کـه نتواند دید
مـیدانی تو دوست نداری یکنواخت باشی و من این را مـیدانم!
تو روز بـه روز پیشرفت مـیکنی!
و این پیشرفت توست،
این قدرتِ صدایِ روز افزونِ توست کـه تو را درون قله ی افتخارات زندگی نگه مـیدارد!
تو را درون اوج نگه مـیدارد.
مـیدانی مثال تو مانند عقابی ست کـه بر فراز ابر ها پرواز مـیکند!
همـه فاصله شان را از زمـین اندازه مـیگیرند.اما تو،
زمـین برایت معنایی ندارد؛
تو آسمان ها را فتح کرده ای!
تا زمانی کـه تو آسمان موسیقی زندگیمان باشی،
ما ستارگانت خواهیم بود،
ستاره هایی کـه هیچ گاه آسمانشان را حتی درون طوفانی ترین لحظات تنـها نخواهند گذاشت!
.
Text:
@im_farzwdi
Edit:
@mehdienayati1
#تا_ابد_و_یک_روز_کنار_صدایت_مـی_مانم
@farzadfarzin1
#فرزادفرزین #فرزاد_فرزین #اتحاد #فرزادی
#farzadfarzin1 #farzadfarzin #farzad_farzin #the_best_iranian_pop_singer #king #showman #showmanist #musician #song_writer #shanzelize #celebrity #international #music #pop #iranian 🤖 دریـافت شده توسط @instasave_bot
شازده کوچولو پرسید: «من روی چه سیـاره ای فرود آمده ام؟» مار گفت: «روی سیـاره زمـین و در قاره ی آفریقا.» _ «خوب . . . . . پسی روی زمـین زندگی نمـی کند.» مار گفت: «این جا بیـابان است.ی توی بیـابان زندگی نمـی کند. زمـین خیلی بزرگ است.» شازده کوچولو روی تخته سنگی نشست و به آسمان نگاه کرد و گفت: «من فکر مـی کنم ... شازده کوچولو پرسید: «من روی چه سیـاره ای فرود آمده ام؟»
مار گفت: «روی سیـاره زمـین و در قاره ی آفریقا.»
_ «خوب . . . . . پسی روی زمـین زندگی نمـی کند.»
مار گفت: «این جا بیـابان است.ی توی بیـابان زندگی نمـی کند. زمـین خیلی بزرگ است.»
شازده کوچولو روی تخته سنگی نشست و به آسمان نگاه کرد و گفت: «من فکر مـی کنم ستاره ها به منظور این مـی درخششند کـه هر کدام از ما بتواند ستاره ی خودش را پیدا کند. بـه سیـاره من نگاه کن. درست بالای سرِ ماست. ولی چقدر دور است!»
مار گفت: «قشنگ است. اما به منظور چه آمدی این جا؟»
شازده کوچولو جواب داد: «با یک گل مشکل پیدا کردم.»
و هر دو ساکت شدند.
سرانجام شازده کوچولو شروع کرد و گفت: «مردم کجا هستند؟ آدم درون بیـابان نسبتاً احساس تنـهایی مـی کند.»
مار گفت: «در مـیان آدم ها هم کـه باشی، احساس تنـهایی مـی کنی.»
شازده کوچولو به منظور مدت نسبتاً طولانی بـه مار خیره شد و گفت: «تو جانور عجیبی هستی. یعنی بـه باریکی یک انگشت دست . . . . . »
مار گفت: «اما من از انگشت پادشاه هم قدرتمندترم.»
شازده کوچولو خندید و گفت: «به نظر مـی رسد کـه خیلی هم قدرتمند نیستی . . . . . تو حتی پا هم نداری . . . . . حتی نمـی توانی بـه سفر بروی.»
مار گفت: «من مـی توانم تو را بـه جاهای دورتر از جایی کـه یک کشتی بتواند ببرد، ببرم.» و سپس خودش را مانند حلقه ای طلایی دور قوزک پای شازده کوچولو پیچید و دوباره ادامـه داد: «من با لمس هری، مـی توانم او را بـه خاکی برگردانم کـه از آن آمده است. اما تو پاک و بی گناهی و از ستاره ی دیگری آمده ای.»
شازده کوچولو چیزی نگفت.
مار گفت: «من به منظور تو متأسفم، چون تو به منظور زندگی بر روی این زمـین کـه از سنگ خارا درست شده، ضعیف هستی. اگر روزی دلت به منظور سیـاره ات تنگ شد، من مـی توانم کمکت کنم. من مـی توانم . . . . . »
شازده کوچولو گفت: «آها! منظورت را فهمـیدم. ولی تو چرا همـیشـه مرموز حرف مـی زنی؟»
مار گفت: «آخر خودم حلال تمام رموز هستم.»
و هر دوی آن ها ساکت شدند.🐍👱♂️
#شازده_کوچولو
#تنـهایی #مار
Read more
Media Removed
گیرم کـه بر سر این بام بنشسته درون کمـین پرنده ای پرواز را علامت ممنوع مـی زنید با جوجه های نشسته درون آشیـانـه چه مـی کنید
گیرم کـه مـی زنید گیرم کـه مـی بُرید گیرم کـه مـی کُشید با رویش ناگزیر جوانـه چه مـی کنید
(دکلمـه)
تمام بغض قناری ها صداتو ترسونده اجاق کینـه ی پاییزی گُلاتو سوزونده
تو اون ستاره ی خاموشی کـه خواب تو رو بُرده پیـام سرخ شقایق ها تو قلب تو مرده
چشات مثل شب بارونی دلت پر از غم پنـهونی مثل پرنده ی زندونی بخون بـه ناله ی دل
مثال تیغ گُل زردم یـه شعر خسته ی پُر دردم ببین کـه قایق امـیدم نشسته بی تو بـه گِل
غم غریب کدوم غروبی کـه عطر پاییز گرفته بوی تنت
نگات بـه سوی کدوم ستارَست کـه قلب پارَست بـه زیر پیرهنت
من وتو چله نشین این شب پُر اندوهیم من و تو سایـه ی غمگین غروب رو کوهیم
من وتو سایـه ی غمگین غروب رو کوهیم
چراغ سفره ی ما دیگر نشانی از نان نیست بـه خاک غم زده ی شـهرم نمـیزه باران نیست
تمام بغض قناری ها صداتو ترسونده اجاق کینـه ی پاییزی گُلاتو سوزونده
تو اون ستاره ی خاموشی کـه خواب تو رو بُرده پیـام سرخ شقایق ها تو قلب تو مرده
چشات مثل شب بارونی دلت پر از غم پنـهونی مثل پرنده ی زندونی بخون بـه ناله ی دل
مثال تیغ گُل زردم یـه شعر خسته ی پُر دردم ببین کـه قایق امـیدم نشسته بی تو بـه گِل نشسته
جاودااانـه داریوش
سلام و مـهربانی نو سروده ای از پنجرهء بهشت درون آسمان ملائکهء خوش ذوق، شـهر بهشت را کـه بنا د اول بـه سوی صحن و سرای تو، چندین هزار پنجره وا د مشتی ستاره از فلک آوردند، درون سفره های ما نمک آوردند بس کـه بهار از فدک آوردند، درون شـهر قم مدینـه بـه پا د با چشم های غرق عطش دیدیم، گنبد درون آینـه ی حوض ... سلام و مـهربانی
نو سروده ای از پنجرهء بهشت
در آسمان ملائکهء خوش ذوق، شـهر بهشت را کـه بنا د
اول بـه سوی صحن و سرای تو، چندین هزار پنجره وا د
مشتی ستاره از فلک آوردند، درون سفره های ما نمک آوردند
بس کـه بهار از فدک آوردند، درون شـهر قم مدینـه بـه پا د
با چشم های غرق عطش دیدیم، گنبد درون آینـه ی حوض است
آن کاسه های پر از خورشید، سیرابمان از آب طلا د ملا حسین مولویِ مداح همراه شمس و عاصی و خورشیدی
از بس کـه بوده اند نمک گیرت درون هر مقام شور بـه پا د
ما قاصریم وصف تو را وقتی، امثال مرعشی و بروجردی
افطارهای هر شبه ی خود را، با بوسه بر ضریح تو وا د
تکرار فاطمـه هست عبور تو، توصیف زینب هست مرور تو
معصومـه نام داشت حضور تو، اما تو را کریمـه صدا د
ای که تا همـیشـه کار تو کارستان، اثبات کرده شوکت تو هر آن
هرگز نکرده اند همـه مردان، کاری چنان کـه فاطمـه ها د...
Read more
Media Removed
امشب🌚
آسمان ستاره باران شده است🌟
ستاره ها چشمک مـیزنند. 💫
آری! خیلی وقت هست که ابرها☁️ بار سفر بستهاند. 🌈
گویـا آسمان بزمـی درون راه دارد.💞
اصلا مگر مـیشود تولد تو باشد و🎂
زمـین و زمان، آرام بماند؟ ⏰
آن طرف آب کـه سهل است،💦 آنور کهکشان هم کـه باشی،🌏 من درون اعماق سکوت قلبم، 💔
آرام و بیصدا، 🔕
تولدت را بـه خودم تبریک مـیگویم!🎊 ولولهی باد را چه کنم🌪
که صدای نفسهایت را از فرسنگها✨
فاصله درون گوشم مـینوازد!🎷
اما باز هم درون گوش فلک فریـاد مـیکشم:🗣
ای وَهم شیرین 😍
در کوچه بعد کوچههای مغزم! 🌃
قدمـی راه بیـا، کوچهها را طی کن! 🏃♀
دل من وسوسهی تو را دیدن دارد! 😻
در یخبندان این روزهای دلم، ❄️
حیف کـه گرمای وجودت درکنارم نیست🔥 اما تولدت هم🎂
دلگرمـی هست برای خودش♥️ دلگرمم کـه هستی،💕 حالا نـه درون کنار من، 😜
در کنارانی کـه بند بند وجودت👸
به آنها متصل است.💎 تولدت را درون هیـاهوی کلمات 🎀
در فکرم کـه لایق تو نیستند، 🎉
به ساده ترین شکل تبریک مـیگویم. ♥️
تولدت مبارک!🎁
Text📝
#سلاله_علیزاده
@solaleh_alizadeh
@fan_of_saharghoreyshi
Photo📸
@sahar.fans
#اتحاد_سحریـا💋
Media Removed
| ادامـه پست قبلی | . . ما نمـیدونستیم از اتفاقات پویول تاسف بخوریم یـا بالا رفتن ارز یـا بازی خوبمون مقابل اسپانیـا کـه منجر بـه شکست شد یـا بیشعوری اندکی از مردم کـه تو خود جام جهانی درون صورتی کـه یک بازی ما مونده بود حواشی سردار آزمون رو بیشتر د که تا این جوون بیست و سه ساله ما کـه دو که تا جام جهانی دیگر مـیتونـه برامون ... | ادامـه پست قبلی |
.
.
ما نمـیدونستیم از اتفاقات پویول تاسف بخوریم یـا بالا رفتن ارز یـا بازی خوبمون مقابل اسپانیـا کـه منجر بـه شکست شد یـا بیشعوری اندکی از مردم کـه تو خود جام جهانی درون صورتی کـه یک بازی ما مونده بود حواشی سردار آزمون رو بیشتر د که تا این جوون بیست و سه ساله ما کـه دو که تا جام جهانی دیگر مـیتونـه برامون بازی کنـه رو اشکش رو درون بیـارند....
این استراتژی خوب کیروش و بازی خوب بازیکنان ملی پوش ایران بود کـه ما بـه برد مقابل پرتغال امـید داشتیم.
امـید رو بیرانوند با گرفتن توپ های اسپانیـایی ها عزت اللهی با گلش طارمـی و انصاری فر با سرعت هاشون و امـیری با بازی زیبا و حاج صفی و حسینی و پور علی گنجی و رضاییـان با دفاع محکمشون جلو ستاره های چمپیونزلیگ و ابراهیمـی به منظور شروع ضد حمله هاش و سردار بـه خاطر هد هاش برگردوندند.
کیروش این بار درون مقابل کشور خودش و تیم قبلی خودش قبل از اینکه سرمربی ایران بشـه قرار گرفت.
قبل از بازی افرادی تحت جو یـه مشت احمق قرار گرفتند کـه همـه جای دنیـا دیده مـیشوند بـه قول خودشون نذاشتند ستاره ی فوتبال جهان بخوابه که تا خطرناک نباشـه به منظور ما...
بازی شروع شد و ایران درون دو صورت از گروه صعود مـیکرد : با برد درون مقابل پرتغال و یـا مساوی با پرتغال درون صورت باخت اسپانیـا با تفاضل دو گل مقابل مراکش...
اول های بازی بیرانوند بیرانوندی کـه ازش انتظار داشتیمنبود ولی رفته رفته مقابل تمامـی حملات ایستاد. ما با گل زدن مراکش. امـیدمون بـه صعود بیشتر شد ولی طول نکشید که تا اسپانیـایی ها گل تساوی رو زدند و اواخر نیمـه اول بود کـه ما بـه امـید نیمـه ی دوم هجومـی مـیخواستیم زمـین رو ترک کنیم کـه گل رو خوردیم. انگار روی گربه ی کره ی زمـین آب سردی ریختند هرکی کـه با قوتبال ایران تو جام جهانی زندگی کرده بود بغض کرده بود و امـید بـه یـه نیمـه دست نخورده داشت. که تا بازی شروع شد پنالتی به منظور پرتغال مـیتوانست کار رو تمام کند و ما رو دقیقه پنجاه و هفت از روسیـه بـه بیرون بندازن و فقط یک معجزه مـیتونست همـه چیز رو درست کنـه معجزه ای کـه بیرانوند با گرفتن پنالتی برترین شماره هفت جهان انجام داد. امـید برگشت دیگه بعد از پنالتی از جون مایع مـیذاشتند و پرتغالی ها از وقت .... داور بازی هرچی فحش درون جهان بود رو خورد آرنج رونالدو رو ندید و در ویدئو چک بود کـه مراکش دوباره از یک شـهر دیگر روسیـه به منظور ایرانی ها نامـه فرستاد کـه تا امـیدها چند برابر بـه توان دو شود درون آخر شش دقیقه که تا حذف ایران باقی مونده بود شش دقیقه ای کـه ثانیـه سی بـه دلیل هند وایساد که تا دقیقه ی سه .
ادامـه در کامنت
Media Removed
مرا تو بیسببی نیستی. بهراستی صلتِ کدام قصیدهای ای غزل؟ ستارهبارانِ جوابِ کدام سلامـی بـه آفتاب از دریچهی تاریک؟ کلام از نگاهِ تو شکل مـیبندد. خوشا نظربازیـا کـه تو آغاز مـیکنی! □ پسِ پُشتِ مردمکانت فریـادِ کدام زندانیست کـه آزادی را بـه لبانِ برآماسیده گُلِ سرخی پرتاب مـیکند؟ ــ ورنـه ... مرا تو
بیسببی نیستی.
بهراستی
صلتِ کدام قصیدهای ای غزل؟
ستارهبارانِ جوابِ کدام سلامـی بـه آفتاب
از دریچهی تاریک؟
کلام از نگاهِ تو شکل مـیبندد.
خوشا نظربازیـا کـه تو آغاز مـیکنی! □
پسِ پُشتِ مردمکانت
فریـادِ کدام زندانیست کـه آزادی را
به لبانِ برآماسیده گُلِ سرخی پرتاب مـیکند؟ ــ
ورنـه این ستارهبازی
حاشا چیزی بدهکارِ آفتاب نیست. □
نگاه از صدای تو ایمن مـیشود.
چه مؤمنانـه نامِ مرا آواز مـیکنی! □
و دلت
کبوترِ آشتیست،
در خون تپیده
به بامِ تلخ.
با این همـه
چه بالا
چه بلند
پرواز مـیکنی.
***
احمد شاملو ---------------
به بهانـه ی روز و شادباش ِ زادروز نازنین ام غزل .
به بهانـه ی وجود درون هر خانواده ای .
به بهانـه زاده ام ، سایـه ی عزیزم .
پیشکش بـه تمام ان وطنم ، کـه هر کدام شان غزل ِ دلنشین و زیبای پدر و مادرشان هستند .
#علی_دهکردی #روز_ #غزل #سایـه # #احمد_شاملو #وطن
#ali_dehkordi
Media Removed
خداوندا
خداوندا
اگر روزی بشر گردی
زحال بندگانت با خبر گردی
پشیمان مـی شدی از قصه خلقت
از اینجا از آنجا بودنت !
خداوندا!
اگر روزی ز عرش خود بـه زیر آیی
لباس فقر بـه تن داری
برای لقمـه ی نانی
غرورت را بـه زیر پای نا مردان فرو ریزی
زمـین و آسمان را کفر مـی گویی نمـی گویی؟
خداوندا
اگر با مردم آمـیزی
شتابان درون پی روزی
ز پیشانی عرق ریزی
شب آزرده ودل خسته
تهی دست و زبان بسته
به سوی خانـه باز آیی
زمـین آسمان را کفر مـی گویی نمـی گویی؟
خداوندا
اگر درون ظهرگرماگیر تابستان
تن خود را بـه زیر سایـه ی دیواری بسپاری
لبت را بر کاسه ی مسی قیر اندود بگذاری
و قدری آن طرف ترکاخ های مرمرین بینی
واعصابت به منظور سکه ای این سو و آن سودر روان باشد
و شاید هر رهگذر هم از درونت با خبر باشد
زمـین و آسمان را کفر مـی گویی نمـی گویی؟
خدایـا خالقا بس کن جنایت را تو ظلمت ر!
تو خود سلطان تبعیضی
تو خود یک فتنـه انگیزی
اگر درون روز خلقت مست نمـی کردی
یکی را همچون من بدبخت
یکی را بی دلیل آقا نمـی کردی
جهانی را چنین غوغا نمـی کردی
دگر فریـاد ها درون ی تنگم نمـی گنجد
دگر آهم نمـی گیرد
دگر این سازها شادم نمـی سازد
دگر از فرط مـی نوشی مـی هم مستی نمـی بخشد
دگر درون جام چشمم باده شادی نمـی د
نـه دست گرم نجوائی بـه گوشم پنجه مـی ساید
نـه سنگ ی غم چنگ صدها ناله مـی کوبد0
اگر فریـادهایی از دل دیوانـه برخیزد
برای نا مرادی های دل باشد
خدایـا گنبد صیـاد یعنی چه ؟
فروزان اختران ثابت سیـار یعنی چه ؟
اگر عدل هست این بعد ظلم ناهنجار یعنی چه؟
به حدی درد تنـهایی دلم را رنج مـی دارد
که با آوای دل خواهم کشم فریـاد و برگویم
خدایی کـه فغان آتشینم درون دل سرد او بی اثر باشد خدا نیست ؟!
شما ای مولیـانی کـه مـی گویید خدا هست و برای او صفتهای توانا هم روا دارید!
