نیک اولاد عراقی

نیک اولاد عراقی ان ایران باستان چگونـه همسرانتخاب مـی‌د؟! | کتاب کانون وکلای دادگستری | ریشـه یـابی معنی عجم | پژوهشـهای ایرانی.دریـای پارس. | نادرشاه - ویکی‌پدیـا، دانشنامـهٔ آزاد | گنجور » حافظ » غزلیـات » غزل شمارهٔ ۹۴ |

نیک اولاد عراقی

ان ایران باستان چگونـه همسرانتخاب مـی‌د؟!

مجموعه: نیک اولاد عراقی تاریخ و تمدن

نگاهی بـه یـافتن همسر درون ایران باستان
در لابه‌لای تاریخ، نیک اولاد عراقی اساطیر و باستان شناسی ایران همواره خانواده بـه عنوان مـهم‌ترین واحد اجتماعی و نگهدارنده رابطه خویشی و پایگاه عاطفی نقش مـهمـی‌ایفا مـی‌کند. نیک اولاد عراقی «مان» درون مفهوم خانواده، از صورت اوستایی «نمانیـه»، درون واژه «‌‌‌خانمان» بـه معنی خانـه و خانواده باقی‌ مانده است.

در آثار باستان‌شناسی ایران، درون گورهای مختلف آثار مادری کـه فرزندش را بغل کرده هست و حتی یک نمونـه از تپه حسنلو، پایین‌تر از دریـاچه ارومـیه، آثار زن و مردی کـه یکدیگر را درون آغوش گرفته‌اند، بـه دست آمده هست که خود تاکیدی هست بر مفهوم خانواده و عشق.
خانواده کـه امروز نیز از مقدس‌ترین و محترم‌ترین نـهادهای اجتماعی بـه شمار مـی‌رود، همواره درون این سرزمـین از اهمـیت والایی برخوردار بوده است. نیک اولاد عراقی که تا بدان ‌جا کـه در اعتقادات ایرانی تشکیل خانواده بـه صورت تکلیفی دینی درون آمده است.

خانواده از نظر اقتصادی، اشتراک منافع و همـیاری و امداد مادی و معنوی را تضمـین مـی‌کند و عشق و محبت مایـه استواری این پیوند مـی‌گردد.

در آن زمان کـه زن‌ربایی و حتی خرید زن درون مـیان بسیـاری از ملل و اقوام هند و اروپایی معمول و متداول بود، ازدواج ایرانی درون سایـه نظم و نسقی کـه آیین زرتشت آورده بود، نتیجه عقد بود.
وجود ایزد بانوانی چون آناهیتا و اشی و نقش آنان درون تفکرات ایرانی اهمـیت خانواده را بیشتر مـی‌نمایـاند.
آناهیتا با صفات نیرومندی، زیبایی و خردمندی، بـه صورت ایزد بانوی عشق و باروری نیز درون مـی‌آید، زیرا چشمـه حیـات از وجود او مـی‌جوشد و بدین گونـه «مادر خدا»‌ نیز مـی‌شود. و اشی نماد توانگری و بخشش، ایزد بانویی هست که پیشرفت و آسایش بـه خانـه‌ها مـی‌برد و خرد و خواسته مـی‌بخشد.

به نظر ایرانیـان، ازدواج نتیجه تراضی زن و مرد بود و این ازدواج درون آن واحد معنی مذهبی و اجتماعی داشت.

مومن کـه تن بـه قیود زناشویی مـی‌دهد، به منظور روح خود سعادت جاودانی فراهم مـی‌آورد و برای خویشتن راهی خجسته بـه سوی زندگی آینده مـی‌گشاید. چرا کـه مومن حتما در گسترش و توسعه آفرینش نیک سهیم باشد و به این منظور، چه وسیله‌ای شایسته‌تر و نیکوتر از ازدواج و به بارآوردن موجودات «اهورایی» خواهد بود؟ با این اعتقاد، تجرد درون آیین زرتشتی مجاز نیست. زناشویی بی‌عقد مایـه دهشت هست و نزد ایرانیـان پذیرفتنی نبوده است. بـه همـین خاطر فرزندان حاصل از این گونـه پیوندها از وراثت بی‌بهره بوده‌اند.
زندگی زناشویی و خانواده از لحاظ اجتماعی نیز از اهمـیت والایی برخوردار بود که تا بدان‌جا کـه در زمان ساسانیـان، شاهنشاهان، بـه عنوان نمایندگان راستین اهورامزدا درون روی زمـین از ازدواج مردم حمایت مـی‌د.

دولت هر سال به منظور عده زیـادی از دوشیزگان نیـازمند جهاز فراهم مـی‌آورد و ان بی‌صاحب و بی‌جهاز را بـه خرج خود شوهر مـی‌داد و در انجام این گونـه نیکوکاری‌ها خسرو انوشیروان سرآمد دیگر پادشاهان ساسانی بود.

ایرانیـان آن‌چنان بـه خانواده اهمـیت مـی‌دادند کـه از مشاغلی کـه مستلزم تجرد بود یـا از زندگی حادثه جویـانـه کـه مردان را مدتی دراز از کانون خانواده دور نگه مـی‌داشت، مانند دریـانوردی و بازرگانی، خوش‌شان نمـی‌آمد.

حتی سربازان ایرانی همـه زن داشتند و دلبسته اجاق‌های خانوادگی خود بودند و هر سال، جز چند ماهی خدمت بـه شاه مملکت دینی بـه گردن نداشتند.
خانواده از چنان بنیـان محکمـی‌برخوردار بود کـه حتی بچه‌دار نشدن و نازایی زن دلیلی بر برهم خوردن پیمان زناشویی نبود. زرتشتیـان درون این گونـه موارد بـه راحتی بچه‌ای را بـه فرزندی مـی‌پذیرفتند. گرچه بنابر دین خود مجاز بـه انتخاب همسر دیگری با رعایت حقوق همسر اول بودند. اما درون همـه متن پهلوی «مادیکان هزار دادستان» تنـها یک نمونـه از دو زنـه بودن مـی‌بینیم و این امر دلیل آن هست که چنین کاری نادر بوده است.

نکته جالب دیگر درون تفکر ایرانیـان، همـین مساله بـه فرزندی پذیرفتن هست که تنـها درون مورد خانواده‌های بی‌اولاد صدق نمـی‌کند. آوردن بچه‌ای بـه آغوش خانواده منشا مذهبی دارد. این عمل ثواب بـه شمار مـی‌آید و به منزله عبادت است. از این رو، خانواده‌ای کـه چند فرزند هم داشته باشد، اگر ببیند بچه‌ای از پرستاری و مواظبتی شایسته برخوردار نیست یـا بر سر راه مانده، مکلف هست آن بچه را بـه فرزندی بپذیرد.
مساله مـهم دیگر درون بدو تشکیل خانواده بـه چشم مـی‌خورد. پدر و مادر درون انتخاب همسر به منظور خود دخیل بودند اما هم حق داشت درون صورتی کـه داماد منتخب پدر و مادر را نپذیرفت، دست رد بر او بزند. قوانین دوره ساسانی ازدواجی را کـه به زور صورت مـی‌گرفت، بـه منزله جرم و خیـانت مـی‌شمرد. و این امر، از پیشرفت‌های بزرگ حقوق ساسانی بود. این درون حالی هست که درون سرزمـین‌های هم‌مرز ایران، از این آزادی خبر نداشت. درون بابل، مـی‌بایست مردی را بپذیرد کـه پدرش به منظور وی درون نظر گرفته بود و در هند، مثل کالایی بـه مردی داده مـی‌شد کـه بیشترین پول را پرداخته بود. درون چنین شرایطی، ایرانی از امتیـازهایی بیش از همـه ان مشرق زمـین برخوردار بود و مـی‌توانست یـار و همدم زندگیش را بـه مـیل و اراده خویش برگزیند. نمونـه‌های چنین آزادی و اختیـاری درون شاهنامـه کم نیستند.
شاهدخت رودابه هاماوران مخالف با نظر پدر، کاوس را بـه همسری خود برگزید، منیژه زیبا هم، بـه همـین گونـه، بـه سوی بیژن پهلوان، دشمن سوگند خورده پدرش افراسیـاب نگریست.

کتایون همسر خویش را درون انبوه خلق با پرتاب سیبی زرین بـه سوی او برگزید. بعد از گزینش همسر، حتما به حضور پدر رفت و مراسم خواستگاری را بـه جا آورد. درون این مرحله،ان بیش از هر چیز دیگر نگران خلق مادر شوهر بودند کـه خوشبختی نوعروس سراپا بـه آن بسته بود و این نگرانی‌ها نشان مـی‌دهد همان‌گونـه کـه احترام بـه بنیـان خانواده و قدر و منزلت آن درون ایران باستان ریشـه دارد، دعوای عروس و مادرشوهر هم ریشـه‌ای بس کهن داشته است!


مقام زن درون ایران باستان

در ایران باستان همـیشـه مقام زن و مرد برابر و در کنار هم ذکرشده است، حتی گروهی از ایزدان مانند آناهیتا زن هستند و در مـیان امشاسپندان، امرداد و خرداد و سپندارمذ، کـه صفات اهورامزدا هست زن مـی‌باشند.
آنچه درون اوستا آمده هست همـه نشانـه ای از همسنگی زن و مرد است، درون فروردین یشت چنین آورده شده: اینک فروهر همـه مردان و زنان پاک را مـی‌ستائیم آنان کـه روان هایشان درون خور ستایش و فروهر‌هایشان شایسته هست اینک فروهر همـه مردان و زنان پاکدین را مـی‌ستائیم.
در زمان شاهنشاهی هخاان، براساس لوح های گلی تخت جمشید زنان هم دوش مردان درون ساختن کاخ های شاهان هخا دست داشتند و دستمزد برابر دریـافت مـی‌نمودند، پیشـه بیشتر زنان درون دوره هخاان صیقل نـهائی سنگ نگاره ها و همچنین دوخت و دوز و خیـاطی بوده است. بنابراین درون شاهنشاهی بزرگ هخا با برابری و تساوی حقوق زنان با مردان سر و کار داریم.
باید خاطرنشان کرد کـه زنان درون زمان بارداری و با بدنیـا آوردن کودکی به منظور مدتی از کار معاف مـی‌شدند، اما از حداقل حقوق به منظور گذران زندگی برخوردار مـی‌گشتند و علاوه بر آن اضافه حقوقی بصورت مواد مصرفی ضروری زندگی دریـافت مـی‌نمودند، همچنین درون گل نوشته های تخت جمشید شاهد آن هستیم کـه در کارگاههای خیـاطی، زنان بعنوان سرپرست و مدیر بودند و گاه مردان زیردست زنان قرار مـی‌گرفتند.
اما زنان خاندان شاهی از موقعیت دیگری برخوردار بودند، آنان مـی‌توانستند بـه املاک بزرگ سرکشی کنند و کارگاه های عظیم را با همـه کارکنانش اداره و مدیریت مـی‌د و درآمدهای بسیـار زیـاد داشتند، اما حتما خاطرنشان کرد کـه حسابرسی و دیوان سالاری هخا حتی به منظور ملکه هم استثنا قائل نمـی‌شد و محاسبه درآمد و مخارج از وی مطالبه مـی‌کرد.
در یکی از گل نوشته ها (لوح های گلی) رئیس تشریفات دربار داریوش بزرگ دستور تحویل 100 را بـه ملکه صادر مـی‌کند که تا درجشن بزرگ تخت جمشید کـه 2000 مـهمان دعوت شده بودند، بکار روند.
دریکی از مـهرهای بدست آمده از تخت جمشید زنی بلندپایـه درون صندلی تخت مانندی نشسته و پاهایش را روی چهارپایـه ای گذارده و گل نیلوفری درون دست دارد و تاجی برسرنـهاده کـه چادری روی آن انداخته شده هست و بـه تقلید از مجلس شاه، ندیمـه ای درون برابر او ایستاده و عود سوزی درون آن دیده مـی‌شود. این مـهر یکی از زنان ثروتمند دربار هخا هست که نقش مـهمـی ‌در مدیریت جامعه داشته هست و دستورات خود را بـه این مـهر منقوش مـی‌کرده است.
بنابراین با کمک گل نوشته های تخت جمشید تصویری کاملا نو از زنان و ملکه های هخا بدست مـی‌آوریم کـه برخلاف ادعای نویسندگان یونانی، کـه آنـها را عروسکهایی محبوس درون حرم سراها مـی‌دانستند، نـه تنـها همدوش مردان درون آئین های مذهبی شرکت مـی‌د، بلکه درون صحنـه زندگی و در اداره امور کشور هم نقش و شخصیت مستقل خویش را حفظ مـی‌د. بررسی دقیق لوح های دیوانی تخت جمشید نشان مـی‌دهد، کـه زن درون دوران فرمانروائی هخاان بویژه درون زمان شاهنشاهی داریوش بزرگ از چنان مقامـی ‌برخوردار بودند کـه در مـیان همـه خلق های جهان باستان نظیر نداشت.

منبع: shahram1001.blogfa.com




[نیک اولاد عراقی]

نویسنده و منبع | تاریخ انتشار: Mon, 20 Aug 2018 18:17:00 +0000



نیک اولاد عراقی

کتاب کانون وکلای دادگستری

اسامـی وکلای دادگستری استان های تهران، نیک اولاد عراقی سمنان، هرمزگان و سیستان و بلوچستان

