دیه سوختگی صورت با اسید

دیه سوختگی صورت با اسید قصاص عامل اسید پاشی با عمل جراحی + ع- سایت تفریحی بیـا ... | آخرین مطالب مربوط بـه کلید واژه اسید پاشی | قصاص یک چشم و یک گوش به منظور اسیدپاشی بـه شیرین | درخواست ازدواج مرد اسید پاش با قربانی |

دیه سوختگی صورت با اسید

قصاص عامل اسید پاشی با عمل جراحی + ع- سایت تفریحی بیـا ...

دشتبان  درباره  آخرین وضعیت اجرای حکم متهم پرونده داوود روشنایی گفت: دیه سوختگی صورت با اسید یک بار شرایط اجرای حکم مـهیـا شد، دیه سوختگی صورت با اسید اما شاکی پرونده یک روز قبل از اجرای حکم شرایطی را به منظور محکوم گذاشت و اعلام کرد کـه در صورت اجرای این شرایط از قصاص صرف‌ نظر مـی‌کند.

دیـه سوختگی صورت با اسید قصاص عامل اسید پاشی با عمل جراحی + ع- سایت تفریحی بیـا ... دیه سوختگی صورت با اسید mimplus.ir

وی افزود: بعد از مـهلت دو ماهه، خانواده محکوم اعلام د کـه نمـی‌توانند شرایط داوود را اجرا کنند، بـه همـین علت شاکی دوباره تقاضای خود را مبنی بر اجرای حکم مطرح کرد.

قاضی واحد اجرای احکام دادسرای ناحیـه ۲۷ با اشاره بـه این کـه اجرای قصاص با عمل جراحی انجام مـی شود، افزود: هنوز پزشکی قانونی نپذیرفته کـه با عمل جراحی چشم و گوش محکوم پرونده را قصاص کند و دلیل تعلل درون اجرای حکم خودداری پزشکان است.

وی گفت: پزشکی قانونی ناظر بر اجرای حکم هست و ما نمـی‌توانیم بـه پزشکی قانونی یـا یک پزشک بگوییم «باید» این کار را انجام دهد.

دشتبان افزود: ما با پزشکی قانونی مکاتبه کرده‌ایم و در جلسه‌ ای کـه سرپرست دادسرای امور جنایی با پزشکی قانونی داشته، مقرر شده است، پزشکی قانونی بعد از فراهم شدن مقدمات اجرای حکم و معرفی پزشک، بـه ما  اعلام کند.

این درحالی هست که داوود روشنایی، قربانی حادثه اسید پاشی بـه شدت خواهان اجرای حکم فرد اسید پاش هست و سخنگوی قوه قضائیـه هم وعده اجرای زود هنگام این حکم را داده است.

 حدود ۱۰ سال قبل این  جوان درون محله مجیدیـه شمالی تهران مورد حمله و اسیدپاشی قرار گرفت کـه منجر بـه نابینایی یک چشم و سوختگی شدید صورت، گردن و گوش این جوان شد.

دیـه سوختگی صورت با اسید قصاص عامل اسید پاشی با عمل جراحی + ع- سایت تفریحی بیـا ... دیه سوختگی صورت با اسید mimplus.ir

این جوان با شکایت از فرد مـهاجم خواستار محاکمـه و مجازات او شد کـه دادگاه کیفری استان تهران پرونده را بـه قاضی نورالله عزیزمحمدی رئیس شعبه ۷۱ سپرد که تا به آن رسیدگی کند.

سرانجام بعد از رفت و ‌آمدهای فراوان قاضی عزیزمحمدی با توجه بـه درخواست شاکی مبنی بر قصاص متهم و دریـافت دیـه، متهم را بـه قصاص از ناحیـه چشم راست و لاله گوش چپ و همچنین پرداخت دیـه بابت سایر جراحات محکوم کرد.