بگویید که تا بفهمم
چرا اشک مرا هرگز نمـی بیند؟
چرا بر ناله پر خواهشم پاسخ نمـی گوید
چرا او این چنین کور و کر و لال است
و یـا شاید درون بارگاه خویشیبر لبانش مست تنـهایی
و یـا شاید دگر پر گشته هست آن طاقت و صبرش
کنون از دست داده آن صفتها را
چرا درون پرده مـی گویم
خدا هرگز نمـی باشد
من امشب ناله نی را خدا دانم
من امشب ساغر مـی را خدا دانم
خدای من دگر تریـاک و گرس و بنگ مـی باشد
خدای من خون رنگ مـی باشد
مرا گرم لاله رخساران خدا باشد
خدا هیچ است0
خدا پوچ است0
خدا جسمـی هست بی معنی
خدا یک لفظ شیرین است
خدا رویـایی رنگین است
شب هست و ماه مـید
ستاره نقره مـی پاشد
و گنجشک از لبان آلوده ی زنبق بوسه مـی گیرد
من اما سرد و خاموشم!
من اما درون سکوت خلوتت آهسته مـی گریم
اگر حق هست زدم زیر خدایی !!!
عجب بی پرده امشب من سخن گ
Media Removed
. . . . شب آغاز هجرت تو شب درون خود شکستنم بود شب بی رحم رفتن تو شب از پا نشستنم بود شب بی تو،شب بی من،شب دل مرده های تنـها بود شب رفتن،شب مردن،شب دل کندن من از ما بود واسه جشن دلتنگی ما گل گریـه سبد سبد بود با طلوع عشق من و تو هم زمـین هم ستاره بد بود از هجرت تو شکنجه دیدم کوچ تو اوج ریـاضتم بود چه مومنانـه از ... .
.
.
.
شب آغاز هجرت تو شب درون خود شکستنم بود
شب بی رحم رفتن تو شب از پا نشستنم بود
شب بی تو،شب بی من،شب دل مرده های تنـها بود
شب رفتن،شب مردن،شب دل کندن من از ما بود
واسه جشن دلتنگی ما گل گریـه سبد سبد بود
با طلوع عشق من و تو هم زمـین هم ستاره بد بود
از هجرت تو شکنجه دیدم کوچ تو اوج ریـاضتم بود
چه مومنانـه از خود گذشتم کوچ من از من نـهایتم بود
به دادم برس،به دادم برس،تو ای ناجی تبار من
به دادم برس،به دادم برس،تو ای قلب سوگوار من
سهم من جز شکستن من تو هجوم شب زمـین نیست
با پر و بال خاکی من شوق پرواز آخرین نیست
بی تو حتما دوباره بر گشت بـه شب بی پناهی
سنگر وحشت من از من مر هم زخم پیر من کو؟
واسه پیدا شدن تو آینـه،جاده ی سبز گم شدن کو؟
بی تو حتما دوباره گم شد تو غبار تباهی
با من نیـاز خاک زمـین بود تو پل بـه فتح ستاره بستی
اگر شکستم از تو شکستم اگر شکستی از خود شکستی
به دادم برس،به دادم برس،تو ای ناجی تبار من
به دادم برس،به دادم برس تو ای قلب سوگوار من
شب بی تو،شب بی من شب دل مرده های تنـها بود
شب رفتن،شب مردن،شب دل کندن من از ما بود
.
.
.
.
#دیباچه #تابستان #ایرج_جنتی_عطایی #داریوش
Media Removed
مـیثم مدتهاست کـه تنـهاست و رابطهای نداشته... از این تنـهایی خسته شده... پدرش درآمده... تصمـیم مـیگیرد بـه سمـیرا همدانشگاهیاش پیشنـهاد بدهد... سمـیرا بلافاصله پیشنـهاد مـیثم را رد مـیکند. مـیثم اما تصمـیمش را گرفته. دیگر نمـیخواهد تنـها بماند... بیخیـال نمـیشود و بلافاصله درون راه برگشت بـه دنبال نفر بعدی مـیرود...؛ مـیترا همسایـهشان... مـیترا آبروی مـیثم را توی محل مـیبرد و جواب منفیاش را مـیدهد... تنـهایی اما بـه مـیثم خیلی فشار آورده... بـه خانـه نمـیرود و به سمت خیـابان مـیرود. توی خیـابان بـه اولین ی کـه مـیبیند پیشنـهاد مـیدهد. اولین ی کـه مـیبیند موناست... مونا بـه یکی از انگشتهایش اشاره مـیکند... یعنی کـه حلقه دستش هست و ازدواج کرده... و مونا هم مـیثم را مضحکه خاص و عام مـیکند...
.
در بین هزار مردم و تنـهایی
در کُنـه وجود تو نباشد نایی
درکت نکندی تو را جز یک
سال دو هزار و شش، علی دایی
.
چی شد یکهو شعر شد؟ خیلی عجیب شد یک دفعه... حالا مـهم نیست... داشتم مـیگفتم... خب که تا اینجا سه شکست از سه اقدام به منظور مـیثم... به منظور امروز بس است. بهتر هست کمـی وقت صرف استراحت و آموزشش د... و بعد با دست پُرتری اقدام کند... اما روابط انسانی خیلی متمدنانـه نیست متاسفانـه... مـیثم مثل یک شیر... شیر کـه نـه... مثل یک عقابی مـیمانَد کـه مدتها پرواز کرده و هیچ صیدی پیدا نکرده...
.
مـیثم چو عقابیست کـه در دشت مغان
در حسرت یک صید شده شادروان
فرقی نکند پلنگ باشد یـا قوچ
یـا کرم ظریفی کـه زیَد درون انسان
.
به به... مـیثم مثل عقابی هست که مدتها پرواز کرده و صیدی پیدا نکرده... ولی خب نمـیتواند بیخیـال پرواز و دنبال صید گشتن بشود... چون اگر پرواز نکند اساسا صیدی هم نیست و روز بـه روز اوضاع بدتر مـیشود...
.
از گشتن صید گشته بود کَ لافه... بعد به دو رفت بـه سمت کافه
.
بله.. مـیثم بـه سمت کافه رفت... و تنـها روی یک صندلی نشست... نزدیکهای ظهر بود و کافه خلوت... فقط یک زوج درون حال صحبت روی یکي از مـیزها و دو که تا کافهچی... آن زوج ستاره و رضا بودند... خب برویم روی آن مـیز ببینیم ستاره و رضا چه مـیگویند... خب گویـا رضا و ستاره یک جورهای دارند قرار مدار ازدواج مـیچینند... رضا مـیگوید کـه با این وضع سکه و دلار هری تن بـه ازدواج نمـیدهد و آدمهایی مثل او کم پیدا مـیشود و ستاره برود خدا را شکر کند کـه رضا گیرش آمده و از این چرتوپرتها... ستاره کـه از این حرفها خونش بـه جوش آمده بلند مـیشود...
.
از جای بشد ستاره و هی با مشت
چند ضربه محکم بـه رضا زد
.
بقیـه درون کامنت اول 👇👇👇
Media Removed
-Night Series #2016 #babakrashvand نگاه کن کـه غم درون دیده ام چگونـه قطره قطره آب مـی شود چگونـه سایـه سیـاه سرکشم اسیر دست آفتاب مـی شود نگاه کن تمام هستیم خراب مـی شود شراره ای مرا بـه کام مـی کشد مرا بـه اوج مـی برد مرا بـه دام مـیکشد نگاه کن تمام آسمان من پر از شـهاب مـی شود تو آمدی ز دورها و دورها ز سرزمـین ... -Night Series #2016 #babakrashvand
نگاه کن کـه غم درون دیده ام
چگونـه قطره قطره آب مـی شود
چگونـه سایـه سیـاه سرکشم
اسیر دست آفتاب مـی شود
نگاه کن
تمام هستیم خراب مـی شود
شراره ای مرا بـه کام مـی کشد
مرا بـه اوج مـی برد
مرا بـه دام مـیکشد
نگاه کن
تمام آسمان من
پر از شـهاب مـی شود
تو آمدی ز دورها و دورها
ز سرزمـین عطر ها و نورها
نشانده ای مرا کنون بـه زورقی
ز عاجها ز ابرها بلورها
مرا ببر امـید دلنواز من
ببر بـه شـهر شعر ها و شورها
به راه پر ستاره ه مـی کشانی ام
فراتر از ستاره مـی نشانی ام
نگاه کن
من از ستاره سوختم
لبالب از ستارگان تب شدم
چو ماهیـان سرخ رنگ ساده دل
ستاره چین برکه های شب شدم
چه دور بود پیش از این زمـین ما
به این کبود غرفه های آسمان
کنون بـه گوش من دوباره مـی رسد
صدای تو
صدای بال برفی فرشتگان
نگاه کن کـه من کجا رسیده ام
به کهکشان بـه بیکران بـه جاودان
کنون کـه آمدیم که تا به اوجها
مرا بشوی با موجها
مرا بپیچ درون حریر بوسه ات
مرا بخواه درون شبان دیر پا
مرا دگر رها مکن
مرا از این ستاره ها جدا مکن
نگاه کن کـه موم شب براه ما
چگونـه قطره قطره آب مـیشود
صراحی سیـاه دیدگان من
به لالای گرم تو
لبالب از خواب مـی شود
به روی گاهواره های شعر من
نگاه کن
تو مـیدمـی و آفتاب مـی شود
#فروغ_فرخزاد
در #تاریکی #چشمانت را جستم
در تاریکی چشمـهایت را یـافتم
و شبم پرستاره شد
تو را صدا کردم
در تاریکترینِ شبها دلم صدایت کرد
و تو با طنینِ صدایم بـه سویِ من آمدی
با دستهایت برایِ دستهایم آواز خواندی
برای چشمـهایم با چشمـهایت
برای لبهایم با لبهایت
با تنت به منظور تنم آواز خواندی
من با چشمـها و لبهایت اُنس گرفتم
با تنت انس گرفتم
چیزی درون من فروکش کرد
چیزی درون من شکفت
من دوباره درون گهواره ی کودکیِ خویش بـه خواب رفتم
و لبخندِ آن زمانی ام را بازیـافتم
در من شک لانـه کرده بود
دستهای تو چون چشمـه یی بـه سوی من جاری شد
و من تازه شدم من یقین کردم
یقین را چون عروسکی درون آغوش گرفتم
و درون گهواره ی سالهای نخستین بـه خواب رفتم
در دامانت کـه گهواره ی رؤیـاهایم بود و لبخندِ آن زمانی ، بـه لبهایم برگشت
با تنت به منظور تن ام لالا گفتی
چشمـهای تو با من بود
و من چشمـهایم را بستم
چرا کـه دستهای تو اطمـینان بخش بود
بدی ، تاریکیست
شبها جنایتکارند
ای دلاویزِ من ای یقین ، من با بدی قهرم
و تو را بـه سانِ روزی بزرگ آواز مـیخوانم
صدایت مـی گوش بده قلبم صدایت مـیزند
#شب گرداگردم حصار کشیده است
و من بـه #تو نگاه مـیکنم
از پنجره های دلم بـه #ستاره هایت نگاه مـیکنم
چرا کـه هر ستاره آفتابیست
من آفتاب را باور دارم
من دریـا را باور دارم
و چشمـهای تو سرچشمـه ی دریـاهاست
انسان سرچشمـه ی دریـاهاست
#احمد_شاملو
#پیـام_دهکردی
#شاملو #لاهیجان #lahijan #شب #استخر_لاهیجان #شاملوی_بزرگ #گیلان #طبیعت #شمال #دریـا #شعر #دکلمـه #دکلمـه_خوانی #دکلمـه_شعر #موزیک
@lahijania @lahijancity
Read more
Media Removed
نظر پله درون مورد دو ستاره بارسلونا مسی و سوارز
پله اسطوره فوتبال برزیل درون مصاحبه ای درون خصوص سوارز و مسی مـهاجمان بارسلونا صحبت کرده هست .
اسطوره فوتبال دنیـا درون خصوصمسی و سوارز مـهاجمان بارسلونا اظهار نظری داشته و به تمجید از این دو ستاره دنیـای فوتبال پرداخته هست و مسیرا کامل ترین بازیکن دنیـا مـی داند.
پله درون خصوص سوارز گفت:
وقتی سوارز به لیورپول رفت بازیکن خوبی بود ولیراجرز با راهنمایی ها و توصیـه هایش باعث شد کـه او بـه فوتبالیست و شخص بهتر تبدیل شود او پیشرفت زیـادی کرد و به همـین دلیل او کاملا آماده انتقال بـه بارسلونا شده بود سلتیک خیلی خوش شانس هست که مربی مانند راجرز را درون اختیـار دارد.
او همچنین درون مورد بهترین بازیکن دنیـا گفت:
مردم از من مـی پرسند بهترین فوتبالیست دنیـا چهی هست و چه چیزی باعث شده کـه تو آن را انتخاب کنی به منظور من، لیونل مسی بهترین هست او از هر بازیکنی درون دنیـا کامل تر است.
.
.
.
.
#messi #lionelmessi #kingleomessi #leomessilovers #leomessi10 #leo_messi #fcb #fcbarcelona #fcbworld #igersfcb #Barca #football #soccer
Media Removed
از بین کتابهای نشر آموت، کتابی هست کـه در کتابخانـهی شخصی شما جایگاه ویژه و ممتازی یـافته باشد؟
پرفروشترین کتابهای نشر آموت درون هشتمـین روز نمایشگاه کتاب تهران؛
۱. #خاما / یوسف علیخانی
۲. #ما_تمامش_مـی_کنیم / کالین هوور / آرتمـیس مسعودی
۳. #من_پیش_از_تو / جوجو مویز / مریم مفتاحی
۴. #پس_از_تو / جوجو مویز / مریم مفتاحی
۵. #یک_بعلاوه_یک / جوجو مویز / مریم مفتاحی
۶. #نحسی_ستاره_های_بخت_ما / جان گرین / آرمان آیتاللهی
۷. #اتاق / اما دوناهو / علی قانع
۸. #نامـه_به_کودکی_که_هرگز_زاده_نشد / اوریـا فالاچی / عباس زارعی
۹. #بیوه_کشی / یوسف علیخانی
۱۰. #پروژه_شادی / گریچن رابین / آرتمـیس مسعودی
۱۱. #الینور_آلیفنت_کاملا_خوب_است / گیل هانیمن / آرتمـیس مسعودی
۱۲. #دروغ_های_کوچک_بزرگ / لیـان موریـارتی / سحر حسابی
۱۳. #زن_همسایـه / شاری لاپنا / عباس زارعی
۱۴. #تمام_چیزهایی_که_نمـی_گوییم / کری لانزدیل / سارا نجمآبادی
۱۵. #مـیوه_خارجی / جوجو مویز / مریم مفتاحی
۱۶. #پیش_از_آنکه_بخوابم / اس.جی. واتسون / شقایق قندهاری
۱۷. #خدمتکار_و_پروفسور/ یوکو اوگاوا /کیـهان بهمنی
۱۸. #اسب_ان / جوجو مویز / مریم مفتاحی
۱۹. #زندگی_دوم / اس. واتسون / شقایق قندهاری
۲۰. #غریبه_ای_در_خانـه / شاری لاپنا / عباس زارعی
۲۱. #صدای_آرچر / مـیا ش / منا اختیـاری
۲۲. #اولین_تماس_تلفنی_از_بهشت / مـیچ آلبوم / آرتمـیس مسعودی
۲۳. #پیرزنی_که_تمام_قوانین_را_زیر_پا_گذاشت / کترینا اینگلمن سوندبرگ / کیـهان بهمنی
۲۴. #سالار_مگس_ها / ویلیـام گلدینگ / ناهید شـهبازیـان
۲۵. #_خوب / ماری کوبیکا / فرشاد شالچیـان
۲۶. #پشت_سرت_را_نگاه_کن / سیبل هاگ / آرتمـیس مسعودی
۲۷. #زبان_گل_ها / ونسا دیفنباخ / فیروزه مـهرزاد
۲۸ . #بودن / یرژی کاشینسکی / مـهسا ملکمرزبان
۲۹. شازده کوچولو / آنتوان دوسنت اگزوپری / زهرا تیرانی
۳۰. ایراندخت / بهنام ناصح
۳۱. وقتی خاطرات دروغ مـیگویند / سیبل هاگ / آرتمـیس مسعودی
۳۲. الیزابت گم شده هست / اما هیلی / شبنم سعادت
۳۳. جاناتان مرغ دریـایی / ریچارد باخ / عباس زارعی
۳۴. همسر خاموش / ای اس هریسون / مریم مفتاحی
۳۵. یک پرونده کهنـه / رضا جولایی
۳۶. ی کـه پادشاه سوئد را نجات داد / یوناس یوناسون / کیـهان بهمنی
#با_آموت_در_بهشت_روشن_کلمات همراه باشید.
Media Removed
چهارم خرداد روزی کـه در خاک پاک آبادان ستاره ای درون آسمان ورزش ایران طلوع کرد اسمش را احمدرضا گذاشتند پسری کـه بعدها عقاب دلهای ایرانیـان شد
احمدرضای عابدزاده عزیز عشق و نفس و زندگی من پیشاپیش تولدت مبارک
عقاب آسیـاان شاالله120ساله بشی
احمدرضا عابدزاده (زاده ۴ خرداد ۱۳۴۵ درون آبادان) دروازهبان سابق تیم ملی فوتبال ایران و باشگاه پرسپولیس تهران است.
عابدزاده درسال ۱۳۴۵ درون سرزمـین سوزان ایران(آبادان) ششمـین فرزند خانواده بدنیـا آمد.وی را احمدرضا نام نـهادند.در کودکی بر روی زمـینهای داغ ودر زیر آفتاب سوزان آبادان بـه دنبال توپ مـیدوید. بعدها تک ستاره آسمان ورزش ایران شدو محبوب قلب یک ملت
@ahmadabedz
@ahmadabedz
@ahmadabedz
@abedz
#عابدزاده #دروازبان #عشق #پرسپولیس #عقاب_آسیـا #احمدرضاعابدزاده #فداییـان_عقاب
#عقاب_تنـها_یکی_است
#ahmadrezaabedzadeh #perspolis #love #legend #abedzadeh #goalkeeper
#hosoccer #number1
Media Removed
آقای مسلمان شماره ۷۷ ، بیـا کمـی بـه گذشته برگردیم آن قبل تر ها کـه با پیراهن ذوب آهن شروع بی نظیری داشتی و بقول معروف مـیترکاندی ستاره ای دست نیـافتنی بودی به منظور خودت...اما امان از حاشیـه با رفتنت بـه ملوان کم کم افت کردی... تارسیدی بـه فولاد و تبدیل بـه سکو نشین ترین ستاره شدی و باز ذوب آهن اما این بار ... آقای مسلمان
شماره ۷۷ ، بیـا کمـی بـه گذشته برگردیم
آن قبل تر ها کـه با پیراهن ذوب آهن شروع بی نظیری داشتی و بقول معروف مـیترکاندی
ستاره ای دست نیـافتنی بودی به منظور خودت...اما
امان از حاشیـه
با رفتنت بـه ملوان کم کم افت کردی...
تارسیدی بـه فولاد و تبدیل بـه سکو نشین ترین ستاره شدی
و باز ذوب آهن
اما این بار اصلا درون حد و اندازه های محسن مسلمان نبودی و به راحتی آب خوردن از ذوب آهن دیپورت شدی
همان دوران را مـیگویم...دورانی کـه هیچ تیم معروفی نمـی خواستت...دورانی کـه پر از حاشیـه بودی و خالی از تکنیک ناب فوتبالی
اما پروفسور پرسپولیس تورا خواست...در آن بحبوحه ای کـه همـه دنبال ستاره بودند به منظور ساختن تیم،اون دنبال تو و امثال تو بود به منظور ساختن ستاره
آمدی بـه پرسپولیس،در هجمـه ای از انتقاد بـه مربی محبوب این روزهایمان به منظور به خدمت گرفتنت،
همـه مـیگفتند : محسن مسلمان تمام شده ، هیچ آینده ای ندارد
اما یک نفر بـه تو ایمان داشت...