کانون وکلای دادگستری مرکز


دکتر امـیرناصر کاتوزیـان : نیک اولاد عراقی تهران ( وکیل پایـه یک )
سید محمود :: ری ( وکیل پایـه یک )
مـهسا فضلی :: مشـهد ( وکیل پایـه یک )
سمـیرا باقرنیـا سرابی : تهران ( وکیل پایـه یک )
عباس زاهدی نیـاکی : شـهریـار ( وکیل پایـه یک )
دکتر امـیر هوشنگ نوشیروان :: تهران ( وکیل پایـه یک )
ابوالقاسم قدسی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سیدجواد دربندی : تهران ( وکیل پایـه یک )
علی حیدر نصیری مقدم :: آستارا ( وکیل پایـه 2 )
جمال الدین عباسیـان :: تهران ( وکیل پایـه یک )
علی زرینـه بافی : ری ( وکیل پایـه یک )
قاسم لنکرانی مـهاجر :: تهران ( وکیل پایـه یک )
ابوالفضل بابایی : زاهدان ( وکیل پایـه یک )
محسن هادوی : تهران ( وکیل پایـه یک )
خسرو غفاری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سید هاشم پور طباطبایی : تهران ( وکیل پایـه یک )
علی اصغر رضایی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
علی نفیسی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مـهرداد هدایت :: تهران ( وکیل پایـه یک )
حسن توفیق : تهران ( وکیل پایـه یک )
ناصر مـیناچی مقدم :: تهران ( وکیل پایـه یک )
امان اله ناصری مقدم :: تهران ( وکیل پایـه یک )
شمس الدین بهبهانی : تهران ( وکیل پایـه یک )
سید محمد مستوفی : تهران ( وکیل پایـه یک )
علی سلامت آملی : تهران ( وکیل پایـه یک )
عبدالمجید مجدی : تهران ( وکیل پایـه یک )
کورس مخبری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
عباس صالحیـار : تهران ( وکیل پایـه یک )
پرویز فرهادپور :: تهران ( وکیل پایـه یک )
انور حمـیدی : تهران ( وکیل پایـه یک )
جهانگیر امـیر حسینی : تهران ( وکیل پایـه یک )
سید علی لقایی : تهران ( وکیل پایـه یک )
معین الدین غیـاثی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سیدناصر طاهری : تهران ( وکیل پایـه یک )
جهانگیر مستوفی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
صمد چوبک : تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتر سید محمدرضا تنکابنی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتر نورالدین امامـی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتر عباسعلی اخلاقی غازانی : تهران ( وکیل پایـه یک )
مسعود فرهودی : تهران ( وکیل پایـه یک )
حمـید شریعتی : تهران ( وکیل پایـه یک )
ابوالفتح رفیعی آشتیـانی : تهران ( وکیل پایـه یک )
رجبعلی کوهپاره : تهران ( وکیل پایـه یک )
پریوش خواجه نوری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
فرشید افشار : تهران ( وکیل پایـه یک )
جلال کارگر : تهران ( وکیل پایـه یک )
غلامحسین رضا نژاد :: تهران ( وکیل پایـه یک )
اسماعیل بخشی دزفولی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مـهرداد ارفع زاده رودسری : تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتر بهروز اخلاقی : تهران ( وکیل پایـه یک )
نیک بخش زمانی : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد جعفر لسانی : تهران ( وکیل پایـه یک )
حسن رستگار :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدحسین قندهاری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدرضا پیشدادی : تهران ( وکیل پایـه یک )
علیرضا شریفی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
علی والاگهر :: یزد ( وکیل پایـه 2 )
پروین رنجپور :: تهران ( وکیل پایـه یک )
دکترنوذر یزدانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سید احمد قاضی حسینی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
رحیم تزری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
پرویز بهرام : تهران ( وکیل پایـه یک )
اکبر مـهرنما : تهران ( وکیل پایـه یک )
عباس کوروش کاکوان :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمود شمس : بندرعباس ( وکیل پایـه یک )
فریدون طوسی : تهران ( وکیل پایـه یک )
اسماعیل مصباح اسکویی : تهران ( وکیل پایـه یک )
آذر خدیو پور : تهران ( وکیل پایـه یک )
خلیل بهرامـیان :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سیداسدالله جعفریـان :: تهران ( وکیل پایـه یک )
علی نقیب الحسینی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سیدمحمد جندقی کرمانی پور : تهران ( وکیل پایـه یک )
عباس حیدری مـهر : تهران ( وکیل پایـه یک )
سید محمد بیطرف :: تهران ( وکیل پایـه یک )
غلامحسین مـیر گلی : تهران ( وکیل پایـه یک )
احمد معتمدی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
فریدون مومنی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمود کتیرایی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
احمد جاوید تاش :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سیدابوالحسن محقق : تهران ( وکیل پایـه یک )
فریده غیرت :: تهران ( وکیل پایـه یک )
ژاله شامبیـاتی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
کاظم گلشایی : تهران ( وکیل پایـه یک )
حبیب الله فراقی اهرابی : تهران ( وکیل پایـه یک )
سیدابوالحسن فاطمـی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مرتضی خلیلی : تهران ( وکیل پایـه یک )
سید حسین طبایی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سید حسین آل محمد :: تهران ( وکیل پایـه یک )
حسین مـهدی زاده :: تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتر فیروز شـهیدی : تهران ( وکیل پایـه یک )
بهمن کشاورز : تهران ( وکیل پایـه یک )
حاج اسمعیل علی نژادی : تهران ( وکیل پایـه یک )
عنایت الله دانشور جهرمـی :: بندرعباس ( وکیل پایـه یک )
داریوش مجدزاده خاندانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
رضا اسماعیلی زند :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمود مسلمـی عقیلی : بندرگز ( وکیل پایـه یک )
سیروس فلاحت :: تهران ( وکیل پایـه یک )
هاشم فلاح :: تهران ( وکیل پایـه یک )
منوچهر نوتاج : تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتر سید علی آزمایش : تهران ( وکیل پایـه یک )
مرتضی شمایی : تهران ( وکیل پایـه یک )
ولی اله ملقب بروژن نجل حسینی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمود غفرانی : تهران ( وکیل پایـه یک )
مصطفی شـهابی : تهران ( وکیل پایـه یک )
مـیر جواد عظیمـی جیر سرایی : تهران ( وکیل پایـه یک )
سیدمحمدعلی صفی زاده شبستری : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد باقر مـیر سراجی : تهران ( وکیل پایـه یک )
دکترعبداله هدایتی نژاد سرخاب :: تهران ( وکیل پایـه یک )
عباس علیمحمدی : تهران ( وکیل پایـه یک )
منوچهر پایدار :: تهران ( وکیل پایـه یک )
غلامعلی امـیری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سیدرضا محسنی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
پروین خلیل زاده تبریزی : تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتر محمد حسین قایم مقام فراهانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
ولی الله شـهابی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمود زرگرانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
کاظم محصل افشار : تهران ( وکیل پایـه یک )
سیدمحسن اسداللهی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
پرویز تابشیـان اصفهانی : تهران ( وکیل پایـه یک )
علی اکبر عطایی اهری : تهران ( وکیل پایـه یک )
حسن بهروز مـهدوی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
احمد حاجی وزیری : تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتر عبداله پوستی : تهران ( وکیل پایـه یک )
اسعد ایران زاده : تهران ( وکیل پایـه یک )
محسن رحمان سرشت : تهران ( وکیل پایـه یک )
سیـاوش طاهری : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد خدادادیـان :: تهران ( وکیل پایـه یک )
احمد کوکبی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
رضا حاتمـی علمداری : تهران ( وکیل پایـه یک )
غلامحسین صالحین : تهران ( وکیل پایـه یک )
عبداله فراهانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مـهرداد کیـاکجوری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
جواد حافظی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مـهدی کوثری : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد بابکی راد : تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتر سید محمود مصطفوی کاشانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد ابراهیم پیشنماز آملی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
حسینعلی ملاحسینی : تهران ( وکیل پایـه یک )
عبدالمناف شوشتری : تهران ( وکیل پایـه یک )
حسین اسلامـی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سید مصطفی شریعت :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدرضا نیکویی تهرانی : تهران ( وکیل پایـه یک )
فرشته ریـاضی یزدی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتر سید جمال الدین مـیرسلیمـی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
یحیی طراوت : تهران ( وکیل پایـه یک )
منصور علوی پارسی : تهران ( وکیل پایـه یک )
سیروس مـهین پوریـان : تهران ( وکیل پایـه یک )
مسعود زیـادبخش :: تهران ( وکیل پایـه یک )
صدیق یوسفی هشتیـانی : تهران ( وکیل پایـه یک )
علی اکبر صالحی مازندرانی : تهران ( وکیل پایـه یک )
ناصر زرافشانی : تهران ( وکیل پایـه یک )
دکترمحمد آشوری : تهران ( وکیل پایـه یک )
علیرضا مـیرمـیران :: تهران ( وکیل پایـه یک )
غلامرضا سالاربهزادی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مـهرداد نستوه : تهران ( وکیل پایـه یک )
بتول کیـهانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
منوچهر بحرینی : تهران ( وکیل پایـه یک )
حمـید اشراق مستوفی زاده : تهران ( وکیل پایـه یک )
محسن پیمان آزاد : تهران ( وکیل پایـه یک )
فرامرز اعرابی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
علی فرج زاده : تهران ( وکیل پایـه یک )
فریده زند : تهران ( وکیل پایـه یک )
خسرو طبسی : تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتر مرتضی نصیری : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمود عسکری : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد علی افرند :: تهران ( وکیل پایـه یک )
اکبر پدر :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سیدمجید روحانی اصفهانی : تهران ( وکیل پایـه یک )
حبیب مـهکام :: تهران ( وکیل پایـه یک )
یحیی علیزاده دهنوی : تهران ( وکیل پایـه یک )
کامبیز پیرنیـا : تهران ( وکیل پایـه یک )
فرهاد مومن :: تهران ( وکیل پایـه یک )
داریوش حافظی پور : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد توپا ابراهیمـی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
جواد مـیرجعفری : تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتر سید اسماعیل بنی صدر : تهران ( وکیل پایـه یک )
مـیر مجید فلاح نوشیروانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
رضا معتمدی : تهران ( وکیل پایـه یک )
پرویز هیرمن پور : تهران ( وکیل پایـه یک )
فضل الله معظمـی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
بیژن سرلک صفایی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
وریژ طوروسیـان : تهران ( وکیل پایـه یک )
عباس یوسفیـان :: تهران ( وکیل پایـه یک )
شـهرام مدرس گیلانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مرتضی اشکوری : تهران ( وکیل پایـه یک )
غلامرضا محوری : تهران ( وکیل پایـه یک )
حسن بادامچی : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدحسین مویدالدین :: تهران ( وکیل پایـه یک )
اباذر شایـانفر :: تهران ( وکیل پایـه یک )
فخرالدین دادستان :: تهران ( وکیل پایـه یک )
علی مروج تربتی : تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتر سید حمـید هدایتی : تهران ( وکیل پایـه یک )
هاجر زعیم :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد رنگچیـان : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد کاظم نوروزی : تهران ( وکیل پایـه یک )
سعید منوچهر ایینی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
حسین کاشانی : تهران ( وکیل پایـه یک )
رضا آشوری : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد کلامـی : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمود عبادی تبریزی : تهران ( وکیل پایـه یک )
حسین شمسی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
ابوالقاسم ستاریـان :: تهران ( وکیل پایـه یک )
جلال الدین علوی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سهراب سامنی : تهران ( وکیل پایـه یک )
مـهرداد صادقی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
ابوالقاسم عشوندی : تهران ( وکیل پایـه یک )
ولی الله زمانی : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدعلی جداری فروغی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
رسول مـهاجری : تهران ( وکیل پایـه یک )
شاپور منوچهری : تهران ( وکیل پایـه یک )
اسمعیل گلستانی : تهران ( وکیل پایـه یک )
فتاح سپهی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
بهروز یغمایی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
عیسی مومنی راد :: تهران ( وکیل پایـه یک )
غلامرضا اطهری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد ضیمران :: تهران ( وکیل پایـه یک )
جهانسوز مسعودی تنکابنی : تهران ( وکیل پایـه یک )
علی نوری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
نصرالله قهرمانی : تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتر محمد اختراعی صناعی : تهران ( وکیل پایـه یک )
علی احمدی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سید مـهدی نعیمـی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
زهره مجدزاده عاملی : تهران ( وکیل پایـه یک )
ثریـا صدیقی : تهران ( وکیل پایـه یک )
عباس سیـاح :: تهران ( وکیل پایـه یک )
اکبر هندی زاده :: تهران ( وکیل پایـه یک )
یحیی تقوی دامغانی : تهران ( وکیل پایـه یک )
گیتی پور فاضل :: تهران ( وکیل پایـه یک )
عفت همتیـان بروجنی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
تقی نجف زاده :: تهران ( وکیل پایـه یک )
فروزنده شاملو :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد زاهدی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
علی اصغر زکی زاده :: تهران ( وکیل پایـه یک )
باقر کوچکی پسیخانی : تهران ( وکیل پایـه یک )
ناصر نادری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
غلامرضا ابویی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدحسین رجایی : تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتر غلامحسین نظری : تهران ( وکیل پایـه یک )
بهرام لقایی : تهران ( وکیل پایـه یک )
قدرت احمدی : تهران ( وکیل پایـه یک )
نصرت فیروزپورسلوکلو : تهران ( وکیل پایـه یک )
اکبر مسافررحمتی : تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتر اسدالله کازرونی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
دکترعبداله فرهنگی : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدعلی احمدی زنوزی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
حسین پژمان :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدجواد رفیعی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
نصرت السادات طباطبایی : تهران ( وکیل پایـه یک )
حسن علیزاده نوری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
علی فلسفی : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمود سعادتیـان مقدم : تهران ( وکیل پایـه یک )
سیدجلال مـهدوی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
شـهپر بوذرجمـهر :: تهران ( وکیل پایـه یک )
اصغر کیـهان نیـا : تهران ( وکیل پایـه یک )
سید مرتضی محمودی ارسنجانی : تهران ( وکیل پایـه یک )
صدرالدین ماحوزی : تهران ( وکیل پایـه یک )
دکترعلی آقا شریف : تهران ( وکیل پایـه یک )
علی همایونی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد کوشک جلالی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدرضا متین نژاد :: تهران ( وکیل پایـه یک )
عزیزه ارشدی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد ابراهیمـی سیـاقی : تهران ( وکیل پایـه یک )
سیدمحمد جزایری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدرضا مقدس :: تهران ( وکیل پایـه یک )
منصوره جعفری : تهران ( وکیل پایـه یک )
ناصر رجبی : تهران ( وکیل پایـه یک )
زیبا قایمـی : تهران ( وکیل پایـه یک )
ستار آل بویـه :: تهران ( وکیل پایـه یک )
اباصلت بینایی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
علیرضا صالح کریمـی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
فریده داودی : تهران ( وکیل پایـه یک )
حسن لطفی : تهران ( وکیل پایـه یک )
مرادجان نوروززاده :: تهران ( وکیل پایـه یک )
نصراله رحمتیـان : تهران ( وکیل پایـه یک )
علی بدیعی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدحسین صفارزاده :: تهران ( وکیل پایـه یک )
حسین عبداللهی : تهران ( وکیل پایـه یک )
منوچهر خواجه نوری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
خسرو دهقانی : تهران ( وکیل پایـه یک )
علی حامدتوسلی : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدرضا وکیل گیلانی : تهران ( وکیل پایـه یک )
پروین سلیمانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدجواد مـیرفخرایی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمود پوراصغری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
ماه تابان اقدام : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمود علیرضایی : تهران ( وکیل پایـه یک )
هادی داعی حق :: تهران ( وکیل پایـه یک )
حسین شـهابی : تهران ( وکیل پایـه یک )
احمد تبریزیـان :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد زاهدی سیـانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
نعمت اله شاهقلی نژاد : تهران ( وکیل پایـه یک )
علی سلیمـی : تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتر منوچهر پارسادوست :: تهران ( وکیل پایـه یک )
هدایت سعیدی نایبین : ارومـیه ( وکیل پایـه یک )
عبدالرضا درتاج :: بندرعباس ( وکیل پایـه یک )
سید ابراهیم ثابت قدم : تهران ( وکیل پایـه یک )
منوچهر اربابی : تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتر سید منیر الدین حجتی امامـی : تهران ( وکیل پایـه یک )
بیژن صدیق : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمود مختاری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتر فتح الله سلیمانی سوادکوهی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
وهاب حداد : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد قنادزاده یزدی : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد رحیمـی ها :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مجید آریـافر :: تهران ( وکیل پایـه یک )
اکبر سرداری زاده : تهران ( وکیل پایـه یک )
تاج الدین وزیریـان : تهران ( وکیل پایـه یک )
عبدالحمـید هادی زاده : تهران ( وکیل پایـه یک )
حمـید جنتی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمود شایگانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
حسین رضایی : تهران ( وکیل پایـه یک )
حبیب اله حسنعلی خانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدباقر آقابرارپورطباخی : تهران ( وکیل پایـه یک )
شرام مسیحیـانس : تهران ( وکیل پایـه یک )
جمـیله زنده نام : تهران ( وکیل پایـه یک )
احسان الله منوچهر مـهاجرانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سیدهادی روان فر : تهران ( وکیل پایـه یک )
سیف اله محمدی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
اصغر جوادی : تهران ( وکیل پایـه یک )
احمد وثوق احمدی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتر محسن فرشادیکتا :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سیروس پویـان :: تهران ( وکیل پایـه یک )
حسین ساروخانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سیدمرتضی قدسی : تهران ( وکیل پایـه یک )
خسرو برادری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مرتضی کوهستانی : تهران ( وکیل پایـه یک )
حمـید رفیعی فرد : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد تبرایی : تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتر محمد عیسایی تفرشی : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدرضا ادهمـی : تهران ( وکیل پایـه یک )
معصومـه قادری وقاری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
احمدعلی رستگاران : تهران ( وکیل پایـه یک )
پرویز جهانگیرراد : تهران ( وکیل پایـه یک )
علی پناهی : تهران ( وکیل پایـه یک )
علی شریف عسکری : تهران ( وکیل پایـه یک )
شـهریـار بهترین : تهران ( وکیل پایـه یک )
سیـاوش مجیری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مصطفی نیلفروشان : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمود ملاحسینی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
فاطمـه محمدیـان نمـینی : تهران ( وکیل پایـه یک )
هوشنگ فاریـابی دوست : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد خزایل :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدحسین جوزقی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمود لشکری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
نعمت اردشیربهرستاقی : تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتر ابراهیم حبیبی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
جعفر محب خسروی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
آذردخت وزیرنظامـی : تهران ( وکیل پایـه یک )
زهرابیگم حجت : تهران ( وکیل پایـه یک )
علینقی شریعت پناهی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
شفیع شفیعی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
کتایون پور رمدانی : تهران ( وکیل پایـه یک )
پرویز کیـهانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
آذر ناطقی اصلی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
حسین شیرمحمدی : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد حسین نفیسی فرد : یزد ( وکیل پایـه یک )
فریدون سوری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
غلامرضا مـیرکاظمـی مود :: تهران ( وکیل پایـه یک )
بیژن شقاقی : تهران ( وکیل پایـه یک )
عباس پارسامنش :: ارومـیه ( وکیل پایـه یک )
سید موسی سعادت :: تهران ( وکیل پایـه یک )
معصومـه ملقب بـه مـه جبین حاجی سیدابوترابی : قزوین ( وکیل پایـه یک )
علی محمد عباسی : سمنان ( وکیل پایـه یک )
دکتر مـهدی شـهلا :: تهران ( وکیل پایـه یک )
پرویز همتیـان محمدنژاد :: تهران ( وکیل پایـه یک )
عباس پورفرزاد : زنجان ( وکیل پایـه یک )
علی اکبر یحیـایی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
فریده ناصری فر :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سید محمد حسینی : تهران ( وکیل پایـه یک )
ترانـه مقبل زاده : تهران ( وکیل پایـه یک )
ماجد وثوقی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
ناصر کشمـیری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
یعقوب فعالیت : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمود شفاف : تهران ( وکیل پایـه یک )
صدیقه زهره مشتاق علیشاهی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
کیومرث رحمانی خجسته :: تهران ( وکیل پایـه 2 )
محمداسماعیل مـهدوی زفرقندی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
فریدون : تهران ( وکیل پایـه یک )
مرتضی کاویـانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
فریده سیـاسی فر : تهران ( وکیل پایـه یک )
علی خلیلی سادات لو :: تهران ( وکیل پایـه یک )
عباسعلی جراح باشی : تهران ( وکیل پایـه یک )
شمس الدین مصطفوی دارانی : تهران ( وکیل پایـه یک )
مریم پریـان : تهران ( وکیل پایـه یک )
علی محمد مومنی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
نادر منصور : تهران ( وکیل پایـه یک )
ویکتوریـا زمانی فراهانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
عنایت الله فقیـهی : تهران ( وکیل پایـه یک )
ایرج خالصی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتر عبدالله شمس :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد ناصر ریـاضی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مصطفی تقی زاده انصاری : تهران ( وکیل پایـه یک )
نعیمـه نیک رو :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سیدمرتضی علی زاده طباطبایی : تهران ( وکیل پایـه یک )
علینقی سلیمـیان ریزی : ری ( وکیل پایـه یک )
عزت شـهیدی حکاک :: تهران ( وکیل پایـه یک )
ثریـا منیری کیـا : تهران ( وکیل پایـه یک )
بهروز منزوی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
لیلا منتصر :: تهران ( وکیل پایـه یک )
اردشیر بیگلری : تهران ( وکیل پایـه یک )
سید سعید شریعت پناهی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سید محمد باقر خضرایی افضلی : تهران ( وکیل پایـه یک )
وحید بهداد : تهران ( وکیل پایـه یک )
سکینـه هداوندخانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمود شعاع پور :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدصادق جوزقی : تهران ( وکیل پایـه یک )
نوذر دبیران ظهوری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
پریوش زندپور :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدرضا جعفریـان :: تهران ( وکیل پایـه یک )
غلامحسین جداری سلامـی : تهران ( وکیل پایـه یک )
احمد صحرایی منوچهرآبادی : تهران ( وکیل پایـه یک )
حیدر فتح الله زاده :: تهران ( وکیل پایـه یک )
بهرام فرازمند : تهران ( وکیل پایـه یک )
حمـیدحسین قناعتی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
بیژن ایزدی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
ایرج داروگررودسری : تهران ( وکیل پایـه یک )
احمد درخشان :: تهران ( وکیل پایـه یک )
هوشنگ سربازوطن رشید : تهران ( وکیل پایـه یک )
علی نایینی زاده : تهران ( وکیل پایـه یک )
سید ضیـاء فاطمـیون : یزد ( وکیل پایـه یک )
رکسانا خسروی : تهران ( وکیل پایـه یک )
آذردخت رجبی زنجانی : تهران ( وکیل پایـه یک )
سید جواد فاطمـی : تهران ( وکیل پایـه یک )
شاهرخ ذوالریـاستین زاده نعمت اللهی : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدمـهدی خزاعی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
فرهاد مـهاجر : تهران ( وکیل پایـه یک )
منوچهر شـهابی : تهران ( وکیل پایـه یک )
سیده رباب معاف : تهران ( وکیل پایـه یک )
مـهرانـه معلم : تهران ( وکیل پایـه یک )
عطاء اله فایض : تهران ( وکیل پایـه یک )
حسن منتظمـی : تهران ( وکیل پایـه یک )
سید جلال سید صالحی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مریم سهیلی : تهران ( وکیل پایـه یک )
سیـامک کوثری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
علی صرافی : تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتر سعید اشتری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتر بهرام رفشا :: تهران ( وکیل پایـه یک )
ناصر معمار :: تهران ( وکیل پایـه یک )
رضا بنی هاشمـی : تهران ( وکیل پایـه یک )
غلامحسین الیکایی لاشکی : تهران ( وکیل پایـه یک )
حسین بنی کاظمـی : تهران ( وکیل پایـه یک )
منوچهر صدوقی : تهران ( وکیل پایـه یک )
فرهاد عباس زاده اکبری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتر عباس شیرزادی : تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتر مـهدی پازوکی : تهران ( وکیل پایـه یک )
پرویز اشتری تلخستانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
ابراهیم ذاکر :: تهران ( وکیل پایـه یک )
فروغ صولتی دهکردی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
موسی فضل علیزاده :: تهران ( وکیل پایـه یک )
عبدالحسین مدرس بستان آباد : تهران ( وکیل پایـه یک )
مـینو افشاری راد :: تهران ( وکیل پایـه یک )
احمد سیدکلال : تهران ( وکیل پایـه یک )
همایون دیبلی : تهران ( وکیل پایـه یک )
عبدالحسین جیوار :: تهران ( وکیل پایـه یک )
عبدالرضا خسروی حقیقی : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد ابراهیم تحویل زاده :: تهران ( وکیل پایـه یک )
معصومـه کلانی : تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتر حمـید جلیل زاده خویی : تهران ( وکیل پایـه یک )
سیدنورالدین رودباری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
پرویز چگینی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سیدمصطفی مـیرهاشمـی : تهران ( وکیل پایـه یک )
سید محمدرضا حیدرپوریزدی : تهران ( وکیل پایـه یک )
عزت الله پازوکی : تهران ( وکیل پایـه یک )
علی سعید مـهاجر :: تهران ( وکیل پایـه یک )
اقدس سمنانی زاده :: تهران ( وکیل پایـه یک )
کریم سپه رام : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد پیرنیـا : تهران ( وکیل پایـه یک )
احمد ایران پور : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد صیفی : تهران ( وکیل پایـه یک )
سیدعلی طباطبایی : تهران ( وکیل پایـه یک )
هما شیخ :: تهران ( وکیل پایـه یک )
غلامرضا منصوریـان :: شاهرود ( وکیل پایـه یک )
دکتر بهشید ارفع نیـا : تهران ( وکیل پایـه یک )
سید مصطفی : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد حسین آیت اللهی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
حسین مـهرپورمحمدآبادی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
جمال عالمـی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
هادی ارمغان : تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتر نعمت احمدی نسب :: تهران ( وکیل پایـه یک )
همایون سلمان :: تهران ( وکیل پایـه یک )
اکبر یزدویی : تهران ( وکیل پایـه یک )
علی اعظمـی قادیکلایی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتر فیصل عامری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
فرهاد اشرفی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مصطفی رنجبران : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد حسن زرین پور :: تهران ( وکیل پایـه یک )
احمد فیروزبخش عظیمـی : تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتر گودرز افتخار جهرمـی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
یدالله ملکی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمودرضا بیـهقی : تهران ( وکیل پایـه یک )
جمـیل پیـامـی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مجید مصطفوی کاشانی : تهران ( وکیل پایـه یک )
اکاشا کیقباد : تهران ( وکیل پایـه یک )
ابوالقاسم امـیرحسینی : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدولی جهانشاهی : تهران ( وکیل پایـه یک )
ناصر چوبدار : تهران ( وکیل پایـه یک )
عبداله موذنی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
حسین سلطانی نیـا :: تهران ( وکیل پایـه یک )
منوچهر صداقت نژاد :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سیدعلی آل داود : تهران ( وکیل پایـه یک )
ضیـاءالله فرخنده : تهران ( وکیل پایـه یک )
خسرو عبقری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مرتضی ضیـایی : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدحسین قیـامت : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد طاهر اسدامرجی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
علی اصغر رازقی گل ختمـی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدرضا ولایتی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
ایرج ضیـافت : اردکان ( وکیل پایـه یک )
غلامرضا جعفری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد رضوی دینانی : تهران ( وکیل پایـه یک )
ابوالفضل فاطمـی شریعت پناهی : تهران ( وکیل پایـه یک )
رمضان صفری مقدم : تهران ( وکیل پایـه یک )
سید حسن زکوی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
جعفر ابن النصیر :: تهران ( وکیل پایـه یک )
نعمت اله صمدیـار :: تهران ( وکیل پایـه یک )
ارسلان خالقی : تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتر سید محمد علوی : تهران ( وکیل پایـه یک )
نوابه اسپهبدی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
احمد گلبازی : تهران ( وکیل پایـه یک )
صفت اله طاهری شمـیرانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
حسین کریمـی صحنـه سرایی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
منیره ترکمنی آذر : تهران ( وکیل پایـه یک )
امـیر شیرزادی : تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتر رضا کریم کاشی آرانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
اسداله اسلامـیان فخر : تهران ( وکیل پایـه یک )
جهان بین جیحون :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سید مـهدی خضرایی افضلی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
معظمـه صابری نمـین :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مـیرشجاع جلالیـان :: تهران ( وکیل پایـه یک )
کافیـه نظیری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
اکبر پسران :: یزد ( وکیل پایـه یک )
غلامرضا گروسی : تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتر فرامرز مومنی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
عذرا انتظاری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
فرزانـه حکیم قدس : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد گلستانی : تهران ( وکیل پایـه یک )
زین العابدین باستانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
خسرو طاهریـان :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمداسحق اکبری : تهران ( وکیل پایـه یک )
نصرت اله قدرت آبادی : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدحسن خسروی پور : تهران ( وکیل پایـه یک )
هوشنگ نیک قدم : تهران ( وکیل پایـه یک )
سید محسن طیبی : تهران ( وکیل پایـه یک )
پوران تاجیک : پاکدشت ( وکیل پایـه یک )
مرتضی آرنگداد : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدعلی مقیمـی محلی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتر قدرت الله واحدی نوایی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
اصلان نجف کیـا :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مـهوش توکلیـان :: تهران ( وکیل پایـه یک )
نازنین ملکالکتاب نصری : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد حسنی :: بندر لنگه ( وکیل پایـه یک )
ارژنگ شیروانی : تهران ( وکیل پایـه یک )
نادر عباپورسرابی :: ری ( وکیل پایـه یک )
عباس کارگرزاده راوری : تهران ( وکیل پایـه یک )
کامران سهامـی : تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتر غلامرضا طیرانیـان جیحونی :: کرج ( وکیل پایـه یک )
محمد پایورپور :: تهران ( وکیل پایـه یک )
غلامرضا الیـاسی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
غلامرضا گلستان زاده :: تهران ( وکیل پایـه یک )
فرزانـه امان : تهران ( وکیل پایـه یک )
رحمت الله صفایی سمنانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
منصور فخاری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
یوسف ذکایی أشتیـانی : تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتر محمد ادیب : تهران ( وکیل پایـه یک )
سید محمدعلی داعی پور :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سیدمحمدتقی متین :: تهران ( وکیل پایـه یک )
ژاله اسماعیل زاده : تهران ( وکیل پایـه یک )
علیرضا نوروزعلی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد بهرامـی : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدجعفر علیمـی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدرضا فرنود :: تهران ( وکیل پایـه یک )
دکترجمشید وحیدا : تهران ( وکیل پایـه یک )
ابراهیم هاشمـی صحنـه :: تهران ( وکیل پایـه یک )
فرهاد قهرمانی : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمود جعفریـان :: تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتر علی توانا : تهران ( وکیل پایـه یک )
علیرضا نوروزی فرد :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سیدهمایون رکنی : تهران ( وکیل پایـه یک )
سعید بهمنی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مـهوش نورعلیشاهی : تهران ( وکیل پایـه یک )
سیدعلی اصغر واقفی رضایی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
کاظم مـیدانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
حسن آخوندزاده :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدحسین آقاسی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
احمد حامد سپاسی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
اکرم ظفرنیـا :: تهران ( وکیل پایـه یک )
شـهلا بهادری : تهران ( وکیل پایـه یک )
سهراب گوهری : تهران ( وکیل پایـه یک )
منصور والی اسعدی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
زهرا بخشی پورمقدم : تهران ( وکیل پایـه یک )
علیرضا شایگان : تهران ( وکیل پایـه یک )
حسین پژهان :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سید فتح الله مرتضوی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سعید هاشمـیان :: تهران ( وکیل پایـه یک )
علی عسکری حصاربوعلی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
بهروز ذوالفقاری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
فرج اله سوفالی : تهران ( وکیل پایـه یک )
حسین عسکری راد :: تهران ( وکیل پایـه یک )
روح الله بنی اسدی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مـیترا دمبندخامنـهء : تهران ( وکیل پایـه یک )
کیـانوش هژبری : تهران ( وکیل پایـه یک )
محسن مشـهدی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مسعود فروهیده :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سید محسن حجتی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدمـهدی علوی شوشتری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
عزت الله کریمـی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سید محمدعلی اولیـایی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
احمد فرساد : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد علی معظمـی : تهران ( وکیل پایـه یک )
صالح نیکبخت : تهران ( وکیل پایـه یک )
دکترسیدمحمدعلی دادخواه :: تهران ( وکیل پایـه یک )
ابراهیم گلشناس :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدآقا سعیدیـان : تهران ( وکیل پایـه یک )
کامران محمودی : تهران ( وکیل پایـه یک )
ناهید شید :: تهران ( وکیل پایـه یک )
احمدرضا طوسی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد شمسایی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مالک پورمحمد : تهران ( وکیل پایـه یک )
فریده الدشی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
عباس معبدی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدرضا نادری : تهران ( وکیل پایـه یک )
جهانشاه صفاری : تهران ( وکیل پایـه یک )
حسین معصومـی : تهران ( وکیل پایـه یک )
جهانبخش نورایی : تهران ( وکیل پایـه یک )
سیدمحسن مرزبان :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمود ریـاحی : تهران ( وکیل پایـه یک )
سیمـین رهبانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد علی لطفعلیـان صارمـی : تهران ( وکیل پایـه یک )
مجید طوافی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
پرویز افشاری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مریم هدایتی استرآباد : تهران ( وکیل پایـه یک )
فرشته تژده :: تهران ( وکیل پایـه یک )
فریماه حریری جم :: تهران ( وکیل پایـه یک )
پروین طاهری : تهران ( وکیل پایـه یک )
غلامرضا دانشفر :: تهران ( وکیل پایـه یک )
علی محمد تقوی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
فتانـه فرح زاد : تهران ( وکیل پایـه یک )
ملیحه خدادادی اهری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
پروین عرفانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
شـهربانو وثوق روحانی : تهران ( وکیل پایـه یک )
لیلی شریفی : تهران ( وکیل پایـه یک )
مسعود بهرامـی : تهران ( وکیل پایـه یک )
شـهناز امـیری : تهران ( وکیل پایـه یک )
مـهدی بهرامـی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سید مرتضی سیدی : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدجواد فروهش تهرانی : تهران ( وکیل پایـه یک )
حسین خسروی کیـا : تهران ( وکیل پایـه یک )
احمد ملکی : تهران ( وکیل پایـه یک )
زهرا حیدری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
صالح نعیمـی : تهران ( وکیل پایـه یک )
ابوالفضل عباس پور تازه کند :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدرضا بنی صدر : تهران ( وکیل پایـه یک )
حسن ارض پیما : تهران ( وکیل پایـه یک )
سرور شریعت :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدرضا نادرپور : تهران ( وکیل پایـه یک )
سید علی کهربایی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
اله کریم افشارپور : تهران ( وکیل پایـه یک )
حسین خواجه نوری : تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتر بهروز امـیرمعینی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
امـیرماشاالله بوزچلو : تهران ( وکیل پایـه یک )
شـهلا گرگری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
منوچهر مکری : تهران ( وکیل پایـه یک )
خلیل شـهبازیـان :: تهران ( وکیل پایـه یک )
زیطلانا سیف نراقی : تهران ( وکیل پایـه یک )
عاطفه کمپانی جعفری : تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتر منصور فیروزمنش : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدتقی سپه رام : تهران ( وکیل پایـه یک )
سعید حمـیدی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد کاظم مـهدی زاده :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد ابراهیم گل محمدی : تهران ( وکیل پایـه یک )
خلیل وجدانی جهرمـی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
فرهاد خمامـی زاده : تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتر پرویز ساورایی : تهران ( وکیل پایـه یک )
مصطفی خانباشی : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدعلی اخوتی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
عبدالهادی نقیبی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سیدعلی اکبر توکلی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
فاطمـه آقاحسنی مـهابادی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
حسینعلی فرزاد : تهران ( وکیل پایـه یک )
عطالله طهماسبی ارشلو :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمود صحرانورد :: تهران ( وکیل پایـه یک )
غلامرضا هرسینی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
فریبا توکلی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد سمنانی جزنی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدرضا متدین :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمودرضا حبیبی مـهر : تهران ( وکیل پایـه یک )
احمد آتش هوش : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد علی دادور پور :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سیدرضا مـهدوی نجم آبادی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مجتبی دوستی ثانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
جواد گیوه چین کوهی : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدحسین یزدی صمدی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
نصراله امـینی : تهران ( وکیل پایـه یک )
حسین لطفی : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد چهره : تهران ( وکیل پایـه یک )
عبدالعلی رضاییـه : تهران ( وکیل پایـه یک )
مصطفی دیبایی مقدم : تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتر ناصر صنیعی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتر مـیترا حسینیـان : تهران ( وکیل پایـه یک )
فرید قدس گویـا : تهران ( وکیل پایـه یک )
سید هادی حسینی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
علی اکبر جزایری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
ابراهیم امـین شرعی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
احمد بابادی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
فرخ دهباری : تهران ( وکیل پایـه یک )
داریوش افضلی بهبهانی : تهران ( وکیل پایـه یک )
عباسعلی عرب یـارمحمدی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سیدمحمد متولی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتر محمد علی سامت : تهران ( وکیل پایـه یک )
سیدمحمدهادی علوی کاخکی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد رحیم زاده : تهران ( وکیل پایـه یک )
علی اصغر چهره نگار :: تهران ( وکیل پایـه یک )
شعبانعلی بهروش : تهران ( وکیل پایـه یک )
مـهدی دشتی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
امـیرمسعود محمدی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد علی نوری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
حسینقلی بیگدلی آذری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
کیـان مـهتاج : تهران ( وکیل پایـه یک )
علی مخبرالصفا : تهران ( وکیل پایـه یک )
غلامرضا زاهدی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدعلی نصیری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد حسین نصیری کهنمویی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
امـیرحسین فیـاضی : تهران ( وکیل پایـه یک )
هوشنگ طالب پور آزاد : تهران ( وکیل پایـه یک )
عبدالله سلجوقی : تهران ( وکیل پایـه یک )
ناصر یوسف پور : تهران ( وکیل پایـه یک )
عبدالحسین جلالی : تهران ( وکیل پایـه یک )
علی جواهری زاده :: تهران ( وکیل پایـه یک )
ناصر استادباقرکاشی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سیدایوب عبداللهی : تهران ( وکیل پایـه یک )
کرامت امـیری دوماری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتر غلامعلی سیفی زیناب :: تهران ( وکیل پایـه یک )
عبداله جمالی : تهران ( وکیل پایـه یک )
جلیل شکری زاده : تهران ( وکیل پایـه یک )
امراله افضل :: تهران ( وکیل پایـه یک )
عین اله فلاح زادگان :: تهران ( وکیل پایـه یک )
حسین حاجی نوروزی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سید حسن :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدرضا علمـی : تهران ( وکیل پایـه یک )
سید احمد نعمت الهی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
عباس رمضانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
علی مکرم :: تهران ( وکیل پایـه یک )
علی کاظمـی خوئینی : تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتر حسنعلی موذن زادگان : تهران ( وکیل پایـه یک )
سیدسلیمان حسینی : شـهریـار ( وکیل پایـه یک )
بهروز آماده : تهران ( وکیل پایـه یک )
رحیم جعفری یگانـه :: تهران ( وکیل پایـه یک )
عبدالرضا حسینی منسوب :: تهران ( وکیل پایـه یک )
نادر اسدی : تهران ( وکیل پایـه یک )
مصطفی سروی مقدم : تهران ( وکیل پایـه یک )
رضا شاه شرقی : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدرضا قنبری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محسن رحمانی : تهران ( وکیل پایـه یک )
جعفر خلیل احمدی : تهران ( وکیل پایـه یک )
خسرو نوری رضایی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
ابراهیم مـهرآذران :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سعید طالقانی : تهران ( وکیل پایـه یک )
سید بیژن خاتمـی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
علیرضا امامقلی نژاد :: تهران ( وکیل پایـه یک )
بیژن دربندی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
ولی الله حسین مردی : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدجعفر تقی زاده کجانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
غلامرضا فرح روز : تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتر غلام نبی فیضی چکاب :: تهران ( وکیل پایـه یک )
رحمت اله لواسانی : تهران ( وکیل پایـه یک )
صمد حضرتقلی زاده نمـین :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سعید گلشن رضایی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدرضا سعادت پور : تهران ( وکیل پایـه یک )
احمدعلی نظام الاسلامـی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سیدمحمدباقر شاهمرادی : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد عباسی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مجید ناطقیـان : تهران ( وکیل پایـه یک )
حسین فتاحی بافقی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مصطفی آبایی راد : تهران ( وکیل پایـه یک )
سید محمد ان نژاد : تهران ( وکیل پایـه یک )
حمـید شکوری تبریزی : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدرضا انتصاری : تهران ( وکیل پایـه یک )
سعید باقرده ملایی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
علی محمد پناهی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتر محمد اشتری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمود مـهدوی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
ابراهیم خدایـار : تهران ( وکیل پایـه یک )
سید مرتضی مـیرقادری : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد بحرالعلومـی بفرویی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مسعود آسایش اردکانی : تهران ( وکیل پایـه یک )
اصغر رحیمـی خوب : تهران ( وکیل پایـه یک )
علیرضا دستی گردی : تهران ( وکیل پایـه یک )
عزت الله ویسی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سیدناصر شجره :: تهران ( وکیل پایـه یک )
اسداله بیـات :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سیدحسین فراشاه : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمود عرب حاجی آقا :: تهران ( وکیل پایـه یک )
بتول مسلمـی نایینی : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدرضا حیدری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
شـهلا اظری : تهران ( وکیل پایـه یک )
مسعود علی اسماعیلی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سیدتقی وزیری یزدی : تهران ( وکیل پایـه یک )
ابوالقاسم قوام :: تهران ( وکیل پایـه یک )
علی فرشادسپهر : تهران ( وکیل پایـه یک )
شـهناز سجادی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
عبدالله فاتح :: تهران ( وکیل پایـه یک )
جواد ناصر : تهران ( وکیل پایـه یک )
مـهوش بهرامـی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمودرضا محمودی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
علی خیری : تهران ( وکیل پایـه یک )
ابوالفضل مقدم یکتا : تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتر منیژه دانای علمـی : تهران ( وکیل پایـه یک )
ژیلا داودی : تهران ( وکیل پایـه یک )
جانیک نوشادی : تهران ( وکیل پایـه یک )
علی آصف زاده : تهران ( وکیل پایـه یک )
اصغر عطارپور : تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتر باقر شاملو :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سعیده سالک :: تهران ( وکیل پایـه یک )
علی اربابیون : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدرضا مویدی کیـا : تهران ( وکیل پایـه یک )
حسین قاسمـی حسن آبادی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد جامـه بزرگ : تهران ( وکیل پایـه یک )
مـهران مستوفی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
ماشاءاله شفانـه راد :: تهران ( وکیل پایـه یک )
غلامرضا اکبری شاندیز : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدرضا نیک پی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
شاهرخ بهبهانیـان :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سعید قایم مقامـی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
فرهنگ حمـیدیـان : تهران ( وکیل پایـه یک )
فرح ببری زاده :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سیدمصطفی آگاه : تهران ( وکیل پایـه یک )
مـینا پور قبادی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد حسین صلاحی فیروزأباد : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمود دمـیرچی : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد حقیقتی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
رضا کریمـی : تهران ( وکیل پایـه یک )
فخرالسادات کوشا : تهران ( وکیل پایـه یک )
شعله فتاحی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
معصومـه شاکر : تهران ( وکیل پایـه یک )
فرزانـه مـهرنژاد :: تهران ( وکیل پایـه یک )
کامبیز زندیـه :: تهران ( وکیل پایـه یک )
صغری الهیـاری کوکلانی : تهران ( وکیل پایـه یک )
جلیل مبارکی : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدمـهدی مظفری : تهران ( وکیل پایـه یک )
عباس انتظاری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
ثریـا سردشتی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
رسول شریف زاد : تهران ( وکیل پایـه یک )
نسرین تقی زادگان طهرانی : تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتر نسرین مـهرا :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سیدمحمدرضا حسینی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مـهوش شاکری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
خلیل اثنی عشری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
فاطمـه جواهری : تهران ( وکیل پایـه یک )
الهام غیبی : تهران ( وکیل پایـه یک )
مریم نایب زاده :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مـهین زحمتکش طریی : تهران ( وکیل پایـه یک )
مـینا جمالی : تهران ( وکیل پایـه یک )
فاطمـه ترابی : تهران ( وکیل پایـه یک )
اسماعیل رضایی ماربین : تهران ( وکیل پایـه یک )
فاطمـه گودرز علی گودرزی : تهران ( وکیل پایـه یک )
ناصر بداغی نامـیله :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد واثقی : تهران ( وکیل پایـه یک )
عبدالصمد خرمشاهی : تهران ( وکیل پایـه یک )
علی کیـان مـهر :: تهران ( وکیل پایـه یک )
فرشاد تقی خانی : تهران ( وکیل پایـه یک )
داریوش اسماعیل بیگی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
دبیر دریـابیگی بلوردی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
فریبا سماواتی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
گیتی آل ابراهیم دهکردی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدرضا قمـی :: یزد ( وکیل پایـه یک )
فرشته ماهوتی زرعی : تهران ( وکیل پایـه یک )
اسکندر امـیدوار :: تهران ( وکیل پایـه یک )
نسرین نیکتاش : تهران ( وکیل پایـه یک )
جمشید شرفی : تهران ( وکیل پایـه یک )
سهیلا معمار طلوعی : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمود فولادی زاده :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد حوضی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
قاسم صادقی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
احمد ایرانمنش : تهران ( وکیل پایـه یک )
شـهرام خمسه : تهران ( وکیل پایـه یک )
سیدابوالفضل شـهاب رضوی :: یزد ( وکیل پایـه یک )
انورالسادات شیوا :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدرضا کیـهان :: تهران ( وکیل پایـه یک )
تقی اشراقی : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد علی فخار زاده :: تهران ( وکیل پایـه یک )
عباس صادقی : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدرسول ناهیدی : تهران ( وکیل پایـه یک )
مریم حقیقی طریقی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
علی پرتوی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
کامبیز قاجارقیونلو : تهران ( وکیل پایـه یک )
علیرضا دوستار :: تهران ( وکیل پایـه یک )
نرگس معلم : تهران ( وکیل پایـه یک )
رسول زرگریـان :: تهران ( وکیل پایـه یک )
خسرو خیری : تهران ( وکیل پایـه یک )
رمضان حاجی مشـهدی : تهران ( وکیل پایـه یک )
عبداله دادو : تهران ( وکیل پایـه یک )
ابراهیم اسماعیلی هریسی : تهران ( وکیل پایـه یک )
داریوش غفاری :: ری ( وکیل پایـه یک )
محبوبه عصاره : تهران ( وکیل پایـه یک )
جهانگیر بگلری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
شـهلا مصلی : تهران ( وکیل پایـه یک )
مصطفی پهلوان یلی : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمود گزرسه :: تهران ( وکیل پایـه یک )
بدرالملوک نفیسی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مرضیـه محامدیـان فرد : تهران ( وکیل پایـه یک )
مجید سلمانی : تهران ( وکیل پایـه یک )
زیبا : تهران ( وکیل پایـه یک )
عبدالرضا سرامـی : تهران ( وکیل پایـه یک )
زهرا معماری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
منوچهر سرهنگ خانلاری : تهران ( وکیل پایـه یک )
یوسف شریفی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمود فتحنائی : تهران ( وکیل پایـه یک )
یوسف محرری : تهران ( وکیل پایـه یک )
سیده نرجس الهی نیـا : تهران ( وکیل پایـه یک )
ابراهیم خوش رو :: تهران ( وکیل پایـه یک )
وجیـهه جاویزاف :: تهران ( وکیل پایـه یک )
اقدس السادات رهروی : تهران ( وکیل پایـه یک )
زریندخت اولیـایی شیرازی : تهران ( وکیل پایـه یک )
محبوبه حضرت زاده : تهران ( وکیل پایـه یک )
سید علی امان پور :: تهران ( وکیل پایـه یک )
عباس حمـیدیـان :: تهران ( وکیل پایـه یک )
گیتی رنجبران : تهران ( وکیل پایـه یک )
مـهین عاشوری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
فاطمـه احمدی ابهری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
خسرو ابراهیمـی : تهران ( وکیل پایـه یک )
رحمان سعیدی : تهران ( وکیل پایـه یک )
مسعود خاموشی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمود مـهدی پور :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مسعود ساعت ساز : تهران ( وکیل پایـه یک )
مجتبی نظیف : تهران ( وکیل پایـه یک )
معصومـه صانع قالیباف : تهران ( وکیل پایـه یک )
احمد تورانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سیدکریم مـیرجوادی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
یدالله مظلوم پور :: یزد ( وکیل پایـه یک )
عبدالرحیم همت : تهران ( وکیل پایـه یک )
آذر شریعتی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد صادق عرب زاده : تهران ( وکیل پایـه یک )
مـهدی صالحی طالقانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدحسن عظمتی : تهران ( وکیل پایـه یک )
کامران اسکندری صدیقی : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد علی قاضی : تهران ( وکیل پایـه یک )
جعفر ناصری : تهران ( وکیل پایـه یک )
عبدالمناف سوری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
فایزه کاشانی نژاد : تهران ( وکیل پایـه یک )
درویشعلی ذلقدری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
روح الله عظیمـی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
احمد فتحی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدمـهدی قویدل کوشالی : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدمـهدی رستمـی : تهران ( وکیل پایـه یک )
فاطمـه رضا سلطانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
حبیب الله مشـهدی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
عظیم پورمخولی دزفولی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد هاشم واحدی : تهران ( وکیل پایـه یک )
هایده نوروزی : تهران ( وکیل پایـه یک )
سعید امـینی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد غفاری : تهران ( وکیل پایـه یک )
کیومرث هادی آبادی : تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتر فرهاد پروین :: تهران ( وکیل پایـه یک )
الهه دباغی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتر عباس کریمـی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
ژاله باریده :: تهران ( وکیل پایـه یک )
فرح انگیز زرفشان : تهران ( وکیل پایـه یک )
عباس اسمعیل زاده ملاباشی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
ناهید اقبالی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سیدرضا مـیرصانع :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد باقر دربانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سهراب حمـیدی : تهران ( وکیل پایـه یک )
مـهدی بغدادی : تهران ( وکیل پایـه یک )
اسکندر بابازاده :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مـهدی مستوفی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مجید ملک پور :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سیمـین فرزانـه : تهران ( وکیل پایـه یک )
علی اکبر درودیـان : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد پورطهماسبی فرد : تهران ( وکیل پایـه یک )
خلیل شـهنایی : تهران ( وکیل پایـه یک )
هوشنگ امـیر افشار : تهران ( وکیل پایـه یک )
طیبه رجایی : تهران ( وکیل پایـه یک )
احمد شریفی وند : تهران ( وکیل پایـه یک )
شاهرخ قویمـی : تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتررضا تمدن : تهران ( وکیل پایـه یک )
اسدالله امامـی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمود مولوی : تهران ( وکیل پایـه یک )
زهرا مـیرسپاسی : تهران ( وکیل پایـه یک )
مرجانـه صارمـی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سید احمد احمدزاده :: تهران ( وکیل پایـه یک )
غلامحسن عمرانی : تهران ( وکیل پایـه یک )
ناهید فیوضات : تهران ( وکیل پایـه یک )
حسین سردار : تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتر سید محمد هاشمـی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
عبدالمبین نوین کاشانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
رقیـه هاشمـی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
ناهید ضیـایی : تهران ( وکیل پایـه یک )
حجت الله صنیعی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
احمد ارفع فتح اله خان : تهران ( وکیل پایـه یک )
سیدابوالقاسم سعادت : تهران ( وکیل پایـه یک )
زهره انتظاری : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد مرادی : تهران ( وکیل پایـه یک )
قاسم شعله سعدی : تهران ( وکیل پایـه یک )
احمد مومنی نژاد : تهران ( وکیل پایـه یک )
حسن ابراهیمـی مطلق :: تهران ( وکیل پایـه یک )
جواد بخشی پور : تهران ( وکیل پایـه یک )
داوود امـیرعلی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
فریدون فریدونی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سیدجلال آل حسینی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
اکبر جهانگرد :: تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتر پرویز علوی : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدرضا بارجی : تهران ( وکیل پایـه یک )
عبدالصالح کمالی زاده :: تهران ( وکیل پایـه یک )
احمد ابرام : تهران ( وکیل پایـه یک )
کرامت انوری اردکانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
علیرضا حکیمـی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتر ایراندخت نظری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
ملک الزمان رضا نژاد زحمتکش :: تهران ( وکیل پایـه یک )
عباس خواجه پیری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
فرید محسنی : تهران ( وکیل پایـه یک )
حسنعلی جمالی : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد سالاروند : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد توحیدی فرد : تهران ( وکیل پایـه یک )
غلامرضا امـینی : تهران ( وکیل پایـه یک )
قاسم کمـیلی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد کاظم رنجبران :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد انصاری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سیـاوش شریفیـان : تهران ( وکیل پایـه یک )
غلامعلی قانع عدالتی : تهران ( وکیل پایـه یک )
یدالله شریفی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مـهوش یـاراللهی : تهران ( وکیل پایـه یک )
سید محمد معینیـان :: تهران ( وکیل پایـه یک )
دکترکریم بخنوه :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سیما زرانداز باقری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتر ناصر علی منصوریـان : تهران ( وکیل پایـه یک )
زهرا صفوی : تهران ( وکیل پایـه یک )
التفات سنایی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
جلال رفیع : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد علی صباغ :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمود همتی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
حبیب الله باقری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
ایرج کاظمـی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
فرامرز داود زاده :: تهران ( وکیل پایـه یک )
رضا حمـیدی : تهران ( وکیل پایـه یک )
امـیر همایون محذوف :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد تقی قاسمـی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
غلامحسین محرابی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سعیده یغمایی : تهران ( وکیل پایـه یک )
فرامرز زمانی سلیمـی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
علی گودرزی : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد حسن اشرف سمنانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
عباسعلی اسفندی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
لیندا صیـاد : تهران ( وکیل پایـه یک )
فاطمـه نیما : تهران ( وکیل پایـه یک )
علی نصیری الموتی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
علی حسینی : تهران ( وکیل پایـه یک )
مریم توکل امـید :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدرضا دوانلو :: تهران ( وکیل پایـه یک )
علی مانی فر : تهران ( وکیل پایـه یک )
مسعود گودرزی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتر سید جمال سیفی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
عطاء الله سلیلی : تهران ( وکیل پایـه یک )
مـهران صادقی سراجی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
فریما سیدموقر :: تهران ( وکیل پایـه یک )
ایرج جوادی کوشش :: تهران ( وکیل پایـه یک )
شـهرام فلکی : تهران ( وکیل پایـه یک )
شـهین قزل ایـاغ : تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتر یوسف مولایی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
رحیم سپه رام :: تهران ( وکیل پایـه یک )
افسانـه ادیمـی : تهران ( وکیل پایـه یک )
اسماعیل نوری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
صدیقه نعیمـیان : تهران ( وکیل پایـه یک )
علی عید گاهی طرقبهی : تهران ( وکیل پایـه یک )
مـهدی موحد : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد عمارلو : تهران ( وکیل پایـه یک )
فریبا نیـامـی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
منصوره : تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتر ستار زرکلام : تهران ( وکیل پایـه یک )
فریده شایگان : تهران ( وکیل پایـه یک )
خسرو ایرجی : تهران ( وکیل پایـه یک )
عباس شیرین بیـان :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مـینا سلیمـیان :: تهران ( وکیل پایـه یک )
حجت الله حجت : تهران ( وکیل پایـه یک )
فاطمـه طالقانی نژاد :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدنقی جعفر زاده رضوان : تهران ( وکیل پایـه یک )
پریچهر الار : تهران ( وکیل پایـه یک )
عباس برزگر :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدکاظم قادری : تهران ( وکیل پایـه یک )
پوراندخت برومند :: تهران ( وکیل پایـه یک )
عبدالحمـید آقازاده :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سوسن پاسگر :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدرضا کریمـی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمود زرگران : تهران ( وکیل پایـه یک )
جهانشاه سالاریـان :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مصطفی طباطبایی زاده : تهران ( وکیل پایـه یک )
افلاطون سیروس :: تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتر یحیی جلیلوند : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد تقی نادری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
جلال گرانمایـه :: تهران ( وکیل پایـه یک )
حمـید داودپور : تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتر محمدعلی اعلایی فرد : تهران ( وکیل پایـه یک )
مرتضی رحیمـیان :: تهران ( وکیل پایـه یک )
هاله جفرودی : تهران ( وکیل پایـه یک )
سوریـه صداقتی پته نویی : تهران ( وکیل پایـه یک )
فرهاد معزی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سید احمد سعادت :: تهران ( وکیل پایـه یک )
حسین فرقانیـها :: تهران ( وکیل پایـه یک )
احمد کاظمـی : زنجان ( وکیل پایـه یک )
سیدرضا حاجی سید اسمعیل :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مـهشید ملکی جیرسرایی : تهران ( وکیل پایـه یک )
فریدون زواره : تهران ( وکیل پایـه یک )
مـیترا اسکویی : تهران ( وکیل پایـه یک )
بهمن عباسی راد :: تهران ( وکیل پایـه یک )
پروین قانع شعرباف : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد مـهدی حریری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
حجت نقدی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
حسن خلیلیـان بروجنی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سهیلا رجب پور :: تهران ( وکیل پایـه یک )
هاشم فراهانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
علی برزمـینی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
اشرف عبدوی آذرشربیـانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سیـامک قریشی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
عذرا دادرس جوان : تهران ( وکیل پایـه یک )
فریده کاوه نیـا : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد رنجپور :: تهران ( وکیل پایـه یک )
فریده فرهادی لنگرودی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
فریده حسین زاده ملایوسفی : تهران ( وکیل پایـه یک )
مـیر یونس پور : تهران ( وکیل پایـه یک )
علیرضا پیروز رام :: تهران ( وکیل پایـه یک )
ثریـا امـیری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
عادل عبداللهی حاج محمود : تهران ( وکیل پایـه یک )
نادر شیبانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مسعود فاضلی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
زهرا عبدالباقی : تهران ( وکیل پایـه یک )
حسین نادرزاد :: تهران ( وکیل پایـه یک )
حمـید فرخ نژاد :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سکینـه ساعتچی تهرانی : تهران ( وکیل پایـه یک )
جواد اسفندیـاری مقدم :: تهران ( وکیل پایـه یک )
منصور رضانیـا : تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتر منوچهر حمـیدی اول : تهران ( وکیل پایـه یک )
علی رسول زاده فرساد :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مـینا خوش باطن :: تهران ( وکیل پایـه یک )
کریم سرخی : تهران ( وکیل پایـه یک )
مصطفی شوقی :: شاهرود ( وکیل پایـه یک )
احمد علی فلاح یخدانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتراحمد شمس : تهران ( وکیل پایـه یک )
عباس باجلان : تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتر محمد رضا پاسبان : تهران ( وکیل پایـه یک )
سیدحمـیدرضا سیدحسینی داورانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتر جواد کاشانی : تهران ( وکیل پایـه یک )
فاطمـه مشحون : تهران ( وکیل پایـه یک )
عبدالکریم پورعطار : تهران ( وکیل پایـه یک )
فهیمـه حسینی اشرفی : تهران ( وکیل پایـه یک )
فهیمـه سلیمانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
پریوش حدیدی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
حیدرعلی یدایی امناب : تهران ( وکیل پایـه یک )
مسعود اربابی : تهران ( وکیل پایـه یک )
مسعود عباسی : تهران ( وکیل پایـه یک )
الهه ذاکری نژاد :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مرتضی قاضی سعیدی : تهران ( وکیل پایـه یک )
علیرضا زارعی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
یدالله محسنی عباس آبادی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
حسن متاجی نیموری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سید حسین آل ط :: تهران ( وکیل پایـه یک )
جواد افشاری : تهران ( وکیل پایـه یک )
جعفر ربیعی : تهران ( وکیل پایـه یک )
مـهوش زند : تهران ( وکیل پایـه یک )
ناصر مناف زاده ترکمانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سید یحیی هاشمـی : تهران ( وکیل پایـه یک )
فرشته رحیمـی ممقانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سوزان صدری : تهران ( وکیل پایـه یک )
سیروس نظری قادیکلایی : تهران ( وکیل پایـه یک )
مجید گلپایگانی : تهران ( وکیل پایـه یک )
نپتونرایی : تهران ( وکیل پایـه یک )
ابراهیم سیـار محمد طالقانی : تهران ( وکیل پایـه یک )
خلیل رزمجو :: تهران ( وکیل پایـه یک )
حسین الهی : تهران ( وکیل پایـه یک )
اکبر احمدی اصل : تهران ( وکیل پایـه یک )
غلامرضا گلشن راز : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدرضا خوش نیت جهرمـی : تهران ( وکیل پایـه یک )
ابوالفضل رادفر :: تهران ( وکیل پایـه یک )
فاطمـه رهبانی : تهران ( وکیل پایـه یک )
مریم امجدی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتر سید مصطفی مرعشی شوشتری : تهران ( وکیل پایـه یک )
مسعود شفیعی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمود علم :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمودرضا یوسفی : تهران ( وکیل پایـه یک )
سید مصطفی سیـاهپوش : تهران ( وکیل پایـه یک )
سید مـهدی صدر :: تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتر یداله عسگری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
خدیجه سیفی کبیر :: تهران ( وکیل پایـه یک )
جواد بهار شانجانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سهیلا چایچیـان :: تهران ( وکیل پایـه یک )
رسول رازی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
فریدون آقازاده :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سید همت اله دریـاباری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مفخم چراغی شمامـی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
شعله عباسی اسبق : تهران ( وکیل پایـه یک )
سید محمد بکایی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
دکترسید محمود علیزاده طباطبایی : تهران ( وکیل پایـه یک )
مـهوش شایـان منش :: تهران ( وکیل پایـه یک )
نصراله افلاکی : تهران ( وکیل پایـه یک )
معصومـه رضایی : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد کریم فرهادی مـهر :: تهران ( وکیل پایـه یک )
اسدالله قهرمانی : تهران ( وکیل پایـه یک )
بیوک آقا صارم نیـا :: تهران ( وکیل پایـه یک )
یـاسان کمالی : تهران ( وکیل پایـه یک )
احمد بابایی :: شمـیرانات ( وکیل پایـه یک )
علی اکبر نیکویی امـیرکلایی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد خاکپور : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد سیدی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
صدیقه محمدعلی بیگی دامغانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
فخری ان مطلق : تهران ( وکیل پایـه یک )
اباذر محبی نوگورانی : تهران ( وکیل پایـه یک )
نظام رنجبر :: تهران ( وکیل پایـه یک )
جعفر محمد شیرازی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
غلامرضا مـهدوی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
ناهید ولیپور : تهران ( وکیل پایـه یک )
راضیـه احمدی : تهران ( وکیل پایـه یک )
علیرضا مطلبی : تهران ( وکیل پایـه یک )
جهانبخش مـیرزاخانی : تهران ( وکیل پایـه یک )
حسین لطفیـان :: تهران ( وکیل پایـه یک )
نورالدین مسعودی علوی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
حمـید حیدری : تهران ( وکیل پایـه یک )
البرز چلبی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمود کرمستجی :: بندرعباس ( وکیل پایـه یک )
دکترحمـیدرضا نیکبخت فینی : تهران ( وکیل پایـه یک )
کیوان خشایـار :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سید علی طباطبایی نیـا : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد فرض پورماچیـانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمود صمصامـی مـهاجر : تهران ( وکیل پایـه یک )
داریوش شـهبازی : ری ( وکیل پایـه یک )
اسکندر محمد پور : تهران ( وکیل پایـه یک )
داود یـارویسی : تهران ( وکیل پایـه یک )
پوراندخت محیط :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سید محسن مـیرخانی : تهران ( وکیل پایـه یک )
سید فاضل سید لشکربلوکی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
حسین عمادالدین علامـه : شمـیران ( وکیل پایـه یک )
منصور محقق :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مسعود معصومـی : تهران ( وکیل پایـه یک )
ایرج ایرانپور :: تهران ( وکیل پایـه یک )
ابراهیم بیگ زاده : تهران ( وکیل پایـه یک )
خسرو مشیری : تهران ( وکیل پایـه یک )
ایرج نقیبی نیشابوری : تهران ( وکیل پایـه یک )
علی اصغر کریمـی : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدرضا زاهدی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
بهمن صدیق : تهران ( وکیل پایـه یک )
کمالایی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
غلامرضا غفورزاده یزدی : تهران ( وکیل پایـه یک )
جمشید کشاورزی نژاد : شاهرود ( وکیل پایـه یک )
ناصر قاضی مرادی : تهران ( وکیل پایـه یک )
عبدالله یوسفی : تهران ( وکیل پایـه یک )
منوچهر پارسا :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سید عباس شفاعتی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
حسین حمـیدی : تهران ( وکیل پایـه یک )
احمد بشیری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمود آقاجانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمود افتاده :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سعید خورشیدی : تهران ( وکیل پایـه یک )
مجتبی پویـا :: تهران ( وکیل پایـه یک )
غلامرضا عمـید : تهران ( وکیل پایـه یک )
خسرو بیژنی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
حسن فولادی : تهران ( وکیل پایـه یک )
علی قاسمـی نراقی : تهران ( وکیل پایـه یک )
علی رحمتی : تهران ( وکیل پایـه یک )
ابوالقاسم عسگری : تهران ( وکیل پایـه یک )
حسین م نیکویی : تهران ( وکیل پایـه یک )
علیرضا آزادی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
منوچهر نوروزیـان :: تهران ( وکیل پایـه یک )
حسین مظفروری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
منصور کریمـی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدعلی تاتاری : تهران ( وکیل پایـه یک )
شاپور محمدی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مـهدی پرچمـی قضایی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
عبدالمحمد اسد بیگی : تهران ( وکیل پایـه یک )
جلال هاتفی اردکانی : تهران ( وکیل پایـه یک )
ضیـاءالدین بتولی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
ناصر اردوخانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد حسین تقدیر :: یزد ( وکیل پایـه یک )
سید عبدالرسول حسینی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
جواد مظفری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سعدالله حنیفه وند مقدم : تهران ( وکیل پایـه یک )
مـهدی نیک فر : تهران ( وکیل پایـه یک )
مـهدی فامـیلی : سمنان ( وکیل پایـه یک )
منصور حیدری نسب : تهران ( وکیل پایـه یک )
نبی الله احمدلو : تهران ( وکیل پایـه یک )
مسعود حائری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مرتضی سهرابی ابد :: تهران ( وکیل پایـه یک )
داریوش محمدی افشار :: تهران ( وکیل پایـه یک )
حسنعلی اقبالی : تهران ( وکیل پایـه یک )
سید عباس حسینی پور : تهران ( وکیل پایـه یک )
مـیر سجاد سعید مـهر : تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتر علی خالقی : تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتر سیدالهام الدین شریفی : تهران ( وکیل پایـه یک )
جلال حسین پور : تهران ( وکیل پایـه 2 )
حمـید مقدم فر : تهران ( وکیل پایـه یک )
سید عبدالله حسینی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
حبیب اعرابی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
رضا هاشمـی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سیروس نکویی : تهران ( وکیل پایـه یک )
علی پرکاس : تهران ( وکیل پایـه یک )
ستار بابازاده اقدم : تهران ( وکیل پایـه یک )
مسعود سیف :: تهران ( وکیل پایـه یک )
علی اصغر خدایـار :: تهران ( وکیل پایـه یک )
اکبر علیـاری : تهران ( وکیل پایـه یک )
عبدالعلی فلاحتی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
علیرضا نوری : تهران ( وکیل پایـه یک )
هوشنگ موسی زاده : تهران ( وکیل پایـه یک )
علی آقا ششگلانی : تهران ( وکیل پایـه یک )
سعید مجیدی نژاد : تهران ( وکیل پایـه یک )
حمـید اخوانی : تهران ( وکیل پایـه یک )
علیرضا بهروزی نیـا : تهران ( وکیل پایـه یک )
عبادالله نادری : تهران ( وکیل پایـه یک )
سید حسن مبرقع : تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتر سیدفضل الله حسینی برمایی : تهران ( وکیل پایـه یک )
روشنعلی شکاری : تهران ( وکیل پایـه یک )
امـیر هوشنگ صالحی : تهران ( وکیل پایـه یک )
حسین ساعتچی یزدی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
امـین اله لطفی زاده اطهر :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدتقی اشک زری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مـهدی ایران پور بروجنی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
عبداله شفیعی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
علیرضا آذربایجانی : تهران ( وکیل پایـه یک )
علی آقاوردی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
دکترحسن جعفری تبار : تهران ( وکیل پایـه یک )
سید حسن کمالی جلودار : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد خوش بیـان :: تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتر علی اکبر براتی دارانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
لعیـا جنیدی : تهران ( وکیل پایـه یک )
بهمن نوروزی راد : تهران ( وکیل پایـه یک )
بهمن ابوالفتحی : تهران ( وکیل پایـه یک )
داریوش فرحبخش : تهران ( وکیل پایـه یک )
مجید رضوی : تهران ( وکیل پایـه یک )
دکترنایب علی خلیلی :: یزد ( وکیل پایـه یک )
مصطفی باقری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سید محمد حسینی : تهران ( وکیل پایـه یک )
ناصر مریخ نژاد اصل :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مرتضی مظفری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتر سید یحیی مدنی : تهران ( وکیل پایـه یک )
سید مصطفی کاظمـی شریعت پناهی :: سمنان ( وکیل پایـه یک )
عباس خدابخشی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
حسین بیـابان گرد :: تهران ( وکیل پایـه یک )
ایرج مـیرقائمـی قاهانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
کورش کاویـانی باغبادرانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سام محمدی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
یـارالله بهسرشت : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدرضا منصوری : تهران ( وکیل پایـه یک )
حسین بهنام رودسری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
کیومرث تقوی دیلمانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
دکترحسن اصل :: تهران ( وکیل پایـه یک )
علیرضا قاسمـی : تهران ( وکیل پایـه یک )
سیدمنصور مـیر سعیدی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
بیژن مـهرورز : تهران ( وکیل پایـه یک )
عبدالرضا سالاریـان : تهران ( وکیل پایـه یک )
شـهناز حقانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سعید حکیمـی ها :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سهیل لکستانی اصل : تهران ( وکیل پایـه 2 )
شمس اله بزرگی مـهر :: تهران ( وکیل پایـه یک )
علی ارجمندی : شمـیرانات ( وکیل پایـه یک )
محمد حسین جباری زاده : تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتر محمد رضا احمدی : تهران ( وکیل پایـه یک )
ابوالقاسم نوروززاده :: یزد ( وکیل پایـه یک )
مصطفی حسن شاهی راویز : تهران ( وکیل پایـه یک )
فهیمـه حامدی : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمود پور صالح : تهران ( وکیل پایـه یک )
اسدالله رنجبر :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مـیکاییل قنبری : تهران ( وکیل پایـه یک )
غلامرضا ریـاحی : تهران ( وکیل پایـه یک )
پروین زراعتی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مـهوش افشاری : تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتر حسین محمد نبی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
عباس شیری ورنامخواستی : تهران ( وکیل پایـه یک )
سیدجواد حسینی اخگر :: همدان ( وکیل پایـه یک )
محمود طالبیـان مقدم :: تهران ( وکیل پایـه یک )
ایرج رضایی : تهران ( وکیل پایـه یک )
حسین امـینی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
فضل الله قدس : تهران ( وکیل پایـه یک )
اکبر زرین قلم : تهران ( وکیل پایـه یک )
سیروس دانـه پاش : تهران ( وکیل پایـه یک )
سید جلال هجرتی لاهیجانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
یحیی ذوالفقاری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
جعفر گلباز : تهران ( وکیل پایـه یک )
ابوالقاسم شکیب : تهران ( وکیل پایـه یک )
نادر حاج علی خمسه : تهران ( وکیل پایـه یک )
احمد صیـادیـان :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدرضا شاداب : تهران ( وکیل پایـه یک )
محسن طاهری جبلی : تهران ( وکیل پایـه یک )
ولی اله قبادی : تهران ( وکیل پایـه یک )
خسرو مبینی مجد :: تهران ( وکیل پایـه یک )
رضا صحرا نورد :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد علی جمشیدی : تهران ( وکیل پایـه یک )
عزت اله لطفی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سیدرضا اردستانی : تهران ( وکیل پایـه یک )
فریدون پارسی نژاد : تهران ( وکیل پایـه یک )
حسن آزاد بـه : تهران ( وکیل پایـه یک )
غلامرضا زاده گل محمدی : تهران ( وکیل پایـه یک )
طالب حاجی حسین لو :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد شالباف :: تهران ( وکیل پایـه یک )
ناهید بلیغ : تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتر بابک مسعودی تفرشی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
علی اصغر فیوضی زرگی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
یزدان احمدی قادیکلایی : تهران ( وکیل پایـه یک )
مجید فرج الهی : تهران ( وکیل پایـه یک )
اسفندیـار عباسی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
جواد کاظمـی : تهران ( وکیل پایـه یک )
امـیر بیسادی : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدرضا ناجی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
غلامرضا رستم زاده :: تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتر محمد علی مـهدوی ثابت :: تهران ( وکیل پایـه یک )
غلامرضا شیخ جعفر سلطانی : تهران ( وکیل پایـه یک )
عباس پاکزاد : تهران ( وکیل پایـه یک )
علی معصومـی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سیـاوش سعید فوایدی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
جلیل یـارمحمدی سی سی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد جواد فتحی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتر سید محسن سادات اخوی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
رضا صالح آبادی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
رحمن زارع :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مـهرداد قربانی سرابی : تهران ( وکیل پایـه یک )
اسمعیل منصوبی : تهران ( وکیل پایـه یک )
بهروز بیک وردی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
علی اکبر یلفانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مـهدی عنایتی راد : تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتراکبر ایمان پورکرنق : تهران ( وکیل پایـه یک )
فاطمـه فدایی سوگواران :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سید اسماعیل نوری اشکلک : تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتر منصور وفایی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
همایون آیین پور : تهران ( وکیل پایـه یک )
ابوالقاسم انگورانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتر رحیم داورنیـا : تهران ( وکیل پایـه یک )
سیداحمد رفیعی : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدرضا فلاح :: تهران ( وکیل پایـه یک )
دکترجلیل مالکی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
احمد غفورزاده یزدی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
ناصر طاهری نستوه :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد احمدی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
علی اصغر تیموری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
نجمـه اعوانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
اکبر رهبر : تهران ( وکیل پایـه یک )
مجتبی نظری : تهران ( وکیل پایـه یک )
دکترغلامحسین الهام : تهران ( وکیل پایـه یک )
علی اکبر آقاجانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
هاشم بقایی : تهران ( وکیل پایـه یک )
عزیزاله عینی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
علی اکبر محتشمـی : تهران ( وکیل پایـه یک )
جواد دربندی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
فاطمـه کیـانی فر : تهران ( وکیل پایـه یک )
سلیمان فدوی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
علی کمالی مقدم :: تهران ( وکیل پایـه یک )
علیرضا شوندی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتر محمد جواد صفار : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدطاهر کنعانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
نادر نیکورای : تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتر علی قاسمـی : تهران ( وکیل پایـه یک )
احمد پورمند : تهران ( وکیل پایـه یک )
حسن عمرانی : تهران ( وکیل پایـه یک )
هوشنگ نوبختیـان : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدحسن شرفی : تهران ( وکیل پایـه یک )
حسن نیکو آمال راد :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدعلی علی احمدی : تهران ( وکیل پایـه یک )
تیمور ابو :: تهران ( وکیل پایـه یک )
یداله زابلی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدباقر دارابی : تهران ( وکیل پایـه یک )
سید مجید سید جعفری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
ابراهیم پوریوسف خامنـه : تهران ( وکیل پایـه یک )
بهمن قره گوزلو : تهران ( وکیل پایـه یک )
علی شاهسواری : تهران ( وکیل پایـه یک )
علی لطفی سرابی : تهران ( وکیل پایـه یک )
بیژن حیدری قادیکلایی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتردلاور برادران زره شوران : تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتر مـهراب داراب پور : تهران ( وکیل پایـه یک )
داود روحی جویباری : تهران ( وکیل پایـه یک )
محسن جعفری : قم ( وکیل پایـه یک )
محمد حیدری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سید باقر حسینی شکرایی : تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتر محمد خلیل صالحی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سعید راغب : تهران ( وکیل پایـه یک )
سید فرج اله مومنی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
بهروز حسین زاده : تهران ( وکیل پایـه یک )
سعید زرین قلمـی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
حسن ملک محمدی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سیداحمد باختر : تهران ( وکیل پایـه یک )
امـیر اسلامـی ثمرین : تهران ( وکیل پایـه یک )
غلامعلی اسدپورپیرانفر :: تهران ( وکیل پایـه یک )
جمشید درویشی : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد نصوری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
هوشنگ رامـی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
علی فرخی : تهران ( وکیل پایـه یک )
رسول مـیرشفیعی : تهران ( وکیل پایـه 2 )
حمزه شیری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مصطفی اوحدی حایری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
علیرضا کریمـی لاریمـی : تهران ( وکیل پایـه یک )
عبدالحمـید نیک نژاد : تهران ( وکیل پایـه یک )
ایرج اسماعیل پور : تهران ( وکیل پایـه یک )
بهرام خاصی پور :: تهران ( وکیل پایـه یک )
ساسان خانقاهی بالا :: تهران ( وکیل پایـه یک )
رقیـه دودانگه : تهران ( وکیل پایـه یک )
سیداکبر نیـارکی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
داریوش یکه زارع : تهران ( وکیل پایـه یک )
خدایـار قاآنی : تهران ( وکیل پایـه یک )
حمـیدرضا ژیـان عمرانیـان :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سیدابوالقاسم نوشکاران :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سید محمد شجاعی : تهران ( وکیل پایـه یک )
غلامعلی فیروزی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
داریوش اعلایی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
عباس نظیفی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدرضا افشارپور : تهران ( وکیل پایـه یک )
معصومـه مـهرنامـی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
هوشنگ پیراسته : تهران ( وکیل پایـه یک )
فضل اله نعیمـی کیـا : تهران ( وکیل پایـه یک )
سیدحسین سادات حسینی : سمنان ( وکیل پایـه یک )
احمد مـهرکیش :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدرضا صمدی صوفی : تهران ( وکیل پایـه یک )
علی حامدی استخرسر : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد صادق صادقی : تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتر محمود صادقی : تهران ( وکیل پایـه یک )
مـهناز تقی زاده منظری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتر امـیر حسین آبادی : تهران ( وکیل پایـه یک )
نی بیـانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محسن رهامـی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مجید فتاحی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدحسین غفاری : تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتر مـهدی زاهدی : تهران ( وکیل پایـه یک )
شمس الدین مطلق : تهران ( وکیل پایـه یک )
علی دانشجو :: تهران ( وکیل پایـه یک )
کیـهان آشوری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
منصوره حسینی حقیقت :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدعلی کیخواه نژاد : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدمحسن جواهری یکتا : تهران ( وکیل پایـه یک )
اردشیر شاه منصوری : تهران ( وکیل پایـه یک )
حسینعلی ابویی مـهریزی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سیمـین دخت زرنگار بختیـاری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد فامـیلی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
جمشید دولت آبادی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
رحیم حاجی علیخانی : تهران ( وکیل پایـه یک )
سید حسین هاشمـی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مریم مقدس :: تهران ( وکیل پایـه یک )
منصور حسینی : تهران ( وکیل پایـه یک )
مـهدی قرائتی : تهران ( وکیل پایـه یک )
هادی متین : تهران ( وکیل پایـه یک )
ابراهیم گلستانی شیشوان :: تهران ( وکیل پایـه یک )
نادر کرمـی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سیروس انصاری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
فخرالدین بدریـان :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سید محمد حسن علوی نصر :: تهران ( وکیل پایـه یک )
بهروز فروغی نیـا : تهران ( وکیل پایـه یک )
عباس وکیلی اجود :: تهران ( وکیل پایـه یک )
رضا یزدانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
معصومـه کمـیلی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سیدابراهیم مـیرشجاعی : تهران ( وکیل پایـه یک )
حسن عاملی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
عباس رضوی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سید مـهدی حسینی زواریی : گرمسار ( وکیل پایـه یک )
فرهاد فرزادی : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد فتحی : تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتر جعفر کوشا : تهران ( وکیل پایـه یک )
فریدون امامـی : تهران ( وکیل پایـه یک )
فریدون امـینی زاده : تهران ( وکیل پایـه یک )
امـیرحسن بوذری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محسن کریمـی تمـیجانی : تهران ( وکیل پایـه یک )
ناهید عدالت نژاد خامنـه :: تهران ( وکیل پایـه یک )
علیرضا بجنوردی : تهران ( وکیل پایـه یک )
مجید سراجی کرمانی : تهران ( وکیل پایـه یک )
اصغر صانعی : تهران ( وکیل پایـه یک )
مژگان موفقی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
فرهاد کاظمـی : تهران ( وکیل پایـه یک )
حسینعلی محمدیـان :: تهران ( وکیل پایـه 2 )
رضا سلیمـی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدرضا کامـیار :: تهران ( وکیل پایـه یک )
منصور اسلامـی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
اصلان عباسپور :: تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتر محسن جواهری محمدی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمود زارع بیدکی :: ری ( وکیل پایـه یک )
عبدالباقی احمدزاده :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سیدرضا توکلی بنیزی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مریم السادات محقق :: تهران ( وکیل پایـه یک )
هما مرادی غیـاث آبادی : تهران ( وکیل پایـه یک )
منصور جعفریـان :: تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتر رجب گلدوست جویباری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
حسین کمالی اردکانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
دکترسیدرضا طباطبایی : تهران ( وکیل پایـه یک )
ابوالفضل غفاری : تهران ( وکیل پایـه یک )
سید محمود قلندرپورعطار : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدرضا جمشیدی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
حمـیدرضا ابراهیمـی اعلم : تهران ( وکیل پایـه یک )
حسن سرفراز : یزد ( وکیل پایـه یک )
عسگری پیش بین :: تهران ( وکیل پایـه یک )
یوسف کریمـی اسفستانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
بهرام الهیـاری : تهران ( وکیل پایـه یک )
رضا محمدی : تهران ( وکیل پایـه یک )
منصور سلطانی راد :: تهران ( وکیل پایـه یک )
حسین رهبر : تهران ( وکیل پایـه یک )
محسن اسماعیلی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
فریدون سعادت :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مرتضی تقوی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتر جمشید نورشرق :: تهران ( وکیل پایـه یک )
یعقوب جمشیدی بدر :: تهران ( وکیل پایـه یک )
علی قاسمـی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مجید وفایی : تهران ( وکیل پایـه یک )
سرور دگمـه چین : تهران ( وکیل پایـه یک )
امرالله ساجدی : تهران ( وکیل پایـه یک )
مصطفی سوداگری : تهران ( وکیل پایـه یک )
عبداله امـیری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
حیدر حیدرعلیزاده :: تهران ( وکیل پایـه یک )
زهرا قره شیخ لو :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سیدعلی ذالقدر :: تهران ( وکیل پایـه یک )
فضل اله عزیزی : تهران ( وکیل پایـه یک )
علی عسکری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
دکترعلیرضا ایرانشاهی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
عباس ماهر : تهران ( وکیل پایـه یک )
فریبرز رشیدی : تهران ( وکیل پایـه یک )
عباس طلابیگی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سید محمد مـیراختیـاری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
اکبر بهرامـی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
ناصر نصیرایی مقدم : تهران ( وکیل پایـه یک )
پروانـه شالی : تهران ( وکیل پایـه یک )
صایب غفاری هشجین :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سیدخلیل آقامـیری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
بهروز شاهماری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سعید بختیـاری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
احسان اله حیدری : تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتر مجید عباس آبادی : تهران ( وکیل پایـه یک )
مـه سیما محمد سهی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محسن اسمعیلی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد قادری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
علیرضا رزمـی : تهران ( وکیل پایـه یک )
سیدعبدالرضا فاطمـیون : یزد ( وکیل پایـه یک )
عبداله نخعی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
شـهلا عربی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
علی اکبر نادری سمـیرمـی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
داریوش قادری : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدعلی پورمختار : تهران ( وکیل پایـه یک )
علیرضا عرفانی آرا :: تهران ( وکیل پایـه یک )
منظر علایی تبار : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمود کمررودی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
نادر علی پور ریکنده :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد تقی غفاری فردویی : تهران ( وکیل پایـه یک )
نوشین کلانی ساروکلایی : تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتر رحمان مسعود رهبری : تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتر سید محمد حسینی : تهران ( وکیل پایـه یک )
حسنعلی ابوطالبی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مـینا ایزدی : تهران ( وکیل پایـه یک )
سیدحسین احمدی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
فریدون نـهرینی : تهران ( وکیل پایـه یک )
احمد کریمـی سغینی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
علی صدری خانلو : تهران ( وکیل پایـه یک )
علی طلایی کمال آباد :: تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتر رضا ولویون : تهران ( وکیل پایـه یک )
حمـیدرضا سیف :: تهران ( وکیل پایـه یک )
کبری علیزاده :: تهران ( وکیل پایـه یک )
علی محمدی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتر محمدعلی صلح چی : تهران ( وکیل پایـه یک )
مولود کوثریـه :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد شیرازی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
رمضانعلی برزمـینی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
عارف عبدالهی لاشکی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمود روشنی معز :: تهران ( وکیل پایـه یک )
طیبه خلقی : تهران ( وکیل پایـه یک )
فرشته باقری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سیدمـهدی شـهری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
بتول ششگلانی : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد حیدری : تهران ( وکیل پایـه یک )
غلامحسن رضایی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
داود خاکسار :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدرضا مالکی : زاهدان ( وکیل پایـه یک )
مرتضی شیرزادخانی :: قم ( وکیل پایـه یک )
حیدر حیدری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
یوسف طاهر :: تهران ( وکیل پایـه یک )
جواد کلهر : تهران ( وکیل پایـه یک )
امـیر تاج الدین : تهران ( وکیل پایـه یک )
شـهریـار زاخری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
فضل الله افضل :: یزد ( وکیل پایـه یک )
قلی عنصری فرد : تهران ( وکیل پایـه یک )
فاطمـه عزیزی : تهران ( وکیل پایـه یک )
صدراله زحمتکش :: تهران ( وکیل پایـه یک )
ناصر هاشمـی : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدرضا کلهر :: تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتر مرتضی شـهبازی نیـا :: تهران ( وکیل پایـه یک )
عباس بشیری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدشریف ادریسیـان : تهران ( وکیل پایـه یک )
عطاء اله آزادی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
علیرضا خسروی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مـهرداد مشایخی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
رکن الدین نبوی آل آقا :: تهران ( وکیل پایـه یک )
شجاع مـیرمعینی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محسن طالبی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مجید ازگلی : تهران ( وکیل پایـه یک )
فرزانـه افشارراد :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد خلیل زاده : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدحسن سلطان زاده :: تهران ( وکیل پایـه یک )
عاطفه امـینی نیـا :: تهران ( وکیل پایـه یک )
اکبر کاکاوند : تهران ( وکیل پایـه یک )
رضا اردبیلی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
یداله دقیقی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
نسرین پروین :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سیروس نعمت الهی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
عیسی مقدم : رشت ( وکیل پایـه یک )
ناصر احمدی خلجی : تهران ( وکیل پایـه یک )
عباس مشکی : تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتر محمد سام نژاد :: تهران ( وکیل پایـه یک )
منصور رحمدل : تهران ( وکیل پایـه یک )
سهیل پرواز : تهران ( وکیل پایـه یک )
جواد مقیمـی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
احمد دهقانی اشکذری :: یزد ( وکیل پایـه یک )
ناصر زارع ثانی : تهران ( وکیل پایـه یک )
غلامعلی ریـاحی : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد جعفررنگرز : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد احمدیـان حسینی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
رسول شـهسواری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
علیرضا رجب زاده اصطهباناتی : تهران ( وکیل پایـه یک )
سیدمحمدحسین مقدسی بروجردی : تهران ( وکیل پایـه یک )
سیدمحمود حسین کاشانی : تهران ( وکیل پایـه یک )
مرتضی فرزاد : تهران ( وکیل پایـه یک )
حمـید قاسمـی : تهران ( وکیل پایـه یک )
بابک ساعی آغمـیونی : تهران ( وکیل پایـه یک )
دکترمـیرمرتضی قطبی : تهران ( وکیل پایـه یک )
کریم شافعی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
جمشید زمانی : تهران ( وکیل پایـه یک )
مصطفی شعبانی : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمود دادستان :: تهران ( وکیل پایـه یک )
علی سعیدفر :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد رییسی نافچی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
حمـیدرضا بخشی موخر : تهران ( وکیل پایـه یک )
ناهید صلاحی : تهران ( وکیل پایـه یک )
رضا عابدینی نظری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتر ضرغام غریبی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
علی کمالی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
عین اله فرج پور :: تهران ( وکیل پایـه یک )
علیرضا خلیل نژاد : تهران ( وکیل پایـه یک )
علی مختاری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
اسداله تهرانیـان :: تهران ( وکیل پایـه یک )
قیصر فصاحت :: تهران ( وکیل پایـه یک )
علی اصغر آقایی : تهران ( وکیل پایـه یک )
مجید غمامـی : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد ترابی : تهران ( وکیل پایـه یک )
مصطفی گلپور :: تهران ( وکیل پایـه یک )
حسن امـیر قاسمـی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
بهروز بهبودیـان :: زاهدان ( وکیل پایـه یک )
محمدعلی خیلدار :: تهران ( وکیل پایـه یک )
غلامرضا رفیعی : تهران ( وکیل پایـه یک )
منصور ده نمکی : تهران ( وکیل پایـه یک )
شیرین رشته احمدی : تهران ( وکیل پایـه یک )
کریم ایمانی نصرتی : تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتروحید صالحی : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد ابراهیم توپا اسفندیـاری : تهران ( وکیل پایـه یک )
یونس نیک هشجین : تهران ( وکیل پایـه یک )
فرشید بخشنده فرج پور :: تهران ( وکیل پایـه یک )
حسین رفیعی : تهران ( وکیل پایـه یک )
محرم عبداللهیـان : تهران ( وکیل پایـه یک )
دکترعیسی امـینی : تهران ( وکیل پایـه یک )
سیدمحمد اسبقی نمـینی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سیدحسین :: تهران ( وکیل پایـه یک )
شـهین حاجیـان :: تهران ( وکیل پایـه یک )
علی پرچمـی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
همایون غفاری : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدرضا افخمـی عقداء : تهران ( وکیل پایـه یک )
طوس امـیراحمدی : تهران ( وکیل پایـه یک )
مجید برزگری سرخه :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سیدحسن شـهرجردی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
عباس برزویی : تهران ( وکیل پایـه یک )
صادق افشاری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مصطفی عظیمـی : تهران ( وکیل پایـه یک )
جواد تجلایی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مرادعلی رامـین راد :: تهران ( وکیل پایـه یک )
حسن ساوری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
قاسم شفیعی علویجه : تهران ( وکیل پایـه یک )
ابوالفضل رشیدی : تهران ( وکیل پایـه یک )
روزبه محبی : تهران ( وکیل پایـه یک )
شـهرانگیز ابوطالبی کهنـه شـهری : تهران ( وکیل پایـه یک )
دانش ذوالفقار خانی : تهران ( وکیل پایـه یک )
اسماعیل فرجی : تهران ( وکیل پایـه یک )
کاظم اسپرهم :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سیدعباس محمدی آذری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتر حسین طاهرخانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
علیرضا مسعودی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
منصور صاحب جمعی : تهران ( وکیل پایـه یک )
شمس الدین شیوایی کجوری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
ناصر شیخ زاده قولنجی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
امـیرباقر چهل امـیرانی : تهران ( وکیل پایـه یک )
سیدمحمدحسین محمدیـان نیک :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سیدرضا حسینیـان بنویدی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
عبداله شـهروزی : تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتر علی اسلامـی پناه : تهران ( وکیل پایـه یک )
بهمن نیـایش :: تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتر ایرج بابایی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
اکبر مـیرزا نژادجویباری : تهران ( وکیل پایـه یک )
سید محمد مـیری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مرضیـه قاسم پور :: تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتر محمدمـهدی ساقیـان : تهران ( وکیل پایـه یک )
سیده سارا سید رییسی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مزین قالیچی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
فرزانـه فاطمـی : تهران ( وکیل پایـه یک )
نعمت اله متولی خیـاوی : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدرضا صالحی پاد : تهران ( وکیل پایـه یک )
علی اکبر کوچکی پور :: تهران ( وکیل پایـه یک )
علی احسان شفایی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتر داریوش اشرافی : تهران ( وکیل پایـه یک )
امـیرحسن سپهری : تهران ( وکیل پایـه یک )
فرزانـه مـهری : تهران ( وکیل پایـه یک )
مصطفی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
غلامرضا ظریفی : تهران ( وکیل پایـه یک )
مصطفی کیـهان :: تهران ( وکیل پایـه یک )
هیبت الله سراج : تهران ( وکیل پایـه یک )
مریم ناجی : تهران ( وکیل پایـه یک )
علی ملکی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
حسین زارع دهنوی : تهران ( وکیل پایـه یک )
عفت بهرامـی ارض اقدس : تهران ( وکیل پایـه یک )
عباسعلی رحیمـی اصفهانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مرتضی فقیـه ایمانی : تهران ( وکیل پایـه یک )
علی محمد نقیب زاده شـهر بابکی : یزد ( وکیل پایـه یک )
حسین احمدی لاکلایـه : تهران ( وکیل پایـه یک )
کریم پورقلی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
حسن رضایی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سیدمصطفی قایمـی :: قزوین ( وکیل پایـه یک )
سیدمصطفی حسن تفرشی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
ناصر قاسمـی : تهران ( وکیل پایـه یک )
مجتبی کزازی : تهران ( وکیل پایـه یک )
معصومـه نقی زاده سهی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
دکترصادق سلیمـی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
جواد حسین زاده : تهران ( وکیل پایـه یک )
قادر قبادی : تهران ( وکیل پایـه یک )
جلال زرینی منفرد : تهران ( وکیل پایـه یک )
ایرج صمدی مله :: تهران ( وکیل پایـه یک )
علیرضا شـهیدی رضوی : تهران ( وکیل پایـه یک )
غلامرضا نظری : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمود گرامـی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
علی غالبی : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد حسینی : تهران ( وکیل پایـه یک )
بهزاد رجایی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
حمـیدرضا مداح : تهران ( وکیل پایـه یک )
شـهرام فتحی نژاد : تهران ( وکیل پایـه یک )
مـهدی فیروزبخت : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمود رستگار نژاد :: تهران ( وکیل پایـه یک )
اختر عباسلو : تهران ( وکیل پایـه یک )
سوسن اکرامـی : تهران ( وکیل پایـه یک )
حمـیدرضا خوش زارع :: تهران ( وکیل پایـه یک )
عبدالعلی محمدی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
رحیم اسرافیلیـان نجف آبادی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محسن آقاجان پور :: تهران ( وکیل پایـه یک )
حبیب اله رحیمـی : تهران ( وکیل پایـه یک )
محسن شکرچی زاده :: تهران ( وکیل پایـه یک )
امـیر صالحی : تهران ( وکیل پایـه یک )
علیرضا مرادی : تهران ( وکیل پایـه یک )
نگین ازدجینی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
هوشیـار منصوری : تهران ( وکیل پایـه یک )
غلامرضا جلاییـان رمضان پور : تهران ( وکیل پایـه یک )
ابراهیم وحدانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
حسنعلی رحیمـی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمود جهان آراء : تهران ( وکیل پایـه یک )
پروین محمدی دینانی : تهران ( وکیل پایـه یک )
حسین عبدالملکی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد صادقی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
رحمان ابراهیمـی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
همایون محمدی درویش وند : آبادان ( وکیل پایـه یک )
یوسف جمالی : تهران ( وکیل پایـه یک )
فاطمـه خسروی رودسری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
کامران تاج بخش :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدرضا پی رزم : تهران ( وکیل پایـه یک )
طیبه آرتیدار :: تهران ( وکیل پایـه یک )
ابوالفضل امـین نیـا :: تهران ( وکیل پایـه یک )
گیتی قمری : تهران ( وکیل پایـه یک )
شـهرزاد شمسا :: تهران ( وکیل پایـه یک )
کیـانوش شاهرخی مـیلاسی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
حسن مردانی مـهرآباد : تهران ( وکیل پایـه یک )
مارگریت جوانی : تهران ( وکیل پایـه یک )
عبدالرحیم اقتدار : تهران ( وکیل پایـه یک )
علیرضا درخش :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سعید عطارزاده :: تهران ( وکیل پایـه یک )
عباسقلی نورپور : تهران ( وکیل پایـه یک )
علی اصغر کاظمـی زاده : تهران ( وکیل پایـه یک )
علی طاهری : تهران ( وکیل پایـه یک )
علیرضا محمدزاده وادقانی : تهران ( وکیل پایـه یک )
مـهران نوری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
وجیـه اله لطفی زاده اطهر : تهران ( وکیل پایـه یک )
زینب نمازی : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمود بصیری ابیـانـه :: تهران ( وکیل پایـه یک )
کریم حبیب نژاد بهتاش : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد جهاندیده : تهران ( وکیل پایـه یک )
علی اکبر مختاری ماربینی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
فهیمـه حاجی محمدعلی : تهران ( وکیل پایـه یک )
فریدون محمدی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سعید باوفا : تهران ( وکیل پایـه یک )
اسماعیل عباسی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
کاظم محمودی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
بیژن بذری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محسن تجویدی : تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتر شـهریـار بهرامـی : تهران ( وکیل پایـه یک )
یـاسمن وزیریـان :: تهران ( وکیل پایـه یک )
علی کاکای افشار :: تهران ( وکیل پایـه یک )
هوشنگ قوامـی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
اسماعیل هادی : تهران ( وکیل پایـه یک )
غلامحسن عدالتی رازلیقی : تهران ( وکیل پایـه یک )
فریده شکوری : تهران ( وکیل پایـه یک )
ناصر دانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
بهنام ابراهیمـی : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد سلطان قرایی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مصطفی شوکتی اصل :: تهران ( وکیل پایـه یک )
قاسم کوهدار :: تهران ( وکیل پایـه یک )
عطاءاله عدل گلچین : تهران ( وکیل پایـه یک )
جعفر داوردوست : تهران ( وکیل پایـه یک )
فهیمـه طحانی فینی : تهران ( وکیل پایـه یک )
سیف اله صادقی فیروز آبادی : تهران ( وکیل پایـه یک )
رضا کاشانی : تهران ( وکیل پایـه یک )
قاسم سازگارنژاد : تهران ( وکیل پایـه یک )
علیرضا مستمندطرقی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
کامران نادری ورندی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتربتول پاکزاد :: تهران ( وکیل پایـه یک )
حسین قطبی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
فرامرز باقرآبادی : کرمانشاه ( وکیل پایـه یک )
علی اصغر دلبری : تهران ( وکیل پایـه یک )
حمـیدرضا محمدیـان عمران : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدحسین ملکی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
شیرزاد حیدری شـهباز : تهران ( وکیل پایـه یک )
منصوره حسین زاده : تهران ( وکیل پایـه یک )
دکترمحمدعلی بابایی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سعید مصباح :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مـهدی صادقی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مژگان مجاوری : تهران ( وکیل پایـه یک )
دکترکامران آقایی : تهران ( وکیل پایـه یک )
رضا نوروزی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
جمشید عسگررمکی : تهران ( وکیل پایـه یک )
جواد توکلی بینا :: تهران ( وکیل پایـه یک )
احمد عباسیـان : زاهدان ( وکیل پایـه یک )
سعید باقری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتر جلیل قنواتی : تهران ( وکیل پایـه یک )
نصرت الله کوشا :: تهران ( وکیل پایـه یک )
علی عسگری زاده : تهران ( وکیل پایـه یک )
علیرضا حسن زاده :: تهران ( وکیل پایـه یک )
علی حسن پورمافی : تهران ( وکیل پایـه یک )
مسعود بیـات :: تهران ( وکیل پایـه یک )
زهرا کاظمـی رودسری : تهران ( وکیل پایـه یک )
ناصر پورملکی : تهران ( وکیل پایـه یک )
مسعود زنگنـه :: تهران ( وکیل پایـه یک )
علیرضا آبکپور : تهران ( وکیل پایـه یک )
علیرضا سلیمان :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد علیزاده سهی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدرضا نایب زاده :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدتقی اکبری زاده مشکانی : تهران ( وکیل پایـه یک )
بختیـار عباسلو : تهران ( وکیل پایـه یک )
رضا شکوری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مـهدی فرجی پور :: تهران ( وکیل پایـه یک )
ایرج افتخاری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
نصرت اله اشتری تفرشی : تهران ( وکیل پایـه یک )
دکترغلامرضا کامـیار :: تهران ( وکیل پایـه یک )
حمـید امـیدی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
منصور رهنمایی تک :: تهران ( وکیل پایـه یک )
جعفر قاسم زاده ثمرین : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمود پرواس :: تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتر فریبرز ایمانیـان : تهران ( وکیل پایـه یک )
عبدالرضا پرهیزگار :: بروجرد ( وکیل پایـه یک )
سیداحمد حسینی نژاد :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدعلی صنعتی خمامـی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
رضا عدالت : تهران ( وکیل پایـه یک )
حمـیدرضا دولت زارعی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
دکترمحسن خدمتگزار : تهران ( وکیل پایـه یک )
سعدی صالح نیـا :: تهران ( وکیل پایـه یک )
حسن محمدحسن زاده : تهران ( وکیل پایـه یک )
بهمن عمرانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
علیمحمد موحدشریعت پناهی :: سمنان ( وکیل پایـه یک )
سیدمسعود مشکات : تهران ( وکیل پایـه یک )
احمد خسروی تازه قشلاق : تهران ( وکیل پایـه یک )
دکترجواد خالقیـان : تهران ( وکیل پایـه یک )
خلیل محمدی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدرضا گرگان محمدی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
عباس ذوالقدر :: تهران ( وکیل پایـه یک )
حسن عربی : تهران ( وکیل پایـه یک )
حسین سلیمانی یزدی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
اسماعیل کشاورزی : تهران ( وکیل پایـه یک )
مژگان محمدی : تهران ( وکیل پایـه یک )
سیما بیگی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
عباس معین زاده :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مـیراسمعیل مـیراحدی : تهران ( وکیل پایـه یک )
محسن چراغچی : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدعلی قربانیـان : تهران ( وکیل پایـه یک )
سبحان حتما :: تهران ( وکیل پایـه یک )
علیرضا احیـایی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
بهروز باطومچی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
نصرت اله علامـی : تهران ( وکیل پایـه یک )
امـیرهوشنگ ضرابیـان :: تهران ( وکیل پایـه یک )
صدیقه حجت پناه : تهران ( وکیل پایـه یک )
عباداله آرام فر :: تهران ( وکیل پایـه یک )
عبدالعلی اقنوم :: زاهدان ( وکیل پایـه یک )
کیـانوش صدیقی زاده گیلوان : تهران ( وکیل پایـه یک )
ناصر شاه عطاری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
امـیر صالحی هیکویی : تهران ( وکیل پایـه یک )
دکترمـهدی مومنی :: دامغان ( وکیل پایـه یک )
غلامرضا شـهلایی : تهران ( وکیل پایـه یک )
عبدالله اکبری کوچکسرایی : تهران ( وکیل پایـه یک )
دکترمجید پوراستاد : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمودرضا عابدخراسانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدصالح محمدی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سعید آقاجانی : تهران ( وکیل پایـه یک )
هادی ناظمـی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
نادر مـهربان :: تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتراحمدعلی حمـیتی واقف : تهران ( وکیل پایـه یک )
رجبعلی فراز : تهران ( وکیل پایـه یک )
حسن اعتصام :: تهران ( وکیل پایـه یک )
منصور پیوکی : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمداسمعیل قایمـی نژاد :: تهران ( وکیل پایـه یک )
روشن شـهابی فر :: تهران ( وکیل پایـه یک )