منبع : ساتین




[دیه سوختگی صورت با اسید]

نویسنده و منبع | تاریخ انتشار: Wed, 11 Jul 2018 04:09:00 +0000



دیه سوختگی صورت با اسید

آخرین مطالب مربوط بـه کلید واژه اسید پاشی

دیدار ابتکار با یکی از قربانیـان اسید‌پاشی/ عکس

ایسنا نوشت: دیه سوختگی صورت با اسید معاون رییس جمـهور درون امور زنان و خانواده ضمن دیدار با «مرضیـه ابراهیمـی» یکی از قربانیـان اسیدپاشی سال ۹۳ اصفهان، دیه سوختگی صورت با اسید بر لزوم وجود قوانین قوی و بازدارنده به منظور پیشگیری از خشونت علیـه زنان و به ویژه اسید پاشی تاکید کرد.

. دیه سوختگی صورت با اسید . دیه سوختگی صورت با اسید




[دیه سوختگی صورت با اسید]

نویسنده و منبع | تاریخ انتشار: Wed, 18 Jul 2018 12:15:00 +0000



دیه سوختگی صورت با اسید

قصاص یک چشم و یک گوش به منظور اسیدپاشی بـه شیرین

شیرین، دیه سوختگی صورت با اسید جوانی کـه توسط پسری با اسید مورد حمله قرار گرفته، یک چشمش کور شده و نیمـی از صورتش هم از بین رفته هست روز گذشته درون جلسه دادگاه خواستار قصاص متهم شد و هیـات قضات درون حکمـی بـه قصاص چشم و گوش متهم رای دادند.کاکلی نماینده دادستان درون ابتدای جلسه رسیدگی بـه این پرونده کـه در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران برگزار شد، درون جایگاه ایستاد و گفت: دیه سوختگی صورت با اسید متهم کـه جمشید نام ‌دارد اول فروردین‌ماه سه سال قبل، درون پارکی درون تهرانسر شیرین را مورد حمله قرار داده و باعث کوری چشم، از دست گوش سمت راست و سایر جراحات بدنش شده کـه پزشکی قانونی نیز آن را تایید کرده است. دیه سوختگی صورت با اسید بنابراین با توجه بـه مدارک موجود درون پرونده به‌عنوان نماینده دادستان تهران درخواست مجازات به منظور متهم را دارم.در ادامـه شیرین درون جایگاه حاضر شد. دیه سوختگی صورت با اسید او گفت: آبان سال 88 بود کـه با جمشید آشنا شدم و هشت‌ماه با هم ارتباط داشتیم. مدتی کـه از رابطه ما گذشت فهمـیدم جمشید مردی نیست کـه بتوانم با او خوشبخت باشم. بـه خاطر رفتارهای بدی کـه با من داشت مـی‌خواستم از او جدا شوم اما مـی‌ترسیدم. او کتکم مـی‌زد و اذیتم مـی‌کرد بعد خواهش و التماس مـی‌کرد که تا او را ببخشم. او مرا سوار موتور مـی‌کرد و دور تهرانسر مـی‌چرخاند و کتکم مـی‌زد. از دستش خسته ‌شده‌ بودم اما چون آدم خشنی بود و من هم حامـی نداشتم مـی‌ترسیدم از او جدا شوم.

جمشید تهدید مـی‌کرد بـه برادرم آسیب مـی‌رساند که تا اینکه جمشید بـه خاطر مساله‌ای بـه زندان افتاد و این فرصت مناسبی به منظور جدایی ما بود. من رابطه‌ام را با او قطع کردم و فکر مـی‌کردم وقتی از زندان بیرون آمد دیگر همـه‌چیز تمام مـی‌شود درون این مدت با پسر دیگری رابطه برقرار کرده‌ بودم و قرار بود با هم ازدواج کنیم چون آن زمان پدرم نبود منتظر بودیم پدرم بیـاید و آن پسر و خانواده‌اش بـه خواستگاری بیـایند. درون همـین مدت جمشید از زندان آزاد شد. او دست‌بردار نبود و مرتب من را اذیت مـی‌کرد. هربار خط تلفنم را عوض مـی‌کردم شماره را پیدا مـی‌کرد و با من تماس مـی‌گرفت. که تا اینکه یک روز قبل از حادثه جلو درون خانـه ما آمد و مرا بـه زور سوار ماشین دوستش کرد.