با سخت گیری هایش، و اوایل با نادیده گرفتنت کاری کرد کـه سخت تمرین کنی و بشوی همان محسن مسلمان قدیم،حتی بهتر از آن
برانکو مسلمانی ساخت کـه پراز تکنیک و خالی از حاشیـه بود
آقای مـهندس،مـهندس محبوب پرسپولیس شدنت را مدیون پروفسوری...این را یـادت نرود
حالا اگرتحمل نشستن روی نیمکتی کـه زمانی جایگاه مـهدوی کیـا و کریمـی بوده را نداری...مـهم نیست
کوله پشتی ات را خودمان مـیبندیم و بند کفشـهایت را خودمان محکم مـیکنیم...مبادا خیـال کنی چون محرومـیم...التماس ماندنت را مـیکنیم... نـه برادر،ما هوادار پرسپولیسم و پرسپولیس خونـه نیست...اینجا قانون دارد،قانون عشق،هردم بیلی و باری بـه هر جهت نیست کـه هرچه بازیکن گفت بگویند چشم...
با رفتنت مشکلی نداریم...این محرومـیت ابدی نیست، اما محرومـیت تو از عشقمان ابدی خواهد بود...کاش مثل سروش مـیرفتی ... یـا مثل صادق... کـه خاطرات خوبی کـه برایمان ساختی از ذهنمان پرنمـی کشید
بااین همـه
به سلامت مـهندس قدیمـی
فقط اگر سکو نشین شدی و دیپورتت د ... یـاد ما نیفت ... محرومـیت ما بالاخره تمام مـیشود ...اما محرومـیتی کـه شان باشگاه را بـه خاطر منافع فردی زیر پا مـی اندازد از قلب هایمان همـیشگیست
@mohsenmosalman77
@mohsenmosalman77
Media Removed
طی این چند روز ، تعدادی از عزیزای استقلالی درباره ی وضعیت دوتا ستاره ی ررهنشون ازمون سوال ، ما هم کل ماجرا رو براشون تو این پست باز کردیم ؛
.
.
.
با اینکه قرار ستاره رراهن ورزشی مختص بـه رشته فوتبال نیست و دیگر رشته های ورزشی نیز بـه ازای قهرمانی خود ستاره درج مـی کنند اما درون فوتبال رایج تر هست و این امر درون جام جهانی و رقابت های باشگاهی درون کشور خود ستاره هایی درج مـی کنند . گاهی اوقات تصمـیم یک جانبه هست ولی درون حالت کلی این مـهم توسط هیئت قانون گذار تصویب خواهد شد .
بعد از آنکه یوونتوس ایتالیـا اولین ستاره را بررراهن خود درج کرد مورد قبول بسیـاری از فدراسیون های کشورهای اروپایی قرار گرفت کـه در زیر بـه آن اشاره شده هست : .
* لیگ ترکیـه این طرح را درون سال 2000 پذیرفت ، این لیگ بـه ازای هر 5 بار قهرمانی 1 ستاره رراهن خود را تصویب کرد . .
* درون لیگ اسکاتلند تیم رنجرز درون سال 2003 ، 5 ستاره بر رراهن خود قرار داد کـه سمبل برنده شدن 50 قهرمانی درون کشور خود مـی باشد یعنی 1 ستاره بـه ازای هر 10 قهرمانی .
* فوتبال درون آلمان دارای دو سیستم رسمـی ستاره گذاری بر رراهن هست که بـه موازات هم عمل مـی کنند. درون سال 2004 فدراسیون آلمان DFL سیستیمـی به منظور قرار ستاره رراهن معرفی کرد کـه تیم های قهرمان را متمایز با سایر تیم ها مـی کرد . این سیستم بـه این صورت بود که
به ترتیب به منظور 1 ، 2 ، 3 و 4 ستاره تیم ها حتما 3 ، 5 ، 10 ، 20 قهرمانیب مـی د .
این عناوین شامل قهرمانی بوندس لیگا مـی شود و قهرمانی های سال 1963 بـه قبل محسوب نمـی شود چون درون آن سال بوندس لیگا بـه وجود آمد و قبل از آن آلمان غربی نیز لیگ خاص خود داشت . .
* درون لیگ آمریکا ( Major League Soceer ) یـا همان MLS ایده ستاره گذاشتن درون سال 2006 رسمـی اعلام شد اما این سیستم درون آمریکا بر خلاف ایتالیـا به منظور هر قهرمانی یک ستاره تعلق مـی گرفت . .
* لیگ سوئد نیز درون سال 2006 مثال ایتالیـا اجازه داد هر باشگاهی 10 قهرمانیب کرد 1 ستاره بر رراهنش قرار بدهد. .
فوتبال باشگاهای اروپا
هیجان انگیز ترین رقابت های فوتبالی باشگاهی ، رقابتهای باشگاهای فوتبال اروپا از سال 1955 رسمـیت پیدا کرد و تا بـه امروز ادامـه دارد تیم های رئال مادرید ، آث مـیلان ، لیورپول پرافتخارترین تیم های این رقابت ها بودند درون رقابت های جام باشگاهای اروپا ستاره ای رراهن یـا آرم باشگاهها قرار داده نمـی شود.
رئال مادرید 11 قهرمانی
آث مـیلان 7 قهرمانی
لیورپول و بایرن مونیخ 5 قهرمانی
Media Removed
بيست دقيقه از همـه مشكلات و استرسها و خستگيهاي اين روزها نوشتم، از همـهی چيزهايي كه دوست داشتم براي من و ما باشد و نيست. از بزرگترین گناه، نااميدي، نوشتم. جمله آخر اما اين شد: " شگفت آنكه هنوز زندگي را دوست دارم!" پس،
آه ای زندگی منم کـه هنوز
با همـه پوچی از تو لبریزم
نـه بـه فکرم کـه رشته پاره کنم
نـه بر آنم کـه از تو بگریزم
همـه ذرات جسم خاکی من
از تو ، ای شعر گرم درون سوزند
آسمانـهای صاف را مانند
که لبالب ز باده روزند
با هزاران جوانـه مـی خواند
بوته نسترن سرود تو را
هر نسیمـی کـه مـی وزد درون باغ
مـی رساند بـه او درود تو را
من تو را درون تو جستجو کردم
نـه درون آن خوابهای رویـایی
در دو دست تو سخت کاویدم
پر شدم ، پر شدم ز زیبایی
پر شدم از ترانـه های سیـاه
پر شدم از ترانـه های سپید
از هزاران شراره های نیـاز
از هزاران جرقه های امـید
حیف از آن روزها کـه من با خشم
به تو چون دشمنی نظر کردم
پوچ پنداشتم فریب تو را
ز تو ماندم ، تو را هدر کردم
غافل از آنکه تو بـه جایی و من
همچو آبی روان کـه در گذرم
گمشده درون غبار شوم زوال
ره تاریک مرگ مـی سپرم
آه ، ای زندگی من آینـه ام
از تو چشمم پر از نگاه شود
ورنـه گر مرگ بنگرد درون من
روی آیینـه ام سیـاه شود
عاشقم ، عاشق ستاره صبح
عاشق ابرهای سرگردان
عاشق روزهای بارانی
عاشق هر چه نام توست بر آن
Media Removed
Travel. As much as you can As far as you can As long as you can سفر کن... سفر کن که تا آنجا کـه مـیتوانی... که تا دور ترین مکانهایی کـه مـیشناسی... و با عجیب ترین شیوه ای کـه مـی دانی... سفر کن که تا پیچش باد درون گیسوان نخل تو را مدهوش سازد، سفر کن که تا ستاره ات را درون دل شب درون مـیان کویر بـه تماشا نشینی، درون آغوشش بگیری ... Travel.
As much as you can
As far as you can
As long as you can
سفر کن...
سفر کن که تا آنجا کـه مـیتوانی...
تا دور ترین مکانهایی کـه مـیشناسی...
و با عجیب ترین شیوه ای کـه مـی دانی...
سفر کن که تا پیچش باد درون گیسوان نخل تو را مدهوش سازد، سفر کن که تا ستاره ات را درون دل شب درون مـیان کویر بـه تماشا نشینی، درون آغوشش بگیری و ببویی، سفر کن که تا در گوشـه ای کز کنی و گستره ی سرخی خورشید درون افق بیکران رویـای شبت شود،سفر کن که تا بادموهایت خرامان بپیچد و شاپرک بر سر سفره ات، گوشـه ی لیوان چایت نشیند،سفر کن که تا گلهای قالی مسجد تو را بـه قصه های سرزمـین های دور ببرد، سفر کن که تا کبوتری سفید، کنان درون دل آسمان تو را بـه گریـه وادارد و لبخند پیرزنی، کنج خرابه ای، زیر سایـه ای درون ناشناخته ترین مکان، امـید زندگانی بـه تو دهد...
سفر کن...
سفر کن که تا آنجا کـه مـیتوانی...
تا دور ترین مکانهایی کـه مـیشناسی...
و با عجیب ترین شیوه ای کـه مـی دانی...
.
.
.
.
این سفر یکی از عجیب ترین و هیجان انگیز ترین سفرهایی بود کـه تجربه کردم و به چشم دیدم کـه به خواست خدا همـه چیز قدم بـه قدم و به نحو احسنت اتفاق افتاد و دوستان عزیز تر از جان چگونـه من رو تو این سفر حمایت د...
ممنونم از این عزیزان
@mohsenkhan_photo @mahdi_hajiabdolahi @amirhossein.sobati @simorgh_babol @mehdi.goli.tabari @majid.ghohroodi @mrdomiri @amirmasou_d @ghalejandagh
و همـه عزیزانی کـه در طول سفر جویـای احوال من بودن و به پشتوانـه دعا و انرژی مثبت دوستان بـه هدفم رسیدم...
📷. @mohsenkhan_photo .
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
#سفر #سفرنامـه #کویر #دوچرخه #کویر_مصر #مصر #ایران #travel #trip #instagram #road #adventurers #iran #photography #photo #travelblogger #travelphotography #travelersnotebook #portrait #mustseeiran #cycling #cycletourist #blue #sky #desert #irangardi #hamgaerdi
#instamood #instadaily
Media Removed
.
آتش نمرودیـان را بردا و سلاما کرد درون دل های ما... .
بگذار بـه جای من آوینی بگوید :
.
آقای حاتمـیکیـا، بگذار کـه با همـین خطاب آغاز کنیم که تا از نگاشتن باز نمانم. چرا کـه اگر بخواهم آنگونـه بخوانمت کـه در دل بـه تو مـیاندیشم دیگر جز آنکه نامت را بر زبان بیـاورم چیزی به منظور گفتن نمـیماند.
دوست من، مـیدانم کـه چه مـیکشی خوب مـیدانم اما تو کـه در دامنـه آتشفشان منزل گرفتهای حتما بدانی کـه چگونـه مـیتوان زیر فوران آتش زیست. ما را خداوند به منظور زیستنی چنین بـه زمـین آورده هست چرا کـه مرغ عشق ققنوس هست که درون آتش مـیزید نـه آنکه رنگین کمان مـیپوشد و در بوستانهای عافیت، شکر مـیخورد و شکرشکنی مـیکند. مگر سوخته دلی و سوخته جانی را جز از بازار آتش مـیتوان خرید؟
گفتم بازار آتش و یـاد کربلای پنج افتادم کربلای پنج، چهار تن از دوستان من و تو بود.حسن هادی، رضا مرادی، ابوالقاسم بوذری و امـیراسکندر یکهتاز کـه تو او را دیده بودی کـه چگونـه درون خون خویش فرو مـیغلتد. خون نیز همرنگ آتش هست و همان سان فوران مـیکند. یـادم هست کـه حیرت شـهادت یکهتاز که تا آنگاه کـه راز خون را کشف نکردی درون تو فرو ننشست. درون همان نخستین قدم هنوز فرصت فیلمبرداری نیـافته سفیر عشق سر رسیده بود و امـیر اسکندر یکهتاز را درون برابر چشمان حیرت زده تو با خود بود با خود مـیگفتی او کـه هنوز فرصت انتخاب نیـافته هست حال آنکه او بعد از انتخاب روی بـه راه نـهاده بود من نمـیدانستم و تو هم دریـافتی. آن روزهای آخر، دیگر عصرها بـه خانـه نمـیرفت. مـیآمد و کنار من پشت مـیز موویلا مـینشست وحرف مـیزد. چیزی درون درونش شکسته بود و مثل منتظران دل بـه اکنون نمـیسپرد. فهمـیده بود کـه در عالم رازی هست کـه عقل بـه آن راه نمـیبرد. فهمـیده بود کـه مـیان این راز و آسمان، رابطهای هست فهمـیده بود کـه آدمها بر دو گونـهاند. آنان کـه با عقلشان مـیزیند و دیگرانی کـه زیستشان با دل هست چه بسیـارند آنان و چه قلیلند اینان چه سهل هست آنگونـه زیستن و چه دشوار هست این گونـه بودن.
بهشت ارزانی عقلاندیشان، اما درون عالم رازی هست کـه جز بـه بهای خون فاش نمـیشود ظاهر عالم درون سایـه اسم ساتر و ستاره پرده بر این راز کشیده هست و پردهدار بـه شمشیر مـیزند همـه را. که تا جز کشتگان راه عشق راهی بـه حریم این حرم نیـابند. تو خود بـه چشم خویش دیدی کـه بهای ورود درون این حرم چیست. (ادامـه درون کامنت)
.
@hatamikia
#من_یک_فیلمساز_وابسته_ام
#ابراهیم_حاتمـی_کیـا
#پرواز_به_وقت_شام
#بادیگارد
#آژانس_شیشـه_ای
#چ
#بوی_پیراهن_یوسف
#از_کرخه_تا_راین
#دیدبان
#مـهاجر
Media Removed
#همـیشـه_مـیکنم_با_این_سخن_عشق #حسن_اقا_حسن_مولا_حسن_عشق #حسنیـه_ی_مجازی_کریم_اهل_بیت #شعر_رو_از_دست_ندید . . خورشید آسمانی ماه خدا حسن همسایـهٔ قدیمـی دنیـای ما حسن پرواز بال های خیـالی فهم ما کی مـی رسد بـه اوج مقام شما حسن روشن ترین تجسم آیـات و سوره ها یـاسین و قدر و کوثری و هل أتی ... #همـیشـه_مـیکنم_با_این_سخن_عشق
#حسن_اقا_حسن_مولا_حسن_عشق
#حسنیـه_ی_مجازی_کریم_اهل_بیت
#شعر_رو_از_دست_ندید .
.
خورشید آسمانی ماه خدا حسن
همسایـهٔ قدیمـی دنیـای ما حسن
پرواز بال های خیـالی فهم ما
کی مـی رسد بـه اوج مقام شما حسن
روشن ترین تجسم آیـات و سوره ها
یـاسین و قدر و کوثری و هل أتی حسن
صفین شاهد تو شور و حماسه ات
شیر دلیر بیشـهٔ شیر خدا حسن
الله اکبر تو بلند هست وقت رزم
آیـات فتح روز نبردی تو یـا حسن
صلح شکوهمند تو هرگز نداشته
چیزی کم از قیـامت کرب و بلا حسن
#صلحت_حماسه_بود_نـه_سازش_که_این_چنین
#شد_سربلند_پرچم_اسلام_راستین
در خانة تو غیر کرامت مقیم نیست
اینجا بـه غیر دست تو دستی رحیم نیست
تو سفره دار هر شب شـهر مدینـه ای
#جز_تو_کسی_که_لایق_لفظ_کریم_نیست
از بسکه داشت دست شما روح عاطفه
شد باورم کـه کودکی اینجا یتیم نیست
جز سر زدن بـه خانة دل خستگان شـهر
کاری به منظور هر سحرت ای نسیم نیست
اینجا کـه نیست گنبد و گل دسته ای بگو
جایی به منظور پر زدن یـا کریم نیست
داغ ضریح و مرقد خاکیت ای غریب
امروزی هست غربت عهد قدیم نیست
با این همـه غریبی و دلتنگی ات بگو
جایی به منظور اینکه فدایت شویم نیست؟
گل داشت باغ شانـهٔ تو از سخاوتت
آقا زبانزد همـه مـی شد کرامتت
این گونـه درون تجلی خورشید وار تو
گم مـی شود ستارهٔ دل درون مدار تو
روشن شده هست وسعت هفت آسمان عشق
از آفتاب روشن شمع مزار تو
بوی بهشت، عطر پر و بال جبرئیل
مـی آورد نسیم سحر از دیـار تو
دلهای ما زمـینی و ناقابلند پس
یک آسمان درود الهی نثار تو
هر شب بـه یـاد قبر تو پر مـی زند دلم
تا خلوت سحرگه آئینـه زار تو
تا کـه شبی بیـائی و بالی بیـاوری
ماندیم مات و غمزده چشم انتظار تو
بالی کـه آشنای تو باشد ابوتراب!
یـا وقف صحن خاکی و پر از غبار تو
بالی کـه سمت تربت تو وا کنیم و بعد
باشیم که تا همـیشـه فقط درون کنار تو
با عطر یـاس تربت تو گریـه مـی کنیم
آنجا فقط بـه غربت تو گریـه مـی کنیم
.
.
.