قدرت اله حسن زاده :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمود مبلغ ناصری : دماوند ( وکیل پایـه یک )
مژگان قلی پور خلخالی : تهران ( وکیل پایـه یک )
علی عسکر عسکری زاد ماسوله :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدجواد منوچهری : تهران ( وکیل پایـه یک )
غلامعباس فنی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
علی بیطرف :: تهران ( وکیل پایـه یک )
منوچهر شیروانیـان :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مـهدی معماربهبهانی : تهران ( وکیل پایـه یک )
محرم کریمـی : تهران ( وکیل پایـه یک )
نعیم طاهریـان :: تهران ( وکیل پایـه یک )
شـهلا زندیـه : تهران ( وکیل پایـه یک )
شـهریـار وکیلیـان : تهران ( وکیل پایـه یک )
فرزاد :: تهران ( وکیل پایـه یک )
شیرزاد نبی پور :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سعید شفایی : تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتر علی رفعتی : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدرضا خلیلی : تهران ( وکیل پایـه یک )
نسرین مـهتدی : تهران ( وکیل پایـه یک )
جواد احمدی پور : تهران ( وکیل پایـه یک )
بهمن احمدپور : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدرحیم مـیرزا :: تهران ( وکیل پایـه یک )
الهه طلاچیـان : تهران ( وکیل پایـه یک )
فرامرز سیـاوشی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
ناهید صابری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
منیژه رضایی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
حامد رمضان نژاد :: تهران ( وکیل پایـه یک )
جواد ابراهیمـی : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدرضا پیرهادی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
حبیب اله پورصادقی : تهران ( وکیل پایـه یک )
آدینـه عبقری : تهران ( وکیل پایـه یک )
عبدالرسول سریرچی :: قشم ( وکیل پایـه یک )
بهمن بهروزی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد محمدی حسینیـه :: تهران ( وکیل پایـه یک )
قاسم یـاوری : تهران ( وکیل پایـه یک )
یداله آریـانفر : تهران ( وکیل پایـه یک )
غلامرضا رفیعی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
ابراهیم مـیرابی انارمرزی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
منوچهر صبغی : تهران ( وکیل پایـه 2 )
لیلا امـینی : تهران ( وکیل پایـه یک )
شـهربانو بهارک کشاورز : تهران ( وکیل پایـه یک )
ابراهیم آزاد : تهران ( وکیل پایـه یک )
علی محمدنیـا :: ری ( وکیل پایـه یک )
مـهدی چینـه کشی : تهران ( وکیل پایـه یک )
سعید توکلی کرمانی : تهران ( وکیل پایـه یک )
مـهرناز کاظمـی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
اسماعیل تذکررضایی : تهران ( وکیل پایـه یک )
سیدسعید قایمـی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
امـیرکیوان ملک نیـا :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مجتبی باقری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
کیـانوش ورنوس کپورچال :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدرضا رحیم پورحصاری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
علی یزدان زاده :: تهران ( وکیل پایـه یک )
ارسلان جهانفر :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد عجم زمانی : تهران ( وکیل پایـه یک )
کیـهان زنده دل : تهران ( وکیل پایـه یک )
مازیـار طاطایی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
فرامرز جوادی : تهران ( وکیل پایـه یک )
احد خاکپور :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمود مددی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
قاسم کشاورزیـان :: تهران ( وکیل پایـه یک )
اصغر زمانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
روشنک صادقی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
علی خجندی : تهران ( وکیل پایـه یک )
نوید محمودی صهبا :: تهران ( وکیل پایـه یک )
حسن افشار : تهران ( وکیل پایـه یک )
سیدمجتبی تیموری زاده :: تهران ( وکیل پایـه یک )
حمـیده سادات محمدحسین :: تهران ( وکیل پایـه یک )
داود :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مـهدی رضایی زاده :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدرضا یزدان پناه :: تهران ( وکیل پایـه یک )
رضا سلیمـی : تهران ( وکیل پایـه یک )
سوسن شـهادی فر :: تهران ( وکیل پایـه یک )
شـهرام بهرامـی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
عباس بابایی خانـه سر :: اسلامشـهر ( وکیل پایـه یک )
مژگان مشفقی : اردبیل ( وکیل پایـه یک )
دکترفاطمـه قناد :: تهران ( وکیل پایـه یک )
رضا عدالت منش : تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتر محمد فرج الهی : تهران ( وکیل پایـه یک )
حسن کرمانی نژاد : تهران ( وکیل پایـه یک )
عارف افشارمحمدیـان : تهران ( وکیل پایـه یک )
آرش صادقیـان :: تهران ( وکیل پایـه یک )
ناصر نخعی : تهران ( وکیل پایـه یک )
فریبا وفایی : رباط‌کریم ( وکیل پایـه یک )
محمد ایمانی ممان : تهران ( وکیل پایـه یک )
نادر رمضی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
پژمان نیک خواه : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدتقی باغبان آقایی : تهران ( وکیل پایـه یک )
احمد سعادتمند : تهران ( وکیل پایـه یک )
پاکنوش خاکزادشاهاندشتی : تهران ( وکیل پایـه یک )
جمال خندان کوچکی : تهران ( وکیل پایـه یک )
بهمن احتیـاط کارصومعه سرایی :: صومعه سرا ( وکیل پایـه یک )
عزیزاله یزدانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
اسمعیل گنجعلی : تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتر رمضان دهقان : دامغان ( وکیل پایـه یک )
عزت اله افتخاری : تهران ( وکیل پایـه یک )
هادی داچک :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدعلی پولادوند :: تهران ( وکیل پایـه یک )
حسین خبیر :: تهران ( وکیل پایـه یک )
جاوید حاجی علی اکبر : تهران ( وکیل پایـه یک )
علی منوچهری منش :: تهران ( وکیل پایـه یک )
شـهاب سلیمـیان :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سعید خانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
رادا اسدپورپیرانفر :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سعید نیک بخت : تهران ( وکیل پایـه یک )
حبیب قاسم زاده : تهران ( وکیل پایـه یک )
منصور واشقانی فراهانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
دکترمحمدرضا ویژه :: تهران ( وکیل پایـه یک )
امـیر کربلایی حیدر :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سهیلا قطبی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
امـیرحسین ایزدپناهی : تهران ( وکیل پایـه یک )
گلسا سرآبادانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
أناهیتا مبرزحقیقی : تهران ( وکیل پایـه یک )
فرشاد محمدی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
منصور بهجت :: هرات و مروست ( وکیل پایـه یک )
سیـامک کریمـیان : تهران ( وکیل پایـه یک )
فاطمـه نوع پرست :: تهران ( وکیل پایـه یک )
بهزاد زینی وند : تهران ( وکیل پایـه یک )
کامران کریمـی : تهران ( وکیل پایـه یک )
اردشیر کرباسیـان : تهران ( وکیل پایـه یک )
سیدهاشم آل طه :: تهران ( وکیل پایـه یک )
فرید نیک پی : تهران ( وکیل پایـه یک )
سعید شاکراردکانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
عبدالرضا ملایی پلی :: بندرعباس ( وکیل پایـه یک )
هویک بهبو :: تهران ( وکیل پایـه یک )
جبار صولتی ماکلوانی :: اسلامشـهر ( وکیل پایـه یک )
حجت اله عسگری : تهران ( وکیل پایـه یک )
حبیب اله فتح زاده : تهران ( وکیل پایـه یک )
علیرضا بابایی مـهر : تهران ( وکیل پایـه یک )
مـهران فرهمند :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محسن قرایی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
علی کریمـی اسکابنی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
عزیز نوکنده ای :: تهران ( وکیل پایـه یک )
تقی لطفی : آمل ( وکیل پایـه یک )
سیدعابدین مـیران :: شمـیرانات ( وکیل پایـه یک )
یوسف پاشایی : تهران ( وکیل پایـه یک )
سیدمجید خاتمـی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
حمـیدرضا جمشیدی : تهران ( وکیل پایـه یک )
حمـیدرضا شمسایی : تهران ( وکیل پایـه یک )
سیدعلیرضا شاه عالمـی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
فخرالزمان فخاری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
هایده علی مردانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
خداداد پرستوک : تهران ( وکیل پایـه یک )
کاوه رحمتی :: خرم آباد ( وکیل پایـه یک )
ناصر یوسفی هزاری : تهران ( وکیل پایـه یک )
امـیرعباس جعفری : بندرعباس ( وکیل پایـه یک )
مجتبی خاجی : تهران ( وکیل پایـه یک )
مـهشید طبایی : تهران ( وکیل پایـه یک )
علی اکبر مددالهی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مـیترا توانچه : تهران ( وکیل پایـه یک )
مـهدی احمدآباد :: تهران ( وکیل پایـه یک )
کامران اسدی : دماوند ( وکیل پایـه یک )
محمد احمدی فرد :: تهران ( وکیل پایـه یک )
حسن بابازاده : تهران ( وکیل پایـه یک )
غلامرضا آستان : تهران ( وکیل پایـه یک )
حسین موحد : تهران ( وکیل پایـه یک )
بهزاد ماسوری : تهران ( وکیل پایـه یک )
فرشید قهرمانی : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدعلی متانی : تهران ( وکیل پایـه یک )
داود حجازی : تهران ( وکیل پایـه یک )
اردوان والانیک : اسلامشـهر ( وکیل پایـه یک )
توکل نظری : تهران ( وکیل پایـه یک )
بهرام خلیلی قمـی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
امـیرهوشنگ اروجلو :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سیدعبدالجبار هاشمـی :: بندرعباس ( وکیل پایـه یک )
دکتر عباس زراعت :: تهران ( وکیل پایـه یک )
حسنعلی روحانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مازیـار غلامـی درگاه :: بندر لنگه ( وکیل پایـه یک )
علی لطیفی : تهران ( وکیل پایـه یک )
رضا نخعی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
بهروز فاضلی : تهران ( وکیل پایـه یک )
علی صابری : تهران ( وکیل پایـه یک )
حسین زعیم :: تهران ( وکیل پایـه یک )
پیـام حقیقی : تهران ( وکیل پایـه یک )
سیـامک سالارمـهر :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مجید مختاری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
زهرا ارزنی : تهران ( وکیل پایـه یک )
سیدمجید مـیرحبیبی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
علی شاپوری : تهران ( وکیل پایـه یک )
علی اصغر کیـازر : تهران ( وکیل پایـه یک )
یونس آذری گرگری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
علیرضا نژاد :: تهران ( وکیل پایـه یک )
حمـیدرضا ملایی : تهران ( وکیل پایـه یک )
مرزبان طاهری : تهران ( وکیل پایـه یک )
سیدخلیل آل یـاسین :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سیدمـهدی نقیبی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدمسعود محبی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
رضا صادقی نژاد :: تهران ( وکیل پایـه یک )
بتول آهنی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سیدعلی حسین الحسینی :: لاهیجان ( وکیل پایـه یک )
محسن عامری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سعید باقری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
فرج اله کریمـی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
اسحق اصغری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتر اسداله یـاوری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمود هوشمندی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدحسین حمـیدوند :: تهران ( وکیل پایـه یک )
علی گرجی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
هومن یزدانی : تهران ( وکیل پایـه یک )
رمضان کاردر : تهران ( وکیل پایـه یک )
اکبر برجیـان بروجنی : تهران ( وکیل پایـه یک )
سیداحسان قاضی مـیرسعید :: تهران ( وکیل پایـه یک )
منوچهر تاج الدینی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
اسداله باقرزاده لاهرودی : تهران ( وکیل پایـه یک )
علی موذنی : بافق ( وکیل پایـه یک )
دکترحمـید کاویـانی فرد :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مـهرداد طالبی : تهران ( وکیل پایـه یک )
علیرضا یوسفی مجرد :: زاهدان ( وکیل پایـه یک )
محمدحسن حسنی :: دامغان ( وکیل پایـه یک )
محمد کرم بخش : تهران ( وکیل پایـه یک )
اکبر کاردان : تهران ( وکیل پایـه یک )
مجید مافی : تهران ( وکیل پایـه یک )
علیرضا ابراهیمـی رحمانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد رحمانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
حسن صاحبی شاهم آبادی :: یزد ( وکیل پایـه یک )
فیروزه نامـه ای : تهران ( وکیل پایـه یک )
صدرالدین دهقان هراتی :: یزد ( وکیل پایـه یک )
ابراهیم رحیمـی رکنی : تهران ( وکیل پایـه یک )
مـهرزاد سیـاهکالی مرادی : تهران ( وکیل پایـه یک )
فیروز ملکی : تهران ( وکیل پایـه یک )
نعمت شاهدی : تهران ( وکیل پایـه یک )
سیدقاسم شریفی : تهران ( وکیل پایـه یک )
نسیم غنوی : تهران ( وکیل پایـه یک )
فرهاد حمزه آبادی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
اسماعیل نام آور :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سیدضیـاءالدین مصطفوی پور : تهران ( وکیل پایـه یک )
عباس حمـیدی : دامغان ( وکیل پایـه یک )
دکترحیدر حسن زاده :: تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتر شـهرام کیوانفر :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سیروس مشفق :: تهران ( وکیل پایـه یک )
غلامرضا ایزدپناه : تهران ( وکیل پایـه یک )
کیقباد محمدزاده :: تهران ( وکیل پایـه یک )
حسن سواری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
جمشید حمـیدیـان فرد : تهران ( وکیل پایـه یک )
فرزاد سیف :: تهران ( وکیل پایـه یک )
معصومـه عمرایی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سیدعلی راستگو املشی : تهران ( وکیل پایـه یک )
ساقه جواهری ساعتچی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
آذر قربانی سنگرودی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مجتبی جعفری :: بندرعباس ( وکیل پایـه یک )
مـیرسعید سیدی : تهران ( وکیل پایـه یک )
مـهری ترک : تهران ( وکیل پایـه یک )
غلامرضا یعقوبی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
بهزاد قوامـی : تهران ( وکیل پایـه یک )
سهیلا هلالی : تهران ( وکیل پایـه یک )
فرانک فرج پور :: تهران ( وکیل پایـه یک )
فرزانـه بداق :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مرضیـه قضات : تهران ( وکیل پایـه یک )
دکترمحمداسماعیل افراسیـابی : تهران ( وکیل پایـه یک )
یحیی جدیدی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
حسنعلی کامران : تهران ( وکیل پایـه یک )
عبدالرحمان رسولی آستانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محرم شکوهی اردبیلی : تهران ( وکیل پایـه یک )
حسن بابازاده خامنـه : تهران ( وکیل پایـه یک )
غلامعباس صفری : تهران ( وکیل پایـه یک )
مـیرزاقلی امانی : شمـیرانات ( وکیل پایـه یک )
محمد قلی زاده :: تهران ( وکیل پایـه یک )
رضا اسدی : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدرضا شادمان فر :: تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتربهرام تقی پور : تهران ( وکیل پایـه یک )
سیدمحسن قرنی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
اصغر سوری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
لیلا قربانی : تهران ( وکیل پایـه یک )
علی اکبر یـاراللهی : تهران ( وکیل پایـه یک )
سیداکبر حسینی :: قشم ( وکیل پایـه یک )
تقی کنعانی :: بندرعباس ( وکیل پایـه یک )
محسن احمدی : ری ( وکیل پایـه یک )
سیدمسعود غنی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
وفادار شیخیـان :: تهران ( وکیل پایـه یک )
بهزاد درویش سنگ نویی : تهران ( وکیل پایـه یک )
شعبانعلی ساسانی : تهران ( وکیل پایـه یک )
دکترسیدمحسن بهشتیـان :: تهران ( وکیل پایـه یک )
اباذر خاکپور :: تهران ( وکیل پایـه یک )
رقیـه ملایی : زاهدان ( وکیل پایـه یک )
حسینعلی کریمـی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
جعفر ابراهیمـی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
صیـاد بیـات :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محسن کاتبی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
گوهر باباخانی : تهران ( وکیل پایـه یک )
صالح اثنی عشری : تهران ( وکیل پایـه یک )
عبدالرضا عشیری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
تاج الدین مددپور :: تهران ( وکیل پایـه یک )
شعبانعلی نوری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
عبدالکریم قاسم ملکوتی خواه :: تهران ( وکیل پایـه یک )
احمد صادقی خفری : تهران ( وکیل پایـه یک )
لیلا حسن پورمطلق : تهران ( وکیل پایـه یک )
امان اله آریـا : تهران ( وکیل پایـه یک )
شراره صالحی خوزانی : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدتقی بهرامـی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
حسین مـهری : تهران ( وکیل پایـه یک )
حبیب اله برابری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
علیرضا صادقی : تهران ( وکیل پایـه یک )
حسین قاسمـی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
هادی خاکی مجرد : تهران ( وکیل پایـه یک )
سیدمحمد ماشاء اله زاده بزرگی :: ری ( وکیل پایـه یک )
عطاء اله صفری : تهران ( وکیل پایـه یک )
کورش اردلانی : تهران ( وکیل پایـه یک )
شـهین عالم زاد :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدعلی زند : تهران ( وکیل پایـه یک )
حمـیدرضا بیـات :: تهران ( وکیل پایـه یک )
رسول ملکی مـیاندوآب :: تهران ( وکیل پایـه یک )
حسین صانع :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدحسین شاهسار :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سیدمحمد فخری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
شـهروز فقیـهی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
قاسم ترود :: تهران ( وکیل پایـه یک )
افشار پزشکیـان : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمود آموزگار :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد شاه محمدی : تهران ( وکیل پایـه یک )
رضا محمدی : تهران ( وکیل پایـه یک )
رضا یزدانی کچویی : تهران ( وکیل پایـه یک )
سیدمحمود مـهدی پور : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد بهرامـی : تهران ( وکیل پایـه یک )
بهناز بهنیـا :: تهران ( وکیل پایـه یک )
حشمت اله غفارتبریزی : تهران ( وکیل پایـه یک )
رضا کرمـی راد :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مـهری علی بیگی بنی : بندرعباس ( وکیل پایـه یک )
مصطفی ماهرخ زاد : تهران ( وکیل پایـه یک )
مصطفی رشوندملی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
فاطمـه ندیم کار :: تهران ( وکیل پایـه یک )
خیری چنگیزی : بندرعباس ( وکیل پایـه یک )
مـهرداد ذوالقدری : تهران ( وکیل پایـه یک )
سعید عباسی : دماوند ( وکیل پایـه یک )
حسن سمـیعیـان : تهران ( وکیل پایـه یک )
سیدمحمد حائری : تهران ( وکیل پایـه یک )
اکرم مشـهدی شریف :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مریم زمانی دلشاد : تهران ( وکیل پایـه یک )
مسعود رسولی : تهران ( وکیل پایـه یک )
خدیجه بابایی :: یزد ( وکیل پایـه یک )
محمد رضایی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
دکترمـهدی یوسفی صادقلو : تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتراحمد یوسفی صادقلو : تهران ( وکیل پایـه یک )
مـهدی خواجه وندسریوی : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدعلی جعفری : تهران ( وکیل پایـه یک )
جعفر طایفه محمدرمضان : تهران ( وکیل پایـه یک )
علی کلهر :: تهران ( وکیل پایـه یک )
غلامرضا مـیمندی پور : تهران ( وکیل پایـه یک )
قدرت اله شـهبازبیگی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
علی اصغر الوندی فراهانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سیـامک جلوه : تهران ( وکیل پایـه یک )
حسین قائدی حیدری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
فرشید جهانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
دکترعباس کوچ نژاد :: اسلامشـهر ( وکیل پایـه یک )
محسن بیـات : شـهریـار ( وکیل پایـه یک )
معصومـه محمدی : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد جانی اسپلی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سحر حسن وندی هنریـار : تهران ( وکیل پایـه یک )
غلامرضا اقتصادی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد عامریـان زاده : تهران ( وکیل پایـه یک )
سیدمحمد رجایی نوبری : تهران ( وکیل پایـه یک )
رابعه هرسینی : تهران ( وکیل پایـه یک )
عباسعلی حدادی ندوشن : تهران ( وکیل پایـه یک )
امـیرحسین خرمـی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدرضا حسین آبادی : تهران ( وکیل پایـه یک )
فردین عباسی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
احمد یونسی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
بهزاد افضلی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
بدرالزمان جیلانی کجوری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
حیدر محمدزاده اصل :: تهران ( وکیل پایـه یک )
جواد محمدلو :: زنجان ( وکیل پایـه یک )
شـهرام مظفری : تهران ( وکیل پایـه یک )
بابک حبیبی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
حبیب الله حبیبی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمود رحمانی اصفهانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمودرضا مولایی : تهران ( وکیل پایـه یک )
هومن مومنی : تهران ( وکیل پایـه یک )
شـهروز دورودیـان :: تهران ( وکیل پایـه یک )
پرویز ایمانی : تهران ( وکیل پایـه یک )
مـیرشـهبیز شافع :: تهران ( وکیل پایـه یک )
علی اصغر معراجی : تهران ( وکیل پایـه یک )
مسعود صفدرپور :: کرمانشاه ( وکیل پایـه یک )
سیدعباس حجتی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
ناصر نوربخش : تهران ( وکیل پایـه یک )
مریم شرافت مولا : تهران ( وکیل پایـه یک )
دکترحسین مـهدی زادهرینـه : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد سعیدی :: شـهریـار ( وکیل پایـه یک )
محمد ساردویی نسب : تهران ( وکیل پایـه یک )
مقصود نورجهانی : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدرضا سماواتی پور :: تهران ( وکیل پایـه یک )
حمزه موحد : تهران ( وکیل پایـه یک )
ابوالفضل افخمـی نایینی : تهران ( وکیل پایـه یک )
دکترمـهران محمودی : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدحسین مدنی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
منصور فرزادی :: سمنان ( وکیل پایـه یک )
غلامرضا علی اکبری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
اسماعیل محمدی : تهران ( وکیل پایـه یک )
ماندانا سعادتی : تهران ( وکیل پایـه یک )
مـهدی امـیدبیگی :: یزد ( وکیل پایـه یک )
علیرضا خدایی : تهران ( وکیل پایـه یک )
مـهرداد پارسایی قادرآبادی :: بندرعباس ( وکیل پایـه یک )
علی ابراهیم پورامام : تهران ( وکیل پایـه یک )
علی اصغر علی آبادی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
کاظم آریـان : تهران ( وکیل پایـه یک )
علی اصغر محمدی : تهران ( وکیل پایـه یک )
فرهاد ضیـاعی : یزد ( وکیل پایـه یک )
حسین مقدم :: تهران ( وکیل پایـه یک )
ثریـا چایی چیـان :: تهران ( وکیل پایـه یک )
عظیم محبی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
ابراهیم احدی : تهران ( وکیل پایـه یک )
مـهدی ارجمندی : تهران ( وکیل پایـه یک )
ابراهیم یوسفی محله : تهران ( وکیل پایـه یک )
حسین جلالی : تهران ( وکیل پایـه یک )
بهادر احمدی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
جواد علم باز : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدرضا زارع :: تهران ( وکیل پایـه یک )
بتول افسری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
خالد داودی :: اهواز ( وکیل پایـه یک )
مجید مـهدوی : تهران ( وکیل پایـه یک )
ابوالفضل عسگری : تهران ( وکیل پایـه یک )
علیرضا نقوی الحسینی ابیـازنی : تهران ( وکیل پایـه یک )
دکترمحمدرضا عزیزالهی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتر محمد حسین شـهبازی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
حسین افشین نیـا : تهران ( وکیل پایـه یک )
سیدمـهدی حسینی دارابی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
غلامرضا پورزاهدی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمود نیکومنش : تهران ( وکیل پایـه یک )
حمـیدرضا مـهرپو : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدهاشم صمدی اهری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سیدحمـیدرضا طباطبایی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
عبدالرضا شریفی اردانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مسعود گماری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مسعود شکری : قدس ( وکیل پایـه یک )
نسیم حسینی فر : تهران ( وکیل پایـه یک )
حسین توتونچی :: اراک ( وکیل پایـه یک )
ابوالفضل حشمتی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدرضا حسینی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
بابک عسکری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
خسرو بیرک آبادی :: فیروزکوه ( وکیل پایـه یک )
مونا هداوندخانی : تهران ( وکیل پایـه یک )
اکبراییـان : تهران ( وکیل پایـه یک )
حجت اله باقریـان : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد رهگذر :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مسعود طاهرپور : ورامـین ( وکیل پایـه یک )
سنجر فخری : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمودرضا سبحانی پور : تهران ( وکیل پایـه یک )
سیدسجاد سلیمـی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
داود کرمعلی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
پژمان کوثری مجد : تهران ( وکیل پایـه یک )
عبدالرحیم آرمان : تهران ( وکیل پایـه یک )
حسین صانعی خوانساری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محبوبه توکلی طرقی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
جلال سلطان احمدی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
منیژه امـینی : تهران ( وکیل پایـه یک )
اکبر محمودی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد ترکمان :: تهران ( وکیل پایـه یک )
علیرضا سوری : تهران ( وکیل پایـه یک )
حمـیدرضا نوروزی قیداری : تهران ( وکیل پایـه یک )
حمـید رجبی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
موسی واحدزاده : تهران ( وکیل پایـه یک )
غلامحسین محمدی : تهران ( وکیل پایـه یک )
حسین ادیب زاده : تهران ( وکیل پایـه یک )
مجید مـیرزایی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مسعود جوادیـه : تهران ( وکیل پایـه یک )
قاسم آهنگری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
منیژه محمدی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
شبیر توپا ابراهیمـی : تهران ( وکیل پایـه یک )
محسن رضاییـان : تهران ( وکیل پایـه یک )
ذبیح اله اولاد :: تهران ( وکیل پایـه یک )
شمس الدین حسینی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
حمـیدرضا گلپور :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد صدرگیلانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
زرین مدنی : تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتر حسین علمـی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
طاهره راستگوی صدخرو : تهران ( وکیل پایـه یک )
حمـید شالباف شیروانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محسن فردوسی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مرتضی پیروزان :: سمنان ( وکیل پایـه یک )
مـهران عبداله پور :: تهران ( وکیل پایـه یک )
رحمن رحیمـی : شـهریـار ( وکیل پایـه یک )
عبدالهادی شادور :: تهران ( وکیل پایـه یک )
علی رهگذر :: شـهریـار ( وکیل پایـه یک )
حسین نقدی گنبد :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سیف اله آذربون : تهران ( وکیل پایـه یک )
مسعود مرادی : بندرعباس ( وکیل پایـه یک )
صابر درفشـه :: تهران ( وکیل پایـه یک )
حسن حسین نژاد کلخوران : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد طالبی آشتیـانی :: دماوند ( وکیل پایـه یک )
مـهدی یوسف زاده :: تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتر سید باقر مـیرعباسی : تهران ( وکیل پایـه یک )
اکبر عسگری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
ابراهیم فدایی : تهران ( وکیل پایـه یک )
سردار خدامـی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
عبدالرضا رامـین فر : تهران ( وکیل پایـه یک )
رضا احمدوند : همدان ( وکیل پایـه یک )
علی افشار : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدرضا بادپا :: سمنان ( وکیل پایـه یک )
ناصر اشرفی : تهران ( وکیل پایـه یک )
علیرضا ثقفی : تهران ( وکیل پایـه یک )
شکوه محمدی مجد : تهران ( وکیل پایـه یک )
مسعود رجبی سیـاه بومـی :: اصفهان ( وکیل پایـه یک )
محمد محمدحسنی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
یحیی رایگانی : تهران ( وکیل پایـه یک )
هایده منصوری : تهران ( وکیل پایـه یک )
خشایـار خسروانی فراهانی : تهران ( وکیل پایـه یک )
رامـین مـهیمنی : گرگان ( وکیل پایـه یک )
شـهباز علیزاده :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدحسن انصاری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
نصراله رستگار :: تهران ( وکیل پایـه یک )
بهزاد فرجپور : مـیامـی ( وکیل پایـه یک )
حمـیدرضا باباپور : تهران ( وکیل پایـه یک )
سیدنادر اوجاقی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
علی روانان :: زاهدان ( وکیل پایـه یک )
مـیترا براتچی : تهران ( وکیل پایـه یک )
غلامرضا سنگانـه : تهران ( وکیل پایـه یک )
لادن متحدین : تهران ( وکیل پایـه یک )
عبداله سمامـی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
لیلا کریمـی مـیانجی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
اسماعیل خلیق خانیگی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محسن ایزانلو :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدعلی مرتضوی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
پرویز خورشید :: تهران ( وکیل پایـه یک )
علی سلطانی : خاش ( وکیل پایـه یک )
رضا عباس موحدی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
کریم حاجی زاده پاکدل : تهران ( وکیل پایـه یک )
ذبیح اله مقدم مـیرشکاری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مریم افدستا : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدرضا ملاحسنی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
علیرضا وحدت نژاد :: تهران ( وکیل پایـه یک )
صادق مددی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
علی پروین :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مرتضی یـاوری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
فروهر نوری فر :: تهران ( وکیل پایـه یک )
علیرضا رمضانی : تهران ( وکیل پایـه یک )
علیرضا نصیرپور : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدرضا نبی زاده اربابی : تهران ( وکیل پایـه یک )
بابک نصراله اصفهانی : تهران ( وکیل پایـه یک )
علی اصغر تاجیک :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدرضا فتحعلی پورامندانی : تهران ( وکیل پایـه یک )
شـهرام زایری زاده همدانی :: بندر لنگه ( وکیل پایـه یک )
محمدرضا رجبی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
اشکان جوادی زاده حقیقی : تهران ( وکیل پایـه یک )
عبدالکریم قاسمـی گوربندی : بندرعباس ( وکیل پایـه یک )
دکتراحمد فاطمـی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
حسن عرب اسمعیلی : شاهرود ( وکیل پایـه یک )
نعمت رضوانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
ایوب زینلی :: بندرعباس ( وکیل پایـه یک )
محسن حبیبی : تهران ( وکیل پایـه یک )
حسین سالارکیـا :: تهران ( وکیل پایـه یک )
ربابه عابدی نیستانک : تهران ( وکیل پایـه یک )
رامتین سالاریـان :: تهران ( وکیل پایـه یک )
ناصر توسلی : تهران ( وکیل پایـه یک )
مجید سرو :: تهران ( وکیل پایـه یک )
امـیر کشاورزی :: مـیبد ( وکیل پایـه یک )
هومن خلف بیگی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مـیترا مـیرنقیبی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
فاطمـه رمضانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مرتضی سهرابی :: شاهرود ( وکیل پایـه یک )
شکوفه شرافت : تهران ( وکیل پایـه یک )
آتوسا وکیل مظفری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
رؤیـا انعامـی : تهران ( وکیل پایـه یک )
صادق شفیعی پور : تهران ( وکیل پایـه یک )
حمـیدرضا جعفری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد رضایی ازندریـانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سیدمحسن اعتضاد :: تهران ( وکیل پایـه یک )
علی نقی زاده کوچصفهانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
معصومـه راحتلو :: تهران ( وکیل پایـه یک )
عباس نیک پیـام : تهران ( وکیل پایـه یک )
حسین ملکی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
آذرالسادات : تهران ( وکیل پایـه یک )
بهروز فتحی : تهران ( وکیل پایـه یک )
مسعود اسلامـی مـهر : تهران ( وکیل پایـه یک )
حمـید قاسمـی : بندرعباس ( وکیل پایـه یک )
مریم مشفق :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مـهدی شریفی : تهران ( وکیل پایـه یک )
علی داوری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سیروس جمشیدپور :: تهران ( وکیل پایـه یک )
شیده کریمـی زندی : تهران ( وکیل پایـه یک )
منیر مشـهوری : تهران ( وکیل پایـه یک )
سیدمحمدرضا منصوری : تهران ( وکیل پایـه یک )
مـیترا غزاله : سمنان ( وکیل پایـه یک )
مژگان دادگریـان شوشتری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
فریبا معتمدی : تهران ( وکیل پایـه یک )
لیلا قزوینی فیروز :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمود مسگریـان : شاهرود ( وکیل پایـه یک )
عبدالصاحب اسکندری : تهران ( وکیل پایـه یک )
حسین پورزلفی : تهران ( وکیل پایـه یک )
مـهرداد فرهی : تهران ( وکیل پایـه یک )
بهزاد اسفندیـاری راد :: تهران ( وکیل پایـه یک )
علی نادری : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدرضا منصورپوردهکا : تهران ( وکیل پایـه یک )
مـهناز خالقی : تهران ( وکیل پایـه یک )
علی جمالی زاده :: تهران ( وکیل پایـه یک )
اکبر ضیـایی :: زابل ( وکیل پایـه یک )
حامد اعلایی نسب :: تهران ( وکیل پایـه یک )
حسین رمضانی نوق :: یزد ( وکیل پایـه یک )
الهام آب روشن :: ری ( وکیل پایـه یک )
ولی اله خانی شوازی :: یزد ( وکیل پایـه یک )
رضا جدلی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
دکترمـهدی مختاری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
داود گل چین : تهران ( وکیل پایـه یک )
فرحناز رشوند : تهران ( وکیل پایـه یک )
مـهدی قادری : تهران ( وکیل پایـه یک )
شـهلا ایـازی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
زهرا عبدالمحمدی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
منصور علیزاده :: تهران ( وکیل پایـه یک )
حسن کربلایی حسنی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
عزیزاله سعادتی ام آباد : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدرضا صادقی نیـای رودسری : تهران ( وکیل پایـه یک )
احمد فرهانی : تهران ( وکیل پایـه یک )
ملک حسن آدینـه وند : شـهریـار ( وکیل پایـه یک )
امـیرحمزه کرمـی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سیدمـهدی مـیروکیلی : یزد ( وکیل پایـه یک )
کورش نادری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدعلی مقبلی هنزایی : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدعلی زارع مـهذبیـه : بندرعباس ( وکیل پایـه یک )
محمد ایزانلو : تهران ( وکیل پایـه یک )
زهرا خرمکی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
رحیم اله جهاندیده : تهران ( وکیل پایـه یک )
عباس کریمـی : تهران ( وکیل پایـه یک )
عبدالمناف دهخدا : تهران ( وکیل پایـه یک )
فریده شایـان نیک : تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتر محمود حبیبی : تهران ( وکیل پایـه یک )
داریوش قدیمـی مقدم : تهران ( وکیل پایـه یک )
سیدیونس نورانی مقدم : تهران ( وکیل پایـه یک )
علی دواچیـان : تهران ( وکیل پایـه یک )
آذر محاسب : تهران ( وکیل پایـه یک )
علی درایتی : تهران ( وکیل پایـه یک )
محسن قاسمـی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مصطفی دشیری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمود کاظمـی : تهران ( وکیل پایـه یک )
عصمت حیدری : تهران ( وکیل پایـه یک )
مسعود بیگلری : تهران ( وکیل پایـه یک )
علیرضا مـیثاقی : تهران ( وکیل پایـه یک )
یوسف محمدی :: اسلامشـهر ( وکیل پایـه 2 )
نسرین کوره پز : تهران ( وکیل پایـه یک )
علی شادمان :: زابل ( وکیل پایـه یک )
حمـید محمدی : تهران ( وکیل پایـه یک )
ابوالفضل اصغری : تهران ( وکیل پایـه یک )
داود کاسه گر محمدی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
کرامت راست گفتار : تهران ( وکیل پایـه یک )
حسین شمس :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد رییسی :: بندرعباس ( وکیل پایـه یک )
سعید عثمانی : زاهدان ( وکیل پایـه یک )
مـهدی بزرگی کوشالشاهی :: کرج ( وکیل پایـه یک )
امـیر نوریـان : شاهرود ( وکیل پایـه یک )
حسین رامـیاد :: تهران ( وکیل پایـه یک )
پرویز محمودیـار : تهران ( وکیل پایـه یک )
فریده دارایی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتر محمود صابر : تهران ( وکیل پایـه یک )
جواد طباطبایی : تهران ( وکیل پایـه یک )
نادر الار :: تهران ( وکیل پایـه یک )
دکترمحمدرضا حکاک زاده : تهران ( وکیل پایـه یک )
سعیده : تهران ( وکیل پایـه یک )
علی : تهران ( وکیل پایـه یک )
رضا امجد : یزد ( وکیل پایـه یک )
محمدتقی قاسمـیان :: تهران ( وکیل پایـه یک )
حسین زینعلی : تهران ( وکیل پایـه یک )
احمد اردکانی : تهران ( وکیل پایـه یک )
یداله کاردان : تهران ( وکیل پایـه یک )
سهراب شکیبا :: یزد ( وکیل پایـه یک )
محمدحسن بشر : تهران ( وکیل پایـه یک )
نادر هوشمند :: تهران ( وکیل پایـه یک )
شاپور خسروی پور : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمود کشاورز :: تهران ( وکیل پایـه یک )
حمـید حجاریـان :: تهران ( وکیل پایـه یک )
هوشنگ خالقی نژاد :: ری ( وکیل پایـه یک )
سیروس قربانیـان گزافرودی : تهران ( وکیل پایـه یک )
سیدعادل حیدری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
جمعه انوری : ایرانشـهر ( وکیل پایـه یک )
سعید خلیلی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مـهدی هاشمـی : بندرعباس ( وکیل پایـه یک )
اسداله داوری ایردموسی : تهران ( وکیل پایـه یک )
جواد اصغریـان : تهران ( وکیل پایـه یک )
حسین طالع : تهران ( وکیل پایـه یک )
علی رفیعی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
صادق ظاعنی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
نوازاله مسرور : تهران ( وکیل پایـه یک )
ابراهیم عاشوری : تهران ( وکیل پایـه یک )
حسین جوانمردی : تهران ( وکیل پایـه یک )
رضا سادات باریکانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
فرانک تیزهوش :: تهران ( وکیل پایـه یک )
فردیس آل یـاسین :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدرفیع نادری : شـهریـار ( وکیل پایـه یک )
کمال جوادی دوگاهه : تهران ( وکیل پایـه یک )
سیف اله نیک : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمود خرمـی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
عبدالقادر آژده :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مـهران محمدلو :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدرضا قیدر : تهران ( وکیل پایـه یک )
خشایـار دهقانی باغبادرانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مجید تشرفی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
زهرا زبرجد : تهران ( وکیل پایـه یک )
رضا نوابی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
قاسم عبدالملکی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سیدمحمد موسی زاده کیوی : شـهریـار ( وکیل پایـه یک )
سیدمرتضی ابریشمـی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
ارشد حسین علی زاده :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مرتضی اشراقی : تهران ( وکیل پایـه یک )
مـهدی اصغری مقدم :: بندرعباس ( وکیل پایـه یک )
بهناز اشتری : تهران ( وکیل پایـه یک )
مـهین برقعی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مرضیـه ونکی : تهران ( وکیل پایـه یک )
اکرم رسولی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مـیترا جباری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
أرش صالحی : تهران ( وکیل پایـه یک )
آرزو ایلخانی نژاد : تهران ( وکیل پایـه یک )
غلامرضا زندکریمـی : تهران ( وکیل پایـه یک )
نگین زارع : تهران ( وکیل پایـه یک )
فرهاد سقائی : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدهادی حسین پور آبندانسری : تهران ( وکیل پایـه یک )
شیما قریب لو : تهران ( وکیل پایـه یک )
فرشته شـهرادبجستانی : تهران ( وکیل پایـه یک )
شروین کاکوان : تهران ( وکیل پایـه یک )
منصور تاشک :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدرضا زارعی : تهران ( وکیل پایـه یک )
مـهدی فصیحی نیـا : تهران ( وکیل پایـه یک )
فریده مـیرسلطانی : تهران ( وکیل پایـه یک )
مقصود سیف اللهی : تهران ( وکیل پایـه یک )
علی اصغر صبور :: تهران ( وکیل پایـه یک )
داود قلی پور :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سیدعلی اصغر نبوی رضوی : تهران ( وکیل پایـه یک )
عباسعلی اکبری : تهران ( وکیل پایـه یک )
امـید ملک نیـا : تهران ( وکیل پایـه یک )
عسگر قاسمـی اقباش : تهران ( وکیل پایـه یک )
شیوا سادات مفتخری صالح :: تهران ( وکیل پایـه یک )
فرشید زنگویی دوم : تهران ( وکیل پایـه یک )
مرتضی ساعی جمال اباد :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمود یـاراحمدی : تهران ( وکیل پایـه یک )
عشرت محمد حسن :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مریم پایـان طبری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مجتبی آریـان : تهران ( وکیل پایـه یک )
طهورا عامری : تهران ( وکیل پایـه یک )
اسمعیل کاوسی : تهران ( وکیل پایـه یک )
سیدهادی مـیرخانی : تهران ( وکیل پایـه یک )
حسن مرادزاده : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدحسین جعفری :: یزد ( وکیل پایـه یک )
منصور جانی پور : بندرعباس ( وکیل پایـه یک )
سوسن محرم خانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
ژاله غفاری :: ابوموسی ( وکیل پایـه یک )
حمـیدرضا ترجمان : تهران ( وکیل پایـه یک )
کیوان کنگرانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
بهروز نعمتی : تهران ( وکیل پایـه یک )
حسین نقدی پری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
حسن باغستانی : تهران ( وکیل پایـه یک )
حسین ثابتی فر :: تهران ( وکیل پایـه یک )
علیرضا باقری :: یزد ( وکیل پایـه یک )
مجید عزیزی قاسم أبادی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سهراب رستمـی : تهران ( وکیل پایـه یک )
امـیرحسین چراغعلی : تهران ( وکیل پایـه یک )
اصغر سیـاه کاری : تهران ( وکیل پایـه یک )
سعید جعفری : تهران ( وکیل پایـه یک )
صدیقه امـینی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
حبیب اله مـیرزاحسینی : تهران ( وکیل پایـه یک )
سعید محبوبی قزاانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سیدحسین هاشمـیان :: تهران ( وکیل پایـه یک )
فیروز فقیـه نصیری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
گلبرگ گلسرخی : تهران ( وکیل پایـه یک )
امـیر یوسف وحدانی : تهران ( وکیل پایـه یک )
یونس قهرمانی : تهران ( وکیل پایـه یک )
مریم سیدجعفری :: شاهرود ( وکیل پایـه یک )
اصغر فریدونی : تهران ( وکیل پایـه یک )
مـهدی هداوندخانی : زاهدان ( وکیل پایـه یک )
علی اصغر عسگری : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمود رهنمای قنبرآبادی : تهران ( وکیل پایـه یک )
نرگس محمدعلی دستجردی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
دکترسیدقاسم زمانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدرضا حاجی قاسم :: تهران ( وکیل پایـه یک )
لیلا حقیقت خواه :: تهران ( وکیل پایـه یک )
عبداله عظیم زاده تبریزی : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدرضا یزدی نظری نژاد : یزد ( وکیل پایـه یک )
فایزه زواره طباطبایی : تهران ( وکیل پایـه یک )
علی رضا پیغامـی نسب : تهران ( وکیل پایـه یک )
نادر پدرام : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدرضا گودرزی : تهران ( وکیل پایـه یک )
ابوالفضل کریمـی : تهران ( وکیل پایـه یک )
پیمان زارعی : بندرعباس ( وکیل پایـه یک )
محمود حسینی نوه : بندرعباس ( وکیل پایـه یک )
محمد رحیمـی فرد : چابهار ( وکیل پایـه یک )
فروغ شریفی : تهران ( وکیل پایـه یک )
امـید آریـانا : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدرضا اکبری :: شاهرود ( وکیل پایـه یک )
اسداله مـهدیـان :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد شکیب رخ : تهران ( وکیل پایـه یک )
انسیـه رییسی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
نیلوفر بخشی : تهران ( وکیل پایـه یک )
سیده آرزو محمودی : تهران ( وکیل پایـه یک )
علیرضا سرداری : تهران ( وکیل پایـه یک )
حسین فارسی علی وند :: تهران ( وکیل پایـه یک )
احمد هاشمـی نـهندر : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمود اورعی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سیداحمد نیکخو :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سبحان مرادپورشمامـی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
شیرزاد اسلامـی : تهران ( وکیل پایـه یک )
لیلا شمخانی : تهران ( وکیل پایـه یک )
علیرضا اسکندری : تهران ( وکیل پایـه یک )
عبدالرحیم مرادی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
احمد زهرایی : تهران ( وکیل پایـه یک )
فرخ خونساری : تهران ( وکیل پایـه یک )
امـیرهوشنگ آعلی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سیدمحمود منیری : تهران ( وکیل پایـه یک )
مانلی کاتوزیـان :: تهران ( وکیل پایـه یک )
لیلا انصاری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
عباس حسینی : تهران ( وکیل پایـه یک )
آنژلا جابری زاده : تهران ( وکیل پایـه یک )
نادر شکری کرده مـهینی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
احمد مـیرزایی راد :: تهران ( وکیل پایـه یک )
فریبا ابراهیم ازناوی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
ملکه رمزیـان : تهران ( وکیل پایـه یک )
فاطمـه ضرابی دروازه :: تهران ( وکیل پایـه یک )
فرزانـه اسبیری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
ابراهیم جعفری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
منصوره باران چشمـه :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد شریف : تهران ( وکیل پایـه یک )
مرتضی عرب : شاهرود ( وکیل پایـه یک )
فرزانـه قلی بیگیـان : تهران ( وکیل پایـه یک )
حسن رحمتی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مـینا نفریـه :: تهران ( وکیل پایـه یک )
زهرا احتسابی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
پیمان ندیمـی فر : تهران ( وکیل پایـه یک )
مجید عرب نایینی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مریم یوسف خواه رودسری : تهران ( وکیل پایـه یک )
نوازش زهرا یـاوری مجیدی : تهران ( وکیل پایـه یک )
فاطمـه هل فروش : تهران ( وکیل پایـه یک )
فرشته مدنی : تهران ( وکیل پایـه یک )
امـیرحسن عابدی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
منصور محمودی : تهران ( وکیل پایـه یک )
حمـید مـهدی زاده : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمود ظهیری : تهران ( وکیل پایـه یک )
مریم چترعنبرین :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدحسین امجدی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مجتبی داستان پور : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدرضا دهقانی سانیج :: تهران ( وکیل پایـه یک )
حمـیدرضا واسع لشکری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
ارام منافی فسقندیس :: تهران ( وکیل پایـه یک )
علی نصیری درونکلا :: تهران ( وکیل پایـه یک )
نقی علیزاده شوییلی : تهران ( وکیل پایـه یک )
علی صفابینش : تهران ( وکیل پایـه یک )
مجتبی غلامـی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدرضا حسنی رنجبر :: تهران ( وکیل پایـه یک )
احسن بوستانی : تهران ( وکیل پایـه یک )
حسن نقی زاده : تهران ( وکیل پایـه یک )
محسن مـیدانشاهی :: بندرعباس ( وکیل پایـه یک )
سعید پورحبیب :: شـهریـار ( وکیل پایـه یک )
حسن لطفی قره چناق : تهران ( وکیل پایـه یک )
علیرضا درویش ها : تهران ( وکیل پایـه یک )
امـیرحسین اسمعیلی : تهران ( وکیل پایـه یک )
فاطمـه السادات حسینی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
حمـیدرضا حبیب وند : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدرضا سهراب :: تهران ( وکیل پایـه یک )
حسن مـیرزاحسینی : تهران ( وکیل پایـه یک )
حمـیدرضا کناری زاده :: بندرعباس ( وکیل پایـه یک )
محمدرضا حیدری : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد محمودی : تهران ( وکیل پایـه یک )
حسین بینا : تهران ( وکیل پایـه یک )
احمد لشکری : تهران ( وکیل پایـه یک )
حسین بیـات پیلان کرکی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
رسول باقرزاده : تهران ( وکیل پایـه یک )
حسین تقی ملا : تهران ( وکیل پایـه یک )
علی محمدنژاد :: تهران ( وکیل پایـه یک )
علی شاهرخی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
حمـید امـیری :: یزد ( وکیل پایـه یک )
دکتر عباس ایمانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
بهمن تقوی : تهران ( وکیل پایـه یک )
عباس قوتی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مختار غفاری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
آلاله جمشیدی :: قشم ( وکیل پایـه یک )
عبدالعلی مـهرخواه : تهران ( وکیل پایـه یک )
حمـیرا عباسی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
علی زارعی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
عباس مزروعی سبدانی : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدرضا باقری :: قدس ( وکیل پایـه یک )
محمدجواد شـهبازی : تهران ( وکیل پایـه یک )
مریم صادق نخجوانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
حسین موذن زاده : سمنان ( وکیل پایـه یک )
حمـیدرضا نیک فرجام :: تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتر عبدالرسول دیـانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
عباس محبی نوذر :: مـیناب ( وکیل پایـه یک )
دکتر بهزاد ساعدی بناب :: تهران ( وکیل پایـه یک )
امـیرمحمد جواهری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
غلامرضا معینی کردی : تهران ( وکیل پایـه یک )
حسن جوادی آفتابدری : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدحسین اثباتی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
علی صادقی : تهران ( وکیل پایـه یک )
علیرضا بهروز : تهران ( وکیل پایـه یک )
سیدمصطفی حسینی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
آرش سرپاسی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد رحیمـی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدحسین اکبری : تهران ( وکیل پایـه یک )
فیروز امجدیـان : تهران ( وکیل پایـه یک )
هما بیـات : تهران ( وکیل پایـه یک )
پوراندخت اسدی انجیله :: تهران ( وکیل پایـه یک )
شورانگیز عریف : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمود ایثاری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مـهنوش اردبادی : تهران ( وکیل پایـه یک )
منصور محمدی زاده :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد جعفر اکبری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
علی ظهیـار :: تهران ( وکیل پایـه یک )
اسفندیـار اتحاد :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدرضا شاکری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
امـیر سهرابی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مجتبی زمانی : تهران ( وکیل پایـه یک )
فرشته اسدی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مـهدی نصیری نژاد :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مریم خرمـی پور : تهران ( وکیل پایـه یک )
ولی اله صادقی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
نادر الوندی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
داریوش سوری : تهران ( وکیل پایـه یک )
حسین کاردان :: تهران ( وکیل پایـه یک )
ساجده اکبریـان : تهران ( وکیل پایـه یک )
جبرییل حافظ زاده : تهران ( وکیل پایـه یک )
عنایت اله سعیدی : تهران ( وکیل پایـه یک )
منصور جهانبخشی : اسلامشـهر ( وکیل پایـه یک )
اصغر ذبحی : تهران ( وکیل پایـه یک )
فرهاد لک : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدکریم علی حسینی نجم آباد : تهران ( وکیل پایـه یک )
بابک صادقی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
حسین بختیـاری : تهران ( وکیل پایـه یک )
ناهید تجاره :: تهران ( وکیل پایـه یک )
حسین کدخدازاده موخر :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد بخشی کشتلی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مسعود مقدم :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدحسین ذوالقدری : تهران ( وکیل پایـه یک )
فاطمـه غفاری شـهربابکی : تهران ( وکیل پایـه یک )
مـیرمجید طاهری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمود شیرخدایی : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمود حاجی ده آبادی :: مـیبد ( وکیل پایـه یک )
محمدرضا کاملی قره مسجد :: تهران ( وکیل پایـه یک )
علی بنایی : تهران ( وکیل پایـه یک )
حسین خوانین زاده :: یزد ( وکیل پایـه یک )
حسین رجب زاده : شمـیرانات ( وکیل پایـه یک )
فاطمـه شکری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
نسرین اکرمـی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
پارسا بخشی زاده :: تهران ( وکیل پایـه یک )
شـهرام امـین زاده : تهران ( وکیل پایـه یک )
مجید آذری : تهران ( وکیل پایـه یک )
احسان نقی پور : تهران ( وکیل پایـه یک )
ابوالفضل صیـاد : تهران ( وکیل پایـه یک )
سید محمد رضا فقیـهی : تهران ( وکیل پایـه یک )
حسن سوادی : تهران ( وکیل پایـه یک )
بیـاتریس صحت :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سیدجواد گیلانی : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد نکویی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
احمد مومنی فراهانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
شاهرخ صیـادیـان :: تهران ( وکیل پایـه یک )
دکترمنصور امـینی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
منصورآقا مسعودی همت آبادی : یزد ( وکیل پایـه یک )
محمدباقر عشیره دوست :: تهران ( وکیل پایـه یک )
علیرضا هاشم زاده : تهران ( وکیل پایـه یک )
فرناز اکبری رومنی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد شمس سولاری : تهران ( وکیل پایـه یک )
پیمان حبیبی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
احمدرضا براتی ورنوسفادرانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدرضا اسمعیلی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
قادر سیروس : تهران ( وکیل پایـه یک )
علی رضا گودرزی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
حمـیدرضا گودرزی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
حسینعلی صالحی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدرضا قربان پور :: شاهرود ( وکیل پایـه یک )
وحید قاسمـی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
زهرا رحمان زاده : تهران ( وکیل پایـه یک )
دکترغلامحسین وحیدی : تهران ( وکیل پایـه یک )
عباس کرخی :: یزد ( وکیل پایـه یک )
عباس عالی نژاد : ورامـین ( وکیل پایـه یک )
محمدرضا بوذری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
داریوش وفاقی : تهران ( وکیل پایـه یک )
مرتضی اسمعیلی آزاد :: مازندران ( وکیل پایـه یک )
عباس روجایی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
کیوان کیـانیـان : تهران ( وکیل پایـه یک )
حسین محمدزاده قره باغ :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سیداسمعیل حسینی : تهران ( وکیل پایـه یک )
حسین جعفری : تهران ( وکیل پایـه یک )
فرامرز نصیری شفتی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
اسماعیل سلوکی : تهران ( وکیل پایـه یک )
حمـیدرضا شکیبانیـا : تهران ( وکیل پایـه یک )
شاهرخ بابا پورخاکی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
فرود یـارمحمدی : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمود بولاغ :: زاهدان ( وکیل پایـه یک )
عبدالرضا خدادادزاده :: بندرعباس ( وکیل پایـه یک )
محمدحسن تیموری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
قدرت اله نعمت الهی : تهران ( وکیل پایـه یک )
حمـیدرضا مـیرزاجانی : مشـهد ( وکیل پایـه یک )
محمدرضا اشراق : تهران ( وکیل پایـه یک )
داود احمدی فر :: تهران ( وکیل پایـه یک )
هوشنگ خدایی : تهران ( وکیل پایـه یک )
احمد ولی زاده : تهران ( وکیل پایـه یک )
صوفیـا جاقاربکیـان :: تهران ( وکیل پایـه یک )
لهراسب حافظی بیرگانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سهیلا دیبافر :: تهران ( وکیل پایـه یک )
رضا رضایی نیـا : تهران ( وکیل پایـه یک )
رحیم یعقوب زاده هریس :: ری ( وکیل پایـه یک )
حسن انصافی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
ابراهیم خلیلی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدمـهدی شعبانی : تهران ( وکیل پایـه یک )
سیدجلال الدین عرشی : تهران ( وکیل پایـه یک )
عبداله جهان بین :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سیدحسین نقیبی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
وحید اشتیـاق :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مرتضی آملی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
اکرم گ نیـا :: تهران ( وکیل پایـه یک )
لطف اله کرد : کرج ( وکیل پایـه یک )
عباس عباس نژاد کنجین : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدجواد شـهسواری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدعلی شریف پور :: تهران ( وکیل پایـه یک )
بهمن اختیـاری اردبیلی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
اکبر پاشایی مقدم :: تهران ( وکیل پایـه یک )
حسن دلشاد :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سیدامرالدین حجازی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
عزیز نمازی حویق :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محسن عسگری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
حسن مصباح : تهران ( وکیل پایـه یک )
علی اصغر حاجی حسینی گزستانی : گرمسار ( وکیل پایـه یک )
شیرین بشیرتاش :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مجتبی جعفری آخا :: تهران ( وکیل پایـه یک )
هوشنگ گلچین : تهران ( وکیل پایـه یک )
وهاب معصومـی : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمود رضایی : تهران ( وکیل پایـه یک )
مـهدی شمسایی :: بندر لنگه ( وکیل پایـه یک )
سیدساجد مختاری : تهران ( وکیل پایـه یک )
عطااله طبیب زاده : تهران ( وکیل پایـه یک )
سعید رحم دزفولی : تهران ( وکیل پایـه یک )
عبدالحسین حق پناهان : تهران ( وکیل پایـه یک )
فرج اسکندرزاده : تهران ( وکیل پایـه یک )
علی قلی زاده :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سیدعباس هاشمـی : تهران ( وکیل پایـه یک )
علی جعفر دولت آبادی فراهانی : تهران ( وکیل پایـه یک )
امـیر سلیم اسدی : تهران ( وکیل پایـه یک )
سیدمحمدعلی سیدین : شمـیرانات ( وکیل پایـه یک )
ماشااله حیدری مقدم : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدجعفر باقری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
غفار بیگلری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سیدمصطفی مصطفوی اردبیلی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
منصور سلاجقه :: تهران ( وکیل پایـه یک )
اکبر اسرافیلی : تهران ( وکیل پایـه یک )
قاسم عبایی : تهران ( وکیل پایـه یک )
جمشید ایمانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد حسین حامدی : یزد ( وکیل پایـه یک )
علی علی بخشی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدجواد زارعی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
بابک صدر : تهران ( وکیل پایـه یک )
هدایت اله سلطانی نژاد : تهران ( وکیل پایـه یک )
فاطمـه محبی : تهران ( وکیل پایـه یک )
شبنم بشیرتاش : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد سعیدی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مرتضی فصیح رامندی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
غلامرضا جیحونیـان :: تهران ( وکیل پایـه یک )
عباس عنصری فرد :: تهران ( وکیل پایـه یک )
کریم کشاورز : تهران ( وکیل پایـه یک )
جواد صدیق :: تهران ( وکیل پایـه یک )
زهرا ملکی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
حمـیدرضا شاهرخی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مریم رضایی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
پریـا فاطمـی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مـهرناز فراطه :: تهران ( وکیل پایـه یک )
احمدرضا معتمدعلیخانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
غلامرضا مـهران فر : تهران ( وکیل پایـه یک )
سیـاوش آزادی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
زهرا صفری خاتونی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد قلیزاده : تهران ( وکیل پایـه یک )
شاهین رحیمـی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
امـیرحسین قاسمـی برجسته :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد کاظم آبادی : تهران ( وکیل پایـه یک )
رضا صبوری : تهران ( وکیل پایـه یک )
سیدحمـیدرضا : تهران ( وکیل پایـه یک )
علیرضا نیـازی انگیلی : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدرضا نصیریـان : تهران ( وکیل پایـه یک )
ابوالحسن پرنوری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدحمـید خاتمـی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
جعفر مصطفی : تهران ( وکیل پایـه یک )
ساحره خلعت بری سلطانی : تهران ( وکیل پایـه یک )
مسعود پاشایی ملکی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سیـامک یوسفی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدرضا داداشی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سعید توکلی : تهران ( وکیل پایـه یک )
شـهرزاد شریفی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سیدعلی محتشمـی :: ری ( وکیل پایـه یک )
منصور شـهبندی نژاد :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مـهدیـه شاطایفه سیـادهنی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
فریدون شامـی : تهران ( وکیل پایـه یک )
بهنام مختاری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
شقایق سجادی : تهران ( وکیل پایـه یک )
زهرا باقری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
عباس مومن آبادی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سیداحمد مبرقع : تهران ( وکیل پایـه یک )
ابوالفضل صادقی : تهران ( وکیل پایـه یک )
حسین صیـادی نژاد : تهران ( وکیل پایـه یک )
شیرین ملکی : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمودرضا پیوند زاده :: تهران ( وکیل پایـه یک )
امـیرعباس کاوسی : تهران ( وکیل پایـه یک )
علیرضا جعفرزاده :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مـهدی روشنی : تهران ( وکیل پایـه یک )
حسن نوبخت شایق : تهران ( وکیل پایـه یک )
دکترسوده حامدتوسلی : تهران ( وکیل پایـه یک )
فرشاد صحتی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
روح اله بشیری ورزقانی : پاکدشت ( وکیل پایـه یک )
ماندانا ظاهری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
علی منصوری فر :: تهران ( وکیل پایـه یک )
غلامرضا کریم خانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدحسین صالحی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
علی بیـانی : تهران ( وکیل پایـه یک )
حمـیدرضا خان کلانی : گرمسار ( وکیل پایـه یک )
سلیمان جعفری : تهران ( وکیل پایـه یک )
مـهران امـینی نسب : تهران ( وکیل پایـه یک )
امـیررضا سادات باریکانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
حسین قنبری : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد نیکیـان قویدل :: تهران ( وکیل پایـه یک )
هنگامـه حسین پور : تهران ( وکیل پایـه یک )
فرهاد چراغی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
شکراله نصیری اوانکی : تهران ( وکیل پایـه یک )
مرتضی یزدانیـار : تهران ( وکیل پایـه یک )
زهرا نوابی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
بهروز زنداستا :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سیدحمـیدرضا سفیداری : تهران ( وکیل پایـه یک )
محسن سامـه : تهران ( وکیل پایـه یک )
رسول اکبری :: شمـیرانات ( وکیل پایـه یک )
فرهاد دادرس قره لر : تهران ( وکیل پایـه یک )
حسن زنگی فیروز جایی : دماوند ( وکیل پایـه یک )
عیسی حسن زاده : تهران ( وکیل پایـه یک )
عباس بزرگی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
معصومـه علی حسین زهرایی : تهران ( وکیل پایـه یک )
سیدعلی جمالی رضوی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سیدعباس حسینی :: دماوند ( وکیل پایـه یک )
محمدحسین موحدی : تهران ( وکیل پایـه یک )
هانیـه سادات حسینی لر : تهران ( وکیل پایـه یک )
سودابه طرزی :: بندر لنگه ( وکیل پایـه یک )
مـهدی حیدری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
علی چهره سا کومله :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سیـامک نجارزاده : تهران ( وکیل پایـه یک )
جمـیله ستایش نـهاد : تهران ( وکیل پایـه یک )
یـاسمن خواجه نوری : تهران ( وکیل پایـه یک )
گیسو اسد زاده :: تهران ( وکیل پایـه یک )
حمـیدرضا کاکاوند : تهران ( وکیل پایـه یک )
لعیـا باقری صمغ آبادی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سیدلویی عادلی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
هاله شیرمحمدی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
آویشن طاهری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سیدحمـیدرضا قادری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
معراج مسعودی : تهران ( وکیل پایـه یک )
مژگان بیضایی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد خسروی : تهران ( وکیل پایـه یک )
مایـا کاکویی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
آرزو مقامـی راد :: تهران ( وکیل پایـه یک )
راشین کاظمـی نیـا : تهران ( وکیل پایـه یک )
محسن کاشانی حصاری : تهران ( وکیل پایـه یک )
مـهرداد فتاح دیزجی : تهران ( وکیل پایـه یک )
علی یـاراحمدی : تهران ( وکیل پایـه یک )
علیرضا پورتقی : تهران ( وکیل پایـه یک )
شیرین دشتی : تهران ( وکیل پایـه یک )
ولی اله احمدی : تهران ( وکیل پایـه یک )
مـهتا محمدی : تهران ( وکیل پایـه یک )
وجیـهه محمدپناه :: تهران ( وکیل پایـه یک )
رضا یزدی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مـهرداد باقری : تهران ( وکیل پایـه یک )
سیدجواد حسینی سامـیان :: تهران ( وکیل پایـه یک )
رامبد امـین زاده :: تهران ( وکیل پایـه یک )
بابک موحدی : تهران ( وکیل پایـه یک )
ملیحه قصری دولابی : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد احمدزاده :: تهران ( وکیل پایـه یک )
صباءالسادات مـیرمحمد :: تهران ( وکیل پایـه یک )
آمنـه خالقی خلخالی : تهران ( وکیل پایـه یک )
عبداله سلیمانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
حسین اسلامـی نیـا : تهران ( وکیل پایـه یک )
رضا فرنیـان :: تهران ( وکیل پایـه یک )
هومن صدر :: تهران ( وکیل پایـه یک )
ناهید محمدی عراقی : تهران ( وکیل پایـه یک )
فرشید فرهنگی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
یوسف حاجی اسفندیـاری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
حمـیدرضا اروجی : تهران ( وکیل پایـه یک )
معصومـه بحرانی : تهران ( وکیل پایـه یک )
اسماعیل خلیلی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
بهاره دولو : تهران ( وکیل پایـه یک )
ابوالقاسم دارستانی فراهانی : تهران ( وکیل پایـه یک )
آناهیتا اخوان : تهران ( وکیل پایـه یک )
حسین حسن زاده :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مریم سادات محسنی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
حمـیدرضا صفایی تبار : تهران ( وکیل پایـه یک )
آزیتا پولادوند :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محسن احمدپور خانقشلاقی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد قائمـی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
فاطمـه نصیری خانیـانی : قدس ( وکیل پایـه یک )
گلریز گلسرخی : تهران ( وکیل پایـه یک )
رحمان بیکی : تهران ( وکیل پایـه یک )
علیرضا سلیمـی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
حبیب نادری مـهابادی : تهران ( وکیل پایـه یک )
علی خوش نشین : تهران ( وکیل پایـه یک )
مجید یوسفی : تهران ( وکیل پایـه یک )
علیرضا اسمعیلی : تهران ( وکیل پایـه یک )
فرشاد بنی عامریـان : تهران ( وکیل پایـه یک )
اصغر حمـیدی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد علیمحمدی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مـهدی منوچهری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
حمـیدرضا مـیقانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
علیرضا زارعی نژاد :: تهران ( وکیل پایـه یک )
بهاره عمرانی راد :: تهران ( وکیل پایـه یک )
فهیمـه مقیمـی : تهران ( وکیل پایـه یک )
سوسن رحیم زاده :: تهران ( وکیل پایـه یک )
حسن وکیلیـان :: تهران ( وکیل پایـه یک )
حسن صفایی : تهران ( وکیل پایـه یک )
دکترسیدناصر سلطانی : تهران ( وکیل پایـه یک )
مجید شـهسواری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد جواد عامری پور :: بندرعباس ( وکیل پایـه یک )
رزانا عوض نژادفرد :: تهران ( وکیل پایـه یک )
جلال جعفری : تهران ( وکیل پایـه یک )
داود امرایی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محسن افشاری : تهران ( وکیل پایـه یک )
سیدعلی شاه صاحبی : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد بختیـاری : تهران ( وکیل پایـه یک )
امـیرحسین مشـهدی ملک :: تهران ( وکیل پایـه یک )
کرم حسین یـاری فیروزآباد : تهران ( وکیل پایـه یک )
نیر پورمـیرمعصوم : تهران ( وکیل پایـه یک )
مرجان اسلامـی : تهران ( وکیل پایـه یک )
امـیررضا الداغی :: اسلامشـهر ( وکیل پایـه یک )
جمشید خان محمدی خاتون اباد : نیر ( وکیل پایـه یک )
آلیس دربندی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سامـیرا درخشان داوری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مژده معدندار :: تهران ( وکیل پایـه یک )
فرشاد قاسمـی : تهران ( وکیل پایـه یک )
احسان افشاری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
ناصر حمداله :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سیدحسن : مـیامـی ( وکیل پایـه یک )
رحمان عابدزاده :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مجید ابویی مـهریزی : تهران ( وکیل پایـه یک )
منصور احمدی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مـهدی رستمـی عمران :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مـهدی زاهدیـان تجنکی : تهران ( وکیل پایـه یک )
بهروز ماهرنژاد :: تهران ( وکیل پایـه یک )
داود جهان بین : تهران ( وکیل پایـه یک )
حسین قهاری : تهران ( وکیل پایـه یک )
بهرام طاهری : تهران ( وکیل پایـه یک )
نسیم آروند : ابوموسی ( وکیل پایـه یک )
صدیقه محمودی : تهران ( وکیل پایـه یک )
زهرا رحمانی دولت آبادی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
بهروز مطلب زاده :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد برقانی شاد : تهران ( وکیل پایـه یک )
معصومـه هادیـان رسنانی : تهران ( وکیل پایـه یک )
ندا غلامحسین :: قشم ( وکیل پایـه یک )
علی ده نمکی :: شاهرود ( وکیل پایـه 2 )
زهرا سلطانعلی : تهران ( وکیل پایـه یک )
مصطفی شعبانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
دکترمـیترا ضرابی : تهران ( وکیل پایـه یک )
مازیـار قاسمـی گودرزی : تهران ( وکیل پایـه یک )
حمـیده حبیبی : تهران ( وکیل پایـه یک )
علی حسن زمانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
رضا حیدری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
بهروز عرب زاده :: تهران ( وکیل پایـه یک )
فرهاد عبداله پور : تهران ( وکیل پایـه یک )
حسین هدایت : تهران ( وکیل پایـه یک )
رضا مصوری : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدحسن طولابی : خرم آباد ( وکیل پایـه یک )
مـهران رمضانی شیرسوار :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مـهدی زادعلی :: اسلام‌شـهر ( وکیل پایـه یک )
مدیـا زیـادبخش : تهران ( وکیل پایـه یک )
سارا عسکریـان مقدم :: تهران ( وکیل پایـه یک )
پرویز جدیدی : تهران ( وکیل پایـه یک )
مرجان طهماسبی :: یزد ( وکیل پایـه یک )
احمد خوش بهار : تهران ( وکیل پایـه یک )
مـهدی عرب عامری : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمود پاداش :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مـهدی آریـانژاد :: تهران ( وکیل پایـه یک )
عباس مرادی :: سمنان ( وکیل پایـه یک )
حمـیدرضا کرامتی زاده : تهران ( وکیل پایـه یک )
نجمـه وحیدی نژاد :: تهران ( وکیل پایـه یک )
نگار رهگرای : تهران ( وکیل پایـه یک )
حسین کمـیلی : تهران ( وکیل پایـه یک )
کاظم دیوان دری : مـیامـی ( وکیل پایـه یک )
هاشم : تهران ( وکیل پایـه یک )
حمـید صادقی : بندرعباس ( وکیل پایـه یک )
فرشته بطیـاری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سیدقاسم هاشمـی :: یزد ( وکیل پایـه یک )
سید محمد مـیری : تهران ( وکیل پایـه یک )
مـهدی حق بین جهرمـی : تهران ( وکیل پایـه یک )
مـهدی شیخ مومنی : تهران ( وکیل پایـه یک )
فاطمـه حاتمـی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
بیژن خلیل ارجمندی مطلق :: اردکان ( وکیل پایـه یک )
محمدرسول کریمـی فرد : تهران ( وکیل پایـه یک )
حسن ناظم زاده :: تهران ( وکیل پایـه یک )
افشین نمدیـان :: تهران ( وکیل پایـه یک )
حجت اله ابویسانی : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد صادقی : بندرعباس ( وکیل پایـه یک )
ناصر زرگری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
لیدا یـارمحمد توسکی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
جواد بهلولی : تهران ( وکیل پایـه یک )
فریدون جلیلی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
اسماعیل اسحاقی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
بهرام آریـان کلور : تهران ( وکیل پایـه یک )
علیرضا کلهر : تهران ( وکیل پایـه یک )
علی اصغر مختاری ماربینی :: پاکدشت ( وکیل پایـه یک )
مـهدی مقدریـان :: بندر لنگه ( وکیل پایـه یک )
نسرین سلطانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سارا تحوار : تهران ( وکیل پایـه یک )
مـهدی علی زاده :: تهران ( وکیل پایـه یک )
علی دهقانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
صدیقه شریفی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
فاطمـه حمـیدی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مـهدی اخلاقی کاسانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سیدرضا پورطراح :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مژگان حاجت طلب زیدهی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
شیرین سلیمـیان :: تهران ( وکیل پایـه یک )
علی رضایی فر : تهران ( وکیل پایـه یک )
حمـید رضا کشتکارجولادی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
بهرام قربانی : بندر لنگه ( وکیل پایـه یک )
مـهرانگیز سلطان حسینی : تهران ( وکیل پایـه یک )
مرتضی کلاته :: تهران ( وکیل پایـه یک )
کامران کاظمـی : تهران ( وکیل پایـه یک )
عباس اسدی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
حسن آقاخانی : تهران ( وکیل پایـه یک )
هومن کریمـی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
فرهاد موید فر :: ری ( وکیل پایـه یک )
حسین جوزا :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سعید قادری :: شمـیرانات ( وکیل پایـه یک )
مریم رحیمـیان : تهران ( وکیل پایـه یک )
فهیمـه پورغفور : تهران ( وکیل پایـه یک )
لیلا حیدری : تهران ( وکیل پایـه یک )
راحله سیدمرتضی حسینی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
زهرا تحریری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
زینب پورکریم عربی : تهران ( وکیل پایـه یک )
مـهدی کامرانیـان :: پاکدشت ( وکیل پایـه یک )
نگار ایلخانی زاده : تهران ( وکیل پایـه یک )
ناهید مستوفی : تهران ( وکیل پایـه یک )
اسماعیل حاتمـی : تهران ( وکیل پایـه یک )
توحید سلام زاده سلماسی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
فرانک امانی : حاجی آباد ( وکیل پایـه یک )
مسعود ارونقی : تهران ( وکیل پایـه یک )
شراره امـین دارالضربی : تهران ( وکیل پایـه یک )
مجید کاهویی : سمنان ( وکیل پایـه یک )
نوذر صادقی : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدعلی نظریـان بهنمـیری : تهران ( وکیل پایـه یک )
فهیمـه طهماسبی : تهران ( وکیل پایـه یک )
رضا محمدی : یزد ( وکیل پایـه یک )
محمد مباحی : تهران ( وکیل پایـه یک )
مـهری رضایی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
عبدالحمـید عسگری : تهران ( وکیل پایـه یک )
حمـیدرضا حیدری : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد رضا ایروانی : تهران ( وکیل پایـه یک )
مجتبی رضایی ششجوانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مـهدی چای بخش : تهران ( وکیل پایـه یک )
رقیـه حسن زاده : تهران ( وکیل پایـه یک )
موسی دوستیـاری : شـهریـار ( وکیل پایـه یک )
ندا حسنی سرکانی :: بندرعباس ( وکیل پایـه یک )
فرزانـه منفردجیرنده :: تهران ( وکیل پایـه یک )
نازنین شـهباز پور : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد اصلانی : تهران ( وکیل پایـه یک )
اسمعیل احسانی راد : تهران ( وکیل پایـه یک )
سبحان عباسی قاسم آبادی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
نادره قاسمـی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
نازیلا همایون پور : تهران ( وکیل پایـه یک )
ایرج افشاری اسفید واجانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
الهام فراهانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
فاطمـه موذن :: تهران ( وکیل پایـه یک )
امـیر ناظم بافقی :: بافق ( وکیل پایـه یک )
سیدمحمدحسین آل یـاسین : گرمسار ( وکیل پایـه یک )
عباس رادمـهر :: شاهرود ( وکیل پایـه یک )
علی دهقانی احمد آبادی :: اردکان ( وکیل پایـه یک )
یـاسمـین بهزادی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
داود محمد رضا :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محسن ولی پور : تهران ( وکیل پایـه یک )
لیلا آذرهوش : تهران ( وکیل پایـه یک )
فرشید نویدی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
حسین اسفندیـاری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
حسن صفرنژاد شلمانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
بهیـه کاکاوند :: تهران ( وکیل پایـه یک )
رقیـه درویش آقاجانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
یوسف بخشی پورآناقزی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
پرویز رجبلو :: زنجان ( وکیل پایـه یک )
علی فرهادی : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدرضا توکلی زاده :: یزد ( وکیل پایـه یک )
اصغر امـیدوند : تهران ( وکیل پایـه یک )
پژمان جاهدی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدرضا صداقت فر : زاهدان ( وکیل پایـه یک )
فاطمـه صالحی راد : تهران ( وکیل پایـه یک )
مـهرداد سهرابی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
منیرالسادات هاشمـی : تهران ( وکیل پایـه یک )
سهیلا اخوان کلوری : تهران ( وکیل پایـه یک )
ابراهیم موحد :: تهران ( وکیل پایـه 2 )
زهره شاه زیدی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
گلباغ احسنی : تهران ( وکیل پایـه یک )
مـیترا نوری آسیـابر : تهران ( وکیل پایـه یک )
ویدا اقصایی اصل :: تهران ( وکیل پایـه یک )
الهام انصاری نیـاکی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
خسرو خاندانی :: یزد ( وکیل پایـه یک )
فرزاد تحیری : تهران ( وکیل پایـه یک )
ابوالفضل ساعدی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
رضا فیروزی : تهران ( وکیل پایـه یک )
لیلا حقی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
حسین چاکری یزدی :: یزد ( وکیل پایـه یک )
مجتبی مصطفوی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
دین شاه وجدان ایرانی : تهران ( وکیل پایـه یک )
مـهدی پهلوان فوکلایی : مـیناب ( وکیل پایـه یک )
سعید رشیدآبادی :: پیشوا ( وکیل پایـه یک )
محمدکاظم مـیرزایی : تهران ( وکیل پایـه یک )
مصطفی لطفی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
ثریـا ستوده صدر : تهران ( وکیل پایـه یک )
ابوالفضل انوری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
شـهرزاد عریف : تهران ( وکیل پایـه یک )
فرزاد فرپروین : تهران ( وکیل پایـه یک )
داریوش زندیـه :: تهران ( وکیل پایـه یک )
زهرا بهرامـی : تهران ( وکیل پایـه یک )
عیسی نبی یی : تهران ( وکیل پایـه یک )
فرناز زرنگار :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مرتضی ابراهیمـی آشتیـانی : تهران ( وکیل پایـه یک )
اکبر صدری یزدی : یزد ( وکیل پایـه یک )
بهروز صفری تالار پشتی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سیدناصر لر : تهران ( وکیل پایـه یک )
علی حسین سلیمـیان :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سیدجمال الدین حیدری منش : تهران ( وکیل پایـه یک )
نجمـه توکلیـان فرد :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سجاد بازگیر فرد :: تهران ( وکیل پایـه یک )
جواد رضایی اهری : تهران ( وکیل پایـه یک )
سیدهادی رکنی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
رسول قاسمـی برزگر :: تهران ( وکیل پایـه یک )
کیـامرث سلطانیـان :: تهران ( وکیل پایـه یک )
عبدالرضا الار :: تهران ( وکیل پایـه یک )
حسین آقامحمدی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سعید مرادی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
کیـهان معتمدی :: شمـیرانات ( وکیل پایـه یک )
زهرا خانمـیرزایی : تهران ( وکیل پایـه یک )
نگاه سرخیل : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد عباسی : تهران ( وکیل پایـه یک )
لیدا عسکرنیـا : تهران ( وکیل پایـه یک )
مـهرداد جمالی : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد فرخی : تهران ( وکیل پایـه یک )
ملیحه فخری هنزایی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
زهره ملک زادهافشاری : یزد ( وکیل پایـه یک )
دکتر سیدحسین مـیرشاکی : تهران ( وکیل پایـه یک )
سید محسن مطلبی :: شاهرود ( وکیل پایـه یک )
هرمز عبداللهی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
پریسا امـینی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
بهنام حاتمـی :: بندرعباس ( وکیل پایـه یک )
مـهدی آشتیـانی مقدم :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سیدمراد : تهران ( وکیل پایـه یک )
علیرضا لطفی :: دامغان ( وکیل پایـه یک )
رضا کریمـی عرب : تهران ( وکیل پایـه یک )
جلال کیـامـهر :: بندرعباس ( وکیل پایـه یک )
فرزانـه ظهره وند : تهران ( وکیل پایـه یک )
مسعود عباسی نیکو :: تهران ( وکیل پایـه یک )
زمان محمدی فر متهور : تهران ( وکیل پایـه یک )
حسن شمسایی : تهران ( وکیل پایـه یک )
نرگس زارع زاده : تهران ( وکیل پایـه یک )
عباسعلی تاجیک : تهران ( وکیل پایـه یک )
شـهریـار شاهرخ : تهران ( وکیل پایـه یک )
فاطمـه تمـیمـی : تهران ( وکیل پایـه یک )
علی شاکری : تهران ( وکیل پایـه یک )
رضا مـهدوی راد :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مـیکاییل کاویی : چابهار ( وکیل پایـه یک )
عارفه شاه زینبی :: تفت ( وکیل پایـه یک )
مژگان کریمـی : تهران ( وکیل پایـه یک )
حمـیدرضا لطفی : سمنان ( وکیل پایـه 2 )
علی رفیعی مقدم :: تهران ( وکیل پایـه یک )
ولی اله شاهی : تهران ( وکیل پایـه یک )
معصومـه ظهوریـان نجار :: دامغان ( وکیل پایـه یک )
مقدم شجاع شفیعی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
معصومـه گیلانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
بهناز آیت الهی مـهرجردی : تهران ( وکیل پایـه یک )
زهرا قاسمـی : رباط‌کریم ( وکیل پایـه یک )
ملیحه قربانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مـهناز پرنده افشار :: تهران ( وکیل پایـه یک )
عباس اثنی عشری : بندر لنگه ( وکیل پایـه یک )
علی زارع مـهرجردی : یزد ( وکیل پایـه یک )
سیده فرزانـه عظیمـی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
پژمان واعظی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
نادر زمانی : شمـیرانات ( وکیل پایـه یک )
اسحاق کشواد : ورامـین ( وکیل پایـه یک )
فاطمـه محمدی مغانجوقی : تهران ( وکیل پایـه یک )
مـیر خالقی : پارسیـان ( وکیل پایـه یک )
جلیل جلیلی : تهران ( وکیل پایـه یک )
پرناز منجمـی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
داریوش خوش دامن :: بندرعباس ( وکیل پایـه یک )
داود صیفی خانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
زهرا پیگرد : جاسک ( وکیل پایـه یک )
محمدابراهیم کلایی :: بندر لنگه ( وکیل پایـه یک )
فرنوش یـاقوت ریز : تهران ( وکیل پایـه یک )
عبدالمـهدی مـهدی پناه :: بندرعباس ( وکیل پایـه یک )
مـهدی مظاهری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
احمد فدایی : تهران ( وکیل پایـه یک )
احمد رشید نژاد :: تهران ( وکیل پایـه یک )
گلاله عبداله پور : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدرضا دلیر : تهران ( وکیل پایـه یک )
علیرضا وراقی : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدرضا زارع بیدکی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
امامعلی ابراهیمـی نیـا : شـهریـار ( وکیل پایـه یک )
غلامعلی گل کرمـی : تهران ( وکیل پایـه یک )
کیـارش کیـانی : خاتم ( وکیل پایـه یک )
علی مظفری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
رحیم سعیدی : تهران ( وکیل پایـه یک )
سروش محجوبی : تهران ( وکیل پایـه یک )
سیدتقی ال :: تهران ( وکیل پایـه یک )
امـیر بابامرادی : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدرضا محمدزاده نوری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
امـیر حسین فیوج : تهران ( وکیل پایـه یک )
پروین قلی بیگیـان :: تهران ( وکیل پایـه یک )
حسین شـهید : تهران ( وکیل پایـه یک )
مـهزاد کی آرش :: تهران ( وکیل پایـه یک )
حسن سعید درودی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
ابراهیم سلطانی لرگانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
عباس محمدی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتراسماعیل کهنمویی : بندرعباس ( وکیل پایـه یک )
غلامرضا درگاهی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
آرش امـین زاده : شاهرود ( وکیل پایـه یک )
سید ابوالفضل جدایی : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد اکبری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
امـیر فرجی کریمـی پور :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محسن عین الهی : تهران ( وکیل پایـه یک )
لیلا اسلامـی مبین : نیر ( وکیل پایـه یک )
جمشید برز آبادی : تهران ( وکیل پایـه یک )
سعید قاهری : تهران ( وکیل پایـه یک )
طاهر طاهریـا : ری ( وکیل پایـه یک )
عبدالعلی ارم :: مـیناب ( وکیل پایـه یک )
طاهره درخشان : شـهریـار ( وکیل پایـه یک )
حسین مصطفوی پاشا کلایی : بندرعباس ( وکیل پایـه یک )
نازنین کیـانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمود عصاره : تهران ( وکیل پایـه یک )
نادر محمدپور :: تهران ( وکیل پایـه یک )
احمد نعمتی مشگانی :: ری ( وکیل پایـه یک )
ارسلان کریمـی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
شاهرخ غلامـی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
بهناز هنرمند : تهران ( وکیل پایـه یک )
حمـید فاتح نیـا راویز : تهران ( وکیل پایـه یک )
کیوان یـاسان :: تهران ( وکیل پایـه یک )
حیدرعلی افتخاری : تهران ( وکیل پایـه یک )
بهرام قربانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
حمـید بارانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مجید سعید عرب : تهران ( وکیل پایـه یک )
مرتضی پناهیـان :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سیروس حیدری :: بندرعباس ( وکیل پایـه یک )
حسن یـهری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
فرزانـه یونسی : تهران ( وکیل پایـه یک )
سیما آشوبی : تهران ( وکیل پایـه یک )
قدیر نصرالدیوانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
منصور طغرلی : پیشوا ( وکیل پایـه یک )
ابراهیم فخرالدین :: تهران ( وکیل پایـه یک )
رسول سلیمـی دوست :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مـهدی باقریـان : چابهار ( وکیل پایـه یک )
فریدون ارجمند خوارزمـی : تهران ( وکیل پایـه یک )
صفت الله عباسی فشمـی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سید آقا علوی فر :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مـهرداد رنجبر :: تهران ( وکیل پایـه یک )
رضا ساده :: تهران ( وکیل پایـه یک )
رضا وطن خواه : کرج ( وکیل پایـه یک )
مجید رحیمـی شـهمـیرزادی : بندرعباس ( وکیل پایـه یک )
سیدمـهدی حجتی : تهران ( وکیل پایـه یک )
عیسی قربانی ولیک چالی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
علیرضا مرندی : تهران ( وکیل پایـه یک )
غلامرضا مرادی : تهران ( وکیل پایـه یک )
سیدحسن امـیرشاهی : تهران ( وکیل پایـه یک )
ابوالفضل فیـاضی : تهران ( وکیل پایـه یک )
قاسم پویـان :: تهران ( وکیل پایـه یک )
ابراهیم رستمـی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
حسینقلی یزدانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدعلی احسانی : تهران ( وکیل پایـه یک )
حمـیدرضا حاجی صفری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
ابوالفضل پی بر کار :: تهران ( وکیل پایـه یک )
بهمن رضیعی : تهران ( وکیل پایـه یک )
عباسعلی اکبری حامد : تهران ( وکیل پایـه یک )
عیسی علیجان پور آقاملکی : تهران ( وکیل پایـه یک )
علی رحیمـی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
زرین ودایع خیری : تهران ( وکیل پایـه یک )
احمد هوشمند : تهران ( وکیل پایـه یک )
حجت الله توپا اسفندیـاری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد یعقوب یوسفی هشتجین : تهران ( وکیل پایـه یک )
بهمن گل محمدی :: گرمسار ( وکیل پایـه یک )
درویشعلی سقایی : تهران ( وکیل پایـه یک )
حسین حق پرست تنـها :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سیمـیندخت سجادی اصل : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد آقاجانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
فرهاد ایرانپور : تهران ( وکیل پایـه یک )
مرجان اصفهانیـان : تهران ( وکیل پایـه یک )
اسکندر ابراهیم پور : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد حاجبی آغچه رود :: ایرانشـهر ( وکیل پایـه یک )
علی ملکی : تهران ( وکیل پایـه یک )
احمد شـهریـاری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد قوتی :: ورامـین ( وکیل پایـه یک )
کاظم امـینیـان : تهران ( وکیل پایـه یک )
سید اسماعیل زارعی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سیدجواد حسینی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سعید رضایی : ری ( وکیل پایـه یک )
جلیل پورسلیم بناب : تهران ( وکیل پایـه یک )
افراسیـاب خلعت بری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد خنسیر : تهران ( وکیل پایـه یک )
فرهاد نیری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
حمـید مـیرزاوند : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدرضا کارگر : تهران ( وکیل پایـه یک )
بهنام حبیب زاده مؤمن : تهران ( وکیل پایـه یک )
ابوالفضل باقری : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدرضا قایدی : تهران ( وکیل پایـه یک )
سید عالی حجتی : تهران ( وکیل پایـه یک )
علی آخوند زاده : خاتم ( وکیل پایـه یک )
علی اصغر اکبری : شاهرود ( وکیل پایـه یک )
محمد آریـانژاد : تهران ( وکیل پایـه یک )
جلیل امـیدی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
فریبرز نیکزاد :: تهران ( وکیل پایـه یک )
حمـیدرضا سلمانیـان : تهران ( وکیل پایـه یک )
ناصر ادیب سنایی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدرضا جعفری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سید هاشم معصومـی : تهران ( وکیل پایـه یک )
امـیرمحمد اسکندری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد کرمانشاهی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
علی اصغر خطیبی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد جمشیدی : تهران ( وکیل پایـه یک )
حسین مـهدیخانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مسعود جوادی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
عطا غفاری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مراد علی محمودی : تهران ( وکیل پایـه یک )
منوچهر بختیـاری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مسعود تیموری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
حسین یعقوبی : تهران ( وکیل پایـه یک )
بهروز همایون فر :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سعید حسینی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سید مجید غفاری : تهران ( وکیل پایـه یک )
علی فروزانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سعید بابازاده :: تهران ( وکیل پایـه یک )
بهزاد بزرگان :: تهران ( وکیل پایـه یک )
ساسان قاسمـی : تهران ( وکیل پایـه یک )
توفیق عرفانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
ناصر علاءالدینی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
عیسی کوچک حق بین : سمنان ( وکیل پایـه یک )
جمال اکبری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
عباسعلی داروی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
زهرا امـیر افشاری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
دکترحسن بادینی : تهران ( وکیل پایـه یک )
حبیب اله قاسم زاده حبیبی : کرج ( وکیل پایـه یک )
حسین امـیری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد رضا محمد صادق :: تهران ( وکیل پایـه یک )
دکترمحمد دمرچیلی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
تراب مـهردوست : تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتر علی اصغر مـهابادی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
علی بهداد :: تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتر محمد صالحی راد :: تهران ( وکیل پایـه یک )
عبدالنبی نیک اعتقاد :: بندرعباس ( وکیل پایـه یک )
محمود قمشال : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد رضا مومنی : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد رضا حسین خان قندهاری : تهران ( وکیل پایـه یک )
عبدالکریم غلامـی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتر علی حاتمـی : تهران ( وکیل پایـه یک )
سید اکبر فقیـهی نیـا :: تهران ( وکیل پایـه یک )
حسین اسدیـان راد :: مـهدی‌شـهر ( وکیل پایـه یک )
جمـهور خلعت بری سلطانی : تهران ( وکیل پایـه یک )
سیـامک هوشمند : شمـیرانات ( وکیل پایـه یک )
دکتر محمد جواد رضایی زاده : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد فروزش : زابل ( وکیل پایـه یک )
بهرام صادقی نیری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
حمـیدرضا صابری : تهران ( وکیل پایـه یک )
علا مـینایی : تهران ( وکیل پایـه یک )
آزیتا غیـاثیـان :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مـهران مرسلی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد رنجبر :: تهران ( وکیل پایـه یک )
فربد نظری : تهران ( وکیل پایـه یک )
سیدخالص حسینیـان :: تهران ( وکیل پایـه یک )
امـیر حسین الوان ساز یزدی :: یزد ( وکیل پایـه یک )
عباس دهقان : یزد ( وکیل پایـه یک )
مـهنازالسادات مـیر :: تهران ( وکیل پایـه یک )
همت اله مـیرزایی طاقی :: مـیامـی ( وکیل پایـه یک )
سید یوسف محسنی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
علی شعبانزاده : تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتر باقر انصاری : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدصادق اقبال :: تهران ( وکیل پایـه یک )
معصومـه شفیعی ثابت : تهران ( وکیل پایـه یک )
وجیـه اله محمدی : تفت ( وکیل پایـه یک )
داود حاجی علیـان : تهران ( وکیل پایـه یک )
کاوس محمدی قرقانی :: بندرعباس ( وکیل پایـه یک )
بهمن امـین منصور : تهران ( وکیل پایـه یک )
سعید اسحقی نیـا :: اردکان ( وکیل پایـه یک )
بهزاد فغانی : تهران ( وکیل پایـه یک )
فاطمـه گلزار : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدرضا اشراقی : تهران ( وکیل پایـه یک )
حسین حسن پور اله حق :: تهران ( وکیل پایـه یک )
دکترسورنا زمانیـان :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سالومـه سیف :: تهران ( وکیل پایـه یک )
زهرا وریج کاظمـی :: سمنان ( وکیل پایـه یک )
افشین عامری :: بندرعباس ( وکیل پایـه یک )
برومند باستانی مجاوری : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدرضا عابدین :: تهران ( وکیل پایـه یک )
بلقیس برهانی : یزد ( وکیل پایـه یک )
جواد ال طه افزادی : تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتر احمد اسدی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
رضا عباسی : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمود وفادار دواجی : تهران ( وکیل پایـه یک )
زهرا قاسمـی شوریجه :: تهران ( وکیل پایـه یک )
زین العابدین قطبی : تهران ( وکیل پایـه یک )
مجید ایرمان :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مریم برزگر :: تهران ( وکیل پایـه یک )
حمـیدرضا ارجی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدرضا نجاتی اردکانی : اردکان ( وکیل پایـه یک )
مرضیـه کلیلی :: یزد ( وکیل پایـه یک )
مژگان پور خردمند : یزد ( وکیل پایـه یک )
عبدالله اسماعیلی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
رو ح اله زمانی دهجی : یزد ( وکیل پایـه یک )
بهروز کریمـی : تهران ( وکیل پایـه یک )
آزاده کی شاهرخ : تهران ( وکیل پایـه یک )
وحید اکبرزاده مفرد : شاهرود ( وکیل پایـه یک )
پیمان فراهانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
رضا زین گنجه :: فیروزکوه ( وکیل پایـه یک )
فرشته فرج زاده :: تهران ( وکیل پایـه یک )
طیبه کاظمـی : یزد ( وکیل پایـه یک )
منصور امـیری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
اصغر شعبانپور تجنکی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مـهاسا طهماسبی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
کیوان کرمستجی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
جواد عباسی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
شکیبا آصفی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
روزبه وثوق احمدی : تهران ( وکیل پایـه یک )
مسعود غلامـی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
بابک برقی : تهران ( وکیل پایـه یک )
رحمت نوروزی : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدعلی رنجبر : بافق ( وکیل پایـه یک )
مـینا کاغذی ویجویـه :: شـهرکی و ناروی ( وکیل پایـه یک )
رضا فراهانی : تهران ( وکیل پایـه یک )
غزاله جبلی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
فرانک خاکسار :: تهران ( وکیل پایـه یک )
احمد فتحی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مـهدیـه ابویی : تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتر امـین پاشای امـیری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
علیرضا کعبیـان پور : تهران ( وکیل پایـه یک )
اکبر قاسمـی آقباش :: تهران ( وکیل پایـه یک )
فرامرز علیزاده : تهران ( وکیل پایـه یک )
شادی رصدی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سجاد ابراهیمـی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
آزاده ریـاحی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
شـهرام طاهی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
آناهیتا آل یـاسین :: تهران ( وکیل پایـه یک )
حمـید حاجیـان :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدعلی عامری : ورامـین ( وکیل پایـه یک )
فاطمـه اسماعیلی : تهران ( وکیل پایـه یک )
سحر یغمایی : تهران ( وکیل پایـه یک )
حسن صفرنژاد : تهران ( وکیل پایـه یک )
ابراهیم اکبری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
علیرضا دهمـیانی : تهران ( وکیل پایـه یک )
فریبا زینائی : پارسیـان ( وکیل پایـه یک )
علیرضا صراف :: تهران ( وکیل پایـه یک )
معصومـه عامری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
کامبیز خاکدوست : تهران ( وکیل پایـه یک )
هادی اسداله زاده گودرزی : تهران ( وکیل پایـه یک )
قاسم اسفندیـار :: تهران ( وکیل پایـه یک )
تورج ایرجی : مشـهد ( وکیل پایـه یک )
فخرالسادات سادات خیـابانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
هوشنگ پوربابایی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
علی رامبد : تهران ( وکیل پایـه یک )
حمـید باقرزاده : تهران ( وکیل پایـه یک )
علی موسی یی : تهران ( وکیل پایـه یک )
حسین رمضانقربانی : دامغان ( وکیل پایـه یک )
رسول اوجاقلو : شمـیرانات ( وکیل پایـه یک )
نازیلا ایرانی :: نیک‌شـهر ( وکیل پایـه یک )
آزیتا اعتماد : بندرعباس ( وکیل پایـه یک )
زهره صادقی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
علی رضا عبدیـان : ری ( وکیل پایـه یک )
محمود جعفری : تهران ( وکیل پایـه یک )
حسین مشایخ شالی : تهران ( وکیل پایـه یک )
پروانـه بخشی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مریم همانی : تهران ( وکیل پایـه یک )
نسترن شاهرخی مافی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
رضا ارجمند :: تهران ( وکیل پایـه یک )
حسین سرتیپی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
رقیبه شاهمرادی : تهران ( وکیل پایـه یک )
ساغر کریم پور : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد کمالی :: مـیناب ( وکیل پایـه یک )
مـینو اصغری : تهران ( وکیل پایـه یک )
امـیر باقری :: شاهرود ( وکیل پایـه یک )
محمدجواد طامـهری زاده :: ری ( وکیل پایـه یک )
محمدحسین فلاح :: یزد ( وکیل پایـه یک )
الهام رضوی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
عباس هادیـان فر :: بستک ( وکیل پایـه یک )
محمود آقچه لو : تهران ( وکیل پایـه یک )
بیتا فتحعلیـان :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مرجان فروزان :: قدس ( وکیل پایـه یک )
محمودرضا تاجداری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
بهنام یوسفیـان شوره دلی : تهران ( وکیل پایـه یک )
شادان علم بیگی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
رویـا محرمعلییـان : تهران ( وکیل پایـه یک )
سیدمصطفی مرتضوی : تهران ( وکیل پایـه یک )
حسین یوسف زاده :: تهران ( وکیل پایـه یک )
صائمـه عبداله پور :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدعلی فیروزی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سحر محسنی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مـهدی شریفی : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد اویسی کیـا :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مریم نقاشان :: تهران ( وکیل پایـه یک )
اکرم السادات ساداتی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمف اکبرزاده : بندرعباس ( وکیل پایـه یک )
دکترعلیرضا سایبانی :: بندرعباس ( وکیل پایـه یک )
مسعود سعیدی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
نرگس غلامـی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
ریحانـه زارع زنده :: تهران ( وکیل پایـه یک )
شاهپور دولتشاهی : تهران ( وکیل پایـه یک )
زهرا شقاقی : ری ( وکیل پایـه یک )
حسین جعفری : سیستان وبلوچستان-ایرانشـهر-بزمان ( وکیل پایـه یک )
علی زارعشاهی :: مـیبد ( وکیل پایـه یک )
مجید محمدی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
کاظم فتاحی زارچ :: صدوق ( وکیل پایـه یک )
ابوالفضل خلج :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سمـیع الله نظری : ری ( وکیل پایـه یک )
سیـاوش نورانی :: شمـیرانات ( وکیل پایـه یک )
داود چشمـی : تهران ( وکیل پایـه یک )
علی خلیل خلیلی : تهران ( وکیل پایـه یک )
مجتبی روان خواه :: دامغان ( وکیل پایـه یک )
زهرا امانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سعید محمدحسینی : سمنان ( وکیل پایـه یک )
زهرا کمالی : سمنان ( وکیل پایـه یک )
هومان سادات اخوی : تهران ( وکیل پایـه یک )
سید مـهدی کمالی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
ماندانا نوروزی :: خاش ( وکیل پایـه یک )
علیرضا لطفیـان :: تهران ( وکیل پایـه یک )
احمد جوانمرد : شاهرود ( وکیل پایـه یک )
علی ولی زاده :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مریم درویش :: تهران ( وکیل پایـه یک )
راضیـه مظاهری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سرور شیخ حسینی : زاهدان ( وکیل پایـه یک )
مریم جمشیدیـان : تهران ( وکیل پایـه یک )
منوچهر غفوری :: بندرعباس ( وکیل پایـه یک )
علی مختاری : تهران ( وکیل پایـه یک )
علیرضا وظیفه دان : زاهدان ( وکیل پایـه یک )
فاطمـه جمال الدینی : تهران ( وکیل پایـه یک )
حسین رحیمـی خجسته : تهران ( وکیل پایـه یک )
آرش شـهیدی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
آزاده حمسی : تهران ( وکیل پایـه یک )
فریـال شمس گلپایگانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
فرشته نامدار :: گرمسار ( وکیل پایـه یک )
رضا عبدالحسینی : تهران ( وکیل پایـه یک )
مژگان جعفری : تهران ( وکیل پایـه یک )
نازنین کیـانی فرد : تهران ( وکیل پایـه یک )
حمـیدرضا مساحی : تهران ( وکیل پایـه یک )
مریم فخرایی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
یونس راثی : تهران ( وکیل پایـه یک )
حمـید ملایی : تهران ( وکیل پایـه یک )
نوشین سلطان محمدی : تهران ( وکیل پایـه یک )
لیلی خسروی حقیقی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
جلیل حاملی : تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتراحسان هومن : تهران ( وکیل پایـه یک )
فاطمـه احمدی : تهران ( وکیل پایـه یک )
عاطفه افرا : بستک ( وکیل پایـه یک )
ساره جعفریزدی : تهران ( وکیل پایـه یک )
حجت اله بحری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
علی رضا محمدی :: شاهرود ( وکیل پایـه یک )
الهه مـهدیـان : یزد ( وکیل پایـه یک )
لیلا عزتی کامکار :: شـهریـار ( وکیل پایـه یک )
مجید ثابتی :: اردکان ( وکیل پایـه یک )
ام البنین یوسفی فرد : زاهدان ( وکیل پایـه یک )
محبوبه یزدانی : زاهدان ( وکیل پایـه یک )
مجید پناه بر : بندرعباس ( وکیل پایـه یک )
داود غیـاثوند : تهران ( وکیل پایـه یک )
امـیر رستم نژاد مقدم : ری ( وکیل پایـه یک )
احمدرضا غلامـی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمود هاشمـی : بافق ( وکیل پایـه 2 )
نسرین زندی : تهران ( وکیل پایـه یک )
باقر طاهریـان فر : مـیامـی ( وکیل پایـه یک )
گلناز فیروزی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
عباس ظهیری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
شراره مفیدیـان : تهران ( وکیل پایـه یک )
ابراهیم گودرزی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
ابوالفضل روحی جهرمـی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
فریبا رفیعی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
علیرضا قاسمـی : تهران ( وکیل پایـه یک )
الهام باقر پور ولو جردی : زاهدان ( وکیل پایـه یک )
اکبر بهروزی گهراز :: شـهریـار ( وکیل پایـه یک )
آمنـه اقابیک : تهران ( وکیل پایـه یک )
علی آقا غلامـی کرزانی : تهران ( وکیل پایـه یک )
رضا آقا :: تهران ( وکیل پایـه یک )
شادی صابری احمدی : تهران ( وکیل پایـه یک )
منا مشـهدی : تهران ( وکیل پایـه یک )
لیلا سعادتی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
نوش آفرین مجد زاده خاندانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
جهانگیر بهرامـی :: بندرعباس ( وکیل پایـه یک )
محمدرضا مـیسمـی : تهران ( وکیل پایـه یک )
مـهدی عشقی مقدم :: زاهدان ( وکیل پایـه یک )
دکتر مرجان آتشی گلستان : تهران ( وکیل پایـه یک )
سید داود حسینی : بندرعباس ( وکیل پایـه یک )
مجید دهقان چناری :: یزد ( وکیل پایـه یک )
فرشید رضایی : تهران ( وکیل پایـه یک )
وجیـه السادات لاجوردی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
حبیب محسنی جهرمـی :: بندرعباس ( وکیل پایـه یک )
مـهدی رضوانی : تهران ( وکیل پایـه یک )
سیدنبی سلیمانی رکن آبادی : تهران ( وکیل پایـه یک )
نادیـا تاجیک : تهران ( وکیل پایـه یک )
فهیمـه قدیمـی نوران :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سیدحسن هاشمـی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
کمال عزیز وکیلی : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد رضایی : تهران ( وکیل پایـه یک )
رضا سالاری : بندرعباس ( وکیل پایـه یک )
رضا ناظری المشیری : زابل ( وکیل پایـه یک )
محمد کریم خانی : اسلامشـهر ( وکیل پایـه یک )
دکتر محمد ورمزیـار :: تهران ( وکیل پایـه یک )
روح اله سلاجقه : کرمان ( وکیل پایـه یک )
فرهاد شیخ لویی بناب : تهران ( وکیل پایـه یک )
ساناز دادگسترنیـا :: مـیبد ( وکیل پایـه یک )
محمود بیرقیـان : تهران ( وکیل پایـه یک )
زهرا السادات نواب زاده شـهر بابکی : تهران ( وکیل پایـه یک )
لیلا محقق منتظری : تهران ( وکیل پایـه یک )
شـهربانو حقی بریس : تهران ( وکیل پایـه یک )
مـهدی رضائی : شاهرود ( وکیل پایـه یک )
حسین وفا : بندرعباس ( وکیل پایـه یک )
زهرا ایمانی حسان :: تهران ( وکیل پایـه یک )
حمـید فدایی جویباری : تهران ( وکیل پایـه یک )
علیرضا حسنی :: دامغان ( وکیل پایـه یک )
محمدرضا جعفری ندوشن :: یزد ( وکیل پایـه یک )
شیرین دخت پیروزان فرد :: تهران ( وکیل پایـه یک )
حمـید خوانین زاده : یزد ( وکیل پایـه یک )
ناصر بطحایی : تهران ( وکیل پایـه یک )
نصرت اله رحمتی : تهران ( وکیل پایـه یک )
سیدمحمدعلی مشیر استخاره : تهران ( وکیل پایـه یک )
احترام السادات جوادی : تهران ( وکیل پایـه یک )
مـهدیـه ناظمـیان : یزد ( وکیل پایـه یک )
فرزانـه همت :: بندر لنگه ( وکیل پایـه یک )
لیلا مفصلی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
ولی اله رستمـی : تهران ( وکیل پایـه یک )
زینت اندرز : دماوند ( وکیل پایـه یک )
سمـیرا عباس زاده اکبری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سیف اله رسولوی بنیس :: تهران ( وکیل پایـه یک )
فریبا مـیرزانیـا :: تهران ( وکیل پایـه یک )
رحیم محسنی : اسلام‌شـهر ( وکیل پایـه یک )
شـهناز شیبانی : بندرعباس ( وکیل پایـه یک )
بهرام جعفربای :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مـینا احمدی :: نیک‌شـهر ( وکیل پایـه یک )
عباس گودرزی : تهران ( وکیل پایـه یک )
زهرا ملک زاده جوادی :: چابهار ( وکیل پایـه یک )
الهه احمدی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سیدمحمد حسینی :: یزد ( وکیل پایـه یک )
گراناز خرمشاهی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتر خیراله هرمزی : تهران ( وکیل پایـه یک )
لیلا وسایلی : تهران ( وکیل پایـه یک )
حامد ساده :: تهران ( وکیل پایـه یک )
اسحق بامری :: زاهدان ( وکیل پایـه یک )
محمد بادامچی : تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتر بهروز گلپایگانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
رعنا انصاری : تهران ( وکیل پایـه یک )
امـیدعلی رحیمـی ناغانی : اسلامشـهر ( وکیل پایـه یک )
عباس متولی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
علی مرادی : تهران ( وکیل پایـه یک )
سبحان پویـا : رباط‌کریم ( وکیل پایـه یک )
پدیده گلتپه : تهران ( وکیل پایـه یک )
علیرضا بستاندوست : سمنان ( وکیل پایـه یک )
پوپک شغفی : دماوند ( وکیل پایـه یک )
حسام الدین نعیمـی بافقی : بافق ( وکیل پایـه یک )
علی کاظم زاده : تهران ( وکیل پایـه یک )
مرجان حسنی : تهران ( وکیل پایـه یک )
فریبا خسروی : تهران ( وکیل پایـه یک )
فرزانـه ولی زاده : تهران ( وکیل پایـه یک )
منصور شـهبازیـان :: شـهریـار ( وکیل پایـه یک )
محمود دادخواه تهرانی : اردکان ( وکیل پایـه یک )
حسن مـهدی زاده اردکانی : اردکان ( وکیل پایـه یک )
محمدرضا خدامـی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
فاطمـه صفرزاده مطلق :: تهران ( وکیل پایـه یک )
شـهرزاد دلیر : تهران ( وکیل پایـه یک )
شیدا بهرامـی عبدالملکی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
حمـیدرضا حریری مقدم :: تهران ( وکیل پایـه یک )
حمـیدرضا مقیمـی فیروز آباد :: خاتم ( وکیل پایـه یک )
سیدمـهدی رضوی پنداسی : پیشوا ( وکیل پایـه یک )
شیرین دراج :: تهران ( وکیل پایـه یک )
عباس حسین زاده : تهران ( وکیل پایـه یک )
سیدامـین شجاعی اکی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
علیرضا شجاعی : اسلام‌شـهر ( وکیل پایـه یک )
علی اکبر شالچیـان : تهران ( وکیل پایـه یک )
علی حسین روحی آغجه کهل : چابهار ( وکیل پایـه یک )
لاله خامنـه :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مـهناز ابوطالبی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
احمد محترم :: یزد ( وکیل پایـه یک )
فریبا تقوایی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
شـهلا کریمـی : تهران ( وکیل پایـه یک )
مریم جوادی اقدم :: تهران ( وکیل پایـه یک )
علی حاجی محمدزاده :: تهران ( وکیل پایـه یک )
فرهاد شمس : ورامـین ( وکیل پایـه یک )
حسین رضا علی : ری ( وکیل پایـه یک )
سیدمصطفی هاشمـی ابرند آبادی :: یزد ( وکیل پایـه یک )
محمدرضا غلامپورباینوجی : بندر لنگه ( وکیل پایـه یک )
ابراهیم همتی : بندرعباس ( وکیل پایـه یک )
فاطمـه کاهه : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدرضا تیموری : بندرعباس ( وکیل پایـه یک )
رضا حاذق پور :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدمـهدی محمدی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
فاطمـه شاکری : قشم ( وکیل پایـه یک )
لیلا گودرزی : تهران ( وکیل پایـه یک )
نورالهدی صدر : تهران ( وکیل پایـه یک )
علیرضا کشاورزی : تهران ( وکیل پایـه یک )
یوسف قربانی : حاجی آباد ( وکیل پایـه یک )
پروین اسرافیلی : تهران ( وکیل پایـه یک )
الهه قربانی شریف :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سیدابوالحسن علوی باجگانی :: یزد ( وکیل پایـه یک )
موسی طوبایی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
ناصر رستمـی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
نجف علی برهمن : تهران ( وکیل پایـه یک )
مجید فرزاد : تهران ( وکیل پایـه یک )
سیـامک برهانی : شمـیرانات ( وکیل پایـه یک )
محمد محمدی : تهران ( وکیل پایـه یک )
شکوه نامدار :: تهران ( وکیل پایـه یک )
کامران ولی زاده :: ماکو ( وکیل پایـه یک )
حسن محمدی مطلق : اردکان ( وکیل پایـه یک )
فرامرز عبداله نژاد : تهران ( وکیل پایـه یک )
کاظم آقاجانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
جواد دهقانی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
هژیر قدس : تهران ( وکیل پایـه یک )
حبیب اله نشتا علی :: نشتارود ( وکیل پایـه یک )
خسرو احمدی : تهران ( وکیل پایـه یک )
سید رضا هاشمـی :: سمنان ( وکیل پایـه یک )
بهناز بیـانی قره شیران :: تهران ( وکیل پایـه یک )
حسین رباطی شیرزاد :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مصطفی شفقی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
فاطمـه فخیم حمزه نیـا : ابرکوه ( وکیل پایـه یک )
نجم الدین جهانی : تهران ( وکیل پایـه یک )
مـهدی ملکی مقدم بروجردی : تهران ( وکیل پایـه یک )
علی اکبر شاهنظری کرباسرایی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مـهری شریفی : پاکدشت ( وکیل پایـه یک )
مـهدیـه سادات مـیر زاده : قشم ( وکیل پایـه یک )
محمدعلی آقایی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
صفی اله پرواز : تهران ( وکیل پایـه یک )
فواد محتاجی شـهری : زابل ( وکیل پایـه یک )
محمد علی محبعلی زاده گشتی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محسن اکبری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مـینو قره باغی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
امـیرحسین چاوشی : تهران ( وکیل پایـه یک )
شـهربانو یکتن ثانی : تهران ( وکیل پایـه یک )
حمـیدرضا مستشاری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مرتضی کناری زاده :: بندرعباس ( وکیل پایـه یک )
نبی اله کلامـی :: ری ( وکیل پایـه یک )
قدرت اله غلامـی : تهران ( وکیل پایـه یک )
نسرین مجدی : تهران ( وکیل پایـه یک )
یوسف فرهمند نیـا :: تهران ( وکیل پایـه یک )
رضا دادمرزی : تهران ( وکیل پایـه یک )
سعادت اله سلطانی نژاد : تهران ( وکیل پایـه یک )
نادر جعفری :: بندرعباس ( وکیل پایـه یک )
عباس اجتهادی : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدرضا ابوطالبی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد صالحی : تهران ( وکیل پایـه یک )
افسانـه حیدری مقدم :: تهران ( وکیل پایـه یک )
صالح شـهباززاده : تهران ( وکیل پایـه یک )
سیدمحمد حجازیـان یزدی : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمود پویـان :: تهران ( وکیل پایـه یک )
فرشید فرزاد امـیر ابراهیمـی :: قشم ( وکیل پایـه یک )
غلامحسین صادقی قهاره : تهران ( وکیل پایـه یک )
سعید نصیری : بندرعباس ( وکیل پایـه یک )
علی شعبانی ورکی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
بهزاد فتح اله پور :: آمل ( وکیل پایـه یک )
هوشنگ اقبال : شمـیرانات ( وکیل پایـه یک )
حسین ابراهیمـی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدرضا حسنعلی زاده :: تهران ( وکیل پایـه یک )
حسنعلی عیوضی :: شـهریـار ( وکیل پایـه یک )
بابک جعفری : تهران ( وکیل پایـه یک )
سیدمـهدی منصوری طزنجی : مـیبد ( وکیل پایـه یک )
مـیرزاعلی محمد متوسلیـان :: یزد ( وکیل پایـه یک )
همایون فلاحیـان :: تهران ( وکیل پایـه یک )
غلامرضا رمضانی ماهونکی : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد مرادی : بندرعباس ( وکیل پایـه یک )
محمود نبوی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
ایرج خزاعی فرد : کرمان ( وکیل پایـه یک )
محمدرضا علی احمدی : تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتر منصور جباری قره باغ :: تهران ( وکیل پایـه یک )
هادی خرمشاهی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مریم شاهی : تهران ( وکیل پایـه 2 )
رضا قدرتی توستانی : تهران ( وکیل پایـه یک )
معصومـه محمدزاده دهج :: تهران ( وکیل پایـه یک )
احمد صالحی :: بندرعباس ( وکیل پایـه یک )
فرهاد سلیمانی دامنـه :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمود رشیدی : تهران ( وکیل پایـه یک )
نورعلی محمد زاده ویژه : اردکان ( وکیل پایـه یک )
هادی معنوی امـین : شـهریـار ( وکیل پایـه یک )
علی جوانبخت لاله :: تهران ( وکیل پایـه یک )
فرهاد بومـه :: بندرعباس ( وکیل پایـه یک )
مرتضی عادل : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدرضا علیزاده ثابت : تهران ( وکیل پایـه یک )
ساسان ملک مطیعی : تهران ( وکیل پایـه یک )
رحیم نویدان فر :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مجید معظم اسلاملو :: تهران ( وکیل پایـه یک )
علی فدایی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
نادر برومند : تهران ( وکیل پایـه یک )
غلامرضا فرخنده : تهران ( وکیل پایـه یک )
علیرضا شکیبایی : یزد ( وکیل پایـه یک )
سهیلا کرم پور :: تهران ( وکیل پایـه یک )
نوراله ابرند آبادی : یزد ( وکیل پایـه یک )
جعفر امـیری : ورامـین ( وکیل پایـه یک )
محسن مرشدی نودژ : بندرعباس ( وکیل پایـه یک )
علی اکبر قدیمـی توکلی :: مشـهد ( وکیل پایـه یک )
خلیل مـهدی زاده دستجردی : تهران ( وکیل پایـه یک )
عالمتاج قنادی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
بیژن امـیری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدتقی مظلومـی :: خاش ( وکیل پایـه یک )
سید علی قوامـی ماسوله : تهران ( وکیل پایـه یک )
علی اکبری بعد چپری : تهران ( وکیل پایـه یک )
محسن کوهکن ریزی : تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد پور مختار :: تهران ( وکیل پایـه یک )
حسن صفری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
بهروز رهنمون : تهران ( وکیل پایـه یک )
مـهدی موسی زاده : شاهرود ( وکیل پایـه یک )
علیرضا صالحی ابرقویی : یزد ( وکیل پایـه یک )
محمدهادی عباس زاده : تهران ( وکیل پایـه یک )
نصراله ستوده انواری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدحسن جداری فروغی : گرمسار ( وکیل پایـه یک )
دکترمحمد علی اخوت : تهران ( وکیل پایـه یک )
سیدعلی خاقانی مفرد : زاهدان ( وکیل پایـه یک )
مانا صدرالحفاظی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمدرضا رحیمـی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
زیبا هوشیـار : تهران ( وکیل پایـه یک )
شمـیم جهان بخشی : تهران ( وکیل پایـه یک )
معصومـه انوشـه :: تهران ( وکیل پایـه یک )
هادی تاجی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
بهاره کوثری مقدم : تهران ( وکیل پایـه یک )
بهاره قلی زاده سندابی : تهران ( وکیل پایـه یک )
بابک بختیـاری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
آمنـه وندسازجو : تهران ( وکیل پایـه یک )
لیلا سلاحی جعفری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
کیوان فخری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
طلا رضوی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
زهرا اینانلو آق ساقلو : رباط‌کریم ( وکیل پایـه یک )
اکبر شندواری : تهران ( وکیل پایـه یک )
سجاد پاشایی : رباط‌کریم ( وکیل پایـه یک )
زهره معصومـی : تهران ( وکیل پایـه یک )
سمانـه کارآمد :: تهران ( وکیل پایـه یک )
حمـید جعفری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
دکترامـیر عباس امـیر شکاری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
عباس بیدرام گرگابی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد گیلک : ورامـین ( وکیل پایـه یک )
اعظم نوروزی قلعه بابا خانی : تهران ( وکیل پایـه یک )
شـهره وزیری : تهران ( وکیل پایـه یک )
مریم اعلایی :: خاتم ( وکیل پایـه یک )
مصطفی عباسی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
مـهرناز مـهرابی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
صفر گرگانی فیروزجایی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
محمد مـهدی رستم پور شند آبادی : تهران ( وکیل پایـه یک )
لیلا خزاعی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
عفت السادات سعادتمندی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
بهاره عسگری :: تهران ( وکیل پایـه یک )
دکتر حسن محسنی :: تهران ( وکیل پایـه یک )
سعید اقبالی : تهران ( وکیل پایـه یک )
سیده سحر طالبی : تهران ( وکیل پایـه یک )