جمشید مرا بـه باغی برد. خیلی مـی‌ترسیدم هرچه مـی‌گفت سکوت مـی‌کردم مرتب خواهش و التماس مـی‌کرد که تا من برگردم درنـهایت گفتم بـه خانـه مـی‌روم و فکر مـی‌کنم. درون خانـه با او تلفنی صحبت کردم و گفتم مـی‌خواهم با پسری ازدواج کنم و بهتر هست دیگر قبول کند ما نمـی‌توانیم با هم دوست باشیم. فردای آن روز جمشید گفت مـی‌خواهم به منظور آخرین‌بار تو را ببینم. صبح بود بـه فلکه تهرانسر رفتم جمشید هم آمد و ناگهان اسید را روی صورتم ریخت من درون خیـابان مـی‌دویدم و جیغ مـی‌کشیدمـی کمکم نمـی‌کرد بعد یک مرد مرا سوار ماشین کرد و به درمانگاه رساند و بعد هم دچار کوری چشم و آسیب‌های دیگر شدم.

شیرین همچنین به منظور صدمات وارده بـه چشم، گوش و بینی‌اش درخواست قصاص کرد و برای جراحات سایر قسمت‌های بدنش دیـه خواست.

سپس حسن‌آقاخانی یکی از وکلای شیرین درون جایگاه حاضر شد و ضمن تاکید بر درخواست قصاص گفت: ما مـی‌دانیم قصاص با اسید امکان‌پذیر نیست اما با توجه بـه اینکه راه‌های پزشکی دیگری وجود دارد، درخواست دارم مطابق خواسته موکلم از راه‌های دیگر استفاده شود.

او گفت: پدر شیرین و امثال او، درون سال‌هایی کـه دشمن بـه ما حمله کرد، جان بـه کف گرفتند و جنگیدند که تا آسیبی بـه ما وارد نشود. حالا کـه این مرد دچار عوارض جنگ شده و چندین‌سال هم اسیر بوده و نتوانسته از ش آنطور کـه باید حمایت کند ما شاهد این هستیم کـه فرزندش دچار آسیب شدید شده و هیچ‌مرکز یـا ارگانی هم از او حمایت نکرده ‌است. هیـات قضات، من درخواست دارم بـه وضعیت شیرین درون این پرونده و با توجه بـه آسیب‌هایی کـه دیده‌ هست رسیدگی شود و درخواست ضرروزیـان مادی و معنوی را کـه نسبت بـه او وارد آمده‌ هست تقدیم کرده‌ایم و درخواست رسیدگی بـه آن را نیز داریم.  درون ادامـه جمشید -متهم-در جایگاه حاضر شد. او گفت: اتهام خودم را قبول دارم من روی صورت شیرین اسید‌پاشیدم و از این کارم پشیمان هستم.

او ادامـه داد: «من شیرین را خیلی دوست داشتم و عاشقش بودم ما دوسال با هم رابطه داشتیم و مثل زن و شوهر با هم زندگی مـی‌کردیم. او بیشتر روزهای هفته را درون خانـه من بود. من خیلی دوستش داشتم و همـیشـه حمایتش مـی‌کردم اما بعد از مدتی فهمـیدم بای رابطه دارد. آن شخص را پیدا و به شیرین ثابت کردم اشتباه نمـی‌کنم. شیرین بـه من گفت دیگر بای دوست نمـی‌شود. من چندبار مچ او را گرفته ‌بودم و مـی‌دانستم باانی رابطه دارد اما هربار عذرخواهی مـی‌کرد. وقتی از زندان آزاد شدم اول گفت دیگر نمـی‌خواهد با من دوست باشد اما هرچندوقت یک‌بار تماس مـی‌گرفت. او مرتب شماره‌اش را عوض مـی‌کرد و بعد بـه من زنگ مـی‌زد. این مساله من را عصبی مـی‌کرد. هربار هم بـه من مـی‌گفت با پسری دوست شده هست و مـی‌خواهد شمال برود. من آن زمان مدتی بود کـه قرص مـی‌خوردم و حالم خوب نبود.»