#یوسف_رحیمـی
#نذر_ضریح_توست_النگوی_مادرم
#کی_گفته_غریبی_خودم_نوکرتم
#ما_امت_حسنیم
#ما_بقیع_را_مـیسازیم
#امام_حسنى_بودن_رسم_است_نـه_اسم
#امام_حسنی_ها
Media Removed
در بعد این دنیـای دیجیتال با قابی مستطیل شکل صدای تو تپش قلب تو بهترین موسیقی شبانـه و فنجانی قهوه مـی شود همراه این "من" خسته قهوه هایی کـه از ترس فال های نبودنت نخورده سرد شدند و شاید سهم سوسک عاشق فاضلاب و به زیباترین بازیگری ممکن با تو مـی گفتم از فالی سراسر بودن لبریز از تو و من فالی کـه چون ماسکی ... در بعد این دنیـای دیجیتال
با قابی مستطیل شکل
صدای تو
تپش قلب تو
بهترین موسیقی شبانـه
و فنجانی قهوه مـی شود همراه این "من" خسته
قهوه هایی کـه از ترس فال های نبودنت
نخورده سرد شدند و شاید سهم سوسک عاشق فاضلاب
و بـه زیباترین بازیگری ممکن با تو مـی گفتم
از فالی سراسر بودن
لبریز از تو و من
فالی کـه چون ماسکی مـی ماند اندوهم را
و شوقی کـه در دلت مـی نشست از فالی چنین زیبا
و وای از نسیم
نسیم بازیگوش این شب های بی طلوع
خنده هایت را مـی دزدید و در تمامـی کوچه های شـهر فریـاد مـی زد
خنده هایت را حتما مخفی مـی ساختم
یک حبس ابد
در دور ترین پستوی قلبم
وقتی هنوز قصه شادی هایت بـه گوش روزگار نرسیده بود
دستان من
آغوش من
چشمان من
لب های من
خالی بود از حضور تو
و ترنم صدایت زیباترین ستاره این شب های خالی
بی تاب یک صدا
دلتنگ یک صدا
مشتاق یک صدا
پا بـه پای واژه هایت کشیده شدم
از ناکجا بـه ناکجا
و من هنوز درون حیرتم از دلی کـه به صدا باختم
نمـی دانم چگونـه دل بـه دلت سپردم
حیرانم از بازی چنین نفس گیر
از این رویـای ناتمام
بی فردا
پر تشویش
و بسیـار زیبا
و کاش کوچه ای را با هم رفته بودیم
در باران
در برف
در آفتاب
در مـهتاب
تا اگر روزی
یـا سیـاه ترین شبی
دیگر صدا نشدی
من درون کوچه ای آشنا بـه دنبال نسیم باشم
و صدایت را التماس کنم از تمامـی پنجره ها
تمام شـهر را مـیگردم
و تمامـی شـهرها را
و تو انگار گم شده ای درون این هیـاهوی رنگی
و من و قلبی نمانده
هر شب آمدنت را فال خواهیم گرفت
شاید کـه جفت سوسک عاشق فاضلاب
به او بازگردد
و بی تو دیگر هق هقی هم نیست درون گلویی یخ زده
و تو مـی گذری
و تو مـی دانی
صدایت آخرین خاطره ثبت شده درون این قلب است
و تو چه سبک بالی
پر مـی گشایی
پرنده بودن را بـه رخ مـی کشانی
و پاهایی کـه در زنجیر مـی ماند
و یک "من" بی تاب نسیمـی
و منتظر و منتظر و منتظر
و مـی شکند
و فرو مـی ریزد
و باز هرشب صدایت را گوش مـی دهد
از توی درون توی خاطراتت.
سالار
Media Removed
خالم رفت
از پیش ما رفتی؟؟؟
از آنور دنیـا چندین بار آمدی
ندیدمت
نبوییدمت
نبوسیدمت
و تنـها افسوس مرا باقی ماند
ای زیباترین
ای عشق
تورا بـه نفس خدا قسمت مـیدهمت کـه باز آی.
نفس تو را فریـاد مـیزند
ای ِ زیبا و نداشته ام، مـیبوسمت و مـیبویمت
با اینکه مـیدانم درون زیر خروارها خاک خفته ای.
مرا تو
بی سببی
نیستی.
به راستی
صلت ِ کدام قصیده ای
ای غزل ؟
ستاره باران ِ جواب ِ کدام سلامـی بـه آفتاب
از دریچه تاریک ؟
کلام از نگاه ِ تو شکل مـی بندد.
خوشا نظر بازیـا کـه تو آغاز مـی کنی!
پس پشت مردمکانت
فریـاد کدام زندانی ست
که آزادی را
به لبان ِ بر آماسیده
گل سرخی پرتاب مـی کند؟ ــ
ورنـه
این ستاره بازی
حاشا
چیزی بدهکار ِ آفتاب نیست.
نگاه از صدای تو ایمن مـی شود.
چه مؤمنانـه نام مرا آواز مـی کنی!
و دلت
کبوتر آشتی ست،
در خون تپیده
به بام تلخ.
با این همـه
چه بالا
چه بلند
پرواز مـی کنی!
Media Removed
ای آزادی اما دست های مرا نیز شکستهاند، زبانم را بریدهاند، پاهایم را غل و زنجیر کردهاند و چشمانم را نیز بستهاند و گرنـه، مرا با تو سرشتهاند، تو را درون عمق خویش، درون آن صمـیمـیترین و راستین من خویش مـییـابم، احساس مـی کنم، طعم تو را هر لحظه درون خویش مـیچشم، بوی تو را همواره درون فضای خلوت خویش مـیبویم، آوای ... ای آزادی اما دست های مرا نیز شکستهاند، زبانم را بریدهاند، پاهایم را غل و زنجیر کردهاند و چشمانم را نیز بستهاند و گرنـه، مرا با تو سرشتهاند، تو را درون عمق خویش، درون آن صمـیمـیترین و راستین من خویش مـییـابم، احساس مـی کنم، طعم تو را هر لحظه درون خویش مـیچشم، بوی تو را همواره درون فضای خلوت خویش مـیبویم، آوای زنگدار و دلانگیزت را کـه به ستایش بال های فرشتهای درون دل ستاره زیر آسمان شب های تابستان کویر مـیماند همواره مـی شنوم، همـه روز با توام، گام بـه گام همچون سایـه با تو همراهم.
هرگز تنـهایت نمـیگذارم، همـه جا، همـه وقت تو را درون کنارم و مرا درون کنارت مـیبینند، هستم، چشم هایت را درست بگشای، نـه آن چشم ها کـه با آن متولی را مـیبینی.
آنگاه کـه خدا کالبدم را ساخت تو را ای آزادی بجای روح درون من دمـید، و بدین گونـه با تو زنده شدم، با تو دم زدم، با تو بـه آمدم، با تو دیدم و گفتم و شنفتم و حس کردم و فهمـیدم و اندیشیدم.
و تو، ای روح گرفتار من، مـیدانی، مـیدانی کـه در همـه آفرینش چه نیـازی دشوارتر و دیوانـه تر از نیـاز کالبدی هست به روحش؟
آزادی!!!
#آزادی #ایران
Media Removed
@hoseinghadyani - از #شـهید_احمد_کاظمـی که تا #شـهید_محسن_حججی احمد کاظمـی سالها بعد از جنگ هم زندگی کرد که تا محسن حججی الگوی خود را پیدا کند! محسن حججی جوانی بود کـه نـه بهمن ۵۷ را درک کرد و نـه والفجر ۸ را اما خداوند منان آنقدر حاجاحمد را زنده نگه داشت که تا برای قهرمان جوانمرد ما اسوهای باشد درون رفتار ... @hoseinghadyani - ✒
از #شـهید_احمد_کاظمـی که تا #شـهید_محسن_حججی
احمد کاظمـی سالها بعد از جنگ هم زندگی کرد که تا محسن حججی الگوی خود را پیدا کند! محسن حججی جوانی بود کـه نـه بهمن ۵۷ را درک کرد و نـه والفجر ۸ را اما خداوند منان آنقدر حاجاحمد را زنده نگه داشت که تا برای قهرمان جوانمرد ما اسوهای باشد درون رفتار و گفتار! حضرت حق درون «روزگار جنگ» از شـهید احمد کاظمـی، عکسی تاریخی گرفت لیکن ظهور این عرا که تا «جنگ روزگار» بـه تأخیر انداخت! آری! لنز دوربین خدا وقتی عاز علیبن ابیطالب مـیگیرد، ظهورش مـیشود عباسبن علی! همچنان کـه محسن حججی، ظهور احمد کاظمـی بود! تو فکر کن عخدا از این یکی حاجاحمد، کی ظاهر شود! متوسلیـان را مـیگویم کـه این همـه عاشق دارد مـیان نسل جوان! متوسلیـان را مـیگویم کـه انشاءالله همچنان زنده است! و ما نیز راستش را بخواهی، زنده بـه حیـات طیبهی شـهدا هستیم! ما از شـهدا مـینویسیم، چرا کـه محسن حججی از احمد کاظمـی مـینوشت! اگر احمد کاظمـی نمـیبود، محسن حججی مـیمرد و اگر محسن حججی نمـیبود، ما نیز مرده بودیم! اگر باد مـیوزد، بـه عشق آن هست که پرچم بلندبالای شـهید را بـه درآورد! هر روز خورشید طلوع مـیکند که تا به شـهید سلام کند! هر شب ماه مـیدرخشد که تا به شـهید عرض ادب کند! «شـهید» دردانـهی خداست و خداوند، هستی را عاشق و شیدای شـهیدان آفریده است! کجا از بهشت زهرا، زیباتر است؟! کجا از گلزار شـهدای نجفآباد، زیباتر است؟! درون هر خاکی کـه شـهیدی هست، عطری از کربلا بـه مشام مـیرسد! بلند بگو؛ «سلام بر حسین»! والله هرچه اسلام دارد، از این «سلام» است! سربلند مـیکند این «سلام» آدمـی را! از صدقهسر همـین «سلام» بود کـه محسن حججی عاشق احمد کاظمـی شده بود! از بس درون سر محسن، سودای احمد کاظمـی بود کـه خدا اول سر حججی را از او گرفت! هیـهات! حریف رهبر ما نخواهد شد کدخدا، با وجود آن احمد و این محسن! مکتب ولایت فقیـه، انسانساز است! درون تحریم سیمخاردار هم کـه باشیم، باز خمـینی قادر هست چمران بسازد! الان برد موشکهای ما چقدر است؟! برد خون طهرانیمقدم اما از آن هم بیشتر است! و هیچ کدام از قطرات خون شـهید شـهریـاری، پلمبشدنی نیست! شک ندارم مـیشکافند احمدیروشن و رضایینژاد، این سیمان روزگار را، کـه ما کم از خون شـهدا معجزه ندیدهایم! ما تنـها نیستیم! ستارهها درون سپاه ما هستند! محمد بلباسی ستارهای هست که با شـهادت، نورافشانی مضاعف مـیکند! خداوند از جمـیع شـهدای مع حرم، یک عتاریخی انداخته کـه ظهورش را موکول کرده بـه عصر ظهور! عاقبت، درون و دیوار مسجدالاقصی، یک قاب ناب کـه مـیخواهد! خدایـا! چه خواهی کرد با دل ما...
.
.
Media Removed
دوست داشتنت را از سالی بـه سال دیگری جابه جا مـی کنم مثل دانش آموزی کـه مشقش را درون دفتری تازه پاک نویس مـیکند صدای تو،عطر تو،نامـه های تو و شماره تلفن تو و صندوق پستی تورا هم منتقل مـیکنم مـی آویزمشان بـه کمد سال جدید اقامت دائمـی قلبم را بـه تو مـی دهم تورا دوست دارم و هرگز رهایت نمـیکنم و بر برگه تقویم آخرین روز سال ... دوست داشتنت را از سالی بـه سال دیگری جابه جا مـی کنم مثل دانش آموزی کـه مشقش را درون دفتری تازه پاک نویس مـیکند صدای تو،عطر تو،نامـه های تو و شماره تلفن تو و صندوق پستی تورا هم منتقل مـیکنم مـی آویزمشان بـه کمد سال جدید اقامت دائمـی قلبم را بـه تو مـی دهم تورا دوست دارم و هرگز رهایت نمـیکنم و بر برگه تقویم آخرین روز سال درون آغوش مـی گیرمت و در چهار فصل سال مـی چرخانمت درون زمستان کلاه پشمـی قرمزی بـه سرت مـی گذارم کـه سردت نشود و در پائیز ، تنـها بارانی ام را بـه تو مـی بخشم بپوش کـه تا خیس نشوی و در بهار رهایت مـیکنم که تا بر چمن های تازه بخوابی که تا به صبحانـه بپردازی با گنجشک ها و در تابستان تور کوچک ماهیگیری برایت مـیخرم که تا با صدف ها و مرغان دریـایی و ماهیـان بی نام را شکار کنی تورا دوست دارم و نمـیخواهم تورا بـه خاطر های گذشته و حافظه قطارهای مسافربری پیوند دهم تو آخرین قطاری هستی کـه شبانـه روز سفر مـی کند بر رگ های دستم تو آخرین قطار کنی و من ،آخرین ایستگاه تورا دوست دارم و نمـی خواهم تورو بـه آب یـا باد یـا تاریخ های هجری و مـیلادی و یـا بـه جزر و مد دریـا و یـا بـه ساعتهایوف و خسوف پیوند دهم مـهم نیست ستاره شناسان و خطوط فنجان های قهوه ،چه مـی گویند دو چشمانت ، بـه تنـهایی بشارت دهنده اند آنـها مسئول شادمانی این هستی اند دوست دارم و مـی خواهم بـه حال و هوایت پیوندت دهم تورا ستاره مدار رنگی ام قرار مـی دهم و مـیخواهم مشکل واژه ها و ابعاد کاغذ را بـه خود بگیری که تا هنگامـی کـه کتابی را چاپ مـی کنم کـه مردم بخوانند تورا مانند گل درون درون آن بیـابند مـیخواهم شکل دهانم شوی که تا وقتی کـه حرف مـی مردم تورا شناور درون صدایم بیـابند مـیخواهم شکل دستانم شوی که تا وقتی کـه به مـیز تکیـه مـیدهم تورا درمـیان دستانم درون خواب ببینند مانند پروانـه ای درون دستان کودکی پیشـه ای ندارم الا آیین پرستش تو عشق آیین من هست تو آیین منی عشق جولان مـی دهد بر پوستم و در زیر پوستم تو جولان مـی دهی
و اما من
خیـابان ها و پیـاده رو های شسته از باران را بر دوشم حمل مـیکنم درون جست و جوی تو چرا بـه من و باران ایست مـی دهی ؟ وقتی کـه مـی دانی همـه زندگی ام با تو درون ریزش باران قرین شده هست و تنـها حس من باران است
چرا مـی ایستانی ام ؟
وقتی کـه دانی تنـها کتابی کـه بعد تو مـیخوانم کتاب باران هست ،تورا دوست دارم این تنـها شگردی هست که آموخته ام و دوست و دشمنم بـه آن حسادت مـیکنند پیش از تو آفتاب و کوه ها و جنگل ها سرگردان بودند ممنونم کـه به مدرسه راهم دادی ممنونم کـه الفبای عشق را بـه من آموختی و ممنونم کـه پذیرفتی معشوقم باشی ،ولی نمـیدانم کـه منو چرا ......😔😔
(م خاص)
Media Removed
. خداجون سلام بـه روی ماهت ❣ . . . قلب من قالی خداست.. تار و پودش از پر فرشته هاست! پهن کرده او دل مرا، درون اتاق کوچکی درون آسمان خراش آفتاب برق مـی زند قالی قشنگ و نو نوار من از تلاش آفتاب.. . شب کـه مـی شود، خدا روی قالی دلم راه مـی رود؛ ذوق مـی کنم، گریـه مـی کنم اشک من ستاره مـی شود هر ستاره ای ... .
خداجون سلام بـه روی ماهت ❣
.
.
.
قلب من قالی خداست..
تار و پودش از پر فرشته هاست!
پهن کرده او دل مرا،
در اتاق کوچکی درون آسمان خراش آفتاب
برق مـی زند
قالی قشنگ و نو نوار من
از تلاش آفتاب..
.
شب کـه مـی شود،
خدا روی قالی دلم
راه مـی رود؛
ذوق مـی کنم، گریـه مـی کنم
اشک من ستاره مـی شود
هر ستاره ای بـه سمت ماه مـی رود.. 🌠 .
یک شبی حواس من نبود
ریخت روی قالی دلم!
شیشـه ای مرکب سیـاه
سالهاست مانده جای آن
جای لکه های اشتباه ❗
ای خدا بـه من بگو:
لکه های چرکمرده را کجا خاک مـی کنند؟
آه؛ آه از اینـهمـه گناه و اشتباه
آه نام دیگر تو است.. .
آه بال مـی زند بـه سوی تو؛
کبوتر تو است! .
.
قلب💜 من دوباره تند تند مـی زند
مثل اینکه بازهم خداست!
روی قالی دلم قدم گذاشت؛
در مـیان رشته های نازک دلم.. .
نقش یک درخت و یک پرنده کاشت!
.
قلب💜 من چقدر قیمتی است
چون کـه قالی ظریف و دستباف اوست
این پرنده ای کهتار و پودش هست هدهد است
مـی پرد بـه سوی قله های قاف دوست ..
.
#عرفان_نظرآهاری
.
▩°๑ ▩°๑ ▩°๑ ▩°๑ ▩°๑ ▩°๑ ▩°๑ ▩°๑ ▩°๑ ▩°๑ ▩°๑ ▩°๑ ▩
.
با تگ دوستان تون بـه آنـها رنگ خدا بپاشید ❣
#روی_ماه_خداوند_را_ببوس!
#خدا #خدایـا #خدای_من #الله #معبود #عشق #الهی #فرش #قالی #فرشته #شعر #تکست .
.
Media Removed
توجان جانان منی م، ای تنـها دلیل بودنم تو تنـها ستارهای هستی کـه در روز و شب مـیدرخشی. ای ستارهی زندگیم، تو را با تمام وجود دوست دارم . . . توجان جانان منی م، ای تنـها دلیل بودنم
تو تنـها ستارهای هستی کـه در روز و شب مـیدرخشی.
ای ستارهی زندگیم، تو را با تمام وجود دوست دارم . . .
Media Removed
لحظه های سردمن؛لحظه های بی فروغ قصه ای بنام من؛قصه ای پراز دروغ قصه ای بنام تو،بی قرار و دلفریب قهرمان قصه ات،رهگذاره ناشکیب مـینویسد ازشب و باور سحرشدن چون ستاره های ما،زار و در بـه در شدن مرگ مـیزند صدا:دل کجا و تن کجا؟! مرگ مـیزند صدا:اون کجا ومن کجا؟! قصه که تا به سر با نگاه زندگی مرگ جلوه مـیکند ... لحظه های سردمن؛لحظه های بی فروغ
قصه ای بنام من؛قصه ای پراز دروغ
قصه ای بنام تو،بی قرار و دلفریب
قهرمان قصه ات،رهگذاره ناشکیب
مـینویسد ازشب و باور سحرشدن
چون ستاره های ما،زار و در بـه در شدن
مرگ مـیزند صدا:دل کجا و تن کجا؟!
مرگ مـیزند صدا:اون کجا ومن کجا؟!
قصه که تا به سر با نگاه زندگی
مرگ جلوه مـیکند درون نگاه زندگی
ای تمامـه لحظه ها،در نبوغه بودنم
ای تمامـه زندگی،با دروغه بودنم
رهگذاره خسته ی نفرت و شکایتم
کی؟کجا بـه سر رسد آخر این حکایتم
تا حکایتی دگر،دفتری بـه سرشدن
چون ستاره درسحر،محو و بی اثر شدن
آخرین ترانـه ام،در سرود زندگی
ای نبوده بوده من درون نبوغه زندگی
مـیروی و رفتنت سنگ قبر روح من
مـیرسانیم بـه سر،جام صبر روح من
صبرکن!!بگو کجا؟...ای دله شکسته ام؟!
بی تو بر مزار خود بعدازاین نشسته ام
دیگر ای جدای من،نیست جای ماندنم
مـیروم جدای تو،غمگنانـه بشکنم!
مـیروم ولی تو هم رفته ای بدونـه من
من رگه حیـات تو،تو تمامـه خون من
شب رسیده وخدا،چکه چکه مـیچکد
قطره های روح من،تکه تکه مـیچکد
این صدا صدای تو یـا صدای اشکه من؟!
این صدای رفتنت،در حضور رشک من!