. نیک اولاد عراقی . نیک اولاد عراقی




[نیک اولاد عراقی]

نویسنده و منبع | تاریخ انتشار: Tue, 21 Aug 2018 06:27:00 +0000



نیک اولاد عراقی

ریشـه یـابی معنی عجم | پژوهشـهای ایرانی.دریـای پارس.

یسی رنج بردم بدین سال سی 

عجم زنده کردم بدین پارسی 

واژه عجم عجم (Ajam-Ajaam- Hajam)در زبان فارسی و در بیشتر زبانـهای آسیـایی مانند هندی، نیک اولاد عراقی اردو، پشتو، بلوچی، کردی، ترکی و … معنی ایرانی و زبان فارسی مـی‌‌دهد اما درون زبان عربی امروزه بـه معنی غیر عرب بکار مـی‌‌رود درون برهه‌ای از تاریخ بـه معنایی کـه زبان فصیح عربی را متوجه نمـی‌شد عجم مـی‌‌گفتند. نیک اولاد عراقی درون دوره بنی امـیه این کلمـه کاربرد تحقیر آمـیز داشت اما امروزه معنای لغوی نفهم وبه معنای فردی کـه عربی را نمـی‌داند کاربردی درون ادبیـات عرب ندارد.

البته هنوز هم درون بعضی از شـهرهای خلیج فارس عده‌ای قوم پرستان تند رو ، کلمـه عجم را بصورت اعجمـی به منظور تحقیر بر ضد شیعیـان بکار مـی‌‌برند اما کاربرد تحقیر آمـیز این واژه درون ادبیـات عرب اکنون جایگاهی ندارد. نیک اولاد عراقی عجم بصورت هجم و هخم و هیم نیز تلفظ شده است. احتمال دارد بین واژه هخامنش و و کلمـه عجم ارتباط وجود داشته باشد. زیرا کلمـه جم و یم کـه ریشـه اصلی عجم هستند درون زبان لاتین بصورت خ Haxâm تلفظ مـی‌‌شود البته کلمـه هخا درون سنگ نوشته‌ها و در متون لاتین وجود دارد. این فرضیـه وجود دارد کـه آیـا بین عجم و هخم ارتباط اتیمولوژی وجود دارد یـا خیر درون قدیمـی‌ترین متون فارسی ،جمشیدیـان، جم ،عجمـیان و عجمان داریم. اماواژه هخاان درون ادبیـات فارسی بعد از اسلام نیست.(نظر بـه اهمـیت موضوع خواهشمند استانیکه با خط مـیخی و زبان اوستایی آشنا هستند نظر بدهند)

ریشـه‌های واژه عجم جم +ا ل = الجم = اجم =عجم   . عجم پیوند واژه‌ای و تاریخی با جم شید و جم دارد جم نام کوچک جمشید پادشاه افسانـه‌ای ایران هست که با شخصیت حضرت سلیمان یکی دانسته مـی‌‌شود. جمشید از دو واژه جم و شید تشکیل شده است. جم و یم از یک ریشـه هست و معنی های مختلفی دارد  از جمله معنی دریـا و اقیـانوس و گروه و هسته و ریشـه مـی‌‌دهد و شید یعنی درخشندگی همـیشگی و هم معنی خور هست که به منظور مبالغه درون معنی با شید ترکیب مـی‌شود و خورشید خوانده مـی‌شود کـه تابناکی ابدی را برساند. جمشید بر روی هم مفهوم جم درخشان، دریـای نور ،خورشید تابان ،دریـای تابناک، فروغ جاودان را مـی‌‌رساند.

امروزه کلمـه عجم درون زبان عربی بـه معنی غیر عرب بکار مـی‌‌رود البته درون درازای زمان عجم درون قالبهای زبان عربی صرف شده و معنی های دیگری هم پیدا کرده هست مانند معجم – عجمـه و … به منظور چند سده عجم فقط به منظور ایرانیـان و سرزمـین ایران بکار مـی‌‌رفته هست کما اینکه امروزه درون خوزستان، اعراب هنوز هم بـه فارس ها “عجم ” مـی‌‌گویندو این عبارت نـه تنـها تحقیر آمـیز نبود بلکه موجب افتخار بود بطوری کـه بعضی از عربها حتی درون دوره جاهلی داستان‌های شکوهرایـان عجم و مُلک جم  و ملوک جم را با افتخار نقل مـی‌‌د .

سپس عجم درون یک برهه از تاریخ فقط به منظور فارسها و مترادف پارسیـان بکار گرفته مـی‌‌شد. به منظور اولین باردر دوره بنی امـیه کاربرد تحقیر آمـیز کلمـه عجم به منظور مترادف فارس و مجوس بیـان شده هست . بعدها بدلیل صرفی بودن زبان عربی کـه هر واژه مـی‌‌تواند بـه ۵۴ واژه تبدیل شود جم و عجم بـه واژه‌های متعددی مانند معجم عجمـه و غیره تبدیل شد(مانند کلمـه شاه کـه امروزه واژه‌های متعددی درون عربی از آن گرفته شده مانند . باشا- باشویـه – شـهی و اشتها)یـا کلمـه چراغ (سراج) گناه جناح و یـا گچ و گیل کـه عربها ناچاربوده‌اند آن را جص و جیر تلفظ نمایند و دهها کلمـه از آن درون عربی وجود دارد ولی فارسی زبان هیچگاه تصور نمـی‌کند کـه این کلمـه فارسی هست به هر حال کلمـه عجم خیلی قدیمـیتر از دوره سیـادت اعراب مسلمان است.

درطول تاریخ کاربردهای متعددی داشته‌است و به گونـه‌های مختلفی بکار رفته‌است. درون برهه‌ای از تاریخ بهی کـه زبان عربی را متوجه نمـی‌شد اعجمـی مـی‌گفتند کـه این لقب درون دوره موالی بیشتر بـه ایرانیـان اطلاق مـی‌شد. به منظور اولین باردر دوره بنی امـیه کاربرد تحقیر آمـیز کلمـه عجم به منظور مترادف پارسی و مجوس بیـان شده‌است. اما امروزه کاربرد معنای تحقیر آمـیز”زبان کند(ال کّن)” بندرت درون ادبیـات عرب جایگاه دارد.

بعدها بدلیل قالبها و صرفی بودن زبان عربی جم و عجم بـه واژه‌های متعدد و در قالبهای فعلی صرف شده هست و معانی دیگری هم بر آن بار شده هست مانند معجم، تعجیم، عجمـه اعجمـی عجمان و غیره.(رک:آنندراج)

عجم درون زبان‌های مختلف بصورتهای گوناگون مانند هجم – هخم – هیم- ایم- حیم نیز تلفظ شده‌است. گمان مـی‌رود بین واژه هخامنش و کلمـه عجم ارتباط وجود داشته باشد. زیرا کلمـه جم و یم کـه ریشـه اصلی عجم هستند درون زبان لاتین بصورت خ Haxâm تلفظ مـی‌شود.شاید کلمـه جمشیدیـان درون نگارش لاتین بـه هخاان تبدیل شده باشد.زیرا درون ادب کلاسیک فارسی جمشید – جم و عجمـیان هست اماهخاان یـا اخامنید وجود ندارد. تلفظ مختلف کلماتی مانند یعقوب- جاکوب=خاکوپ= یـاکوب = هاکوپ – جوان = یوان = هوان= خواوان و … نیز مـی تواند این فرضیـه را اثبات کند.در قدیمـی‌ترین متون فارسی، جمشیدیـان، جم، عجمـیان و عجمان بـه چشم مـی‌خورداماواژه هخاان درون ادبیـات فارسی بعد از اسلام نیست. کما اینکه کلمات کوروش – خشایـار – اردشیر و …. نیز درون پارسی قدیم شکل دیگری داشته‌اند بطوریکه کوروش برگشت یـافته بـه فارسی است. گمان مـی‌روداصل آن کوروس یـا خروش باشد و لفظ کوروش تلفظ عبری ان است,

ریشـه‌های واژه عجم

 

Khaleej ajam

جم +ال = الجم = اجم =عجم پیوند واژه‌ای و تاریخی با جم شید و جم دارد.

جم نام کوچک جمشید پادشاه استوره ای ایران هست که گاهی با شخصیت سلیمان یکی دانسته شده است. جمشید از دو واژه جم و شید تشکیل شده‌است. جم و یم از یک ریشـه‌است و بعدها بـه معنی دریـا و اقیـانوس و گروه هم بکار رفته است. شید یعنی درخشندگی همـیشگی و هم معنی خور هست که به منظور مبالغه درون معنی با شید ترکیب مـی‌شود و خورشید خوانده مـی‌شود کـه تابناکی ابدی را برساند. جمشید بر روی هم مفهوم جم درخشان، دریـای نور، خورشید تابان، تابناک، جاودان را مـی‌رساند.اما از نظر اسطوره ای این نام با نام های متون مقدس ودایی”یم و یمـی” ارتباط دارد.

ریشـه یـابی و واژه شناسی/

 

– نظر لغت شناسان قدیم مانند فیروز آبادی درون القاموس المحیط و ابن منصور درون لسان العرب و فخر رازی و ابی الفتح موصلی این هست که کلمـه عجم ریشـه درون ع-ج-م دارد و به معنای ناواضح و مبهم است. و غیر عربی را گویند کـه عربی را بخوبی صحبت نمـی‌کند. الزمخشری مـی نویسد کـه اعجمـی یعنی ناروشن صحبت ولی عجمـی یعنی فُرس= فارس یـا ایرانی.

-ابی الحسین احمدبن فارس بن زکریـا رازی، کـه از بزرگترین واژه شناسان درسده چهارم بوده هست در دو کتاب ارزشمند( المقائیس فی اللغه و مجمل اللغه ) نخستین معنای « عجم » را تخم و دانـه خرما و انگورو مـیوه هائی همانند انگور مـیداند. یعنی هسته و دانـه هر چیز را عجم مـی نامد.

خوارزمـی درون کتاب مقدمـه الادب مـینویسد کـه « عجم » ، دانـه هرچیزی است. بدین علت بـه درخت خرمائی کـه ازتخم خرما بروید، عجمـه مـیگویند.

اما زبانشناسان معاصر کـه نظریـه مکتب کلاسیک درون زبان شناسی و ریشـه شناسی را درون بسیـاری از موارد رد نموده و نظرات جدیدی دارند معتقدند کـه معنی های دانـه و هسته و تخمـه و یـا حتی مبهم و ناروشن سخن گفتن معنی هایی هست که بعدها بر آن بار شده هست اما ریشـه بسیـار قدیمـی تری دارد و از ریشـه”جم” و جمـی هست که بنوبه خود تلفظ پارسی از” یم”- ” یما” و ” یمـی “است “ا” درون اجم مـی تواند الف زاید باشد کـه در زبان عربی مرسوم هست و یـا مـی تواند ال تعریف با حذف لام باشد کـه باز هم درون زبان عربی مرسوم است.

.sanskrit” Jama” or Yami.Jami: نیک اولاد عراقی यमी) جمـی یمـی درون سانسکریت اولین زن هست و معادل حوا درون ادیـان ابراهیمـی است.یم (جم) برادر اوست و معادل آدم درون ادیـان ابراهیمـی است. درون فرهنگ ژاپنی و چینی و در بودایی نیزیم و یما اساطیر مشابهی با استوره های هندی و ایرانی هستند. یَمَ هیما – یم Yama (سانسکریت: यम)، درون هند یَمَراجه (यमराज) نیز نامـیده مـی‌شود، درون تبت: شینجِه (གཤིན་རྗེ།)، درون چین: یـان‌لووَنگ (閻羅王) و بطور ساده‌تر یـان (閻)، درون ژاپن: اِنمَه دای-اّو (閻魔大王)، ایزد مرگ، نخستین بار درون وداها آمده است. شخصیت مشابه درون اساطیر ایرانی آئین مزدیسنا ییمَه خشائیتَه هست که درون اوستا آمده است. و با جم و ییمـه جمشید پیوند دارد.واژه ییمـه و یما و یمـی مـی تواند یک ریشـه داشته باشد. “یمـی”Yami [۲]همچنین اله رودیمونا یـا جمنا هست و با خدای هندو ها کریشنا نیز پیوند دارداز طرفی جم درون داستانـهای ایرانی اولین پادشاه جهان و فرمانروای همـه موجودات از جن و انس است.»105

پاسخ بـه شبهه ها/

 

بعضی اصرار دارند کـه عجم بـه معنی گنگ هست و یک کلمـه عربی هست و با جم یک ریشـه ندارد. زیرا اعراب دوره جاهلی کـه عجم و اعجمـی بکار‌اند آشنایی با جم و پادشاهان ایرانی نداشته اند. درون رد این گفته دلایل و توجیـهات مفصلی بیـان شده است.اولاً عربها به منظور لال و گنک “صم بکم” بکار مـی برند و عجم هرگز بـه معنی کر و لال بکار نرفته اما معنی گنگ سه تعبیر دارد مـی گویند این مطلب گنگ هست یعنی درون آن ابهام وجود دارد.گنگ سخن گفتن همچنین بـه معنی دو پهلو گفتن و ناروشن گفتن هست و نـه بـه معنی کر ولال و به این معنی بکار نرفته است.عجم بـه معنی ناروشن و غیر فصیح بکار رفته و این معنی ثانویـه ای بوده کـه بعدها بر آن بار شده است..

یک مورد از بهترین گواه ها بر اینکه اعراب دوره صدر اسلام جم و شاهان ایرانی را بخوبی مـی شناخته‌اند داستان نضربن حارث هست که داستانـهای پادشاهان  عجم (ملوک عجم) را تعریف مـی کرد هست و از او درون کتب های مـهم تاریخ اسلام نام شده است.

در صدر اسلام بـه ایرانیـان عجمـی مـی گفتندکما اینکه سوره نحل آیـه ۱۰۳  در اشاره بـه سلمان فارسی عجمـی بکار است. و مفسر بزرگ صدر اسلام الضحاک او را سلمان فارسی دانسته کـه زبانش عجمـی بوده است.,(این تفسیرالضحاک بـه واقعیت های تاریخی نزدیک تر است).

بعدهادو یـا سه قرن بعد درون ادبیـات عربی عبارتفارس و فارسی بـه تقلید از اروپائیـان رایج شد. (در طول تاریخ بـه بسیـاری از واژگان معنی های مختلفی بار مـی شودو تلفظ های مختلقی نیز ممکن هست پیدا کنند بویژه درون انتقال شفاهی و یـا کتبی از یک زبان بـه زبان و فرهنگ دیگر واژگان مـی توانند درون معنی – درون مفهوم – درون تلفظ بـه دلایل متعددی تغییر کنند. یک علت این هست که بعضی از زبانـها واژگانی را ندارند(گچپژ درون عربی) و یـا بعضی آواها را بگونـه دیگری تلفظ مـی کنند مثلاً ش را س تلفظ مـی کنند.ه را خ و … (نمونـه Benjamin – بنیـامـین- بنخامـین- بنـهامـین. یـاسمـین – جاسمـین – خاسمـین – جاشمـین – یـاکوپ- جاکوپ – خاکوپ – هاکوپ- یعقوب. خوان – جوان – حوان – یوان. خوبی- جوبی- هوبی- خوبا- جوبا- جوبلیشن- خلدون- کلدون- هالدون- یلدون ) جم نیز طبق این قاعده معنی ها و مفهوم های متعددی گرفته هست مـی دانیم کـه اول اسامـی جامدات و ضروریـات ابداع شده و بعد صفت ها و اسم معنی بوجود آمده (بطور نمونـه اول” سیب” و بعد صفت سیبا و زیبا درست شده است. هلو اسم مـیوه هست ولی بعد به منظور صفت بـه معنی زیبا و شیرین هم بکار رفته است.عسل نام شـهد هست ولی امروزه معنی های متعددی بر آن بار شده. جان یعنی بدن ولی بعدها دهها صفت و اسم مختلف از آن گرفته شده مانند جانم یعنی عزیزم و …)نام یکی از مشـهورترین پادشاهان یـا پیـامبران استوری ایران نیز با یم پیوند دارد. کلمـهیم و جم بـه بعد ها بـه معنی گروه و دسته و به معنی( آب و رودخانـه و یـا دریـا درون زبان سامـی) نیز باران شده است. ریشـه سامـی و یـا آریـایی /sanscrit این کلمـه مورد بحث قرار گرفته ریگ ودا کهن ترین متن نوشته حدود 4000 سال قبل یم را آورده و عربی بعد و متاخر از سانسکریت است.درعربی کلمـه با حروف (وای) شروع نمـی‌شود بعد یم نمـی‌تواند عربی باشد.

چون وزن آن هم عربی نیست.پس یم درون زبان عربی نیز ریشـه سانسکریت و فارسی دارد. طبق قاعده زبان عرب بـه اسم جم الزاماًٌ ال اضافه مـی‌شود بصورت الجم. اما چون ج درون «جم» اگرچه از حروف قمری است(ا ـ ب ـ ج ـ ح ـ خ ـ ع ـ غ ـ ف ـ ق ـ ک ـ م ـ هـ ـ وـ ی) اما بـه چند دلیل و از جمله اینکه اصل کلمـه غیر عربی هست و دو حرفی هست در هنگام خواندن ال جم همان قاعده حروف شمسی انجام مـی‌شود و “ا” خوانده مـی شود که تا اسم سه حرفی درست شود ولی حرف «ل» تلفظ نمـی‌شود بدلیل عدم توازن و حرف علة”یـ . توجه کنید کـه در گرامر عربی استثناهای بسیـار زیـادی هست.ممکن است” ا” کـه به یم و مـیر و … اضافه شده “ا” زاید باشد و ربطی بـه حرف تعریف “ال” نداشته باشد. مثلاً درون حرف تعریف ال درون بسیـاری از کلمات بویژه اسامـی “ا” تلفظ نمـی‌شود و این خلاف گرامر و قاعده رایج است. ماننداسامـی افراد درون : العیـاشی و العربی کـه در زبان محاوره شمال آفریقا تلفظ مـی شوند لعیـاشی و لعربی.همچنین درون واژگانی مانندمـیر از فارسی مـیانـه درون زبان عربی بـه امـیر تبدیل شده هست یـا “ارق” ملی کـه معرب شده از “رگ” ملی هست مـی بینید که” ا” بـه رق اضافه شده است.”ا” درون کتابت بـه ع تبدیل شده اما درون تلفظ حتی امروزه همچنان عجم تلفظ اجم را دارد و عربها و همچنین ایرانیـان ” عجم” را بصورت حلقی تلفظ نمـی‌کنند. [۵]» آیـا جم فارسی شده یم هست یـا یمـی؟ از نظر لغوی هم جم و هم یم مـی توانند بـه جم تبدیل شودتفاوت تلفظ آنـها به منظور مردم آن دوره شاید شبیـه بـه هم بوده است. بنظر مـی رسدکه یم سانسکریت بـه معنی اولین مرد(آدم درون مذهب هندو) بـه جم تغییر یـافته هست یم درون زبان عرب و عبری معنی دریـا و باران هم مـی دهد.که درون این معنی بـه یمـی (اولین زن ) و اله آب شباهت دارد.»105

جم کـه بود؟.

 

جم کـه در اوستا، یم و در زبان پهلوی جمشید و جمشیر و جم و در زبانـهای لاتین گاهی هجم و هخم نیز تلفظ شده‌است نامـی هست که بزرگان متعددی درون تاریخ بـه آن نامـیده شده‌اند ولی جمشید باستان اولین پادشاه جهانیـان محسوب مـی‌شود او بر همـه فرمانروایـان از جن و انس غلبه پیدا کرده و آنـها را مطیع ساخته هست بر اساس نوشته‌ها و داستان‌های شفاهی و کتب خداینامـه‌ها و شاهنامـه، اختراع لباس، نگارگری، کشف فلز، ساختن گرمابه، پزشکی و جشن نوروز را بـه او نسبت داده‌اند صفات این پادشاه شباهت زیـادی بـه نوح درون قران دارد و بعضی وی را با سلیمان یکی دانسته‌اند. درون اوستا آمده‌است درون زمان جم شید ۳۰۰ سال مرگ و بیماری نبود اهورا مزدا از او خواست کـه پیـامبرش درون روی زمـین باشد ولی او شـهریـاری را پذیرفت. درون یکی از سالها سرما بشدت فزونی یـافت او دژی بنام جم کرات (ورجمکرت) ساخت و حیوانات را درون آن جای داد. درون دوره او حیوانات فزونی یـافتند. او جامـی داشت کـه در آن تمام اسرار نـهان را مـی‌دید. نگاه بـه گوی شیشـه‌ای و اسرار گفتن از این دوره رایج شده‌است، ولی سرانجام او ادعای خدایی کرد و بجای شاه شاهان خود را خدای خدایـان نامـید و گمراه شد بعد ضحاک بر او چیره شد و به تعبیر فردوسی: من من (منی) و خود بزرگ بینی نمودو آفریدگار را نادیده گرفت.

منی کرد آن شاه یزدان شناس ز یزدان بپیچید و شد ناسپاس

Persian painting, depicting Jamshid halved before ضحاک

کلمـه عجم بـه طور اساسی با نام جم (جم شید) پیوند دارد چه جمـی کـه با ضحاک ( عربی شده اژیدهاک ) ثانی (ضحّاک، آستیـاگ) مربوط مـی‌شده شخصی ازقوم مغان آذربایجان بوده کـه به قول کتسیـاس و منابع اوستایی سپیتمـه (یعنی دانای سفید و مقّدس)نامـیده مـی‌شده‌است. کتسیـاس نام سپیتمـه را درفهرست نام حکمرانان ماد اسپنداس (ارمغان کننده خوشبختی) آورده (در اوستا نیز بدین معنی لفظی اشاره شده‌است) و به وی بـه عنوان آخرین فرمانروای ماد حکومت سی وپنج سال قائل شده و نام دیگر او را آستی گاس (صاحب و وارث تخت) آورده‌است. مـی‌دانیم کـه وی زیردست آستیـاگ پدر زن خویش بوده و هم‌زمان با آستیـاگ درون آذربایجان واران و ارمنستان حکومت نموده‌است. از جانب دیگر مـی‌دانیم کـه این فرد درون واقع همان پدر زرتشت سپیتمان هست که درون شـهر رغه آذربایجان یعنی مراغه حکومت مـی‌کرده‌است و در تواریخ اساطیری پارسیـان تحت نام‌های پارسی جم (همزاد) و هوم هامان (دانای نیک) و گودرز (دارای سرودهای با ارزش) معرفی گردیده‌است. دلیل این وجه تسمـیه‌ها جز مغ بودن شخص وی نبوده‌است چه همانطوریکه گفتیم نام جم درون اینجا همچنین مطابق با همان جمّ عربی و عاد عبری ومغ و گور پارسی بـه معنی انجمنی است.»105

در اوستا، فرگرد دوم وندیداد درون مورد این جم گفته شده کـه وی ورجمکرت (یعنی قلعهً جمشید) را ساخت و جای آن درون کنار رود دائیتی (موردی چای شـهرستان مراغه) ذکر شده‌است کـه اکنون ویرانـه‌های این دژ کوهستانی درون آنجا قلعه قیزلار (یعنی دژجنگجویـان) نامـیده مـی‌شود و در حدود ۱۴ کیلومتری جنوب مراغه درون کنار روستای لیلی داغی واقع شده‌است. درون همـین فرگرد دوم وندیداد درون مورد آن آمده کـه زمان توفان بزرگ کولاک (در واقع تهاجم قبایل سکایی و سئوروماتی شمال دریـای سیـاه و قفقاز) جمشید (یعنی خورشید تابان، دریـای تابناک، جم درخشان) باان خود درون آن پناه گرفته بودند و این همان توفانی هست که درون قرآن تحت عنوان توفان قهر خدا به منظور قوم عاد (مغان، انجمنی‌ها) یـاد شده‌است. مـی‌دانیم کـه رهبر ملکوتی قوم عاد درون قرآن هود (هودا، یعنی دانای نیک) معرفی شده‌است کـه بی تردید منظوراز وی همان سپیتمـه (دانای سفید و مقدّس) پدر سپیتاک (زرتشت) هست که کتسیـاس درون موردش مـی‌گوید وی کـه داماد آستیـاگ بود بـه دست کورش بـه قتل رسید چون او وارث تاج و تخت بـه شمار مـی‌رفت و رسماًٌ بـه عنوان جانشین وی برگزیده شده بود. این خبر درست بـه نظر مـی‌رسد چون درون یشتهای اوستا نیر بـه تصریح گفته شده کـه سپیتوره (برهً سفید) بـه همدستی اژی دهاک (ضحّاک) جم (جمشید) را کشت؛ چه نام سپیتوره (بره سفید) بـه وضوح نشانگر همان کوروش (یعنی قوچ، و اگر اصل آنرا کوره وش بدانیم «بسان نره اسب» معنی مـی‌دهد.) بـه هر حال بنا بـه روایت کتسیـاس، کورش دو پسران سپیتمـه با اسامـی سپیتاک (که هرتسفلد پارسی شناس معروف آلمانی بـه درستی وی را مطابق با همان زرتشت سپیتمان دانسته) و مگابرن را بـه حکومت نواحی بلخ و گرگان انتخاب نمود و با مادر ایشان یعنی آمـیتیدا (دانای خانـه، آستیـاگ) ازدواج کرد. یعنی این دو برادر (سپیتاک و برادر بزرگش مگابرن) درون عمل تبدیل بـه پسر خوانده‌های کورش گردیدند و از همـینجاست کـه از ترکیب ایندو با کمبوجیـه سوم پسر تنی کورش سوم داستان اساطیری سه پسر فریدون (کورش) درون شاهنامـه پدید آمده‌است. کـه درآن سلم (مگابرن) و تور (کمبوجیـه) قاتل ایرج (گئوماته زرتشت، سپیتاک بردیـه) بـه شمار آمده‌اند. این براساس شایعه‌ای دروغین بوده چه قاتل اصلی گئوماته زرتشت (بردیـه) همان داریوش (دقیـانوس یعنی کشندهً شاه جوان و جاودانـه) وشش تن همراهان وی بوده‌اند کـه در قرآن از آنـها بـه عنوان اصحاب کهف نام شده‌است.

چنانکه از نوشته‌های هرودوت و کتسیـاس بر مـی‌آید بعد از مرگ کورش، سپیتاک (زرتشت، زریـادر) یـا همان تنائوکسار (بردیـه، یعنی بزرگ تن) از بلخ بـه پارس خوانده شد و در آنجا تحت‌القاب گئوماتای مغ (مغ دانای سرودهای دینی) و پاتی زیت (حافظ سرودهای دینی) بـه هنگام لشکرکشی کمبوجیـه بـه مصر بـه نیـابت سلطنت وی بر گزیده شد و چون بعد از گذشت سه سال و اندی شایعهً مرگ کمبوجیـه درون مصر بـه وی رسید حکومت خود را همراه با برنامـه اصلاحات عمـیق اجتماعی خویش رسمـی اعلام نمود که تا اینکه توسط داریوش (دقیـانوس روایـات اسلامـی) و شش تن همدستانش، وی بـه همراه موبدان نزدیکش ترور گردیدند کـه این واقعه درون تورات و قرآن بـه عنوان قهرخدا بر قوم هامان (زرتشت) و قوم ثمود (معدومـین) بازگویی شده‌است. بـه گفتهً هرودوت این مغ اصلاحات اجتماعی بی‌نظیری نموده بود چنانکه درون قتل وی مردم آسیـا بـه جز پارسیـان بـه سوگ و ماتم نشستند.

در مورد ریشـهً پارسی نام جم (یمـه) گفتنی هست که آن درون پیش آریـائیـان هندوپارسی از عهد سپیتمـه (داماد آستیـاگ و ولیعهد وی) قدیمـیتر بوده و درزبان ایشان بـه معانی همزاد و جام (سمبل خورشید) بوده‌است و بدین معانی نام ایزد مـیرای خورشید وایزد خاندان شاهی و ایزد جهان زیرین بـه شمار مـی‌رفته‌است. وی درپیش آریـائیـان کاسی (اسلاف لران) ایمـیریـا (سرور دانا یـا دانای مرگ و مـیر) نامـیده مـی‌شد و نام مزدوجش کـه الهه سرسبزی بوده مـی‌ریزیر (الهه جهان زیرین) قید شده‌است.

پیداست کـه این جم با جمّ سامـی‌ها کـه لقبی بر سپیتمـه و قوم وی یعنی مغان بوده درهم آمـیخته‌است: چون درون شاهنشاهی پارسیـان پیش از اسلام سامـی زبانان درصد بالایی را تشکیل مـی‌داده‌اند و فرهنگ و اساطیر کهن پارسی را مـی‌شناخته و در مورد آنـها بحث و فحص مـی‌کرده‌اند بطوریکه آنـها کوروش را با نام ذو القرنین مـی‌شناختند و در این مورد از پیـامبر سوال مـی‌د کـه چندین آیـه درون مورد ذوالقرنین وجود دارد. لذا چنانکه اشاره شد به منظور نامـهای مغ (مجوس) و گور گبر مترادف سامـی عربی آن یعنی جمّ را با اضافه حرف تعریف الف و لام شمسی خود بـه صورت الجّم ساخته و از تلخیص آن درون افواه عامـه نام عجم را به منظور پارسیـان (در اصل به منظور روحانیون مغ ایشان) پدید آورده‌اند.

چنانکه گفته شد این جمّ از سوی دیگر با هوم عابد (سپیتمـه مغ) پدرهامان (سپیتاک/زرتشت/بردیـه) مطابق مـی‌شده‌است: درون تورات کتاب استر نام زرتشت و پدرش بـه ترتیب‌هامان (نیکومنش) و همداتای (همزاد، جم) ذکر شده‌اند و نام قبیلهً ایشان اجاجی (دوردست و بالایی) قید شده کـه بی تردید منظور سرمتهای آنتایی (اسلاف بوسنیـها) مـی‌باشند چه نامـهای آنتا و بوسنی نیز بـه معنی کناری و دوردست هستند.

پس خود پارسیـان نیز این نام تاریخی را تنـها از سامـی زبانان بین النـهرین نیـاموخته و سپیتمـه/جم واقعاًٌ همزادی داشته‌است کـه مطابق وداها و اوستا همزاد وی ی بوده کـه جمـی نامـیده مـی‌شده‌است. بـه هر حال پارسیـان نام جم را درون رابطه با اژیدهاک (آستیـاگ) بـه جای سپیتمـه (هوم) بکار‌اند. لذا این جمّ درون اوستا بـه سبب همشکلی آن با جم کهن اساطیری آریـائیـان یعنی خدای مـیرای خورشید و ایزد خاندان شاهی- کـه علی‌القاعده تحت اشکال یمـه، ایمرو و ییمـیر از هند که تا اسکاندیناوی شناخته شده بوده- یکی گرفته شده‌است.

چنانکه گفته شد کتسیـاس مـی‌گوید سپیتمـه (جم، هوم) بـه طور رسمـی بـه عنوان جانشین آستیـاگ (اژیدهاک مادی، ضحاک) درنظر گرفته شده بود چون وی داماد آستیـاگ و شوهر وی، آمـیتیدا (ماندانا، دانای خانـه وآشیـانـه)بود؛ ولی درون اساطیر شاهنامـه بـه اشتباهی کـه ظاهراًٌ منشاً آن تقارن حکومت ایشان بعلاوه تقیـه و سازشگری و دروغ مصلحت آمـیزگویی مغان درباری بوده، اژی دهاک جانشین جمشید وانمود شده نـه برعکس. بعد جمشید یعنی همان یمـه خشئتهً اوستا (لفظاٌ یعنی جم درخشان و زیبا) نـه همان جمشید جم اساطیری هست که بـه عنوان خدای خاندان شاهی و خدای مـیرای خورشید و خدای جهان زیرین شناخته مـی‌شده، بلکه همان سپیتمـه/ اسپنداس/ هوم تاریخی هست که درون اوستا ملقب بـه هوم سرور و دارندهً چشمان زرین است.

مـی‌دانیم کـه نام اوستایی قبیله اصلی وی یعنی سئیریمـه (سلم، سئورومات، یعنی اسلاف صربوکرواتها) نیز بـه معنی سرور بزرگ است. ظاهراًٌ تناقضی بین مغ بودن و انتساب زرتشت بـه دوراسروها یعنی صربهای دوردست (بوسنیـها) موجود هست ولی این مغهای شـهر رغه آذربایجان (مراغه) مـی‌توانستند از اختلاط با قوم سئورومات پدید آمده باشند چه بنا بـه شواهد تاریخی و باستانشناسی مغان حتی درون مـیان قبایل سئورومات (قوم سلم) واسکیتان (سکاها) نیز مقام روحانیت را بـه خود اختصاص داده بودند.

افزون براین کلمـه مغ درون زبان آریـائیـها با نامـهای صرب (سرب یـا سرو بـه لغت ودایی یعنی همـه و انجمنی) و کروات (هئوروات، بـه اوستایی بـه همان معنی همـه و انجمنی) مترادف مـی‌باشد. بـه طوری کـه اشاره شد این تنـها منابع یونانی و ارمنی نیستند کـه نام ملکه سمورامت (در اصل سئورومات، یعنی مادر سالار) را با زرتشت بـه عنوان فرمانروای آذربایجان و اران یـا بلخ پیوند مـی‌دهند بلکه همانطوریکه اشاره شد درون کتب پهلوی نیز نام نیـای دیرین زرتشت، دوراسرو یعنی صرب دوردست (=بوسنی) بـه شمار آمده‌است.

در این باب خصوصیـات نژادی زرتشت و پدرش سپیتمـه یعنی بور و روشن و اندام درشت ایشان نیز مزید بر علت است. درون خصوص مکان فرمانروایی اولیـه زرتشت گفتنی هست مطابق خود اوستا و نوشته گزنفون و همچنین خارس مـیتیلنی رئیس تشریفات دربار اسکندر درون پارس تنائوکسار/بردیـه یـا همان زریـادر/زرتشت ابتدا درون همان حوالی رود ارس یعنی درون آذربایجان و اران و ارمنستان حکمرانی داشته‌است. جمشید (موبد درخشان، جام شاه درخشان) متصّف بـه هئورمـه (یعنی دارای رمـه‌های خوب) هست که از اینـها چنین معلوم مـی‌گردد کـه زوج خدایـان اوستایی و ودایی درواسپ (لرواسپ‌ها، اشوینـها وناستیـاهای وداها) نیز درون اصل ایزدان خورشید، چمنزارها، گله‌ها وچشمـه ساران بوده‌اند و همان ایزدانی هستند کـه در کتیبه‌های مـیتانیـها تحت نام زوج خدایـان مـیثره (مـهر دارای چراگاههای فراخ) و ناشتیـا (الهه آبهای جاری، ناهید) معرفی گشته‌اند بعد بی جهت نیست این دو ایزد و الهه همزاد (=جم وجمـی) درمقام داشتن اسبهای تیزرو با هم مشترک بوده‌اند. درنقش برجسته کورانگون فارس کـه مربوط بـه ۲۰۰۰ سال پیش ازمـیلاد هست رب‌النوعی روی تخت عجیبی از مار چنبره زده نشسته‌است و از تاج او وهمچنین تاج الهه پشت سرش دو شاخ بیرون آمده ودر دستش جامـی هست که پنداری آب زندگی درون آن هست و بـه سوی پرستندگان جاری است. این نقوش بر جسته از جهات بسیـاری یـادآور اسطوره جم و ش جمـی و جام درخشان منسوب بدیشان مـی‌باشد.»

بنابر این درون ادبیـات پارسی اسم جم و کلمـه جم و جمشید و جمـی درون موارد مختلفی کاربرد داشته‌است و چندین شخصیت اساطیری پارسی با نام جم و جمشید شناخته مـی‌شده‌است و این کلمـه ریشـه پارسی دارد و نـه عربی.

قدیمـی‌ترین نامـی کـه عربها به منظور پارس بکار‌اند کشور(ملک) جم هست که عربهای دوره جاهلییت آن را معرب نموده، اجم و عجم گفتند و کلمات عجمـه عجمو اعجمـی و الاعاجم را از آن ساختند. سپس درون دوره‌های بعدی عجم و اعجمـی را درون معنی‌های مختلف بکار بردند. ابتدا این کلمـه را اختصاصاً به منظور پارسیـان و مترادف با فارسی بکار مـی‌بردند. درون سده‌های بعد از اسلام این کلمـه کاربرد بیشتری پیدا کرد و گاهی بـه خود اعراب نیز عجمـی مـی‌گویند مثلاً بـه شیعیـان بحرین و عمان (عربی شده هومان، هامان) عجمـی مـی‌گویند. یـا عراقی‌ها بـه مردم پارسی خوزستان عجم مـی‌گفتند. درون یک دوره بـه زرتشتیـان و یـا بـه مجوس عجم مـی‌گفتند. درون بعضی موارد بـه مردم خراسان عجم گفته‌اند بطور بسیـار معدودی بـه آذریـها نیز ترکان عجم گفته‌اند.

امروزه کلمـه عجم بیشتر بـه معنی غیر عرب بکار مـی‌رود. البته هنوز هم اندکی از اعراب به منظور تحقیر فارس‌ها آن را بـه جای فارس بکار مـی‌برند و منظور تحقیر آمـیزی دارند همانطور کـه پارسیـان کلمـه تازی را بـه جای عرب بدوی و به منظور تحقیر بکار مـی‌برند.

عجم درون قرآن

 

مقالهٔ اصلی: عجم درون قرآن

واژهٔ «عجم» درون بخش‌های متفاوتی از قرآن نیز بـه کار رفته‌است کـه از آن جمله مـی‌توان بـه موارد زیر اشاره کرد :

سوره ۱۶ آیـه ۱۰۳

در سوره فصلت (۴۱) آیـه ۴۴

سوره الشعر (۲۶) آیـه‌های ۱۹۸

سوره الشوری(۴۲) آیـه ۷

سوره الشعر(۲۶) آیـه‌های ۱۹۸ و ۱۹۹

﴿وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّهُمْ یَقُولُونَ إِنَّمَا یُعَلِّمُهُ بَشَرٌ لِسَانُ الَّذِی یُلْحِدُونَ إِلَیْهِ أَعْجَمِیٌّ وَهَذَا لِسَانٌ عَرَبِیٌّ مُبِینٌ﴾«16‏:103»

﴿وَلَوْ جَعَلْنَاهُ قُرْآنًا أَعْجَمِیًّا لَقَالُوا لَوْلَا فُصِّلَتْ آیَاتُهُ أَأَعْجَمِیٌّ وَعَرَبِیٌّ قُلْ هُوَ لِلَّذِینَ آمَنُوا هُدًی وَشِفَاءٌ وَالَّذِینَ لَا یُؤْمِنُونَ فِی آذَانِهِمْ وَقْرٌ وَهُوَ عَلَیْهِمْ عَمًی أُولَئِکَ یُنَادَوْنَ مِنْ مَکَانٍ بَعِیدٍ﴾«41‏:44»

﴿وَلَوْ نَزَّلْنَاهُ عَلَی بَعْضِ الْأَعْجَمِینَ‹198›فَقَرَأَهُ عَلَیْهِمْ مَا کَانُوا بِهِ مُؤْمِنِینَ‹199›﴾«26‏:198‏—199»

در کتب مفسرین اهل تشیع:

در بیشتر کتب مفسرین اهل تشیع کـه غالباً فارسی زبان هستند . درون تفسیر آیـات فوق عجم بـه معنی غیر عرب وکسی کـه زبان عربی را خوب نمـی‌داند تفسیر شده است.

در کتابهای اهل سنت

 در کتابهای مفسرین غیر ایرانی عموم آنـها هم درون تفسیر آیـه فوق  و هم درون معنی کلمـه عجم گفته‌اند مراد ایرانیـان و فارسها بوده هست بعضی نیز بـه مفهوم غیر غرب اشاره کرده‌اند.

در سه نمونـه زیر عجم بـه معنی ایرانی تفسیر شده است:

پیـامبر خواست به منظور ایرانیـان نامـه بنویسد بـه ایشان گفتند ایرانیـان نامـه بدون مـهر را قبول نمـی‌کنند بعد مـهر خاتم از نقره ساختند.أن نبی الله صلی الله علیـه وسلم کان أراد أن یکتب إلی العجم. فقیل له إن العجم لا یقبلون إلا کتابا علیـه خاتم . فاصطنع خاتماً من فضة، قال کأنی أنظر إلی بیـاضه فی یده. صحیح مسلم – 2092

یوشک أهل العراق ألا یجبی إلیـهم قفیز ولا درهم. قلنا من أین ذاک ؟ قال من قبل العجم. یمنعون ذاک. ثم قال یوشک أهل الشام أن لا یجبی إلیـهم دینار ولا مدی . قلنا : من أین ذاک ؟ قال من قبل الروم. ثم أسکت هنیة. ثم قال قال رسول الله صلی الله علیـه وسلم ” یکون فی آخر أمتی خلیفة یحثی المال حثیـا. لا یعده عددا “. صحیح مسلم – 2913

قال رجل یـا رسول الله هل للإسلام من منتهی قال أیما أهل بیت وقال فی موضع آخر قال نعم أیما أهل بیت من العرب أو العجم أراد الله بهم خیراً أدخل علیـهم الإسلام قال ثم قال ثم تقع الفتن کأنـها الطل یعودون فیـها أساود صباء یضرب بعضکم رقاب بعض. الدارقطنی – الإلزامات والتتبع – 95

عجم درون حدیث‌ها و روایت‌های اسلامـی

 عجم درون کتابهای مقدس و در سخنان بزرگان دینی

واژه (عجم) را درون تفسیرها، روایت‌ها و حدیث‌ها، بیشتر بـه (غیر عرب) معنی مـی‌کنند، ولی پاره‌ای از روایـات بطور روشن نشان مـی‌دهد کـه (عجم) تمام غیر عرب را درون بر نمـی‌گیرد. بلکه عجم، تنـها بـه گروه خاصّی از غیر عربها و آنـهم ایرانیـان و بخصوص فارسها گفته مـی‌شده‌است. درون کتب سفر نامـه‌ها یـا اسفار مذهبی نیز عبارت‌هایی مانند این زیـاد است: مردمان آن ناحیـه از ترک، خزر، ارمن، رومـی، عرب و یـهودی و عجم هستند.[۱۰] همچنین روایـات متعددی گویـای آن هست از جمله:

پیـامبر اکرم (ص): (یـا ابا الحمراء! انطلق فادع لی مائة من العرب وخمسین رجلاً من العجم وثلاثین رجلاً من القبط وعشرین رجلاً من الحبشة… ثمّ قال (ص): یـا معشر العرب والعجم والقبط والحبشة…)۱ به منظور من ۱۰۰نفر عرب و همچنین ۵۰ نفر عجم (ایرانی) و ۳۰ نفر مصری و ۲۰ نفر از حبشـه (سومالی و اتیوپی) دعوت کن. امام صادق (ع): (یـا هشام! النبطمن العرب ولامن العجم.) ای هشام! نبطی‌ها نـه از عرب هستند و نـه از عجم.

امام علی (ع):

(یسیر المـهدی حتّی ینزل بیت المقدّس وتنقل الیـه الخزائن وتدخل العرب والعجم واهل الحرب والروم وغیرهم فی طاعته.)حضرت مـهدی (ع) حرکت مـی‌کند، که تا در بیت المقدس منزل مـی‌کند و خزینـه‌ها بـه سوی او سرازیر مـی‌شوند و عرب و عجم و جنگاوران و اهل روم و غیر آنـها، سر بر فرمان او مـی‌نـهند.

هنگامـی کـه پیـامبر اسلام (ص) خودرا بـه عدّه‌ای از یـهودیـان، (رسول ربّ‌العالمـین) معرّفی فرمود، آنان پرسیدند: (الی من؟ الی العرب ام‌الی العجم ام‌الینا؟) بـه سوی چهی فرستاده شده‌ای؟ بـه سوی عرب یـا عجم یـا ما؟

عجم کدام گروه غیر عرب هستند؟ روایـات گذشته نشان داده کـه به همـه غیر عربها (عجم) گفته نمـی‌شده‌است. بعد از جستجو، احادیثی یـافته شدند کـه نشان مـی‌دهد آن گروه، ایرانیـانند و به روایتی بر نخوردیم کـه به جز ایرانیـان (عجم) اطلاق گردد: حدیث از بحار الانوار:

(انّما سمّت العجم شـهورها بآبان ماه و آذرماه و غیرهما….)

بدرستیکه عجم‌ها ماههای خود را اینگونـه نام گذاری کرده‌اند” آبان ماه و آذر ماه و…

روشن هست که فقط درون بین ایرانیـان، ماهها، آبان و آذر، و… نامـیده مـی‌شده‌است و نـه درون بین همـه غیر عربها.

معلّی بن خنیس مـی‌گوید: امام صادق (ع) بـه من فرمود: آیـا با نوروز آشنایی داری؟ عرض کردم: فدایت گردم، این روز، روزی هست که عجم آن را بزرگ مـی‌شمارد و در این روز بـه یکدیگر هدیـه مـی‌دهند. درون پایـان روایت بالا امام صادق (ع): هیچ نوروزی فرا نمـی‌رسد، مگر این کـه در انتظار فرج هستیم؛ زیرا این روز، از روزهای ما و شیعیـان ماست کـه عجم آن را حفظ کرده، ولی شما آن را از بین بردید. درون اینجا نیز روشن هست که درون آن زمان تنـها ایرانیـان نوروز را بزرگ مـی‌شماردند و آن را حفظ کرده‌اند. درون جنگ احزاب، هنگامـی کـه پیـامبر با مـهاجران و انصار رایزنی فرمود، سلمان گفت: هرگاه به منظور عجم، چنین مشکلاتی پیش آید، پیرامون شـهرهای خود را خندق مـی‌کنند و از یک سوی مـی‌جنگند.

وقتی سلمان فارسی مـی‌گوید: عجم چنین مـی‌کنند، مراد او و نمونـه‌های مشابه آن فقط ایرانیـان است. بویژه کـه خود سلمان از منطقه‌ای درون اصفهان موسوم بـه جم (جیم = جی) بوده‌است و او رادر بسیـاری از منابع سلمان عجمـی مـی‌نامـیدند. اما درون زمان صدام حسین نام این شخصیت اسلامـی و تاریخی را مانند نام خلیج فارس تغییر دادند و به او لقب سلمان پاک دادند. امـیرالمؤمنین (ع):

و امّا درون مورد فراوانی عجم و ترسیدن از جمعیت ایشان کـه سخن گفتی، حتما بگویم: ما درون زمان رسول خدا (ص) با تکیـه بـه فراوانی نیرو نمـی‌جنگیدیم…. روایت: هردر سرزمـین عجم‌ها، بنایی بسازد و به نوروز و عید مـهرگان عمل کند از عجم‌ها بـه شمار مـی‌آید.(در اینجا به‌نظر مـی‌رسد منظور از” عجم”، مجوس باشد

پیـامبر اسلام (ص): بر شما بشارت باد ای فرزندان بنی فرّوخ! اگر ایمان بـه ستاره ثریـا آویزان باشد، عرب بـه آن دست نمـی‌یـابد، امّا عجم، بـه آن خواهد رسید.

با توجه بـه این کـه واژه (فرّخ) فارسی و به معنای فرخنده (پرخنده) هست واین کـه مضمون این حدیث، بارها از جانب پیـامبر (ص) درباره ایرانیـان گفته شده، مـی‌توان گفت: مراد از (بنی فرّوخ) ایرانیـان هستند. ۱. شیخ صدوق مـی‌نگارد: عبدالمطلب، ده نام داشت کـه عرب و قیصرها (کی سر = تاجدار) و پادشاهان عجم و پادشاهان حبشـه… بـه آن نامـها، او را مـی‌شناختند.

۲. مجلسی درون بحار جلد ۲۰ صفحه ۳۷۷ عنوان یکی از بابها را این گونـه نگاشته‌است: (باب ۲۱ مراسلاته (ص) الی ملوک العجم والروم وغیرهم.) درون بحار جلد ۴۸ صفحه ۳۰۵ قسمتی از کلام امـیرالمؤمنین (ع) درباره قیـام حضرت مـهدی (ع) آورده شده‌است: …

نتیجه: از کاربردهای گوناگون واژه (عجم) چنین بر مـی‌آید کـه در روایـات هر جا واژه (عجم) بدون قرینـه‌ای بـه کار رفته باشد، نمـی‌توان عجم را تمام غیرعرب دانست، بلکه ذهن بـه ایرانیـان انصراف پیدا مـی‌کند. چنانچه درون مجمع البحرین (عجم) بـه (فُرْس) فارسی معنی شده‌است. از آنچه گفتیم، روشن مـی‌شود کـه (عجم) درون روایـات زیر نیز نشان درون ایرانیـان دارد:

امام باقر: (اصحاب القائم ثلاثماة وثلاثة عشر رجلاً اولاد العجم.) اصحاب حضرت قائم (ع) ۳۱۳ تن ایرانی هستند.

امام علی: (کأنّی بالعجم فساطیطهم فی مسجد الکوفة یعلّمون النّاس القرآن کما انزل.) گویـا خیمـه‌های ایرانیـان را درون مسجد کوفه مـی‌بینم کـه قرآن را همان گونـه کـه نازل شده یـاد مـی‌دهند.

امام صادق: (لو انزل القرآن علی العجم ما آمنت بـه العرب وقد نزل علی العرب فآمنت بـه العجم فهذه فضیلة العجم.) اگر قرآن بـه ایرانیـان نازل مـی‌شد، عرب بـه آن ایمان نمـی‌آورد، ولی بر عرب نازل شد و ایرانیـان بـه آن ایمان آوردند. این فضیلتی هست برای ایرانیـان.

پیـامبر اکرم (ص): (معاشر قریش! تضربون العجم علی الاسلام هذا واللّه لیضربنّکم علیـه عوداً.) ای گروه قریش! شما، ایرانیـان را بـه خاطر اسلام با شمشیر مـی‌زنید. بـه خدا سوگند، آنان درون آینده شما را به منظور بازگرداندن بـه اسلام با شمشیر مـی‌زنند.

 انا ابن المکارم من النسل جم – – و حائز ارث ملوک العجم – شاعر المتوکلی

من فرزند نیکی‌ها و خوبی ها هستم از ریشـه جم — بردارنده مـیراث  پادشاهان عجم (ایران)

الملل و النحل کـه توسط محمد بن عبدالکریم شـهرستانی بـه زبان عربی نوشته شده‌است. ملت‌هایی را کـه در چهار گوشـه جهان زیست مـی‌کنند بـه چهار ملت بزرگ تقسیم کرده‌است کـه عبارت‌اند از:

عرب.

عجم. شامل فارسها، خراسانیـان کرمانیـان و خوزیـان

روم.

هند.

آسمان هفت و دریـاها نیز هفتگانـه توصیف شده‌است.

در ادبیـات عرب واژه عجم همچنین مترادف و هم معنی با سرزمـین ایران بکار رفته‌است و اصطلاح بلاد عجم و یـا مملکت عجم مورد تقلید تاریخ نویسان درباری شاهان قاجاری و صفوی نیز بوده‌است. بـه عبارت دیگر یکی از نامـهای سرزمـین ایران عجم بوده‌است.

برابر اسناد تاریخی و شواهد، قراین و فرهنگ شفاهی مـی‌توان گفت ۴ نام به منظور کشور ایران و همچنین دریـای جنوب ایران بکار رفته‌است: ۱- کشور جم درون ادبیـات ایران (جمشید) ۲ – مملکت عجم درون ادبیـات عرب ۳- پارس (فارس) درون ادبیـات اروپائیـان ۴- ایران (ایراک، عراق معرب شده ایراک، ایلام).

 ترکان عثمانی درون قراردادهای و نامـه های خود از کشور عجم به منظور نامـیدن ایران استفاده مـی دو درون واقع عجم معادل ایران بکار مـی شد بنا براین عجم یکی ازنامـهای ایران هست ترکها عبارت عجم را به منظور فارسها و صفوی‌ها نیز بکار مـی‌بردندبعدها این عبارت درون ترکیـه به منظور بیگانـه و کولی‌ها نیز بکار رفته‌است اما بیشتر به منظور بیگانـه بکار مـی‌رود.نگاه کنید بـه نامـه های سلطان عبدالمجید.

بدرخان بدلیسی درون کتاب شرفنامـه نیز عجم را به منظور ساکنین ایران بکار مـی‌بردند.

همچنین کردهای سنی درون قرون اخیر نیز این واژه را به منظور اشاره بـه آذری‌ها و کردهای شیعه بکار مـی‌بردند همچنین امپراتوری عثمانی به منظور نام بردن از مقدونیـه‌ای‌ها، بلغارها و صرب‌ها استفاده مـید.

عجم همچنین بـه عنوان نام خانوادگی استفاده شده است.

در برهه‌ای از تاریخ درون زبان فارسی و از سوی عرب ها و ترک ها مترادف ایران و فارسی زبانان بکار رفته‌است.عربها عجم را به منظور نام ایران درون عبارت ملک جم و مملکت عجم و خلیج بحر عجم بکار‌اند.

در موسیقی عربی عجم مترادف پارسی بکار رفته است.همچنین درون موسیقی شمالی هند موسیقی بـه نام نوروز عجم وجود دارد.

 

دشمنی ، درفرهنگ ایران نیز، حد دارد . سـرتاپای دشمن ، شرّ نیست . با دشمن ، درهمـه سوها، جنگیده نمـیشود . دشمن را ازهمـه سو، زشت نمـیکند وبدنام نمـیسازد . مفهوم « اهریمن »، کـه مخلوق ایزدشناسی ِ زرتشتی هست ، ربطی بـه فرهنگِ اصیل ایران ندارد . حتا همان اهریمن درون متون زرتشتی نیز، « مثل اعلای استوارماندن درون پیمان خود که تا به حد نیستی خود» هست . او، پیمان خود را بـه بهای نابودشدن همـیشگی مـی پذیرد . به منظور اهریمن درون متون زرتشتی ،استوارماندن درپیمان ، ارزشی برتر از غلبه وپیروزی دارد . این چنین مفهومـی از دشمنی، ازارزشـهای بزرگ فرهنگ ایرانست . درمورد عرب نیز حتما این فرهنگ متعالی را رعایت کرد . 

آیـا اعراب ، به منظور توهین بـه ایرانیـان، آنان را « عجم » مـی نامـیده اند ؟ یکی از پژوهشگران ، مـینویسد : « واژه عجم بـه دلیل بارمنفی و مفهوم اهانت بار و ریشخند آمـیزی کـه دراصل داشته ( گنگ ولال ) و عربها آن را دراشاره بـه ایرانیـان و دیگر قومـها کـه نمـی توانستند واژه های عربی را مانند خود آنـها بر زبان آورده ، بـه کاربرند ، درنا همخوانی آشکار با دیدگاه فرهیخته ایرانی ی فردوسی بوده …. » . اگربه سراسرمراجع معتبر عربی رجوع شود ، دیده مـیشود کـه گرانیگاه معانی دوم این واژه ، نامفهوم بودن به منظور عربست نـه گنگ ولال بودن ِ گوینده . درآغاز حتما بُن یک اصطلاح و واژه را یـافت ، و سپس خوشـه معانی کـه ازاین بُن برمـیخیزند ، شناخت . 

هرچند کـه این واژه نزد عوام عرب بعد ازگذشت زمانـها ، چنین معنائی یـافته باشد ، ولی « دراصل » ، بـه کلی چنین معنائی نداشته است، و معنای اصلی آن ، دلیل براحترامـیست کـه اعراب ، بـه ایرانیـان داشته اند . البته « عجم » ، دراصل، بـه هیچ روی، معنای گنگ ولال نداشته هست و بـه غایت توهین وریشخند وتحقیرپیدایش نیـافته ، بلکه درست معنائی به منظور تعظیم و تجلیل و تحبیب داشته هست . 

ابی الحسین احمدبن فارس بن زکریـا رازی ، کـه از بزرگترین واژه شناسان درسده چهارم بوده هست و نزد همـه معتبراست درون دو کتاب ( المقائیس فی اللغه + مجمل اللغه ) خود نخستین معنای « عجم » را تخم خرما و انگورو مـیوه هائی همانند انگور مـیداند . «النوی ، و کل ماکان فی جوف ماءکول مثل العنب ما اشبهه فهو عجم ». 

باید درپیش چشم داشت کـه نام خرما درعربی کـه « قصب = قسب » باشد ، معنای نیشکر نی و قلم وکلک را هم داشته هست ( لغت نامـه ). اینـهمانی خرما با نیشکر، اهمـیت دارد چون « قصب» ، معرب «+ بـه » هست که بـه معنای « نای بـه = وای بـه » هست که زنخدای ایران مـیباشد. خوارزمـی درون کتاب مقدمـه الادب مـینویسد کـه « عجم » ، دانـه هرچیزی است. بدین علت بـه درخت خرمائی کـه ازتخم خرما بروید ، عجمـه مـیگویند . 

سعدی مـیگوید : 

شرب نوش آفرید ازمگس نحل نخل تناور کند ز دانـه خرما 

معنای بنیـادی دیگر عجمـه ، صخره سخت هست . بـه افشره ای کـه از دانـه های مـیگرفتند مـیگفتند نفت العجم . بـه نیـایشی کـه زیرلب زمزمـه مـید نیز عجم مـیگفتند ( ان صلاه النـهارعجما ، لانـها لا یجهرفیـها بالقراءه ) . 

پس معنای اصلی عجم، کـه « تخم و دانـه وهسته » باشد، تصویری بوده هست که با خود، برآیندهای گوناگون آورده هست . تخم ، درون پهلوی وگویشـها « توم » خوانده مـیشود ، و معنای « تاریک » هم دارد . درون سغدی واژه « دانـه » ، « دوانـه » مـیباشد ( فرهنگ قریب ) کـه درکردی بـه معنای جفت وهمزاد مـیباشد . همچنین« توم » درون عبری وآرامـی ، بـه معنای « همزاد ، دوقلو» هست کـه امروزه بـه شکل « توماس» ، ازنامـهای متداول درغربست( Biblisch-Historisches Handwoerterbuch) ). « تخم » درخود ، درخت وشاخ وبرگ و بر را بالقوه دارد، وبدین علت ، گنج نـهفته درتاریکی هست .

ازسوی دیگر، درفرهنگ ایران ، تخم ، هم « بر» و هم « بُن وبیخ » درخت هست . وجودی کـه هم بر و هم بُن ، هم پایـان و هم آغاز هست ، وجودی مستقل و آزاد کـه ازخود و به خود ، هست . این درون فرهنگ ایران ، «کمال» شمرده مـیشد .« کمال » مانند اسلام، علم یـا قدرت بی نـهایت نبود. چیزی کمال داشت کـه خودش، اصل نوآفرینی ِ خودش هست. ازخودش ، بـه روشنی مـیرسد . بـه همـین علت ، رستم ، تخم تن هست . درگزیده های زاد اسپرم ، بخش ٣۴ پاره ۲۹ مـیآید : « …. باز آفرینی همـه چهره ها ، درپایـان بـه آغاز همانند باشند . چنانکه مردم کـه هستی آنان از تخم ( نطفه ) هست ، از نطفه بـه وجود آیند و گیـاهان کـه هستی آنان از تخمک هست ، کمال پایـانی آنـها نیز با همان تخم هست » . همـین اندیشـه درگرشاسپ نامـه توسی نیز مـیآید. 
که این یکی بودن « برو تخم » درون جهان هستی باشد. جهان هستی ، درختی هست که ازبرش ، بیخش پدید مـیآید . بـه عبارت دیگر، جهان هستی ، خالق ندارد . 