متهم درباره روز حادثه گفت: روز حادثه چندقرص خورده‌بودم و اصلا درون حال خودم نبودم. وقتی بـه من گفت دیگر رابطه ما تمام هست تصمـیم گرفتم او را بسوزانم البته اول اسید را روی دست خودم امتحان کردم فقط تاول زد با خودم گفتم حتما شیرین هم دوهفته دچار سوختگی مـی‌شود و دوباره حالت عادی دارد اصلا نمـی‌خواستم او را بـه این وضعیت بیندازم. خیلی از کارم پشیمان هستم. هنوز درست یـادم نمـی‌آید چه کردم. جزییـات را به‌خوبی نمـی‌دانم.

وقتی متهم مدعی‌ شد نمـی‌داند چه اتفاقی افتاده‌ است، قاضی عزیزمحمدی-رییس دادگاه -از شیرین خواست که تا ماسکی را کـه به صورت زده ‌بود، بردارد و روی چشمش را هم باز کند که تا متهم ببیند چه اتفاقی به منظور او افتاده ‌است. رویـارویی این دونفر جمشید را به‌شدت ملتهب کرد و او با صدای بلند درون جایگاه گریـه کرد و گفت قصد نداشت چنین بلایی سر شیرین بیـاورد.

متهم گفت: دوبار درون زندان کردم. نامـه‌ای هم نوشته‌ام کـه دست یکی از دوستانم است. درون آن نوشته‌ام چه اموالی دارم و چه چیزهایی بـه شیرین بدهند. من بازهم مـی‌کنم و نمـی‌توانم زنده بمانم. من شیرین را مثل همسر خودم مـی‌دانستم ما حتی رابطه هم داشتیم.

وقتی متهم چنین ادعایی را مطرح کرد، قاضی عزیزمحمدی گفت بعد حالا اتهام زنا نیز برشما وارد هست و حتما در این خصوص از خود دفاع کنید. او همچنین شیرین را خطاب قرار داد و پرسید گفته‌های جمشید را قبول دارد یـا نـه کـه شیرین گفت: قبول ندارم. ما هیچ رابطه ‌ای با هم نداشتیم.

وقتی شیرین انکار کرد جمشید هم این رابطه را انکار کرد و گفت معنای زنا را نمـی‌دانسته و حرفش اشتباه بود.

سپس قاضی عزیزمحمدی خطاب بـه متهم گفت: تو قصد داشتی زیبایی این را از بین ببری. فکر کردی چون حاضر نشده کنارت باشد بعد تا آخر عمرش حتما زجر بکشد. این از این به‌بعد دچار مرگ تدریجی هست و تو خودت این را مـی‌دانستی. اگر از کارهایی کـه مدعی هستی او انجام داده ناراحت بودی رهایش مـی‌کردی نـه اینکه سال‌ها دنبالش باشی. بنابراین قصد داشتی از او انتقام بگیری. او را نکشتی کـه یک‌بار بمـیرد با این کارت هر لحظه او را کشته‌ای. شیرین علاوه بر اینکه چشم راستش را از دست داده بخشی از بینایی چشم چپش را هم از دست داده و ممکن هست به‌طور مطلق کور شود. بعد این کار را کردی که تا او را زجرکش کنی.

سپس مادر شیرین به منظور بیـان توضیحاتی درخصوص زندگی‌اش درون جایگاه حاضر شد. او گفت: من و شوهرم از هم جدا شده‌ایم. شوهرم مشکلاتی داشت و مریض شد و من دیگر نمـی‌توانستم بـه زندگی با او ادامـه بدهم درون این مدت هم سعی مـی‌کردم از م حمایت کنم اما جمشید خیلی تهدید مـی‌کرد و مـی‌ترسیدم بـه بچه‌های دیگرم هم آسیب برساند. حتی یک‌بار از او شکایت کردم اما م گفت بهتر هست رضایت بدهیم که تا مشکلی ایجاد نشود. ما هردو از جمشید مـی‌ترسیدیم.