تکه تکه روح من،ابتدای باورم
چکه چکه حرف تو،شعرهای دفترم... نیمـه شب بارانی@@@۲بامداد
Media Removed
@_pari_book_ تو الان از من بیزاری، اما یک جایی درون زمان تو از آن من بودی؛ یکبار کـه ترسان از آسمان پرستاره درون آغوش من توی ماشین نشسته بودی. یکی بهت گفته بود کـه ستارهها درون واقع نـه بالای سر ما، کـه زیر پای ما هستند و زمـین اینقدر تند مـیچرخد کـه اگر کوچبک بودی یکراست مـیافتادی بـه قعر این تاریکی. درون ... @_pari_book_
تو الان از من بیزاری، اما یک جایی درون زمان تو از آن من بودی؛ یکبار کـه ترسان از آسمان پرستاره درون آغوش من توی ماشین نشسته بودی. یکی بهت گفته بود کـه ستارهها درون واقع نـه بالای سر ما، کـه زیر پای ما هستند و زمـین اینقدر تند مـیچرخد کـه اگر کوچبک بودی یکراست مـیافتادی بـه قعر این تاریکی. درون پورش باز بود، مادرت درون خانـه لئونارد کوهن گوش مـیداد و من بـه تو گفتم کـه ما درون حقیقت درون اعماق یک غار دنج زندگی مـیکنیم و آسمان مثل یک سنگ هست که درون غار را بسته. تو پرسیدی: «پس ستارهها چی هستند؟» و من گفتم آنها هایی هستند به منظور اینکه نور بتواند بتابد تو. بعد گفتم چشمهای تو هم به منظور من همـینطورند. های کوچکی کـه نور از آنها بیرون مـیتابد. بعد تو بلند خندیدی. دیگر آنطوری خندیدهای؟! من هم خندیدم. «و من دوستت دارم»
فردریک بکمن
مترجم: الهام رعایی
نشرنون
#و_من_دوستت_دارم #فردریک_بکمن
#مادربزرگ_سلام_رساند_و_گفت_متاسف_است #بریت_ماری_اینجا_بود #مردي_به_نامـه_اوه #مردی_به_نام_اوه #فردریک_بکمن #نشر_نون #ادبیـات_سوئد
#کتاب #کتابخانـه #کتاب_باز #کتابدونی #مادربزرگ #بریت_ماری_این_جا_بود #تمام_آنچه_پسرکوچولویم_باید_درباره_دنیـا_بداند #تمام_آنچه_پسر_کوچولویم_باید_درباره_دنیـا_بداند #کتاب_خوب #شـهر_خرس #کتاب #نیلوفر_خوش_زبان #و_هرروزصبح_راه_خانـه_دورتر_و_دورتر_مـی_شود #الهام_رعایی
#تمام_آنچه_پسر_کوچولویم_باید_درباره_دنیـا_بداند
#شـهر_خرس #نشر_نون #الهام_رعایی #و_من_دوستت_دارم #
#بریت_ماری_اینجا_بود
. .کنار سیب و رازقی/نشسته عطر عاشقی من از تبار خستگی/بی خبراز دلبستگی، عاشقم ابر شدم صداشدی/شاه شدم گدا شدی شعر شدم قلم شدی/عشق شدم تو غم شدی لیلای من دریـای من/اسوده درون رویـای من این لحظه درون هوای تو/گمشده درون صدای تو من عاشقم مجنون تو/گمگشته درون بارون تو مجنون لیلی بی خبر/در کوچه های دربه درون مست ... .
.کنار سیب و رازقی/نشسته عطر عاشقی 💙
من از تبار خستگی/بی خبراز دلبستگی، عاشقم
ابر شدم صداشدی/شاه شدم گدا شدی
شعر شدم قلم شدی/عشق شدم تو غم شدی
لیلای من دریـای من/اسوده درون رویـای من
این لحظه درون هوای تو/گمشده درون صدای تو
من عاشقم مجنون تو/گمگشته درون بارون تو
مجنون لیلی بی خبر/در کوچه های دربه در
مست و پریشون وخراب/هر ارزو نقش بر اب
شاید کـه روزی عاقبت/اروم بگیرد درون دلت
کنار هر ستاره ای/نشسته ابر پاره ای
من از تبار سادگی/ بی خبر از دلدادگی،عاشقم
ماه شدم ابرشدی/اشک شدم صبر شدی
برف شدم اب شدی/قصه شدم خواب شدی
لیلای من دریـای من/اسوده درون رویـای من
این لحظه درون هوای تو/گمشده درون صدای تو
من عاشقم مجنون تو/گمگشته درون بارون تو
مجنون لیلی بی خبر/در کوچه های دربه در
مست و پریشون و خراب/هر ارزو نقش بر اب
شاید کـه روزی عاقبت/اروم بگیرد درون دلت .
@rezagolzar 💙😧.
.
#rezagolzar #mohammadrezagolzar #rezzar #rezzarband
Read more
Media Removed
در کویر کـه باشی همـه چیز نزدیک مـیشود! آنقدر کـه مـیتوانی دست دراز کنی ستارهای را برداری و مثل یک حبه قند، بگذاری دهنت… درون کویر شبها، مردمانش ستاره مـیشوند و روز، کاریزها مـیشوند راه شیری… درون کویر ازانگشتان انار مـیچکد از نگاه، درختچههای گز! درون کویر کافیست لحظهای چشمت را ببندی کـه که کـه ... در کویر کـه باشی
همـه چیز نزدیک مـیشود!
آنقدر کـه مـیتوانی دست دراز کنی
ستارهای را برداری
و مثل یک حبه قند، بگذاری دهنت…
در کویر
شبها، مردمانش ستاره مـیشوند
و روز، کاریزها مـیشوند راه شیری…
در کویر
ازانگشتان انار مـیچکد
از نگاه، درختچههای گز!
در کویر کافیست
لحظهای چشمت را ببندی
که
که
که یکباره فضا مسخ مـیشود
همـه چیز تغییر مـیکند
و درون لحظه
صداییت مـیخواند
و تو ناگهان
مبعوث مـیشوی
پیک مـیشوی
برمـیخیزی
پیـام مـیشوی
طغیـان مـیکنی
و با دار و ندارت
مـیزنی بـه رودهای کویر
که اینک
برای تو خشک شده اند…
.
.
.
#محمد_مـهاجری
Media Removed
درود و شب دوستان عزیزم بخیر امـیدوارم توضیحاتم درون مورد عخسه تون نکنـه قبل از هر چیز هم از دوستان منجم و عکاس نجومـی بابت توضیحات تکراریم درون قالب نجوم عذر خواهی مـی کنم همونطور کـه برای یـافتن یـه مکانی روی زمـین نیـاز بـه آدرس داریم تو آسمان هم وضعیت بـه همـین منواله آسمان شب کـه ما هر شب یـه چیز تکراری برامون ... درود و شب دوستان عزیزم بخیر
امـیدوارم توضیحاتم درون مورد عخسه تون نکنـه
قبل از هر چیز هم از دوستان منجم و عکاس نجومـی بابت توضیحات تکراریم درون قالب نجوم عذر خواهی مـی کنم
همونطور کـه برای یـافتن یـه مکانی روی زمـین نیـاز بـه آدرس داریم تو آسمان هم وضعیت بـه همـین منواله
آسمان شب کـه ما هر شب یـه چیز تکراری برامون شده رو بـه هشتاد و هشت قسمت تقسیم کـه هر قسمت بوسیله یـه صورت فلکی از هم متمایز کرده و ما کـه در نیمکره شمالی حضور داریم قادر بـه دیدن شصت که تا هفتاد درصد این صور فلکی درون آسمان شب هستیم و یـه سری صورت فلکی حتی اسمشون به منظور منجمان غریبه هست .
تو این عامشبم قصد دارم صورت فلکی دب اکبر یـا خرس بزرگ کـه به صورت فلکی ملاقه یـا قدما کـه بهش هفت برادر هم مـی گفتن رو جهت علاقمندان عکاسی شب معرفی کنم کـه شامل هفت ستاره پر نور هست و یـه نشونـه خوب به منظور پیدا شمال آسمان درون شبهای بهار و تابستان و سحرگاههای پاییز و زمستان هست
تو قدیم ستاره شماره دو کـه یـه ستاره دوتایی هست به منظور تشخیص قدرت دید ازش استفاده مـی همـین الانم اگه تو محیط تاریک قرار بگیرید و بهش خیره بشید مـی تونید دو تاشونو تشخیص بدید
شما اگر این هفت ستاره رو بتونید تو آسمان پیدا کنید و پنج برابر فاصله ستاره های شش و هفت کـه به نامـهای دبه و مراق مشـهورند رو ادامـه بدید بـه یـه ستاره کم نور درون صورت فلکی دب اصغر یـا خرس کوچکه خواهید رسید کـه به نام ستاره جدی یـا همون ستاره قطبی مشـهوره و بدین طریق شما موفق بـه یـافتن شمال آسمان شدید .
تو هر صورت فلکی ستاره ها بر اساس نورشون درجه بندی مـیشن و ترتیب شون آلفا ، بتا ، گاما و همـینطور بر اساس الفبای یونانی جلو مـی رن
ستاره جدی یـا همون ستاره قطبی ستاره آلفا یـا پرنورترین ستاره صورت فلکی دب اصغره کـه اکثر عکاسای شب با یـافتن این ستاره کـه همـه ستاره ها حول اون چرخش مـی کنن ، دوربینشون رو رو اون ستاره قفل مـی کنن و با گرفتن تعدادی عکه ممکن هست کم یـا زیـاد باشـه و بعد از متصل این تعداد عجلوه ی زیبایی از آسمان درست مـیشـه کـه یـه سری کمان دایره ای بـه دور ستاره قطبی مـی چرخن و تو آرشیو بیشتر عکاسای نجومـی مـی تونید ببینید .
این خط ممتدی کـه تو عمـی بینید مربوط بـه رد ایستگاه بین المللی آی اس اس هست کـه طی یک زمانبندی و مکانیـابی مناسب از مـیان ستاره های دب اکبر درون حال حرکت هست
شبهای بعدی درون مورد ایستگاه بین المللی آی اس اس کـه خودش یـه پروژه فوق العاده درون آسمان هست براتون توضیح خواهم داد
امـیدوارم توضیحات امشب براتون خسته کننده نشده باشـه
ممنون و خوشحال مـیشم نظراتتون رو درون مورد عو مطالب مربوطه ببینم
Media Removed
های گلویت برگشته ام از خودم کـه از تو نمـی توان برگشت درون اغاز کلمـه بود ومن وتو کـه باد های سراسیمـه را بـه بال هایم گره زدی که تا اشتیـاقت را عاشقانـه بـه پرواز بکشم کـه دلتنگی از یـاد کبوتران بی گنبد نمـی رود. درون خیـابان بودی تکیـه داده بودی بـه چیزی کـه ما نمـی بینیم،تکیـه داده بود آسمان بـه تو کوچه دست هایم را خواند،نام ... های گلویت
برگشته ام از خودم کـه از تو نمـی توان برگشت
در اغاز کلمـه بود ومن
وتو کـه باد های سراسیمـه را بـه بال هایم گره زدی که تا اشتیـاقت را عاشقانـه بـه پرواز بکشم
که دلتنگی از یـاد کبوتران بی گنبد نمـی رود.
در خیـابان بودی تکیـه داده بودی بـه چیزی کـه ما نمـی بینیم،تکیـه داده بود آسمان بـه تو
کوچه دست هایم را خواند،نام تو را کـه خواندم مشـهد غریب شد.
آمده بودم بگویم:
سهمم از آسمان تک ستاره ایست کـه تو بـه نامم کرده ای حالا دلتنگی نیـاکانم را بـه سقف های گل شده از باران گریـه مـی کنم هر شب،که آسمان ستاره بودنم را گروگان گرفته است.
آمده بودم بگویم:
دردهای بشر شانـه های زمـین را تکانده هست پای تک درخت سیبی کـه جاذبه را فراموش کرده هست وپرنده های بی آشیـان آوار مـی شوند بر مرزهایی کـه آزادی نمـی شناسند.
اینجا زندگی تعطیل هست وظلم بـه توان بی نـهایت درون جریـان.باید کاری کرد.دست های تو کـه به آسمان برسد جمعه ای تازه مـی نشیند بر خیـال خاک خورده ی خیـابان.
حالا چه فرق مـی کند کـه زمـین چند ساله است؟!
سلام همصحبت
به تو رسیده ام یـا کهکشانی از مدار خارج شده هست که اینگونـه لبریزم از بی نـهایت؟!
دارم کلمـه مـی شوم که تا پیش چشم های کم توقعتان زمـین بخورد/دست هایم واشکی کـه تو نمـی خواهی ببینی کـه غریب نوازیت سرزمـین های جنوب را بـه شگفتی واداشته وزمان را بـه رضایت.
دارم سرازیر مـی شوم از هرچه ارتفاع کـه جهان کوچک تر از آنست کـه بزرگیت ر ا بـه تصویر بکشم.بگو گام های من کدام فاصله را پر کرده است؟!
در تو روشنایی عجیبی ست کـه خورشید را بـه مشرق مـی کشاند هر طلوع ومن بر شانـه های زمـین بارور مـی شوم.
تنلرزه مـی گیرد زمـین از همـهمـه ی اینـهمـه دست کـه لبریز دعا شده اند که تا در این فرصت پرنده خیز بـه آسمان گره شان بزنی.
راستی چقدر عاشق باشم کافیست؟!
اشک ها نذر هایی ست کـه بر صحن وسرایت مـی نشیند که تا دل ها سهم شان را از باران بـه جا بیـاورند.اما جیب های شاعران خالی تر از آنست کـه ابری نباشم تشنگی اینـهمـه بیـابان را
شعر ندرت مـی کنم
با
عشق
شعر ندرت مـی کنم
با
عشق
چقدر شلوغ هست آسمان
و دغدغه های نبودنت مرا از هوش مـی برد
به دریـا مـی رسم که تا شانـه بـه شانـه ی هم لذت تماشای ماه را شریک شویم
ردایت سبزتر از آن هست که سیـاهی شب،شناختنت را دریغ کند از چشم هایم
راضیم بـه رضای تو
ننوش بهترین کـه اگر تو بنوشی قمقمـه های تشنـه شـهید مـی شوند و جگر تاریخ را داغ نبودنت مـی سوزاند
ننوش بهترین
صدام نابالغم درون بغض حنجره ام دود مـی شود
و تو راضی بـه رضای حقی.
مـی نوشی بی کـه ترس ظلمت ذره ای از قامت آفتابیت کاسته باشد
مـی نوشی و همـه ی ها از گلویت بیرون مـی ریزد.
/ادامـه کامنت اول/
Media Removed
بابا ستاره ای درون هفت آسمان ندارد
برنام پارس دریـا نامـی دگر نـهادند
گویی کـه آرش ما تیر و کمان ندارد
دریـای مازنی ها بر کام دیگری شد
نادر ز خاک برخیز مـیهن جوان ندارد
کو آن حکیم طوسی شـه نامـه ای سراید
شاید کـه شاعر ما دیگر بیـان ندارد
آییم بـه دادخواهی فریـادمان بلند است
اما چه سود اینجا نوشیروان ندارد
سبز و سفید و سرخ هست این بیرق کیـانی
اما صد آه و افسوس شیر ژیـان ندارد
هرگز نخواب کورش ای مـهر آریـایی
بی نام تو وطن هیچ نام و نشان ندارد
...
سیمـین بهبهانی......h
Media Removed
#تولدت #مبارك #م #ناز دانـه گلی درون چمن رسید گویی بساط عیش مداوم بـه من رسید نور ستاره ای درون شب تولدت انگار کـه فرشته ای از ازل رسید فرشته ی من نازم تولدت مبارک. بودن آدمـهايي كه ادعاي زيادي داشتن روزت يادشون رفت بودن آدمايي كه ادعايي نداشتن تو رو فراموش نكردن...! #تولدت #مبارك #م #ناز
دانـه گلی درون چمن رسید
گویی بساط عیش مداوم بـه من رسید
نور ستاره ای درون شب تولدت
انگار کـه فرشته ای از ازل رسید
فرشته ی من نازم تولدت مبارک.
بودن آدمـهايي كه ادعاي زيادي داشتن روزت يادشون رفت بودن آدمايي كه ادعايي نداشتن تو رو فراموش نكردن...!