به تخم درخت ارفتی درون گمان 

نگه کن برش، تخم باشد همان 

ازسوئی هرتخمـی درواقع ، تخم درون تخم هست . ازاین رو ، آنچه درتخم ودانـه و هسته ، نـهفته هست ، نیروهائی هستند کـه در تاریکی و پوشیده و نادیدنی هستند . این تصویر، یکی ازتصاویر بنیـادی درجهان بوده هست ، و بیـان « ازخود بودن» ، «ازخود ، روشن شدن» ،« ازخود ، سرچشمـه بودن » هست ، چون همـه چیز را درخود دارد . همچنین « شیره وافشره درون تخم » کـه نشان ِ اصل درخت ومـیوه هست ، درست درتخم ودانـه ، پوشیده و نا دیدنیست . این معنای اصلی « عجم » هست . ازاین رو یکی از معانی عجم بنا بر اشتاین گاس ، هم شیره وافشره ازدانـه های گیـاهان وهم آزمودن ، امتحان است. این معانی گرانقدر، ازیکسو مارا ازغنای درونی تخم ( عجم ) آگاه مـیسازد و ازسوی دیگر ، بـه پوشیدگی و ناشناس بودن آن، اشاره مـیکند 

این رویـه ناشناس بودن وپوشیده بودن ِ از معنای اصلی هست ، کـه سپس از عوام عرب ، معنای منفی پیدا کرده هست . آنچه ما نمـی فهمـیم ، بد وزشت و تباه هست . امروزهم ، این شیوه تفکر، درمـیان عموم ، رایجست . ولی دراصل ، عجم ، بـه ایرانی بدان علت گفته مـیشده هست که انسان آزاده ایست و برپای خود مـیایستد . رابطه عرب با ایرانی ، با محمد، شروع نشده هست . عربها با ایرانیـان پیش ازآمدن محمد ، رابطه دیگر داشته اند . این دو گونـه رابطه را حتما جداگانـه بررسی کرد. این اصطلاح « عجم » ، ریشـه دراین دوره پیش از محمد و اسلام دارد.ایرانی آنگاه ، بدان علت عجم خوانده مـیشده هست ، چون پیروان فرهنگ زنخدائی (= ارتائی ) بوده اند. « اجم» و« سورستان» و هروم ( روم ، هر= نی ) ، اصطلاتی به منظور جوامع زنخدائی ایران بوده اند کـه اعراب نیز پیرو آن بوده اند . اجه ، بـه هندی « قصب السکریـا نیشکر » است. اجمـه ، درمقدمـه الادب خوارزمـی بـه معنای بیشـه ونیستان هست و جمع آن « اجم » مـیباشد . « عجه » درمنتهی الارب بـه معنای « خایگینـه ، لغت مولده هست » ( یعنی تخم مرغ ) . اج، درفارسی، بـه درخت افرا گفته مـیشود کـه نام دیگرش « اسپندان » هست که بـه خوبی مارا بـه اصل راهنمائی مـیکند . « ئوز » کـه همان « خوز» باشد ( خوزستان= نیستان) بـه معنای نی است، و این نام زنخدای ایران بوده هست که به منظور پیروان زرتشت ، بت ( اوز دِس ) وزشت و پلشت شده هست ، و اعراب درست همـین زنخدا را بنام « عزی » مـیپرستیده اند . مقصود اینست کـه عرب، پیش ازپیدایش اسلام،با دیدی دیگری بـه ایرانیـان مـینگریسته اند ، و ایرانیـان را ارجمند مـیشمرده اند ، ونام « عجم = اجم » ، بیـان بزرگواری ایرانیـان و پیوند عرب با چنین ایرانی بوده هست . چنانکه درشاهنامـه نیز« عربستان» با « ایران » باهم ، بهره ایرج ، نخستین شاه اسطوره ای ایران مـیگردد .

پس آنگه نیـابت بـه ایرج رسید 

مراورا پدر، شـهرایران گزید 

هم ایران هم دشت نیزه وران 

همان تخت شاهی و تاج سران 

بدو داد کـه او را سزا دید گاه 

همان تیغ ومـهر ونگین و کلاه 

سرانرا کـه بُد هوش و فرهنگ ورای 

مراورا چه خواندند ، ایران خدای 

فردوسی ، درخود، آگاهانـه رسالت زنده ایران را داشت و هدفش از شاهنامـه سرائی ، نوزائی فرهنگ واجتماع و جهان آرائی ایران بود ودرست دراین بیت شعر، بـه با نگ بلند، از رسالت خود دم مـیزند . 

«عجم ، زنده کردم بدین پارسی » 

« عجم زنده کردم بدین پارسی » ، این معنای ژرف را دارد کـه من « فرهنگ ِ زنخدائی یـا خرّ مدینی ، فرهنگ سیمرغی- ارتائی ایران » را با این نوشته ، زنده کرده ام . « عجم » ، درست معنای والا و ژرف ِ فردوسی را بیـان مـیکند . آن ایرانی کـه « بُن وبیخ واصل = عجم » هست ، آن ایرانی کـه افشره وشیره وجانست( عجم ) ، آن صخره سختی( عجم) کـه برفرازکوه البرزاست و ایران نوین برآن بنا خواهد شد، دراین نوشته زنده مـیشود و فرشگرد مـی یـابد . این همان نیستانی( اجم = عجم ) هست که مولوی درد اشتیـاق بازگشت بـه آن را دارد که تا درآنجا بازازنو زاده شود .

منابع :

[۱]




[نیک اولاد عراقی]

نویسنده و منبع | تاریخ انتشار: Fri, 17 Aug 2018 12:01:00 +0000



نیک اولاد عراقی

نادرشاه - ویکی‌پدیـا، دانشنامـهٔ آزاد

پرش بـه ناوبری پرش بـه جستجو

«نادر» بـه اینجا تغییرمسیر دارد. نیک اولاد عراقی به منظور دیگر کاربردها، نیک اولاد عراقی نادر (ابهام‌زدایی) را مشاهده کنید.
نادرشاه افشار شاهنشاه ایران
دوران ۱۱۱۴ که تا ۱۱۲۶ خورشیدی
۱۱۴۸ که تا ۱۱۶۰ (قمری) (۱۲ سال)تاجگذاری ۱۸ اسفند ۱۱۱۴ خورشیدینام کامل نادر قلی یـا نَدَرقلیلقب(ها) نادر قلی بیگ
تهماسب‌قلی خان
نایب‌السلطنـه
نادر شاهزادروز شنبه ۳۰ آبان ۱۰۶۷
۲۸ محرم ۱۱۰۰ (قمری)زادگاه قلعه دستجرد ابیورد درگز کنونی[۱]درگذشت یکشنبه ۲۸ خرداد ۱۱۲۶
۱۱ جمادی‌الثانی ۱۱۶۰[۲] یـا ۳۰ خرداد[۳] (۵۸ سالگی)محل درگذشت فتح‌آباد، قوچانآرامگاه مشـهدپیش از عادل‌شاه افشارپس از شاه عباس سومـهمسران گل‌اَفشان خاتون
گوهرشاد خاتون
راضیـه سلطان بیگمکاخ خورشید (کلات)دودمان بنیـانگذار سلسله افشاریـهآواز پادشاهی نگین دولت و دین رفته بود چون از جا-به نام نادر ایران قرار داد خداشعار پادشاهی الملک اللهپدر امامقلی خانفرزندان رضاقلی مـیرزا • نصرالله مـیرزا • امامقلی مـیرزا • محمدالله مـیرزا • جهدالله مـیرزا
علی مـیرزا خاندین شیعه متولد شد[۴] و بعدها بی‌دین[۵][۶]امضا عناوین
نادر شاه افشارعنوان مرجع «اعلی‌حضرت ظل‌الله شاهِ شاهان، هست سلطان بر سلاطین جهان،
نادرشاه صاحب‌قران.»[۷]عنوان گفتاری «اعلی‌حضرت شاهِ شاهان»

نادر شاه افشار (زاده ۱۰۶۷ شمسی درگز – مقتول ۱۱۲۶ درون قوچان) کـه پیش از پادشاهی نادر قلی خوانده مـی‌شد، ملقب بـه تهماسب‌قلی خان از ایل افشار خراسان کـه از ۱۱۱۴ که تا ۱۱۲۶ خورشیدی[۲][۳] پادشاه ایران و بنیـانگذار دودمان افشاریـه بود. نیک اولاد عراقی او از مشـهورترین پادشاهان ایران، بعد از اسلام است. سرکوب افغان‌ها و بیرون راندن عثمانی و روسیـه از کشور و تجدید استقلال ایران و نیز فتح دهلی و ترکستان و جنگ‌های پیروزمندانـه او سبب شـهرت بسیـارش شد. همچنین او آخرین کشورگشا و فاتح آسیـایی است. دربارهٔ پیشینـه نادرشاه نیز روایـات متعددی وجود دارد اما مستندترین و قابل اثبات‌ترین آنـها این است:ایل افشار قبل از مـهاجرت بـه خراسان درون منطقه افشار درون جنوب آذربایجان غربی سداشته‌اند کـه اکنون مرکز این منطقه شـهرستان تکاب امروزی واقع درون جنوب آذربایجان غربی مـی‌باشد. درون فاصله ۵ کیلومتری شرق شـهرستان «تکاب» روستای باستانی «قرخلو» واقع شده‌است کـه زادگاه اصلی پدران نادرشاه افشار هست که نام قرخلو کـه در پسوند نادرشاه وجود دارد نیز از نام همـین روستا برداشته شده‌است کـه شاه اسماعیل درون زمان‌های دور آنـها را از «قرخلو» و «تکاب» بـه خراسان کوچاند.

خاستگاه، تبار و زمانـه نادر

بنا بـه قول مـیرزا مـهدی خان استرآبادی نادرقلی درون روز شنبه ۳۰ آبان ۱۰۶۷ (برابر ۲۸ محرم ۱۱۰۰ قمری و ۲۰ نوامبر ۱۶۸۸ مـیلادی) درون دستجرد درگز خراسان از طائفه قرخلو کـه شاخه‌ای از ایل افشار بود بـه دنیـا آمد.

اَفشار یـا اوشار یکی از ایل‌های بزرگ و ترک‌تبار خراسان است[۸][۹][۱۰][۱۱][۱۲][۱۳] کـه در زمان شاه اسماعیل صفوی همراه با شش ایل بزرگ از آناتولی عثمانی بـه ایران آمدند و پایـه‌های سلسله صفوی را بنیـاد گذاردند. این ایل بـه دو شعبه بزرگ تقسیم مـی‌شد: نیک اولاد عراقی یکی قاسملو و دیگری قرخلو؛ نادر شاه افشار از شعبه قرخلو بود. طایفه قرخلو را شاه اسماعیل از آذربایجان بـه خراسان کوچاند و در شمال آن سرزمـین، درون نواحی ابیورد و درگز و باخرز که تا حدود مرو مسکن داد؛ که تا در برابر ازبکان و ترکمانان مـهاجم سدی باشند. شمار زیـادی از این ایلها درون زمان شاه عباس اول درون ایل شاهسون ادغام گشتند.[۱۴]

در سال ۱۱۰۱ خورشیدی (۱۱۳۵ قمری) افغان‌ها بـه رهبری محمود افغان، اصفهان را تصرف کرده و شاه سلطان حسین صفوی را بـه قتل رساندند. با سقوط اصفهان و قتل شاه سلطان حسین، پسر او بـه نام شاه تهماسب دوم صفوی کـه از اصفهان بـه قزوین گریخته بود، خود را پادشاه ایران خواند، ولی حکام نواحی گوناگون کشور حاضر بـه اطاعت از او نشدند.

سرداری سپاه

  • ن
  • ب
  • و
جنگ‌های نادری
سرنگونی صفویـان
  • نبرد گلون‌آباد
  • محاصره اصفهان

جنگ خراسان

  • مشـهد
  • نبرد سنگان
  • اردوکشی سبزوار

جنگ با افغان‌ها

  • اولین لشکرکشی بـه هرات
    • نبرد کافر قلعه
    • هرات ۱۷۲۹
  • دومـین لشکرکشی بـه هرات
  • قندهار

بازگشت تهماسب دوم بـه تخت شاهی

  • دامغان
  • سردره خوار
  • مورچه‌خورت
  • اصفهان
  • زرگان

اولین جنگ با عثمانی

  • جنگ غرب ایران
    • نـهاوند
    • ملایر
  • جنگ تهماسب
    • ایروان
  • نبرد درون بین النـهرین
    • بغداد
    • سامرا
    • کرکوک
  • جنگ قفقاز
    • گنجه
    • مراد تپه

جنگ هند

  • گذر از خیبر
  • جنگ کرنال
  • اردوکشی سند

جنگ آسیـای مرکزی

  • بخارا
  • پتنک

جنگ داغستان

  • آندالال

جنگ درون خلیج فارس

دومـین جنگ با عثمانی

  • محاصره موصل
  • نبرد موصل
  • نبرد قارص

شورش و جنگ‌های داخلی

  • شورش ۱۷۳۳
  • شورش خانات
  • شورش ۱۷۴۴

محمود افغان نیز کـه تنـها بر اصفهان و نواحی اطراف آن حکومت مـی‌کرد، کمـی بعد به‌دست پسر عمویش به‌نام اشرف افغان درون ۱۱۰۳ خورشیدی (۱۱۳۷ قمری) بـه قتل رسید. هم‌زمان با این اوضاع، نادر کـه از مـیزان نفوذ خاندان صفوی درون مـیان مردم آگاه بود، بـه شاه تهماسب دوم پیوست و در ۱۱۰۵ خورشیدی (۱۱۳۹ قمری) سردار سپاه او شد. سپس خراسان را بـه تصرف خود درآورد.[۱۵]

مالک بزرگ ملک محمود سیستانی (حاکم سیستان) که تا حدی مانع قدرت‌گیری نادر شد، ولی نادر پشتیبانی شاه طهماسب دوم صفوی و فتحعلی‌خان قاجار (پسر شاه قلی خان قاجار و پدربزرگ آقا محمدخان قاجار) را جلب کرد و توانست درون سال ۱۱۰۳ خورشیدی (۱۱۳۷ قمری) ملک محمود را شکست دهد و حاکمـیت شاه ایران را درون خراسان برپا نماید. شاه تهماسب نیز، نادر قلی را والی خود درون خراسان اعلام کرد و پس از آن نادر نام خود را بـه «طهماسب قلی» تغییر داد. سال بعد، او بعد از سرکوب چند ایل ترک و کرد، بـه حکمرانی کامل خراسان رسید.

وی بعد از آن، به منظور به‌قدرت رساندن شاه تهماسب با افغانـها وارد جنگ شد. درون ۱۱۰۸ خورشیدی (۱۱۴۲ قمری) رئیس افغانـها یعنی اشرف افغان را درون نبرد مـهماندوست درون نزدیکی دامغان و سپس درون نبرد مورچه خورت درون نزدیکی اصفهان و برای بار سوم درون نبرد زرگان درون نزدیکی شیراز شکست داد. او سپس درون تعقیب اشرف، افغانستان را مورد تاخت و تاز قرار داد و قبایل این دیـار را مطیع خود نمود. بدین ترتیب بعد از هفت سال شورش افغان‌ها درون ۱۱۰۸ خورشیدی (۱۱۴۲ قمری) بـه پایـان مـی‌رسد.

نادر سپس با دشمنان خارجی وارد جنگ مـی‌شود و روس‌ها را از شمال ایران مـی‌راند، اما درون زمان جنگ با عثمانیـها کـه غرب ایران را درون اشغال داشتند، متوجه شورشی درون شرق ایران شده و جنگ را نیمـه کاره رها کرده و به آن سامان مـی‌رود. شاه تهماسب صفوی با توجه بـه قدرت و شـهرت روزافزون نادر و به قصد اظهار وجود، دنباله جنگ وی را با عثمانیـان بـه قصد بازپس‌گیری ایروان مـی‌گیرد، ولی بـه سختی شکست مـی‌خورد.

نیـابت سلطنت

نوشتار‌های اصلی: جنگ ایران و عثمانی (۱۷۳۰–۱۷۳۵)، پیمان گنجه و معاهده استانبول (۱۷۳۶)

در سال ۱۱۰۹ شمسی (۱۷۳۰ مـیلادی و ۱۱۴۳ قمری) بـه دنبال قراردادی مـیان شاه تهماسب دوم و دولت عثمانی و در پی شکست ایران، گرجستان و ارمنستان درون ازای تبریز بـه آن دولت واگذار شد. نادر کـه خود این نواحی را بـه ایران بازگردانده بود، وقتی از این مسئله آگاه شد، بـه سرعت بـه اصفهان بازگشت. او از معاهدهٔ صلح بـه عنوان بهانـه‌ای استفاده کرد، تهماسب را از سلطنت برکنار کرد و پسر خردسالش را با نام (شاه عباس سوم) را درون تاریخ ۱۳ شـهریور ۱۱۱۱ خورشیدی (۱۴ربیع الاوّل ۱۱۴۵ و ۴سپتامبر۱۷۳۲) بـه جانشینی برگزید و برای حفظ قدرت، خود را نایب‌السلطنـه نامـید. نادر، خصومت علیـه عثمانیـان را از سر گرفت. بعد از یک دور پیروزی قاطع، کـه در مـیانش چندین بار به منظور سرکوب خیزش‌ها بـه فارس و بلوچستان لشکرکشی کرد، او درون ۱۱۱۲ خورشیدی (دسامبر ۱۷۳۳) معاهدهٔ جدیدی با احمد پاشا، حاکم عثمانی بغداد امضا کرد. این امر نشان دهندهٔ تلاشی به منظور دوباره برقرارسازی معاهده عثمانی-صفوی قصر شیرین (ذهاب) بود زیرا خواهان بازگردانی مرزهای تعیین شده درون آن زمان، مبادلهٔ زندانیـان و محافظت عثمانی از همـهٔ حجاج ایرانی بود. سلطان عثمانی این معاهده را تأیید نمـی‌کرد، زیرا مناقشـه بر سر کنترل بخش‌هایی از قفقاز پابرجا بود، و مخاصمات بـه تناوب ادامـه داشت. یک رشته نبردهای ایران و عثمانی درون قفقاز ادامـه یـافت و نادر گنجه را بعد از محاصره بـه کمک مـهندسین روس تسخیر کرد. آن گاه درون ۱۹ اسفند ماه ۱۱۱۳ خورشیدی (۱۰ مارس ۱۷۳۵) امپراتوری روسیـه و ایران یک اتحاد دفاعی درون گنجه امضا د کـه به پیمان گنجه مشـهور گشت. روس‌ها موافقت د بیشتر اراضی فتح شده درون دهه پیش از آن را بازگردانند. این توافق تمرکز دیپلماتیک منطقه‌ای را بـه مواجههٔ روسیـه و عثمانی بر سر کنترل منطقهٔ دریـای سیـاه منتقل کرد و برای نادر درون مرزهای غربی یک آسودگی نظامـی فراهم کرد.[۱۶]

پادشاهی

نوشتار(های) وابسته: شورای کبیر مغان
نگاره‌ای از نادر شاه افشار کاری از چالرز هیث

نادر که تا پایـان ۱۱۱۴ خورشیدی، از طریق یک رشته پیروزی‌ها اعتبارب کرده و وضعیت نظامـی را تثبیت کرده بود. او پیش از نوروز ۱۱۱۵ خورشیدی (فوریـه ۱۷۳۶)، رهبران ایلی و کدخدایـان روستاهای قلمروی صفوی را درون اقامتگاه بزرگی درون دشت مغان جمع کرد. او از مجمع درخواست کرد او یـا یکی از صفویـان را به منظور حکومت بر کشور برگزینند. گفته شده نادر وقتی شنید مـیرزا ابوالحسن ملاباشی صدرالصدور گفته کـه «همـه حامـی سلسله صفوی هستند،» دستور داده این روحانی را دستگیر و روز بعد خفه کنند. بعد از چندین روز جلسه، شورای کبیر مغان نادرقلی را شاه مشروع اعلام کرد. شاه تازه منصوب، به منظور به رسمـیت‌شناسی تأیید حاضرین سخنرانی کرد. او اعلام کرد کـه پس از شاهی او، اتباعش رسوم مذهبی خاصی کـه شاه اسماعیل اول برجای گذاشته بود و ایران را دچار بی نظمـی کرده بود، رها خواهند کرد مثل سب (لعن سه خلیفهٔ اول ابوبکر، عمر و عثمان کـه اهل سنت آن‌ها را درون کنار علی خلیفه برحق مـی‌دانند) و رفض (نفی حق آنان بر حکمرانی بر جامعهٔ مسلمانان). نادر فرمان داد کـه شیعه دوازده‌امامـی بـه افتخار امام ششم جعفر صادق کـه مرجع اصلی آن شناخته مـی‌شد، بـه عنوان مذهب جعفری شناخته شود. نادرشاه درخواست کرد کـه مذهب جعفری دقیقاً همچون مذاهب چهارگانـه سنتی اسلام تلقی شود. همـهٔ حاضران درون مجمع مغان لازم بود سندی مبنی بر توافق با نظرات نادر را امضا کنند. نادر درست پیش از تاجگذاری درون ۱۸ اسفند ۱۱۱۴ (۸ مارس ۱۷۳۶ مـیلادی)، پنج شرط بـه شرح زیر به منظور صلح با امپراطوری عثمانی مشخص کرد کـه در ده سال بعد آن بیشترشان را مطالبه کرد:

  • به رسمـیت‌شناسی مذهب جعفری بـه عنوان پنجمـین مذهب اهل سنت اسلام
  • تعیین رکنی به منظور یک امام جعفری درون بارگاه کعبه مشابه مذاهب سنی
  • تعیین یک امـیرالحجاج ایرانی
  • مبادله سفرای دائمـی بین نادر و سلطان عثمانی
  • مبادلهٔ اسرا و ممنوعیت خرید یـا فروش آنـها

در عوض نادرشاه قول داد رسوم شیعی برانگیزندهٔ مخالفت اهل سنت درون عثمانی را منع کند. نادر سعی کرد مشروعیت ایرانی و مذهبی درون ایران را درون سطوح نمادین و ماهیتی باز تعریف کند. یکی از اولین اقدامات او بـه عنوان شاه مرسوم‌سازی یک کلاه چهار گوشـه (تلویحاً بـه افتخار خلفای راشدین) کـه به کلاه نادری مشـهور شد بـه عنوان جایگزین عمامـه قزلباش کـه دوازده تکهٔ سه گوش داشت (به نشانـهٔ دوازده امام شیعه). او اندکی بعد از تاجگذاری، سفیری بـه عثمانی فرستاد کـه حامل نامـه‌هایی بود کـه در آن او مفهوم مذهب جعفری را توضیح داد و ریشـه‌های مشترک ترکمنی خود با عثمانی‌ها را بـه عنوان مبنایی به منظور توسعهٔ روابط نزدیک تر یـادآوری کرد.[۱۶]

دوره شاهنشاهی نادر

نگاره نادرشاه و محمد شاه گورکانی

افغان‌های مخالف نادرشاه بعد از فتح قندهار بـه دست نادر، بـه دهلی گریخته بودند. گریز اشرار افغان بـه هند، و ورود دوباره آن‌ها بمحض دور شدن نیروهای ایران بارها تکرار مـی‌شد و تبدیل بـه رویـه شده بود. نادرشاه سه بار بـه پادشاه هند، محمد شاه گورکانی، اخطار نمود کـه نظامـیان اشرف افغان (حدوداً ۸۰۰ نفر) را بـه ایران تحویل دهد. نادرشاه درون ابتدا نامـه‌ای محترمانـه همراه با هدایـا بـه محمد شاه گورکانی فرستاد و شرح حال کرد، کـه بی پاسخ ماند. بار دوم بـه جای پیک توسط یکی از دیوانیـان بلندپایـه نامـه‌ای دیگر فرستاد، کـه محمدشاه که تا مدت‌ها او را بلاتکلیف گذاشته و نامـه نادر را بی پاسخ رها کرد. نادر سپس قلرآغاسی یکی از نزدیکان اش را فرستاد با این سه شرط: یـا انسداد مرزها بروی اشرار، یـا تحویل آن‌ها درون صورت ورود، یـا اجازه بـه مرزبانان ایران به منظور تعقیب شان درون خاک هند؛ کـه او هم به منظور ماه‌ها درون هند درون حصری محترمانـه نگه داشته شد. نـهایتاً نادر به منظور نشان عزم خود بـه گرفتن پاسخ، محمدخان ترکمن یکی از نظامـیان شجاع خود را فرستاد باتکرار همان سه شرط، کـه محمدخان نیز کشته شد. نادر به منظور قتل او توضیح خواست و یک مـیلیون نادری خونبها طلب کرد کـه بی پاسخ ماند. کشتن سفیر نادر گناهی نبود کـه شاه از آن بگذرد.[۱۷]

با تصمـیم نادرشاه، سپاه ایران از رود سند گذشت و در جنگ کَرنال (۵ اسفند ۱۱۱۷، ۱۵ ذی‌القعده ۱۱۵۱، ۲۴ فوریـه ۱۷۳۹) هندی‌ها را شکست داد و دهلی را تصرف کرد. سپس ۸۰۰ افغان را درون بازار دهلی دار زدند.[۱۵] نادر بـه رغم کمـی سپاهیـانش درون مقابل لشکریـان فیل سوار هندی، توانست با به‌کارگیری تاکتیک‌های نوین جنگی پیروز شود.

در جنگ کرنال درون طی یک روز، بین بیست که تا سی هزار سرباز هندی کشته شدند.[۱۸] بـه ناچار محمد شاه از نادر امان خواست. نادر درون قبال گرفتن کلید خزانـه سلطنتی هند عقب‌نشینی را پذیرفت و تاج پادشاهی هند را بر سر او باقی گذاشت.[۱۹] نادر با غنائم فراوان کـه از هند بـه چنگ آورده بود، بـه ایران بازگشت؛ غنائمـی کـه نادر شاه بـه ایران آورد ده برابر بیشتر از بیشترین درآمد سالانـه دوران صفوی برآورد شده‌است. درون مـیان این غنائم، جواهراتی چون کوه نور و دریـای نور و تخت طاووس شـهرت دارند. مـیزان غنائم بـه حدی بود کـه نادر به منظور سه سال از گرفتن مالیـات درون ایران چشم پوشید.[۲۰]

با حمله نادر بـه هندوستان زمـینـه تضعیف و انقراض امپراتوری مغولی هند یـا گورکانیـان فراهم آمد و پس از مدتی دولت انگلستان توسط کمپانی هند شرقی بر این کشور استیلا یـافت.

گسترهٔ فتوحات نادرشاه درون نقشـه با رنگ سبز متمایز گردیده‌است.

نادرشاه به منظور تأمـین هزینـه جنگ‌های خود مجبور بود که تا مالیـات‌های گزافی از مردم بگیرد، بـه همـین دلیل شورش‌هایی درون جای‌جای کشور روی مـی‌داد. وی درون اواخر عمر تغییر اخلاق داد و پسر خود رضاقلی مـیرزا را کور کرد. سپس از کار خود پشیمان شد و برخی از اطرافیـان خود را کـه در این کار آن‌ها را مقصر مـی‌دانست، کشت.

در سال ۱۷۴۳، نیروهای نادرشاه از راهبان صومعه ایلیـای درون حومـه شـهر موصل خواستند که تا به اسلام روی بیـاورند کـه پس از امتناع راهبان، نزدیک بـه ۱۵۰ نفر آن‌ها را قتل‌عام د.

مرگ

استخوان‌های نادرشاه درون داخل پارچه مربوط بـه زمان باز تابوت

در سال ۱۱۲۶ خورشیدی، زمانی کـه نادر به منظور رفع یکی از شورش‌های مردم علیـه مالیـات زیـاد بـه خراسان رفته بود، جمعی از سردارانش بـه رهبری علی قلی خان شبانـه بـه چادر وی حمله د و او را بـه قتل رساندند. بـه گفته لارنس لاکهارت مورخ انگلیسی ماجرا از این قرار بوده:

نادر درون ماه‌های پایـانی عمر درون اوج خشونت حکومت مـی‌کرد و به دلایلی چند بـه تمامـی سردارانش سوءظن داشت. نادر شبی رئیس آن‌ها را احضار کرد و چنین گفت: من از نگهبانان خود راضی نیستم و از وفا و دلیری شما آگاهم. حکم مـی‌کنم فردا صبح همـه آنان را توقیف و زنجیر کنید و اگری مقاومت کند ابقا نکنید. حیـات من درون خطر هست و به منظور حفظ جان فقط بـه شما اعتماد دارم. نوکری گرجی این موضوع را بـه اطلاع سرداران نادر رساند و ایشان مصمم شدند که تا دیر نشده، نادر را از مـیان بردارند. که تا پاسی از شب رفت، مواضعین بـه خیمـه چوکی، محمدحسن‌خان قاجار، کـه نادر آن شب را درون سراپرده او بود، رو آوردند. ترس بـه آنان چنان غلبه کرد کـه اکثرشان جرات ورود بـه خیمـه را ند. فقط محمد خان قاجار، صالح خان و یک شخص متهور دیگر وارد شدند و چوکی که تا متوجه آن‌ها شد نادر را بیدار کرد. نادر خشمناک از جای برخاست و شمشیر کشید. پایش درون ریسمان چادر گیر کرد و درافتاد. که تا خواست برخیزد، صالح خان ضربتی وارد آورد و یک دست او را قطع کرد. سپس محمد خان قاجار سر نادر شاه را از تن جدا ساخت. (بامداد یکشنبه ۱۱ جمادی‌الثانی ۱۱۶۰ برابر با ۲۸ خرداد ۱۱۲۶ خورشیدی[۲])

این گفته «لاکهارت» کم و بیش بـه همـین صورت از قول جیمز فریزر انگلیسی کـه شخصاً نادرشاه را مـی‌شناخته و ماه‌ها همراه او بوده و «بازن» پزشک فرانسوی نادرشاه آورده شده‌است.[۲۱] پس از مرگ نادر شاه، بسیـاری از فرزندان و خاندان وی توسط برادرزاده نادر، عادل‌شاه کشته شدند. علی قلی خان بـه حدی کینـه قطع نسل نادر را بـه دل بسته بود کـه زنان نادر را کـه آبستن بودند هم کشت و از تمام اینان فقط نوه نادرشاه، شاهرخ مـیرزا را زنده نگهداشت، شاهرخ بزرگترین فرزند رضاقلی مـیرزا؛ ولیعهد نادرشاه و نوهٔ ی شاه سلطان حسین صفوی بود. گفته‌اند از ابقای او منظورش این بود کـه شاید روزی مردم ایران خواستند کـه پادشاهی از نژاد صفوی داشته باشند.

شمشیر جواهرنشان نادر بخش کوچکی از جواهرات نادر کـه اکنون قسمتی از جواهرات بانک مرکزی ایران است.
آرامگاه نادرشاه درون مشـهد

بازمانده نادر شاه

نوشتار اصلی: علی مـیرزا خان

در دانشنامـه بروک‌هاوس، نسخه سال ۱۸۸۸ و دانشنامـه مایر چاپ ۱۸۶۵ (هردو آلمانی) درون انتهای مقاله نادرشاه چنین آمده: … بعد از قتل نادرشاه، یکی از فرزندان او (علی مـیرزا خان)، توسط یـاران وفادار نادرشاه نجات داده شده و نزد حاکم اتریش، ملکه "ماریـا ترزا" و به او سپرده مـی‌شود. ماریـا ترزیـا این پسر را غسل داده و اورا «بارون فون سملین» "Johann Joseph Freiherr von Semlin" مـی‌نامد. این پسر درون بزرگی بـه ارتش روسیـه ملحق و در جنگ هفت ساله شرکت مـی‌کند و در انتها نایل بـه دریـافت درجه افتخار مـی‌گردد. او درون شـهرک مودلینگ درون نزدیکی وین فوت کرد و در همان شـهرک نیز بـه خاک سپرده شد.[۲۲]

آرامگاه نادرشاه

مقبرهٔ نادر شاه افشار
نوشتار اصلی: آرامگاه نادرشاه

نادر شاه درون هنگام زنده بودن خود دستور ساخت آرامگاهی کوچک درون بالا خیـابان مشـهد داد. این آرامگاه کوچک درون سال ۱۱۴۵ هجری قمری درون کنار چهارباغ شاهی و روبروی حرم امام رضا از خشت و گل ساخته شد. قوام‌السلطنـه درون اواخر عهد قاجار (۱۲۹۶ خورشیدی) درون محل یکی از مقابر ویران شده نادری، آرامگاه تازه‌ای به منظور وی ساخت و استخوان‌های او را از تهران بـه مقبره مزبور حمل د. ساختمان جدید کـه در محل فعلی آرامگاه وی قرار داشت مدتی بر پا بود که تا این کـه انجمن آثار ملی ایران درون سال ۱۳۳۵ خورشیدی درصدد برآمد آرامگاهی مناسبِ شأن نادرشاه به منظور وی درون همان محل مقبره ساخته قوام‌السلطنـه ساخته شود. این کار از سال ۱۳۳۶ شروع و در سال ۱۳۴۲ بـه پایـان رسید.

به یـادبود نادرشاه افشار، درون سال ۱۳۴۲ خورشیدی آرامگاه نادرشاه درون مجموعه باغ موزه نادری درون شـهر مشـهد توسط هوشنگ سیحون طراحی و ساخته شده‌است. ساختمان آرامگاه نادر شاه از قسمت مـیانی کـه جایگاه خاکسپاری نادرشاه هست و دو تالار موزه تشکیل شده‌است کـه یکی از آن‌ها موزه اسلحه دوره‌های مختلف تاریخ ایران و دیگری موزه اسلحه و آثار مربوط بـه دوران نادرشاه را نمایش مـی‌دهد.[۲۳] ساختمان جدید آرامگاه نادر شاه افشار درون تاریخ ۱۲ فرودین ماه سال ۱۳۴۲ با حضور محمد رضا پهلوی بـه همت انجمن آثار ملی ایران درون باغ نادری بازگشایی شد.

ایران درون دورهٔ نادرشاه

در زمانی کـه صفویـان با شورش افغان‌ها از هم پاشیده بودند و کشور مورد تجاوز دشمنان داخلی و خارجی بود، عثمانی‌ها از غرب و روس‌ها از شمال و اعراب از جنوب و ترکمانان از شرق بـه تاخت و تاز و قتل و غارت مشغول بودند، نادر وضعیت حاکمـیت ایران را سامان داد.

در عهد نادر دشمنان و متجاوزان بـه کشور توسط وی سرکوب شدند و کشور اندکی از قدرت گذشته خویش را درون حفاظت از مرزها و اعمال قدرت یک حکومت مقتدر مرکزی بر تمام وطن، بازیـافت. ترکمانان و ازبکان بـه ماوراءالنـهر عقب‌نشینی د.

بناهایی کـه به دستور نادر درون خراسان بنا شده‌اند، نظیر کلات نادری و کاخ خورشید از آثار مـهم بازمانده از این دوران هستند.

در عهد او بـه سپاه و تأمـین نیرو بسیـار توجه مـی‌شد. نادر اقوام ایرانی را متحد و منسجم درون زیر پرچم ایران درآورد و بار دیگر ایران قدرتمندترین کشور آسیـا گشت. شـهرها یـا ولایـات ایران درون دوره نادر بـه شرح زیر بودند: آذربایجان، افغانستان، بلوچستان (پاکستان)، ترکمنستان، گرجستان، داغستان، بحرین، قطر، کشمـیر و غیره.[۲۴]

نادر از فرمانروایـانی بود کـه برای آخرین بار ایران را بـه محدوده طبیعی فلات ایران رسانید و با تدارک کشتی‌های عظیم جنگی، کوشید که تا استیلای حقوق تاریخی کشور را بر آب‌های شمال و جنوب تثبیت کند. نادر شاه درون سال ۱۷۴۲ م. جان التون دریـانورد بریتانیـایی مقیم سن پطرزبورگ را بـه رغم کارشکنی روس‌ها و انگلیسی‌ها به منظور ساختن کشتی جنگی بـه خدمت گرفت. التون درون ژانویـهٔ ۱۷۴۳م با سمت دریـاسالاری بـه ریـاست کشتی‌سازی ایران منصوب و به «جمال بیگ» ملقب گردید. با وجود تمامـی دشواری‌های اجرایی و سیـاسی، با حمایت‌های نادر و تلاش‌های التون، نخستین ناو ایران مجهز بـه بیست عرابه توپ بـه نام «نادرشاه» درون کرانـهٔ گیلان بـه آب انداخته شد. بعد از آن بـه موجب فرمانی کـه پادشاه ایران صادر کرد، تمام کشتی‌های روسی موظف شدند بـه پرچم ناو جدید سلام دهند.[۲۵]

تاجگذاری نادر از آنجهت سرنوشت‌ساز بود کـه به اصل و نسب امامـی به‌عنوان بنیـان مشروعیت پادشاهی خاتمـه داد؛ یعنی رویـه‌ای کـه صفویـه با رساندن شجره‌نامـهٔ خود بـه امام هفتم شیعیـان موسی کاظم بنیـان نـهاده بود. نادر شاه کوشید شیعهٔ دوازده امامـی را (که او با لحاظ مرجعیت محوری امام ششم شیعیـان آن را «مذهب جعفری» نامـید) به‌عنوان پنجمـین مذهب ارتدودر کنار چهار مذهب اهل تسنن رسمـیت بخشد. قرار بر این شد کـه مذهب جعفری پنجمـین فرقهٔ اسلامـی باشد و نـه انشعابی از اکثریت جامعهٔ مسلمانان. ادغام مذهب شیعه درون مذاهب اهل سنت ابتکار سیـاسی او بود که تا قدرت خود را بر شالوده‌ای دیگر و یکسره جدا از صفویـان بنا نـهد و نیز دستگاه روحانیت شیعه را از قدرت و نفوذ روزافزونی کـه در دوران پیشین به‌دست آورده بود، پایین بیـاورد.[۲۶]

با افول دولت نادری، سرزمـین پهناور فلات ایران کـه پس از مدت‌ها بـه زیر یک درفش درآمده و رنگ یگانگی پذیرفته بود، از هم پاشید.

جانشینان نادرشاه

بعد از نادرشاه، کریمخان از سرداران نادر کـه از طایفه زند بود، به‌قدرت رسید و حکومت بازماندگان افشار محدود بـه خراسان شد و کریم خان این منطقه را بـه احترام نادر کـه او را ولی‌نعمت خود مـی‌دانست، درون اختیـار جانشینانش باقی گذاشت.

نادر زمـینـه را به منظور جانشینی مناسب از بین بود. او بسیـاری از اطرافیـان خود را از پای درآورد. بعد از مرگ وی سرداران او نیز درون گوشـه و کنار علم استقلال برافراشتند؛ کریمخان زند وکیل الرعایـا درون شیراز- احمدخان ابدالی درون افغانستان- فتحعلی خان افشار ارشلو درون آذربایجان و در شـهر ارومـیه[۲۷] - حسنعلی خان اردلان درون کردستان و محمد حسن خان قاجار درون مازندران شروع بـه حکومت د.

در خراسان نیز علیقلی‌خان افشار، برادرزاده نادر بسیـاری از اولاد و خانواده نادر را قتل‌عام کرد و خود را «عادلشاه» نامـید و شروع بـه حکومت کرد. وی کـه مردی خونریز و عیـاش بود، محمدحسن خان قاجار را شکست داد و پسرش آقامحمد خان را مقطوع‌النسل کرد، اما سرانجام توسط برادر خود ابراهیم خان، کور و سپس کشته شد.

بزرگان افشار، نوه نادر بـه نام شاهرخ مـیرزا را به‌قدرت رساندند. او نیز یک سال بعد مخلوع و کور شد، اما دوباره بـه قدرت رسید، ولی این بار توسط شاه سلیمان ثانی (از خاندان صفوی کـه مورد احترام عموم بود) شکست خورد. شاهرخ نابینا چهل و هشت سال سلطنت کرد، اما فقط بر خراسان. بعد از مرگ کریم خان، آقامحمدخان بـه قدرت رسید و به خراسان حمله کرد و شاهرخ را با شکنجه کشت. نادر مـیرزا فرزند شاهرخ، پدر پیر و نابینا را درون دست آقامحمدخان رها کرد و به افغانستان گریخت و در زمان فتحعلی شاه ادعای سلطنت کرد کـه دستگیر و کور شد، زبانش را بد و او را کشتند و بدین ترتیب آخرین مدعی سلطنت از خاندان افشاریـه از مـیان برداشته شد.

نگارخانـه

  • نادر شاه

  • نادر و فرزندانش

جستارهای وابسته

  • نظام اداری دوره افشاریـه
  • پلکان نادری
  • آرامگاه نادرشاه
  • جنگ کرنال
  • جهانگشای نادری
  • افشاریـان

پانویس

  • "The Cambridge History of Iran Volume 7". cambridge.org.
  • ↑ ۲٫۰۲٫۱۲٫۲ مروی، محمدکاظم، عالم‌آرای نادری، بـه تصحیح محمدامـین ریـاحی، کتابفروشی زوّار، چاپ یکم: ۱۳۶۴. (پیشگفتار)
  • ↑ ۳٫۰۳٫۱ Cambridge Histories Online: Book Home
  • Michael Axworthy's biography of Nader, The Sword of Persia (I.B. Tauris, 2006), p. 34
  • Lockhart, Laurence, "Nadir Shah: A critical study based mainly upon contemporary sources", London, Luzac & Co, 1938, p.278
  • Michael Axworthy's biography of Nader, The Sword of Persia (I.B. Tauris, 2006), pp. 168-170
  • The Afshar Dynasty - GENEALOGY
  • http://www.loghatnaameh.com/dehkhodaworddetail-c3e1a26362c34adebd653ebfb3bf2dad-fa.html
  • دائرةالمعارف بزرگ اسلامـی - افشار
  • Joshua Project - Ethnic People Groups of the Turkic Peoples Affinity Bloc
  • Tapper, Richard (1997). «Frontier Nomads of Iran: A Political and Social History of the Shahsevan." Cambridge University Press, ISBN: 0-521-58336-5, 9780521583367, Page 44
  • Reid,.J. J. (2000). «Crisis of the Ottoman Empire: Prelude to Collapse 1839-1878.» Franz Steiner Verlag, ISBN 3-515-07687-5, 9783515076876, Page 210
  • Peter Malcolm Holt, Ann Katherine Swynford Lambton, Bernard Lewis (1977). «The Cambridge History of Islam" Cambridge University Press, ISBN 0-521-29135-6, 9780521291354, Page 430
  • History of Iran: Afsharid Dynasty (Nader Shah)
  • ↑ ۱۵٫۰۱۵٫۱ کتاب درسی تاریخ سال سوم راهنمایی ایران، شرکت چاپ و نشر کتاب‌های درسی ایران، ۱۳۷۹، شابک ۹۶۴۰۵۰۰۶۶۶
  • ↑ ۱۶٫۰۱۶٫۱ “NĀDER SHAH – Encyclopaedia Iranica”. Encyclopædia Iranica. 2006-08-15. Retrieved 2015-01-06. 
  • کتاب نادر ناصرانقطاع - https://www.youtube.com/watch?v=vPpB-fWKca8
  • Axworthy p.8
  • ویکی‌پدیـای انگلیسی - محمدشاه
  • This section: Axworthy pp.1-16, 175-210
  • رضازاده شفق درون کتاب نادرشاه (ص ۲۲۱ که تا ۲۲۲ تهران ۱۳۳۹ چاپ ۱۳۸۶ شابک ۹۷۸۹۶۴۳۸۰۳۳۳۹)
  • صفحه مقاله نادرشاه درون دانشنامـه بروک هاوس. ← ر ک بـه جمله انتهای مقاله
  • «آرامگاه نادر شاه، تیشینـه». 
  • زندگی نادرشاه - تألیف جونس هنوی، ترجمـه اسماعیل دولتشاهی
  • حاکمـیت تاریخی ایران بر جزایر تنب و ابوموسی، ص ۲۴.
  • "درنگی درون اصلاح دینی نادر شاه". 2017. رادیو زمانـه. Accessed December 3 2017. [۱].
  • تاریخ افشار - مـیرزا رشید ادیب الشعرا - ۱۳۴۶ - صفحهٔ ۱۳۸
  • منابع

    در ویکی‌انبار پرونده‌هایی دربارهٔ نادرشاه موجود است. مجموعه‌ای از گفتاوردهای مربوط بـه نادرشاه درون ویکی‌گفتاورد موجود است.
    • سایکس، سرپرسی، تاریخ ایران (۲ جلد)، ترجمـه سید محمدتقی فخرداعی گیلانی.
    • م.ر. آرنوا و ک. اشرافیـان، دولت نادرشاه افشار، ترجمـه حمـید امـین، انتشارات دانشگاهی، تهران، ۱۳۵۶
    • ک. توحدی، نادر صاحبقران، ۱۳۸۴
    • ک. توحدی، حرکت تاریخی کرد بـه خراسان، انتشارات توس و اسفند، ۱۳۶۶و۱۳۷۸
    • کتاب درسی تاریخ سال سوم راهنمایی ایران، شرکت چاپ و نشر کتاب‌های درسی ایران، ۱۳۷۹، شابک ۹۶۴۰۵۰۰۶۶۶
    • آغا محمد خان قاجار، چهره حیله‌گر تاریخ، پناهی سمنانی، کتاب نمونـه، چاپ دوم، ۱۳۶۷.
    • نادر شاه، بازتاب حماسه و فاجعه ملی، پناهی سمنانی، کتاب نمونـه، چاپ چهارم، ۱۳۷۰.
    • افشاریـه درون وبگاه ایران مـیراث
    • Michael Axworthy, The Sword of Persia: Nader Shah, from Tribal Warrior to Conquering Tyrant Hardcover 348 pages (۲۶ ژوئیـه ۲۰۰۶) Publisher:I.B. Tauris Language: English ISBN: 1-85043-706-8
    • مشارکت‌کنندگان ویکی‌پدیـا. «Muhammad Shah». درون دانشنامـهٔ ویکی‌پدیـای انگلیسی، بازبینی‌شده درون ۱۹ اکتبر ۲۰۰۸.
    • رضازاده شفق، کتاب نادرشاه از دیدگاه مورخین و شرق شناسان (تحریر: تهران ۱۳۳۹ چاپ: ۱۳۸۶ شابک ۹۷۸۹۶۴۳۸۰۳۳۳۹)
    • حق‌شناس، سید علی، حاکمـیت تاریخی ایران بر جزایر تنب و بوموسی، تهران، انتشارات سنا، ۱۳۸۹.

    نادر شاه افشار
    طایفه قرخلو
    شاخه‌ای از ایل افشار
    زادهٔ: ۳۰ آبان ۱۰۶۷ درگذشتهٔ: ۲۸ خرداد ۱۱۲۶ شاه ایران پیشین:
    شاه عباس سوم شاهنشاه ایران
    ۱۸ اسفند ۱۱۱۴–۲۸ خرداد ۱۱۲۶ پسین:
    عادل شاه افشار عنوان سلطنتی عنوان جدید نایب‌السلطنـه شاهنشاه ایران
    ۱۶ شـهریور ۱۱۱۱–۱۷ اسفند ۱۱۱۴ بلا تصدی
    سرنگونی صفویـان
    تصدی بعدی توسط:
    رضاقلی مـیرزا مناصب سیـاسی پیشین:
    محمدعلی خان
    قوللر آقاسی
    وزیر اعظم ایران
    ۱۱۰۸–۱۷ اسفند ۱۱۱۴ بلا تصدی
    تصدی بعدی توسط:
    زکریـا خان کزازی مناصب نظامـی پیشین:
    محمدعلی خان
    قوللر آقاسی
    امـیرالامرا
    ۱۱۱۱–۱۱۲۶ نامعلوم نامعلوم قورچی‌باشی
    ۱۱۰۷–۱۱۱۱ مدعی تاج و تخت عنوان جدید شاهنشاه افشاریـه پسین:
    عادل شاه افشار
    • ن
    • ب
    • و
    پادشاهان ایران از صفویـه که تا پهلوی
    صفویـه (۸۸۰ - ۱۱۰۱)
    • شاه اسماعیل یکم
    • شاه تهماسب یکم
    • شاه اسماعیل دوم
    • شاه محمد خدابنده
    • شاه عباس بزرگ
    • شاه صفی
    • شاه عباس دوم
    • شاه سلیمان
    • شاه سلطان حسین
    هوتکیـان (۱۱۰۱ - ۱۱۰۸)
    • محمود افغان
    • اشرف افغان
    افشاریـه (۱۱۱۴ - ۱۱۲۹)
    • نادرشاه
    • عادل‌شاه
    • ابراهیم‌شاه
    • شاهرخ‌مـیرزا
    زندیـه (۱۱۲۹ - ۱۱۷۳)
    • کریم‌خان زند
    • ابوالفتح‌خان زند
    • محمدعلی‌خان زند
    • ابوالفتح‌خان زند (بار دوم)
    • صادق‌خان زند
    • علیمرادخان زند
    • جعفرخان زند
    • صیدمرادخان زند
    • لطفعلی‌خان زند
    قاجاریـه (۱۱۷۳ - ۱۳۰۴)
    • آقامحمدخان
    • فتحعلی‌شاه قاجار
    • محمدشاه
    • ناصرالدین‌شاه قاجار
    • مظفرالدین‌شاه
    • محمدعلی‌شاه
    • احمدشاه قاجار
    پهلوی (۱۳۰۴ - ۱۳۵۷)
    • رضاشاه
    • محمدرضاشاه

    الگو:ژنرال ایرانی

    • ن
    • ب
    • و
    تروریسم درون ایران (از قاجار تاکنون)
    قاجار
    • آقامحمدخان قاجار
    • ناصرالدین‌شاه
    • مـیرزا علی‌اصغر اتابک
    • شجاع نظام مرندی
    • ابراهیم خویی
    • ملا محمد خمامـی
    • مـیرزاده عشقی
    • محمد کیوان قزوینی
    • ناموفق: محمدعلی‌شاه
    پهلوی
    ساواک
    • تیمور بختیـار
    • سید علی اندرزگو
    • ناموفق: صادق قطب‌زاده
    فدائیـان اسلام
    • احمدروی
    • عبدالحسین هژیر
    • حاج‌علی رزم‌آرا
    • ناموفق:
      • حسین فاطمـی
      • حسین علاء
    سایر ترورها
    • محمد مسعود
    • احمد دهقان
    • عبدالحمـید زنگنـه
    • محمود افشارطوس
    • حسنعلی منصور
    • محمدصادق فاتح یزدی توسط: چریک‌های فدایی خلق
    • ضیـا فرسیو
    • ناموفق:
      • محمدرضا پهلوی
      • شعبان جعفری
      • محمد مـهرداد
      • جمشید آموزگار «حمله اوپک»
    • آتش‌سوزی سینما رآبادان
    جمـهوری اسلامـی
    گروه فرقان
    • فهرست ترورشدگان توسط گروه فرقان
    • محمد ولی قرنی
    • مرتضی مطهری
    • احمد لاجوردی
    • مـهدی عراقی
    • سید محمدعلی قاضی طباطبایی
    • محمد مفتح
    • سید علی خامنـه‌ای
    • ناموفق: اکبر هاشمـی رفسنجانی
    مجاهدین خلق
    • بمب‌گذاری درون دفتر حزب جمـهوری اسلامـی
      • قربانیـان شاخص: سید محمد بهشتی
      • حسن عباسپور
      • موسی کلانتری
      • محمود قندی
      • محمدعلی فیـاض‌بخش
      • علی درخشان
    • انفجار دفتر نخست‌وزیری
      • قربانیـان شاخص: محمدعلی رجایی
      • محمدجواد باهنر
      • هوشنگ وحید دستجردی)
      • محمد کچوئی
      • سید حسن آیت
      • یوسف مرحبا
      • مـیر اسدالله مدنی
      • سید عبدالکریم هاشمـی‌نژاد
      • سید عبدالحسین دستغیب
      • محمد صدوقی
      • عطاءالله اشرفی اصفهانی
      • اسدالله لاجوردی
      • علی صیـاد شیرازی
    • ناموفق:
      • شاپور مرحبا
      • سید احمد خمـینی
      • صادق احسانبخش
    جندالله
    • کشتار تاسوکی
    • بمب‌گذاری‌های ۱۳۸۵ زاهدان
    • بمب‌گذاری ۱۳۸۸ درون زاهدان
    • بمب‌گذاری انتحاری درون پیشین
      • قربانیـان شاخص: نورعلی شوشتری
    • بمب‌گذاری ۱۳۸۹ درون زاهدان
    • بمب‌گذاری ۱۳۸۹ درون چابهار
    • مصطفی جنگی زهی
    • حرکت انصار ایران
    داعش
    • حملات ۱۳۹۶ تهران
      • واکنش‌ها
    ترور دانشمندان
    هسته‌ای
    • ترورهای هدفمند اسرائیل
    • ترور دو دانشمند هسته‌ای ایران
    • اردشیر حسین‌پور
    • مسعود علیمحمدی
    • مصطفی احمدی روشن
    • مجید شـهریـاری
    • داریوش رضایی‌نژاد
    • رضا قشقایی
    • ناموفق: فریدون عباسی دوانی
    قتل‌های زنجیره‌ای
    • داریوش فروهر
    • پروانـه اسکندری
    • محمد مختاری
    • محمدجعفر پوینده
    ترورهای
    برون‌مرزی
    • ترور مـیکونوس
    • بمب‌گذاری آمـیا
    • ماجرای اتوبوس ارمنستان
    • شـهریـار شفیق
    • شاپور بختیـار
    • غلامعلی اویسی
    • حسین اویسی
    • عبدالله قادری آذر
    • سروش کتیبه
    • فریدون فرخزاد
    • علی‌اکبر طباطبایی
    • بیژن فاضلی
    • عبدالرحمان قاسملو
    • همایون اردلان
    • فتاح عبدلی
    • نوری دهکردی
    • صدیق کمانگر
    • کاظم رجوی
    • عبدالرحمان برومند
    • صادق شرفکندی
    • رضا مظلومان
    • عفت قاضی
    • سعید کریمـیان
    • محمدرضا کلاهی
    دیگر اقدامات
    تروریستی
    • حسن احمدی مقدس
    • سعید عقیقی
    • غلام کشاورز
    • نامشخص:
      • بمب‌گذاری نمازجمعه تهران ۱۳۶۳
      • بمب‌گذاری درون حرم امام رضا
      • بمب‌گذاری‌های اهواز
      • بمب‌گذاری ۱۳۸۷ شیراز
      • بمب‌گذاری ۱۳۸۸ آرامگاه خمـینی
      • بمب‌گذاری ۱۳۸۹ درون مـهاباد
      • انفجار نارنجک درون تربت جام
      • ابوالحسن کریمـی
      • علی غیور اصلی
      • محمد شیخ‌الاسلام
      • عبدالرضا سودبخش
      • صفدر رحمت‌آبادی
    • ناموفق:
      • سید عبدالکریم اردبیلی
      • سعید حجاریـان
    عوامل ترور
    • مـیرزا رضا کرمانی
    • حیدرخان عمواوغلی
    • عباس‌آقا تبریزی
    • سید مجتبی نواب صفوی
    • سید حسین امامـی
    • محمدصادق امانی
    • محمد بخارایی
    • رضا صفار هرندی
    • مرتضی نیک‌نژاد
    • سید عبدالحسین واحدی
    • محمدمـهدی عبدخدایی
    • مسعود رجوی
    • مریم رجوی
    • اکبر گودرزی
    • محمدرضا کلاهی
    • مسعود کشمـیری
    • تقی شـهرام
    • عبدالمالک ریگی
    • عبدالحمـید ریگی
    • سعید امامـی
    • مصطفی کاظمـی
    • مـهرداد عالیخانی
    • خسرو براتی
    • داود صلاح‌الدین
    • علی وکیلی‌راد
    • کاظم دارابی
    • انیس نقاش
    • مجید جمالی فشی
    • سعید عسگر
    • مجید کاووسی‌فر
    • منصور ارباب‌سیر
    آثار مرتبط
    • خون و انتقام
    • راهنمای حقایق
    • تاریک‌خانـه اشباح
    • تیرباران
    • بادیگارد
    جستارهای وابسته
    • تروریسم درون ایران
    • قربانیـان ترور درون ایران
    • تروریسم اسلامـی
    • کمـیته مجازات
    • جمـهوری اسلامـی ایران و پرونده‌های تروریسم دولتی
    • نقد رسیدگی قوه قضائیـه بـه موارد ترور و شکنجه
    • مبارزه سپاه پاسداران با گروه‌های شبه‌نظامـی
    • کشتار دیپلمات‌های ایرانی درون مزارشریف
    • توطئه ترور سفیر عربستان
    رده
    داده‌های کتابخانـه‌ای
    • WorldCat Identities
    • VIAF: 16017634
    • LCCN: n50063254
    • ISNI: 0000 0000 6675 3540
    • GND: 11896142X
    • SUDOC: 082571317
    • BNE: XX4684780
    • SNAC: w6cn7qp3
    • ن
    • ب
    • و
    گورکانیـان
    پادشاهان
    • بابر
    • نصیرالدین همایون
    • اکبر کبیر
    • جهانگیرشاه
    • شاه جهان
    • اورنگ‌زیب
    • محمد اعظم شاه
    • بهادرشاه یکم
    • جهاندار شاه
    • فرخ‌سیر
    • رفیع الدرجات
    • شاه جهان دوم
    • محمد شاه گورکانی
    • احمد شاه بهادر
    • عالمگیر دوم
    • شاه جهان سوم
    • شاه عالم دوم
    • اکبر دوم
    • بهادرشاه دوم
    نبردها و
    درگیری‌ها
    • Battle of Panipat (1526)
    • Gujarat conquest
    • Battle of Khanwa
    • Battle of Ghaghra
    • Siege of Sambhal
    • Battle of Panipat (1556)
    • Battle of Thanesar
    • Siege of Chittorgarh
    • Siege of Ranthambore
    • Battle of Tukaroi
    • Battle of Raj Mahal
    • Battle of Haldighati
    • Battle of Bhuchar Mori
    • محاصره قندهار (۱۶۰۵–۱۶۰۶)
    • جنگ صفویـه با گورکانیـان (۱۶۲۲–۱۶۲۳)
    • اورنگ‌زیب
    • جنگ گورکانیـان و صفویـان (1649–53)
    • Battle of Samugarh
    • نبرد خواجه
    • Suppression of Tilpat rebellion
    • Ahom–Mughal conflicts
    • Siege of Purandhar
    • جنگ تبت-لاداخ-مغول
    • جنگ مغول-ماراتها
      • محاصره بیجاپور
      • محاصره جینجی
    • جنگ کودکان
    • Siege of Golconda
    • جنگ کرنال
    • نبرد سوم پانیپات
    • نبرد بکسر
    • محاصره دهلی
    معماری
    • تاج محل
    • باغ بابر
    • فاتح پور سیکری
      • مقبره سلیم چیشتی
    • آرامگاه همایون
    • لال قلعه
    • قلعه شاهی
    • جهانگیر محل
    • قلعه لالباغ
    • سیکندرا
    • قلعه آگره
    • مسجد چاوک
    • باغ شالیمار
    • باغ آچابال
    • قبر جهانگیر
    • مقبره بی‌بی
    • مسجد پادشاهی
    • برج شاهی
    • مسجد شاه‌جهان
    • شیش محل
    • مسحد سونـهری
    • مسجد تیپو سلطان
    • مسجد وزیر خان
    • رده:معماری گورکانی
    مخالفان
    • ابراهیم لودی
    • رانا سانگا
    • شیرشاه سوری
    • همو
    • Maharana Pratap
    • مالک آمبار
    • گوکولا
    • Pratapaditya
    • شیواجی
    • Lachit Borphukan
    • خوشحال‌خان ختک
    • سر جوزیـا چایلد
    • گورو گوبیند سینگ
    • هنری ایوری
    • باجی‌رائوی اول
    • نادرشاه
    • هکتور مونرو
    استان‌ها
    • بنگال صوبه
    • گجرات صوبه
    جستارهای وابسته
    • هنر اسلامـی
    • آشپزی
    • فرهنگ هندو ایرانی
    • پرچم
    • باغ‌های مغولی
    • زبان و ادب فارسی درون هند
    • نظامـی‌گری
    • نگارگری
    • ایرانیـان
    • دین الهی
    • قبیله مغل
    • سلاح
    • دودمان تیمور
      • شجره‌نامـه
    حکومت‌های جانشین
    • امپراتوری مراتا
    • راجپوتانا
    • زط‌ها
    • امپراتوری سیک
    • نوابان بنگال و مرشد آباد
    • حکومت اود
    • نظام حیدرآباد
    • کارناتیک
    • پادشاهی مـیسور
    • Rohilkhand
    برگرفته از «https://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=نادرشاه&oldid=24418526»




    [نیک اولاد عراقی]

    نویسنده و منبع | تاریخ انتشار: Sun, 19 Aug 2018 13:53:00 +0000



    نیک اولاد عراقی

    گنجور » حافظ » غزلیـات » غزل شمارهٔ ۹۴

    با دو بار کلیک بر روی هر واژه مـی‌توانید معنای آن را درون لغت‌نامـهٔ دهخدا جستجو کنید.

    شماره‌گذاری ابیـات | وزن: نیک اولاد عراقی مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب) | شعرهای مشابه (وزن و قافیـه) | منبع اولیـه: ویکی‌درج | ارسال بـه فیس‌بوک

    این شعر را چهی درون کدام آهنگ خوانده است؟

    محمدرضا شجریـان » فریـاد » تصنیف "یـار دلنواز"

    علی جهاندار » صبح مشتاقان » تصنیف یـار دلنواز

    علیرضا عصار » فصل آشنایی » نکته دان عشق "علیرضا عصار"

    حسام الدین سراج » راه بی نـهایت » ساز و آواز - دستگاه همایون (درآمد که تا بیداد)

    حسام الدین سراج » راه بی نـهایت » راه بی نـهایت - ادامـه ساز و آواز

    احمد شاملو » غزلیـات حافظ » زان یـار دلنوازم شکری ست با شکایت

    همایون شجریـان » قیژک کولی » ساز و آواز "کمند زلف"

    علیرضا افتخاری » قصه شمع » یـار دلنواز

    گلهای تازه » شمارهٔ ۱۳۱ » (همایون) (۱۰:۲۱ - ۱۱:۱۱) نوازندگان: عبدالوهاب شـهیدی (‎بربط عود) خواننده آواز: عبدالوهاب شـهیدی سراینده شعر آواز: حافظ شیرازی (غزل) مطلع شعر آواز: زان یـار دلنوازم شکریست با شکایت

    محمدرضا شجریـان » اجراهای خصوصی » آفتاب خوبان – اجرای خصوصی محمدرضا شجریـان و حمـید طاهرزاده بـه تاریخ ۱۵ فروردین ۶۷

    محسن نامجو » سیزده هشت » زآن یـار

    محمدرضا شجریـان » اجراهای خصوصی » شب سیـاه – اجرای خصوصی محمدرضا شجریـان، نیک اولاد عراقی شـهرام ناظری و پرویز مشکاتیـان

    برای معرفی آهنگهای دیگری کـه در متن آنـها از این شعر استفاده شده هست اینجا کلیک کنید.

    حاشیـه‌ها

    تا بـه حال ۱۸۹ حاشیـه به منظور این شعر نوشته شده است. نیک اولاد عراقی به منظور نوشتن حاشیـه اینجا کلیک کنید.

    behzad نوشته:

    چارده روایت

    پاسخ: مشکل خاصی روی این کلمات دیده نمـی‌شود.

    👆☹

    محمد نوشته:

    بسیـاری از حافظ شناسان اعتقاد دارند این شعر یـا حداقل دو بیت از این شعر درون مورد امام حسین(ع) است.
    رندان تشنـهرا آبی نمـی‌دهد
    گویی ولی شناسان رفتند از این ولایت

    در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کان جا
    سرها بریده بینی بی جرم و بی جنایت

    👆☹

    مـهدی نوشته:

    آری! عزیزان! بدینسان سر و دست ها بی جرم بی جنایت فقط به منظور ماندن این آیت حق ـ قرآن و «آن» امام زمان ـ بریده شدند و بیـا! تو را بـه خدا! اصل قصه از این حادثه امروز بگیر و بخوان: قرآن را … و بفهم و به کردار شو آن! اگرنـه شعار بنـه کـه مثل اینان نشوی مباد! کـه از زبان حسین پسر علی ـ درود خدا و به فرمان درود ما بر ایشان و ا و پیـامبرمان و شان و شان و نوادگان و تمام پیـامبرانمان ـ بشنوی برایت بخوانند درون پیشگاه خدا: یـا رب! مباد را، مخدوم بی عنایت … رندان تشنـهرا آبی نمـی‌دهد … گویی ولی شناسان رفتند از این ولایت …! فهمـیدی کـه عزاداری یعنی چه کـه هان؟ بادا بدو بشو تو عزادار آن امام هُمام حسین ابن علی جان!
    من کـه نمـی دانم این سایت را چهی یـاانی بنیـان گذارده اند اما سپاسی از نوع بی نظیر آن بر آنان بادا! و اجرتان نزد خدا انبوه! نـه چون کوه بلکه بـه قدر تقدس روح …

    👆☹

    واقع بین نوشته:

    عشقت رسد بـه فریـاد ار خود بـه سان حافظ
    قرآن ز بر بخوانی درون چارده روایت
    در چه زمان عشق بـه فریـاد تبدیل مـیشود دقت کنید بـه فریـاد نـه بـه آرامش و سر انجام وقتی از عشقی گریزان و نا امـید مـیشوید بر خلاف ایده مذهبییون وقتی چهارده روایت از قرآن را حفظ کردید چه مـی شود کـه عشق بـه فریـاد بدل مـیشود آیـا حافظ درون این برهه از زمان از دین و قرآن گریزان نبوده و در غیر اینصورت مـی توانست بجای عشقت رسد بـه فریـاد از عباراتی همچون آرامش و یـا عبارت انجام یـا منزل و یـا چندین کلمـه مناسب تر کـه حافظ بهتر از ما مـیدانست استفاده مـیکرد

    👆☹

    محمد نوشته:

    عشقت رسد بـه فریـاد یعنی عشق بـه فریـادت مـیرسد نـه اینکه بـه فریـاد تبدیل مـیشود

    👆☹

    صفا از مولانا صفا نوشته:

    درود بـه همـه ی دوستان فرهیخته این غزل شگفت حافظ را ” علیرضا عصار ” خوانده اند درون همان آغاز کارشان بـه گمانم سال های ۱۳۷۸ یـا ۱۳۷۹ درون نوار ؟؟

    به هر روی با سپاس از گنجور و دیگر دوستان .

    شاد زی و شادی گستر باش
    شاد زی ، مـهر ورز ، فراجهانی باش
    گر خدا خواهد که تا درودی دیگر بدرود.

    👆☹

    حوا نوشته:

    شعر حافظ اونقدر صیقل خورده کـه هر احوال خودش و چیزی رو کـه دوست دارهمـیبینـه.شاید علت محبوییت شعر حافظ هم همـینـه.
    منظور از عشقت رسد بـه فریـاد هم یعنی عشق بـه فریـادت مـیرسه و به کمکت مـیاد.و منظور از ۱۴ روایت هم گویـا ۱۴ معصوم هستند.البته اینو مطمئن نیستم.اگری چیزی مـیدونـه خوشحال مـیشم بـه اطلاعات ما هم اضافه بشـه

    👆☹

    ابی نوشته:

    معنا حتما برآیند ساختار شعر باشد. نیک اولاد عراقی اگر اینطور نباشد هر معنایی را مـی توان بـه هر چیز نسبت داد. اینکهی فکر مـی کند منظور از ۱۴ روایت چهارده معصوم هست در حالی کـه همـه مـی دانم یعنی چه، همان تعویل و تفسیر بدون توجه بـه ساختار شعر است. مـی شود هزار معنای دیگر نیز از این بیت کرد. حتما به شواهد ساختاری شعر اشاره کرد نـه بـه آنچه ما دوست داریم درون دهان حافظ بگذاریم.

    👆☹

    بی دین نوشته:

    دوستان بـه کدام قرینـه درون شعر این همـه تفسیر بند تمبانی ارائه کرده اند. به منظور تشنـه لبی تنـها درون مورد حسین نیست. بلکه تشنـه لبی ضرب المثلی بسیـار معروف درون زبان فارسی است. این دوستان کـه تشنـه لبی را بـه حسین ارجاع داده اند زبان فارسی را نمـی شناسند. نمونـه این از کارکرد تشنـه لبی درون زبان فارسی: نشنـه مـی برهچشمـه تشنـه بر مـی گردونـه. حافظ کـه کاربرد زبان فارسی را بـه اوج خودش رساند اگر مـی دانست هفت قرن بعد آدمـها بی سوادی این تفاسیر آبگوشتی را از شعر او ارائه مـی د اصلا شعر نمـی گفت

    👆☹

    آرینا نوشته:

    سلام
    دوستان زیبایی شعر حافظ بـه اینـه کـه هر مطابق دل خودش مـیتونـه از اون یک تعبیری کنـه درون واقع شعر حافظ چند لایـه هست پس چه ایرادی داره کـه عده ای تعبیر تشنـهرو امام حسین بدونن؟

    👆☹

    arash نوشته:

    آفرین بـه آقای بی دین!
    واقعاچه تفاسیرمسخره وآبگوشتی! اینکه هر فکرابلهانـه وخلاف عقل ومنطق رو درپس عبارت مجعول”تفسیر” پنـهان کنیم خلاف عقل سلیمـه!اصلا کاربردتفسیر شده مغالطه و القاء افکارپلیدخود بـه مخاطب واونـهم اززبان شاعریـاهرپدیدآورنده ای کـه حضورنداره!
    ضمنا آقای شاملومعتقده کـه بیت آخر بجای کلمـه “ار” بایدواژه”ور”باشد.که درینصورت معنی بیت اینگونـه مـیشـه:
    حتی اگرقرآن روهم ب۱۴روایت بخوانی،اگرعشق بـه دادت نرسه بـه جایی نمـیرسی یـا این عشقه کـه نـهایتا بـه دادآدم مـیرسه حتی به منظور آنـهاکه آخراعتقاد وتسلط بر مفاهیم الهی هستند.

    👆☹

    محمود نوشته:

    بی دین عزیز شما کـه باسوادی هر جور دوست داری شعرو تفسیر کن بزار ما بی سوادا بـه بهانـه این شعر زیبا هم کـه شده یـاد عاشق تشنـهبیوفتیم مطمئنا حضرت حافظ نارحت نمـیشـه

    👆☹

    احمد نوشته:

    کسی کـه خود را بی دین معرفی مـی کند کور هست و کر و شگفتا کـه با این خودشناسی بـه خود اجاره مـیدهد درون مورد نیـات عارفی سخن بگوید کـه خود با کمال افتخار بـه این نکته اشاره دارد کـه هر چه نصیبش شده هست از دولت قرآن بوده هست و بس و نیست آن دولت قرآن جز دولت کریمـه اهل بیت پیـامپر عزیز اسلام کـه قرآن ناطق هستند . این حافظ هست که درون غزلیـات خود مدهوش و شیفته این خاندان هست و ارادت او نسبت بـه امام زمانش بر اهل دل پوشیده نیست . لذا تفسیری زیباتر و واقعی تر از منظور ایشان بـه حضرت سلطان عشق امام حسین (ع) نمـی توان یـافت و لذا جا داردانی کـه به بی دینی خود افتخار مـی کنند بدانند کـه راهشان از عارفان و سالکان فرسنگها فاصله دارد و درک اینگونـه غزلیـات به منظور آنان غیر ممکن هست و جدل با ایشان همچون کوبیدن آب درون هاون بی فایده !

    👆☹

    طائر نوشته:

    دوست عزیز خانم حوا

    منظور از چارده روایت، ۱۴ معصوم نیستند، بلکه حضرت حافظ بـه این اشاره دارند کـه برای قرآن هفت قاری بوده هست که بـه آنان قراء سبعه مـی گفته اند. هر کدام از این قاریـان دو راوی داشته اند. بنا براین، از طریق این چهارده نفر، چگونگی قرائت استادان هفتگانـه بـه ما رسیده است. (فرهنگ فارسی معین). مقصود از قرائت های چهارده گانـه این نیست کـه در همـه جای قرآن اختلاف قرائت هست، چهارده اختلاف نیست. ممکن هست دو یـا سه قرائت مختلف باشد. مثلا درون سوره فاتحه: مالک یوم الدین و ملک یوم الدین، هر دو قرائت هست. (حافظ غنی). موفق باشید

    👆☹

    حمـید نوشته:

    سلام بـه همـه.
    حضرت حافظ بـه قول خودش ی “رند” است.و همـیشـه علاوه بر اینکه نگاهی بـه جامعه داره حتما یک موضوعی را هم درون غالب غزلیـات شاهکارش بیـان مـی کنـه.من خودم که تا الان شاید ۲۰ بار غزلیـات حضرت حافظ(علیـه رحمـه) رو خوندم .بعضی وقتا بـه این نکته مـی رسم کـه یک سری از شعرهاش را با نگاهی بـه قران سروده و یـا تفسیر کرده.شعراش خیلی خاصه.من هر چه قدر گشتمـی را پیدا نکردم کـه به این شعر بخوره الا حضرت سید الشـهدا(ع).
    دوستان حافظ یک منتقد اجتماع خودشـه ولی تحت تاثیر مذاهب دیگریـه کـه تا اون دورانی کـه به ایران حمله شد قرار داره .به نظرم خوب بـه شعرش دقت کنید اگه این شعر را هر چه قدر بیشتر بخونید بیشتر متوجه مـی شید.
    موفق باشید دوستانم.