در ادامـه قاضی از متهم خواست که تا برای آخرین دفاع درون جایگاه حاضر شود. او اتهامش را قبول کرد و گفت: از کارم پشیمان هستم و هرچه دارم مـی‌دهم که تا شیرین دوباره درمان شود.

در این هنگام قاضی گفت: حتما به‌جز چشم و گوش شیرین نزدیک بـه 150‌مـیلیون‌تومان دیـه به منظور سایر قسمت‌های بدنش بپردازی و 30درصد نیز خسارت روانی بـه او وارد شده ‌است. آیـا حاضری درون قبال دریـافت دیـه رضایت شیرین را جلب کنی؟

متهم گفت: حاضرم هرکاری کـه لازم هست برای درمان شیرین انجام دهم و جبران خسارتی را کـه به او وارد شده ‌است قبول مـی‌کنم.

در پایـان هیـات سه‌نفره قضات (واعظی، مقدم‌زهرا و عزیزمحمدی رییس دادگاه) وارد شور شدند و متهم را بـه قصاص چشم و لاله گوش راست و پرداخت دیـه به منظور سایر قسمت‌های بدن شیرین محکوم د.

دیه سوختگی صورت با اسید قصاص یک چشم و  یک گوش به منظور اسیدپاشی بـه شیرین




[دیه سوختگی صورت با اسید]

نویسنده و منبع | تاریخ انتشار: Tue, 17 Jul 2018 03:26:00 +0000



دیه سوختگی صورت با اسید

درخواست ازدواج مرد اسید پاش با قربانی

ساعت 18 و 45 دقیقه عصر یکم فروردین ماه سال 91 رهگذران درون آلاچیق های بلوار تهرانسر ضجه های دردناک ی را شنیدند کـه مدام کمک مـی خواست و فریـاد سوختم سوختم را سر داده بود. دیه سوختگی صورت با اسید همزمان همـه دیدند کـه مردی هراسان بـه سمت خودرو سواری پارک شده ای دوید و با سرعت آنجا را ترک کرد.

وقتی جوان بـه خاطر سوختگی شدید با اسید بـه بیمارستان شـهید مطهری انتقال داده شد، دیه سوختگی صورت با اسید مأموران پلیس ماجرای این اسیدپاشی تلخ را بـه بازپرس کشیک دادسرای امور جنایی تهران مخابره د.

بازپرس بلافاصله درون بیمارستان حضور یـافت و تجسس های تخصصی نشان داد کـه جوان «شیرین» نام دارد و از ناحیـه دو چشم و صورت دچار سوختگی شدید با اسید شده و چشمانش درون خطر کوری است.

جوان درون تحقیقات گفت:نمـی توانم چشمانم را باز کنم و هیچ روشنایی یـا نوری را نمـی بینم. دیه سوختگی صورت با اسید من بدبخت شدم.

دیـه سوختگی صورت با اسید درخواست ازدواج مرد اسید پاش با  قربانی mimplus.ir

این کـه گریـه مـی کرد افزود:از مدت ها پیش پسری 25 ساله بـه نام جمشید با من آشنا شد، او ابراز علاقه شدیدی داشت حتی چند باری که تا مرحله خواستگاری پیش آمد و همـیشـه وعده ازدواج مـی داد اما چون فهمـیده بودم جوان سابقه داری هست برای ازدواج با وی تردید داشتم.

هر بار اختلاف پیدا مـی کردیم جمشید مرا بـه باد کتک مـی گرفت و ناسزاگویی مـی کرد. همـیشـه این تصور را داشتم کـه ازدواج با جمشید کـه من نیز بـه او علاقه مند هستم پا گذاشتن بـه جهنم هست اما ترس زیـادی از وی داشتم و هر بار مـی خواست مرا ملاقات کند نزدش مـی رفتم.