Media Removed
پرواز جرمـه، ولی هنوزم مـیزنـه کبوتر پر شاعر بد زیـاده، ولی شعر خوب هنوزم هست کـه حفظشون مـیکنـه هر رو بچهت درون حال رفتنیم پَ کو مقصد جادههای قشنگ هنوزم هست بعضیـامون نمـیریم از رو وحشت ولی آدم نترس هنوزم هست ما دیگه حس بازی نداریم ولی واسه بچهها عروسک هست عاشق برگای بهار نشو یـادت باشـه یـه ... ⚫
پرواز جرمـه، ولی هنوزم مـیزنـه کبوتر پر
شاعر بد زیـاده، ولی شعر خوب هنوزم هست
که حفظشون مـیکنـه هر رو بچهت
در حال رفتنیم پَ کو مقصد
جادههای قشنگ هنوزم هست
بعضیـامون نمـیریم از رو وحشت
ولی آدم نترس هنوزم هست
ما دیگه حس بازی نداریم
ولی واسه بچهها عروسک هست
عاشق برگای بهار نشو
یـادت باشـه یـه روزی خزونم هست
هنو صلح هست
هنو هست شاخه گله بچه بـه سرباز
هنو هست یـه مـیکروفون واسه حرفام
واسه سلول آمادهای
هنوزم هست آزادهای
ماتم گرفته خونـهی من
هنو لبخندی هست گوشـهی لب
هنو مست از تو هر کوچهی شـهر
هنوز ستارهای هست تو دل شب
توی این روزای پر استرس
هنو یـه صدایی مـیگه بـه دلت برس
وضعیت داره مـیشـه هر رو بدتر
تو حنجرم فریـاد هنوزم هست
#هنوزم_هست
#فرشاد #بامداد
Media Removed
درود و شب دوستان نازنین خوش یـه سوالی کـه مدام دوستانی کـه آشنایی با نجوم ندارن ازم درون مورد این چنین عکسها مـی پرسن کـه اینا چی هستن و شما با چشم خودتون مـی بینیدشون نمونـه این عرو درون هر شبی از سال مـی تونید بگیرید و از دیدن کار خودتون لذت ببرید و ذوق کنید قبل از هر چیز این عرو تو کلوتهای نزدیک روستای دلارام ... درود و شب دوستان نازنین خوش
یـه سوالی کـه مدام دوستانی کـه آشنایی با نجوم ندارن ازم درون مورد این چنین عکسها مـی پرسن کـه اینا چی هستن و شما با چشم خودتون مـی بینیدشون
نمونـه این عرو درون هر شبی از سال مـی تونید بگیرید و از دیدن کار خودتون لذت ببرید و ذوق کنید
قبل از هر چیز این عرو تو کلوتهای نزدیک روستای دلارام گرفتم اون خط پایین تصویر هم مربوط بـه رد یـه هواپیماس کـه اونشب بخاطر عما قبول کرد یـه ترمز دستی بکشـه کـه یـه جلوه بـه عکسم بده
امشب یـه بخشش رو مـیگم بقیـه شم شب دیگه اگه عمرم بـه این دنیـا باقی بود مـیگم خدمتتون
یـه توضیح ساده
همونطوریکه صبح آفتاب از شرق طلوع و در غرب غروب مـی کند چنین چیزی نیز به منظور تمام اجرام آسمانی کـه قادر بـه دیدنشون هستیم اتفاق مـیفته یعنی ستاره ها ، سیـاره ها ، سحابی ها ، خوشـه های ستاره ای و همـینطور ماه از شرق طلوع و بالاخره درون غرب آسمان غروب مـی کنن
حالا اولین اقدام به منظور گرفتن چنین عکسهایی یـافتن ستاره قطبی هست کـه نحوه پیدا شو شب قبل به منظور شب های بهار و تابستان توضیح دادم البته شبهای پاییز و زمستان از یـه طریق دیگه پیداش مـی کنیم کـه یـه شب دیگه درون اون مورد هم توضیح مـیدم
اقدام بعدی دوربین خودتون رو رو سه پایـه جهت گرفتن عبا یـه سوژه زمـینی آماده کنید
دیـاف لنزتون رو هر چی کـه دارید رو بازترین حالت قرار بدین یعنی کمترین عددی کـه رو لنز هست
ایزو رو تو شبهای زمستان رو مـی تونید از هزار و دویست بـه بالا انتخاب کنید اگه دوربین فول فریم دارین این عدد رو که تا شش هزارم مـی تونید بالا ببرید البته این اعداد به منظور زمانی هست کـه آسمان تاریک داشته باشیم البته درون شبهای تابستان درون مناطقی مثل جنوب کـه شرجی و گرما بیداد مـی کنـه این اعداد رو حتما کمتر درون نظر بگیرید چرا کـه عسرشار از نویزهایی مـیشـه کـه بیشتر از لذت بردن از عکستون تو ذوق مـیزنـه
تایمر دوربین رو مـی تونید که تا سی ثانیـه درون نظر بگیرید کـه بازم مـی تونید با توجه بـه درجه تاریکی آسمان شب تغییرش بدین کـه برای این زمان هم یـه فرمول هست کـه بیخیـالش مـیشم مگه قرار امتحان بدیم 😎
فعلا که تا همـین جا رو داشته باشین یعنی امشب بصورت مختصر با این سه عدد طلایی به منظور عشب آشنا شدیم باقیشو امشب بگم قاطی مـی کنین
امـیدوارم مثمر ثمر بوده باشـه توضیحات امشبم و خسه تون نکرده باشـه
قبلا اگه غلط املایی تو مطالبم هست عذرخواهی مـیکنم ریـا نباشـه درون حال پیـاده روی هستم 😀😀😀
شبتون خوش عزیزان
Media Removed
درود بـه دوستان عزیز همـیشـه تو هر مجموعه ای یـه چیزی یـا یـه فردی نسبت بـه سایر موارد متفاوت تر باشـه . تو آسمان شب هم ستاره ای هست کـه پرنورترینـه نسبت بـه سایر ستاره ها و اونم ستاره شباهنگ تو صورت فلکی سگ بزرگه کـه دقیقا درون وسط تصویر خودنمایی مـی کنـه . درون گوشـه بالای تصویر هم سیـاره زحل هم قرار گرفته . ممنونم از دوست ... درود بـه دوستان عزیز
همـیشـه تو هر مجموعه ای یـه چیزی یـا یـه فردی نسبت بـه سایر موارد متفاوت تر باشـه . تو آسمان شب هم ستاره ای هست کـه پرنورترینـه نسبت بـه سایر ستاره ها و اونم ستاره شباهنگ تو صورت فلکی سگ بزرگه کـه دقیقا درون وسط تصویر خودنمایی مـی کنـه . درون گوشـه بالای تصویر هم سیـاره زحل هم قرار گرفته . ممنونم از دوست نازنین رضا دادفر کـه اون شب از کرج خودشو رسونده بود کـه یـه شب رو کنار کلوتهای چاوشی بـه صبح برسونیم هر چند اتفاقاتی هم واسمون افتاد کـه بی خیـال نوشتنشون مـیشم . خوشحالم مـی کنید نظرات و انتقادات خودتون رو درون مورد عبرام بنویسید .
@r__dadfar
Media Removed
از فهرست پرفروشترین کتابهای این ماه نشر آموت، یک کتاب به منظور خودتان و یک کتاب به منظور دوستتان انتخاب کنید و با منشن او درون کامنت، منتظر یک هدیـهی غافلگیر کننده باشید.
تا بیست و چهار ساعت دیگر؛
«یک دوست، یک کتاب، یک هدیـه» به منظور سه نفر
فهرست پرفروشترین کتابهای تیرماه نشر آموت درون پخش #گسترش و پخش #ققنوس:
۱. #من_پیش_از_تو / جوجو مویز / مریم مفتاحی
۲. #پس_از_تو / جوجو مویز / مریم مفتاحی
۳. #یک_بعلاوه_یک / جوجو مویز / مریم مفتاحی
۴. #پروژه_شادی / گریچن رابین / آرتمـیس مسعودی
۵. #مـیوه_خارجی / جوجو مویز / مریم مفتاحی
۶. #اسب_ان / جوجو مویز / مریم مفتاحی
۷. #خاما / یوسف علیخانی
۸. #اتاق / اما دوناهو / علی قانع
۹. #ما_تمامش_مـی_کنیم / کالین هوور / آرتمـیس مسعودی
۱۰. #نامـه_به_کودکی_که_هرگز_زاده_نشد /اوریـا فالاچی /عباس زارعی
۱۱. #نحسی_ستاره_های_بخت_ما / جان گرین / آرمان آیتاللهی
۱۲. #دروغ_های_کوچک_بزرگ / لیـان موریـارتی / سحر حسابی
۱۳. #پیش_از_آن_که_بخوابم / اس.جی. واتسون / شقایق قندهاری
۱۴. #_خوب / ماری کوبیکا / فرشاد شالچیـان
۱۵. #زن_همسایـه / شاری لاپنا / عباس زارعی
۱۶. #ی_که_پادشاه_سوئد_را_نجات_داد / یوناس یوناسون / کیـهان بهمنی
۱۷. #پیرزنی_که_تمام_قوانین_را_زیر_پا_گذاشت / کترینا اینگلمن سوندبرگ / کیـهان بهمنی
۱۸. #راز_شوهر / لیـان موریـارتی / سحر حسابی
۱۹. #الینور_آلیفنت_کاملا_خوب_است / گیل هانیمن / آرتمـیس مسعودی
۲۰. #زندگی_دوم / اس. واتسون / شقایق قندهاری
۲۱. #تمام_چیزهایی_که_نمـی_گوییم / کری لانزدیل / سارا نجمآبادی
۲۲. #زبان_گل_ها / ونسا دیفنباخ / فیروزه مـهرزاد
۲۳. #الیزابت_گم_شده_است / اما هیلی / شبنم سعادت
۲۴. #همسر_خاموش/ ای. اس. ای هریسون / مریم مفتاحی
۲۵. #بیوه_کشی / یوسف علیخانی
۲۶. #خدمتکار_و_پروفسور / یوکو اوگاوا /کیـهان بهمنی
۲۷. #رز_گمشده / سردار ازکان / بهروز دیجوریـان
۲۸. یک پروندهی کهنـه / رضا جولایی
۲۹. صدای آرچر / مـیا ش / منا اختیـاری
۳۰. غریبهای درون خانـه/ شاری لاپنا / عباس زارعی
۳۱. سالار مگسها / ویلیـام گلدینگ / ناهید شـهبازیمقدم
۳۲. آسیـابان / مارگارت دیکنسون / مریم مفتاحی
۳۳. اولین تماس تلفنی از بهشت /مـیچ آلبوم / آرتمـیس مسعودی
T.me/aamout
Media Removed
. مرا هزار امـید هست و هر هزار تویی شروع شادی و پایـان انتظار تویی بهارها کـه ز عمرم گذشت و بیتو گذشت چه بود غیر خزانها اگر بهار تویی دلم ز هرچه بـه غیر از تو بود خالی ماند درون این سرا تو بمان ای کـه ماندگار تویی شـهاب زودگذر لحظههای بوالهوسی هست ستارهای کـه بخندد بـه شام تار تویی جهانیـان همـه گر تشنگان ... .
مرا هزار امـید هست و هر هزار تویی
شروع شادی و پایـان انتظار تویی
بهارها کـه ز عمرم گذشت و بیتو گذشت
چه بود غیر خزانها اگر بهار تویی
دلم ز هرچه بـه غیر از تو بود خالی ماند
در این سرا تو بمان ای کـه ماندگار تویی
شـهاب زودگذر لحظههای بوالهوسی است
ستارهای کـه بخندد بـه شام تار تویی
جهانیـان همـه گر تشنگان خون مناند
چه باک زانهمـه دشمن چو دوستدار تویی
دلم صراحی لبریز آرزومندی ست
مرا هزار امـید هست و هر هزار تویی
.
بیست وهشتم تیر زادروز زنده یـاد #سیمـین_بهبهانی
#زاد_روز
#روحش_شاد
Media Removed
از فهرست پرفروشترین کتابهای این ماه نشر آموت، یک کتاب به منظور خودتان و یک کتاب به منظور دوستتان انتخاب کنید و با منشن او درون کامنت، منتظر یک هدیـهی غافلگیر کننده باشید.
تا بیست و چهار ساعت دیگر؛
«یک دوست، یک کتاب، یک هدیـه» به منظور سه نفر
فهرست پرفروشترین کتابهای خردادماه نشر آموت درون دو پخش #گسترش و #ققنوس:
۱. #من_پیش_از_تو / جوجو مویز / مریم مفتاحی
۲. #پس_از_تو / جوجو مویز / مریم مفتاحی
۳. #خاما / یوسف علیخانی
۴. #ما_تمامش_مـی_کنیم / کالین هوور / آرتمـیس مسعودی
۵. #اسب_ان / جوجو مویز / مریم مفتاحی
۶. #مـیوه_خارجی / جوجو مویز / مریم مفتاحی
۷. #یک_بعلاوه_یک / جوجو مویز / مریم مفتاحی
۸. #نحسی_ستاره_های_بخت_ما / جان گرین / آرمان آیتاللهی
۹. #اتاق / اما دوناهو / علی قانع
۱۰. #غریبه_ای_در_خانـه / شاری لاپنا / عباس زارعی
۱۱. #پروژه_شادی / گریچن رابین / آرتمـیس مسعودی
۱۲. #زن_همسایـه / شاری لاپنا / عباس زارعی
۱۳. #پیش_از_آنکه_بخوابم / اس.جی. واتسون / شقایق قندهاری
۱۴. #تمام_چیزهایی_که_نمـی_گوییم / کری لانزدیل / سارا نجمآبادی
۱۵. #دروغ_های_کوچک_بزرگ / لیـان موریـارتی / سحر حسابی
۱۶. #الینور_آلیفنت_کاملا_خوب_است / گیل هانیمن / آرتمـیس مسعودی
۱۷. #خدمتکار_و_پروفسور/ یوکو اوگاوا /کیـهان بهمنی
۱۸. #پیرزنی_که_تمام_قوانین_را_زیر_پا_گذاشت / کترینا اینگلمن سوندبرگ / کیـهان بهمنی
۱۹. #الیزابت_گم_شده_است / اما هیلی / شبنم سعادت
۲۰. #بیوه_کشی / یوسف علیخانی
۲۱. #_خوب / ماری کوبیکا / فرشاد شالچیـان
۲۲. #همسر_خاموش/ ای. اس. ای هریسون / مریم مفتاحی
۲۳. #ی_که_پادشاه_سوئد_را_نجات_داد / یوناس یوناسون / کیـهان بهمنی
۲۴. #زبان_گل_ها / ونسا دیفنباخ / فیروزه مـهرزاد
۲۵. #زندگی_دوم/ اس. واتسون / شقایق قندهاری
۲۶. #تماشای_یک_رویـای_تباه_شده / بیژن بیجاری
۲۷. #صدای_آرچر / مـیا ش / منا اختیـاری
۲۸. آسیـابان/ مارگارت دیکنسون / مریم مفتاحی
۲۹. پشت سرت را نگاه کن / سیبل هاگ / آرتمـیس مسعودی
۳۰. راز شوهر / لیـان موریـارتی / سحر حسابی
۳۱. لیلا لیلا / مارتین زوتر / مـهشید مـیرمعزی
۳۲. گل لاله / مارگارت دیکنسون /سودابه قیصری
۳۳. یک پروندهی کهنـه / رضا جولایی
T.me/aamout
Media Removed
هووویـاامـیرالمومنین
🌹🌹🌹🌹🌹🌹 روزی جبرئیل درون خدمت پیـامبر اکرم (صلی الله علیـه و آله و سلم) مشغول صحبت بود که
امـیرالمومنین علی بن ابی طالب(علیـه السلام) وارد شد.
جبرئیل چون آن حضرت را دید برخاست و شرایط تعظیم به جای آورد.
پیـامبر فرمودند ای جبرئیل، از چه جهت بـه این جوان تعظیم مـی کنی؟
عرض کرد چگونـه تعظیم نکنم کـه او را بر من حق تعلیم است.
پیـامبر فرمودند چه تعلیمـی؟
جبرئیل عرض کرد درون وقتی کـه حق تعالی مرا خلق کرد، از من پرسید تو کیستی و من کیستم؟
من درون جواب متحیر ماندم و مدتی درون مقام جواب ساکت بودم کـه این جوان درون عالم نور بـه من ظاهر گردید و این طور بـه من تعلیم داد کـه بگو تو پروردگار جلیل و جمـیل و من بنده ذلیل، جبرئیلم.
از این جهت او را کـه دیدم، تعظیمش کردم.
پیـامبر پرسیدند مدت عمرت چند سال است؟
عرض کرد یـا رسول الله، درون آسمان ستاره ای هست کـه هر سی هزار سال یک بار طلوع مـی کند و من او را سی هزار بار دیده ام. 📚تحفه المجالس، صفحه ۸
هدیـه بـه آستان حضرت جل جلاله امـیرالمومنین علی بن ابی طالب(ع)
یـاعلی
یـاعلی
یـاعلی
#امـیرالمومنین
#امـیرالمؤمنین
#لا_امـیرالمومنین_الا_علی
#حیدریون
#حیدر
#فقط_حیدر_امـیرالمومنین_است
#عایشـه_فی_النار
#حیدر_بنگر_چه_بارگاهی_دارد
#علی_مع_الحق_و_الحق_مع_علی
#علی_ولی_الله
#یـا_رفیق_من_لا_رفیق_له
#أهل_البيت_عليهم_السلام
Media Removed
همـین کـه تو را دارم ، بهترین هدیـه ی دنیـا را دارم ،
دیگر درون بین ستاره ها بـه دنبال درخشانترین ستاره نیستم ،
در مـیان گلها بـه دنبال زیباترین گل نیستم.
تو کهشکانی هستی از پرنورترین ستاره ها.... فرشته نازی ، ای زیباترین هدیـه آسمانی" تولدت مبارک"
Media Removed
. .
شب همـه بی تو کار من شکوه بـه ماه ست
روز ستاره که تا سحر تیره بـه آه ست
متن خبر کـه یک قلم بی تو سیـاه شد جهان
حاشیـه رفتنم دگر نامـه سیـاه ست
چون تو نـه درون مقابلی عتو پیش رونـهیم
اینـهم از آب و آینـه خواهش ماه ست
نو گل نازنین من که تا تو نگاه مـی کنی
لطف بهار عارفان درون تو نگاه ست
لوح خدانمایی و آئینـه ی تمام قد
بهتر از این چه تکیـه بر منصب و جاه است
ماه عباد تست و من باروزه دار ازین
قول و غزل نوشتنم بیم گناه ست
لیک چراغ ذوق هم این همـه کشته داشتن
چشمـه بـه گل گرفتن و ماه بـه چاه ست
من همـه اشتباه خود جلوه دهم کـه آدمـی
از دم مـهد که تا لحد درون اشتباه است
غفلت کائنات را سایـه ها همـه
سجده بـه کاخ کبریـا خواه نخواه ست
از غم خود بپرس کو با دل ما چه مـی کند
این هم اگر چه شکوه شحنـه بـه شاه ست
عهد تو سایـه و صبا گو بکه راه من
رو بـه حریم کعبه لطف اله ست
گاه بـه گاه پرسشی کن کـه زکات زندگی
پرسش حال دوستان گاه بـه گاه ست
بوسه ی تو بـه کام من کوه نورد تشنـه را
کوزه آب زندگی توشـه راه ست
خود برسان بـه شـهریـار ای کـه در این محیط غم
بی تو نفس کشیدنم عمر تباه ست
استاد شـهریـار
_____________________________________________________
Media Removed
آرامگاه خیـام
این غافله عمر عجب مـیگذرد
دریـاب دمـی کـه با طرب مـیگذرد
طراحی و ساخت اختصاصی inouno jewelry
از جدیدترین کالکشن
خیـام
💖💖💖💖 استاد هوشنگ سیحون طراح و سازنده ارامگاه فعلی خیـام مـی نویسد: “خیـام درون واقع سه شخصیت دارد، ریـاضی دان، منجم و شاعر -که حتما هر سه شخصیت درون بنا نشان داده مـی شد.” دایره کف بـه ده قسمت تقسیم شد بـه طوری کـه برج یـادبود بر ۱۰ پایـه مستقر باشد. عدد ۱۰ اولین عدد دو رقمـی ریـاضی هست و پایـه اصلی بسیـاری از اعداد است. از هر یک از پایـهها دو تیغه مورب بـه طرف بالا حرکت مـیکند بـه ترتیبی کـه با تقاطع این تیغهها حجم کلی برج درون فضا ساخته مـیشود و چون تیغهها مورباند خطوط افقی آنـها حتما ناظر بـه محور عمودی برج باشد.
اضلاع بنا بـه صورت اشکال هندسی منظم تورفتگی پیدا مـیکنند و بعد بـه صورت تقریبا مخروطی شکل بـه هم رسیده شبه گنبدی را درون بالا بـه وجود مـیآورند کـه قسمت عمده آن مشبک و تو خالی هست و از لابلای آنـها آسمان آبی نیشابور پیدا است. درآخر یک ستاره پنج پر آنـها را کامل مـیکند کـه یـادآور ستارهای هست که نماد شخصیت علمـی و ستاره شناسی خیـام تلقی مـیشود. تیغهها بـه صورت مارپیچ شکل بـه طرف بالا حرکت مـیکنند که تا با هم تلاقی کنند و از طرف دیگر سر درون بیـاورند کـه خود یک شکل پیچیده ریـاضی و هندسی است. این شکل و عدد ۱۰ هر دو سمبل دانش ریـاضی خیـام است.
●●●●● به منظور طراحی این انگشتر و گردنبند سعی کردم همـه فاکتورهای ارامگاه را درون اون پیـاده کنم درون اخر بدلیل شاعر بودن خیـام تصمـیم گرفتم یک بیت شعر هم درون انگشتر نشان داده بشـه کـه یک مصرع درون انگشتر و یک مصرع درون گردنبند اوردم
مـهدیزاده
#عمرخیـام #قافله_عمر #نیم_ست #کالکشن_جدید #طراحی_ایرانی #ارامگاه_خیـام #جواهرات_دست_ساز #لاکچری #شیک #متفاوت #خاص
#inouno_jewelry #omarkhayyam #omarkhayam #persiandesign #luxury #handmade #jewelry #poems #ring #necklace #newcollection
Media Removed
من تو زندگیم هدف ندارم ( سعی مـیکنم کـه نداشته باشم ) . بـه نظرم هدف داشتن با ذات زندگی توفیر داره . ولی رویـا دارم . که تا دلتون بخواد مسیرایی دارم کـه مـیخوام توشون قدم ب . از نوجوونی بزرگترین آرزوم اینـه کـه یـه شغلی داشته باشم کـه هیچوقت دلم نخواد ازش مرخصی بگیرم . دلم مـیخواد هر روز با شوق اینکه قراره برم سر کاری ... من تو زندگیم هدف ندارم ( سعی مـیکنم کـه نداشته باشم ) . بـه نظرم هدف داشتن با ذات زندگی توفیر داره . ولی رویـا دارم . که تا دلتون بخواد مسیرایی دارم کـه مـیخوام توشون قدم ب . از نوجوونی بزرگترین آرزوم اینـه کـه یـه شغلی داشته باشم کـه هیچوقت دلم نخواد ازش مرخصی بگیرم . دلم مـیخواد هر روز با شوق اینکه قراره برم سر کاری کـه عاشقشم وخلاقیت دارم از خواب پاشم .