    👆☹

    مسعود نوشته:

    سلام
    خانم مریم عزیز؛
    ما همـه از یک نسلیم و همـه آفریده ی یک خدا فرقی نمـی کند با چه زبانی سخن بگویی، یـا از چه رنگی برخوردار باشی، یـا بـه کدام قوم تعلق داشته باشی و…
    بی انصافیست کـه از حق چشم پوشید و آنرا بـه خاطر کینـه پنـهان کرد. هر درون هر شکل و شمایلی باشد اگر پاسدار حق باشد قابل ستایش است.
    “عشقت رسد بـه فریـاد…” انسان همـیشـه از ابراز عشق درون و راز و رمزهای عمـیق عرفانی عاجز هست اما حضرت حافظ از این مرحله فراتر رفته و عشق را نـه تنـها با عاشقان درمـیان مـیگذارد بلکه بـه های های آنرا فریـاد مـی زند و بی شک بـه این مقام عظیم درون عرفان نخواهی رسید مگر با عشق بـه خدا و علم بـه قرآنش.

    👆☹

    راحله نوشته:

    این یکی از غزلهای مورد علاقه من هست و عاشق بیت آخرش هستم. کـه تنـها عشق و عشق هست که راه گشا و راه حل فریـاد جانسوز عاشق است.نـه قرآن یـا بطور کلی مذهب!!!

    👆☹

    رند نوشته:

    دوستان عزیز همـه مـی دانیم کـه بسیـاری سرو ده های حضرت حافظ اشاره و تلمـیح هست به آیـات قرآن ،مثلا
    آسمان بار امانت نتوانست کشید (احزاب /۷۲ ) اما لاجرم حتما پذیرفت کـه تفسیر این اشعار پرمایـه اولا کار هری نیست ، دوما جهت حفظ این آثار ارزشمند حتما از تفاسیر سطحی و شخصی دور بمانیم ، اینکه همـه از یک خداییم سخن زیباییست اما نابجا درون این مقطع ، چه ما از شعر پارسی سخن مـی گوییم ، چه اگر اینگونـه نبود چگونـه ما اشعار شکسپیر یـا گوته را نمـی ستاییم ؟ بنده مطلقا از نقطه نظر فنی و کارشناسی اطمـینان دارم کـه در هیچ جای دیوان حافظ اشارتی صریح بـه داستان عاشورا نشده و این تفاسیر سطحی از دوستان محترم نـه فقط اشتباه هست بلکه شخصی و غیر علمـی هست ، چه آنکه همـه علمای شعر و ادب پارسی متفق القول حضرت حافظ را پرچمدار تفکر و گذر از سطوح لایـه لایـه دین و درک مفاهیم عمـیق آن مـی دانند ، چنانکه بارها و بارها ایشان فقها و زاهدان ظاهر بین عصر خویش را درون اشعارشان بـه باد تمسخر و استهزا گرفته اند ، شاهد این ادعا
    زاهد ظاهر پرست از حال ما آگاه نیست
    یـا
    برو ای زاهد و دعوت مکنم سوی بهشت
    یـا
    آنانکه خاک را بـه نظر کیمـیا کنند کـه در جواب بـه شعر یکی از فقهای زمان کـه شعری با این مطلع سروده بود : ما خاک را بـه نظر کیمـیا کنیم .
    حال قضاوت با شما ، آیـا جایز هست ما با برداشتهای سطحی و شخصی ارج و افتخار این شیر بی یـال و دم را لگد مال کنیم .

    👆☹

    شمس نوشته:

    به اقای بی دین و خانم مریم بگویید خود کم بینی ها و عقده های خود را جای دیگر خالی کنند. مـی توانند پیش مشاور یـا روانشناس بروند. بـه عالم شعر و شاعری و ادب و فرهنگ و مذهب، کـه عوالمـی دور از فهم آنـهاست وارد نشوند

    👆☹

    مریم نوشته:

    گنجور جون قربونت برم یـه کاری کن کـه تفسیرهای چرت و پرت بـه عنوان حاشیـه نوشته نشـه کـه آبروی تو و حافظ وهمـه زحمتات برباد مـیره و دیگه سراغت نمـیام و این همـه دعای خیر کـه کردم بعد مـیگیرم .

    👆☹

    رضا جعفری نوشته:

    سلام خنده دار هست که بعضی ها تلاش مـی کنند کـه حافظ را فردی جدا از دین نشان دهند البته خود حافظ بارها خود درون غزلیـاتش بـه آنـه جواب مـی دهد تمام بزرگی حافظ بـه دلیل انس با قران و اهل بیت هست اماانی هستند کـه نمـی توانند این مطلب را درک کنند

    👆☹

    افشین نوشته:

    حسین
    فرزند علی
    نـه علی را شناخته ایم نـه حسین را
    حافظ رندیست کـه در تمام اشعارش ریـا کاران را سخت مورد انتقاد قرار دارد اما جدا حافظ از اسلام و قرآن بی منطقیست نـه ارتباط این شعر با حسین
    آهای طرفداران آزادی بیـان
    شما هرجور خواستید برداشت کنید
    شاملو بگوید ار غلط هست و حتما ور مـیامد آنوقت ما درون این شعر ردپایی از حسین نیـابیم
    عاشق درون هرچه مـینگرد معشوق را مـیبیند و معشوق ما حسین هست و بس
    شما را با این عشق های پاک چه کار است
    عشق های شما نـهایتا منجر مـیشود به…
    بگذریم…
    کاش مـیفهمـیدید

    👆☹

    امـین کیخا نوشته:

    با درود . رحمت و بخشش کـه در ذات مبارک اللهی هست و بـه دیگران صادر مـیشود خوبست بـه نزد مومنان اشکار تر باشد که تا انان کـه خویش را نا باورمند مـی دانند .اینگونـه زیبای و گذشت مومنان مایـه کشش مـیشود ومگر این هست که باورداران بـه سوی خداوند مـی خوانند و ناباورمندان دلهاشان پریشان است

    👆☹

    مـهرداد نوشته:

    تا وقتیکه گرفتار استکبار درون هستیم.. و این منیت رو درون خودمون داریم…. پامون بـه زنجیر شیطان گرفتاره.!!!
    و اینجاس کـه گرچه حق و حقیقت رو مـیبینیم و مـیدونیم….
    ولی باز حرکتی واسه دفاع از اون نداریم……
    دقیقاً مثل اهالیـه کوفه کـه همـه مـیدونستن حسین(ع) بر حقه ولی باز بر او شمشیر کشیدن..
    چون زنجیر شیطان بـه پاشون ، قلبشون وجانشون بسته بود ……..
    مثل حـُر آزاد کنیم این زنجیرها رو از قلبامون…..
    تا ببینیم حقیقت آنکه عشق ،زمانی بـه فریـاد تو مـیرسه کـه قرآنی فکر کنی حرف بزنی و عمل کنی….
    التماس دعا

    👆☹

    روزبه نوشته:

    سلام
    به بی دین ( کـه اسمش هم روشـه!) و مریم مـیگم کـه بهتره دایره ی مطالعات و تحقیقاتتون رو درباره ی ادبیـات و شعر فقط کمـی بیشتر کنند که تا متوجه بشن کـه چقدر بی سواد و نا پختن. راهنمایی مـیکنم بـه تفسیر دکتر الهی قمشـه ای دربارهی این غزل حافظ مراجعه کنن که تا درک کنن کـه منظور حافظ از سرودن این اشعار زیبا خاصه امام حسین علیـه السلام و شـهدای گرانقدر کربلا است.
    متاسفم از اینکه هرکسی بـه خود اجازه مـیده با گزافه گویی و اوهامـی کـه در مغز بیمارش هست اینگونـه سخنان رو ایراد کنـه.

    👆☹

    نگین نوشته:

    یکی یـهود و مسلمان نزاع مـی‌د
    چنانکه خنده گرفت از حدیث ایشانم
    به طیره گفت مسلمان گرین قباله من
    درست نیست خدایـا یـهود مـیرانم
    یـهود گفت بـه تورات مـی‌خورم سوگند
    وگر خلاف کنم چو تو مسلمانم
    گر از بسیط زمـین عقل منـهدم گردد
    به‌خود گمان نبرد هیچکه نادانم

    👆☹

    ناشناس نوشته:

    چرا توهین مـی کنید؟ چرا نظرات شخصی خود را بـه حافظ مـی چسبانید . بد نیست درون اینجا هم چند شعر از حافظ بگذارم که تا نگریم این افراد با دین کـه انگار سر قفلی بهشت را بـه نام خود مـیدانند چه تفسیری از این اشعار مـی کنند(با توجه زمان حال کـه ازآن سخن مـی برند):
    واعظان کاین جلوه درون محراب و منبر مـی‌کنند
    چون بـه خلوت مـی‌روند آن کار دیگر مـی‌کنند
    یـا درون این شعر کـه حافظ مـی فرماید :
    پیر ما گفت خطا بر قلم صنع نرفت
    آفرین بر نظر پاک خطاپوشش باد
    ——————————————
    بد نیست ابتدا کل اشعار یک شاعر را بخوانید بعد یک جمع بندی کلی از عقاید شاعر ید .
    نظرتان درباره ی این شعر مولوی چیست؟
    http://ganjoor.net/moulavi/masnavi/daftar6/sh23/
    بخش های بعد آن را هم بخوانید.

    👆☹

    محسن مومنی پور نوشته:

    عشق فقط یک کلام
    حسین علیـه السلام
    اگر دین ندارید لااقل آزاده باشید
    آخه بی انصافا مگه مـیشـهی این غزل‘ خصوصا بیت سوم و چهارم رو بخونـه و بی اختیـار یـاد حماسه عاشورا نیفته سعی کنید بـه صدای دلتون گوش کنید
    بقیة الله خیر لکم ان کنتم مومنین

    👆☹

    علی نوشته:

    بر دلم هست که درون وصف عاشورای عاشقان خداست ابتدای اشعار ودر وصف حال ما گم گشتگان بدون راهنما وامام هست الباقی ان کـه افتاب خوبان امام زمان (ع )را شایسته است

    👆☹

    علی رضا فخارنژاد نوشته:

    این همـه جنگ و جدل حاصل کوته نظری است
    گر نظر پاک کنی صبحه و پیمانـه یکیست

    👆☹

    محمد نوشته:

    ه نظر من حرف اصلی غزل درون بیت چهارم نـهفته هست که گریز زیبایی هست به حادثه کربلا. هم از این جهت کـه یـاران امام حسین را رندان تشنـهنامـیده و هم از آن جهت کـه دلیل آب نبه آنـها عدم وجود ولی شناس معرفی شده است. ولی شناسانانی بودند کـه توسط معاویـه کشته یـا تبعید شدند. این نشان مـی دهد کـه که حافظ هم نگاه دقیقی بـه موضوع عاشورا دارد. حتی اشاره بـه دیدن سرهای بریده کـه بدون جرم و جنایت کشته شده اند نیز اشاره تامـی هست بر اینکه این رندان درون راه عشق بـه خداوند سبحان درون این راه کشته شده اند.

    👆☹

    فرهاد مـیریـانی نوشته:

    دوستان،
    حافظ بزرگ هست و پیرامون بزرگان سخن بسیـار. این سایت موهبتی هست تا همـه علاقمندان اطهار نظر کنند. و صد البته چنانچه اطهار نظرها و نقدها همراه ادب باشد هم دل همـه ما شاد مـی شود و هم روح آن بزرگ بزرگوار حافظ مودب. آیـا یک ذره بی ادبی درون حافظ مـی بینیم؟ حافظ یک ادیب با ادب است. آنجا کـه کارش بـه نفرین مـی رسد حداکثر مـی فرماید: با مدعی مگوئید اسرار عشق و مستی که تا بیخبر بمـیرد درون درد خودپرستی. آفرین خدا بر این بنده نازش.
    من قصد ندارم و خود را صالح نمـیدانم کـه راجع بـه دینداری و یـا بی دینی افراد عادی اظهار نظر کنم چه رسد بـه بزرگ و بزرگواری چون حافظ. محاسبه دینداری و بی دینی با ما نیست. بـه قول حضرت امام علی ابن ابیطالب درون نامـه بـه مالک اشتر مردم یـا درون دین برادرند یـا درون آفرینش برابر. آیـا ضرورتی دارد درون این سایت بـه برادران و ان عرب بی ادبی شود؟ پیـامبر بزرگ و معضومـین ما عرب هستند. اگر از برخی اعراب شکوه داریم، گناه بقیـه آنـها کـه مانند ما بنده خدایند چیست؟
    دوستان، آنـهائی کـه در دینداری حافظ عزیز تردید دارند برداشتشان از بیت زیر را بفرمایند :
    هر گنج سعادت کـه خدا داد بـه حافظ
    از یمن دعای شب و ورد سحری بود

    👆☹

    رضا نوشته:

    واقعا چرا دوست داریم شعر حافظ را بـه سود سلیقه شخصیمون مصادره کنیم؟ چیزی کـه مسلمـه اینـه کـه حافظ درون هیچ کجای دیوانش نامـی مستقیم از پیشوایـان شیعیـان نبرده اما چیزی کـه آشکار هست اینـه کـه در فرهنگ ایران بعد از اسلام اولین شخصی کـه مربوط بـه تشنـه لبی هست حسین هستش احتمال اینکه حافظ درون اینجا منظورش حسین ابن علی باشد زیـاد هست اما نـه من مسلمان حق دارم آن را صد درون صد بـه حسین مربوط کنم نـه دوستان بی دین وطن پرست حق دارند آن را بی تفاوت با حسین بدانند هری آزاد هست که برداشت خودش را داشته باشد از این شعر اما نـهایت کوته فکریست اگر ما برداشت خود را مفهوم اصلی شعر بدانیم و نظر خود را همان مقصود حافظ بدانیم. این خاصیت حافظ هست که تمام اشعارش دو بعد کاملا متفاوت وحتی متضاد دارد. حتی بزرگترین کارشناسان شعر و ادب پارسی عاجزاند از جدا بعد حقیقی از بعد ظاهری اشعار حافظ

    👆☹

    amir نوشته:

    اگر قران را با ۱۴ روایت از بر بخوانی سرانجام عشق تو را نجات مـی دهد:قران درون برابر عشق شکست خوردست و به دادت نمـی رسد بعد پیرو عشق شو.

    👆☹

    مجید نوشته:

    در بیت آخر حافظ اعتقاد بـه مذهب تشیع و چهارده معصوم علیـهما سلام را اعلام مـی کند
    عشقت رسد بـه فریـاد ار خود بـه سان حافظ قرآن ز بر بخوانی درون چارده روایت

    👆☹

    حمـیدرضا نوشته:

    @مجید:
    مجید جان دلبندم ، اشتباه مـی‌کنید، چارده روایت ربطی بـه چهارده معصوم ندارد، قرآن با چهارده روایت متفاوت (از لحاظ اِعراب‌گذاری مثل تفاوت نقل «ملک یوم الدین» و «مالک یوم الدین») نقل شده (که معروف‌ترینش همان روایت حفص از عاصم است) کـه حافظ درون اینجا ادعا مـی‌کند قرآن را با هر چهارده روایت از بر بوده.

    👆☹

    بهروز نوشته:

    نظر دوستان عزیز جالبه.اما اگر یک کم خوب دقت کنید بـه بیت آخر، حافظ مـیفرمایند کـه اگر بـه چهارده روایت هم قرآن رو بخونی (که منظورش خوندن سطحی قرآن و به ژرفای اون توجه نکنی) ولی عشق اهل بیت درون شما نباشـه راه بـه جایی نمـیبرید (حتما الان برخی از دوستان مـیگن کی گفته عشق بـه اهل بیت منظورش بوده.شما لطف کنید عشق بـه کی منظورش بوده؟ حتما همسایـه!!!!) یعنی قرآن درون کنار اهل بیت کـه معنا پیدا مـیکنـه و باید هردوشونو با هم داشت که تا گمراه نشد.
    در این شعر هم کاملا تمام موارد از جمله قرآن، اهل بیت، برون آمدن کوکب هدایت و … وجود داره
    حالا چرا بعضی دوستان مـیخوان مغرضانـه این همـه اشاره مستقیم رو انکار کنند خود دانند.فقط مـیشـه گفت که
    هزار چراغ دارد و بیراه مـیرود
    بگذار بیفتد و بیند سزای خویش

    👆☹

    سینا نوشته:

    سلام . کلی خندیدم بـه بی سوادیتون . مسلما من کـه سنی هستم و عاشق حسین علیـه سلام تعصب بـه خرج نمـیدم و مـیدونم اینجا حافظ منظورش از رندان تشنـهعاشقان الله هست و منظورش از آب تسکینی بر داغ عشق عاشقان هست . دوستان عزیز چه مسلمان و چه غیر مسلمان عاشق حضرت حسین (سلام و درود خدا بر ایشان باد) هستند اما اینجا یک مکان علمـی ادبی هست و نباید تعصب بـه خرج داد . امـیدوارم قبول بفرمایید عرایضم را

    👆☹

    ناشناس نوشته:

    یک سوال مگه حضرت حافظ شیعه نبوده؟؟؟ اگر درسته بعد این اقای سینا مقصودش چیـه…..

    👆☹

    امـین کیخا نوشته:

    سینا منظورش اینـه کـه بزرگوار باشیم بـه هم مـهر بورزیم و خشک معز نباشیم کـه از سهروردی اورده اند کـه رستم از ان تیر بر چشم اسفندیـار رویین تن زد کـه کوردل بود وتعصب داشت و خوب دیگران را نمـی دید ور نـه ان چوب از درختی بود کـه برای تم و بیماری چشمـی بـه کار مـیرفت و ادمـی کـه به دل نبیند بـه چشم هم کور بـه ،

    👆☹

    فرهاد مـیریـانی نوشته:

    سینای عزیز و برادر مسلمان سنی من،
    سواد مرز نمـیشناسد و همـه ما که تا آن بینـهایت فاصله ها داریم. اجازه دهید من بیسواد هم مشارکت کنم و از شما بیـاموزم ولی دیگران را بیسواد خواندن ممکن هست بعد از چندی خود شما را نیز بیـازارد همچنانکه دل دیگران با گفته شما آزرده مـیشود.

    👆☹

    زینب نوشته:

    درود بر همگی
    رستش با خوندن حاشیـه هاتون یـاد این بیت مولانا افتادم”هری از ظن خود شد یـار من/از درون من نجست اسرار من”
    نمـیدونم چرا ما آدما دوس داریو همـه مفاهیمو با دید ما دریـابن
    دنیـا وسیعه….به فراخورش ذهن بشر و بیـاناتشم وسیعه
    قطعا همـه با پیش زمـینـه ی ذهنی ای ک دارن بـه این غزل فوق العاده نگاه مـیکنن

    👆☹

    علیرضا نوشته:

    خواجه درون این غزل تضاد و پارادوهایی بی بدیل آفریده هست درود بـه روان پاکش

    👆☹

    سینا نوشته:

    باز هم سلام . اول از همـه تشکر مـیکنم از امـین کیخا کـه منو فهمـید و حتما من هم اونو فهمـیدم . بعد هم مـیخواهم درون جواب نظر جناب آقای فرهاد مـیریـانی این چند مطلب رو عرض کنم کـه اولا قیـاس شما همانند همان قیـاس طوطی و روغن درون داستان مولاناست بحث من این هست که همانطور کـه ایزد پاک بارها اشاره فرموده چیزی را کـه نمـیدانیم ازان سخن نگوییم بعد اگر شما سوادی از ادبیـات ندارید و من سوادی از نجوم ندارم حق ندارم نظر خود را از آن علم بیـان کنم اما حق دارم کـه مطالعه کنم و نظر دیگران را بخوانم درون ضمن من اگر مـیگویم بی سواد یک جبهه گیری هست در مقابل نظر اونـهایی کـه مـیگویند چهارده روایت همان چهارده معصوم هست یـا رندان تشنـهحق پویـان دشت کربلایند و وقتی هم خلاف نظر این افراد سخن بگوییم بـه بی دینی و هزار ماجرای دیگر متهم مـیشویم . من سواد ادبیـاتم درون مقابل این افراد بیشتر هست نـه درون مقابل الله !! حال متوجه شدید کـه شما حتی توان برداشت مطلب رو از نظر بنده نداشتید چه برسد بـه شعر استادم . از گنجور التماس مـیکنم نظر بنده رو بـه نمایش بگذارد چون احساس مـیکنم بسیـار نتیجه بخش خواهد بود درون زمـینـه ی علم بـه خصوص ادبیـات . سینا

    👆☹

    فرهاد مـیریـانی نوشته:

    سینای عزیز،
    ازتون متکرم

    👆☹

    امـین کیخا نوشته:

    درود بر فرهاد کـه سینا جان را دریـافت

    👆☹

    امـین کیخا نوشته:

    باید از هم بگذریم و گرنـه از توزش و تعصب مردگانمان نیز از قبر درون مـیاورد

    👆☹

    امـین کیخا نوشته:

    باید از هم بگذریم وگر نـه مردگانمان را هم توزش و تعصب از قبر درون مـی اورد

    👆☹

    امـین کیخا نوشته:

    برای نگهداری وطن بـه سینای عزیز و فرهاد بزرگوار و هری کـه نرمشپذیری داشته باشد سخت نیـازمندیم جانم فدای مردمت از ارس که تا ارونداز خراسان که تا بلوچستان پاک

    👆☹

    فرهاد مـیریـانی نوشته:

    دوستان عزیز،
    وقتی توهین جای استدلال را مـی گیرد شاید بهترین چاره تشکر توهین شده از توهین کننده باشد که تا بحث بـه بیراهه نرود.

    اینجانب با مشخصات واقعی و کامل طوری کـه دیگران مـیتوانند آدرس و شماره تلفن من را نیز بیـابند درون سایتها حضور دارم و تلاش مـی کنم منصف باشم و احترام سایرین را حفظ کنم اگرچه دوستانی کـه مشخصات ناکامل و حتی مستعار دارند ممکن هست توهین کنند و حتی ناسزا بگویند.
    از سیره بزرگان خیلی چیزها مـی شود آموخت مانند نظر حضرت امام صادق (ع) درون برخورد یکی از شاگردانشان با زندیق ناسزاگو.

    👆☹

    نـــــــور نوشته:

    جناب آقای بی دین کـه اعتقاد دارید اشعار حافظ هیچ ربطی بـه اصول مبانی عرفانی ندارد بد نیست به منظور شناختن حافظ یکبار هم کـه شده کتاب عرفان حافظ رو ورق بزنید:|
    به نظر من درون این کـه به شعر حافظ حتما از دیده ی عرفانی نگاه کرد کـه شکی نیست اما هرکسی مـیتونـه بـه یـه بعد خاصیش نگاه کند به منظور مثال بیت عشقت رسد بـه فریـاد هم مـیتونـه این باشـه کـه عشق بـه فریـادت مـیرسه هم مـیتونـه این باشـه کـه عشقت بـه اوج و کمال خودش مـیرسه حالا هری و نظر خودش.

    👆☹

    فلانی نوشته:

    بسم الله الرحمن الرحیم
    هی آقای بی دین اگر این دو بیت غزل حضرت حافظ درون مورد امام حسین علیـه السلام هست یـا نیست بحثش جدا ست ولی شما درون این متن جوری نوشته اید کـه به امام حسین توهین مـیکنید حیف هست که اسمـی مثل امام حسین بر دهن نجس چون تویی بیـاید جوری درون این متن نوشته ای حسین کـه انگار حسین بچه کوچکی است
    آقای بی دین امام حسین علیـه السلام یک شخصیتی جهانی هست که تمام افراد حلالزاده ی دنیـا از دین دار و بی دین اگر تنـها کمـی از زندگی آن شخصیت آگاهی داشته باشند مـهر آنحضرت را از دل بیرون نمـیکنند .
    هی آقا طرفداران امام حسین تو را هیچ عددی حساب نمـیکنند و تو درون صحنـه روزگار هیچ هستی .
    بگذار موقعی کـه از نام پرنور(حسین) استفاده مـیکنی با ادب باشی

    👆☹

    امـین کیخا نوشته:

    اقای فلانی جان کار من شکار واژه هست فرموده بودید نجس کـه قدری تند بود بـه فارسی نجس مـی شود ریمن و ریمناک را هم داریم کمـی هم ملایم تر هستند

    👆☹

    امـین کیخا نوشته:

    من چشم دارم مومن مـهربان ببینم و گر نـه مؤمنی با درشت گویی باعث رمـیدن دیگران هست البته بی احترامـی بـه امام حسین ع را از پختگی خرد نمـی بینم .

    👆☹

    گیتی نوشته:

    دوستان -کاروان رفت و «ما»در خواب و بیـابان درون پیش. کی روی(م) ره ز کـه پرسی (م) چه کنی (م) چون باشی (م).
    تاج شاهی طلبی گوهر ذاتی بنمای. ور خود از تخمـه جمشید و فریدون باشی. -

    👆☹

    ناشناس نوشته:

    عشقت رسد بـه فریـاد…
    چه عشق بـه فریـادت برسد یـا اینکه عشق بـه فریـاد تبدیل شود درون هر دو صورت مضمون بدی نیست…
    عشق بـه فریـاد تبدیل شود یعنی کوی رسوائی خود را بزنی…کنایـه مـی شود از اینکه همـه بدانند تو عاشقی…

    شعر حافظ جز ترجمـه قران و اهل بیت نیست

    👆☹

    کوروش نوشته:

    قابل توجه دوستانی کـه به هر نحو مـیخواهند شاعران بزرگ این سرزمـین را بی دین جلوه دهند ۱/ اسم حافظ شمس الدین بوده و تخلص ایشون حافظ بوده و اونم بـه خاطر حفظ بودن قرآن بـه حافظ تخلص پیدا کرد . ۲/ اشعار شاعران یک مخاطب داشته نـه حافظ بلکه شـهریـار بلکه مولوی و … هم اشعارشون مخاطب داشته . بس کنید حرف های باطلتون رو درباره ی شاعران … حافظ جواب شما رو هم داده : مستی عشق نیست درون سر تو رو کـه تو مست آب انگوری ..

    👆☹

    حمـید رضا گوهری نوشته:

    الحمدلله حق حمده وسلام والصلواة علی خیرخلقه محمد وآله وذریـاته الطیبین والطاهرین . واما بعد…
    اپتدا همۀ دوستان را دعوت مـیکند کـه صلواتی برمحمد وآل محمد ختم فرمایند ودرحیرتم کـه این نسلی کـه چنین عقایدی دارد ازکجا پیدا شده .
    آخربرادرمن شما هنوزنشنیده ای کـه بگوید بفریـادم رس کـه مـیفرمایی عشق تبدیل بـه فریـاد مـیشود.
    داستان این غزل حافظ و۱۴ روایت ازقران و۱۴ معصوم و اصلاً معنی کلمۀ حافظ وسنی وشیعه بودن این وآن وبی دین خواندن آن و این صد ها سال هست که آنقدر درباب آنـها نوشته وتحقیق وتفکرشده کـه دیگرانسان باورش نمـیشود یک نسلی دوباره قصه ای هزاربارگفته شده را ازنوبگوید .
    درمرحلۀ بعدی ازهمۀ عزیزان درخواست مـیکنم حکایت پیل [ فیل ] درتاریکی مثنوی مولوی را که تا به آخرآخرآخربخوانند و ازاین مرحله هم بگذرند که
    ازنظرگاهست ای مغز وجود
    اختلاف مؤمن و گبر و جهود
    بگمانم دردفترسوم باشد
    حکایت مشـهوریست کـه بیت اول آنرا یـادم هست درکودکی وقتی خواندم ومعنی اش را فهمـیدم ، غش غش خندیدم کـه تا آن موقع نشنیده بودم کـه به جمع هندی ها یـا هندیـان بگوید هنود وحالا کـه بفکرآن روزهای خوب کودکی مـیافتم کـه هرهفته روز جمعه بعد ازنـهارمـی بایستی دوزانو درحضورمرحوم پدرودوستانش مـی نشستم وصد بیت تازه ازمثنوی را کـه درهفته گذشته ازبرکرده بودم مـیخواندم واین واژه هنود هنوزمرا بخنده وامـیدارد .
    پیل اندر خانۀ تاریک بود
    عرضه را آورده بودندش هنود
    یعنی جمعی ازهندیـان یک فیل را آورده بودند [ عرضه کرده بودند ] دریک اطاق تاریک مثلاً فرض کنید دربغداد کـه تا بحالی فیل یـا پیل ندیده بود
    مولوی هست دیگرگاهی چیزهایی مـیفرماید کـه هردیگربگوید توی سرش مـیزنند اما چون مولوی گفته نمـیشود کاری کرد . مثال دیگرکه همـین حالا بیـادم آمد بیت اول قصۀ بخواب آمدن معاویـه شیطان راست کـه مـیگوید :
    درخبرآمد کـه آن معاویـه
    خفته بد دراندر زاویـه
    معنی زاویـه را ازیک مـهندس یـا غیرمـهندس معماربپرسید [ ویـا آنـها کـه درخانـه های قدیمـی بزرگ شده اند خود مـیدانند کـه زاویـه چه جای دنج وخلوت ودرتابستان خنک ودرزمستان گرم هست وچه کیفی دارد یک چرت بعد ازظهرهای تابستان درآنجا کـه هنوزنـه کولری درکاربود ونـه ارکاندیشن] . اما ملاحظه کنید وزن وقافیـه معاویـه را با زاویـه کـه با یک من سریشم هم بهم نمـی چسبد والبته بعضی فرموده اند این خود هزل وطنزی هست که بکاربرده .
    برگردیم سراغ قصۀ فیل یـا پیل درتاریکی کـه مولوی قصه را اینگونـه آغازمـیکند کـه فیلی را دراطاق تاریکی گذاشته بودند وبه مردمان کـه تا حال فیل ندیده بودند مـیگفتند کـه هرباید با کف دست خود تشخیص بدهد کـه شکل فیل چگونـه است
    آن یکی را کف بخرطوم اوفتاد
    گفت همچون ناودانست این نـهاد
    بعدی دستش را بـه گوش فیل مـیزند ومـیگوید فیل شکل بادبزن هست ودیگری پای فیل را مـیگیرد ومـیگوید این ستونست و:
    آن یکی برپشت او بنـهاد دست
    گفت این پیل چون تختی بدست
    ………………
    درکف هریک اگرشمعی بدی
    اختلاف ازگفتشان بیرون شدی
    ازنظرگاهست ای مغز وجود
    اختلاف مؤمن و گبر و جهود
    ازدید مولوی تفاوتی بین ادیـان زرتشتی ویـهودی واسلام هم وجود ندارد چون همـه ازسوی یک خدای واحد آمده که تا چه رسد بـه شیعه وسنی
    دوستان من کـه اینـهمـه نظرات مختلف درخصوص حافظ ودیدگاه های اوداده اند خود را مثال آنان کـه دراطاق تاریکند ودرواقع کورند وهریک فیل را بگونـه ای کـه خود مـیخواهد توصیف مـیکند ، نمـی یـابند ؟!!
    پیل اندر خانۀ تاریک بود
    عرضه را آورده بودندش هنود
    ادامـه دارد …

    👆☹

    او نوشته:

    ببخشید آقای حمـید رضا گوهری گفتید همـه این ها کـه نظر داده اند مانند آن کور ها هستند حالا شما کـه بینایید نظر درست را بگویید

    👆☹

    حمـید رضا گوهری نوشته:

    با سلام وعرض ادب خدمت دوست بزرگواری بنام جناب [ او ] کـه نسبت بـه عرایض این حقیر بـه سوء تفاهم دچار گشته اند عرض مـیکنم کـه این ضعیف تنـها شعر وحکایت مولوی را تبیین ومعنی نموده واز خود نظری ابراز نکرده هست . مولوی درحکایت فیل درتاریکی مـیفرماید
    ازنظرگاهست ای مغزوجود
    اختلاف مسلم وگبر وجهود
    سپس مـیفرماید
    درکف هریک اگرشمعی بدی
    اختلاف ازگفتشان بیرون شدی
    وآنگاه مـیفرماید
    حس چشم همچون حس دست هست وبس
    نیست کف را بر همـه او دسترس
    معنی این ابیـات جزاین نیست کـه حضرت مولوی مابین ادیـان مختلف هم تفاوتی قائل نیست چرا کـه همـه ازسوی یک خدای واحد آمده اند که تا چه رسد بـه شیعه وسنی. درجایی ایشان مـیگوید فرض کنید حضرات بودا وزرتشت وموسی وعیسی کـه سلام خدا برایشان باد گرد سفره ای بنشینند وبا هم سخن بگویند . شما فرض مـیکنید چه واقع خواهد شد . آیـا بـه سر وکول یکدگرمـی پرند وخنجروشمشیربرهم مـیکشند وفحاشی وهتاکی مـیورزند . مولوی معتقد هست اگرچنین شود جزنازونوازش خنده وبوس وکناردرمـیانـه نباشد زیرا اینـها با هم اختلافی ندارند وهمـه جزیک سخن نمـیگویند کـه سخن خداوند سبحان هست وبس .
    حال چنینانی دوست عزیزمن ازاین ورطه ها بسیـاردورند وشیعه وسنی خواندن حافظ ومولوی وامثال ایشان ازخردمندی بدور است
    دربخش دوم کـه به سوء تفاهم آن عزیز مرتبط هست مولوی مـیگوید حس لامسۀ کف دست هم یکی ازحس های پنجگانۀ ماست مثل حس بینایی وبا هم تفاوتی ندارند وای بسا کـه آن ها کـه من وشما کوران شان مـیگوییم اگرچشم هم داشتند بازهم نمـی دیدند یگانگی فیل را کـه نماد احدیت خدای واحد هست ، همچنان کـه نمـی بینیم . مگرقران نخوانده ای عزیز جان دل من کـه چشم دارند ونمـی بینند . گوش دارند ونمـی شنوند والخ ….
    این حکایت مثل همۀ قصه های مولوی به منظور خواب کودکان نیـامده هست وبا این یکی دوکلمۀ حقیرپایـان نمـیگیرد . یکی ازدوستان حقیر [شکوه] نام کـه نام رمانی بسیـارعمـیق وفلسفی را بـه اسم کوری آورد ومرا دراین مخمصه گذاشت وخود برفت .
    شما جناب [ او ] ی عزیز ، دوست من ، دوست گرامـی وبسیـارعزیز من بمن بفرمایید جهان پیرامون خود را با چه ابزار ووسایلی مـی شناسید ومثلاً همـین لپ تاپ یـا کامپیوتری کـه مقابل شماست را چگونـه بودنش را درک مـیکنید . مـیگویید خوب معلومست با چشمانم مـی بینمش . برفرض محال وخدای ناکرده اگردرهمـین لحظه بینایی خود را ازدست بدهید چه ؟ خوب معلومست کـه بازبا دست وانگشتانتان لمسش مـیکنید وپی بـه وجودش مـی برید . فرض کنید ناگهان خدای ناکرده آن قسمت ازاعصابی کـه احساس لامسه را بـه مغزشما مـیرسانند هم ناگهان ازکاربیفتد وشما چه با دست وچه پا وچه همۀ اقصی نقاط بدنتان هرچیزی را کـه لمس کنید گویی کـه هوای خالی هست . فکرنمـیکنم لزومـی داشته باشد کـه به سایر حس های پنج گانـه شما هم بپردازیم وجسارت که تا همـین اندازه هم زیـاد هست وجنابعالی متوجه مقصود حقیرشده اید کـه همـه چیزدرذهن شماست وذهن جنابعالی کـه پدیده ای خارق العاده وغیرقابل تعریف هست وپربها ترازآن درجهان هستی نیست ، وجود جهان پیرامون شما را ازجمله وجود ذیجود خودتان را وهم آن فیل مولوی را با پنج حس بـه ذهن شما مـیرساند وازوجودشان مطلع مـیشوید ولازم بـه گفتن نیست کـه اگرپنج حس شما خدای ناکرده ناگهان ازکاربیفتد شما حتی حضورووجود خودتان را هم نمـیتوانید اثبات کنید . مـیترسم دوست مشترک عزیزمان جناب امـین کیخا کـه برزبان فرانسه هم مسلط هست آن جملۀ منسوب بـه دکارت ؟؟ را بفرماید کـه : من فکرمـیکنم بعد هستم ” واگرچنین شود ایشان مجبورخواهند بود کـه تفاوت فکروذهن ومغزرا بیـان فرمایند کـه دراینصورت کارازدست بخواهد شد . سخن زیـادت شد . اگرعمری باقی بود سخن یکی ازاستادان فرزانـه ام را دردانشگاه ادبیـات برایتان درخصوص حافظ بازگو خواهم کرد واما آن استاد بی نظیرقدس سره دستش ازدنیـا کوتاه هست پس نام نتوانم آورد
    ایشان خدایش بیـامرزاد روزی فرمود : خانم ها وآقایـان حافظ یعنی آوازه خوان .
    ادامـه دارد

    👆☹

    حمـید رضا گوهری نوشته:

    خدایش بیـامرزاد کـه خلاصه ای ازآنچه استاد بزرگوارم درخصوص حافظ روزی درکلاس فرمود قدس سره درزیرمـیاورم :
    فرمودذآقا حافظ یعنی آوازه خوان وافزود کـه بیش از۴۰ خانواده را کـه اصلشان بیشترشیرازیست مـیشناسد کـه نام فامـیلشان حافظ هست واغلب با یک پسوند مثل حافظ عقیقی حافظ حافظ…
    وادامـه داد کـه اکثراین خانواده ها یـا بزرگی درمـیان خود داشتند ویـا هنوزدارند کـه دستشان درموسیقی هست . یـا سازی مـی نوازند ویـا آهنگ وترانـه ای مـیسازند ویـا آوازی مـیخوانند واغلب هم خوش ونیکو آوایی دارند
    استاد ما قدس سره افزود آقا درآن دوران نمـیشد یک مرتبه وبی هوا بزنی زیرآواز . سنگسارت مـید . اینست کـه آنـهایی کـه خدای داده صدایی نیکو داشتند با خواندن قران این مـیل درون را پاسخ مـیدادند وکسی نیزبرایشان ایرادی نـه! وطبیعی هست که هرچه را زیـاد بخوانی ازبرمـی شدی وحافظ شیرازی هم یکی ازباذوق ترین وحتی مـیتوان گفت نابغه ای دراین مـیان بوده هست وهیچ را درحفظ بودن قران ازاوتردیدی نیست .
    درخصوص ۱۴ روایت استاد ما قدس سره مـیفرمود آقا درآن دوران دستگاه های موسیقی ایرانی ۷ و۱۲ نبوده کـه ۱۴ دستگاه بوده هست وماخذ متعددی هم دراثبات این مدعا مـیاورد .
    مـیفرمود اگردقت کنید واهلش باشید تمام غزل های حافظ براساس یکی ازدستگاه های موسیقی نبشته شده بطوری کـه فلان غزلش را حکماً حتما درفلان دستگاه خواند وگرنـه نمـیشود . استاد ما قدس سره مـیفرمود که تا این اواخرهم چنین بود وآوازه خوانان ما کـه صوتی نیکو داشتند با قراعت قران وادعیـه آغازبخواندن مـید ومحمد رضا شجریـان ازمـهمات ایشان هست که من خود بیـاد دارم ایشان را در۱۸ - ۲۰ سالگی کـه قران مـیخواند آنـهم با نام سیـاوش کـه هوش ازسرانسان مـیربود . القصه این لقب حافظ درگذشته نشان ازآوازخوانی اشخاص بود وهمـه مـیدانیم کـه دردربارشاه شجاع چه غزلسرایی ها کـه حافظ نمـیفرمود . والله اعلم بالصواب وصلواةبرمحمد وآل محمد .

    👆☹

    حمـید رضا گوهری نوشته:

    اوج تخصص ونبوغ درفن بیـان وسخنوری وشعروشاعری :
    هرچند بردی آبم روی ازدرت نتابم
    آدم دلش مـیخواهد با امـین کیخا هم آوازشده بگوید :
    زهی شکر پارسی

    👆☹

    امـین کیخا نوشته:

    استاد من حمـید رضا این شعر ها را حتما همـه ملت ( پاترم) ایران حاشیـه بنگارند . وگر نـه من و شما و اندکی بس نیست ،

    👆☹

    امـین کیخا نوشته:

    فکر مـیکنم بشود ، je pense donc je suis

    👆☹

    امـین کیخا نوشته:

    راستش حمـید رضا جان انچه کـه من بـه سان ( عنوان) مغز مـی بینم درون همانا( درون واقع) دو مخ و پیـاز مغز و و ساختار های. بین ایندو هست و البته درون امتداد ان مازه قرار دارد کـه به عربی نخاع هست . این کار مغز و مازه ولی ذهن یـا یـاد یـا ویر همانا از کارکرد این ساختار مغز، هستی مـیابد ، به منظور روشن شدن بـه رایـانـه ای بیندیشید کـه سخت ابزار ان مثل مغز هستند ولی صفحه ای کـه در حال نمایش هست و حاصل کارکرد دل و قلوه فیزیکی رایـانـه هست ذهن هست که فارسی ان ویر هست . البته با پذیرش کمـی ساده انگاری .

    👆☹

    امـین کیخا نوشته:

    در همانا اشتباه شده حتما بشود همانا

    👆☹

    امـین کیخا نوشته:

    اما فکر از نظر لغتی از فیروک بوده هست که ویروک پیش تر ان هست و فکر فارسی هست ولی فکر روشی درون دریـافت و ارزیـابیدن خود و غیر خود هست که با مـیانجی نماد و نشانـه صورت مـی پذیرد ،
    وهم هم کـه فارسی هست از وهمن گرفته شده یعنی فکر خوب اما دگرش معنایی یـافته هست .
    فکر همزمان با پذیرش پایداری اشیـاء اغاز مـی شود یعنی که تا یک سن خاص کودک گمان مـی کند هر چه را نمـی بیند نیست ، ولی بعد از ٩ ماهگی دیگر دنبال کلاف کاموا کـه فقط نخی از ان را بـه او داده اند و گلوله ان را از نگاهش دور داشته اند مـی گردد بـه این مـی گویند پایداری اشیـاء ، نخستین کلمـه درست بعد از پذیرش پایداری اشیـاء به منظور کودک معنی پیدا مـی کند . فکر بـه گونـه ای با نماد گرفتن کلمات به منظور اشیـاء اغاز مـی شود.

    👆☹

    محمد نوشته:

    با سلام ببخشید جواب شما طولانی شد ولی خواهش مـیکنم با دقت بخوانید:
    آقای حمـید رضا گوهری شما با استادتان خیلی سعی دارید حافظ را جدا از دین معرفی کنید
    ۱-حافظ نـه تنـها درون این بیت بلکه درون ابیـاتی دیگر نیز صریحا اشاره بـه قرآن مـیکند مثلا
    حاظا درون کنج فقر و شام خلوت های تار
    تا بوددرست دعا و ذکر قرآن غم مخور
    اگر فقط ظاهری مـی خواند بعد چرا آنقر بـه آن ایمان داشت کـه مـی گفت درون تاریکی این گیتی غدار و یـا اگر درون کنج فقر گرفتار شدی باز قرآن کمکت مـیکند
    صبح خیزی و سلامت طلبی چون حافظ
    هر چه کردم همـه از دولت قرآن کردم
    اگر فقط ظاهری وبرای پاسخ بـه امـیال درونی مـی خواند بعد چگونـه مـی گوید هر کار و دولتی کـه به دست آوردم همـه از دولت و دستگاه قرآن بود
    ۲-چگونـه آواز خوانی حکم سنگسار داشت کـه در دین ما فقط آهنگ هایی کـه به صورت غِنا باشند حرام هستند درون حالتی کـه دستگاه های موسیقی ایرانی چون همایون و…اصلا غنا نیستند
    وضمنا از صدر اسلام که تا کنون فقط احکامـی چون قتل ارتداد تجاوز بـه عنف نعوذ بالله زنا با زن شوهر دار و…مشمول حکم قصاص مـی شده اند ودر هیچ کتاب فقه اهل تشیع یـا اهل سنت به منظور آهنگ قصاص درون نظر نگرفته شده است
    والبته درون دوره ی حاضر ما کـه زنا بـه عنف حکم اعدام دارد مـیشود یکی از زنا درون اشعارش بگوید منظورم این هست که اگر حکم قصاص داشته چگونـه حافظ درون اشعار خود از آهنگ و آلات موسیقی استفاده کرده مثلا مـی گوید
    سحر گاهان کـه مخمور شبانـه
    گرفتم باده با چنگ وچغانـه
    آیـا درون دوره ی امروز مـی شود یک نفر بـه نزد قاضی برود وچهار بار بـه گوید با زن شوهر دار نعوذ بالله زنا کرده ام واو را قصاص نکند
    شاید بگویید چون حافظ عضو فرقه ی ملامتیـه بوده آری !!
    ولی فرض بگیرم حرف شما درست هست و آواز حکم قصاص داشته ولی درون این صورت حافظ درون اشعار ملامتی حتما فقط از کلماتی چون بوسه ی ان و و مـی انگوری صحبت مـیکرد
    نا آهنگی کـه حکم قصاص دارد حال کـه حافظ هم درون دربار شاه شجاع کـه یک حاکم اسلامـی بوده(((البته تاریخ دقیقی از ایشان درون دسترس نیست ولی درون ظاهر مسلمان بوده اند وشعر مشرب)))
    رفت و آمد داشته
    خدائیش شما چند بار قرآن را از رو بخوانی مـی توانی آن را درون کودکی حفظ کنی حال کـه مـیگویند حاف درون کودکی حافظ قرآن بوده است
    با تقدیم احترام خدمت شما دوست عزیز

    👆☹

    سینا نوشته:

    سلام بـه همـه . حمـیدرضا گوهری من هم بـه نوبت خود مراتب تاسف خود را تقدیم بـه استاد جناب عالی مـیکنم و از شما هم خواهش مـیکنم از بـه جلو کشیدن همچنین بحث هایی کـه به شدت با تعصب مردمـی کـه مـیبینند و مـیفهمند روبه رو مـیشود بپرهیزید . شما با تمجید از استاد دانشگاهتون مـهر ناییدی بر حرفای ایشون زدید . درضمن بحث ما درون اینجا درون مورد نکاتی هست درون پیرامون شعر استادم . ممنونم ازانی کـه متنم رو خوندند و همچنین از نویسنده ی متن قبل جناب آقای محمد نیز تشکر مـیکنم ..

    👆☹

    سیـاوش نوشته:

    برداشت خود من از این شعر اشاره حضرت حافظ بـه ارزش های مذهب تشیع البته درون لفافه هست.چون درون دوران قبل از صفویـه عموم ایرانیـان مانند اکثر مسلمانان اهل تسنن بوده اند البته بـه دلایل حکومتی اما معصومـین و تشیع درون ایرانیـان همان زمان هم بسیـار عزیز بوده کـه حضرت حافظ هم دقیقا درون اعتراض نـهفته بـه خلفای سنی آن زمان این غزل را سروده. بـه وضوح مـیبینید کـه : … گر نکته دان عشقی بشنو تو این حکایت…(اشاره بـه دقت بـه نکته های غزل)…رندان تشنـهرا آبی نمـیدهد …(اشاره بـه واقعه ی کربلا) … گویی ولی شناسان رفتند از این ولایت..(اشاره بـه عقب نشینی شیعیـان ایران بـه دلیل ترس از خلفای عرب)…سر ها بریده بینی بی جرم و بی جنایت … (باز هم اشاره بـه عاشورا)…جانا روان نباشد خون ریز را حمایت…(انتقاد از خدمتگزاران دستگاه حکومتی خلفا)…از گوشـه ای برون آی ای کوکب هدایت…(آرزو به منظور ظهور امام زمان درون شب سیـاه عصر خود)…قرآن ز بر بخوانی درون چارده روایت…(اشاره بـه عدد ۱۴ و معصومـین)

    👆☹

    حسن نوشته:

    برای درک درست حافظ حتما بدونیم کـه حافظ درون چه دوران زندگی مـیکرده و اشعارش مربوط بـه چه دورانی از زندگی اش است.
    حافظ همزمان با حضرت آقای شاه نعمت الله ولی از اقطاب سلسله رضوی نعمت اللهی هست که این سلسه بـه نام ایشان نام گذاری شده و خوشبختانـه دیوان اشعار ایشان درون همـین وبسایت موجود هست و مشـهور هست که حافظ غزل :
    آنان کـه خاک را بـه نظر کیمـیا کنند ،
    آیـا بود کـه گوشـه چشمـی بـه ما کنند. (غزل ۱۹۶)
    را درون مقام طلب و به عنوان تمنایی از حضرت آقای شاه نعمت الله ولی مـیگوید .
    حضرت آقای شاه نعمت الله ولی فرموده اند:
    ما خاک راه را بـه نظر کیمـیا کنیم
    صد درد دل بـه گوشـهٔ چشمـی دوا کنیم(غزل ۱۲۱۱)
    حافظ درون ۳ مرحله شعر سروده:
    قبل از آشنایی با ایشان ( غزلیـاتی کـه چندان بار معنایی ندارند)
    در زمان آشنایی و طلب (مثل غزل ۱۹۶)
    پس از تشرف بـه فقر و در زمان سیر و سلوک عارفانـه مثل همـین غزل کـه این قدر زیـاد درون این وب سایت موردش بحث شده.
    اگری مشتاق هست که بیشتر بداند حتما یـه کمـی بیشتر درون مورد حضرت آقای شاه نعمت الله ولی واقطاب و مشایخ قبل و بعد از ایشان تحقیق کند.تا هم ببیند مبدا این سلسله کجاست و هم اینکه قطب این سلسله درون حال حاضر کیست؟
    البته بـه دلیل مخالفت حاکمـیت جمـهوری اسلامـی با ایشان و پیروان ایشان شما با یـه عالمـه ینگ برخورد مـی کنید ویک عالمـه کذب درون وبسایتهای حکومتی مـی بینید.

    👆☹

    شمس الحق نوشته:

    بسیـار مایلمـی را کـه این جمله فرمود که
    ما خاک را بـه نظر کیمـیا کنیم ملاقات مـیکردم . درآنصورت بـه ایشان عرض مـیکردم کـه پس چگونـه هست که این نمـیکنید .
    این کـه دست ندهد اما مایلم بـه یـاانی کـه به چنین فرمایشات دل بسته اند و باور و اعتقاد دارند عرض کنم کـه اخوی شما خود مـیدانی چه مـیفرمایی . آنکه قادر بـه چنین معجزه ایست اگرآن مـیکرد کـه مـیفرمود هرگزفکرکرده اید کـه با این توانایی اش چه ها مـیتوانست د . او قادر بود تاریخ جهان را تغییر دهد . اما لابد این نکرد کـه به مصلحت نبود . ازاین سخن کـه به مصلحت نیست مضحک تر سخنی درعالم نباشد .

    👆☹

    افسانـه نوشته:

    سلام من بار اول کـه با شما صحبت مـیکنم فقط خاستم بگم خیلی خوشحالم کـه خوانندهای ماشعرهای حافظ را مـی خونند

    👆☹

    شـهرزاد نوشته:

    به عمرم این همـه آدم بی سواد یک جا ندیده بودم، با کمال احترام نظرهای همتون از سر بی سوادیِ محضه!

    👆☹

    شمس الحق نوشته:

    گاهی روزبه و گاه سینا و گه عشرت و امروز هم شـهرزاد باسواد !! دکتر کیخا تو پزشکی و کار با بیماران درون تخصص توست ، حقیر حوصله ندارم .

    👆☹

    امـین کیخا نوشته:

    شمس الحق جانم من برایت یک لغت سخت دارم حوصله همان چینـه دان هست و چینـه دان را درون لغت فرس اسدی ژاغر نوشته هست اسدی توسی . شـهرزاد هم تنـها عصبی شده هست چون واقعا نوشته های بالا پکر کننده هستند البته نباید همـه را با هم بی سواد مـی خواند اما خودت هم مـی دانی کـه تنگ نظری درون نوشته های بالا بسیـار هست .

    👆☹

    شمس الحق نوشته:

    بسیـار خوب دکتر حقیر چینـه دان ندارم و تو نیک مـیدانی کـه چینـه دان من از چه چیز لبریز هست . از دست اینان کـه با یک فوق لیسانس ادبیـات درون دست بـه محضر بزرگتر مـیایند و گستاخی و بی ادبی پیشـه مـیکنند .

    👆☹

    واقع خوان نوشته:

    همانگونـه کـه محمدخلاصه گفت آقای واقع بین حداقل توانایی خواندن شعر یـامتن ادبی کلاسیک ایران را هم فاقد هست که درون یـابد “عشقت رسد بـه فریـاد” یعنی عشق بـه فریـادت رسد نـه اینکه عشقت بـه فریـاد اید و مثلا صدا دهد و داد و فریـاد کند.. نمونـه ساده کاربرد :خداوندا بـه فریـاد دلم رس….کاش قبل از نظر بیشتر بخوانیم

    👆☹

    شمس الحق نوشته:

    محض تنویر افکار جناب ناشناس و سایرانی کـه مثل ایشان فکر مـی کنند کـه آن لینک حاوی حکایت مثنوی را آورده لازمست عرض کنم کـه مولوی درون این حکایت اشتباهی عظیم مرتکب شده هست و درون ادامـه این چنین مـی فرماید کـه :
    کوش کران آن حکایت را شنید چشم کوران آن خسارت را بدیذ
    خفته بودستید که تا اکنون شما کـه کنون جامـه دریدیت از عزا
    پس عزا بر خود کنید ای مردگان کـه چه بد مرگیست این خواب گران
    بر دل و دین خرابت گریـه کن کـه نمـی بیند جز این خاک کهن
    اپتدا به منظور آنان کـه از موضوع حکایت بی خبرند مختصراً عرض مـیکنم کـه شاعری سنی و مدیحه سرا بر حسب اتفاق روز عاشورا گذرش بـه شـهر شیعه نشین حلب درون انطاکیـه یـا سوریـه امروز مـیافتد و همگان از مرد و زن و پیر و جوان عزادار و سیـاه پوش مـی بیند و پس از جدل لفظی با شیعیـان مولوی سخن بالا را از زبان آن شاعر اهل سنت بـه شیعیـان مـیگوید کـه به او گفته اند مگر تو نمـیدانی عاشورا چیست و هزار و اندی سال قبل چنین واقعه ای رخ داده هست و ما عزاداریم و شاعر سنی درون جواب مـیگوید کـه اگر هزار و اندی سال قبل آن واقع شده بعد در طول این مدت دراز شما خواب بوده اید بعد عزا برخود کنید ای مردگان والخ …
    چنانکه عرض کردم این خطای بزرگیست از برایی چون مولوی کـه نداند شیعیـان همۀ آن هزار و اندی سال را روز عاشورا بـه عزاداری پرداخته اند و هنوز هم مـیکنند و تا آخر هم خواهند کرد و در خواب نبوده اند و این را یقیناً مولوی مـیدانسته و صرفاً بـه مغالطه ای خطرناک دست یـازیده هست .
    این البته تنـها مرتبت نیست کـه چنین مـیکند و در حکایت حملۀ محمد خوارزمشاه بـه شـهر سبزوار کـه از قدیم بـه شیعه نشینی و شیعه گری شـهره بوده نیز اینگونـه مـیگوید کـه :
    شد محمد آلپ الغ خوارزمشاه درون قتال سبزوار پر پناه
    از ایشان و از اهالی شـهر و از بزرگانشان مـی خواهد کـه یک نفر را کـه اسمش ابوبکر باشد به منظور او بیـاورند و به او بنمایـانند وگرنـه :
    بدرومتان همچو کشت ای قوم دون که تا نیـا ابوبکری برون
    مثل کشت دروتان مـیکنم و مولوی علناً بـه شیعیـان توهین کرده و ایشان را قوم دون و پست مـی خواند . القصه هر چه بزرگان شـهر مـی کوشند که تا او را منصرف سازند بی فایده هست :
    بس جوال زر کشیدندش براه کز چنین شـهری تو بوبکری مخواه
    کی بود بوبکر اندر سبزوار یـا کلوخ خشک اندر جویبار
    و درون پایـان یک ابوبکر نامـی کـه در حال موت بود و در خرابه ای خفته بود مـی یـابند و او را بنزد خوارزمشاه مـی کشانند آنـهم درون تابوت و خلاص مـی شوند .
    تختۀ مرده کشان افراشتند آن ابوبکر مرا برداشتند
    و درون آخر داستان هم نتیجه گیری مولوی کـه :
    سبزوارست این جهان و مرد حق اندر اینجا ضایعست و ممتحق
    هست خوارمشاه یزدان جلیل دل همـی خواهد از این قوم رزیل
    ملاحظه مـی فرمایید کـه از نظرگاه مولوی اهل سنت برحق اند و شیعه قومـی رزل و پست کـه دل و دینش خراب هست و لایق القابی مثل قرمطی و … از دین برگشته و معلومست کـه این قصه را نیز از خود ساخته کـه چنین بگوید و حقیر هرچه تاریخ را جستجو و مرور کردم هرگز از چنان حمله ای بـه سبزوار توسط محمد خوارزمشاه چیزی و خبری نیـافته ام .
    در هر حال این مختصر عرض کردم که تا جناب ناشناس و همفکران ایشان بدانند اولاً هر آنچه مولوی مـی فرماید وحی نازل نیست و حقیر اگر چه حافظ شناس و حافظ دان نیست اما بـه دقایق افکار و عقاید مولوی بـه نیکویی آشناست و ثانیـاً این دوستان عزیز را دعوت مـیکنم کـه نـه از سر تعصب و تنگ نظری بـه تحقیق و تفحص درون آنچه پیشینیـان و پدران خردمند و هوشمند ایرانی ما درون باب انتخاب مذهب شیعه کرده اند بپردازند و بقول مولوی دانـه را از کاه جدا کنند .

    👆☹

    شمس الحق نوشته:

    اصلاحیـه
    در کامنت ۸۲ و در توضیح حکایت مثنوی آمده هزار و اندی سال پیش کـه به چندین قرن پیش تصحیح مـیگردد .

    👆☹

    شمس الحق نوشته:

    کار بـه هتاکی و فحش و مادر کشید !! حضرت حسین کـه سلام خدا بر او باد پیشوا و امام معصوم هست و دهان مبارکش آلوده نمـی فرماید . این کار مختص بیمارانی چون توست پسرم و چه نیکو خود را شناساندی . مولوی درون آن دو داستان بـه شیعه و مذهب شیعه بد گفته هست و حقیر آنرا به منظور چون تویی باز نمودم کـه کار و تخصّصم این هست .

    👆☹

    اکبر نوشته:

    با سلام
    وخسته نباشید بـه همـه فعالان عرصه فرهنگ
    بخصوص اقای شمس حق
    از راهمایی شما ممنونم درون ضمن یکی دیگه از دوستان غزل
    بلبلی برگ گلی خوش رنگ درمنقار داشت رو هم
    به نوعی مرتبط با واقعه عاشورا مـیدونست

    👆☹

    سروش نوشته:

    شکرشوند همـه طوطیـان هند

    زین قند پارسی کـه به بنگاله مـی‌رود
    یـا

    شعر حافظ همـه بیت الغزل معرفت است

    آفرین بر نفس دلکش و لطف سخنش

    و درون آخر

    بلبل از فیض گل آموخت سخن ورنـه نبود

    این همـه قول و غزل تعبیـه درون منقارش

    اى کـه از کوچه ء معشوقه ما مى گذرى

    بر حذر باش کـه سر مى شکند دیوارش

    آن سفر کرده کـه صد قافله دل همره اوست

    هر کجا هست خدایـا بـه سلامت دارش

    👆☹

    دکتر ترابی نوشته:

    تا آنجا کـه مـیدانیم تنـها خواجه‌ی شیراز هست که قرآن را باچهارده روایت مـی خوانده است، ازین رو عشق که تا روزگار اوبه فریـادی دیگر جز خوداو نرسیده بوده هست و ازآنجا کـه ازبر خواندن قرآن آنـهم بـه چهارده روایت اگر ناممکن نباشد بسیـار دشوار هست ، امـیدی بـه رستگاری عاشقان نیست. بـه قول امروزی ها علافند، ول معطلند!!
    از شوخی گذشته بیت تخلص با توجه بـه حال و هوای باقی غزل نمـی تواند جز این باشد:

    عشقت رسد بـه فریـاد، ور خود بسان حافظ……
    از شاعری کـه شعرش همـه ستایش عشق هست انتظار ی دیگر دارید؟

    👆☹

    امـین نوشته:

    ملت! بعضیـا دوست دارن هرچی کـه مـیشنون و مـیخونن و مـیبینن رو ربط بدن بـه اونچه کـه دلشون مـیخواد! بذارین خوش باشن با خودشون و فکر کنن منظور حضرت حافظ یـه واقعه تاریخی (عاشورا) بوده و بس! اینـها حافظ رو درون حد یک روزنامـه دیواری مدرسه مـی بینن دیگه! چرا بحث مـی کنین باهاشون! اونـهم وقتی کـه هرکی غیر خودشون فکرمـیکنـه رو دیوانـه مـی خوانند!!

    👆☹

    علیرضا محجوبیـان لنگرودی نوشته:

    باسلام- شعرحافظ ظرفیت های ناشناخته ای دارد کـه پس از قرنـها بـه شارحین این امکان را مـی دهد کـه از زوایـای متفاوتی او را ببینند درون کمتر شاعری مـی توان این ظرفیت را سراغ گرفت. این غزل حافظ انطباق عجیبی با واقعه ی عاشورا دارد درست هست که حافظ بنا بـه اقتضائات روزگارخویش نمـی توانسته هست از این واقعه ی عظیم براحتی سخن بگوید ولی از سویی عاشورا نیزحادثه ای نیست کـه حافظ براحتی ازآن عبور کند ابیـات این غزل قرائن نیرومندی درون توصیف عاشورا دارد کـه واقعا محتاج بازخوانی مجدد هست این کـه تنـها نکته دانان عشق این سخن را مـی فهمندی بـه اولیـای الهی آبی نمـی رساند سرهایی کـه بی جرم و جنایت بریده شده اند بیـابانی کـه پایـانی به منظور آن متصور نیست ودر هرمنزل گویی صدهزار توقفگاه دارد ونیز درون نـهایت عشق هست که بـه فریـاد آدمـیان مـی رسد آیـا عشق نمادی از امام نیست؟ آیـا او آفتاب خوبانی نیست کـه حافظ از او مـی خواهد لحظه ای درون سایـه عنایتش قرار گیرد؟ و حتی بیـان این رسالت شاعر کـه روا نیست انسان از خونریزان تاریخ حمایت کند مختصاتی نیستند کـه به راحتی بتوان ازآنـها گذشت یـاحسین

    👆☹

    ناشناس نوشته:

    یـا لطیف

    دوستان گرامـی

    اول:

    اگر “بی دین” هستید (که نمـی توان بود مگر مرده باشیم - “دین” بـه معنای شیوه و آئین زندگی هست و که تا زمان مرگ گریزی نیست از اینکه گونـه ای از “دین” را اختیـار کنیم - آخرین آیـه از سوره کافرون مـی فرماید: لکم دینکم و لی دین - شاید این دوستمان خواسته بگوید بـه خدای یگانـه باور ندارد) و یـا اگر یکتاپرست؛ اگر خدای یگانـه را بـه روایت تورات شناخته اید و یـا بـه نقل از انجیل؛ اگر پندار نیک، گفتار نیک، کردار نیک جناب زرتشت سرلوحه زندگی شماست و یـا اگر الگوی زندگیتان اوست کـه فرمود “انی بعثت لاتمم مکارم الاخلاق”؛ اگر خود را اهل سنت مـی دانید و یـا پیرو اهل بیت عصمت و طهارت؛ و در دیوان لسان الغیب بـه دنبال گم گشته ای مـی گردید، بد نیست از این ابیـات آغاز کنیم:

    چون طهارت نبود کعبه و بتخانـه یکیست
    نبود خیر درون آن خانـه کـه عصمت نبود
    حافظا علم و ادب ورز کـه در مجلس شاه
    هر کـه را نیست ادب لایق صحبت نبود

    دنباله دارد …..

    شاد و سربلند باشید
    م. طاهر

    👆☹

    ناشناس نوشته:

    یـا لطیف

    دوستان گرامـی

    دوم:

    جالینوس ابلهی را دید دست درون گریبان دانشمندی زده و بی حرمتی همـی‌کرد. گفت اگر این نادان نبودی کار وی با نادانان بدین جا نرسیدی.

    اگر نادان بـه وحشت سخت گوید
    خردمندش بـه نرمـی‌دل بجوید
    دو صاحبدل نگهدارند مویى
    همـیدون سرکشی و آزرم جویی
    یکی را زشت خویی داد دشنام
    تحمل کرد و گفت ای خوب فرجام
    بتر زانم کـه خواهى گفتن آنی
    که دانم عیب من چون من ندانى

    ”شیخ سعدی“

    دنباله دارد …..

    شاد و سربلند باشید
    م. طاهر

    👆☹

    فربد نوشته:

    برداشت من از بیت آخر «عشقت رسد بـه فریـاد ار خود بـه سان حافظ / قرآن ز بر بخوانی درون چارده روایت» این هست که اگر حتی قرآن را با تمام روایت‌ها و برداشت‌هایش از حفظ باشی و مستغرق درون علوم دینی، باز هم فقط عشق چاره‌سازخواهد بود و اوست کـه به فریـاد تو مـی‌رسد. البته هر آزاد هست که از اشعار چندلایـه حافظ هر طور کـه مـی‌خواهد برداشت کند اما اینکه با خواندن این ۱۴ روایت عاشق مـی‌شوی کـه شاید عمومـیت هم داشته باشد بـه نظرم تفسیر بـه رای است. اغلب ابیـات این غزل هم موید همـین نظر هست و سراسر پر از شک و تردید و پرسشگری هست و با یقین کـه از اصول مسلم دینداری هست چندان همسو نیست.

    👆☹

    فرهاد نوشته:

    به به! چه شـهر شامـی هست اینجا … دستمریزاد حافظ، چه کرده ای با این غزلت کـه دوستداران چاکت با کلام خود بـه جان یکدیگر افتاده اند!
    حاشیـه نوبسان بایستی بسیـار شجاع باشد کـه بخواهد اینجا حاشیـه ای بگذارند، چون بـه گفته برخی درون زمره بیسوادان قرار مـیگیرد اگر اجازه بفرمایید، من هم بیسوادی خود را بـه رخ بکشم.
    نخست خدمت حسن آقا عرض کنم، کمال کم لطفی هست که زیبایی شعر حافظ را درون اثر درک حضور شاه نعمت الله بدانید! حافظ آن دو سه بیت معروف را درون تمسخر غزل پر مدعای شاه نعمت الله سرود کـه گفته بود ما خاک راه را بـه نظر کیمـیا کنیم، صد درد دل بـه گوشـه چشمـی دوا کنیم … و حافظ او را طبیب مدعی خواند: دردم نـهفته بـه ز طبیبان مدعی! درون هر صورت اگر دیوان شاه را مطالعه بفرمایید، خواهید مطالب عمده اش یـا درون باره ادعای کرامات فوق العاده خود شاه نعمت الله است، یـا درخواست از مردم بـه گرویدن بـه ایشان، یـا درون ستایش پیـامبر و اهل بیت. و شعر حافظ هیچگونـه سنخیتی با سروده های ایشان ندارد و بنابراین حافظ نمـیتوانسته از مریدان ایشان باشد. حافظ تنـها درون یک مورد خودستایی مـیکند و انـهم درون نظم است، و الحق کـه به تمام و کمال شایسته این خود ستایی است، کـه از خداوندان سخن است!
    اگر بحث کرامات هم باشد، کرامت واقعی را حافظ دارد، کـه بی هیچ ادعایی، شـهرتش جهانی ست و قرنـها بعد از مرگش شعرش تازه و زنده و الهام بخش است.

    👆☹

    فرهاد نوشته:

    برای دوستانی کـه مـیخواهند دربارهٔ ریشـه‌ این غزل زیبای حافظ بیشتر تحقیق کنند، توصیـه مـی‌کنم این غزل عطار را بخوانند کـه مضامـین و قافیـها و وزنش بـه شکل عجیبی‌ مشابه غزل حافظ است. بعید نیست حافظ تحت تاثیر عطار این غزل را گفت باشد:

    ای پرتو وجودت درون عقل بی نـهایت
    هستی کاملت را نـه ابتدا نـه غایت
    هستی هر دو عالم درون هستی تو گمشد
    ای هستی تو کامل باری زهی ولایت
    ای صد هزار تشنـه، لب‌خشک و جان پرآتش
    افتاده پست گشته موقوف یک عنایت
    غیر تو درون حقیقت یک ذره مـی‌نبینم
    ای غیر تو خیـالی کرده ز تو سرایت
    چندان کـه سالکانت ره بیش پیش بردند
    ره پیش بیش دیدند بودند درون بدایت
    چون این ره عجایب بس بی نـهایت افتاد
    آخر کـه یـابد آخر این راه را نـهایت
    عطار درون دل و جان اسرار دارد از تو
    چون مستمع نیـابد بعد چون کند روایت

    http://ganjoor.net/attar/divana/ghazal-attar/sh145/

    👆☹

    سعید نوشته:

    چه جالب! اساتید بـه این نتیجه رسیدن کـه مایـه ی فخر ایران، صاحب شاداب ترین و دل انگیزترین غزلیـات زبان فارسی، یکی از بزرگترین شعرا و متفکرین تاریخ کشورمون و یکی از بنام ترین عرفای تاریخ ایران، مطرب بودن!
    خدایتان شافای داهاد.

    👆☹

    نوید نوشته:

    بیت اول مصرع دوم
    گر نکته دان عشقی خوش بشنو این حکایت

    👆☹

    بهنام نوشته:

    چشمت بـه غمزه ما را خون خورد و مـی‌پسندی**جانا روا نباشد خون ریز را حمایت/
    تا اونجا کـه من مـیدونم تو واقعه کربلا امام حسین بیشتر خون ریخت .
    متا سفانـه ما کاری کردیم که تا خدا رو درون پستو خانـه نـهان کنیم .
    بنده خدا رو ( امام علی امام حسین و … ) بیشتر از خود خدا مـی پرستیم.
    ایشالا خدا همـه ما رو بـه راه راست هدایت کنـه.
    ضمنا شمایی کـه خیلی ادعای دین داریتون مـیشـه لطفا حد اقل یک بار قران فارسیشو بخونید بفهمـید بـه چی اعتقاد دارید.

    👆☹

    شاهرخ نوشته:

    حضرت حافظ درون روزگار کودکی ناشی از جبر اجتماع حافظ قرآن مـی شود اما بعد ها بـه مسلمانی خود شک کرده و هر آنچیز بـه جز آفریدگار را منکر مـی شود.

    👆☹

    شاهرخ نوشته:

    حضرت حافظ درون روزگار کودکی ناشی از جبر اجتماع و باور های غلط زمان خود حافظ قرآن مـی شود اما بعد ها بـه مسلمانی خود شک کرده و هر آنچیز بـه جز وجود آفریدگار مطلق را منکر مـی شود.
    این خط فکری را مـی توان درون بسیـاری از ابیـات ایشان مشاهده نمود:

    از هر طرف کـه رفتم جز وحشتم نیفزود
    زنـهار از این بیـابان و این راه بی نـهایت

    از این بیت مـی توان فهمـید کـه حافظ راه را گم کرده است. اگر حافظ مسلمان بوده، حافظ قرآن بوده و اسلام رو کامل ترین دین خدا مـی پنداشته بعد چطور ممکن هست که راه را گم کند حال آنکه مسلمانان بر این باورند کـه قرآن چراغ راه هدایت هست وی کـه قرآن را داره بعد همـه چیز رو داره

    در جایی دیگر داریم که:
    در این شب سیـاهم گم گشت راه مقصود
    از گوشـه ای برون آ ای کوکب هدایت

    منظور این هست که این دنیـا به منظور من مثل یک شب سیـاه هست که راه مقصود یعنی راه رسیدن بـه حق رو گم کرده ام.

    در نـهایت حضرت خیـال همـه ی بچه حزب اللهی ها و ملاهایی کـه تلاش دارند حافظ رو از خودشون بدونند مـی گه که:
    عشقت رسد بـه فریـاد ار خود بـه سان حافظ
    قرآن ز بر بخوانی درون چهارده روایت

    به این معنی کـه حتی اگر مثل من قرآن را درون چهارده روایت بخوانی چندان نتیجه ای برایت نخواهد داشت و مطلب بـه درد بخوری نمـی توانی از قرآن استخراج کنی. این عشق (وجود حق تعالی) هست که بـه فریـادت مـی رسد.

    👆☹

    مـهرداد نوشته:

    هییییییییی…!!!!
    خواجه حافظ جان ، مـیبینی بعضیـا چی گفتن اینجا؟!؟!
    هنوزم کـه هنوزه ؛ ولی شناسان نیستند درون این ولایت…..