وی ادامـه داد:از چند ماه پیش مرتب بـه من مـی گفت کـه به وی خیـانت کرده ام و پای پسر دیگری درون مـیان است. هر چه اصرار داشتم کـه اشتباه مـی کند گوشش بدهکار نبود که تا اینکه بعد از سال تحویل با من تماس گرفت و خواست همدیگر را ملاقات کنیم. وقتی بـه محل قرار رفتم جمشید از خودرو دوستش پیـاده شد، دیدم یک بطری درون دستش است، او نزدم آمد. ابتدا ادعا کرد بطری پر از ات الکلی است. تعجب کردم چرا آن را داخل خودرو نگذاشته بود!

با هم حرف زدیم. باز موضوع خیـانت را پیش کشید. من دلخور شدم ناگهان درون بطری را باز کرد و مایع داخل آن را بـه صورتم پاشید. سوزش شدید درون صورت و چشمانم همـه وجودم را گرفت. با فریـاد از زنان کمک خواستم. دیگر نمـی دانم چه اتفاقی افتاد.

با این ادعاها بود کـه جمشید درون خرمدره زنجان ردیـابی و دستگیر شد و جرمش را بـه گردن گرفت و گفت بـه خاطر شکست عشقی دست بـه اسیدپاشی زدم.

این مرد اسیدپاش به منظور نخستین بار درون شعبه 71 قدیم دادگاه کیفری استان تهران محاکمـه شد. درون ابتدای این جلسه شیرین درون جایگاه قرار گرفت و گفت:چشم راستم نابینا شده است. همـیشـه بـه صورتم نقاب مـی تای جای خالی چشمم را نبیند. صورتم سوخته و از دیدن چهره ام درون آینـه وحشت دارم. 24 بار جراحی کرده ام اما هنوز جرأت ندارم ماسک را از روی صورتم بردارم. بنابراین تقاضای قصاص چشم جمشید را دارم.

وی افزود:هیچ وقت درون زندگی ام روز خوش ندیدم چرا کـه پدرم معتاد بود و مادرم نیز طلاق گرفته است. چون هیچ سرپناهی نداشتم اسیر عشق خیـابانی شدم. جمشید همـیشـه تهدیدم مـی کرد و نمـی گذاشت آب خوش از گلویم پایین برود.

در این جلسه وقتی نوبت دفاع بـه جمشید رسید، گفت:من بـه شیرین علاقه مند بودم و نمـی توانستم از او جدا شوم. دوبار درون زندان دست بـه زدم اما زنده ماندم! بشدت از عملکرد خود پشیمانم و حرفی به منظور گفتن ندارم. قضات دادگاه بعد از جلسه محاکمـه جمشید را بـه قصاص چشم و گوش راست و همچنین پرداخت دیـه محکوم د و وقتی وی درون آستانـه اجرای حکم قرار داشت شیرین با گرفتن دیـه 154 مـیلیون تومانی و یک واحد آپارتمان 90 متری درون پرند از حق خود کـه قصاص چشم خواستگار اسیدپاش بود اعلام گذشت کرد.

صبح دیروز جمشید تنـها از جنبه عمومـی جرم درون شعبه دوم دادگاه کیفری یک استان تهران تحت محاکمـه قرار گرفت.

جمشید درون آخرین دفاع گفت:اسیدپاشی را قبول دارم اشتباه بزرگی کردم. حرفی به منظور گفتن جز پشیمانی ندارم. تقاضای عفو و بخشش دارم و هم اکنون نیز بـه شیرین از لحاظ مالی کمک مـی کنم و حتی حاضرم با وی ازدواج کنم اما وی حاضر بـه زندگی با من نیست. بنابر این گزارش، بزودی حکم این مرد اسیدپاش صادر خواهد شد.

درخواست ازدواج مرد اسید پاش با قربانی ! : دیه سوختگی صورت با اسید

دیه سوختگی صورت با اسید درخواست ازدواج مرد اسید پاش با  قربانی




[دیه سوختگی صورت با اسید]

نویسنده و منبع: namnak.com | تاریخ انتشار: Wed, 18 Jul 2018 18:56:00 +0000