یک سال پیش بعد از چنتا شکست پشت سر هم پا تو یـه مسیر جدید گذاشتم و زمان و پول و شانسمو تو سفالگری سرمایـه گذاری کردم . این کار از این نظر کـه اشتیـاقمو تحریک کنـه و باعث بشـه قلبم برا کار ضعف بره که تا الان برام بی نظیر بوده . نشستن پای چرخ سفال احساس آرامش و لذتی رو بـه زندگیم اضافه کرده کـه نظیر نداشته برام . اما حالا وقتشـه کـه من و گل رس با هم بیوفتیم تو جاده زندگی وهمدیگرو هل بدیم و از هم به منظور زنده موندن کمک بگیریم .
استودیو صلصال کمکم درون حال جوونـه زدنـه و قراره بـه امـید خدا بی هیچ عجله ای تومسیر خودش رشد کنـه و بزرگ بشـه . لذت من همـین مسیره .
#ازاینیدونس
#صلصال
پ.ن: -پیج @salsulstudio رو به منظور نمایش کارام و فروششون راه انداختم. دنبالش کنین و محکم بشینین . -معنی صلصال مـیشـه گِل باهوش
و درون قران بـه عنوان عنصر تشکیل دهنده انسان نام شده .
صلصال بـه زبون امروزی و علمـی شاید معادل همون “گرد و غبار ستاره ای“ یـا “ stardust “ باشـه کـه بعد از بیگ بنگ جهان ما و در نـهایت خود ما رو تشکیل داده .
Media Removed
آرام باش دلکم
مـهم نیست چند پاییز از دیوارت رد شده
و چند بهار و زمستان سهمت خواهد شد
یـا چند تابستان دیگر از گرما گله خواهی کرد؟
عبور کن ولی بمان
بمان و عاشق شو
مـهم نیست عاشق کی و چی
عاشقِ هر چیزی کـه تو را بـه زمـین پیوند مـی دهد
و درون آسمان بین ستاره ها رها مـی کند
به هوا لبخند بزن و تمامت را از بودنش پر کن
باران را صدا بزن،بو کن،و خیس شو از تمامِ ترانـه هایش
نبضِ کوه ها را بگیر و راهی شو
روی هر تپه ای سبز شو،جوانـه بزن، غنچه شو
دره ها را تماشا کن کـه چه صبور کوه را درون آغوش کشیدند
روی ماسه هایِ غلطانِ ساحل قدم بزن و
زیر تنـها ترین درخت جنگل دراز بکش
و با باد بی وقفه ب
ب و به خورشید سلام کن
به بی منت ترین روشنایِ جهان
دنیـا را با خودت همراه کن
و خالص شو درون این همـه "عشق"
زمـین مادرِ مـهربان و پاک توست،بگذار درون تو زندگی کند و با قلبت بتپد
پاکی اش را با خودخواهیت نگیر
قدم هایت را عاشقانـه تقدیمش کن
بگذار سبزی اش بماند که تا ابد
و بدان و بدان و آگاه باش کـه این تنـها چیزیست کـه مـی ماند
آری از تو فقط سه حرف مـی ماند سالها بعد از این
عین_____شین_____قاف "عشق" برازنده نگاه توست ای زمـینی ترین آسمانی.....
مـهربان همراهانِ من، سبزترین حس ها را درون لحظات زیبایِ تبلور و نو شدن زمـین و آسمان به منظور تک تک شما آرزومندم.
آرزومند آرزوهای زیبایتان هستم.
سال ۹۷ فرخنده
شاد و پیروز باشید.
.
.
#آزاده_پیرای
پ.ن: متنم طولانی شد اما ارزشش رو داشت،توصیـه مـی کنم کـه حتما بـه کانال تلگرامم سر بزنید.🍀🌹🍃🌾🌿🌺
Media Removed
. آنگونـه ای کـه در دل شب ماه پاره ها دل مـی برد جمال علی از ستاره ها دل مـی بردی کـه به او ختم مـی شود با ختم های نادعلی راه چاره ها مولای مایست کـه با صوت هر اذان تطهیر مـی شوند بـه نامش مناره ها با هر ترک شکفته بـه ذکر فضائلشـهای کعبه هم بـه زبان اشاره ها جز ذات خویشتن بـه کجا مـی رسد بگو دریـا کـه التفات کند ... .
آنگونـه ای کـه در دل شب ماه پاره ها
دل مـی برد جمال علی از ستاره ها
دل مـی بردی کـه به او ختم مـی شود
با ختم های نادعلی راه چاره ها
مولای مایست کـه با صوت هر اذان
تطهیر مـی شوند بـه نامش مناره ها
با هر ترک شکفته بـه ذکر فضائلش
لب های کعبه هم بـه زبان اشاره ها
جز ذات خویشتن بـه کجا مـی رسد بگو
دریـا کـه التفات کند با کناره ها
ای قرن ها شبیـه تو درون خود نیـافته
ای مثل تو نبوده درون این صد هزاره ها
تو آفتاب اوج شکوهی اگر چه بود
سجاده ی همـیشگی ات سنگ خاره ها ... #سید_رضا_هاشمـی 📚از مجموعه ی :
#حال_بعید
#نشر_جمـهوری
.
عیدتون مبارکــــ
۹۷/۱/۱۱
Media Removed
سالها گذشت ، ستارگان درون اینتر مـیآمدند و مـیرفتند، مربیـان تغییر مـید یکی بعد از دیگری اما زانتی همچنان پایدار بود با انگیزه بـه کار خود ادامـه مـیداد، کم گل مـی زند اما بیشترین تاثیر را از خود بـه نمایش مـیگذاشت، انگار او پیر نمـیشد گاهی از خودش مـی پرسید؛ که تا کِی ؟ که تا چه زمانی حتما ماند؟ اما بـه کارش ... ⚫🔵
سالها گذشت ، ستارگان درون اینتر مـیآمدند و مـیرفتند، مربیـان تغییر مـید یکی بعد از دیگری اما زانتی همچنان پایدار بود با انگیزه بـه کار خود ادامـه مـیداد، کم گل مـی زند اما بیشترین تاثیر را از خود بـه نمایش مـیگذاشت، انگار او پیر نمـیشد گاهی از خودش مـی پرسید؛ که تا کِی ؟ که تا چه زمانی حتما ماند؟ اما بـه کارش ادامـه مـیداد، بـه دلربا بودنش و فتح جامها کـه منتظر یک جام بود؛ قهرمانی درون اروپا درون رویـایش خالی بود و تا آن را بدست نمـیآورد هرگز پایـان کارش نبود، اسکودتو درون سال 2007 با گلزنی او مقابل گرگ های پایتخت با رهبری توتی فتح شد، شاید اگر آن گل بـه ثمر نمـی رسید سرنوشت افعیها از این رو بـه آن رو مـیشد، و آن گل زیبایش بود کـه اینتر را بـه سومـین قهرمانی پی درون پی درون کالچو رساند .
.
ماسیمو موراتی چنین گفت کـه اگر یک کار بزرگ درون زندگی ورزشی و حتی شخصی خود کرده باشد این هست که زانتی را بـه جوزپه مـه آتزا اورده است، نراتزوری نوزده مربی تغییر داده بود اما زانتی همچنان درون این تیم مانند الماس مـیدرخشد، پیشنـهادهای کهکشانیها و منچستر و هزاران غول های اروپا را رد کرده است، طرفداران کم کم لقب خدا بـه او مـی دادند.
کاپیتان آنها جامها را یکی بعد از دیگری با دستانش لمس مـیکرد و زمان اخرین رویـا رسیده بود، بالا بردن جام اروپا کـه در سانتیـاگو برنابئو تحقق یـافت، فریـاد مـیزد ، اشک مـی ریخت، سر از پا نمـیشناخت زیرا او قهرمان بود، فریـاد " زانتی تو قابل پرستش هستی " برها بالا و پایین مـیشد، چه با شکوه بود آن شب و آرزوهای قبل و بعد از برنابئو.
.
مالدینیدر مـیلان_ دلپیرو درون یوونتوس_ توتی درون رم همـه آن ها ایتالیـایی بودند اما یک آرژانتینی بیـاید و باشد تمام جان و دل هواداران اینتر آن هم با ستارگانی کـه در نراتزوری درخشیده بودند چیز دیگری بود، ستارهای کـه بین دو کارت قرمزش دوازده سال فاصله بود.
.
✍نویسنده ؛ ابوالفضل کریم آبادی ( صدر )
.
ادامـه و قسمت پایـانی درون کامنت اول
_
#Inter_Iran
Media Removed
. Alameh Mostanbet reported: Gabriel said to Prophet Mohammad (Peace be upon him and his household): At that moment when I was created, Mighty Allah asked me: Who am I, and what is my name️ And who are you, and what is your name️ So i was wondering what to reply️ This was when this youth ... .
Alameh Mostanbet reported: Gabriel said to Prophet Mohammad (Peace be upon him and his household): At that moment when I was created, Mighty Allah asked me:
👉 Who am I, and what is my name⁉️ And who are you, and what is your name⁉️
So i was wondering what to reply❗️
This was when this youth - Amir-al-Momenien - appeared and said to me: Say:
👉 Your are the gorgeous lord and your name is Jamil - magnificent -❗️
👉 And I am your humble servant and my name is Gabriel❗️.📗al-ghatreh 1/190
.
__
🔹علی را حق تعلیم بر جبريل ست، علی را نور یزدان بر جَبین ست،…… علامـه مستبط درون كتاب القطره از کتاب بستان الکرامـه نقل مـیفرماید:
روزی جبرئیل علیـه السلام نزد نبی اکرم صلی الله علیـه و آله نشسته بود، کـه امـیرالمومنین علی علیـه السّلام وارد شدند❗️
پس جبرئیل بـه احترام امـیرالمومنین علیـه السّلام از جا برخواست❗️
رسول الله صلی الله علیـه و آله فرمودند:
آیـا بـه احترام این جوانمرد برخواستید⁉️
جبرئیل عرضه داشت:
👈آری چون او بر من حق استادی دارد❗️
🔺 رسول الله صلی الله علیـه و آله فرمودند: چگونـه بر تو حق تعلیم دارد⁉️
جبرئیل علیـه السلام عرض کرد: وقتی کـه خدا مرا آفرید، از من سوال کرد:
تو کیستی، و نام تو چیست⁉️ و من کیستم و نامم چیست⁉️
پس من درون پاسخ متحیّر ماندم❗️
سپس این جوانمرد درون عالم انوار حاضر شد، و پاسخ سوالات خداوند را بـه من آموخت❗️
او بـه من فرمود: بگو:
تویی پروردگار جلیل هستی و اسمت جمـیل است، و من هم بنده ذلیل تو هستم و اسمم جبرئیل است❗️
لذا بدین جهت من به منظور احترام او برخواستم.
🔺 رسول الله صلی الله علیـه و آله فرمودند: ای جبرئیل عمر تو چقدر است❗️
پس جبرئیل عرض کرد:
👈ستاره ایست کـه هر سی هزار سال - عرشی - از عرش طلوع مـیکند، و من سی هزار بار طلوع آن را دیده ام❗️
🔺 بعد حضرت رسول صلی الله علیـه و آله فرمودند:
👈اگر آن ستاره را ببینی آنرا مـیشناسی⁉️
جبرئیل عرض کرد: چگونـه نشناسم
👈آنگاه رسول الله صلی الله علیـه و آله فرمودند: یـا علی!
عمامـه خود را از پیشانی بردار❗️
👈پس همـینکه حضرت آن را کنار زد، نور آن ستاره را درون پیشانی امـیرالمومنین علیـه السلام دید❗️
📚 القطره جلد ۱ صفحه 190.
.
__
🔹انّ جبرئیل علیـه السلام کان جالسا عند النبیّ صلی الله علیـه و آله فدخل علیّ علیـه السلام فقام له جبرئیل علیـه السلام فقال النبی صلی الله علیـه و آله اتقوم لهذا الفتی فقال جبرئیل علیـه السّلام:
👈 نعم، انّ له علیّ حقّ التعلیم❗️
.
.بقيه الحديث في كومنت أولي.
.
Media Removed
Beautiful Isfahan
Mobilegraphy
.
مرا هزار امـید هست و هر هزار تویی
شروع شادی و پایـان انتظار تویی
بهارها کـه ز عمرم گذشت و بی تو گذشت
چه بود غیر خزانـها اگر بهار تویی
دلم ز هرچه بـه غیر از تو بود خالی ماند
در این سرا تو بمان ! ای کـه ماندگار تویی
شـهاب زود گذر لحظه های بوالهوسی است
ستاره ای کـه بخندد بـه شام تار تویی!
جهانیـان همـه گر تشنگان خون منند
چه باک زان همـه دشمن، چو دوستدار تویی
دلم صراحی لبریز آرزومندی است
مرا هزار امـید هست و هر هزار تویی "سیمـین بهبهانی"
#شعرشبانـه شماره ۳۱۶
.
#سیمـین_بهبهانی #شعر #اصفهان #اصفهون #کافه #Esfahan #Isfahan #Iran #Tehran #EyeOnEsfahan #EyeLoveTehran #BeautifulDestinations #WonderfulPlaces #MobileGraphy #Note8 #sbgdti #Saba
#MeetMeIran
Media Removed
روزی روی همان صندلی کنار همان پنجره ای کـه غبار مـه بر آن نقش بسته نشسته بودیم و تو دستانم را درون دستت گرفته بودی و مـی گفتی:کاش این لحظه که تا ابد امتداد مـی یـافت....زمان متوقف مـی شد ومثل یک تابلوی نقاشی ثبت مـی شدیم.... چقدر دلم از شنیدن چنین جملاتی غنج رفت و در عالم خیـالم ستاره ای چیدم....آن شب با خیـالی از همـه ... روزی روی همان صندلی کنار همان پنجره ای کـه غبار مـه بر آن نقش بسته نشسته بودیم و تو دستانم را درون دستت گرفته بودی و مـی گفتی:کاش این لحظه که تا ابد امتداد مـی یـافت....زمان متوقف مـی شد ومثل یک تابلوی نقاشی ثبت مـی شدیم....
چقدر دلم از شنیدن چنین جملاتی غنج رفت و در عالم خیـالم ستاره ای چیدم....آن شب با خیـالی از همـه آسودگیـها سر بر بالین گذاردم و رویـایی عجیب دیدم ....مـی دانی آن رویـا چه بود؟
...تو درون گوش یکی چون من همان جملات را زمرمـه مـی کردی و او از همان کهکشان همان ستاره را چید... امروز آن کابوس تعبیر شد...
مـی دانی درون این اسلحه دو گلوله هست یکی به منظور مغز تو کـه درآن جز هوای نفس چیزی نیست و یکی به منظور قلب من کـه عشق تو درآن نقش بسته...
امروز از این کافه دو صدای متضاد شنیده شد ....
از سکینـه اصغریsa
Media Removed
بخش پایـانی داستانهای "من و بابام»، وقتی کـه پدر و پسر از این دنیـا و مردمان نامـهربانش خسته شده و دست درون دست هم، بـه آسمان سفر مـیکنند. "تو هم،ای دوست ساده دل و مـهربان، اگر دلت برایمان تنگ مـیشود، شبها بـه قرص ماه نگاه کن.در چهرهی ماه، بابام را مـیبینی کـه به تو لبخند مـیزند. ستارهای هم نزدیک این ماه درخشان ... بخش پایـانی داستانهای "من و بابام»، وقتی کـه پدر و پسر از این دنیـا و مردمان نامـهربانش خسته شده و دست درون دست هم، بـه آسمان سفر مـیکنند. "تو هم،ای دوست ساده دل و مـهربان، اگر دلت برایمان تنگ مـیشود، شبها بـه قرص ماه نگاه کن.در چهرهی ماه، بابام را مـیبینی کـه به تو لبخند مـیزند. ستارهای هم نزدیک این ماه درخشان مـیدرخشد.آن ستارهی درخشان من هستم. درون آسمان هم ما از هم جدا نیستیم.ما هرگز تورا فراموش نمـیکنیم. تو هم ما را از یـاد نبر...."
#من_و_بابام #داستان_نوستالژیک #شـهرکتاب_ساعی
Media Removed
شب همـه غم های عالم را خبر کن بنشین و با من گریـه سر کن گریـه سر کن ای جنگل ای انبوه اندوهان دیرین ای چون دل من ای خموش گریـه آگین سر درون گریبان درون پس زانو نشسته ابرو گره افکنده چشم از درد بسته درون پرده های اشک پنـهان کرده بالین ای جنگل ای داد از آشیـانت بوی خون مـی آورد باد بر بال سرخ کشکرک پیغام شومـی ست آنجا ... شب همـه غم های عالم را خبر کن
بنشین و با من گریـه سر کن
گریـه سر کن
ای جنگل ای انبوه اندوهان دیرین
ای چون دل من ای خموش گریـه آگین
سر درون گریبان درون پس زانو نشسته
ابرو گره افکنده چشم از درد بسته
در پرده های اشک پنـهان کرده بالین
ای جنگل ای داد
از آشیـانت بوی خون مـی آورد باد
بر بال سرخ کشکرک پیغام شومـی ست
آنجا چه آمد بر سر آن سرو آزاد ؟
ای جنگل ای شب
ای بی ستاره
خورشید تاریک
اشک سیـاه کهکشان های گسسته
آیینـه دیرینـه زنگار بسته
دیدی چراغی را کـه در چشمت شکستند ؟
ای جنگل ای غم
چنگ هزار آوای باران های ماتم
در سایـه افکند کدامـین ناربن ریخت
خون از گلوی مرغ عاشق ؟
مرغی که
مـی خواند
مرغی کـه با آوازش از کنج قفس پرواز مـی کرد
مرغی کـه مـی خواست
پرواز باشد
ای جنگل ای حیف
همسایـه شب های تلخ نامرادی
در آستان سبز فروردین دریغا
آن غنچه های سرخ را بر باد دادی
ای جنگل ای پیوسته پاییز
ای آتش خیس
ای سرخ و زرد ای
شعله سرد
ای درون گلوی ابر و مـه فریـاد خورشید
تا کی ستم با مرد خواهد کرد نامرد؟
ای جنگل ای درون خود نشسته
پیچیده با خاموشی سبز
خوابیده با رویـای رنگین بهار نغمـه پرداز
زین پیله کی آن نازنین پروانـه خواهد کرد پرواز ؟
ای جنگل ای همراز کوچک خان سردار
هم عهد سرهای
بریده
پر کرده دامن
از مـیوه های کال چیده
کی مـی نشیند درد شیرین رسیدن
در شیر های سبزت ؟
ای جنگل ای خشم
ای شعله ور چون آذرخش پیرهن چاک
با من بگو از سرگذشت آن سپیدار
آن سهمگین پیکر کـه با فریـاد تندر
چون پاره ای از آسمان افتاد بر خاک
ای جنگل ای پیر
بالنده افتاده آزاد زمـینگیر
خون مـی چکد اینجا هنوز از زخم دیرین تبرها
ای جنگل ! اینجا من چون تو زخمـی ست
اینجا دمادم دارکوبی بر درخت پیر مـی کوبد مرثيه اي براي جنگل - سايه
#زبان_گنجشك
Media Removed
#havana #cuba #shotonnote8 صبح روز اول درون هاوانا، درون اتاق اجارهای کمـی دورتر از مرکز شـهر، با صدای صحبت سه زن بیدار شدم کـه از صدای فنجونها و پیشدستیها مشخص بود سر مـیز صبحانـه هستند. بِتسی، زن کوبایی کـه صاحب کاسا یـا همون خونـه و مـهمونخونـه بود و اسپانیـایی حرف مـیزد. ماریـا زن کلمبیـایی کـه چهلو ... #havana #cuba #shotonnote8
صبح روز اول درون هاوانا، درون اتاق اجارهای کمـی دورتر از مرکز شـهر، با صدای صحبت سه زن بیدار شدم کـه از صدای فنجونها و پیشدستیها مشخص بود سر مـیز صبحانـه هستند. بِتسی، زن کوبایی کـه صاحب کاسا یـا همون خونـه و مـهمونخونـه بود و اسپانیـایی حرف مـیزد. ماریـا زن کلمبیـایی کـه چهلو پنج سال بود ساکن سوئد بود و انگلیسی و اسپانیـایی و سوئدی حرف مـیزد. و سیما زن ایرانی کـه انگلیسی رو با لهجهی مشخص و کشیدهای صحبت مـیکرد و من از لحن حرف زدنش مطمئن بودم این لهجه رو جایی شنیدم. با این حال از جا پ کـه صورتم رو بشورم و موهای آشفته رو کمـی مرتبتر کنم که تا سر صبحونـه با این سه زن همصحبت شم.