    السلام علیک یـا اباعبداله الحسین(ع)

    👆☹

    هادی نوشته:

    اینکه بیت سوم و چهارم ممکنـه درباب امام حسین و شـهدای کربلا باشـه قرینـه هایی درون شعر دارد مانند رندان تشنـه لب، ولی شناس “اشاره بـه ولایت امام حسین” ، سرهای بریده بدون اینکه جرمـی کرده باشند. البته درون بیت اول هم ذکر مـیشود کـه داستان عشق هست و درون حدیحث قدسی داریم کـه حرکه عاشم بشود او را مـی کشم .حتی شـهریـار هم بـه این حدیث درون شعری اشاره کرده کـه ب”به کدام ملت هست این بـه کدام مذهب هست این
    که کشند عاشقی را کـه تو عاشقم چرایـــی”
    ضمنا اونـهایی کـه مـیگن درون مورد امام حسین نیست هیچ دلیلی ندارن و البته ما هم مـییگیم بـه احتمال خیلی زیـادبا توجه بـه قراین درون مورد امام ح

    👆☹

    محمد نوشته:

    با سلام خدمت همـه دوستان عزیز این همـه بحث و جدل سر منظور حافظ از این شعر و این همـه تهمت و قضاوت بی فایده هست چه اینکه حضرت حافظ مـیگه ندیم و مطرب وساقی همـه اوست خیـال آب و گل درون ره بهانـه لطفا اشعر حافظ رو تفسیر بـه رای نکنیم و سعی درون به حق جلوه خودمون و تخطئهانی کـه مثل ما فکر نمـی کنند نباشیم

    👆☹

    ناشناس نوشته:

    چه راحت مـی بریم و مـیدوزیم و بر تن مـی کنیم ……….به قول خود حافظ هری بر حسب فکر گمانی دارد ، و هر بـه قدر فهم و دانش خود اشعار پیچیده و چند لایـه ی حافظ را درک مـیکند، مطالب بانمکی درون این سایت خواندم امـیدوارم با تحقیق ، مطالعه و دقت بیشتر سعی درون ارایـه ی دیدگاه های ثواب مند تری یم ، هیچ ارتباطی مـیان این غزل و وقایع کربلا نیست ، بهتر هست دست از خیـال پردازی و افسانـه بافی برداریم نگاهی علمـی تر بـه آثار بزرگانمان داشته باشیم ، سخنم را با بیتی از حافظ بـه پایـان مـی برم :مشکل عشق نـه درون حوصله ی دانش ماست
    حل این نکته بدین فکر خطا نتوان کرد

    👆☹

    نگین سبز نوشته:

    حافظ عارف بود و عارف هر چیزی را بـه عشق ابدی وصل مـیکند شیعه و سنی یـهود و مسیحی با هم هیچ فرقی ندارند چرا کـه همـه آنـها بـه سوی نور الهی مـیروند امام های ما شیعیـان نیز تمام سخنناش راهنمایی بشریت بـه سوی یگانـه معبود هستی بود و وسلام
    انسانیت درون عشق و معبود حقیقی خلاصه مـی شود و حافظ از تمام عشقها بـه عشق ابدی مـی رسد نکته این شعرش هم درون این خلاصه مـی شود کـه انسانـهای گمراه چشم دل را بر تمام واقعیتها و عشق واقعی مـی بندند عشقی کـه اگر بـه آن توسل جویم همـه چیز حل مـی شود.

    👆☹

    ناشناس نوشته:

    اینو بـه اون دوستانی مـیگم کـه مـیگن حافظ بزرگ بـه امام حسین و … ارادت خاصی داشته :
    اولا زمان حافظ اکثریت جمعیت ایران را ثنی ها تشکیل مـی کـه حافظ هم خارج از این غذیـه نیست و بعد هم بارها و بارها از واژه “پیر مغان ” استفاده کرده!

    👆☹

    طاهره نوشته:

    گویی ولی شناسان رفتند ازاین ولایت

    👆☹

    مجتبی قاسم زاده مقدم نوشته:

    لسان الغیب :
    سرها بریده بینی بی جرم و بی جنایت. 
    با سلام و عرض ادب و نیز عرض تسلیت بخاطر ایـام سوگواری سرور و سالار شـهیدان عالم حضرت امام حسین (ع) و ضمن ادب خاضعانـه نسبت بـه استادان اهل ادب و فرهیختگان گرانقدر کـه سالیـان سال شاگردی ی عارفانـه بـه اساتید داشتم و دارم ، درون آغاز مـی خواهم نسبت بـه اظهار نظر برخی از دوستان و یکجانبه نگریستن آنان از این غزل بسیـار زیبا و جاودانـه و با شـهامت حضرت لسان الغیب - حافظ شیراز - و منسوب این شعر بـه سرور شـهیدان عالم ، کـه جانم فدایش ، جسارتاً چند مطلبی کوتاه جهت مخالفت با نظرات این استادان بـه عرض رسانیده و نظر خویش را نیز درون پیرامون این مبحث بـه حضور تقدیم دارم. 
    جسارتاً با بسیـاری از نظرات استادان و اهل قلم بزرگواری کـه این شعر را صرفاً “عاشورایی” قلمداد کرده اند ، مخالف بوده و بسیـار  بسیـار مخالفم ، بـه جهت آنکه به منظور نظر بـه یک موضوعی ابتدا حتما شرایط زمان و مکان وقوع آن موضوع دقیقا” بررسی گردد و بنا بـه حساسیت موضوع از منظر انسان های همان دوران و با همان شدت و حدت و مـیزان عقلانی مربوط بـه آن دوران و حتی فضای حاکم سیـاسی و فرهنگی و اجتماعی همان دوران بـه موضوع بپردازیم. نـه آنکه با عقل قرن حاضری بخواهیم بـه فرایند اتفاق افتاده قرن یـا قرون پیشتر اظهار نظر نماییم. کـه متاسفانـه و در اغلب مواردی از این برطه یـا سایر برطه ها دچار این مشکل فاحش مـی گردیم و گاهاً درون تجزیـه و تحلیل نظرات سیـاسی خود نیز با عقل امروزی بـه قضاوت اتفاقات دهه های پیش مـی رویم.  درست مانند پیر مردی کـه بگوید چرا من درون کلاس اول ابتدایی حاصل جمع ۲ بعلاوه ۲ برابر هست با ۴ را نمـی دانستم! کـه این خود غلطی فاحش است.

    بررسی عمـیق دوران لسان الغیب نیز بـه جهت این موضوع حائز اهمـیت هست که درون دورانی کـه خلافت شدید و خودبینانـه معتصب آن زمان وجود داشته بوده کـه هرگونـه تعریف و تمجیدی - گاه حتی شدت آن کم بود یـا زیـاد - بـه شدت محکوم مـیگردیده هست ، چگونـه حافظ شیراز مـی توانست کوچکترین هدفی هرچند پنـهان از سرودن این غزل بـه امام حسین (ع) مـی داشت؟ کـه خود این نظر این سئوال را درون پیش دارد.

    دوم - حضرت حافظ شیراز اصلاً چی هدفی مـی توانسته از این حادثه و بیـان آن داشته باشد؟ بعبارتی ساده چه امتیـازی از این غزل بـه دست مـی آورد؟

    به دوستان محترم عرض نمایم کـه جو اکنون اجتماع و این شیعه صفوی رایج عصر حاضر و دههٔ حال حاضر موجود نمـی بود و حتی شیعه ی علوی دویست سال پیش نیز وجود نداشته است  کـه ایشان بتوانند از این راه صله ای بدست آورده و نانِ شب خویش کنند و حتی انسانی نبود کـه گردن خویش را با زبانی سرخ بر باد دهد ! خوب مـی دانست چگونـه بسراید و سخنوری دو پهلو نویس و سفسطه گر و شاعری چیره دست و با شـهامت بود کـه نظرات خویش را به منظور عمر جاودانـه بشریت بیـان مـی نمود - و نـه به منظور اتفاقی خاص و در زمانی خاص - و کلی و عارفانـه سخنوری مـی کرد و غزل مـی سرایید و در زمان عصر خویش غزلهای وی دهان بـه دهان بازگو مـی شد و نقل هر محفل و هر کوی و برزنی بود و ” درون جامعه ای کـه سواد به منظور یک درصد مردم بود ” استاد مـیبایست درس زندگی و تجربه ی زیستن و زیبا زیستن بـه مردم عموما” بی سواد و دهن بین و تابع زور حکومتی و جبر زمانـه آن دوران، مـی آموخت و به مثابه آن مثل معروف ” آنچه شیران را کند روباه مزاج ، احتیـاج هست ، احتیـاج هست ، احتیـاج ” شیخ را بـه انسانی کلی گوی و بزرگ سخن تبدیل ساخت. (البته بـه نظر بنده ی حقیر  بـه همـین دلیل حافظِ شعر سرای خیـابانی و کوچه بازاری بـه عارفی اندیشمند تبدبل شد کـه امروزه او را بدرستی لسان الغیب مـی خوانیم. ایضا” از این منظر همانگونـه کـه بر هر مسلمانی قرآن مجید واجب هست ، بر هر ایرانی طالب فیضی نیز کتاب حافظ واجب هست که داشته باشد).

    سوم - چه دلیلی مـی داشت کـه برای یک فرجه ی تاریخی ی خاصی بخواهد سخن بگوید ؟ البته نگارنده بر این باور هست که لسان الغیب از این حادثه تاریخی استفاده نموده هست اما تمام هدف ایشان این حادثه نبوده است.  همانند حضرت امام حسین کـه فرمودند:اگر دین ندارید لااقل آزاده باشید.

    آیـا حضراتِ عالی کـه فقط به منظور “به بـه دیگران” و نیز “از آنِ خود ساختن حافظ شیرازی بـه قصد ارتزاق خود” چنین تفصیرها و تعبیرهایی ناقص و محدود ارائه مـی دهند ، مـی دانند کـه چه اشتباه بزرگی مرتکب شده اند یـا مـی شوند؟ از طرفی دیگر به منظور جاودانـه شدن چرا بـه هدف قیـام امام حسین (ع) نگاهی نمـی اندازند و اشارتی بـه آن نمـی کنند؟
    برادران، کعبه آن هست که ره گم نشود! 
    کعبه هدف نیست ، فقط یک تلنگری ساده است!
    همانگونـه کـه عاشورا هدف نیست ، غرض آزادگی و رستگاری انسانـهاست و اینجاست کـه زیبایی حضرت حافظ عیـان مـی گردد ، غزلی به منظور تمام اعصار بـه مانندِ قرآنی به منظور تمامـی اعصار (البته بلاتشبیـه). و همانگونـه کـه مولایم حضرت علی (ع) مـی فرمایند:
    فزت و رب الکعبه ! قسم بـه پروردگار کعبه کـه رستگار شدم.

    ای برادران ، اینقدر درون پیِ ابن ملجنِ ملعون نباشید!  کـه خدای ناکرده رستگاری از خاطرتان برود!

    به قول حضرت شاملوی بزرگ:
    (گفتند “کلام مقدس” را بـه شما خواهیم آموخت
    ولیکن عقوبتی دو صد طاقت تان باید…
    و عقوبتی دو صد چندان را تاب آوردیم…
    و باری
    “کلام مقدس”
    آری ، از خاطرمان گریخت.)

    امـید کـه هدف گم نکنیم و دیگران راه گمراه نسازیم!
    یـاعلی یـاعلی یـاعلی

    مجتبی قاسم زاده مقدم
    (تقدیم بـه مـهربان همسرم)

    👆☹

    آرش نوشته:

    سلام . من نـه شاعرم نـه ادعای شعر شناسی دارم . قسمتی از این غزل رو فراموش کرده بودم کـه با جستجو اینجا رسیدم و مطالبی کـه دوستان نوشته بودند رو خوندم از شما چه پنـهون خودم هم این عصر عاشورایی بـه یـاد امام حسین خواستم این غزل رو بخونم . اما دلم مـیگیره وقتی مـیبینمایی دم از حسین و دین مـیزنند هر نظری مخالف اونـها داشته باشـه رو خیلی راحت تکفیر مـیکنن .آخه دوست عزیز گیرم تعبیری کـه شما دارید رو بـه تمسخر بگیرن چرا تهمت بی دینی ؟

    👆☹

    محمد نوشته:

    کبر و غرور تو حرفای شما موج مـیزنـه آقای سینا!

    👆☹

    مـهدی نوشته:

    سلام بـه همـه دوستان
    اول از نظر آقای بهروز تشکر مـی کنم من تابحال این تحلیل رو نشنیده بودم و برای من دلنشین بود ممنونم بهروز جان
    دوم اینکه درون مورد این غزل یـه نقل قول عرض مـیکنم امـیدوارم کـه بسنده باشـه.
    از آقای سهیل محمودی شنیدم(مجری محترم رادیو) کـه سال ۶۲ (امـیدوارم سالش رو من درست گفته باشم) درون همایش حافظ شناسی کـه با حضور اساتید بزرگ و حافظ شناسان فرهیخته برگزار شده بود درون مورد این غزل بحث شد و تقریبا اکثر بزرگان شعر و ادب و حافظ شناسان اتفاق نظر داشتند کـه این غزل درون وصف حضرت سید الشـهدا مـی باشد.
    من چیزی دیگه اضافه نمـیکنم فقط امـیدوارم لااقل خودمون رو درون تحلیل شعر از این بزرگان جلوتر نبینیم
    حق یـارتون دوستان

    👆☹

    محمود نوشته:

    این غزل را حضرت حافظ از زبان سیدالشـهدا مـیگوید،به عبارتی گوینده حسین هست و شنونده باریتعالی.

    👆☹

    سعید نوشته:

    سلام . از بی دین که تا دیندار ، هرنظری دارد . اجازه دهید بر اساس آنچه همـه اتفاق نظر دارند نتیجه گیری کنیم .
    جناب حافظ تخلص خود بـه جهت حفظ بودن قرآن بـه کمال ) یعنی همان ۱۴ روایت کـه بارها گفته ( انتخاب فرموده . درون این مورد کـه شکر خدا جای بحث نیست ؟
    درعجب بودمـی کـه دین ندارد چرا خود را از طرفداران حافظ قرآن مـی داند . جواب را درون خود قرآن یـافتم . قرآن خود را هدایتگر و گمراه کننده مـی داند . خدا بـه پیـامبرش فرموده حرص نخور به منظور هدایت بندگان من . من هرکه را بخواهم هدایت مـی کنم و هرکه را بخواهم گمراه مـی کنم . هدایت تنـها شامل حال متقین مـی شود . بعد عجیب نیست کـه اشعار حافظ را هم درون روضه خوانی قرائت مـی کنند هم درون مجالس عیش و طرب .
    آنانکه حسین را کشتند علنی گفتند مـیدانیم بهترین بنده خدا روی زمـینی و نسبت چیست . از نوادگان آنـها توقع نداشته باش کـه بپذیرند مقصود حافظ از رندان تشنـهحسین و یـاران اوست . شعر بلاجویـان دشت کربلائی دیوان شمس را نیز بـه معنائی دیگر حوالت مـی دهند .
    چگونـه افرادی مثل شاملو کـه حافظ قرآن نیستند بـه خود اجازه مـی دهند مفسر حافظ شوند کـه بارها خود را مفتخر بـه هدایت قرآنی بر شمرده .؟؟؟!!!

    👆☹

    محمد نوشته:

    سلام عزیزان
    ابتدا از همـه عزیزان خواهش دارم کـه حرمت ها را حفظ کنند و هر هر عقیده ای دارد محترم شمرده شود.

    نظر شمارا بـه این حدیث شریف پیـامبر مـهر و محبت، رحمت للعالمـین حضرت محمد ص جلب مـی نمایم: انی تارک فیکم ثقلین کتاب الله و عترتی. . . .
    پیـامبر ما را بـه حفظ دو چیز گرانبها( کتاب خدا و اهل بیت) توصیـه مـی کند. قران خواندن بـه تنـهایی مـی شود آنـهایی کـه گفتند لا حکم الا لله
    پس عشق بـه اهل بیت و قران توامان مـهم است.همانگونـه کـه امام فرمودند باطن قران ما (ائمـه) هستیم.

    👆☹

    مـهدی نوشته:

    جناب حافظ از نوابغان شعر فارسی هست و شعر های ایشان از جنبه ی ادبی ارزش زیـادی دارند ولی از جنبهی دینی حتما به دیده ی دیگر نگریست حکایت های زیـادی درباره ی مرام ومسلک ایشان هست ولی بـه گواه همـه ایشان صوفی بوده اند مسلک صوفی گری مسلکی هست که نـه سنی هست نـه شیعه مسلکی هست که مدعی اند حقیقت دین را خود با انجام کار های عبادی خاص خود مسقیما دریـافت مـی کنند ونیـاز ی بـه شریعت و احکام دین ندارند و لازم بـه ذکر هست در ایران ان زمان بـه جز شـهر قم و کاشان و روستای اوه همـه یـا سنی مذهب بودهاند یـا صوفی

    👆☹

    عباس نوشته:

    ملت عشق از همـه دینـها جـــــداسـت / عاشقان را مذهب و ملت خداست

    دیــــد مـــــوسی یک شبانی را بـــــه راه / کاو همـی گفت: ای خـــــــدا و ای الـــه
    تو کـــــــــــــــجایی که تا شوم من چاکـــــرت / چارقت دوزم کنم شانـه ســـــــــــــــرت
    ای خـــــدای من فـــــــــــدایت جـــــان من / جمله فرزندان و خان و مان مــــــــــــن
    ور تــــــــــــــــــو را بیماریی آید بـــــه پیش / من تو را غمخوار باشم همچو خویش
    دستکت بــــــوسم بمــــــالم پــــــــــایکت / وقت خـــــــــــــــــواب آیم بروبم جایکت
    سازم و آرم بـه پیشت صبح و شـــــــــــام / از من آوردن ز تو خـــــــــــــوردن تمـام
    ای فـــــــــــدای تو همـه بــــــزهای مــــــن / ای بـه یـادت هی هی و هی های من
    زیـــــن نمط بیـهوده مـی گفت آن شبــان / گفت موسی: با کیستت ای فــــــلان
    گــــــــــفت: با آن کـــــه ما را آفـــرید / این زمـین و چـــــــــــــرخ از او آمد پدید
    گفت موسی: های بس مدبر شـــــــدی / خود مسلمان ناشده کـــــــــافر شدی
    این چه ژاژ هست و چه کفر هست و فشار / پنبه ای اندر دهان خود فشــــــــــــــار
    گند کـــــــــــــفر تــو جهان را گنــــــده کرد / کفر تو دیبای دین را ژنده کــــــــــــــرد
    گــــــــــــــــر نبندی زین سخن تو حلق را / آتشی آید بسوزد خـــــــــــــــــــلق را
    گفت: ای مــــوسی دهـــانم دوخـــــــتی / وز پشیمانی، تو جانم ســــــــوختی
    جــــــــــــامـه را بدرید و آهی کــــــرد تفت / سر نـهاد اندر بیـابان و بـــــــــــــــــرفت
    وحـــــــــــی آمد سوی مــــــوسی از خدا / بنده ما را چرا کردی جــــــــــــــــــدا؟
    تــــــــــــــو به منظور وصل کـــــــــــــردن آمدی / نی به منظور فصـــــــــــــــل آمــدی
    تــــــــا توانی پا منـه انـــــدر فــــــــــــــراق / ابغض الاشیـاء عندی الــــــــــــــطلاق
    هــــــــری را سیـــــــرتی بنـهاده ایم / هری را اصطلاحی داده ایـــــــم
    مـــن نــــکردم خـــــلق که تا ســــودی کنم / بلکه که تا بر بندگان جــــــــــودی کـــنم
    ما بــــــــــــــــــــرون را ننگریم و قــــال را / ما درون را بنگریم و حـــــــــــــــال را
    آتشی از عشق درون جان بــــــــــــــرفروز / سر بـه سر فکر و عبارت را بــــسوز
    مـــــــــوسیـا آداب دانان دیگرنــــــــــــــد / سوخته جان و روانان دیگــــــــــــرند
    عاشقان را هر نفس سوزیدنی اسـت / بر ده ویران خراج و عشــــــر نیست
    ملت عشق از همـه دینـها جـــــداسـت / عاشقان را مذهب و ملت خداست
    بعد از آن درون ســـر موسی حق نـهفـت / رازهایی کان نمـی آید بـه گــــــــفت
    بر دل موسی ســـــــــــــــخنـها ریختند / دیدن و گفتــــــــــن بـه هم آمـیختند
    بعد از این گر شرح گویم ابلــهی هست / زانکه شرح آن ورای آگــــــهی است
    چونکه موسی این عتاب از حق شنید / درون بیـابان درون پی چـــــــــــــوپان دوید
    بر نشان پای آن سرگشته رانـــــــــــــد / گرد از پره بیـابان بــــــــــــــــرفشاند
    عاقبت دریـــــــــــــــــــافت او را و بدید / گفت: مژده ده کـه دستوری رسیـد
    هیچ آدابی و تــــــــرتیبی مـــــــجو

    هر چه مـی خواهد دل تنگت بگــو

    👆☹

    فاطمـه نوشته:

    سلام دوستان
    اینـهمـه دعوا لازم نیست! قطعا این شعر هم مانند خیلی اشعار دیگه مـیتونـه چند لایـه باشـه و قطعا هر فردی هم با توجه بـه تفکرش یـه معنایی از شعر بـه ذهنش خطور مـیکنـه اما نکته اصلی اینجاست کـه اشاراتی کـه در شعر هست مثل رندان تشنـهو سرها بریده بینی باعث مـیشـه کـه صریحترین معنا شعر درباره امام حسین باشـه. بنظرم نمـیشـه منکر این شد کـه شعر بـه امام حسین اشاره داره اما اینکه مقصود شاعر چیـه بحث مفصل دیگه ایست کـه نباید با تعصب و بدون فکر بـه اون پرداخت!
    کلا هم من اصرار دوستانی کـه مـیخوان بگن حافظ و دیگر شعرا دیندار نبودن و عاشق بودن رو نمـیفهمم چرا کـه از نظر من دینداری هیچ منافاتی با عاشقی نداره بخصوص کـه عشقی کـه در اشعار شعرای بزرگمون مثل حافظ و سعدی و مولانا توصیف شده صرفا عشقی کوچک و مادی نیست .بلکه عشقی کمال یـافته و جاودانـه ست.

    👆☹

    عباس نوشته:

    جهل درون مقابل حلم و بردباری هست ، نـه علم ، نادانی جاهل بـه سبب نداشتن علم نیست بلکه بخاطر غرور و خود خواهی و عدم تحمل آراء دیگران هست (علی طهماسبی)
    ملت عشق از همـه دین ها جداست
    عاشقان را ملت و مذهب خداست
    هیچ آدابی و ترتیبی مجو
    هرچه مـی خواهد دل تنگت بگو

    👆☹

    کیوان نوشته:

    از شعر برداشتهای متفاوتی مـی شود. من هم بـه نوبه ی خودم فکر نکنم منظور حسین و یـای دیگه ای باشـه. و اینکه حضرت حافظ بر درگاه الهی ارادت داره بر هیچ پوشیده نیست قرآن هم کلامـی از سوی خداست حالا ربطش بـه ائمـه چیـه من نمـیدونم من خودم شخصا ائمـه رو خدا نمـیدونم ولی بعضی از دوستان مثل اینکه برعشده خدا رو ول چسبیدن بـه بنده خدا متاسفانـه
    بی دین هم بـه معنای مطلق این نیست کـه شخص خداناشناس باشـه مگه خداشناسی فقط از راه دین مـیشـه برادران عزیز؟ یـا مگه فقط اسلام انسان رو بـه خدا مـیرسونـه؟ داستان موسی و شبان رو بیـاد بیـارید
    با این درگیری ها فقط فضای ادبی مسموم مـیشـه
    موفق باشید

    👆☹

    farzam نوشته:

    دوستان زیـاد خودشونو درون مورد دین ونگاه حافظ نکشن
    حافظم درون مجلسی دردی کشم درون محفلی
    بنگر این شوخی کـه چون با خلق صنعت مـیکنم

    خودش مـیگه سرکارین!

    👆☹

    سمانـه نوشته:

    من مطمئنم این شعرو برا امام حسین گفته وتوش شک ندارم مـیدونید چرا؟چون قلبم اینو مـیگه قلب بدون تعصب بهترین راه عقلانیو نشون مـیده_نزدیکای عاشورا بود کـه دیوان حافظ وباز کردم این شعر اومد بعد خوندن شعر یکم شک کردم !یکم بعد تلویزیونو رفتم خاموش کنم دیدم همـین غزلو داره دکلمـه مـیکنـه

    👆☹

    سمانـه نوشته:

    سعی نکنید مثل تاجرا با آخرت برخورد کنید.سعی نکنیدی و به زور معتقد کنید.اگه فرد لایق باشـه خودش ایمانش قوی مـیشـه.کسی کـه به زور مـیخوادیو مومن کنـه خودش مومن نیس.

    👆☹

    سمانـه نوشته:

    خدا یعنی حق!این حق مـیتونـه ریختن بـه ظلم خون امام حسین باشـه یـا تهدید مرگ گالیله بـه خاطر اینکه گف زمـین گرده!هرچن کـه درجه اینا باهم فرق داره.ولی جفتشون حقن!مردم ما مـهاجم شدن یـا بـه زور مـیگن مـیری جهنم بـه ائمـه اعتقاد داشته باش!یـه سریـا هم سریع جبهه مـیگیرن مـیگن نـه ائمـه خدا نیستن!فقط دل مـهمـه و وجدان اگه آدم منصفی باشی مـیفهمـی چی مـیگم

    👆☹

    حسین نوشته:

    با سلام !
    در اینجا « هرچه مـی خواهت دل تنگت بگو » ! ولی خواهشا فضای ملایم و معنوی این سایت را با الفاظ و لحن تند و ناپسند آلوده نکنید.
    با سپاس!
    در پناه حق.

    👆☹

    شمس الحق نوشته:

    جناب حسین آقا
    فرمایش حضرتعالی بسیـار متین و صحیح هست و حقیر هم اگر درون همان خصوص کـه فرمودید خطایی کرده ام از همـه عزیزان پوزش مـیخواهم و فرمایش حسین آقا بر تخم چشمانم جای دارد ، کـه خود نیز از همان گروه مـیداند کـه مشابه همـین درخواست را از دوستان گنجوری دارد ، اما بعنوان واعظ غیر متعظ ، خدمتتان عرض مـیکنم کـه در زبان فارسی کلمۀ [خواهشا] وجود ندارد خواهش و خواهشگری آری دوست عزیز کـه انشاءالله از حقیر رنجشی حاصل نشده باشد کـه هدف هر دو ما یکیست . با احترام

    👆☹

    علی عاشق نوشته:

    با سلام بـه نظر بنده نکته دان عشق حتما این شعر وحکایت حافظ را بفهمد چرا کـه جناب حافظ خود فرموده گر نکته دان عشقی بشنو تو این حکایت حافظ اهل دین ودیـانت هست ودین را عمـیقا فهمـیده وایشان شیعه هست واشعاری هم درون مورد اهل بیت سروده هست واین تازهندارد بهتر هست ماهم با توجه بـه قرینـه های موجود درون شعر باورمان شود حافظ ولایت اهل بیت (علیـهم الاسلام )را پذیرفته وعاشقتر از امام حسین ومظلوم تر از او کیست کـه همـه هست ونیست خود را درون راه عشق بـه خدا وقرآن فدا کرده هست رندی یعنی زرنگی امام ویـارانش دنیـا را بهشت جاودان عوض نمودند کوکب هدایت امام زمان (عج) هست که فرزند راستین مصباح الهدی وسفینته النجاه هست . با تشکر از سایت خوبتون

    👆☹

    روفیـا نوشته:

    خدمت همـه عزیزانی کـه سعی مـیکنند اشعار جهان شمول حافظ را بـه نفع ایدئولوزی خودشان مصادره کنند عرض کنم کـه گیرم حافظ مقصودش امام حسین بود یـا گیرم او یک ادم لائیک یـا انارشیست بود .
    تو رو سننم ؟
    ایـا غیر از این هست که چون او را یک انسان مترقی و صاحب اندیشـه مـی دانید ادعا مـیکنید او هم کیش شماست ؟
    پس چطور مفهوم این بیت را درون نمـی یـابید ؟!
    در زلف چون کمندش ….
    مراد از پیچیدن درون زلف چون کمند تلاش به منظور کشف حقیقت درون مـیانـه هیـاهوی عالم کثرت هست .
    در این هیـاهو سر ادب و احترام و نوعدوستی و حق طلبی و سعه صدر را مـی برند .
    همانطور کـه برخی از دوستان بد .
    حقیقت عالم یک معمای پیچیده هست که بزرگترین عرفا درون این باره اتفاق نظر ندارند .
    ایـا هیچ با خود اندیشیدید امام حسین چه کار با زلف چون کمند او داشت .
    اصلا زلف چیست ؟
    زلف عباس و فاطمـه و ان فرد ناشناس و رضا و ان بی دین هست . زلف مظهر کثرت هست و نمادی از تطور و گونـه گونی کل مخلوقات و انسانـها و ارا و عقاید شان هست .
    و حافظ هشدار مـیدهد درون راه شناخت حقایق مـیان این زلف پریشان سر ها بریده مـی شود .
    نـه اینکه فورا لباس جنگ بپوشیم .
    بلکه اماده باشیم درون این راه بهای سنگینی بپردازیم . شاید لازم شود به منظور نیل بـه حقیقت گاهی از عقاید مان کوتاه بیـاییم .

    👆☹

    علی نوشته:

    این حافظ نیست کـه باشعرش مقام امام حسین ع را بالا مـی برد بلکه این حسین ع هست که با نامش شعر حاقظ را ارزش مـی دهد واگر فرض را بر این بگذاریم کـه منظور حافظ از تشنگان بی سر شـهدای کربلا نیست شعر حافظ خیلی مبتذل وبی ارزش مـی شود بـه قول ان شخص کـه گفت یـا علی خلافت تورا بالانبرد اما تو خلافت را آبرو ومقام دادی ما هم مـی گوییم شعر حافظ درون صورتی آبرو وارزش دارد کـه متصل بـه آن دریـای عظیم شود رها کنیم این حرفهای نژاد پرستانـه کـه حافظ ایرانی بوده وامام حسین ع عرب بلکه امام حسین ع متعلق بـه انسانیت هست وانسانـهای بزرگ امثال گاندی درون برابر او خضوع داردند وهیچی را مثل حسین ع انسانـهای بزرگ باهرمرام ومذهبی درون مورد اظهار نظر نکرد ه اند

    👆☹

    ﻛﻴﺎﻥ نوشته:

    ﺣﺎﻓﻆ ﺟﺎﻥ, ﺧﺪاﻭﻧﺪ, ﺟﺎﻥ ﺟﺎﻧﺎﻥ ﻣﺪﺗﻴﻪ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻫﻢ ﺁﮔﺎﻫﻴﻪ ﻧﺎﺏ ﻧﺪاﺩﻩ ﻣﻦ ﻫﻢ ﺷﻜﻮﻩ ﻛﺮﺩﻡ از ﺁﺏ ﺣﻴﺎﺕ ﻛﻪ ﺑﻬﻢ ﻧﻤﻴﺮﺳﻪ
    ﺑﻲ اﺧﺘﻴﺎﺭ ﺗﻮ ﺫﻫﻨﻢ اﻭﻣﺪ اﻱ ﺩﻝ ﻣﭙﻴﭻ ﻛﺎﻧﺠﺎ ﺳﺮﻫﺎ ﺑﺮﻳﺪﻩ ﺑﻴﻨﻲ ﺑﻲ ﺟﺮﻡ و ﺑﻲ ﺟﻨﺎﻳﺖ
    ﻛﻞ ﺷﻌﺮ ﺭﻭ ﺳﺮﭺ ﻛﺮﺩﻡ اﻳﻧﺠﺎ ﻛﻠﺸﻮ ﺧﻮﻧﺪﻡ و ﻓﻬﻤﻴﺪﻡ ﺗﻮ ﭼﺮا اﻳﻦ ﺷﻌﺮ ﺭﻭ ﮔﻔﺘﻲ
    ﺩﻭﺳﺘﺎﻥ, ﻋﺰﻳﺰاﻥ ﻣﻔﺎﻫﻴﻢ ﺑﻪ اﻳﻦ ﻋﻆﻤﺖ ﺭﻭ ﺑﺎ ﺩﻳﻦ و ﺷﻴﻌﻪ و ﺳﻨﻲ و …… ﻗﺎﻃﻲ ﻧﻜﻨﻴﺪ اﮔﻪ ﻛﺴﻲ ﺳﻮاﻟﻲ ﺩاﺭه ﺗﻮ ﺑﺎ اﻳﻤﻴﻞ
    Kianoushzand@gmail.com ﺩﺭ ﺧﺪﻣﺖ ﻫﺴﺘﻢ
    ﻫﻤﻪ ﺷﻤﺎ ﻋﺰﻳﺯاﻥ ﻛﻪ ﺗﺠﻠﻲ ﻋﺸﻖ ﺧﺪا ﻫﺴﺘﻴﻦ ﺭﻭ ﺩﻭﺳﺖ ﺩاﺭﻡ
    ﻳﺎ ﺣﻖ

    👆☹

    سعید نوشته:

    شعر رو خیلی دوس داشتم ولی با خونذن کامنت ها حالم از شعر بهم خورد
    دیگه هیچ وقت سعی نمـی کنم کامنتی درون باره علایق بخونم چون مردم کشور من استاد بـه لجن کشیدن همـه چی هستن

    👆☹

    خسرو ا نوشته:

    با دورود فروان خدمت تمامـی عزیزان،
    حضرت حافظ درون ابیـات مختلف کـه برخی از اونـها بیشتر درون کتابهای قدیم دیده شده بارها چه مستقیما و چه غیر مستقیم به منظور بزرگان دین اسلام اشعاری سروده،بطور مثال؛
    حافظ اگر قدم زنی درون ره خاندان بـه صدق /
    بدرقی رهت شود همت شـهنـهء نجف،
    مردی زکنندهء درون خیبر پرس /اسرار ازل ز خواجة قنبر پرس/
    گر طالب فیض حقّ بـه صِدقی حافظ/
    سرچشمة آن زساقی کوثر پرس/وغیره….
    در جوابانی کـه حقایق را منکرند بـه این شعر زیبای حضرتش اشاره مـیکنم،
    با مدعی نگویید اسرار عشقو مستی/ که تا بی خبر بمـیرند(بمانند)در عین خود پرستی
    یـا حقّ

    👆☹

    مسلم علینژاد طیبی نوشته:

    در این بیت حضرت حافظ با انسانـهای نکته بین صحبت دارد نـه آدمـهای متعصب با افکار منجمد و غیر منعطف اینکه بیت سوم اشاره هست بـه تشنـه لبان کربلا و اینکه کوردلان ولی و امام خود را نشناخته بودند هیچ جای شبهه ای نیست و با علم بـه اینکه زلف درون شعر حافظ مظهر ابهام و مجهولات مـیباشد درون مصرع زلف چون کمندش ای دل مپیچ کان جا، یعنی شما نمـیتوانید بـه حکمت و مجهولات پیچیده کار خداوند پی ببرید زیرا کـه کان جا یعنی درون سرزمـین کربلا سر ۷۲ نفر از پاکترین انسانـهای روی زمـین را بریده مـیبینی و با خود مـیگویی چرا این بلای عظیم حتما بر سر این انسانـهای پاک نازل شود؟
    در این شب سیـاهم گم گشت را مقصود منظور این نیست کـه حافظ راه خود را گم کرده بلکه منظور با انسانـهای جاهلی مثل شاهرخ و مریم (کامنت های بالا) هست که راه خود را گم کرده اند و از کوکب هدایت یعنی امام عصر روحی و ارواحنا له الفدا مـیخواهد کـه هر چه زودتر برگردد، عشق واقعی حضرت حافظ بـه آفتاب خوبان(امام زمان (عج)) باعث جوشیدن وغلیـان اندرونش شده و با استغاثه از آفتاب خوبان مـیخواهد کـه ساعتی او را درون سایـه عنایت خود بگنجاند کـه همـین غایت عشق مبدل بـه فریـاد شده و باز درون بیت بعدی اعتراف مـیکند کـه نـهایت این راه را نمـیتوان تصور کرد زیرا کـه با وجود اینکه صد هزار منزل درون پیش هست ما درون اول راه هستیم و بدون وجود آفتاب ما درون ظلمت خواهیم بود.

    👆☹

    Leo نوشته:

    به نام خداوند بخشنده مـهربان
    و سبحانـه من محسنِ،ما اجملهُ ..
    پس از حمد پروردگار
    با سلام ،خسته نباشید و تشکر خدمت گنجور و همـه دوستان و سروران بزرگوارم
    چند مطلب رو به منظور خودم ضروری دیدم کـه کوتاه بنویسم
    پیشتر از همـه بزرگواران و اساتید عذرخواهی مـیکنم به منظور عامـیانـه گویی

    اول اینکه “حافظ” این نام زیبا رو بـه سبب حفظ قرآن بـه تمام چهارده روایت بدست آورد!
    دوم اینکه اولش بـه وضوووووووووح فرمود :گر نکته دان عشقی، بشنو تو این حکایت!!
    اگر هنوز نمـیدونی عشق چیـه کلا بی خیـال حکایت شو اول عشق بدون چیـه ماهیتش .. کـه حقیر به منظور این امر کتاب بسیـار ساده ای رو معرفی مـیکنم ” زندگی بـه روایت بودا _ اثر آچاریـا فیلسوف معاصر هندی ” قابل دانلود بـه صورت رایگان (پی دی اف).

    سوم اینکه اگر آگاهی بـه ماهیت عشق ، کـه اصلا بیت آخر نیـازی بـه معنا و تفسیر نداره ..خودش معناست درون حین سادگیـه تمام
    “اگر مـیخواهی عشق یـا همان پروردگار کـه سراپا عاشق و مشتاق بـه توست،به فریـادت برسه و هدایتت کنـه درون مسیر درست،باید خودت تو هم مثل من (حافظ) دنبالش بگردی حتی اگر مجبور باشی قران رو بـه هر چهارده روایت از بر کنی.
    این یعنی بـه دنبال تفسیر فلان و … نباش.خودت بـه تحقیق بهش برس.وقتی اینطوری برسی ، دیگه هیچ تفسیر و عقیده شخصی نخواهد توانست تورو از عشق یـا همان پروردگارت دور یـا از حقیقت منحرف کنـه.
    چهارم اینکه
    در قرآن بارها بـه امام حسین(ع) اشاره شده و اسمـی نشده ..آیـه هایی نظیر وقتی کـه حضرت سلیمان(ع) بر آنجا یـا همان صحرا فرود آمد(زمـین خورد) و بی اختیـار گریست ..همان صحرای کربلا ! یـا وقتی بـه ابراهیم (ع) چیزی نمایـاند و بعددر جای دیگری هنگامـی فرمان داد اسماعیل(ع) رو ذبح کن، خطاب آمد :آیـا این درون نظر تو دشوار تر هست یـا آن؟ و ابراهیم (ع) گریست و گفت : “آن” یعنی دیدن بریده شدن سر حسین (ع) از ب سر فرزند خود تلخ تر بود براش و خداوند این رو بر او ذبح عظیم نامـید و فرزندش رو بهش بخشید! و خیلی جاهای دیگه..که مطمئنا همـه اینجا از حقیر آگاه ترند.
    لذا زیرکی حافظ هم همـینجاست کـه در این سرودهء زیبا با اشارات بـه امام حسین(ع) حکایت کربلا را گفته .. بعید نیست ازی کـه به چهارده روایت مسلط است.چه بسا نشان نادانی وی بود اگر بعد از دیدن اینکه خود پروردگار با اشارات سخن گفت به منظور امتحان خلق، ایشون مـی آمد و مستقیم مـی گفت!! کارش عالی بوده عالیییییی و الحق و انصافآ کـه خود خداوند چنین هدیـهء کلام بی نقصی بـه ایشان هدیـه داده!
    پنجم اینکه خدا نیـامرزهانی رو کـه در دین تفرقه افکند.اسلام یکیست و قرآن یکی. قرآن رو بخونیم که تا از تعصبات اشتباه و خطرناک رها بشیم و تفکر و عقلانیت و خرد درون ما پدیدار شـه ..چنانچه آنتوان چخوف هم درون این باره هشدار داد و مطمئنا همـه بزرگواران جمله معروف رو بهتر از حقیر مـیدونن..
    ششم اینکه
    با دوستی از عربستان صحبت مـیکردم کـه عربی را بـه زبان قرآنی صحبت مـیکنن
    دکتر فرمودن درون قرآن دو کلمـه هست کـه کاملا شبیـه همدیگه هستن عرب و اعراب!! و کاملا معانی باستانیشون با هم متفاوتند و ما عربها این رو مـی دونیم مثل شما فارس ها کـه شاهنامـه رو بهتر درک مـیکنین.
    حقیر درون تاریخ جستجو کردم و دیدم حقیقت دارد
    اعراب بـه بادیـه نشینان و رانده شدگان گفتند کـه توسط سردار ایرانی “بخت النصر” دو بار بـه مشیت پروردگار شکسته شدند بـه جرم بدیـهاشون درون حق پیـامبران خدا..اینـها همان بازماندگان بنی اسرائیل بودن کـه بار دوم بخت النصر دستور داد سپرها رو بیرون از شـهر پر از سنگ د و به شـهر ریختند آنقدر کـه شـهر کاملا تپه ای از سنگ شد و اینان آمدند درون صحرای عربستان و عده ای هم کـه به مصر پناه بردند باز ایران حمله کرد و هم مصر رو شکست و هم آنان رو کشت و اسیر کرد و مابقی فراری ها هم باز بـه همـین شبه جزیره عربستان آمدند.!
    این اعراب با عرب متفاوتند!!
    اولین نفر کـه به زبان عربی سخن گفت “حضرت اسماعیل(ع) بود”
    پس گول تفرقه دشمنان رو نخورید کـه عرب و عجم و این چیزارو راه انداختن.. همـه آدمـیزاد هستیم.زادهء آدم! یک پدر و مادر و یک خدا!
    اما درکل این تاریخ اعراب و عرب هست و مـی تونید بـه راحتی پیدا کنید.در کتاب تاریخ بلعمـی هم آمده.

    هفتم اینکه
    از بس بـه هم زیر پوستی یـا آشکار توهین بعضی دوستان منم دلم خواست از سر مزاح یـه چند که تا فوش بدم :))
    عزیزانم
    حقیر هم بودایی بودم..هم مسیحی هم یـهودی به منظور سه ماه و هم مسلمان درون طول این سی و چهار سال فرصت پرورش کـه پروردگار هدیـه داده.
    نام علی(ع) حسین(ع) و حتی مـهدی (عج) درون کتب دیگر دینی هست
    مثل علیـا درون تورات و یـا son of man درون کنار son of god درون کتب مسیحیـان و غیره ..
    بگذریم..
    بهرحال حقیر
    نـه نصیحت و نـه ارشاد بلدم ، صرفآ پیشنـهاد مـیدم
    که وقتی شخص یـا اشخاصی نظیر دوست گرامـی فلانی یـا فلانی با تندی مـی آیند و شما مدعیون مـیدانید کـه در اشتباهند، مقابله بـه مثل نـه تنـها شما را از آنـها برتر نمـی کند، کمکی بـه آنـها نمـیکند و شما رو هم هم سطح و طراز مـیکند!
    اگر مدعی هستید بهتر درک کرده اید!!! طوری با ایشان رفتار کنید کـه ادعا دارید!
    مـیگوئید برادریم یـا برابر؟؟؟ فرزند آدم هستیم؟؟یک خالق داریم ؟؟
    پس مثل خانواده تان به منظور تفهیم آنچه بـه شما فهمانده شد رفتار و تلاش کنید!
    طرد بـه آنـها کمک مـیکند درون مسیر خود باقی بمانند
    گر چه هیچ مثل علی(ع) با دشمنان مدارا نکرد
    ولی مـیشود لااقل ادای بزرگواران رو درآرد شاید خداوند دری باز کرد.
    امـیدوارم خدمت بـه همنوع بدون چشمداشت رو بیـاموزیم ..حتی حافظ درون همـین بیت دوم این نکته رو گوشزد کرد!
    در آخر : حقیر بی تعصب و به صرف اونچه که تا به امروز بـه لطف و پرورش پروردگار و هم مسیری با خوبانی چون شماب کردم رو گفتم وبا خودتون درون مـیان گذاشتم.
    امـیدوارم اگر اونچه نوشته شد کمکی نباشـه،لااقل ضرری هم بهی نزند.
    تشکر مـیکنم به منظور وقتتون و خدا را به منظور لحظات عاشقانـه تون آرزومندم. @}–

    👆☹

    علی نوشته:

    با سلام…
    خود حافظ عزیز مـیفرماید:
    صبح خیزی و سلامت طلبی چون حافظ
    هر چه کردم همـه از دولت قرآن کردم….
    واقعا نمـی دانم اینـهمـه تلاش مذبوحانـه به منظور غیر مذهبی جلوه حافظ و اشعارش به منظور چیست؟!!!
    آفتاب آمد دلیل آفتاب…
    شبل الاسد بـه صید دلم حمله کرد و من
    اگر نـه لاغرم ورگرنـه شکار غضنفرم

    حتی داستان “لنا” از دید ژرف حافظ پنـهان نمانده آنجا کـه فرمود:
    قد همـه دلبران عالم پیش الف قدش چو نون باد
    اونـهایی هم کـه نمـی دانند تحقیق کنند و قضاوت کنند….

    👆☹

    حسین نامداری نوشته:

    دوستان درتمام متن هابه تنـها موردی کـه اشاره نشد درک عمـیق خواجه شیراز از اوضاع سیـاسی واجتماعی دوران خودش است.این غزل اختصاصا درون رثای مرگ عین القضات همدانی سروده شده وتاکنون موضوع پایـان نامـه صدها رساله دکترای فارغ التحصیلان رشته ادبیـات فارسی قرار گرفتهاست وهیچ ربطی بـه امام حسین ندارد.از آقای دکتر کیخای وجناب شمس الحق تعجب مـیکنم کـه سربریده رابدوراز شناخت از تفکرات حافظ،به صحرای کربلا مرتبط مـی سازند.

    👆☹

    آرمان نوشته:

    دوستان عزیز؛ حاشیـه ها را کـه مـی خواندم متوجه درگیری عمـیقی بین برخی از اعضا شدم. درگیری بر سر اینکه حافظ شعر را درون مورد امام حسین گفته یـا نـه!
    دوستانی کـه دینی هستند: چه شعر درون مورد امام حسین گفته شده باشد و چه نـه، مـهم مضمون آن است! که تا کی درون پی ارتباط افراد بـه هم و بت سازی هستید؟!
    دوستانی کـه دینی نیستند: از حافظ درون آن دوره و زمان انتظار لائیک بودن نداشته باشید! حتی اگر هم بی دین بوده نمـی توانسته درون شعر بـه زبان بیـاورد. همچنین مسلما هر شاعری سعی مـی کند مثلها و داستانـهای مـهم زمان خود را درون شعر بیـاورد که تا به اثر شعرش بیفزاید. حافظ هم درون نـهایت انسانی بوده مثل من و شما ولی احتمالا با ذوق و استعداد بسیـار بیشتر. بنابراین اینکه اصلا درون شعری از امام حسین یـاد کرده باشد عجیب نیست (حتی بـه همان دلیل تاثیر گذاری بیشتر). ولی متاسفانـه شما هم مثل گروه اول و تحت تاثیر جو حاکم بر کشورمان بـه جای اینکه بـه حرف حافظ دقت کنید درون پی مشخص دین و عقیده ی شخصی آن بخت برگشته هستید! بخت برگشته هم بـه این دلیل کـه نـه درون آن زمان، نـه درون این زمان و احتمالا با مردمـی کـه ما داریم و خواهیم داشت(!)، نـه درون آیندهی متوجه حرف آن پیر فرزانـه نخواهد شد!
    در نیـابد حال پخته هیچ خام/ بعد سخن کوتاه حتما والسلام (از زبان حافظ البته، نـه بنده).

    👆☹

    امـیراصلان نوشته:

    درود بر گنجور و همـه دوستان علاقمند بـه شعر پارسی
    یکم اینکه “چهارده روایت” با وزن شعر سازگار نیست و “چارده روایت” سازگار است
    دوم اینکه کلمات زیر درون سه بیت این شعر هر خواننده آشنا بـه ماجرای کربلا را بـه یـاد آن مـی اندازد: وحشت، بیـابان، تشنـه لب، ولی شناسان، سرها بریده بینی
    و با توجه بـه روش شعرای اهل تسنن درون اشاره بـه این ماجرا مثل مولوی و سعدی کـه نامـی از امام حسین نمـی برند اما اشاره مـیکنند حتما گفت کـه حافظ هم همـین کار را البته با چیره دستی خاص خودش کرده هست هرچند کـه بله این نظر قابل اثبات نیست چون ادراکی و حسی است
    سوم اینکه درون بیت آخر کاربرد “ور” بـه جای “ار” با وزن شعر سازگار نیست و بنابراین بعید هست که استاد شاملو چنین نظری داشته باشد
    شادی و رستگاری یـارانم آرزوست

    👆☹

    محمد نوشته:

    منظور از کوکب هدایت، “مصباح الهدی” نمـی تونـه باشـه؟؛
    عشق بـه فریـاد ات مـی رسد هر چند قرآن را از حفظ بخوانی هم اشاره بـه حدیث ثقلین دارد.

    👆☹

    حمـیدرضا نوشته:

    اشخاصی کـه این همـه حاشیـه نوشتند حتما توجه بـه جامع بودن معنانی هم داشته باشند. رندان تشنـهرا آبی نمـی دهد/گویی ولی شناسان رفتند از این ولایت : شکوه از اوضاع دنیـا وبه قول معروف رسم روزگار است. حالا اگر ما مسلمانان یـاد امام حسین مـی افتیم مخصوصا از کلمـه تشنـهدر این بیت اشکالی ندارد ضمن اینکه کلمـه تشنـههم معنی جامع تری دارد ولی این بیت از شرایط دنیـا صحبت مـی کند. اینطور کـه دنیـا دوستان تصویر سازی ذهنی مـیکنند لابد از شعر قایقی خاهم ساخت خواهم انداخت بـه آب دور خواهم شد از این خاک غریب کـه در آن هیچی نیست کـه در بیشـه عشق قهرمانان را بیدار کند یـاد حضرت نوح مـی افتند. که تا شناخت و دانایی نباشد هیچ حس عشق و تنفر بـه وجود نمـی آید انسان وقتی چیزی را نمـی شناسد چگونـه درمورد او تصویر سازی ذهنی کند و به عشق و تنفر برسد. قرآن انسان ها را بـه شناخت دعوت مـی کند و شناخت زیبایی درون نـهایت منجر بـه عشق مـی شود را خلاصی ما از هر غم و اندوه و هر گونـه آزاری هست که متاسفانـه بعضی ها از بیت آخر تعبیرات ضد دین و کوچک شمردن قران را داشتند.

    👆☹

    کورش ایرانی اصل نوشته:

    *******************

    درود بی پایـان بر دوستان و سروران..

    و با اجازه ی استادِ حق… جناب شمس الحق.

    در بیت آخرین، جناب حافظ مـیفرماید :

    این همـه قرآن خواندم و از بر کردم، بـه روشـهای مختلف و موجودِ زمانـه ی خود… از آخر، فهمـیدم کـه بدون آن مشقّات، نیز ، مـیتوانستم بـه سر منزل مقصود، غیر از آنچه کـه مد نظرِ “عرب-پناهان” است، برسم… و آن “عشق” هست که درون مسیر هدایت؛ بـه هر زبان و مسلک، یـاور هست و راهگشا……

    ************************

    👆☹

    محمد نوشته:

    سلام
    جناب شمس الحق بنده سخت درگیر مفهوم این شعر شده ام و نمـیدانم کـه باید این شعر را بـه تفسیر دین بگذارم یـا نـه اگر مـیشود لطف کنید جواب مرا بدهید
    نظرات را خواندم جوابی عایدم نشد
    با توجه بـه سوادی ک درون طول این مدت ارتباط با گنجور از شما سراغ دارم تصمـیم ب پرسش از شما کردم
    لطف عالی مستدام سایـه شما بر سر گنجوری ها باقی

    👆☹

    مجید نوشته:

    دوستان گرامـی کـه به گفته خودشان بی دین هستند بهتر هست کلا بی خیـال حافظ و شعرهایش باشند چون شعرهای حافظ بدون استثنا شامل مضامـین معنوی دینی هست و درون مسلمان راستین بودنش هیچ تردیدی نیست.

    👆☹

    شیرازی نوشته:

    همـه نظر های شما را بـه دقت خواندم. به منظور دست یـافتن خط مشی فکری یک شخص، یک کلمـه و یـا یک جمله کافی نیست، بلکه حتما کل آثار و ابیـات وی بررسی گردد، منتهی بررسی عالمانـه و در ظرف زمانی و مکانی همان شخص کـه گاهی بـه تناقظات آشکاری نیز برخورد خواهید کرد م بازهم نقد عالمانـه و عنایت پروردگار چاره ساز خواهد بود. جای یک نکته مـهم تاریخی و این سوال را خالی دیدم. چرا حافظ درون زمانـه خودش تکفیر شد و دین گردانان و عالمان و واعظان شیراز و به اصطلاح امروزی ملاها، جواز دفن او را درون قبرستان مسلمانان صادر نمـی د ؟ گویی او از دین خارج شده بود؟ یـا از درک دین مداران؟

    👆☹

    پویـا خاکی زاده نوشته:

    این شعر زیبا رو محسن نامجو عزیز خوانده با گوش دهید مـی بینید کـه با تکرار کلمات مثل زان یـار آنـهارا بـه ز ا ن ی ا ر دسته بندی مـی کند و شعر را از معنی ساده اش تهی کرده و بشنونده اجازه این را مـی دهد کـه خودش معنی را از شعر بیرون بکشد دقیقا کاری کـه فک کنم حافظ انتظار دارد

    👆☹

    خمش نوشته:

    این غزل را با صدای استاد حسام الدین سراج گوش کنید.

    👆☹

    امـیر نوشته:

    با سلام خدمت دوستان
    کسانی کـه مـیگن منظور حافظ ۱۴ معصوم یـا امام حسین نیست از خودشون مـیگن یـا پرسیدن؟ من از آقای سید هانی رضوی (استاد دانشگاه بخش ادبیـات عرفانی) درمورد این شعر سوال کردم و ایشان گفتند این شعر درون وصف ائمـه مـیباشد

    👆☹

    پارسا عبدی نوشته:

    اما حسین؟!
    :))))

    هه!
    ممنون! مزاح جاللی بود! شاد شدیم!!!

    👆☹

    رضا نوشته:

    تفسیر این غزل رو مـیتونید از حافظ شناسی استاد الهی قمشـه ای گوش کنین

    👆☹

    فرهاد نوشته:

    مجسم کنید فردی غیر ایرانی و غیر مسلمان اما پارسی دان از این شعر چه برداشتی ممکن هست داشته باشد؛ آنگاه این حاشیـه ها محو خواهد شد. گمان مـی کنم شاید مخاطب این غزل، هر عزیز و محبوبی کـه او را یـار مـی توان خواند و از او دلگیر هستیم، اما دل کندن نمـی توانیم؛ باشد. قرینـه های معنایی واژه ها چندان مـهم نیست کـه این همـه کشمکش برانگیزد. خود را از لذت غزل های شیرین چند وجهی خواجه شیراز محروم نکنیم. البته اختلاف نسخه ها را حتما دید، اما بـه نظر مـی رسد کـه ابیـات مورد مناقشـه (رندان تشنـه…) با باقی ابیـات غزل مناسبت ندارد.

    👆☹

    امـیر نوشته:

    باعرض سلام واحترام خدمت دوستان مسولین سایت اول جاداره بگم بادین وبی دین بودن روخداوندبهتر مـیدونـه ومابجای خداقضاوت نکنیم این شعربگونـه ای شکایت عاشق بـه معشوق ازجورزمانـه هست که مـیفرماند شکایتی شیرین دارم کـه به بزرگان ومردان تشنـه راهت حتیی اب نمـیده توراهنمایی وروشنگرراهوروشن کن مسیرهدایت مارا کـه جایی رازدرمقابل توبودن ندارم ونیزعشقت رسدبه فریـاد ارخودسان حافظ قران زبهربخوانی درچارده روایت عشق متظوربه خداست کـه بغیراوکسب فریـادرس نبست ولواینکه شما قران روچارده زبان هم ازبهربخونی وتفصیرکنی تابه معنویت وکلام ان پی نبری بی فایده هست اول واخر خداست عشق حقیقی وبس

    👆☹

    پوریـا نوشته:

    با سلام خدمت دوستان عزیز.بیت چهارم از داستان بانوی حصاری نظامـی اقتباس شده و ربطی بـه امام حسین ع نداره.پیشنـهاد مـیکنم اون بانوی حصاری رو مطالعه بفرمایید که تا متوجه بشید کـه حافظ چطور با استادی هرچه تمام تر اون منظومـه رو درون قالب یـه بیت آورده.توضییح درون مورد باقی ابیـات نیـازمند صرف وقت بنده از لحاظ تایپ هست کـه پیشنـهاد مـیکنم سخنرانی دکتر قمشـه ای درون باب حافظ رو استماع بفرمایید کـه بطور مفصل درون قسمت هفتم درون مورد این شعر و حافظ شناسی صحبت فرمودند.خواهشا بـه عقاید همدیگه هم احترام بگذارید.
    بزرگش نخوانند اهل خرد
    که نام بزرگان بـه زشتی برد.
    تعصب یـا prejudice از pre judge یـا پیش قضاوت گرفته شده پسی کـه راجع بـه مطلبی آگاهی کامل نداره تعصب بـه خرج مـیده.شما بدونید کـه هیچ اشکالی نداره اگهی بگه خدا نیست یـا قرآن کذبه.فقط درون از پرتو این سوالاته کـه نور بوجود مـیاد بگذارید پرسش و پاسخ باشـه چرا با ناسزا و طاقت شنیدن حرف مخالف ندارید.مگه قرآن نگفته حتی اگر منافقین هم خبر بدی آوردن اول گوش بدید بعد فکر کنید بعد جواب بدید.این همـه درون مقام reaction یـا عالعمل درون رقرآن کریم و ادبیـات صحبت شده شما باز هم تحمل ندارین سخن مخالف بشنوین.و درون آخر بـه قول دکارت je pense donc je suis من فکر مـیکنم بعد هستم.
    با آرزوی تفکر بیشتر یجای تعصب و پرحرفی.

    👆☹

    علی علوی نوشته:

    ممکن هست مراد از ۱۴ روایت ، چهار ضربدر ده باشد کـه عدد چهل یـا اربعین حدیث هست که رسمـی معهود درون مـیان تشیع هست مثل اربعین شیخ بها کـه پیـامبر فرموده من حفظ من امتی اربعین حدیثا بعثه الله فقیـها

    👆☹

    فریبرز نوشته:

    جنگ هفتاد و دو ملت همـه را عذر بنـه
    چون ندیدند حقیقت ره افسانـه زدند

    👆☹

    یکی نوشته:

    سلام دوستان

    در رابطه با نظر برخی از دوستان کـه بیت آخر رو جوری بیـان د کـه انگار مصرع اول درون مقابل مصرع دومـه

    این بیت بـه وضوح مـیگه کـه اگه مـیخوای عشق بـه فریـادت برسه تو هم مثل حافظ حتما قرآن رو از بر بخونی

    حالا بعضی از عزیزان با چه منطقی مـی گن که
    اگه هر چقد هم قرآن بخونی فایده نداره و فقط عشق کمک مـی کنـه الله و اعلم
    هیچ نفی ای تو بیت وجود نداره … درون رابطه با ” ار ” بـه گمانم همـین درسته و چیز دیگه ای نیست مثلا ور کـه خوانش و مفهوم شعر رو خراب مـیکنـه
    البته تعدد نسخ و ویرایش ها هم هست … اما معتبر ترین ویرایش موجود متعلق بـه آقای فروغی کـه خودشون هم …

    👆☹

    سعید نوشته:

    در جواب کلیـه دوستان چه با دین و چه بی دین فقط یـه نکته بـه ذهنم مـیرسم ایکه توی این غزل کـه نیـاز بـه رمزگشایی خاصی نداره و مشـهوده کـه حافظ اشاره ای بـه حادثه کربلا و شـهادت امام سوم شیعیـان داره. هیچ شکی درش نیست کـه رنان تشنـه- بی ابی - سرهای بریده- ولی شناسان- قران و چهارده روایت بی ارتباط بهم هستند و نمـیشـه گفت تشنگی و تشنـه لبی جداست و ضربالمثه.
    و فک کنم بحث درون مورد این شعر با همـین بیت از حافظ جواب داده مـیشـه مخصوصا بـه مخالفان غزل و باید بـه سرانجام برسه:

    جنگ هفتادو دو ملت همـه را عذر بنـه
    چون ندیدند حقیقت ره افسانـه زدند…

    👆☹

    هادی بزمـی نوشته:

    سلام، به منظور فهم بهتر این شعر و کلا حافظ بهتر هست کتاب«ازکوچه ی رندان» نوشته زرین کوب را مطالعه کنید.
    چند نکته:

    ۱- حافظ درون زمان خود بـه عالم بودن و حافظ بودن و قرآن خوان بودن معروف بوده و صدایی خوش داشته، همـینطور مانند اکثر علمای زمان بـه فنون موسیقی و شعر هم احاطه داشته است.

    ۲- حافظ منتقد رجل مذهبی بوده و جای جای شعرش تاکید کرده ولیکن حتی یکبار از دین و مذهب انتقاد ننموده است.( بـه حاشیـه ی این حقیر بر بیت شیخ ما گفت خطا بر قلم… مراجعه کنید)

    ۳-حافظ استاد زبان عربی بوده و برعدوستان گمراه و متعصب بـه زبان عربی علاقه داشته( زبان خموش ولیپر از عربیست، و دیگر اشعار ملمع ایشان)

    ۴- رندان تشنـههمانا حسین ابن علی ست هرچند بر بعض اشخاص این سخن آسان نشود، همانطور کـه حسین روز عاشورا گفت مگر من را نمـیشناسید؟چگونـه هست که از خاطر اید جد و پدر و مادر من کیستند؟ ولی گویـا ولی شناسان ازان ولایت رفته بودند!(کلمـه ی ولی فقط درون مذهب شیعه بار معنایی دارد ولاغیر)

    ۵- حدیث نبوی مشـهور بـه فرقه ی ناجیـه: بعد از من تمام هفتاد و سه بخش مـیشوند ولی فقط یکی از آنـها بر حق هست و دیگران باطل.
    حدیث نبوی: حق با علیست و علی با حق است.
    شعر حافظ: جنگ هفتاد و دو ملت همـه را عذر بنـه/ چو ندیدند حقیقت ره افسانـه زدند.

    و ازین قبیل ابراز ارادت بـه این خاندان صدق و شخص شحنـه ی نجف درون اشعار حافظ هست ولی چشم بینا حتما که درون پس لفاظی و لغز گویی حافظ کشف معنی شود.

    دوستان بی دین،متعصب، ضد عرب و…. توجه کنید به منظور عقبه تراشی و وجیـه جلوه خود دست بـه تحریف حافظ نزنید چراکه از بیت بیت اشعار حافظ رنگ و بوی قرآن و روایـات مـی آید ولی بـه علت بیگانگی شما با این معارف اشعار حافظ را با فکر و رای فضولتان مـیسنجید.
    حداقل بیش از ۵۰ بیت حافظ اشاره ی مستقیم و واضح بـه آیـات قرآن دارد و مضمون ایـات را بـه زبان پارسی و به صورت نظم درآورده است.

    و درون پایـان:
    سر تسلیم من و خشت درون مـیکده ها
    مدعی گر نکند فهم سخن،گو سر و خشت

    👆☹

    مقدم نوشته:

    با سلام خدمت اساتید
    بیت اخر منظور از عشق محبت اهل بیت است.منظور حافظ این هست که اگر محبت اهل بیت را درون دل نداشته باشی حتی اگر قرآن را حفظ باشی باز هم بدردت نمـیخورد.
    در واقع دارد کنایـه مـیزنـه بـه اهل تسنن آن زمان کـه شما عاقبت بخیر نخواهید شد. مگر اینکه دل رو لبریز از محبت اهل بیت طیبه طاهره کنید.
    با تشکر

    👆☹

    امـین نوشته:

    در زمان حافظ ۱۴ روایت از قرآن وجود داشته کـه حافظ تمام این چهاده روایت را حفظ بوده هست ( بـه دلیل آنکه قرآن اولیـه اعراب نداشته بیشتر اختلاف درون چگونگی بیـان بوده )
    در بیت آخر هم واژه (ار) با توجه بـه بیت های بالا خود
    (حتی اگر) معنی مـیشود
    پس این گونـه معنی مـی شود
    عشق بـه فریـادت مـیرسد حتی اگر مانند حافظ قرآن را با ۱۴ روایت حفظ باشی

    با توجه بـه آنچه درون حاشیـه این شعر درون این سایت دیدم
    فهمـیدم بسیـاری بدون درک سخن های خود را مـی نویسند
    که این خیلی ناراحت کننده است

    👆☹

    مجتبی نوشته:

    اینکه چاده روایت را منسوب بـه چارده معصوم بدانیم ناشی از عدم آگاهی درون مورد مفاهیم اسلامـی و ندانستن معنی روایت درون این مورد است. روایت اینجا بـه معنی نحوه خواندن آیـات با اواهای متفاوت هست که طبعا معنی دیگری مـیداده. چگونـه مـی توان تصور کرد کـه شیعه ای مومن معتقد باشد کـه هر یک از معصومـین قرائت خاص خود و متفاوت از دیگران داشته اند؟ همانگونـه کـه دوست دیگری اشاره کرد چارده روایت اشاره بـه هفت قرائت متفاوت از قرآن هست که گویـا درون صدر اسلام معمول بوده و هنگام جمع آوری قرآن دو قاری به منظور هر قرائت بوده و حافظ از چارده روایت یعنی همـه قرآنـها یـاد مـی کند. این البته حرجی بر باشندگان ایران امروزی نیست چه اینکه این موضوع منسوب بـه عمر هست و موضوع محفل اهل سنت. درون زمان حافظ اکثر ایرانیـان از جمله خود حافظ سنی بودند. من بـه اشاره شعر بـه کشته شدگان کربلا هم اعتقادی ندارم چه اینکه این داستانی هست خاص شیعه و اکثریت سنی ها اصلا اطلاعی از آن ندارند. بسیـار بعید هست که مردم شیراز درون زمان حافظ چیزی از آن مـی دانسته اند.

    👆☹

    حمـیدرضا نوشته:

    @مجتبی:
    جدای از بحث موضوع این شعر و عدم رابطه‌اش با واقعهٔ کربلا کـه بحثی درون آن نیست درون موضوع عدم اطلاع مردم زمانـهٔ حافظ از واقعهٔ کربلا اشتباه مـی‌کنید. سعدی کـه فاصلهٔ زیـادی با حافظ ندارد درون قصیدهٔ ابتدایی بخش مواعظ بعد از مدح غرای خلفا (که نشانـهٔ کامل اعتقاد وی است) خدا را بـه خون شـهیدان کربلا قسم مـی‌دهد:
    «…
    یـارب بـه نسل طاهر اولاد فاطمـه
    یـارب بـه خون پاک شـهیدان کربلا
    …»
    و مولوی درون آن غزلی کـه احتمالا شنیده‌اید مـی‌گوید که:
    «کجایید ای شـهیدان خدایی
    بلاجویـان دشت کربلایی
    …»
    و درون کنارش البته حکایت طعن «آن شاعر» مردم شیعه حلب را احتمال دارد درون مثنوی دیده باشید.
    این گزاره کـه فرمودید مثال نقض زیـاد دارد و هیچکدام -البته- دلیلی بر تشیع هیچکدام از این بزرگان نیست.

    👆☹

    عاصی نوشته:

    بنده اعتقادی بـه دین و مذهب ندارم، و طبیعتا از دید من داستان‌ها و روایت‌هایی کـه از کربلا گفته مـیشـه از نظرم چندان تأثیرگذار نیست، ولی تنـها استثنا به منظور من همـین غزل بی‌نظیر حافظه

    واقعا هر بار این شعر رو مـیخونم برام تازگی داره و ازش لذت مـیبرم. و برای من خیلی جالبه کـه این غزل ناب و شعرهای بند تنبانی مداح‌های زمان ما، هر دو درون مورد یـه واقعه‌اس، اما این کجا و آن کجا!!!

    مورد دیگه‌ای کـه از نظر من توی همـه اشعار حافظ دیده مـیشـه، اینـه کـه هر بیت، بدون توجه بـه مفهوم کل شعر، بـه تنـهایی بار معنایی فوق‌العاده‌ای داره.
    بارها شده کـه در زمان شنیدن اخبار و‌ فجایع بی‌اختیـار مصرع «از هر طرف کـه رفتم، جز وحشتم نیفزود» بـه خاطرم مـیاد

    👆☹

    بی نام نوشته:

    با درود.درمورد این غزل گروهی از دوستان مطالبی رو بیـان د کـه فی المثل خواجه حافظ درون ابیـاتی منظور خاصی را دنبال کرده هست فی المثل درون بیت دوم اشاره بـه امام سوم شیعیـان دارد.در حالی کـه مطلع غزل و سایر ابیـات بـه روشنی گواه بر این هست که شاعر درد های شخصی اش را با لحنی خاص و سمبلیک بیـان مـی کند.اهل نظر بـه خوبی واقف اند مراد از رند درون جهانبینی حافظ چیست و هیچ ارتباطی بـه شان ایمـه کـه بسیـار عظیم هست ندارد بالاخص حسین ابن علی با آن مجد و مقام والایی کـه دارد.به زعم برخی از بزرگان ادبی حتی درون بیت دوم واژه ی آب بـه اشتباه بـه جای جام جای گرفته هست و این اشتباه مصححین هست من جمله آقای قزوینی.نکته دیگر اینکه شمس الدین محمد بـه باور اکثر مورخین سنی مذهب بوده و هیچ تناسب منطقی مـیان تفکرات وی با شیعیـان وجود نمـی توانسته داشته باشد.و بیت آخر کـه باید درون بر خوانی (دکلمـه)اش بر واژه ی اول(عشقت)تکیـه ی بیشتری نمود که تا مفهوم بـه خوبی منتقل شود کـه البته نمایـانگر دید گاه عرفانی شاعر هست با این مداقه کـه معشوق درون غزل حافظ مذکر هست و این منع شرعی هم ندارد و بسیـار درون تاریخ ادبیـات متعارف و مرسوم بوده هست و از جمله محکم ترین مصادیق آن هم درون غزلی با این مطلع است:دوش رفتم بـه در مـیکده خواب آلوده / خرقه تر دامن و سجاده آلوده…
    به هوایشیرین پسران چند کنی!!!
    وباز هم فضلا تاکید بر وجه عرفانی اشعار حافظ دارند!
    سخن آخر اینکه از حافظ قدیس نسازیم و اینکه بزرگانی این شاعر بزرگوار رو کافر و ملحد خطاب کرده اند بـه نظر گزافه گویی و مصادره بـه مطلوب بوده است.
    همانطور کـه برخی دگم اندیشان مصادره بـه مطلوب مـی کنند کـه حافظ خوب مطلق و چه و چه و چه بوده هست و بری از نظر بازی و خواری و عیره.

    👆☹

    مـیلاد نوشته:

    عشقت رسد بـه فریـاد….
    یعنی دین و مذهب رو بزارید کنار عشق بـه هستی عشق بـه کاینات عشق بـه مردم عشق بـه همـه چیز بـه دادت مـیرسه نـه اینکه قران رو بخونی انتظار داشته باشی معجزه رخ بده ، علی ابن ابیطالب هم مـیگه من قران ناطقم نـه این کاغذ پاره ها کـه سر نیزه د،
    الان دانشمندان هم همـین حرفو مـیزنن راندا برن ، استر هیو جری هیکس، افسوس کـه ما دانشمندان و عارفامون هفت قرن پیش این حرفا رو گفتند ولی مذهبیون همـیشـه همـه چی‌رو منحرف
    مولوی هم مـیگه
    ای نسخهٔ نامـهٔ الهی کـه توئی

    وی آینـهٔ جمال شاهی کـه توئی

    بیرون ز تو نیست هرچه درون عالم هست

    در خود بطلب هر آنچه خواهی کـه توئی

    در آخر بگم کـه فقط خودت بـه فریـاد خودت مـی رسی فقط خودت

    👆☹

    ر کمال نوشته:

    دوستان لطفاً قبل از اظهار نظر متقن، کتب حافظ شناسان ایران زمـین مثل محمد علی اسلامـی ندوشن رو بخوانید،
    هیچ حکیمـی، بـه ضرس قاطع درون مورد شیعه بودن حضرت حافظ نظریـه نپرداخته. دلیل روشنی وجود ندارد و از ابیـات نیز نمـیتوان نتیجه ی خاصی گرفت بعد در مدح عاشورا بودن قطعی نیست. اما درون عحبم کـه حافظ چقدر با مولوی هم نظر است. شما صدها بیت با مضمون ناجی عشق درون اشعار این دو مـیابید

    👆☹

    Saman نوشته:

    دوستان من حرف زدن درون مورد نژاد و برتری این موضوع رو أصلا درست ندیده أم اما استوار و قائم بـه این موضوع هستم کـه مسئله فرهنگ خصوصا فرهنگی بـه گستردگی و سترگی شعر پارسی نباید اسلام الود یـا حسین الود شـه
    در اصل یـه خواهش بود پیـامم ؛ عاجزانـه خاشعانـه خاضعانـه تمنا دارم لطف بفرمایید ادبیـات رو اسلامـیزه نکنید شیعیزه نکنید .
    خوشایند خود رو بـه حضرات حافظ و سعدی و خیـام مولانا ……. نچسبونید
    اون دسته افرادی کـه معتقدن بـه جهان اخرا مخصوصا ، حافظ اینا یقتونو مـیگیرن اااااااا

    👆☹

    امـیر طلوعی نوشته:

    زان یـار دلنوازم شُکری‌ست با شکایت
    گر نکته‌دان عشقی خوش بشنو این حکایت

    خوش بشنو این: ۳۷ نسخه (۸۰۱، ۸۱۱، ۸۱۳، ۸۱۸، ۸۱۹، ۸۲۱، ۸۲۲، ۸۲۳، ۸۲۴، ۸۲۵، ۸۳۸- ۸۱۷، ۸۳۴، ۸۴۳ و ۲۴ نسخۀ متأخّر یـا بی‌تاریخ) خانلری، عیوضی، نیساری، جلالی نائینی- نورانی وصال، فرزاد، ثروتیـان, سایـه، خرمشاهی- جاوید

    بشنو تو این: ۱ نسخه (۸۲۷) قزوینی- غنی

    بشنو بعد این: ۱ نسخۀ بسیـار متأخّر (۸۹۸)

    ۳۹ نسخه غزل ۹۳ و بیت مطلع آن را دارند. از ۱۱ نسخۀ کاملِ کهنِ مورّخ، ۸۰۳ فاقد غزل است.

    👆☹

    زینب نوشته:

    روفیـا ی عزیز سلام نمـیدانم پیـام من بـه دستت مـی رسد یـانـه اما به منظور صحبت با تو چاره ای جز حاشیـه های سایت گنجور نداشتم… من بـه شدت علاقه من بـه دوستی با تو هستم . نام من زینب هست اهل کاشان هستم دیـار سهراب نمـیدانم او را مـیشناسی یـانـه من هنر مـیخوانم و حرف های زیـادی به منظور گفتن با تو دارم از تو خواهش مـیکنم اگر پیـام مرا خواندی بـه این نشانی پیـامـی بفرست zeinab7art@gmail.com

    👆☹

    زنشاه نوشته:

    لطفا بـه دوستانی کـه خودشون رو شیخ و واعظ مـیپندارند و گمان مـیکنند خدا درون انحصار اونـهاست بفرمایید عقده های فروخورده خودشون رو جاهای دیگر خالی کنند،حافظ فقط قرآن از بر نکرده بود،مثل این مدعیـان، طوطی وار کـه از بر مـیکنید و اصلا نمـیدونید چی مـیخونید،او بـه معنا و مفهوم علاقه بیشتری داشت،به همـین جهت خیلی بهتر از شما کـه فقط سطوح دین رو مـیبینید بـه این بصیرت رسیده بود کـه هرسنگ دین بـه مـیزند مردم فریبی بیش نیست،و او کـه ادعای بی دینی مـیکند و همـه اون رو زندیق و کافر مـیپندارند و مرتد خطاب مـیکنند از همگان با خدا تر است

    👆☹

    احسان نوشته:

    تفاسیر و نظرات دوستان خواندنی بود اما به منظور بنده جالب ست چطور هنوز ما با این حقیقت کنار نیومدیم کـه هرکسی بـه اندازه اندیشـه و دنیـای خودش از اطرافش برداشت خودش رو داره ،مـیکنـه :
    اینچہ مـیگویم بہ قدر فہم توست
    مردم اندر حسرت فهم درست .

    حال پخته درون نیـابد هیچ خام
    این سخن کوتاه حتما والسلام
    … یـا
    هری از ظن خود شد یـار من !
    خلاصه کـه سعی کنیم افکارمون رو بـه هم تحمـیل نکنیم ،
    این سخن پایـان ندارد تیز دو

    👆☹

    یغما نوشته:

    شرح جلالی بر حافظ – دکتر عبدالحسین جلالیـان:

    معانی لغات غزل (۹۴)
    دلنواز: نوازش دهنده دل، دل‌آرام، مـهربان.
    نکته: سخن پاکیزه و بکر، مطلبی کـه با دقت نظر درک آن ممکن باشد، مضمون لطیف.
    نکته‌دان: داننده مضامـین لطیف و بکر.
    خوش: خوب.
    مخدوم: صاحب اختیـار خادم، سرور، فرمانده، آمر بـه خدمتگزار.
    مخدوم بی‌عنایت: (استعاره) معشوق بی‌ملاحظه و نامـهربان.
    ولی: نامـی از نامـهای خدای تعالی، درون اصطلاح صوفیـه بـه معنای پیرومراد، فانی درون خویش و باقی بـه مشاهده حق تعالی، دوست صدیق و یـار نیکان.
    ولی‌شناسان: عارفان وشناسندگان مردان‌حق‌که اخفای‌حال‌خود‌کنند، شناسندگان‌مقربان الهی.
    مپیچ: درگیرمشو.
    به غمزه: با ناز و کرشمـه.
    کوکب: ستاره.
    کوکب هدایت: ستاره راهنما، ستاره‌یی کـه در شب مسافران را راهنمای جهت هست (جدی)، اشاره بـه آیـه شریفه ۱۶ سوره نحل: و علامات و بالنجم هم یـهتدون. و علامات و به ستاره‌یی ایشان راه مـی‌یـابند.
    نـهایت: انتها، پایـان.
    بدایت: آغاز.
    بردی آبم: آبرویم را بردی.
    روی از درت نتابم: از درگاه تو رو گردان نمـی‌شوم.
    رعایت: مراعات، منظور نظر وزیر حمایت.
    چارده روایت: درون زمان حضرت رسول اکرم (ص) کاتبان وحی آیـات نازل شده توسط نبی اکرم (ص) را مـی‌نوشتند لیکن بـه سبب متداول نبودن اعراب و نقطه و دستورات نحوی، اشکالاتی درون قرائت پیش مـی‌آمد کـه تا پیـامبر (ص) درون قید حیـات بودند توسط ایشان رفع مـی‌شد. بعد از رحلت حضرت رسول اکرم (ص) و وفات بعضی از کاتبان، ضرورت تدوین نسخة صحیح قرآن حس شد و در زمان خلفاء اربعه درون این امر مـهم کوششـهای پی‌گیر بـه عمل آمد. مبنای کار براین بود کـه زیدبن ثابت کـه خود یکی از کاتبان وحی بود یک هیئت ۱۲ نفری از افراد صلاحیت‌دار را تشکیل و در طول مدت ۶ سال ۷ نسخه ازقرآن کریم تهیـه و هر نسخه توسط یک قاری بـه بلادی ارسال شد که تا مسلمـین آن بلاد را تعلیم دهند. این هفت قاری هرکدام دو راوی داشتند و قرائت قرآن بوسیله این چهارده راوی، متداول و به ما رسیده هست و این مختصری هست از چگونگی وشرح کتابت و قرائت و انتشار قرآن درون صدر اسلام.
    گرخود: اگرهم، حتی اگر.
    به سان: بـه مانند.
    معانی ابیـات غزل (۹۴)
    (۱) از آن یـار دلنواز تشکری بـه همراه شکایتی با هم دارم و اگر تو درون عشق نکته‌سنجی بـه این حکایت گوش فرادار.
    (۲) هر خدمتی کـه کردم بدون مزد و منت بود. خدایـا مخدوم بی‌التفات نصیبی نشود.
    (۳)ی بـه رندان قلندر توجهی ندارد گویی آنـهایی کـه اولیـای صادق و یکرنگ را مـی‌شناختند از این ولایت رفته‌اند.
    (۴) الف: ای دل، درکمند سرزلف او نیفت زیرا درون آنجا چه بسیـار سرهای بریده بی‌گناه را خواهی یـافت.
    ب: ای دل بـه دنبال کشف پیچیدگیـهای راز آفرینش مباش کـه چه بسیـار سرهای بی‌گناه بر سر این کار رفته است.
    (۵) با رضایت و تأیید تو چشمانت با غمزه و کرشمـه سبب ریختن خون ما شد. عزیز من حمایت و پشتیبانی از خونریز روا وشایسته نیست.
    (۶) درون این شب تیره و تار، راه مقصود و هدف را گم کرده‌ام. این ستاره جدی هدایتگر به منظور راهنمایی من از گوشـه‌یی سربرآور.
    (۷) بـه هر سو کـه رفتم جز ترس و وحشت چیزی عایدم نشد. از این بیـابان و راه بی‌پایـان بپرهیز و برحذر باش.
    (۸) چگونـه مـی‌توان پایـانی به منظور این راه تصور کرد. راهی کـه در بدو امر از صد هزار منزل بیشتر بـه نظر مـی‌رسد.
    (۹) با اینکه سبب آبروریزی من شده‌یی، روی از تو بر نمـی‌گردانم، چرا کـه تحمل ظلم و جور از دوست، بهتر از مراعات از طرف دشمن است.
    (۱۰)حتی اگر بـه مانند حافظ بتوانی قرآن را با چهارده روایت قرائت کنی، باز حتما عشق بـه فریـاد تو برسد (تا از راه عرفان رستگار شوی).
    شرح ابیـات غزل (۹۴)
    وزن غزل: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن
    بحرغزل: مضارع مثمن اخرب
    *
    شیخ عطار:
    ای پرتو وجودت درون عقل بی نـهایت هستی کاملت را نـه ابتدا نـه عایت

    اوحدی‌مراغه‌یی:
    بد مـی‌کنند مردم ز آن بی‌وفا حکایت

    وآنگه رسیده ما را دل دوستی بـه غایت

    کمال‌خجندی:
    ای ابتدا دردت هر درد را نـهایت
    عشق ترا نـه آخر شوق ترانـه غایت

    عمـاد‌فقیـه:
    جایی کـه خون عاشق ریزند بی‌جنایت

    سهل هست بی‌دلان را بودن درون آن ولایت
    دربارة قراء سبعه شاعری نام آنـها را درون شعر زیر آورده است:
    استاد قرائت بشمرپنج و دو پیر

    بو عمر و علا و نافع و ابن کثیر

    پس حمزه و ابن‌عامر و عاصم دان
    زین جملهائی شمر و هفت بگیر

    هریک از این قاریـان دو راوی داشته کـه توسط این چهارده نفر چگونگی قرائت این استادان هفت گانـه بـه ما رسیده است.

    ****

    👆☹

    سجادحائری نوشته:

    ماشاءالله
    درعصراطلاعات ورسانـه ادعای فضل جهلایی مانندحقیر بس آسان بود
    اما عزیزان درخصوص حافظ قرآن زبربخواندباچهارده روایت اظهارات بدیعی مرقوم داشته اند آنچه حقر از پدربیـاددارم ودوایشان بنده را ترغیب فرمودند که تا درخصوص قضیـه تحقیق کنم آنزمان مطالعه وتحقیق بغایت سخت بود آنچه دراختیـارداشتیم جز دائرةالمعارف هانبودند کـه دهه شصت بیـاددارم دائرةالمعارف بزرگ شیعه که تا حرف عین بیشتر دراختبارنبود القصه آنجه درخاطرودفترم آن روزگار ضبط نمودم درخصوص چهارده روایت کـه اگر مطلب خارج از طاقت وظرفیت سایت هست اصراری بر اتتسارش ندارم اماشاید دانستنش بی حکمت نباشد

    هر یک از قرائت‌های هفتگانـه شاگردان مشـهور داشتند کـه قرائت آنان را روایت چهارده‌گانـه گفته‌اند. این چهارده نفر عبارتند از:

    قالون: عیسی بن مـینا مدنی (۱۲۰–۲۲۰ هـ. ق)
    ورش: عثمان بن سعید مصری (۱۱۰–۱۹۷ هـ. ق)
    بزی: ابوالحسن احمد بن محمد بن عبدالله ابی بزه، (۱۷۰–۲۳۴/۲۵۰ هـ. ق)
    قنبل: ابوعمرو محمد بن عبدالرحمن بن محمد بن خالدبن سعید، (۱۹۵–۲۹۱ هـ. ق)
    دوری: ابوعمر حفص بن عمربن عبدالعزیز، دوری نحوی، درگذشت بـه سال ۲۴۶ هـ.ق.
    سوسی: ابوشعیب صالح بن زیـاد بن عبدالله، درگذشت بـه سال ۲۶۱ هـ.ق.
    هشام: ابوولید هشام بن عماربن نصیر قاضی دمشقی، درگذشت بـه سال ۲۴۵ هـ.ق.
    ابن ذکوان: ابوعمر و عبدالله بن احمد بشیر بن ذکوان قرشی دمشقی (۱۷۳–۲۴۲ هـ. ق)
    شعبة بن عیـاش: ابوبکر شعبة بن عیـاش بن سالم کوفی(۹۵–۱۹۳ هـ. ق)
    حفص بن سلیمان: ابوعمرحفص بن سلیمان بن مغیره اسدی کوفی، درگذشت بـه سال ۱۸۰ هـ.ق.
    خلف: ابومحمد خلف بن هشام بزاز، متوفی بـه سال ۲۲۹ هـ.ق.
    خلاد: برخی او را خلید بن خالد صیرفی خوانده‌اند (درگذشت بـه سال ۲۲۰ هـ. ق)
    ابوحارث: لیث بن خالد بغدادی (درگذشت بـه سال ۲۴۰/۲۴۶ هـ. ق)
    حفص دوری

    بااحترام سجادحائری نسب

    👆☹

    علی محقق نوشته:

    با سلام خدمت تمام تمام دوستان عزیز بنده هم درون حد وسع خود نظرم را بیـان مـیکنم. بنده با مطالعه تقریبا اکثر حاشیـه ها متوجه شدم بسیـاری از عزیزان و اساتید بـه یک نکته و روش اساسی درون فهم اشعار حافظ توجه نکرده اند.اگر بـه این روش مطالب حافظ و دیگر شعرا و اساتید مطالعه شود براحتی درکی صحیح بسیـار روشنی بخش از این بزرگان بدست مـی اید.این روش را همـه مـیدانیم اما دلبستگی شدید بـه عقاید مان مانع مطالعه بـه این روش مـیشود.همـه ما درون مطالعه فیزیک یـا شیمـی یـا ریـاضی کاملا بی هیچ پیش داوری انچه مـیبینیم همـهن را مـیبینیم.اما وقتی بـه موضوعات علوم انسانی مـیرسیم همـه چیز را از دید عقایدی کـه در ما نـهادینـه شده نگاه مـیکنیم.اینست کـه مولانا مـیگوید : از نظر گاه هست ای مغز وجود اختلاف مومن و گبر و جهود اگر بـه این روش حافظ و دیگر متون مطالعه شود مثل اب خوردن هم راحت درک مـیشود و هم بسیـار روشنی بخش و لذت بخش است. از حافظ صحبت مـیکنیم و بقیـه بـه همـین منوال است.بسیـار ساده.اشعار حافظ ۹۹ درصد تصویری هستند و کلماتش فیزیکی و عینی کـه با حواس پنجگانـه قابل درک هستند.شما براحتی مـیتوانی از روی هر بیتی نقاشی کنید یـا فیلم مستند بسازید.ما ابتدا خود معانی عینی و واقعی کلمات شعر را مـیخوانیم و تصویری را کـه ارایـه مـیدهد بی هیچ کم و کاستی مـیبینیم.تصور مـیکنیم. درون جریـان خواندن بیت با عجله و همزمان لازم نیست تفسیر کنیم و برداشت.هیچ عجله نکنیم.فرصت به منظور تفسیر هست.اول ببینیم متن بیت بصورت عریـان چه مـیگوید.مثل اینکه مـیخواهیم بـه زبان مثلا انگلیسی ترجمـه تحت الفضی کنیم.
    مثال : درون ره منزل لیلی کـه خطر ها ست درون ان شرط اول قدم انست کـه مجنون باشی خوب خود متن بسیـار ساده و گویـاست. همـه مان مـیفهمـیم : درون راه منزل لیلی خطر های زیـادی هست.اگه مـیخوای بـه خونـه لیلی بری شرط اولش اینـه کـه مجنون باشی. این معنی اولیـه این بیت است.کلمات واضح و فیزیکی و این جهانی : راه - منزل- لیلی - خطر- شرط- اول - قدم و… . حالا مرحله دوم.باز بی پیش داوری.مـیخواهیم ببینیم اگر این بیت را بـه کودکی یـا فردی خارجی زبان بگوییم چه نتیجه ای و چه برداشتی مـیکند.مـیتوانیم تصور کنیم کـه او چنین برداشتی راه کارانـه به منظور زندگی خودش خواهد کرد : او بـه خود خواهد گفت : بعد حافظ مـیگوید درون راه رسیدن بـه هدفی کـه شدیدا بهش علاقه داری
    عشق داری خطرهایی وجود دارد.برای اینکه بـه این هدفت برسی حتما این خطر ها را قبول کنی.و به منظور اینکه این خطر ها را قبول کنی حتما حالت مجنون و دیوانـه داشته باشی.چون عقل حسابگر مـیگه ممکنـه درون این راه جان و مال و ابرو وغیره را ازدست بدی.و طبیعی هست اگر بـه حرف این عقلت گوش کنی قدمـی بر نخواهی داشت.ریسک ورود درون تاریکی و ناشناخته هاست.و عقل حسابگر مـیخواد همـه چیز روشن باشد که تا قدمـی بردارد .پس حتما دیوانـه وار قدم اول را برداری.والا اخر. این مـیشود اولین برداشت و تفسیر عریـان و بی ورود عقاید خاص از این بیت کـه تقریبا اذعان مـیتوانیم کنیم کـه همـه این برداشت اول را قبول کنند. حالا از این بـه بعد هر فردی مـیتواند درون رابطه با هر هدفی کـه دارد اگر این راهکار را قبول کند انرا بکار ببرد.یکی هدفش ثروت است.یکی علم است.یکی عرفان است.یکی کربلا رفتن است.و…. حافظ اگاه مـیکند :در راه هر هدفی حتما خطر ها هست.اگه مـیخوای برسی حتما قبول کنی.اگر نـه کـه بفرما بشین خونـه ات و چایی بخور!!!!! دوستان اگر بتوانیم با این متد(ذهن ازاد) کـه قطعا همـه عزیزان اگاه هستند و بنده فقط یـاد اوری کردم تمام اثار قدیم و جدید را مطالعه کنیم خیلی راحت بـه درکی کـه مـیخواهیم مـیرسیم و استفاده مـیبریم و حق مطلب را درون مورد اساتیدی کـه این اثار را بجا گذاشته اند ادا مـیکنیم.هم با خودمان مـهربانی مـیکنیم و هم با ان بزرگان. موید و سربلند و شاد و اینـه دلتان بی زنگار

    👆☹

    علی محقق نوشته:

    مـیبخشید دوستان.عرضی هم داشتم با عزیزانی کـه دوستدار اسلام و امام حسین هستند و از فرط علاقه و
    عجله هر چیزی را مـیخواهند جوری مرتبط کنند با امام و اسلام.هیچ لزومـی ندارد عزیزان.حافظ بـه اسلام یـا ا معتقد بود یـا نبود اگر ما درون عقیده مان محکم هستیم چه نیـازی هست کـه بگوییم ببینید حافظ هم معتقد بود.اگر بر فرض ثابت شود حافظ عقیده مند نبود ما هم حتما عقیده مان را کنار بگذاریم؟اینچنین استدلالهایی ضمنی اشاره بـه ضعیف بودن عقیده دارد.توجه کنید دوستان اگر حافظ مثلا اگر مـیخواست درون مورد امام حسین سخن بگوید چه نیـازی داشت کـه همـه چیز را درون پرده و کنایـه و مبهم بگوید؟مثل افراد دیگر زمان خودش صریح مدح امام مـیگفت.اگر نیتش امام بود چه نیـازی داشت کـه چنان مبهم بگوید کـه هزار که تا تفسیر از دل ابیـاتش بیرون بیـاید. اگر ما چنین بگوییم از انطرف هم مـیگویند حافظ چگونـه معتقدی بوده کـه صدها بیت درون مورد و مـیخانـه و دلبر و ساقی و مستی و موهای دلبر و بوسه بریـار و ساز و اواز و شیرین پسر و شنگول و بت و غیره دارد . به منظور مثال : اگر ان ترک شیرازی بدست ارد دل ما را بـه خال هندویش بخشم سمرقند و بخا را را یـا : ناب مـیخواهم کـه مرد افکن بود زورش کـه تا یک دم بیـاسایم ز دنیـا و شر و شورش یـا : صبا زان لولی شنگول سرمست
    چه داری آگهی چون هست حالش
    گر آن شیرین پسر خونم بریزد
    دلا چون شیر مادر کن حلالش یـا : ببرد از من قرار و طاقت و هوش
    بت سنگین دل سیمـین بناگوش
    نگاری چابکی شنگی کلهدار
    ظریفی مـه وشی ترکی قباپوش
    نمـیدانم مـیدانید یـا نـه کـه بسیـاری از علما اصلا حافظ و دیگر شاعران را کـه در کلامشان مدام از مـی و مستی و استفاده کرده اند قبول ندارند. چون مـیگویند اگر این کلمات مناسب بودند پیغمبر و ا هم از این کلمات استفاده مـید. و توجه ندارند کـه پیـامبر پیـامبر بود و هر سخن و عملش پیروی شونده بود و صحیح نمـیدانست کـه از کلماتی استفاده کند کـه فورا بهانـه سو استفاده کنندگان بشود. اما حافظ کـه پیغمبر نبود و ادعایی هم نداشت و نمـیخواست هم پیروی کنند ازش.و مـیتوانست به منظور وصف رابطه عاشقانـه اش با خدا یـا موجود زمـینی از مستی و غیره استفاده کند و ایرادی هم نمـیتوان بر او گرفت.بکار بردن این کلمات دلیلی بر مسلمانی یـا نامسلمانی او نیست. و اما دوستان اگر بی تعصب نگاه کنیم دو موضوع درون غزلیـات حافظ موج مـیزند :
    عشق. جنگ با ریـا کاری حال بـه قول مولانا : هری از ظن خود مـیتواند یـار او باشد. اما حافظ با همـه با تمام انسانـها حرف زده است.حافظ بـه هر فرقه ای هم اگر دلبستگی داشته ( کـه نشان مـیدهد نداشته بجز عشق) هرگز ان فرقه یـا رویـه خاص را نبلیغ نکرده.حافظ مداح نیست.حافظ فقط حافظ است.چشمـه جوشان عشق. عشق بـه همـه چیز .همـه چیز را به منظور همـه خواستن.خود را ندیدن بقول مولانا :
    عشق هست بر اسمان پ
    صد پرده بـه هر نفس د
    نادیده گرفتن این جهان را مر دیده خویش را بدیدن
    حافظ مبلغ محبت و دوستی و انسانیت و معرفت و شجاعت(عدم ریـا کاری) و به هیچ دانستن دلبستگی بـه دنیـاست. و اگر از دیدگاه دینی هم بنگریم دین هم بجز محبت و عشق و انسانیت چیزی نمـیگوید. و مـیدانیم فرق عشق با محبت را.محبت از بزرگ بـه کوچک است. و عشق از کوچک بـه بزرگ است. ما محبت مـیکنیم که تا نیـازی ازی را براورده کنیم. او بـه ما نیـازمند است.
    اما درون عشق ما بـه او نیـازمندیم.به معشوق. که تا نیـاز ما بـه کامل شدن را براورده سازد. محبت از سر دلسوزی بـه دیگری هست و بسیـار هم انسانی و خوب. و مـیتواند حسابگرانـه باشد.اما از بین برنده منیت و سوزاننده خود نیست. و عشق سوزاننده خود و منیت است.چون خودی درون مـیان نیست.همـه جا او را مـیبیند.از همـه چیز عطر او را مـیبوید.و اینست کـه عاشق ضمنا دیوانـه هم هست.یعنی قبلا دیوانـه شده! و تنـها عشق هست که مـیتواند نفس (خود خواهی -حرص و طمع و ترس را بسوزاند و انسان را بـه رهایی برساند. و مطمـینا دوستان مـیدانند منظور از عشق نـه انچه هست کـه در مـیان عموم تصور دارند. عشق بـه مفهوم خالص ان .کیفیتی درون وجود انسان کـه نمود بیرونیش هیچ به منظور خود نخواستن و همـه چیز را به منظور دیگران خواستن است.رحمت مطلق. و به این کیفیت نمـیتوان رسید مگر اول دل را از احساسات نفسانی تخلیـه کنیم.انگاه عشق کـه خودش مـیاید.نیـازی بـه زحمت ما نیست. مولانا : رو را هفت اب شوی از کینـه ها وانگه عشق را پیمانـه شو پیمانـه شو حافظ : خلوت دل نیست جای صحبت اغیـار دیو چو بیرون رود فرشته دراید اول تخلیـه و پاکسازی. انگاه عشق و خدا و ملایک همـه درون تو حاضرند.فرشته با دیو درون یک خانـه همزمان جای ندارند.یـا این یـا ان. والسلام.

    👆☹

    امـیرعباس نوشته:

    شعر ای دل غلام شاه جان باش و شاه باش رو کـه توی تصحیح غنی نیومده بخونید روی سنگ مزار حافظ این شعر نوشته شده دور که تا دور سنگ مزارش تو اینترنت هم بزنین مـیاد اسم امام رضا(ع) و امام علی(ع) رو اورده توی رباعیـاتش هم توی همـین تصحیح غنی (مردی ز کننده درون خیبر پرس)درباره امام علی(ع) اینکه بگیم حافظ اصلا درباره اهل بیت صحبت نکرده واضح حرف غلطیـه اینجا هم اصلا بعید نیس درباره امام حسین (ع) باشـه شعر مثل شعر شاه شمشاد قدان کـه درباره حضرت عباس(ع) هست
    شعر بیـا کـه رایت منصور پادشاه رسید رو هم بخونین اسم امام زمان عج) رو هم اورده اونجا کـه مـیگه مـهدی دین پناه رسید

    👆☹

    امـیر حسین نوشته:

    در مورد بیت آخر چون اعراب مطالب را بـه صورت نوشتاری نگهداری نمـید و بیشتر بـه صورت شفاهی و با تکبه بر حافظه بـه خاطر مـیسپردند و رواج فرهنگ نقالی باعث کم کاربرد شدن نوشتار بوده هست به همـین دلیل زمان خلیفه اول کـه تصمـیم بـه مصحف قرآن مـیگیرند نوشتار بـه شکل امروز و با اعراب گذاری و نقطه نبوده و به همـین دلیل بعد از گذشت سالیـان و درگذشتانی کـه قرآن را از زبان حضرت پیـامبر (ص) مـیشنیدند و حفظ مـید باعث بوجود آمدن ١٤ نوع و مدل خواندن قرآن شده بوده کـه حافظ هر ١٤ مدل رو حفظ بوده اند این موضوع درون دروس تفسیر قرآن و در بحث تحریف لفظی قرائت مفصلا بحث مـیشـه کـه ابن مجاهد ٢ شاگرد داشته کـه هر کدام هفت قرائت مختلف بلد بوده اند و فکر نمـیکنم ارتباطی بـه ١٤ معصوم داشته باشـه

    👆☹

    پژمان نوشته:

    ۱- به منظور درک بهتر حقیقت و اتخاذ روشی علمـی و درست درون تحقیق، حتما از تعصب و بی ادبی دوری جست.
    ۲- به منظور تحقیق درون مورد بزرگان ادب، آنـها و آثارشان را درون باید درون قالب زمانی خودشان بررسی نمود و از بت آنـها دوری جست که تا بتوان آن آثار را نقد و تحلیل کرد. این نقد حتما علمـی و در قالب و نظریـه ی مشخصی انجام شود.
    ۳- بی شک زبان و خط عربی و بخصوص شعر و وزنـهای آن بـه ادب فارسی خدمات شایـانی کرده است. همانطور کـه کشورداری و فرهنگ و هنر فارسی بـه غنای فرهنگ و هنر جهان عرب خدمات زیـادی کرده است.
    ۴- به منظور رواج روشنفکری و تفکر انتقادی، حتما از بی احترامـی بـه دین و عقاید دینی دوری جست و تنـها بـه منطق و عقل متوسل شد. بی شک انسان به منظور تکامل ذهنی و علمـی خود بـه دین نیـاز داشته است.
    ۵- بنابراین، این کـه شاعری بزرگ درون زمانـهای دور مطلبی را بیـان کرده، دلیل بر این نمـی شود کـه فلان عقید و ایدئولوژی درون زمان حال هم صدق مـی کند و معتبر است. درون این زمان ابزارهای علمـی و نظری پیچیده ای درون دست داریم کـه دیگر نیـازی بـه بیـان حدیث و حکایت و امثالهم نداریم. با این حال، آن گفته ها را ارزش مـی نـهیم و برایشان احترام قائلیم چون اگر نبودند ما بـه این نقطه نمـی رسیدیم.
    فیلسوف و زبانشناس

    👆☹

    نوید نوشته:

    بهترین تفسیر آن هست که بدون تعصب باشد. هر گاه تفسیر و توضیح را با تعصب آمـیختیم، بی گمان بـه خطا رفته‌ایم.

    👆☹

    حمـه برووو نوشته:

    “هرچه درون فهم تو آید آن بود مفهوم تو”

    کی بود مفهوم تو او کو از آن عالی‌تر است

    هرچه درون فهم من آید آن بود مفهوم من نـه چیزی کـه واقعا هست
    هر چه زور هم بزنیم بیشتر از استعدامان نمـی توانیم چیزی فراتر بفهمـیم

    راست ناید صوفیی هر گز بهب
    “خر بـه جد و جهد کی گردد اسب”

    👆☹

    بی دل نوشته:

    از اُدبا نقل هست که این غزل بی شک از زیباترین اشعار حافظ است، سرشار از صنایع ادبی و مضامـین عمـیق. گویند ادیب نیشاپوری از خواندن این غزل بیـهوش مـی افتاد…
    حیفم آمد کـه توجه دوستان را بـه سخنان یک حافظ شناس برجسته (دکتر عبدالکریم سروش) درون مورد این غزل معطوف ننمایم. تفسیر این غزل، مقایسه با اشعار مولانا، و توضیحاتی درون مورد شخص شخیص حضرت حافظ درون وبگاه زیر درون دسترس است:
    https://youtu.be/hneGgOfhHTY

    با تشکر ویژه از شمس الحق و امـین کیخای عزیز کـه همواره درون راستای فهم بهتر دوستان گنجوری جهد و تلاش مـیکنند.

    👆☹

    نگار نوشته:

    آرینا, کی گفته کـه هر اجازه داره هر تفسیری دلش بخواد از اشعار حافظ ه؟ تنـها درون صورتی یک تفسیر خاص مجاز و موجه هست کـه با کلیـه روحیـات و عقایدی کـه حافظ مکررا درون اشعارش بـه نمایش گذاشته، و همچنین با ساختار زبانی و ادبی شعر و مضمون بقیـه مصرعهای آن شعر بخصوص سازگار باشـه. درون غیر این صورت مـیشـه هتک حرمت شاعر، خصوصا اگر تفسیر شما مستقیما با روحیـات و عقاید شاعر درون تضاد باشـه. این تفسیری کـه شما ذکر کردی با استفاده ای کـه حافظ مکررا از مفهوم رندی درون اشعارش مـیکنـه درون تضاد هست.

    👆☹

    رضا نوشته:

    این غزل زیبا ونغز وپُرمایـه،یکی ازبحث انگیزترین غزلهای سرحلقه ی رندان جهان خواجه حافظ شیرازیست. بسیـاری ازکسانی کـه نسبت بـه اسلام ومذهب شیعی بـه ویژه امام حسین(ع) تعلّق خاطر دارند ازروی علاقه مندی وتعصّب، بدون داشتن استدلالهای منطقی،تنـها بااستناد بـه بیت:
    “رندان تشنـهرا آبی نمـی‌دهد
    گویی ولی شناسان رفتند از این ولایت”
    براین باورپای اصرارمـی فشارند کـه این غزل درارتباط با واقعه ی کربلاست!
    اینان نمـی دانند کـه درروزگارحافظ،اغلب مردم ایران بـه ویژه شیراز،سنّی مذهب بودند وبه واقعه ی کربلا چنانکه امروزه باحساسیّت خاصّی نگریسته مـی شود نگاه نمـی د. ضمن آنکه اینان نمـی دانند کـه حافظ نـه تنـها شیعه نبوده بلکه سنّی
    نیزنبوده است!.حافظ فقط یک عاشق بـه تمام معناست واگرازعاشق بپرسی کـه چه دینی دارد اودرپاسخ شمالبخند خواهد زد ویـا خواهدگفت:
    روزگاریست کـه سودای بُتان دین من است
    غم اینکار نشاط دل غمگین من است.
    واگربپرسی چه مذهبی داری؟ پاسخ خواهی شنید:
    من نخواهم کردترک لعل یـار وجام مِی
    زاهدان معذوردا کـه اینم مذهب است.
    درست هست که حافظ مثل همـه ی کودکان آن دوران ،پرورش یـافته ی مکتب اسلام وقرآن بود لیکن بـه استنادِ غزلیّاتی کـه ازاوبه ما رسیده هست بنظرچنین مـی رسد کـه حافظِ بیقرار درراستای کشفِ حقیقت، بعد ازتحقیق وتفحصّ وکسب تجربه درشریعت،طریقت ،صوفیگری وعرفان ومطالعه ی اشعارشاعران پیش ازخود وهم روزگارخویش، خیلی زود خودرا ازبندِ تعلّقات رهانیده و طریق خاصّ رندی وعشق را برگزیده وبه یک نوع آزاداندیشی رسیده است. جدایی او ازشریعت شامل تشیّع وتسنّن امری غیرقابل انکارو کاملاً بدیـهیست کـه درتمام غزلیّات اوموج مـی زند.
    عیش وعشرت وخواری،نظربازی، شاهد بازی وبوسه برلب شیرین پسران ومغبچگان، پشت پازدن بـه قوانین وتاکید بررهایی ازبندِ تعلّقات،تمسخر ،طعنـه ی وبه زیرسئوال کشیدن باورهای زاهدانـه، وصدها رفتارحافظانـه ورندانـه کـه نـه تنـها هیچکدام درچارچوب شریعت جایگاهی ندارند بلکه هریک مولّفه هایی هستند کـه درتقابل باشریعت مـی باشند وهرگز پیـامبر اسلام(ص) وا معصوم (ع) دراین مسیرگامـی برنداشته و پیروان خویش رانیزتشویق بـه واردشدن درچنین راهی نکرده اند.
    اگرمعنای همـه ی های رنگارنگ حافظ، مستی ِ حاصله ازعشق الهی بوده وعشقبازی باخداوند درامتدادِ شریعت قرارداشته، چرا پیـامبر اسلام وا معصوم کـه ازهمـه بیشتر دلداده وعاشق خدابوده اند هرگزیکبارنیز ازاین واژه ها استفاده نکرده اند؟! نـه تنـهاکه این واژه ها رادرکلام خویش بکارنگرفته اند اتّفاقاً بلعروایـات واحادیثِ معتبرفراوانی ازهمـه ی بزرگان دینی نیز درمنع “عشق” وجود داردکه همـه بـه اتّفاق عشق رازایل کننده ی عقل دانسته اند! به منظور نمونـه:
    حضرت علی(ع) :
    هرکه شیفته چیزى شود آن چیز دیده اش را کور و دلش را بیمار گرداند؛ چنینى با دیده اى ناسالم مى نگرد و با گوشى ناشنوا مى شنود؛ ها خرد او را از هم گسیخته و دنیـا دلش را مـیرانده است.
    و:
    «عشق بیماری هست که نـه اجر دارد و نـه بدل .»
    “دلهایى از یـاد خدا تهى مى گردد و خداوند محبّت غیر خود را بـه آنـها مى چشاند.”
    حضرت امام رضا(ع):
    ” دوست داشتن آدمى را بـه کارهاى مکروه و ناپسند وامـیدارد.”
    و…..
    وقطعاً حافظ کـه آگاه بـه همـه ی روایـات واحادیثِ اسلامـی بوده باعلم بـه این احادیث هست که مـی فرماید:
    گویندرمزعشق مگوئید ومشنوید
    مشکل حکایتیست کـه تقریرمـی کنند!
    اینـهاهمـه دلایل روشنی هستند کـه مسلکِ رندی،عشقبازی وشاهد بازی درون چارچوب شریعت نمـی گنجد! بـه همـین دلیل هست که بسیـاری ازعلما وفقهای شریعت(البته نـه همـه) اززمان حافظ که تا دوره ی حاضر، حافظ وکسانی راکه مدام از وشاهدبازی حرف مـی زنندرابه کفرورزی وخروج ازشریعت متّهم کرده وآنـهاراقبول نکرده اند. اغلب ِعلمای اسلام درون مورد عشق مجازى کـه ازعلایق بی چون وچرای حافظِ عاشق پیشـه هست نظرمنفی دارند و آن‌را نوعى انحراف از عشق حقیقى، بلکه انحراف از دین برمـی‌شمارند. و حتّا اطلاقِ واژه ی «معشوق» بر خداوندرا صحیح نمـی‌دانند و کلّاً آثار اشعار ِعاشقانـه درموردخدا را ناشى از تمایلاتِ جنسى یـا شکست درون عشق‌هاى مادّى مـی‌دانند.
    دوستداران اسلام وارادتمندان ا معصوم (ع) حتما بدانند کـه حضرت امام حسین هیچ نیـازی بـه تعریف وتمجید ومدحانی کـه درمسیری جداازشریعت گام برداشته اند ندارند،بنابراین نیـازی نیست کـه باتعصّب وتعجیل، بدون داشتن استدلالهای قانع کننده، تلاش کنندهر چیزی را هر جوری کـه شده بـه ا معصوم وشیعه مرتبط سازند!
    هیچ ضرورتی ندارد کـه حتماً به منظور احتمال شیعه بودنِ شاعرانِ بزرگ ونامداری همچون حافظ ومولوی وسعدی ودیگران ،دنبال بیتی یـامصراعی بگردند وآن رامدام بـه عنوان دلیلی به منظور شیعه وسنّی بودن آنـها ذکرکنند. خارج شدن یـانشدن این سخنوران ازشریعت، نـه بـه شریعت لطمـه مـی زند نـه باعث رونق آن مـی گردد. شریعت پبش ازاینـها وپس ازاینـهابوده ودرآینده نیزمسیرخود راخواهدرفت. بقول فرمایش حافظ:
    خدارامُحتسب مارابه فریـاد دف ونی بخش
    که سازشرع ازاین افسانـه بی قانون نخواهدشد
    سخن دیگراینکه: اگرشما درون عقیده ی وایمان خویش محکم وثابت قدم هستید چه نیـازی دارید کـه باتوسّل بـه یک بیت ومصرع یـا یک غزل، درپی اثباتِ این موضوع باشید ودیگران رابه هرنحوقانع کنید کـه ببینید حافظ یـاسعدی هم بـه چیزی کـه مااعتقاد داریم معتقدهست! حالا اگر بر فرض برهمگان ثابت شودکه حافظ ازشریعت خارج شده بود آیـا باورها واعتقادات شما متزلزل شده وفرومـی ریزند؟ مسلّماً پاسخ منفیست.بنابراین روشن هست که تلاش به منظور چسباندن دیگران بـه ویژه افرادنامداری مثل حافظ بـه باورها واعتقادات خویش، ازسوی هرکسی باهرعقیده ای کـه بوده باشد دلیل بارزضعیف ایمان وعقیده هست کـه قصد دارد با همراه ساختن این بزرگان جبران نماید!
    حافظ اگر قصدغزلسرایی درون مورد واقعه ی کربلا را داشت قطعاً غزلهای نغزتر ازاین غزلها مـی سرود وتعدادآنـها نیزبیشترازاینـها مـی بود.براساس شناختی کـه ازروحیّه ی اوسراغ داریم اوازهیچی درهیچ دوره ای باکی نداشته وهرزمان کـه لازم مـی دیده هرچیزی را بدون بیم وهراس بیـان مـی کرده است. شایدانی براین باورباشند کـه چون درروزگارحافظ متشرّعینِ سنّی مذهبِ متعصّب حاکمـیّت داشتند حافظ نمـی توانسته آشکارا ازا معصوم اسمـی درغزلهای خودببرد وناچاراً مقصود خویش رادرلفّافه وباکنایـه واشاره بیـان نموده است. این ادّعا واین باوربدان دلیل پذیرفتنی نیست کـه مـی بینیم حافظ چنین شخصیّتی نداشته، اویک تنـه درتمام دوره های زندگی باهمـین متشرّعین متعصّب برسر وشاهد وعشق درافتاده وتکفیر وتبعید وآزارها رابه جان خریده وهیچ تهدیدی نتوانسته اورا ازراهی کـه برگزیده منصرف سازد! آیـا اونمـی توانسته بـه جای اینکه برسر وشاهد با متشرِعین درافتد برسردفاع ازباورهای تشیّع با متشرّعین سنّی مذهب درافتد؟
    جالب ترازهمـه ی اینـها این هست که مـی بینیم اوبه رغم آنکه درون حاکمـیّتِ اسلامـی مـی زیسته وکوچکترین محدودیّتی درمدح پیـامبراسلام نداشته،لیکن حتّا یکبارنیز بصورت مشخّص اسمـی ازپیـامبراسلام درغزلهای خود نیـاورده هست واین درون حالیست کـه درصدها غزل ازشاه شجاع وشاه یحیی وتورانشاه ودیگران اسم وارادت خالصانـه ی خویش راابراوده است!. آیـا اینـها کافی نیست تابپذیریم کـه حافظ با آنکه پرورش یـافته ی اسلام وقرآن بوده لیکن بنابه دلایلی بعدها راه دیگری(رندی) پیش گرفته وبه یک نوع آزاداندیشی علاقمند شده است؟ بنظرمـی رسد اوخدارا دررهایی ازبندِهمـه ی تعلّقات دنیوی ودینی ودرفضای آزاد اندیشی بهتر مـی دیده وروشن تر درک مـی کرده هست که چنین راهی راپیش گرفته وسعی نموده درون چارچوب هیچ مذهبی جزعشق قرار نگیرد وهیچ برچسبی جزرندی نپذیرد.
    نفاق وزرق نبخشد صفای دل حافظ
    طریق ورندی وعشق اختیـارخواهم کرد.

    👆☹

    رضا نوشته:

    زان یـار دلنوازم شکریست با شکایت
    گر نکته دان عشقی بشنو تو این حکایت
    معنی بیت: ازآن محبوب (به احتمال فراوان شاه شجاع) کـه نوازش کُن ِ دل عاشق پیشـه ی من هست به سببِ لطف هایی کـه نسبت بـه من کرده سپاسگزارم امّا بـه همان اندازه نیزگله وشکایت دارم! گله ازبی توجّهی ها،شِکوه ازنامـهربانی ها! اگرنکته بین ونکته سنج هستی حدیثِ غم انگیزعشق مرابشنو.
    گرسنگ ازاین حدیث بنالدعجب مدار
    صاحبدلان حکایتِ دل خوش اَدا کنند
    بی مُزدبودومنّت هرخدمتی کـه کردم
    یـارب مباد رامخدوم بی عنایت
    مخدوم:ی کـه خدمتکار دارد،آقا وسرور
    مخدوم بی‌عنایت: استعاره ازمعشوقِ بی توجّه و نامـهربان.
    معنی بیت: من بـه شاه شجاع صادقانـه مدّت زیـادی خدمتگزاریِ کردم امّا هیچ مزد وپاداشی بـه من تعلّق نگرفت! گویی کـه درنظرشاه شجاع خدماتِ خالصانـه ی من هیچ ارزشی نداشت،چقدردردآور واندوهباراست! خدایـا کاش هیچ خدمتکاری، سرور وآقای بی انصاف ونامـهربان نداشته باشد.
    مارا برآستان توبس حقّ خدمت است
    ای خواجه بازبین بـه ترحّم غلام را
    رندانِ تشنـهرا آبی نمـی‌دهد
    گویی ولی شناسان رفتندازاین ولایت
    رندان: پاکدلانی کـه ظاهرگناهکار وآلوده دارند. رندان درحقیقت ازشریعت خارج شدگانند امّا درحیطه ی انسانیّت ثابت قدم ،جوانمرد وپاکدامن باقی ماندگانند.
    ولی: هم اسم خداست هم بـه معنی پیر وراهنمای راه، هم بـه معنی یـاروفادار
    ولی شناسان: خداشناسان، حق شناسانی کـه رندان وقلندران راخوب مـی شناختند ونیک مـی دانستند کـه رندان، جوانمرد آزاد اندیش و وارستگانند.
    معنی بیت: دراین ولایت بـه وارستگان پاکدامن بـه بهانـه ی اینکه ظاهری گناهکار وآلوده دارندی یک جُرعه آب هم نمـی دهد! گویـا حق شناسان کـه به ظاهرقضاوت نمـی کنند ورندان راخوب مـی شناختند ازاینجاهجرت کرده ورفته اند.
    نمـی گوید کـه یـاری داشت حقّ دوستی
    حق شناسان راچه حال افتادیـاران راچه شد؟
    درزلفِ چون کمندش ای دل مپیچ کانجا
    سرها بُریده بینی بی جُرم و بی جنایت
    حافظ دراینجا خطاب بـه دل خویش مـی گوید امّا درحقیقت گوشـه وکنایـه بـه معشوق مـی زند ونامـهربانی اورا بـه رُخش مـی کشد.به درون مـی گوید تادیواربشنود.
    معنی بیت: ای دل زلف معشوق (شاه شجاع) همچون کمندیست کـه عاشقان رابه دام انداخته وبه بند مـی کشد، بدان سمت مرو کـه درآنجا سرهای بیگناه زیـادی بی آنکه جرم وجنایتی مرتکب شده باشندبُریده شده اند.
    زلف دلبردام راه وغمزه اش تیربلاست
    یـاد دارای دل کـه چندینت نصیحت مـی کنم
    چشمت بـه غمزه ما را خون خورد و مـی‌پسندی
    جانا روا نباشد خونریز را حمایت
    غمزه: ناز و کرشمـه ی مغرورانـه
    معنی بیت: چشمانت خونِ ماعاشقانت را بـه تیرعشوه وناز مغرورانـه مـی ریزد وخون مارامـی مکد، ای محبوب شایسته نیست کـه به جای حمایت ازعاشقانِ مظلوم، ازچشمان جفاکاروخونریزحمایت کنی.
    ازچشم خودبپرس کـه مارا کـه مـی کُشد
    جانا گناه طالع وجُرم ستاره نیست
    دراین شبِ سیـاهم گم گشت راهِ مقصود
    از گوشـه‌ای برون آی ای کوکبِ هدایت
    مقصود: هدف
    کوکب: ستاره.
    کوکب هدایت: درقدیم کاروانـها شبها راهِ مسیردرست را ازطریق جهتِ ستارگان پیدامـی د. حافظ اشاره بـه این موضوع دست بـه خَلق مضمونی نغز زده است.
    معنی بیت: دراین ازدحام افکارمتنوّع وعقایدِ گوناگون، همانند این هست که درشبِ ظلمانی راهِ خویش راگم کرده ام ای ستاره ی هدایت بخش، ازگوشـه ای بیرون آی وراه درست رانشانم بده.
    حافظ جستجوگرصادقیست. وقتی راه راگم مـی کند صادقانـه اقرارمـی کند کـه گم کرده راه است. امّازاهدِ ریـاکار، مغرورِ وخودپسند اطمـینان دارد کـه جایی کـه ایستاده مرکززمـین، وتنـها مخلوق ِ نورچشمـی خداونداست و راه ریـاکاری وفریب خلق تنـها راهِ رستگاری اوست!
    دیده ها درطلبِ لعل یمانی خون شد
    یـارب آن کوکب رخشان بـه یمن بازرسان
    ازهرطرف کـه رفتم جزوحشتم نیفزود
    زنـهار ازاین بیـابان وین راه بی‌نـهایت
    معنی بیت: تقرّق وکثرت، پریشانی زا، فریب دهنده واغوا کننده است. ازهرسو کـه رفتم فقط بـه وحشتم افزوده شده وهراسناک ترشدم بـه خدای خودپناه مـی برم ازاین بیـابان بی انتها وراهِ بی پایـان.
    شبِ ظلمت وبیـابان بـه کجاتوان رسیدن
    مگرآنکه شمع رویت بـه رهم چراغ دارد
    ای آفتاب خوبان مـی‌جوشد اندرونم
    یک ساعتم بگنجان درون سایـه عنایت
    آفتاب خوبان: استعاره ازمعشوق است
    دراین بیت حافظ هنرنمایی ِ زیبایی کرده است. معشوق بـه آفتاب تشبیـه شده وعاشق ساده دل مـی خواهد درسایـه بیـاسایدغافل ازآنکه اصلاً آفتاب سایـه ندارد! (کنایـه وگوشـه زدن بـه معشوق ازنوع حافظانـه)
    آفتاب زندگی بخش هست امّا اگرکسی یـاچیزی بیش ازحدّ درمعرض تابش آن قرارگیرد مـی جوشاند ومـی سوزاند ومـی مـیراند. حافظِ با گفتن ” ای آفتاب خوبان مـی جوشد اندرونم” بـه معشوق خویش مـی رساند کـه درچنین شرایطی قرارگرفته واگرموردِعنایت قرارنگیردازبین مـی رود.
    معنی بیت: ای معشوق، کـه چون خورشیدتابان گرمابخش دلهای عاشقانی، اندرونم ازآتش اشتیـاق مـی جوشد فکری بـه حال من کن ومرامشمول عنایـات خویش قرارده.
    چون کائنات بـه بوی توزنده اند
    ای آفتاب سایـه زمابرمدارهم
    این راه را نـهایت صورت کجا توان بست
    کش صد هزار منزل بیش هست در بدایت
    بدایت: آغاز.
    معنی بیت:
    این راه بی پایـان را چگونـه مـی توان پیمود؟ درتصوّرهم نمـی گنجد کـه بتوان این راه طولانی را بـه پایـان بُرد راهی کـه بیش ازصدها هزار منزل درهمان ابتدای راه نموداراست.
    نکته ی قابل تامّل این بیت دراین هست که به منظور کشف حقیقت ورسیدن بـه سرمنزل مقصود، راههای فراوانی وجود دارد، باورها،عقاید واندیشـه ها متفاوت وگوناگون وبی شمارند. چگونـه انسان مـی تواندبا این وقتِ کم و امکانات محدودی کـه دراختیـاردارد این همـه کثرت وتعدّد واختلاف دراندیشـه ها وادیـان وعقاید را بکاود وبسنجد وسپس راه درست را انتخاب کند؟ چگونـه؟
    گفتگوهاست دراین راه کـه جان بگدازد
    هدکسی عربده ای این کـه مبین آن کـه مپرس
    هر چند بردی آبم روی از درت نتابم
    جورازحبیب خوشتر کز مدّعی رعایت
    بردی آبم: آبرویم را برباد دادی.
    روی از درت نتابم: از آستان تو روی روی بر نخواهم گرفت
    جور:جفا وستم،نامـهربانی
    مدّعی:انی کـه به دروغ ادّعایی چیزی دارند کـه ندارند.
    معنی بیت: بااینکه مرا درمـیان دوستان ودشمنان، بی آبرو کردی وخواروخفیف شدم امّا من بـه هیچ وجه ازتودلگیرنیستم هرچه ازدوست رسد نیکوست. توجورو جفا درحقّ من ی بهترازمحبّت دیگران هست من ازآستان بارگاه تو رویگردان نخواهم شد.
    حافظ ازجور توحاشا کـه بگرداند روی
    من ازآن روز کـه دربندِ تواَم آزادم
    عشقت رسدبه فریـاد اَرخود بـه سان حافظ
    قرآن ز بر بخوانی درون چارده روایت
    چارده روایت: بعضی ازآنـهاکه بـه چهارده معصوم(ع) ارادت دارند عجولانـه بـه هرعدد چهارده کـه مـی رسند ناآگاهانـه هرطوری شده مـی خواهند آن رابه چهارده معصوم مرتبط سازند کـه این کاربسیـارنسنجیده هست ودرحقیقت جفا درحق چهارده معصوم، جفا درحق شاعر وجفا درحق خوشان است. چراکه چهارده معصوم(ع) خودشخصاًآنقدر بزرگوار هستند کـه نیـازی بـه اینکارهای نسنجیده ندارند. بـه ویژه دراین بیت کـه بارمعنایی منفی هست یعنی اگرچارده روایت رابه معنای چهارده معصوم بگیریم درآنصورت چنین معنایی نادرست حاصل خواهدآمد:
    “اگرهم مانند حافظ قرآن رابتوانی ازحفظ بخوانی وباچهارده معصوم نیزمانوس بوده باشی بازهم رستگارنخواهی بود تنـها عشق هست که اگرداشته باشی بـه دادوفریـادِتوخواهدرسید!” چنانکه ملاحظه مـی شود مـی بینیم کـه ارتباط متعصّبانـه ی هرچیزی بـه ا معصوم نـه تنـها ثمری درپی نداردبلکه بیشتراوقات جفادرحق این بزرگواران نیزمـی گردد.
    “چارده روایت” یعنی چهارده نوع خوانش،به چهارده لحن وصوت متفاوت قرآن قرائت نمودن کـه معروف‌ترینش همان روایتِ حفص از عاصم هست وربطی بـه چهارده معصوم ندارد.
    به سان: بـه مانند
    عشقت رسد بـه فریـاد: عشق هست که تورا نجات خواهد داد بـه دادت خواهدرسید.
    دراین بیت روی سخن با زاهدانیست کـه تنـها بـه حفظ وقرائت خوش قرآن دلخوش کرده وبدون داشتن اَعمال نیک مانندِ عشقورزی،محبّت بـه دیگران، ونیکوکاری چنین مـی پندارند کـه تنـهابا صدای خوش قرآن خواندن رستگار خواهندشد. رستگاری تنـها درسایـه ی خدمت بـه خلق،بی آزاری وپاک باطنیست نـه چیزدیگر. امروزه نیز شاهدهستیم کـه چه بسیـارقاریـانی کـه قرآن راباصدای دل انگیزی قرائت مـی کنند لیکن دارای قلبی پلید،گناهکار وکثیف هستند واعمالی ضداخلاقی وضدانسانی مرتکب مـی شوند. سربازان داعش نمونـه ی بارز این ادّعاهستند.
    معنی بیت: حتی اگر بـه مانند حافظ بتوانی تمام قرآن راحفظ کرده و با صوت زیبا وبه چهارده روایت قرائت کنی، بازتضمـینی نیست کـه تورستگارشوی اگرعشق درکارتونباشد،اگرمحبّت بـه اطرافیـان نکنی اگرباخدا وخلق عشقبازی نکنی،بعیداست کـه رستگارشوی. امّا اگر اجازه دهی عشق درتمام وجودت جریـان پیداکند وسرلوحه ی اموراتت باشد، بندگیِ خداوند بشرط عاشقانـه کنی وبه پیرامونت ازوَرای شیشـه های آبی ِعینک عشق بنگری بی تردید عشق بـه دادِ توخواهدرسید وتورستگارخواهی شد.
    حافظ هرآنکه عشق نورزید ووصل خواست
    احرام ِ طوفِ کعبه ی دل بی وضوببست

    👆☹

    سلیمان نوشته:

    یکی از دوستان نوشته:
    این یکی از غزلهای مورد علاقه من هست و عاشق بیت آخرش هستم. کـه تنـها عشق و عشق هست که راه گشا و راه حل فریـاد جانسوز عاشق است.نـه قرآن یـا بطور کلی مذهب!!!

    لپ مطلب شعرهای بزرگانی چون حافظ مولوی خیـام …
    همـین است. خرابی هایی کـه مذهب بـه بار آورده رو با ابادیـهاش مقایسه کنید متوجه خواهید شد.

    👆☹

    ؟ نوشته:

    برام خیلی جالبه کـه چطور بعضی ها صوفیـه و عرفان رو بـه تشیع ربط مـی دن

    👆☹

    دوباره عاشق شده نوشته:

    بنام دوست…
    برام جالبه آدمـهایی کـه مـیخواهند درون بند آیینی نباشند و هر گناهی کـه دوست دارند ند چه ساده بدیـهیـات رو مـیخوان منکر بشن.
    هرچند خودم هم درون دورانی به منظور توجیـه کارهام این کارو مـیکرد! ادم یـا حتما بنده نفسش باشـه یـا خدا.برای کارهای شیطانی هم حتما عشق رو هوس معنی کرد! کشور ما هم کـه در هجوم شیـاطینـه دنیـاست. ولی بازهم عاشقان حقیقی مـیهن اهورایی جلوی این شیـاطین مـی ایستند.
    حافظ هم درون زمانـه ای بوده کـه شیخان سنی و نمایندگان خلفای دشمن اهل بیت ایران رو درون سیطره داشتند.ولی با نکته دانی چه اشعاری درون ملامتشون نگفته و اینکه چه جاها عشقی کـه در وجود ایرانی هاست بـه اهل بیت رو برملا نکرده و چه ناله هایی به منظور امام غایب از نظر امام خوبیـها سر نداده
    با اینـهمـه بدیـهیـات و اشارات مستقیم و در لفافه بازهم جاهلان نادیده مـیگیرند.این زمانـه هم سرهای عاشقان رو بجفا مـیبرند.عشق اهل بیت پاکیـها بفریـادت رسد اگر حتی همچون حافظ قرآن ز بر بخوانی درون چهارده روایت.ایران هم کشور شیعیـان هست با چنین زمـینـه هایی.کتاب حافظ رو کنار کتاب قرآن درون سفره هفت سین مـیذاریم به منظور همـینـه.
    ای غائب از نظر بـه خدا مـی سپارمت
    جانم بسوختی و به جان دوستدارمت

    👆☹

    محمد ادیب نیـا نوشته:

    زان یـار دلنوازم شکریست با شکایت گر نکته دان عشقی بشنو تو این حکایت
    رندان تشنـهرا آبی نمـی‌دهد گویی ولی شناسان رفتند از این ولایت
    در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کان جا
    سرها بریده بینی بی جرم و بی جنایت
    آری! ابیـات و ترکیبات: یـار دلنوازم / نکته دان عشق/ بشنو این حکایت/ سر ها بریده بینی / بی جرم و بی جنایت / یـا رب! مباد را، مخدوم بی عنایت / رندان تشنـهرا آبی نمـی‌دهد/ گویی ولی شناسان رفتند از این ولایت! / درون زلف چون کمندش/ صد هزار منزل/ جور از حبیب خوشتر/ ای آفتاب خوبان/ ای کوکب هدایت/ وین راه بی نـهایت/ قرآن زبر بخوانی با چارده روایت؛ اینـها همـه حکایت از یک حماسه بزرگ عاشقانـه ای مـی نماید کـه سر از عاشقان الهی و پاکباختگان عاشورایی درون صحرای کربلای نینوا دارد و چقدر بیت اول این غزل شورانگیز با نی نامـه ی مثنوی مولانا قرابت ظاهری و معنایی دارد. تو گویی هر دوی این بزرگواران حتما از راز حقیقت حماسه عاشورا پرده بردارند و ناله ی عاشقانـه سردهند. آری نی نامـه مولانا با ذکر و شرح مصیبت انسان کامل از زبان یک انسان کامل آغاز مـی شود و تمامـی مثنوی فیوضات خود را از این ذوات مقدسه مدد مـی گیرد و لذا از شدت عشق بـه اهل بیت علیـهم السلام تمامـی ابیـاتش شرح آیـات قرآن مـی شود همان قرآنی کـه آوازش از سَر نِی آغاز شد و زینب کبرا سلام الله علیـها آن را با گوش جان شنید و …. بعد ما هم بایداین حکایت را با گوش جان کـه همان گوش عشق است، بشنویم که تا از راز این حکایت و سرّ آن شکایت سر درون بیـاوریم . همانطور کـه حافظِ لسان الغیب ما را امر بـه شنیدن این حکایت مـی کند، مولانا جلال الدین محمد هم ما را امر بـه شنیدن آن مـی نماید…. فاعتبروا یـا اولی الابصار؛
    بشنو از نی چون حکایت مـی کند
    از جدایی ها شکایت مـی کند….

    👆☹

    محمد ادیب نیـا نوشته:

    رضا جان… با اجازه
    این غزل زیبا و پر نغز و پُرمایـه، یکی ازبحث انگیزترین غزلهای سرحلقه ی رندان جهان خواجه حافظ شیرازیست. بسیـاری ازکسانی کـه نسبت بـه اسلام و مذهب شیعی بـه ویژه امام حسین(ع) تعلّق خاطر دارند از روی علاقه مندی و بدون تعصّب با داشتن استدلالهای منطقی، بااستناد بـه بسیـاری از ابیـات این غزل از جمله:
    “رندان تشنـهرا آبی نمـی‌دهد
    گویی ولی شناسان رفتند از این ولایت”
    براین باور پای اصرارمـی فشارند کـه این غزل درارتباط با واقعه ی کربلاست…
    اینان بـه خوبی مـی دانند کـه در روزگارحافظ، اغلب مردم ایران بـه ویژه شیراز، سنّی مذهب بودند وبه واقعه ی کربلا نیز چنانکه امروزه نگریسته مـی شود نگاه مـی د. ضمن آنکه اینان مـی دانند کـه حافظ نـه تنـها شیعه بوده بلکه سنّیـان را نیز اکرام مـی نموده است!. حافظ فقط یک عاشق بـه تمام معناست واگر از عاشق بپرسی کـه چه دینی دارد او ممکن هست در پاسخ ما لبخند زند ویـا بخواهدبگوید:
    روزگاریست کـه سودای بُتان دین من است
    غم اینکار نشاط دل غمگین من است.
    واگربپرسی چه مذهبی داری؟ پاسخ خواهی شنید:
    من نخواهم کردترک لعل یـار وجام مِی
    زاهدان معذوردا کـه اینم مذهب است.
    درست هست که حافظ مثل همـه ی کودکان آن دوران ، پرورش یـافته ی مکتب اسلام و قرآن بود لیکن بـه استنادِ غزلیّاتی کـه از او بـه ما رسیده هست بنظرچنین مـی رسد کـه حافظِ بی قرار درون راستای کشفِ حقیقت، بعد ازتحقیق وتفحصّ وکسب تجربه درشریعت، طریقت ، صوفیگری و عرفان و مطالعه ی اشعار شاعران پیش از خود و هم روزگار خویش، خیلی زود خود را از بندِ تعلّقات رهانیده و طریق خاصّ رندی و عشق را برگزیده و به یک نوع آزاداندیشی انسانی و الهی رسیده است. همراهی او با شریعت، شامل تشیّع و تسنّن امری غیرقابل انکار و کاملاً بدیـهیست کـه در تمام غزلیّات اوموج مـی زند.
    عیش و عشرت وخواری، نظربازی، شاهد بازی و بوسه برشیرین پسران و مغبچگان، پشت پازدن بـه قوانین وتاکید بر رهایی از بندِ تعلّقات، تمسخر ، طعنـه ی و به زیر سئوال کشیدن باورهای زاهدانـه، و صدها رفتار حافظانـه و رندانـه کـه نـه تنـها درچارچوب شریعت جایگاهی درخور توجه دارند بلکه هریک مولّفه هایی هستند کـه در تقابل با هیچ شریعتی نمـی باشند و همواره پیـامبر اسلام(ص) وا معصوم (ع) دراین مسیرگام برمـیداشته و پیروان خویش را نیزتشویق بـه وارد شدن درون چنین راهی کـه معرفت باطنی دین اسلام است، مـی کرده اند.
    معنای همـه ی های رنگارنگ حافظ، مستی ِ حاصله از عشق الهی بوده و عشقبازی باخداوند درون امتدادِ شریعت قرارداشته، چرا کـه پیـامبر اسلام و ا معصوم کـه از همـه بیشتر دلداده و عاشق خدا بوده اند همواره درون دعاهایشان ازاین واژه ها استفاده کرده اند! و این واژه ها را درکلام خویش بکارگرفته اند. و اتّفاقاً روایـات و احادیثِ معتبر فراوانی از همـه ی بزرگان دینی نیز درون ترغیب “عشق” و عبادات عاشقانـه وجود داردکه همـه بـه اتّفاق عشق راتقویت کننده ی عقل دانسته اند! به منظور نمونـه:
    حضرت علی(ع) :
    هرکه عاشق شود و آن را کتمان نماید پاداش شـهید دارد.
    و:
    «عشق عارضی هست که نـه اجر دارد و نـه بدل .»
    و بر ع“دلهایى از یـاد خدا تهى مى گردد و خداوند محبّت غیر خود را بـه آنـها مى چشاند.”
    و…..
    وقطعاً حافظ کـه آگاه بـه همـه ی روایـات واحادیثِ اسلامـی بوده باعلم بـه این احادیث هست که مـی فرماید:
    گویند رمز عشق مگوئید و مشنوید
    مشکل حکایتیست کـه تقریرمـی کنند!
    اینـهاهمـه دلایل روشنی هستند کـه مسلکِ رندی، عشقبازی و شاهد بازی درون چارچوب شریعت محدود نمـی شود! و لذا بـه همـین دلیل هست که بسیـاری از علما و فقهای عظام و بزرگ شریعت از زمان حافظ که تا دوره ی حاضر، حافظ وکسانی را کـه مدام از و شاهدبازی حرف مـی زنند را بـه کفر ورزی و خروج از شریعت متّهم نکرده وآنـها را قبول کرده اند. اغلب ِعلمای اسلام درون مورد عشق حقیقی و مجازى(اهل بیت علیـهم السلام) کـه از علایق بی چون و چرای حافظِ عاشق پیشـه هست نظر مثبت دارند و آن ‌را نوعى انحراف از عشق حقیقى، بلکه انحراف از دین برنمـی‌شمارند. و حتّی اطلاقِ واژه ی «معشوق» بر خداوند را صحیح مـی‌دانند و کلّاً آثار اشعار ِعاشقانـه درون مورد خدا و یـاران الهی را ناشى از تمایلاتِ جنسى یـا شکست درون عشق‌هاى مادّى نمـی‌دانند.
    دوستداران اسلام و ارادتمندان ا معصوم (ع) حتما مـی دانند کـه تنـها حضرت امام حسین هست که حتما تعریف و تمجید و مدح شود و نـهانی کـه در مسیری جدا از شریعت گام برداشته اند، بنابراین همواره نیـازی هست که باتعصّب هدفمند و تعجیل عاقلانـه، و با داشتن استدلالهای قانع کننده، تلاش کنند که تا سخنان بزرگان علم و ادب را کـه مربوط بـه ا معصوم وشیعه دوازده امامـی مـی باشد آشکار نموده و عیـان سازند!
    بنابراین همواره ضرورت دارد کـه حتماً به منظور احتمال شیعه بودنِ شاعرانِ بزرگ و نامداری همچون حافظ و مولوی و سعدی و دیگران ، دنبال بیتی یـامصراعی بگردند وآن را مدام بـه عنوان دلیلی به منظور شیعه و سنّی بودن آنـها ذکرکنند. البته خارج شدن یـا نشدن این سخنوران از شریعت، نـه بـه شریعت لطمـه مـی زند نـه از رونق آن مـی کاهد. شریعت پبش از اینـها و پس از اینـها هم خواهد بود و درآینده نیز مسیر خود را بـه تمام و کمال خواهد رفت. بقول فرمایش حافظ:
    خدا را مُحتسب ما را بـه فریـاد دف و نی بخش
    که ساز شرع از این افسانـه بی قانون نخواهدشد
    سخن دیگراینکه: اگرما درون عقیده ی و ایمان خویش محکم و ثابت قدم هستیم نیـازی داریم کـه با توسّل بـه یک بیت و مصرع یـا یک غزل، درون پی اثباتِ این موضوع باشیم و دیگران را نیز قانع کنیم کـه بیـایید ببینید حافظ یـا سعدی هم بـه چیزی کـه ما اعتقاد داریم معتقد هست! و چه هنرمندانـه این اعتقاد الهی اش را بیـان کرده است. و حال اگر بر فرض بر همگان ثابت شودکه حافظ از شریعت خارج نشده بود آیـا موجب تقویت باورها و اعتقادات ما و شما نمـی شود؟ مسلّماً پاسخ مثبت است. بنابراین روشن هست که تلاش به منظور چسباندن دیگران بـه ویژه افراد نامداری مثل لسان الغیب شمس الدین محمد حافظ(رحمـه الله) بـه باورها و اعتقادات حقه خویش، ازسوی هرکسی با هر عقیده ای کـه بوده باشد نـه تنـها دلیل بارز ضعف ایمان و عقیده نیست بلکه قصد با همراه ساختن این بزرگان و جبران جهلی هست که ممکن هست از این مـیراث فرهنگی تشیع بروز نماید!
    حافظ قصد غزلسرایی درون مورد واقعه ی کربلا را نداشت و گرنـه قطعاً غزلهای نغزتر ازاین غزلها مـی سرود و تعدادآنـها نیز بیشتر از اینـها مـی بود. براساس شناختی کـه از روحیّه ی او سراغ داریم او از هیچی درون هیچ دوره ای باکی نداشته و هر زمان کـه لازم مـی دیده هر چیزی را بدون بیم و هراس بیـان مـی کرده است. شایدانی براین باور باشند کـه چون درون روزگار حافظ متشرّعینِ سنّی مذهبِ متعصّب حاکمـیّت داشتند حافظ نمـی توانسته آشکارا از ا معصوم اسمـی درون غزلهای خود ببرد و ناچاراً مقصود خویش را درون لفّافه و با کنایـه و اشاره بیـان نموده است. این ادّعا و این باور بدان دلیل پذیرفتنی هست که مـی بینیم، اویک تنـه درون تمام دوره های زندگی با همـین متشرّعین متعصّب بر سر و شاهد و عشق درون افتاده و تکفیر و تبعید وآزارها را بـه جان خریده و هیچ تهدیدی نتوانسته او را از راهی کـه برگزیده منصرف سازد! آیـا او چگونـه نمـی توانسته بـه جای اینکه برسر و شاهد با متشرِعین درافتد بر سر دفاع از باورهای تشیّع با متشرّعین سنّی مذهب درون افتد؟ اصلا کار عارف و شأن او اجازه درگیری و جدال با عقاید دیگران را نمـی دهد.
    جالب تر از همـه ی اینـها این هست که مـی بینیم او بـه رغم آنکه درون حاکمـیّتِ اسلامـی مـی زیسته و کوچکترین محدودیّتی درون مدح پیـامبر اسلام نداشته، بار ها درون غزلیـات متعددی درون صورت گل و گلاب نیز بصورت مشخّص از پیـامبر اسلام درون غزلهای خود آورده هست واین درون حالیست کـه در کمتر غزلی از شاه شجاع و شاه یحیی و تورانشاه و دیگران اسم و ارادت خالصانـه ی خویش را بدان ظالمان ابراز نموده است!. آیـا اینـها کافی نیست که تا بپذیریم کـه حافظ با آنکه پرورش یـافته ی اسلام و قرآن بوده لیکن بنا بـه دلایلی بعدها راه دیگری(رندی) پیش گرفته و به یک نوع آزاداندیشی هنرمندانـه علاقمند شده است؟ بنظرمـی رسد او خدا را درون رهایی از بندِ همـه ی تعلّقات دنیوی و دینی و در فضای آزاد اندیشی بهتر مـی دیده و روشن تر درک مـی کرده هست که چنین راهی را پیش گرفته و سعی نموده درون چارچوب هیچ مذهبی جز مذهب عشق(تشیع) قرار نگیرد و هیچ بر چسبی جز طریق رندی(شیعه خالص بودن) را نپذیرد.
    نفاق و زرق نبخشد صفای دل حافظ
    طریق و رندی و عشق اختیـار خواهم کرد.

    👆☹

    پیمان نوشته:

    محمد ادیب نیـا نظرتون رو کامل خوندم بـه دلم نشست.نمـیدونم چطور شد یـاد این غزل افتادم و توی جستجو بـه این صفحه رسیدم و مباحث اینجا رو خوندم و اطلاعات خوبی بدست آوردم.گویـا این الهاماتیـه کـه به دل هر جستجوگر عشقی نازل مـیشـه و بهترین بیـانش رو حتما از حافظ خودمون شنید.خودش مـیگه
    حافظ از معتقدان هست گرامـی دارش
    زانکه بخشایش بس روح مکرم با اوست
    این بیت آخر از شعر پر رمز و رازیـه کـه واقعا زیبا و پر از استعاره های روایی است.مطلعش هم اینـه…آن سیـه چرده کـه شیرینی عالم با اوست…وصف مذهب عشق و معشوق سفر کرده رو فقط حتما از حافظ لسان غیب شنید.ممنون از دوستان اهل شعر و ادب پارسی…

    👆☹

    بیگانـه نوشته:

    از شاهکارهای حافظ، کـه تمام ابیـاتش شاه بیتند…

    👆☹

    محمد حسین علیرمضانی نوشته:

    سلام
    با توجه بـه اینکه کل نظرات را خواندم به منظور تمام نظرات یک جواب دارم کـه آنـهم جواب خداوند بـه تمام انسانـهاست
    خداوند مـی‌فرماید راه و روشت را پیدا کن مسیر و هدفت را مشخص کن قدم درون راه بگذار و من خداوند حامـی و پشتیبان هستم حال هر درون وادی شعر حافظ وارد شده هست و یکی برداشتش امام حسین و شـهدای کربلاست و یکی مـی و مطرب و یکی هم بی دینی و رهایی و یکی هم کفر خدا هم پشتیبان ولی آن چیزی کـه در آخر مـهم هست انتخاب های ماست کـه در چه مسیری ثابت قدم هستیم
    پس مواظب باشید انتخابتان شرمنده تان نکند.
    یـا حق

    👆☹

    محسن نوشته:

    شاید منظور حافظ درون بیت زیر
    در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کانجا

    سرها بریده بینی بی جرم و بی جنایت
    اشاره ای باشد بـه ابیـات ۴۱۵۲و۴۱۵۳ درون دفتر ششم مثنوی، یعنی

    ای از جهل گفته ناحقی ** پر ز سرهای بریده خندقی
    خندقی از قعر خندق که تا گلو ** پر ز سرهای بریده زین علو

    👆☹




    [نیک اولاد عراقی]

    نویسنده و منبع | تاریخ انتشار: Sun, 19 Aug 2018 23:26:00 +0000



    تمامی مطالب این سایت به صورت اتوماتیک توسط موتورهای جستجو و یا جستجو مستقیم بازدیدکنندگان جمع آوری شده است
    هیچ مطلبی توسط این سایت مورد تایید نیست.
    در صورت وجود مطلب غیرمجاز، جهت حذف به ایمیل زیر پیام ارسال نمایید
    i.video.ir@gmail.com