سیما با موهای روی شونـهی طلایی رنگ شده، با پیرهن مشکی و صندلهای پاشنـه دار داشت از ساحل های بی نـهایت زیبای دریـای کارائیب و کوبا مـیگفت کـه مردی قد بلند با عینکی بزرگ و پیرهن چهارخونـه، نیمرو و نون رو گذاشت جلوی سیما و بعد بـه اسپانیـایی با بتسی حرف زد و بعد کنار سیما نشست و دستهاش رو تو دستش گرفت که تا من گیج تر از روابط آدمهای دور مـیز بشم و البته اونقدر صبر کنم که تا شب توی بار کوبایی، با دو برزیلی، ماریـا، سیما و راهول، لیوان هاوانا کلاب بـه دست بشینیم و موسیقی درون بکگراند پخش بشـه و سیما برام تعریف کنـه کـه ده سال پیش درون اولین سفرش بـه ساحل کوبا، راهول رو مـیبینـه کـه توی هتل پنج ستاره ای کـه سیما مسافرش بوده ، موسیقی زندهی کوبایی اجرا مـیکرده. ده سال پیش سیمای چهل و چهار ساله تو رستوران مجلل هتل عاشق مردی مـیشـه کـه نـه او اجازه خروج داشته و نـه سیما راه موندن. حالا ده ساله کـه این رابطه ادامـه داره و شاهد ارتباط از طریق نامـه و کاغذ و مسافر، اجازه داشتن موبایل مردم درون کوبا و دسترسی محدود مردم کوبا بـه اینترنت شده و هنوز این رابطه از راه دور ادامـه داره. حالا راهول کافه کوچک با موسیقی زندهی خودش رو درون شـهر ترینیداد داره و مطب دندونپزشکی سیما، هر سال چند ماه تعطیل مـیشـه. راهول هنوز اجازه خروج بـه خاطر فعالیتهایی کـه داشته رو پیدا نکرده و سیما هنوز فکر نمـیکنـه زندگی براش اینجا ممکنـه.
راهول و سیمایی کـه هر کدوم از ازدواج قبلیشون بچه هایی دارن کـه تو این ده سال بزرگ شدن ، هنوز براشون هاوانا، این شـهر رنگی و قدیمـی، شـهر و محل دیدارهاشونـه. شـهر تو بالکن سیگار کشیدنها و مردم رهگذر با لباسهای رنگی رو تماشا . شـهر یدن و آخر شب مست و عاشق بـه اتاق برگشتن!
#هاوانا #کوبا
الف) چشم روشنی درون هنگام #مرگ :
رسول خدا(ص) فرموده اند: #محبت من و خاندانم درون هفت جا، کـه هول و هراس آنـها عظیم هست سود مـی بخشد.[۱]هنگام مرگ، درون #قبر ، هنگام #رستاخیز ، هنگام گرفتن نامـه اعمال، وقت حساب، کنار #مـیزان و سنجش اعمال و هنگام عبور از #صراط .
روزی #حارث_همدانی بـه حضور امـیرالمومنین(ع) آمد، امام از علت آمدن او جویـا شد او گفت: علاقه بـه شما مرا بـه این جا کشانیده، حضرت فرمود: ای حارث تو مرا دوست داری؟ گفت: بلی والله یـا امـیرالمؤمنین، حضرت فرمود: بدان کـه هیچ بندهای از دوستان ما نمـی مـیرد مگر اینکه درون هنگام مردن مرا آن طوری کـه دوست دارد مـی بیند چون ببینی مرا کـه دشمنان خود را از #حوض_کوثر دور مـیکنم خوشحال خواهی شد، و چون ببینی کـه بر صراط مـی گذرم و (عَلَم محمد(ص) بـه دست من هست و پیش #حضرت رسول(ص) مـی روم چنان مرا خواهی دید کـه مشعوف و مسرور مـی شوی.[1]
ب) حشر با اهل بیت(ع) درون قیـامت:
امـیرالمومنین(ع) فرمودند:(2) ؛ هرکه ما را دوست بدارد، درون روز #قیـامت با ما خواهد بود و اگری سنگی را دوست داشته باشد، #خداوند او را با آن محشور خواهد کرد. از امام صادق(ع) روایت شده کـه #حضرت_رسول (ص) بـه امـیرالمومنین(ع) فرمودند: #یـاعلی تو و شیعیـان تو از قبرها بیرون خواهید آمد و صورتهای شما مانند ماه شب چهارده خواهد بود و جمـیع شدت ها و غم ها از شما برطرف خواهد شد و در سایـه عرش الهی خواهید بود، مردم خواهند ترسید و شما نخواهید ترسید و مردم اندهناک خواهند بود و شما مسرور خواهید بود و برای شما خوان نعمت های الهی مـی آورند و مردم مشغول بـه حساب و کتاب خواهند بود.[3]
ج) بالاترین درجات بهشت:
امـیرالمومنین(ع) فرمودند: اهل #بهشت بـه منازل #شیعیـان ما (در بالاترین درجات آن) نگاه مـی کنند همانطوری کـه انسان بـه ستاره ها مـی نگرد.[4]
د) رسیدن بـه مقام #شـهید :
#امـیرالمومنین (ع) فرموده اند: (5)؛ مـیّت #شیعه ما صدیق و شـهید هست چون کـه امر ما را تصدیق نموده و به خاطر ما دوستی و دشمنی نموده هست و از این کار خود، خدای عزوجل را اراده کرده است.
ه) قبولی کارهای نیک :
اگر انسان تمام کارهای نیک و اعمال خیر را انجام داده باشد و واجبات الهی را بـه جای آورد اما از #اهل_بیت (ع) و #ولایت و محبت آنان دور باشد، هیچ یک از اعمال و نیکی های او ثمره ای نخواهد داشت #حضرت_علی ع ...
.
.
ادامـه کامنت اول .
.
.
🔴👈چله #زیـارت_عاشورا و #ختم_قران 120 روزه ثبت نام دارم جا نمونی
بالا پیجم زیر عکسم👆 تو استوری های ثبت شده ببین .
.
Read more
Media Removed
خانم شعله پاکروان نامـه ای نوشتند و فرستادن.
حوری عزیزم ،
تو مادر بهنود جوانمرگی . جوانی نوزده ساله .
چهارشنبه سوری به منظور مردم یـاداور شادی و پایکوبی هست . نشانـه دلگرم شدن با روشنایی آتش . به منظور تو اما یـاداور کشته شدن پسری کـه با تولدش تو را مادر کرد. آتشی کـه خانـه دل تو را سوزاند و خاکستر کرد ، اما آهن وجودت را بـه پولادی محکم مبدل ساخت . بهنود جوان همچون سیـاوش از کوه آتش عبور کرد و پاکی و بیگناهیش را اثبات کرد . سیـاه رویـان سنگدل ، گرچه هنوز زنده اند و بر سریر قدرت خنده های مستانـه مـیزنند اما نفرت مردم همچون گلوله های آتشین بـه صورتشان پرتاب مـیشود .
حوری جان ، مـیدانم کـه عیدت عزاست . مـیدانم سوگوار بهنودی که تا ابد . اما چه باک کـه تو سربلندی از داشتن پسری کـه با جان خویش فریـاد شادی و آزادی سر داد . یقین بدان کـه خون بهنود تو درون کنار هزاران بهنود سربدار صاعقه ای شد کـه علفهای هرز سرزمـینمان را خواهد سوزاند . دور نیست آن زمان کـه پرچم دادخواهی تو و مادران سیـاهپوش ایران ، پیشاپیش خیل عظیم آزادیخواهان معترض ، خبر از پایـان زمستان سیـاه را بـه مردم بی پناه و ستمدیده بشارت دهد . دور نیست آن زمان کـه ایرانیـان آتشی بزرگ فراهم کنند و گرد آن سرود زنده باد زندگی را همراه با ی جانانـه سر دهند . آن روز سور و سرور همـه مردم و آغاز بهار و نو شدن هست .
حوری جان ، بهنود زنده هست تا زمانی کـه گرمخانـه دل تو ، بـه عشق آزادی مـیتپد. بهنود درون تو زنده هست و تو بـه دادخواهی او .
گر چه دورم از خانـه ات ، اما همراه تو سالروز جوانمرگی بهنود را کـه به دست ناجوانمردان سنگدل حکومت کشته شد گرامـی مـیدارم. نام بهنود رمضانی دانشجوی دانشگاه نوشیروانی بابل همچون ستاره ای درخشان درون آسمان ایران مـیدرخشد . همچنان کـه پس از سالها هنوز همکلاسیـهایش یـاد او را گرامـی مـیدارند.
شعله پاکروان (مادر ریحانـه جباری )
۲۲ اسفند ۹۶
03:13
Media Removed
تاراج تمام هستی من با قلب سیـاه تو رقم خورد زهری تو بـه کام او خوراندی که تا در شب بی ستاره ای مرد تاریخ سیـاه بودنت را تقویم چه زیرکانـه خط زد تقدیر مرا بـه راهت آورد تقویم بگو,بگو کـه بد کرد باد این رهگذر همـیشـه تنـها با بودن تو گوشـه نشین شد از نام و نشان تو گذر کرد دلداده و عاشق زمـین شد آن شب کـه تمام بودن ... تاراج تمام هستی من
با قلب سیـاه تو رقم خورد
زهری تو بـه کام او خوراندی
تا درون شب بی ستاره ای مرد
تاریخ سیـاه بودنت را
تقویم چه زیرکانـه خط زد
تقدیر مرا بـه راهت آورد
تقویم بگو,بگو کـه بد کرد
باد این رهگذر همـیشـه تنـها
با بودن تو گوشـه نشین شد
از نام و نشان تو گذر کرد
دلداده و عاشق زمـین شد
آن شب کـه تمام بودن من
با حسرت کودکانـه پر زد
در پشت نگاه تو نشستو
یک عمر چه عاشقانـه درون زد
در اوج بلندای وصالت
دل را بـه حریم غم سپردم
یک عمر چه جاودانـه ماندم
در حسرت عاشقانـه مردم
حالا بـه تولدی دوباره
دور از تو و اتش وشراره
در بزم مـی و سبو نشستم
با ماه مـهستان و ستاره
وحید مـهدی پور
Media Removed
#به_سبک_ترمـه ممنون از عزیباتون @__azadehjazini__ بوی #بهار مـی شنوم از صدای تو نازکتر از #گل هست گل ِ گونـه های تو ای درون طنین نبض تو #آهنگ قلب من ای بوی هر چه گل #نفس آشنای تو ای صورت تو آیـه و آیینـه #خدا حقا کـه هیچ نقص ندارد خدای تو صد کهکشان #ستاره و هفت #آسمان حریر آورده ام ...
#به_سبک_ترمـه
ممنون از عزیباتون 🌺 @__azadehjazini__
بوی #بهار مـی شنوم از صدای تو
نازکتر از #گل هست گل ِ گونـه های تو
ای درون طنین نبض تو #آهنگ قلب من
ای بوی هر چه گل #نفس آشنای تو
ای صورت تو آیـه و آیینـه #خدا
حقا کـه هیچ نقص ندارد خدای تو
صد کهکشان #ستاره و هفت #آسمان حریر
آورده ام کـه فرش کنم زیر پای تو
رنگین کمانی از نخ #باران تنیده ام
تا تاب هفت رنگ ببندم به منظور تو
چیزی عزیزتر ز تمام دلم نبود
ای پاره ی دلم، کـه بریزم بـه پای تو
امروز تکیـه گاه تو آغوش گرم من
فردا عصای خستگی ام شانـه های تو
در خاک هم دلم بـه هوای تو مـی تپد
چیزی کم از #بهشت ندارد هوای تو
همبازیـان خواب تو خیل فرشتگان
آواز آسمانیشانلای تو
بگذار با تو عالم خود را عوض کنم:
یک لحظه تو بـه جای من و من بـه جای تو
این حال و عالمـی کـه تو داری، به منظور من
دار و ندار و جان و دل من به منظور تو
📝زنده یـاد #قیصر_امـین_پور
خرید پیکسلها از سایت:
T3r.me/tpixel
T3r.me/cpixel
Media Removed
گوشـهای از داستان «من دندان عقل نداشتم»
#محمدامـین_چیت_گران
Media Removed
ستاره ای کـه هر لحظه با خنده هاش درون تک تکِ فیلم ها خندیدیم ... با اشک هاش ،اشک ریختیم ...🏻 ازش درس گرفتیمُ تک تک دیـالوگای فیلماشُ حفظیم و باهاش زندگی کردیم.☄ عاشق شدیمُ عاشق شدیمُ عاشق!️ مایی کـه با دیدنِ تو و بازی هات عاشقِ بازیگری و این حرفه شدیم....🏻😎 و توُ کار هایت را که تا دَمِ مرگ دنبال مـیکنیم.... تو ... ستاره ای که
هر لحظه با خنده هاش درون تک تکِ فیلم ها خندیدیم ...🙊
با اشک هاش ،اشک ریختیم ...✋🏻
ازش درس گرفتیمُ تک تک دیـالوگای فیلماشُ حفظیم و باهاش زندگی کردیم.☄😌
عاشق شدیمُ عاشق شدیمُ عاشق!❤️
مایی کـه با دیدنِ تو و بازی هات عاشقِ بازیگری و این حرفه شدیم....🙌🏻😎
و توُ کار هایت را که تا دَمِ مرگ دنبال مـیکنیم....😊
تو را با حضور و درخشیدنِ همـیشگی ات نمـیتوان تنـها بازیگر خواند تو یک اَبَر ستاره ای کـه تا ابد درون قلبِ مایی.💫❤️ روزت مبارک اَبَر ستاره ی سرزمـینم ⭐️
درخشیدن و موفقیتت آرزوی همـیشگی ماست.🙏🏻
دوستت داریم.💚
..
97/2/14
@rezagolzar👑
Media Removed
تو الان از من بیزاری، اما یک جایی درون زمان تو از آن من بودی؛ یکبار کـه ترسان از آسمان پرستاره درون آغوش من توی ماشین نشسته بودی. یکی بهت گفته بود کـه ستارهها درون واقع نـه بالای سر ما، کـه زیر پای ما هستند و زمـین اینقدر تند مـیچرخد کـه اگر کوچبک بودی یکراست مـیافتادی بـه قعر این تاریکی. درون پورش باز بود، مادرت درون خانـه لئونارد کوهن گوش مـیداد و من بـه تو گفتم کـه ما درون حقیقت درون اعماق یک غار دنج زندگی مـیکنیم و آسمان مثل یک سنگ هست که درون غار را بسته. تو پرسیدی: «پس ستارهها چی هستند؟» و من گفتم آنها هایی هستند به منظور اینکه نور بتواند بتابد تو. بعد گفتم چشمهای تو هم به منظور من همـینطورند. های کوچکی کـه نور از آنها بیرون مـیتابد. بعد تو بلند خندیدی. دیگر آنطوری خندیدهای؟! من هم خندیدم. «و من دوستت دارم»
فردریک بکمن
مترجم: الهام رعایی
ویراستار: #رضا_خسروزاد
نشرنون
#مادربزرگ_سلام_رساند_و_گفت_متأسف_است
#بریت_ماری_اینجا_بود #مردي_به_نامـه_اوه #مردی_به_نام_اوه #فردریک_بکمن #فردریک_بکمان #نشر_نون #ادبیـات_سوئد
#کتاب #کتابخانـه #معامله_زندگی #کتاب_باز #کتابدونی #مادربزرگ_سلام_مى_رساند_و_مى_گويد_متاسف_است #بریت_ماری_این_جا_بود #تمام_آنچه_پسرکوچولویم_باید_درباره_دنیـا_بداند #تمام_آنچه_پسر_کوچولویم_باید_درباره_دنیـا_بداند #کتاب_خوب #شـهر_خرس #بیرتاون #کتاب #نیلوفر_خوش_زبان #و_هرروزصبح_راه_خانـه_دورتر_و_دورتر_مـی_شود #الهام_رعایی #مادربزرگ_سلام_رساند_و_گفت_متاسف_است
#تمام_آنچه_پسر_کوچولویم_باید_درباره_دنیـا_بداند
#شـهر_خرس #کتاب_شـهر_خرس #نشر_نون #و_من_دوستت_دارم
Media Removed
جایی نرو!بچرخ فقط درون مدار من!
ای ماه! ای ستاره ی دنباله دار من
.
باید جهان و نظم قدیمش عوض شود
هر کار مـی کنم کـه تو باشی کنار من
دادم عنان زندگی ام را بـه عشق تو
از اختیـار عقل گذشته هست کار من
چون سنگ کوچکی ته یک رودخانـه ام
اینگونـه هست در غم تو روزگار من
حالا بیـا و مثل نسیمـی عبور کن
از گیسوان مضطرب بی قرار من
حالا بیـا و ساده ترین حرف را بزن
پایـان بده بـه سخت ترین انتظار من
[اهنگ اسپانیایی تو ببویی]
نویسنده و منبع | تاریخ انتشار: Wed, 08 Aug 2018 00:16:00 +0000